تبلیغات :
پرسانِش - نرم افزار جادویی آموزش زبان انگلیسی با فیلم های زبان اصلی
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی، صداگیر ماینر ، یونولیت
خرید ویپ
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




مشاهده نتيجه نظر خواهي: بهترین آلبوم احمد کایا از نظر شما کدومه ؟

راي دهنده
4. شما نمي توانيد در اين راي گيري راي بدهيد
  • 1.aglama babaim

    2 50.00%
  • 2.Acilara tutunmak

    0 0%
  • 3.Safak Turkusu

    0 0%
  • 4.An Gelir

    0 0%
  • 5.Yorgun Demokrat

    0 0%
  • 6.bas kaldiriyurum

    0 0%
  • 7.Resitaller1

    0 0%
  • 8.adi bahtiyar

    1 25.00%
  • 8.Resitaller2

    0 0%
  • 10.Sevgi Duvari

    0 0%
  • 11.basim belada

    1 25.00%
  • 12.Dokunma yanarsin

    0 0%
  • 13.Tedirgin

    0 0%
  • 14.Sarkilarim Daglara

    1 25.00%
  • 15.beni bul

    1 25.00%
  • 16.yildizlar ve yakamuz

    0 0%
  • 17.Dusta Dusmana Karsi

    2 50.00%
  • 18.Hoscakalin Guzum

    1 25.00%
  • 19.Birasda San AGLA

    2 50.00%
  • 20.Kalsin Benim Davam

    0 0%
Multiple Choice Poll.
صفحه 22 از 25 اولاول ... 121819202122232425 آخرآخر
نمايش نتايج 211 به 220 از 250

نام تاپيک: تاپیک اختصاصی احمد کایا

  1. #211
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض

    در اینجا می خوام تو ضیحاتی راجع به آلبوم 2005 احمد کایا با نام kalsin benim davam بدهم.این آلبوم بیشتر از اشعار جاودانه پیر سلطان عبدا... اسطوره کردهای شیعه ،خصوصا شهرقونیه که بارگاه مولانا را در بر دارد است.نام پیر سلطان را در ترانه های قبلی کایا شنیده بودیم.مثل safakturkusu .و اکثر ترانه های این آلبوم در مدح ائمه اطهار و به خصوص علی (ع) است.نام این ترانه ها عبارتند از:geldim،kalsin benim davim،derdin ne seninترانه عرفانی دیگر هم با نام turna semahi هم وجود دارد که از آهنگ متمایزی برخوردار است.
    تنها ترانه این آلبوم که زبان حال خود احمد کایا است ،arpa oraga geldi نام دارد که درباره درد
    غربت و یادکردن خاطره های وطن است. جالب اینجاست که این ترانه از کلیپ زیبایی هم
    برخوردار است.بله،کایا همه کارهای این آلبوم را قبلا انجام داده بود.همسرش بنا به وصیت
    احمد این آلبوم را در سال 2005 منتشر کرد.بعد از انتشار این البوم مردم ترکیه به شدت بهت زده
    شدند.چون احمد کایا هیچ وقت روی دیگر سکه اش را نشان نداده بود.یعنی مدح ائمه و پیغمبر
    (صلوات ا...) و عرفان و ... .کایا تا قبل از تبعید اشعاری می خواند که در آن کلمات راکی و دیازپام
    و آنتی بیوتیک به چشم می خورد.

    اینم ترانه kalsin benim davam همراه با تصاویر میکس شده با نقاشی های علی (ع):
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

  2. #212
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض

    اینم عکسی زیبا از احمد کایا:
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
    Last edited by ahmet kaya; 30-10-2007 at 08:00.

  3. #213
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض

    یکی از معروفترین حرفهای کایا:
    (من همیشه و در همه جا آماده مرگم و کفنم را با خود به دنبال دارم و اگر بمیرم ....)
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

  4. #214
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض ما سه نفر بودیم(biz üç Kişiydik )در آلبوم Dokunma Yanarsin

    ما سه تن بودیم
    بدیر خان، نازلی جان و من
    سه دهان، سه دل، سه فشنگ سوگند خورده
    و نام‌مان چونان بلایی بر کوه‌ها و سنگ‌ها نوشته،
    گناهی سنگین بر گردن‌مان
    تفنگی قیقاجی در آغوش‌مان
    دست بر ماشه و گوش خوابانیده بر صداهای دور و نزدیک
    و پشت، بر خاک امانت سپرده…
    دست‌های سردمان را
    با گلپرهای تلخ گرم می‌کردیم
    در زیر لحاف ستارگان در
    آغوش هم فرو می‌رفتیم
    دریا در دور دست‌ها بود
    و تنهایی نگران‌مان می‌ساخت…
    شب در بلندای پرتگاه‌ها
    زوزه شغال‌های فراسو
    بر صورت‌مان
    نان‌مان و ترانه‌مان می‌کوفت ومی‌گذشت…
    نازلی جان آویشن را چون سیگاری می‌پیچید
    دودش را فرو می‌بلعید
    و ما پنهانی نگاه می‌کردیم و دلریسه می‌رفتیم
    شاید نازلی جان را
    درنوای نی چوپانی
    جا گذاشتیم
    شبیه کرم شبتابی که آرام آرام خاموش می‌شود
    او پروانه کوچکی شد
    و نعشش در میان‌مان افتاد
    شبیه گلوله ای ، شبیه مینی شعله کشید وتمام شد

    آی نازلی جان!
    آهوی بیابان‌های وحشی !
    نازلی جان که گیسوانت را توفان‌ها شانه می‌زدند
    تو هم باید اینگونه به سرزمین ستارگان می‌رفتی
    آی نازلی جان!
    ای زخم خورده از جان خویش!
    نازلی جان هیجان سراسیمه!
    پروانه یک عشق در سینه من !
    شکوفه ییلاق‌های خنک !
    نازلی جان!
    آه نازلی جان!
    دیگر شبیه اردوهای شکست خورده
    پایمال شدیم
    بی پناه گشتیم
    و با دلی شکسته به مخفی گاه‌مان برگشتیم
    باقی همه حس مرگ بود، باقی همه سکوتی گنگ
    رفتیم با جای خالی نازلی جان در میان‌مان

    بدیر خان را
    در حالی‌ که چندین محاصره بزرگ را شکسته بود
    در گذرگاهی از پشت زدند
    او چونان تفنگی آویزان از شانه لرزید و دستهایش به دو طرف اوفتاد
    مرگ مانند گیاهان گزنه اطرافش را گرفته بود
    و سایه‌اش در زیر نور ماه
    شبیه درختی واژگون اوفتاده بود
    کنارش دراز کشیدم، با قطره‌ای اشک پلک‌هایش را لمس کردم
    در حالیکه طنین ضربان تمام شده قلبم
    سینه‌ام را می‌ترکاند
    دارد انگار شوخی می‌کند
    او کمی بعد بیدار خواهد شد
    کمی بعد آتش را به هم خواهد زد
    و سیگاری خواهد پیچید
    اما مرگ صادقانه در ملاقاتش پایداربود
    او هم دیگر چون نازلی جان اینجا نخواهد بود

    آی بدیر خان!
    غول شبهای تاریک!
    آی بدیر خان!
    بلای
    پرتگاههای وحشی!
    چنینت خواهم خواند
    وقتی از تو سخن می‌گویم
    آی بدیر خان!
    آشیانه شاهین مزار توست
    بدیر خان
    گریز پای کوه‌های کبود!
    بدیر خان!
    که چشم‌های آبی‌ات
    چونان چاقویی در ظلمت شب می‌درخشید
    بدیر خان!
    آه بدیر خان

    ما سه تن بودیم سه شکوفه انتحار بدیر خان، نازلی جان و من ـ صوفی ـ

    شاعر:یوسف هایال اغلو
    آهنگ احمد کایا

  5. #215
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    12 .....pkk.......

    راستی پریروز 28 اکتبر بود سالروز تولد احمد کایا...!!!

    درست قبل از روز ملی جمهوری در ترکیه...!!!براستی که کایا از بدو تولد مبارزه را آغاز کرده بود...
    دیشب جشن عظیمی در استانبول و دیگر شهرهای ترک نشین و مرفه ترکیه برگزار شد.به چه قیمتی؟!!!
    به قیمت به خون غلطیدن جوانان کرد که فقط مثل کایا اجازه اعلام هویت می خواهند...!!!همان جوانانی
    که دولت ترکیه آنها را تروریست نامیده است.براستی دلیل pkk برای اعمال خشونت علیه ترکها چیست.
    کردها تا چند سال پیش حق رای هم نداشتند در حالی که 25 میلیون نفر از جمعیت ترکیه را شامل می شدند.
    به دلیل بمباران مناطق مسکونی و... .
    کنسرت سال 1999 احمد کایا در برلین آلمان که بعد از ماجرای اهدا جوایز و قبل از موعد بعدی داداگاه کایا برگزار شد
    در حمایت از این جوانان و این مظلومیتها بود که به همین دلیل هم کایا را به 10 سال حبس به صورت غیابی محکوم
    کردند.کایا بعد از تبعید که دیگر آب از سرش گذشته بود،با کنسرت های مختلف حمایت خود را از گروه pkk اعلام کرد.
    در برلین،کلن،هامبورگ،لندن،و آخرین جا پاریس...که لینک یوتوبشون رو گذاشتم...


    Last edited by ahmet kaya; 31-10-2007 at 07:29.

  6. #216
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض

    AYRILIĞIN HEDİYESİ

    Şimdi saat sensizliğin ertesi
    Yıldız doğmuş gökyüzü ay aydın
    Avutulmuş çocuklar çoktan sustu
    Birben kaldım tenhasında...
    Gecenin avutulmamıs ben.

    Şimdi gözlerime ağlamayı öğrettim
    Ki bu yaşlar utangaç boynunun
    kolyesi olsun
    Buda benim sana
    ayrılırken hediyem olsun.

    "Soytarılık etmeden
    güldürebilmek seni
    Ekmek çalmadan doyurabilmek
    Ve haksızlık etmeden
    doğan güneşe
    Bütün aydınlıkları içine
    sezebilmek gibi
    Mülteci isteklerim oldu
    arasıra biliyorsun
    Şimdi iyi niyetlerimi bir bir
    yargılayıp asiyorum
    Bu son olsun, son olsun."

    Şimdi saat yokluğunun belası
    Sensiz gelen sabaha günaydın
    İşi gücü olanlar çoktan gitti
    Bir ben kaldım voltasında gecenin
    Hic uyumamış ben.

    Şimdi gözlerime ağlamayı öğrettim
    Ki bu yaşlar utangaç
    boynun kolyesi olsun
    Bu da benim sana
    Ayrılırken hediyem olsun.

    "Kafamı duvara vurmadan
    tanıyabilmek seni
    Beyninin icindekileri anlıyabilmek ve
    Yitirmeden yüzündeki anlık
    tebessümü
    Bütün saatleri öyleyce
    Dondurabilmek için
    Çıldırasıya paraladım kendimi
    Lanet olsun
    Artık sigarayı üç pakete
    çıkarttım günde
    Olsun gözüm olsun,
    ne olacaksa olsun..."

    Söz: Yusuf Hayaloğlu
    Müzik:Ahmet Kaya

    هدیه جدایی

    به ساعت بی تو بودن رسیدم.
    کودکان در خواب ساکتند و
    تنها منم که بیدارم.
    به چشمهایم آموختم گریستن را
    تا قطره های اشکم
    سینه ریزی برای تو شوند.
    هدیه جدایی ام به تو این است.

    بی لودگی تو را خنداندم.
    بی دزدی سیرت کردم.
    بی پشت کردن به خورشید
    درونت را چراغان کردم.
    چه رویاهای زیبایی داشتم و
    اینک آنها را
    یک به یک محاکمه و محکوم می کنم
    و به دار می کشم.
    هدیه جدایی ام به تو این است.

    به ساعت نحس بی توبودن رسیدم.
    هم سایگان همه به سرکار خود رفته اند.
    تنها منم که مانده ام هنوز.

    مجنون وار سر به دیوار نزدم.
    تو را شناختم و فهمیدم.
    از یاد نبردم تبسم زیبای چهره ات را.
    روزهای با تو بودن را منجمد کردم در خاطرم.
    لعنت بر من...!!!
    خود را زخم زدم و
    سیگار هر روزه ام را
    به سه پاکت رساندم.

    آنچه تو می خواستی،
    همان شد...

    شاعر:یوسف هایال اغلو
    آهنگساز:احمد کایا


  7. #217
    حـــــرفـه ای
    تاريخ عضويت
    Jan 2007
    پست ها
    3,350

    پيش فرض

    ahmet kaya جان سلام، تنهایی دارین تو این تاپیک زحمت میکشین. خسته نباشین، یه دنیا سپاس...


  8. #218
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض

    همین تشکرها خستگی منو از بین می بره،زنده باشی جناب...

  9. #219
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    پيش فرض

    ترانه mahur در کنسرت هتل کاپریس در پاریس:
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
    Last edited by ahmet kaya; 01-11-2007 at 07:27.

  10. #220
    اگه نباشه جاش خالی می مونه ahmet kaya's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2007
    محل سكونت
    damavand
    پست ها
    300

    12 دست نزن !آتیش می گیری!(dokunma Yanarsin)

    DOKUNMA YANARSIN

    “Çocukluğum çıraklıkta geçti kir pas içinde
    Gençliğim korsan yürüyüşlerde eylemlerde
    Hapse erken düştüm, copla erken tanıştım
    Küçük voltalardan bıktım usandım
    Şimdi uçsuz bucaksız ovalarda
    Adımlarımı saymadan
    Geriye dönüp bakmadan, usanmadan, bıkmadan
    Deli taylar gibi koşmak istiyorum
    Ve görüyorsun ki aşkı beceremiyorum
    Beni kendi halime bırak yavrucum
    Ben yolumu nasıl olsa bulurum”

    Upuzun cayırlarda yalınayak koşmak istiyorum
    Saçlarım rüzgara konuk yüzüm dağlara dönük
    Göğsümün çeperini ölümle sınayan esaret
    Ve yüreğimi yararcasına zorlayan cesaret
    Kıyasıya vurşsun, vuruşsun istiyorum
    Koşmak... koşmak istiyorum sevgilim, koşmak istiyorum
    Dönemezsem beni affet...
    Kıyasıya vursun, vursun istiyorum
    Koşmak istiyorum sevgilim, koşmak, koşmak...
    Dönemezsem beni affet...

    Firarilerin uzmanı olmuşum
    Bütün istasyonlarda afişim durur
    Beni bir çocuk bile vurur
    Dokunma bana fişlenirsin
    Dokunma bana ellerin tutuşur
    Dokunma bana çıldırırsın
    Dokunma bana sende yanarsın.

    “Koşmak egzozların molozların yağmaların kıyısından
    Onca insafsızlıkların, onca haksızlıkların
    Manzarasızlıkların, parasızlıkların, Allahsızlıkların kıyısından
    Kimseye ve hiçbir şeye değmeden
    Ciğerlerimi yok edercesine koşmak istiyorum.
    Yerken içerken, meşk ile kendinden geçerken birileri
    Namlunun ucunu görünce sıvışırken birileri
    Birileri ölüp, birileri nutuk atarken köşe yazılarında
    Kavga etmeden, bir daha tutuklanmadan
    Ve küfür etmeden
    Kafamı kırarcasına koşmak istiyorum”

    Avucunu son bir defa ağlamadan tutmak istiyorum
    Gözlerim yüzüne küskün sazım sevgine suskun
    Saatti ayrılığa kurmuşum olmaz teslimiyet
    Ziyan aklımı senle bozmuşum
    İçerim felaket
    Kurşunlara geleyim, geleyim istiyorum
    Ölmek, ölmek istiyorum, ölmek istiyorum sevgilim
    Sağ kalırsam affet...
    Kurşunlara geleyim, geleyim istiyorum
    Ölmek istiyorum sevgilim, ölmek, ölmek...
    Sağ kalırsam affet...
    Firarilerin uzmanı olmuşum
    Bütün telsizlerde adım okunur
    Beni bir çocuk bile bulur
    Dokunma bana çıldırırsın
    Dokunma bana ellerin tutuşur
    Dokunma bana fişlenirsin
    Dokunma bana sende yanarsın...

    Söz: Yusuf Hayaloğlu
    Müzik: Ahmet Kaya

    دست نزن ! آتیش می گیری!

    بچه گیم به پادویی تو لجن زارا گذشت،
    جوونیم تو راهپیمایی و میتینگهای ممنوعه.
    خیلی زود افتادم زندون.
    درد با توم رو خیلی زود تجربه کردم.
    تو جاهای تنگ و تار کلافه می شم.
    حالا می خوام تو یه دشت بدون مرز بدوام،
    بدون شمردن قدمام،
    بدون نگاه کردن به پشت سرم.
    بدون ترس و بدون دلتنگی.
    می خوام بدوام عینهو یه اسب وحشی.
    عشقو بلد نیستم!عزیز!
    بی خیال من شو و بذار خودم راهمو پیدا کنم!

    بذار پاپتی شلنگ بندازم تو این دشت.
    موهام تو چنگ باد و نگام به کوهها.
    می خوام خلاص بشم از بندی که مرگ به گردنم انداخته.
    قلبم زخمیه.
    می خوام بدوام-عشق من!-می خوام بدوام...
    اگه برنگشتم منو ببخش!
    استاد فرار کردنم.
    اعلانم به تموم دیواراس.
    یه بچه هم می تونه منو بشناسه.

    جرقه می زنی!دست نزن به من!
    دست نزن به من!آلوده می شی!
    دیوونه نشو!لمسم بکنی،
    یهو می بینی توی آتیشی!

    می خوام بگذرم از کنار دودها و دروغها.
    از دل ظلمها و زخمها.
    از بی منظره موندنها،بی پول موندنها،بی خدا موندنها...
    نمی خوام با هیشکی سرشاخ بشم.
    اون قدر می دوام تا جیگرم آب بشه.
    نه مثل اونایی که تنهایی عرق می خورن و
    تنهایی مست می کنن.
    نه مثل کسایی که
    از صدای گلوله
    جاشون خیس میشه.
    نه مثل اونایی که بعد اعدام یه مبارز،
    ستونای روزنامه رو واسه تسلیت گفتن سیاه می کنن.
    بدون جنگ،
    بدون زندونی شدن،
    بدون بد و بیراه گفتن...
    می خوام اون قدر بدوام تا بمیرم.

    می خوام دستاتو بگیرم واسه آخری دفعه!
    نمی خوام گریه کنی!
    پشمام با تو قهرن و
    سازم با ترانه هات!
    ساعتو رو جدایی کوک کردم و
    آمادم!
    رویاهامو برمیدارم و می رم.
    دروغ گفتن نشونه ضعفه.
    می خوام به گلوله ها برسم.
    می خوام بمیرم!عشق من!
    اگر زنده موندم ،
    منو ببخش!
    استاد فرار کردنم.
    اسمم تو تموم بیسیماس.
    به بچه هم می تونه بشناسدم.

    جرقه می زنی!دست نزن به من!
    دست نزن به من!آلوده می شی!
    دیوونه نشو!لمسم بکنی،
    یهو می بینی توی آتیشی!

    شاعر:یوسف هایال اغلو
    آهنگ:احمد کایا


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •