تبلیغات :
پرسانِش - نرم افزار جادویی آموزش زبان انگلیسی با فیلم های زبان اصلی
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی، صداگیر ماینر ، یونولیت
خرید ویپ
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 1 از 4 1234 آخرآخر
نمايش نتايج 1 به 10 از 38

نام تاپيک: مفاهیم اقتصادی

  1. #1
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض مفاهیم اقتصادی




    اقتصاد، شاخه ای از علوم اجتماعی است که به تحلیل تولیـد،توزیع و مصرف کالاها و خدمات می پردازد.واژه اقتصاد (به انگلیسی: economy)‏ از واژه "oikonomia"که در زبان یونـان باستان

    به معنای "مدیریت خانواده و حکومت"می آید که خود متشـکل از دو واژه"oikos"به معنای "خـانه" و "nomos" به معنای "عرف" و یا "قانون" است. اقتصاد سیاسـی نام اولیـه ایـن رشتـه بود،

    اما اقتصاددانان در اواخر قرن نوزدهم واژه "اقتصـاد" (به انگلیسی: economics)‏ بعنوان فرم کوتاهتر"علوم اقتصادی" (به انگلیسی: economic science)‏ را پیشنهاد کردند تا از دلالـت ضمنی

    ایـن واژه بـر منـافـع سیــاسی مـحـدود جـلوگیـری کـرده باشـند و همـچنـیـن بـه ایـن واژه صـورتـی مشـابـه واژگان دیگـر علـوم ماننـد "ریاضـیـات" (به انگـلیسـی: mathematics)‏، "اخـلاق"

    (به انگلیسی: ethics)‏ و مانند آنها ببخشند.

    نقطه توجه اقتصاد بر این است که عوامل اقـتصادی چگونه رفتار و تعامـل میکنند و اقتـصادهای مختلف چگـونه کار می کننـد. در همین راستـا، تقسیم بندی اولیه کتابهای پایه اقتصاد میان

    اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است. اقتصاد خرد، رفتار عوامل پایه ای اقتصاد،شامل عوامل فردی مانند خانواده ها و شرکتها و یا خریداران و فروشندگان را بررسی می کند.اقتصاد کلان،کلیت

    اقتصاد و عوامل موثر بر آن شامل بیکاری، تورم، رشد اقتصادی و سیاست پولی و مالی را تحلیل می کند.

    دیـگـر تــقـسـیـم بـنـدی هـای کــلان علـم اقتـصــاد ایـن رشـتــه را بـه اقتـصـاد اثـبـاتـی ( بـه انـگلیـسی: positive economics )‏ (تـعــریـف کنـنـده " آنـچــه هـسـت ") و اقتـصـاد هنجـاری

    (به انگلیسی: normative economics)‏ (دفـاع از "آنچـه کـه بایـد باشد")؛ اقتصاد نظـری و اقتـصاد کاربـردی،اقتصاد عقـلانی و اقتـصاد رفتـاری، اقتصاد بستر اصلی یا متـداول (به انگـلیسی

    mainstream economics)‏ (اقتصاد ارتدوکس که بیشتر با پیوند میان "عقلانیت-فردگرایی-تعادل" سروکار دارد)و اقـتصاد مخالف خوان(به انگلیسی: heterodox economics)‏ (که رادیکال است

    و با پیوند میان نهادها-تاریخ-ساختار اجتماعی سروکار دارد).

    تحلیل اقتصادی در تمامی ابعاد جامعه کاربرد دارد، از بازرگانی، دارایی، مراقبت بهداشتی گرفتـه تا موضوعات متنـوعی از قبیـل جرم و جنـایت، آموزش و پرورش، خانواده، حقوق، سیاست،

    مذهب،نهادهای اجتماعی، جنگ، و علوم پایه.در ابتدای شروع قرن بیست و یکم،از گسترش دامنه اقتصاد در علوم اجتماعی دیگر بعنوان امپریالیسم اقتصاد تعبیر شده است.تعداد فزون

    یابنده ای از اقتصادددانان برای تاکید بیشتر بر پایدار نگاه داشتن محیط زیست فراخوانده شده اند و این شـاخه ار تحقیق نام اقتـصـاد زیست محیطی (به انگلیـسی:Ecological economics)‏

    را بـه خود گرفته است.

    تعداد گوناگونی از تعاریف مدرن برای علم اقتصاد وجود دارد.برخی از تفاوت ها بازتاب دهنده تکامل دیدگاه ها درباره موضـوع اقتصاد و یا دیدگاه های مختـلف در میان اقتصـاددانان است.آدام

    اسمیت (فیلسوف اسکاتلندی – 1776) چیزی که در آن روزگار اقتصاد سیاسی خوانده میشد را اینگونه تعریف کرده است:

    شاخه ای از دانش یک دولتمرد یا قانونگزار [با اهداف دوگانه فراهم کردن] درآمـد سرشـار و معـاش خـوب برای مردم ... [و] تامیـن کردن درآمد برای دولـت برای هزینـه در خدمات عمومی.

    ژان باپتیست سه (اقتصاددان فرانسوی، 1803)،همزمان با جدا کردن علم اقتصاد از کاربرد آن در سیاستگزاری عمومی (به انگلیسی: public policy)‏، آن را بعنوان علم تولید،توزیع و مصرف

    ثروت تعریف میکند. توماس کارلایل (تاریخ دان انگلیسی، 1849) اصطلاح "دانش کسل کننده" را بعنوان صفتـی طعنه آمیز برای اقتصاد کلاسیک وضـع کرد،که در این زمینه بیشتـر به تحلیل

    بدبینانه مالتوس (اقتصاددان انگلیسی، 1789) ارتباط پیدا میکرد. جان استیوارت میل (فیلسوف سیاسی انگلیسی، 1844) اقتصاد را در بستری اجتماعی بصورت ذیل تعریف میکند:

    علمی که قوانین پدیده هایی در جامعه را دنبال میکند که از کارهای مختلف نوع بشر برای تولید ثروت برمیخیزد، تا جائی که این پدیده ها بوسیله تعقیب هدف دیگری متعین نشوند.

    آلفرد مارشال در کتابچه خود اصول اقتصاد (1890) تعریفی ارائه میدهد که تا کنون نیز ذکر شده است و تحلیل اقتصادی را از مقوله ثروت فراتر می برد و به سطحی اجتـماع تا سطح اقتصاد

    خردمیکشاند:

    اقتصاد، مطالعه انسان است در کسب و کار معمولی اش در زندگی.اقتصاد به کاوش در این میپردازد که چگونه انسان درآمدش را کسب میکند و چگونه مصرفش میکند.بنابراین،از یک جنبه

    به مطالعه ثروت است و از جنبه مهم دیگر، بخشی از مطالعه خود انسان است.

    لیونل رابینز (اقتصاددان انگلیسی، 1932) به تعریف مفهومی از اقتصاد پرداخت که "شاید مقبول ترین تعریف جاری از اقتصاد باشد:

    اقتصاد دانشی است که رفتار انسان را در رابطه با اهداف و وسائل کمیابی که قابلیت استفاده های دیگری نیز دارند، مطالعه میکند.

    رابینز این تعریف را بعنوان تعریفی می شناسد که نه طبقه بندی کننده، "بمعنای انتخاب انواع معینی از رفتار"، بلکه بیشتر تحلیلی، بمعنای "تمرکز بر جنبه های مشخصی از رفتار است

    که تحت تاثیر کمیابی تحمیل می شوند".



    برخی از نظراتی که متعاقبا درباره این تعریف ابراز شده، آن را بیش از حد گستـرده و ناتـوان از محـدود کردن موضوع به تحلیل بازارها می دانند. به هرحال، از دهه 1960، بدلیـل اینکه تئوری

    بیشینه ساختن رفتار (به انگلیسی: maximizing behavior)‏ و مدل های انتخاب عقلانی،دامنه علم اقتصاد را به حوزه ها و موضوعاتی گسترش داد که قبلا بعنوان رشته هایی مجزا تلقی

    می شدند، اینگونه نظرات و انتقادات فروکش کردند. انتقادات دیگری نیز وجود داشت بمانند اینکه در تئوری کمیابی هیچ توضیحی برای اقتصاد کلان بیکاری گسترده وجود ندارد.

    گری بکـر، یـکی از گستـرش دهنـدگان علـم اقتصـاد بـه حـوزه هـایی نویـن، رویـکرد خـود را به عنـوان "ادغـام فـرضیـه های تئـوری بیشینـه ساختـن رفتـار، ترجـیحـات ثابـت (به انـگلیسی

    stable preferences)‏ و تعادل بازار که بصورتی بی ملاحظه و مصمم بکار گرفته میشد" تعریف می کند. یک تفسیر، این تعریـف را تبدیل اقتـصاد به یک رویـکرد به جـای یک موضـوع علمـی

    خوانده است؛ رویـکردی که با این حال از خاص گرایی زیادی در زمینـه "فرایند انتخـاب و نوع تعـامـل اجتمـاعی که این تحلیـل دربرمیگیرد" برخـوردار اسـت. منبع همان تفسیـر، سلسله ای

    از تعاریف اقتصـاد در کتابچـه هـای اقتصادی را بررسی می کند و نتیجه می گیرد که فقدان توافق مورد نیاز، تاثیری بر خود موضـوع (یعنی علم اقتصاد) که کتابچه ها به آن پرداخته اند ندارد.

    بطور کلی تردر بین اقتصـاددانان ایـن نظرمطرح می شود که ارائه تعریفی خاص بیشتر بازتاب دهنده مسیری است که بنظر پدیدآورنده آن علم اقتصاد در آن تکامل مییابد و یا باید تکامل یابد.



    منبع:

    ویکی پدیا

  2. 9 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #2
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض


    فهرست مطالب



    • برای جستجوی مطلب مورد نظر در تاپیک از سرچ تاپیک و فهرست تاپیک استفاده کنید.
    • برای جستــجـو در پسـت های تاپیـک از کلیـد F3 یا Ctrl + F استـفاده کنیـد و در باکـس باز شـده در پاییـن صفـحه کلـمـه مـورد

    نظـر را وارد کنید.






    Last edited by V E S T A; 06-12-2013 at 14:46.

  4. 5 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #3
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض

    ارزش افزوده (به انگلیسی: Value added)‏ به ارزشی که در فرآیند تولید به ارزش کالاهای واسطه‌ای افزوده می‌شود، گفته می‌شود. این مفهوم به فرآیند تولید مربـوط است و نه به کالای خاص.

    در اقتصاد، تفاوت بین قیمت فروش و هزینه‌های تولید یک محصول، ارزش افزوده در هر واحد است. در مجموع ارزش هر واحد از تمام واحد فروختـه شده، ارزش کل افزوده‌است. ارزش

    کل معادل درآمد خریدهای کمتر از خارج (مواد و خدمات) است. ارزش افزوده بخشی از درآمد شرکت‌های یکپارچه، به عنوان مثال، شرکت‌های تولیدی، و بخش کمتری از درآمد بالاتـر برای شرکـت

    کمتر یکپارچه، به عنوان مثال، شرکت‌های خرده فروشی است. ارزش کل افزوده به هزینه کل کار (از جمله دستمزد، حقوق و منافع) به علاوه "پول نقد" سود عملیاتی (تعریف شده به عنوان سـود

    عملیاتی به علاوه هزینه استهلاک، به عنوان مثال، سود عملیاتی قبل از استهلاک) بسیار نزدیک است. جزء اول (هزینه کل کار) بازگشت به کار است و جزء دوم (سود عملیاتی قبل از استهـلاک)

    و بازگشت سرمایه (از جمله کالاهای سرمایه، زمین، و اموال دیگر) می‌باشد. در حساب‌های ملی مورد استفاده در اقتصاد کلان، به سهم عوامل تولید اشاره دارد، به عنوان مثال، زمین، نیروی کار

    و کالاهای سرمایه‌ای، و به بالا بردن ارزش محصول و درآمد دریافتی توسط صاحبان این عوامل مربوط است. ارزش افزوده ملی بین سرمایه و نیروی کار (به عنوان عوامل تولید) به اشتراک گذاشـته

    شده‌است، و این تقسیم مسائل توزیع را افزایش می‌دهد. در خارج از اقتصاد، ارزش افزوده اشاره به قابلیت "اضافی" (ها) آیتـم‌های مورد عـلاقه (محصول، خـدمات، فرد و غیـره) فراتر از انتـظارات

    استاندارد و ارائه چیزی "بیشتر" با اضافه کردن کمی یا هیچ هزینه به آن است. ویژگی‌های ارزش افزوده رقابتی برای شرکت با محصولات غیر این صورت گران تر است.

    حساب‌های ملی عوامل تولید ارائه "خدمات" است که افزایش قیمت واحد محصول (X) نسبت به هزینه به ازای هر واحد از کالا با متوسط در تولید X. استـفاده می‌شود در حسـاب‌های ملی ماننـد

    سازمان ملل متحد از حساب‌های ملی(UNSNA) و یا درآمد ملی ایالات متحده آمریکا و حساب محصول (NIPA)،ارزش ناخالص افزوده با کسر مصرف متـوسط از خروجی ناخالـص به دست آمده‌است.

    بنابراین ارزش ناخالص افزوده با خروجی خالص برابر است. ارزش خالص افزوده کسر مصرف از سرمایه ثابت (یا اتهامات استهلاک) است کـه به ارزش ناخالص به دست آمده اضافه شده‌است. ارزش

    خالص افزوده بنابراین برابر دستمزد ناخالص، سود خالص قبل از استهلاک مالیات و مالیات کمتر یارانه‌های غیر مستقیم است.



    ارزش افزوده عبارت است از ما به التفاوت ستانده و داده. به عبارت ساده تر و در عمل ارزش افزوده يعني: فروش منهاي خريد.






    براي تبيين موضوع به مثال زير دقت كنيد: يك كارگاه كفاشي را در نظر بگـيريد كه اقدام به توليد كفش مي‌كند. اين كارگاه براي توليـد يك جفت كفـش احتـياج به مواد اوليه به شـرح زير دارد كه هـر

    كدام را به قيمت‌هائي كه در فهرست زير تهيه آمده است، ‌خريداري مي‌نمايد:

    1- چرم رويه: 35000 ريال

    2- كفي كفش: 25000 ريال

    3- ميخ كفاشي: 1000 ريال

    4- چسب كفاشي: 800 ريال

    5- نخ كفاشي : 500 ريال

    بنابراين مجموع خريد اين كارگاه كفاشي براي توليد يك جفت كفش 62.300 ريال مي‌باشد. بعد از انجام يك سري عمليات بر روي مواد اوليه خريـداري شـده، يك جفت كفـش توليد مي‌گردد. توليـد

    كننده كفش، يك جفت كفش را به قيمت 120.000 ريال مي‌فروشد.

    با توجه به تعريف ماليات بر ارزش افزوده كه در صفحه قبل ذكر گرديد، ارزش افزوده ايجاد شده توسط توليد كننده كفش عبارت خواهد بود از :

    خريد ـ فروش = ارزش افزوده

    ارزش افزوده = 62300 -120000=57700




    ارزش‌ افزوده‌ سـتانده‌ هرفعاليـت‌ منـهاي‌ مصـارف‌ واسطه‌ آن‌ فعاليت‌ است‌. طبق‌ استـاندارد سازمـان‌ ملل‌ متحد ارزش‌ افـزوده‌ هربنگاه‌ از دو روش‌ يكـي‌ روش‌ سهـم‌ هريـك‌ از

    عوامل‌ توليد در ارزش‌ افزوده‌ وديگري‌ از روش‌ تفاوت‌ ارزش‌ فروش‌ كالاها وخدمات‌ از هزينه‌ خريد مواد وكالاهاي‌ واسطه‌ به‌ كار رفته‌ براي‌ توليد همان‌ كالاها وخدمات‌ محاسـبه‌

    مي‌شود.


    ویکی پدیا
    vat.ir
    انجمن مدیران صنایع

  6. 3 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #4
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض

    اوراق بهادار (به انگلیسی: Securities) یک ابزار مالی قابل داد و ستد و مثلی (عوض دار) ای است که دارای ارزش مالی می باشد. اوراق بهـادار به طور کلی به صـورت

    زیر دسته بندی می شوند:


    • اوراق بدهی مانند سند بدهی بانک، اوراق قرضه و سهام قرضه


    • اوراق حقوق صاحبان سهام مانند سهام عادی و ...


    • ابزار های مشتقه مثل، قرار دادهای آتی، اختیار معامله، پایاپای


    شرکت یا بنگاهی که اوراق بهادار منتشر می کند، منتشر کننده نامیده می شود. ساختار قوانین کشورها واجد شرایط بودن یک اوراق بهادار را تعیین می کنند. اوراق بهادار،

    می توانند به صورت گواهی صادر شوند و یا به طور عام تر بدون گواهی باشند و تنها در مدخلی الکترونیکی ثبـت شده باشند. گواهـی ها می توانند در وجه حامل باشنـد، به

    این معنا که حمل کننده آن صاحب حقوق ورقه بهـادار اسـت و یا با نام باشنـد که در این صورت تنـها شخـصی که اوراق به نام اوست صاحب حقوق است. اوراق بهادار شامـل

    سهام شرکت ها یا صندوق های سرمایه گذاری مشترک،اوراق قرضه منتشره شده توسط شرکتها و یا واسطه های دولتی،سهام با اختیار معامله و یا هرنوع اختیار معامله

    دیگر، واحد های شراکت محدود و انواع مختلقی از ابزارهای رسمی سرمایه گذاری است که قابل معامله و تعویض باشند.


    این اوراق ، اسنادی هستند که دلالت دارند بر پرداخت مبلغ ثبت شده روی آنها(مبلغ اسمی اولیه ) توسط منتشر کننده آن در آینـده - براساس قرارداد - به دارنـده آن اوراق به

    این صورت ، یک ورقه بصورت ثبتی و قانونی توسط دولت (یا هر موسسه دیگر) منتشر می شود که روی آن مبلغ اسمی و اولیه مشخص شده است . مدت معینی هم برای

    این اوراق در نظر می باشد مثلا اوراق قرضه یکساله ،سه ساله ، پنج ساله و... ضمنا برای این اوراق یک سود ثابتی در نظر می گیرند که در سررسیدهای مشخـص، دارنده

    این اوراق می تواننـد مثلا به موسسـات دولتی منتشـر کننده مراجـعه کرده و آن را دریافـت کنـند. این سـود ثابـت را دولـت ، بخاطر جلـب خریداران می پـردازد. از طرفی دیگر،

    اقتصاددان ها می گویند چون پولهای پرداخت شده توسط مردم به دولت در قبـال اخذ اوراق مذکور، حداقـل در معـرض خطـر تورم هـستند،ـشایداین سود ثابت،یک نوع تضمین

    ارزش واقعی پول باشد.

    منظور از بهادار،در اصطلاح علم اقتصاد،اوراقی است که برای تأمین منابع مالی صادر می‌شود و به چـهار دستهٔ اوراق سهام،اوراق قرضه،اسناد و اوراق

    مشارکت تقسیم می‌شود.




    ویکی پدیا
    دانشنامه اقتصاد و مدیریت
    Last edited by V E S T A; 23-06-2013 at 16:46.

  8. 3 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  9. #5
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض






    تورم
    (به انگلیسی: Inflation)‏ از نظر علم اقتصاد اشاره به افزایش سطح عمومی تولید پول، در آمدهای پولی و یا قیمت است. تورم عموماً به معنی افزایش غیرمتناسب سطح عمومی قیمت

    در نظر گرفته می‌شـود. تورم، روند فزاینـده و نامنظم افزایش قیـمت‌ها در اقتصاد است. هر چند بر پایه نظـریه‌های گونـاگون، تعریف‌های متـفاوتی از تورم ارائه می‌شود، اما، تمـامی آنها به رونـد

    فزآینده و نامنظم افزایش در قیمـت‌ها اشاره دارند. مفـهوم امروزی تورم، در سده نوزدهم میـلادی رواج یافت. پیش از آن، مفهوم دیگری از تورم وجود داشت که جهـت نشان دادن افزایـش حجـم

    اسکناس‌های غیرقابل تبدیل به طلا به کار برده می‌شد. نرخ تورم برابر است با تغییر در یک شاخص قیمت که معمولاً شاخص قیمت مصرف کننده‌است.



    تورم دلالت بر وضعیتی دارد که در آن تقاضـای پولی برای محصـول نسبت به تولید رشـد می‌کند، وضعیـتی که، در نبود کنتـرلی موثر، به صورت افزایش بهای یک واحد از کالای تولیـد شده آشـکار

    می‌شود. تورم معمولاً با افزایش واقعی یا بالقوهٔ سطح عمومی قیمت‌ها، یا به سخـن دیگر، با کاهـش قوهٔ خرید واحد پولی همراه است. در بعضی مواقـع تورم زمانـی به وجود می‌آید که سطـح

    عمومی قیمت‌ها به میزانی که افزایش در بازدهی عوامل و فرایندهای اقتـصادی ایجاب می‌کنند تنزل نیابد. تورم آن طور که معمـولاً فهمیده می‌شود، رابطه‌ای با افزایش نامعـمول قیمـت‌ها دارد.


    زمانی که اقتصاددانان درباره تورم صحبت می‌کنند، به رشد سطح عمومی قیمت‌ها اشاره دارند؛ تورم یعنی باید برای خرید کالاها و خدمات، پول بیشتری پرداخت شود.


    پاره‌ای دیگر از تعاریف، تورم را سیر تراکمی افزایش قیمت‌ها و برگشت‌ناپذیری آن تعریف کرده‌اند. صاحب‌نظران دیگری همچون ریمون بار، ژان مارشـال و گونار میـردال تورم را افزایش زیاد و مـداوم

    قیمت‌ها تعریف کرده‌اند. اگر رشد دستمزدها با رشد بهره‌وری در اقتصاد یکسان باشد، تورم به وجود نخواهد آمد.


    تورم عموما به معنی افزایش غیرمتناسب سطح عمومی قیمت ها در نظر گرفته می شود. به سخن دیگر، تورم، روند فزاینده و نامنظم افزایش قیمت ها در اقتصاد است.

    هر چند بر پایه نظریه های گوناگون، تعریف های متفاوتی از تورم ارائه می شود؛ اما تمامی آنها به روند فزاینده و نامنظم افزایش در قیمت ها اشاره دارند. مفهـوم امروزی تورم، در سـده نوزدهم

    میلادی رواج یافت. پیش از آن، مفهوم دیگری از تورم وجود داشت که جهت نشان دادن افزایش حجم اسکناس های غیرقابل تبدیل به طلا به کار برده می شد.





    منبع:

    ویکی پدیا
    asiyo.ir

  10. 3 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  11. #6
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض

    بودجه (از بوجه فرانسوی، کیف پول)، برنامه ریزی مالی و یک فهرست از تمام هزینه‌های برنامه ریزی شده و درآمد است. این برنامه برای صرفه جویی، استقراض و مخارج است) بودجه

    یک مفهوم مهـم در اقتصـاد خرد، که با استـفاده از خـط بودجه به نشـان دادن تجارت آف بین دو یا چـند کالا است. در شـرایط دیگر، بودجه یک برنامه سازمانی مندرج در شـرایط پولی است.

    به طور خلاصه، هدف از بودجه این است که:

    ۱. ارائه پیش بینی درآمـدها و هزینه یعنی سـاخت یک مدل می‌شود. چگونگی کسب و کار ما در نظر مالی ممکن اسـت انجام استراتژی‌های خاص، رویدادها و برنامه‌های اجرا می‌شوند.

    ۲. فعال کردن عملیات واقعی مالی، از کسب و کار در برابر پیش بینی اندازه‌گیری می‌شود.

    ۳. ایجاد محدودیت هزینه برای یک پروژه، برنامه، و یا عمل است.


    انواع بودجه


    بودجه فروش: برآورد فروش آینده، اغلب به هر دو واحد پول و دلار است. برای اهداف فروش شرکت استفاده می‌شود.

    بودجه تولید : برآورد تعداد واحد تولید است برای برآورده کردن اهـداف فروش. بودجه تولید نیز تخمین زده می‌شـود که هزینه‌های مختلف درگیر با تولید این واحـد، از جـمله نیروی کار و مواد

    ایجاد شده توسـط شرکت‌های محصول محور است. جریان وجوه نقد / بودجه نقدی: پیش بینی هزینه‌های دریافتـی نقدی آینده و برای یک دوره زمانی خاص. معمـولا یک دوره در آینـده کوتاه

    مدت را پوشش می‌دهد.جریان نقدی بودجه کمک می‌کند تا کسب و کار زمانی را برای درآمد کافی برای پوشش هزینه‌ها و زمانی که این شرکت باید به دنبال تامین مالی باشد را تعیین کند.


    بودجه بازاریابی :
    برآورد بودجه برای ترویج، تبلیغات و روابط عمومی مورد نیاز به منظور بازار و یا خدمات محصول.

    بودجه پروژه :
    پیش بینی هزینه‌های مرتبط با پروژه شـرکت خاص است. این هزیـنه‌ها عبارتند از: نیروی کار، مواد، و سـایر هزینه‌های مرتـبط. بودجـه پروژه معمولا به وظایف خاص تقسـیم

    می‌شود، با محول شدن هر بودجه به یک وظیفه. برآورد هزینه مورد استفاده برای ایجاد یک پروژه، بودجه پروژه‌است.

    بودجه درآمد : شامل درآمد دولت و هزینه‌های این درآمد است. درآمدهای مالیاتی از مالیات و دیگر عوارض که دولت بدست آورده‌است.

    بودجه مخارج : شامل هزینه اقلام داده شده


    بیانی دیگر:

    بودجه Budget به صورت عمومي به ليستي از تمامي درآمدها و هزينه‌ها مي‌شود. هدف بودجه به طور خاص به شرح زير است:

    · پيش بيني درآمدها و مخارج

    · مقايسه عملكرد واقعي و پيش بيني شده در بودجه در آينده

    بودجه ارزي: صورت پيش‌بيني درآمدها با خارج ارزي دولت، در بودجه ارزي اقدام عمده درآمد ارزي شامل درآمد حاصل از فروش نفت، خدمات، حسـاب و سرمايه و نيز اعتبارات يوزانس پيش

    بيني مي‌شود و در مقابل هم برآورد هزينه‌هاي ارزي به تفكيك بخش‌هاي مختلف مانند رفاه، خدمات، و واردات كالاهاي اساسي و مصرفي تا ارزي، طرح‌هاي عمراني و ... قرار مي‌گيرد.


    بودجه جاري: بودجه جاريcurrent budget

    بخشي از بودجه عمومي دولت گه مربوط مي‌شود به وظايف و مخارج جاري دولت طي يكسال. عمـدتاً اين مخارج شامل هزينه‌هاي مصـرفي چون پرداخت حقـوق يا دستمزد، اجـاره،كالاهاي

    مصرفي و ... مي‌شود. بودجه جاري بيشتر هضلت و تورم زايي در اقتصاد دارد و به هر حال بايد نسبت مناسبي بين مخارج جاري و هزينه‌هاي سروايه‌اي دولت برقرار باشد.



    منابع:

    ویکی پدیا
    فرهنگ اقتصاد و بازرگاني – اصطلاحات اقتصادي

  12. 3 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  13. #7
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض




    سَفتِه
    یا فَتهِٔ طَلَب سندی تجاری است که بر اسـاس آن شخصی (صادرکننده سفته) تعهد می‌کند مبلغ معینی را در زمان معین یا عندالمطالبه به دیگری (گیرنده سفتـه) بپـردازد.


    سفته به علت خطرات نقل و انتـقال پول و توسـعه تجـارت بین‌المـلل بین بازرگانـان رواج یافـت. امروزه از سفتـه به عنوان یک وسیـله اعتباری در سرمایـه‌گذاری‌های کوتـاه مـدت در

    واحدهای تولیدی،صنعتی،تجارتی و خدماتی استفاده می‌شود.سفته در لغت به معنای چیزی است که از کسی عاریه یا قرض یا در عوض چیزی بگیرند تا در شهر دیگر پس دهند.


    سفته از جمله اسنادی است که بانک‌ها هنگام پرداخت وام از وام‌گیرنده دریافت می‌کنند و در معاملات بازرگانی نیز کاربرد دارد. بدهکار با دادن سفته به طلبکار متعهد می‌شود که

    مبلغ معینی را در زمانی معین به او پرداخت کند. طلبکار می‌تواند سفته را تا زمان آمدن سررسید نزد خود نگاه دارد یا اینکه در صورت نیاز به پول آن، آنچنان که در رساله‌های علمیـه

    آمـده، طلبـش را در برابر دریافـت مبـلغی کمتـر به یک شخـص دیگر انتقـال دهـد. برای انتقـال سفتـه آن را پشت‌نویـسی یا ظهرنویسی می‌کنند،‌ یعنی برای نمـونه پشـت سفتـه

    می‌نویسند: «این سند به آقا/خانم ... انتـقال یافت.» فردی که سفتـه را در اختـیار دارد همچـنین می‌تواند در صورت نیـاز به پول آن قبل از زمان سررسیـد، به بانک مراجـعه کند و با

    ارائهٔ سفته مبلغی پایین‌تر از مبلغ آنچه در سند قید شده را دریافت نماید.در این حالت بانک پس فرارسیدن زمان مقرر،مبلغ را از بدهکار اصلی دریافت خواهد کرد. از شرایط ایـن کار

    این است که بدهی به سبب امور بازرگانی به وجود آمده باشد و تا زمان سررسید سند بیش از ۹۰ روز نمانده باشد. به این عمل بانک تنزیل می‌گویند.


    سفته در ایران سندی نسبتا متروک است و اشخاص ترجیح می‌دهند برای اطمینان از دریـافت طلب خود از چـک استفاده کنند و با تقلب نسبت به قانـون به درج تاریخ مؤخر بر روی

    چک اقدام کنند. از دلایل کاربرد نداشتن سفته می‌توان به وضع ضمانت اجراهای سنگین برای چک در حالی که ضمانت اجرای سفتـه چندان تفاوتی با ضمانت اجرای اسناد عـادی

    ندارد، دریافت مالیات از سفته از طریق حق تمبر به میزان سه دهم درصد مبلغ سفته،تشریفات خاص برای اعتراض به پرداخت نشدن سفته و شبهه ربوی بودن تنزیل سفته اشاره

    کرد. در قانون تجارت ایران سفته چنین تعریف شده‌است:


    فته‌طلب سندی است که به موجب آن امضاکننده تعهد می‌کند مبلغی در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله‌کرد آن شخص کارسازی نماید.مـحل

    معمول برای تهیه سفته شعب بانک ملی ایران است که در آن‌ها سفته را به قیمت سه‌هزارم مبلغ اسمی آن می‌فروشند:



    سفته علاوه بر امضـا يا مـهد متعهد بايد مشخص‌كننده‌ي مبلغ تعهد شده، گيرنده وجه و تاريخ نيز باشد.






    سفته‌های موجود
    نرخ فروش
    سفته‌های موجود
    نرخ فروش
    یک میلیونی ۳۰۰۰ بیست میلیونی ۶۰۰۰۰
    یک و نیم میلیونی ۴۵۰۰ پنجاه میلیونی ۱۵۰۰۰۰
    دو میلیونی ۶۰۰۰ یک صد میلیونی ۳۰۰۰۰۰
    دو و نیم میلیونی ۷۵۰۰ یک صد و پنجاه میلیونی ۴۵۰۰۰۰
    پنج میلیونی ۱۵۰۰۰ دویست و پنجاه میلیونی ۷۵۰۰۰۰
    ده میلیونی ۳۰۰۰۰ سیصد میلیونی

    منبع :
    ویکی پدیا

  14. 3 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  15. #8
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض

    نقدینگی(Liquidity) یا به عبارت صحیح تر، حجم پول، مجموع پول و شبه‌پول است.


    تورم با افزایش نقدینگی

    چون میزان کالا و خدمات در جامعه محدود است، پس باید میـزان نقدینگی به اندازه‌ای باشـد که با کالا و خدمـات برابری کند. اگر میزان نقدینگـی افزایش یابد، کالا و خدمـات در جامـعه کم شده و

    قیمت‌ها افزایش می‌یابد(تورم). کنترل نقدینگی از مهم‌ترین خواسته های کشورها است و سیاست‌های گوناگونی را بدین منظور تدوین می کنند . برای نمونه افزایش فناوری و تولید درون‌مرزی،

    که با گردآوری کالای کافی و بسنده، از تورم جلوگیری می‌کند.


    میزان نقدینگی در مقابل مقدار معینی از کالاها و خدمات می باشد و نقدینگی باید با گردشی که دست افراد جامعه دارد تکافوی جریان کالاها و خدمات را بنماید.بدین ترتیب قیمت کالاها با میزان

    نقدینگی و سرعت گردش آن بستگی پیدا می کند. رشد بی رویه نقدینگی،باعث رشد سریع تقاضا برای کالاها و خدمات شده و چون در کوتاه مدت عرضه کالا و خدمات محدود است این امر منجر

    به ایجاد تورم در اقتصاد می شود. کنترل حجم نقدینگی هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد در تولیدات، کنترل تورم، ایجاد موازنه در پرداخت های خارجی و

    ایجاد اشتغال است. در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف نهـایی اقتـصاد است. بدین منظور حجم نقدینـگی به گونـه ای در نظر گرفته می شود که با حمایت از رشد

    تولیدات داخلی در حد ظرفیت های تولیدی از بروز تورم جلوگیری نماید. مقامات پولی کشورها با استفاده از سیاست های پولی رشد نقدینگی را تحت کنترل قرار می دهند.


    به عبارتی دیگر:

    به حجم پول در گردش نقدینگی گفته می شود. حجم پول در گردش شامل دو مولـفه پایه پولی ضریب فزاینده پولی است. پایه پولی یا همان پول پر قدرت به مجموع اسکناس و مسکوک در گردش

    به علاوه سپرده بانکها نزد بانک مرکزی گفته می شود ولی این عامل به تنهایی حجـم پول در گـزدش را تعییـن نمی کنـد و ضریب فزاینـده پولـی ناشـی از فعالیـت های بانکهای تجـاری و تعـاملات

    اقـتصادی مردم نیز به عنـوان مولفه مهم نقدینـگی عمـل می کند به گونه اییکه اگر نرخ ذخیره قانـونی بانکها نزد بانک مرکـزی برایر باشد حجـم پول در گردش برایر نسـبت پایه پولـی به نرخ ذخـیره

    می باشد. به عبارتی حجم پول در گزدش برابر خواهد بود. واضح است که هر قدر نرخ ذخیره قانونی بانکها نزد بانک مرکزی بیشتر باشد قدرت تولیـد پول بانکها تضعیف شده و حجم کلی نقدینـگی

    به سمت مقدار پایه پولی میل می کند.

    نکته 1: عوامل تاثیر گذار در نقدینگی پنج رکن بانک مرکزی، نظام بانکی، مردم، دولت و بخش خارجی است.

    نکته 2: حجم نقدینگی در یک اقتصاد باید متناسب با میزان تولید کالا و خدمات باشد. در غیر این صورت بدون تردید باعث تورم با رکود در تولید خواهد شد.



    منابع:

    ویکی پدیا
    payvast.com
    daneshnameh.roshd.ir

  16. 2 کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  17. #9
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض

    مالیات بر ارزش افزوده، (Value added tax) امروزه در اروپا این مالیات را «مالیات بر فروش» می‌نامند. مالیات بر ارزش افزوده «مالیات غیر مستقیم» است که مصرف کننده (خریدار)

    آن را به همراه بهای خرید اجناس و خدمات می‌پردازد و دریافت کننده (فروشنده) موظف است مقدار مالیات دریافتی را به خزانه دولـت واریز کند. از آنجا که خود فروشنـده نیز ضـمن خرید

    اولیه چنین مالیاتی را پرداخته ولی مصرف کننده محسوب نمی‌شود، اینست که او حق دارد کل «مالیات‌های ارزش افزوده» پرداختی خود را از کل «مالیات بر ارزش افزوده»های دریافتی

    کسر کرده و مابه تفاوت را به دولت بپردازد.


    مالیات بر ارزش افزوده به تمامی خدمات و کالاهایی تعلق می‌گیرد که در برابر پول در داخـل کشور داد و ستد می‌شوند، مگر آنکه در قانون برای آن شرایط ویژه، از جمله تخفیف‌هایی در

    نظر گرفته باشند. اقلام صادراتی از این مالیات معاف هستند: ر. ک. Duty-free. در بسیـاری کشـورها داروها، خدمات پزشکـی، خدمـات عام المنفعه، مـواد غذایی، کالاهای رسانه‌ای

    چاپی غیر تبلیغاتی (یا با تبلیغات نسبـتا کم) و برخی خدمـات دولتی و جرائم نقـدی شامـل استثناء می‌شوند. اداره مالیـات در حالـت عادی هرگز «تک پسـت»های دریافتـی و پرداختی

    کسبه را در نظر نمی‌گیرد (ولی ممیزی مالیاتی اداره دارایی اینـکار را می‌کنـد)، بلـکه جمـع کـل را در انتـهای سال مورد محاسبه قرار می‌دهد. یک بازرگان یا تولیـد کننده در انتـهای سال

    حجم تمامی مالیات‌های دریافتی از مشتریان را از کل مالیات‌های پرداختی (برای آب، برق، بخاری، خریـدهای شرکت،بنزین خودروها، تعمیر خودروها و صدها پست دیگر) کسر نموده و

    وجه تفاوت را به دولت می‌پردازد.


    تعریفی دیگر :


    از ديدگاه اقتصادي، ارزش افزوده مابه التفاوت ارزش ستانده و ارزش داده است. اما در تدوين قانون,به لحاظ ارائه نگرش مطلوب اجرايي,اين تعريف بر اساس استانداردهاي حسابداري و

    با تكيه بر روش صورتحساب ارائه ميگردد.بر اين اساس،ارزش افزوده را تفاوت بين ارزش كالاها و خدمات عرضه شده با ارزش كالاها و خدمات خريداري شده يك شخص در يك دوره معين

    تعريف ميكنند.با توجه به تعريف مذكور، ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات چند مرحله اي است كه در مراحل مختلف زنجيره توليد و يا خدمات ارائه شده اخذ ميگردد.اين ماليات در واقع

    نوعي ماليات بر فروش چند مرحله اي است كه خريد كالاها و خدمات واسطه اي را از پرداخت ماليات معاف ميكند.


    نمونه چرخش مالیات بر ارزش افزوده

    تاجـر یا کشـاورز جنگلدار یک کیلوگرم چوب درخت را به بهای ۱۰ ریال به کارخـانه کاغذسـازی می‌فروشد و ۱ ریال مالیـات بر ارزش افزوده کسب می‌کنـد.کاغذ تولیـد شده از دست دهها

    تولیدکننده و بازرگان و دلال عبـور می‌کنـد تا در انتـها به شکـل یک کتـاب با قیـمت فروش ۵۰۰۰۰ ریال (با مالیات نهفته ۱۰ درصدی = ۴۵۴۵ ریال) به دسـت مصرف کننده برسد.در این بین

    خزانه دولت شاید ده‌ها یا صدها بار مالیات بر ارزش افزوده کسـب کرده و باید کل مبـالغ تفـاوت ارزش‌های افزوده دریافتی را به پرداخـت کننده‌ها یعنی همه «ارزش افزا ها» که در تبدیل

    چوب به کتاب سهیم بوده‌اند، از جمله: جنگل دار، چوب بُری، اره ساز، فروشنده اره، تا کاغذ ساز، شرکت‌های باربری و ترابری، شرکت برق، شرکت آب،شرکت تلفن، شرکت دفع زباله،

    سازنده رنگ کاغذ، سازنده رنگ چاپ، رنگ کاغذ فروش، رنگ چاپ فروش، عمده فروش‌های مختلف، چاپخانه کتاب، صحافی کتاب، شرکت‌های تبلیغات و تک فروش کتاب بازگرداند،زیرا

    مالیات بر ارزش افزوده حقیقی را فقط باید مصرف کننده انتهایی بپردازد.این امر کار بخش خصوصی و اداره‌های مالیات را بسیار سنگین می‌کند.به همین خاطر گهگاهی بحث آن مطرح

    می‌شود که بهتر است این مالیات را از داد و ستدهای بین «ارزش افزاها» (تولید کننده گان، فروشنده‌های میانی و دلال‌ها) حذف کنند.


    نمونه ساده محاسبه:

    تسویه حساب بازرگان با مالیات ۱۰ درصدی:خرید جنس با بهای ۱۰۰ ریال + ۱۰ ریال مالیات و افزودن ارزش جنس... و در انتها ۳۰۰ ریال فروش با ۲۷/۲۷ ریال مالیات نهفته در بهای فروش.

    مابه تفاوت قابل پرداخت به خزانه دولت = ۱۷/۲۷ ریال.


    ۱۰۰ ریال + ۱۰٪ = ۱۱۰ ریال ← افزودن ارزش (دلالی، فروش یا تولید فرق نمی‌کند) ← فروش به قیمت ۲۷۲/۷۳ ریال + ۱۰٪ مالیات (= ۲۷/۲۷) = ۳۰۰ ریال



    منابع:

    ویکی پدیا
    سایت سازمان امور مالیاتی کشور نظام مالیات بر ارزش افزوده

  18. این کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  19. #10
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,502

    پيش فرض



    درآمد سرانه

    كل درآمد يك گروه تقسيم بر تعداد افراد آن.براي مقايسه‌ي سطح زندگي مردم در كشورهاي مختلف از نظر درآمدي، راه مناسبتر آن است كه به جاي درآمد كل از درآمد سرانه، كه نشان

    دهنده‌ي نوعي توزيع درآمد است، استفاده شود. برای محاسبه درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی کشور را بر جمعیت تقسیم کرده عدد به دست آمده درآمد سرانه کشور است.

    برای محاسبه درآمد سرانه دو فرمول وجود دارد. روش دوم که سازمان‌های بین‌المللی آمار خود را براسـاس آن محاسبـه می‌کنند روش برابری قـدرت خرید اسـت.هر دوی این آمارها قابل

    اتکاء هستند اما مفاهیم آنها قدری متفاوت است، معنی آمار براساس قدرت خرید این است که: چه مقـدار درآمد به قیمت ایران قدرت خریدی به اندازه همان مقـدار در دیگر کشورها دارد

    و در واقع هم همه کشورها قدرت درآمد را با قدرت خرید مقایسه می‌کنند. سازمان ملل، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول هر دو آمار را با هم ارائه می‌دهند.

    بر همین اساس درآمد سرانه ایران مطابق آمار منتشر شده تا سال ۲۰۰۵ میلادی حدود ۲ هزار و ۶۰۰ دلار است که به دلیل بالابودن جمعیت ایران، رشد درآمد سرانه ایران نسبت به رشد

    کل اقتصاد کمتر است و شاید در حد ۸/۳ درصد رشد سرانه باشد.

    روش دیگری که سازمان‌های بین‌المللی آمار خود را براساس آن محاسبه می‌کنند روش قدرت برابری خرید است که مطابـق آمار تا سال ۲۰۰۵ تولید ناخالـص داخلی ایران ۸ هزار و ۵۰ دلار

    است که با رشد ۸/۳ درصد سرانه در حال افزایش است.

    هر دوی این آمارها قابل اتکاء هستند اما مفاهیم آنها قدری متفاوت است، معنی آمار براساس قدرت خرید ایـن است که ۲هزار و ۶۰۰ دلار درآمـد به قیمت ایران قـدرت خریدی به اندازه ۸

    هزارو ۵۰ دلار در نیویورک دارد و در واقع همه کشورها قدرت درآمد را با قدرت خرید مقایسه می‌کنند.

    سازمـان ملل، بانـک جهـانی و صندوق بین‌المللی پـول هر دو آمـار را با هم ارائه می‌دهند که بر اساس این آمارها در بین کشـورهای دنیا، در حال حاضر ایـران از لحـاظ قـدرت برابری خریـد،

    بیستمین کشور در دنیا است.



    ویکی پدیا
    infomanagement2010.blogfa.com

  20. این کاربر از V E S T A بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


صفحه 1 از 4 1234 آخرآخر

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •