تبلیغات :
دانلود فیلم جدید
ماهان سرور
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 6 از 16 اولاول ... 2345678910 ... آخرآخر
نمايش نتايج 51 به 60 از 153

نام تاپيک: موسیقی بانوان

  1. #51
    در آغاز فعالیت
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    پست ها
    10

    پيش فرض

    توصیف شده توسط واشنگتن پست به عنوان ؛عالی-بی عیب و نقص .از سالهای کودکی شروع به فراگیری گیتار نمود و پس از پایان هنرستان موسیقی در سال ۱۳۵۶ به آمریکا عزیمت نمود او لیسانس خود را در رشته موسیقی از كنسرواتوار موسیقی بوستون و فوق لیسانس را در نوازندگی گیتار لز كنسرواتوار موسیقی نیوانگلند اخذ نموده است. ایشان اولین خانم نوازنده گیتار می‌باشند كه موفق به دریافت دكترا در رشته موسیقی و گیتار شده‌اند.
    لی لی افشار جوایز بین المللی بسیاری را در طول زندگی هنری خود کسب کرده است كه می توان به جایزه عالی مسابقات بنیاد گیتار كلاسیك آمریكا، جایزه ممتاز جشنواره مسابقات گیتار موسیقی اسپن، جوایز اول مسابقات گیتار انجمن ملی استادان موسیقی و انجمن استادان سازهای زهی آمریكا جایزه كمیته انجمن هنرمندان تكنواز موسیقی و جایزه كمیته انجمن هنرمندان تكنواز موسیقی و برنده جایزه بهترین گیتاریست کلاسیک زن در سال ۲۰۰۰ توسطOrville h. Gibson اشاره كرد .
    او بعنوان نوازنده مستر كلاسهای آندرس سگوویا (بنیانگذار گیتار کلاسیک نوین) که دردانشگاه کالیفرنیای جنوبی برگزیده شد و در همان زمان بود که سگوویا در یک مصاحبه تلویزیونی در NBC در مورد او گفت :
    او بی شک یکی از مشاهیر گیتار کلاسیک در جهان خواهد شد
    دکتر لیلی افشار کرسی پرفسوری خود را در دانشگاه ممفیس در سال ۲۰۰۰ بدست آورد و بیش از ۱۴ كه سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس نوازندگی گیتار را در دانشگاه ممفیس اداره می كند .
    وی اجراهای متعددی در سالن‌های مشهور اروپا، آسیا، شمال و جنوب آمریكا، آفریقا و استرالیا داشته است كه چندی پیش شاهد (۱۳ - ۱۴ مرداد ) اجرای این نوازنده برجسته در فرهنگسرای نیاوران بودیم و چند سالی هست كه وی علاوه بر اجرای كنسرت -مستر كلاسهایی را برای علاقمندان به گیتار كلاسیك در ایران برگذار مینمایند كه باید بجرات گفت پیشرفت و ارتقای گیتار كلاسیك در كشورمان در این چند سال اخیر مرهون زحمات و فعالیتهای آموزشی ایشان بوده است




    ممنون از مطالب بسيار خوبي كه در اين تاپيك ارائه ميكنيد
    من با اينكه از بانوان نيستم از اين بابت عذرخواهي ميكنم ولي از مطالب شما استفاده ميكنم . و كمال تشكر را دارم .
    من در رشته گيتار كلاسيك فعاليت دارم و مطلبي در رابطه با خانم افشار از اساتيد بزرگ ايراني در گيتار كلاسيك ديدم كه ضمن تشكر براي علاقه مندان دو لينك از كارهاي ايشان كه در سايت بزرگ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] tube.com پيدا كردم را اينجا قرار ميدهم . شايد مورد توجه علاقه مندان قرار گيرد .
    ضمنا لازم به توضيح است كه كه شما در سايت بزرگ يوتيوب ميتوانيد در قسمت سرچ يا جستجوي آن بسياري از كارهاي موسيقي در رشته هاي مورد علاقه خود را پيدا كنيد .

    دو كليپ زير از خانم لي لي افشار
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] =

    لازم به توضيح است علاقه مندان در صورت كليك بر روي لينكهاي فوق در صورتي كه قادر به مشاهده كليپ ها نبودند به اين علت ميتواند باشد كه برنامه فلش در كامپيوتر آنها نصب نيست و با يد براي ديدن اين سايت مجهز به برنامه فلش باشند .

    با تشكر

  2. #52
    حـــــرفـه ای Asalbanoo's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    10,370

    پيش فرض

    ممنون از توجه و لطفت عزیز

  3. #53
    حـــــرفـه ای magmagf's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    14,650

    پيش فرض مصاحبه با ترانه مکرم ترانه سرای جوان

    سلام و درود به شما خانم مکرم وممنون از اینکه با وبلاگ فقط معین حاضر به مصاحبه شدید.اول این رو بگم که ترانه ی طلوع من بسیار مورد استقبال قرار گرفت مخصوصا از جانب طرفداران اقای معین.سوالاتی در مورد این ترانه ی زیبا وجود داره که از شما می پرسم:

    ۱.چطور شد که به فکر سرودن این ترانه(طلوع من)افتادید؟ایا این ترانه مانند سایر ترانه های دیگر شما سروده شد یا از روال دیگری تبعیت می کرد؟

    ترانه مکرم:ترانه ی طلوع من در یک بعد از ظهر در حال و هوایی خاص سروده شد.شاید این ترانه از جمله ترانه هایی بود که به صورت کامل و آنی به من الهام شد.

    ۲.وبلاگ فقط معین:داستان همکاری شما با آقای معین در ترانه ی طلوع من چه بود؟

    ترانه مکرم:شاید یک اتفاق؛لطف دوستی به نام آقای شایان و همچنین برادر آقای معین.من تا لحظات آخر هم ناباور بودم از این که این اتفاق چگونه به وجود آمد.

    ۳.وبلاگ فقط معین:آیا سبکی که آقای معین این ترانه را اجرا کردند همان سبکی بود که شما دوست داشتید تا این ترانه خوانده شود؟

    ترانه مکرم:صد در صد من این ترانه را حتی با صدای ایشان برای خودم تجسم کرده بودم.

    ۴.وبلاگ فقط معین:به ترانه ی طلوع من به عنوان یکی از سروده های خودتان چه رتبه ای می دهید؟منظورم این است که سطح این ترانه نسبت به سایر ترانه هایتان چگونه است؟در بین ترانه هایتان چقدر با این ترانه ارتباط پیدا کردید؟ یا این که در یک جمله در بین ترانه هایتان چقدر این ترانه را دوست دارید؟

    ترانه مکرم:سوال جالبی رو مطرح کردید.حقیقتا در این سبک ترانه های زیادی دارم اما این ترانه از اول هم برای من رنگ و بوی متفاوت تری داشت.حقیقتا به کل کار علاقه ی زیادی دارم.

    ۵.وبلاگ فقط معین:پیش از این سابقه ی همکاری با آقای معین را داشته اید؟

    ترانه مکرم:متاسفانه خیر؛اما این افتخار نصیب من شد.

    ۶.وبلاگ فقط معین:کدامیک از ترانه های آقای معین و همچنین کدامیک از اهنگهای آقای معین را بیشتر دوست دارید یا بیشتر با ان خاطره دارید؟

    ترانه مکرم:آهنگ کعبه؛کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد(آهنگ راز) و هوس(برای من نوشته...)

    ۷.وبلاگ فقط معین:نظر شخصی شما نسبت به آقای معین و سبک خوانندگی ایشان چیست؟

    ترانه مکرم:ایشان علاوه بر شخصیت ممتاز و نمونه؛استاد مسلم سبک خودشون هستند و بهترین صدا و تکنیک رو دارند.

    ۸.وبلاگ فقط معین:شاید اسم آلبوم جدید آقای معین <طلوع>بشه.یعنی اسم ترانه ی شما؛این تاثیر گذاری ترانه ی شما رو نشون میده.نظر خودتون در این مورد چیست؟

    ترانه مکرم:از صمیم قلب باید بگم که این یکی از بزرگترین افتخارات من هست؛امیدوارم که این همکاری ادامه داشته باشه.

    وبلاگ فقط معین:در پایان بسیار ممنونم که وقتتان را در اختیار من قرار دادید و به سوالات پاسخ دادید.


    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

  4. #54
    حـــــرفـه ای magmagf's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    14,650

    پيش فرض

    ترانه مکرم












    اینجا هم می تونید بعضی از اثارش را ببینید

    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

  5. #55
    حـــــرفـه ای magmagf's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    14,650

    پيش فرض خنیاگر سرزمین سکوت

    طنین آوازهای گنگی، لذت خواب صبحگاهی را در چشمان نیمه باز و خواب آلود زن دو چندان کرده بود. قبل از خواب تا آخرین ساعات شب همراه اعضای جوان گروه، تمرین می کرد. حالا که نیمه هوشیار بود، آهنگ های شب قبل یکی پس از دیگری لب های ساکت اش را به جنبشی آرام واداشته بود. در رختخواب غلتی زد. روشنایی کم سویی از لای پرده های نازک پنجره، اتاق نیمه تاریک را روشن می کرد.

    به هر زحمتی بود، چشم های نیمه بازش را به طور کامل باز کرد. برای یک لحظه طنین ناپیدای آوازهای گنگ شبانه از ذهن و برابر دیدگانش دور شدند. یک صبح دیگر با تمام عظمت و فرحناکی اش از راه رسیده بود. در رختخواب نیم خیز شد. ساعت کوچک روی میز کنار تختخوابش، چهار و نیم را نشان می داد. درست همان زمانی بود که در این سال ها طبق یک عادت که نمی دانست ریشه در چه عواملی دارد، از خواب بیدار می شد. در این ساعت معین بدون اینکه ساعت کنار تختخوابش را کوک کرده باشد، به فرمان ساعت درونش از خواب بیدار می شد.

    نیم ساعتی طول کشید تا آماده رفتن از خانه شد. دقیقا به یاد نداشت از چه زمانی این برنامه صبحگاهی را در تقویم روزانه اش گنجانده است. پیاده روی و ورزش صبحگاهی در کنار آدم های سحرخیز دیگر، نشاط شکرآوری را در ساعات اولیه روز به او می بخشید که به هیچ وجه حاضر نبود آن را از دست بدهد. از سال ها پیش محله یوسف آباد با پارک شفق در ذهن او تداعی می شد و میعادگاه هر صبح اش خیابان های باریک میان شمشادها، نارون های پارک شفق بود. یک ساعت و نیم پیاده روی و ورزش صبحگاهی، آخرین تارهای خواب شبانه را از چشمانش دور می کند. وقتی به خانه برمی گردد ساعت شش و نیم است. صبحانه روی میز است. برای شوهر و پسرش ناهاری آماده می کند تا با خودشان به سر کارشان ببرند.






    این هم، از آن عادت های دور است که با بخش وسیعی از روزهای زندگی او عجین شده است؛ «امسال درست اول شهریورماه سی و پنجمین سالگرد ازدواجمان است. در تمام این 35 سال هر صبح، ناهار شوهرم را آماده کرده ام تا با خود به سر کارش ببرد. نمی دانم چرا هیچ گاه این عادت را فراموش نکرده ام. نخستین باری که مختصر غذایی در ساک کوچک شوهرم قرار دادم را هنوز به یاد دارم. با گذشت 35 سال هر صبح همان خاطره برایم تکرار می شود. البته هر صبح با عطر و بوی دیگری که گاه امیدبخش است و گاه همراه خود برایم دلتنگی صبحگاهی را به ارمغان می آورد».

    با رفتن شوهر و پسرش، سکوت صبحگاهی به حجم خالی خانه هجوم می آورد. خوردن صبحانه در خلوت و تنهایی لطف چندانی ندارد، اما واقعیتی است که از 35 سال پیش زن آن را قبول کرده است. با چند لقمه ای می شود تکلیف صبحانه اجباری را روشن کرد.

    در فاصله زمانی هشت و نیم تا یک ربع مانده به 9 صبح، گوش های «پری ملکی» آماده شنیدن اولین زنگ در خانه است که یکی از شاگردانش آن را به صدا در خواهد آورد و از این ساعت شاگردانش یکی پس از دیگری از راه می رسند. البته شاگردان ساعت های قبل از ظهر؛ «عادت ندارم به صورت گروهی درس بدهم، با شاگردانم به صورت تک به تک کار می کنم». جمع شاگردان قبل از ظهر پری ملکی که از راه برسند، تا ظهر کلاس پری ملکی که همان خانه پری ملکی است، لبریز از آوازهای دختران جوان و زنان پایتخت می شود. آوازهایی که در حصار دیوارهای کلاس و خانه پری ملکی محبوسند و تنها شنوندگان آنها خودشان هستند. شاید شنوندگان بیگانه عابران آشنا و یا گمنامی باشند که در یک قبل از ظهر تقریبا گرم تابستانی گذرشان به یکی از کوچه های محله یوسف آباد تهران افتاده است.

    اگر از فرط گرمای شهریورماه، لای پنجره کلاس کمی باز باشد، امکان دارد فروشندگان دوره گرد محله یوسف آباد هم هنگام رفع خستگی در سایه سار درختان تنومند یکی از کوچه ها، آوازهای گنگ و مبهمی را بشنوند و به حساب سرخوشی و بدمستی یکی از همسایه ها بگذارند که مثلا صدای ضبط صورت و یا دستگاه سی دی را بی ملاحظه بالا برده اند. با آمدن ظهر طنین آوازها در حصار آجرهای چند سانتی فروکش می کند.

    دختران و زنان جوان با سازها موسیقی پوشیده در قاب های چرمی تیره رنگ بر شانه از دری با نرده های قهوه ای رنگ در یکی از کوچه های غربی محله یوسف آباد خارج می شوند. سکوت ظهرگاهی برای ساعتی در بخشی از محله حاکم می شود.

    حدود ساعت 12 ظهر آخرین شاگرد قبل از ظهر با استاد خداحافظی می کند. خوردن ناهار در خلوت و تنهایی یک نفره مانند تکرار همان داستان صبحانه است. او نمی داند از این وضعیت خوشحال باشد یا ناراحت. به هر حال به خودش قبولانده است که این وضعیت را هم همانند بسیاری از عادت ها که از سر ناچاری پذیرفته، قبول کند. در دو ساعت تنهایی هنگام ظهر فکرهای مختلفی به ذهن او هجوم می آورد. به موقعیت کنونی اش فکر می کند که سرپرست گروه موسیقی «خنیا» است و به شغل و پیشه اش می اندیشد که خواننده است و مدرس آواز. در یک لحظه می تواند از زمان حال جدا شود.

    برای همین به رختخوابش پناه می برد تا ساعتی چشم بر هم گذارد و به چنگ آورد خلسه ای کوتاه در خواب کوتاه بعد از ظهر یک روز گرم تابستانی را. خاطرات سال های دور سنگینی پلک هایش را همراهی می کنند و گاه پس می زنند. از مجموعه 55 بهار سپری شده مگر چند بهار را می شود احضار کرد؟

    کوچه های محله «در خونگاه» تهران در سال های دهه 30 مانند تابلوهای سیاه و سفیدی هستند که گاه مایل به رنگ زرد کهربایی اند. ردپای زمان را نمی شود از آن زدود. از شهر آبا و اجدادی پری ملکی تصاویری جان نمی گیرند. شهر قزوین همین همسایه پایتخت است که گویی تا بوده به همین شکل بوده و پرده حداقل صد سال قبل از این شهر را کسی برای بانوی آوازخوان پایتخت روایت نکرده است.





    همیشه افسوس خورده که ای کاش به پرده های نقاشی دوران کودکی اش چند پرده ای هم از شهر اجدادش (قزوین) سنجاق می شد. زمان هر چه پیش می رود، خاطرات پری ملکی شفاف تر می شود. انگار همین دیروز بود که دیپلم گرفت؛ روزی از روزهای سال 1349. یک سال بعد (1350) با منصور ملکی ازدواج کرد. سال 1352 دخترش «توکا» را به دنیا آورد و 12 سال بعد (1364) پسرش بامداد به دنیا آمد. طعم مادری را با تمام حلاوت اش چشید، چنان عاشق فرزندانش شد که یکبار دیگر اعتراف کرد که عاشق شده است.

    قبل از ساعت دو بعدازظهر بیدار می شود. شاگردان شیفت بعدازظهر کلاس های پری ملکی همانند شاگردان شیفت صبح یکی پس از دیگری از راه می رسند. آنها تمرین های خود را در محضر استاد شروع می کنند. آوازهای تکی و گاه دسته جمعی. سکوت خلسه آور هنگام ظهر را از چهار گوشه خانه و کلاس، هاشور می زند. هنرجویان آخرین ته مانده های آواز خود را در فضای کلاس رها می کنند.





    پری ملکی مدام در طول و عرض کلاس در رفت وآمد است. بالای سر هنرجویی تمرکز می کند. به آواز او گوش می دهد. تذکراتی به او می دهد. اگر مجبور باشد برای درک بهتر هنرجو، قطعه آوازی را با هنرمندی تمام می خواند. در این لحظه، تمام شاگردان به یکباره سکوت می کنند و چشم به حرکت لب های استاد می دوزند. تک تک شاگردانی که کلاس پری ملکی می آیند پیشینه هنری او را حفظ هستند. می دانند که پری ملکی از سال 1360 تا 1364 آواز سنتی را نزد «نصرالله ناصح پور» فرا گرفت.

    پس از آن نزد «علی جهاندار» شیوه سیدحسین طاهرزاده و مکتب اصفهانی را آموخت و در همین ایام نزد «امیر پایور» که بسیاری از تصانیف قدیمی را در خاطر داشت به آموختن این تصانیف پرداخت.همچنین قدیمی ترین شاگردان پری ملکی به یاد دارند که او از سال 1365 شروع به تدریس کرده است و هم اکنون هم تعداد زیادی هنرجو را تعلیم می دهد و به یاد دارند ملکی از سال 1373 با تشکیل گروه موسیقی «خنیا» به اجرای کنسرت هایی برای بانوان و سپس به صورت همخوانی برای عموم پرداخته است.

    یک روز کاری که ابتدای آن با یادآوری طنین آوازهای گنگ شروع شده است با شنیدن انواع آوازهای شاد، زنده، گاه حزن انگیز ادامه می یابد. شنیدن آن همه آوازهای زنده همان قدر که روح و روان پری ملکی را لبریز از امید و شادی می کند به همان اندازه او را در اندوه فرو می برد. استاد به خوبی می داند که همه شاگردانش فرصت سر دادن آوازهایشان را نخواهند داشت.

    با نزدیک شدن به پایان روز، شاگردان یکی پس از دیگری با استاد خداحافظی می کنند. همیشه در این ساعات دلش می گیرد. وقت بدرقه تک تک شاگردها به سرنوشت احتمالی یک به یک آنها فکر می کند و بیش از هر زمان دیگری اندوهگین می شود. او مجاز است شاگردانش را از میان دختران جوان و زنان علاقه مند به موسیقی آواز، انتخاب کند. در طول ماه ها و سال ها کار با هنرجویانی که انتخاب کرده، گاه استعدادهای فوق العاده ای را در میان آنها پیدا و کشف می کند. با شوروشوق وصف ناپذیری صدای آنها را قوام می دهد و آنگاه که صدای هنرجویانش به آن مرحله از پختگی می رسد که او را از صمیم قلب راضی و خوشحال می کند، تازه اندوه ناپیدایی در درونش جوانه می زند و مدام رشد می کند. این دختران با این صدا، چه خواهند کرد؟

    شاگردان جوان و شاداب، وقت خداحافظی از استاد لبخند همیشگی را بر چهره او می بینند که یک به یک دختران را با جمله هایی شاد و امیدوارانه بدرقه می کند، اما هیچ یک از آنها اندوه درونی پری ملکی را نمی بینند که سخت نگران شاگردانش است. بزرگ ترین و حجیم ترین غم و اندوهی که در دل پری غمگین در طول سال های گذشته رخنه کرده ترس از ندادن فرصت و مجالی برای شاگردانش برای هنرنمایی است. پری ملکی، با بدرقه آخرین شاگرد بعدازظهر به فکر تهیه مختصر شامی برای خود و سایر اعضای خانواده می افتد. معمولا فرصتی برای تهیه شام های آنچنانی با دسرهای رنگارنگ را پیدا نمی کند.

    هر آنچه دم دست باشد، دست به کار می شود و سرانجام همان مختصر شام را درست می کند. وقتی عقربه های ساعت از عدد هفت بگذرد، خانه خالی از شاگردان روزانه، جای خود را به گپ و گفت وگوهای خانوادگی پری ملکی با شوهر و فرزندانش می دهد. هشت شب بساط شام برچیده می شود، خانه برای شیفت بعدی کار پری ملکی آماده می شود. در ایامی که او کنسرتی را در پیش روی دارد، تمرین هایش با اعضای گروه خنیا بی وقفه ادامه پیدا می کند.

    اعضای گروه موسیقی خنیا، خوانندگان و موسیقیدانان جوانی هستند که به سرپرستی پری ملکی تا به حال کنسرت های مختلفی در شهرهای ایران و جهان برگزار کرده اند. بعد از شام قرار است اعضای گروه برای اجرای تمرین بیایند. خانه پری برای ضیافتی دیگر آماده می شود. یکی از اعضای گروه -بامداد ملکی- (پسر پری) طبیعی است که پیش از دیگران در تمرین حاضر باشد. او نوازنده تنبک است. قبل از آمدن سایر اعضای گروه، بامداد میلی به شروع تمرین ندارد. مادر به سرعت در حال آماده سای فضای خانه برای تمرین شبانه گروه است. حمید بهروزی نیا، آهنگساز و تنظیم کننده قطعات از راه می رسد. هم سن و سال پسر پری است.

    به دنبال او «پویا سرایی» (نوازنده سنتور) و «مسلم علیپور» (نوازنده کمانچه) که هر دو جوان هستند به جمع افراد اولیه گروه می پیوندند. پری همچنان مشغول آماده سازی فضای خانه برای شروع تمرین است. کتری آبجوش را به آنهایی که از راه رسیده اند، نشان می دهد و از آنها می خواهد برای خودشان چای درست کنند. دقایقی بعد دسته دختران جوان اعضای گروه موسیقی خنیا از راه می رسند. «نوشین پاسدار» به سراغ ساز عود، گوشه خانه می رود.

    «آوا ایوبی» ساز تارباس را به سینه می فشارد و «ندا کاموسی» زمزمه های همخوانی را به تنهایی و در گوشه ای از خانه شروع می کند.

    ساعت یک ربع به 9 شب است. ملکی در کمتر از یک ساعت فضای خانه را برای بیش از 3 ساعت تمرین و برای 10 نفر از اعضای گروه آماده کرده است. فاروق کمایی (همخوان) و نیما نیک طلب (نوازنده دف و دایره و همخوان) هم به جمع گروه می پیوندند. جمع 10 نفره آنها تکمیل می شود.

    ساعت 9 شب سازها و صداها همزمان به صدا درمی آیند. صدای زنده و دلنشین موسیقی گروه خنیا تا چند خانه آن طرف تر هم می رود. برای همسایه ها این صداها مانند لالایی مادرانه ای است که در اکثر شب ها در ساعات پایانی شب می شنوند و با آن به خواب می روند. آنها همسایه خود را به خوبی می شناسند. حتی دقیق تر از خودش. چون بسیاری از خاطرات هنری همسایه هنرمند خود را در سینه هایشان حفظ کرده اند. مثلا می دانند پری ملکی علاوه بر اجرای بیش از 100 کنسرت در کشورهای ایران، فرانسه، آلمان، انگلیس، اتریش و سوئیس با چند فیلم مستند به کارگردانی خسرو سینایی از جمله «گیزلا» و «میان سایه و نور» و فیلم های مستند «زن سوئیسی در پوشش اسلامی» (تولید شبکه تلویزیون Tsr) و «بار کوله پشتی» و نیز به عنوان تنظیم کننده موسیقی صحنه ها و تعلیم آواز با کیومرث پوراحمد در فیلم سینمایی «شب یلدا» همکاری داشته است. به خوبی به خاطر دارند پری ملکی در شانزدهمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر (1381) به خاطره «تلاش مستمر در عرصه موسیقی» به دریافت جایزه و لوح قدردانی نایل آمده است.

    قطعاتی که این چند روز در حضور هزاران مشتاق موسیقی در صحن تالار وحدت نواخته می شود، بارها و بارها در حصار خانه پری ملکی تمرین شده است. اعضای گروه گاه می نوازند و می خوانند و گاه استراحتی کوتاه می کنند و دوباره کار شروع می شود. حول وحوش 12 شب صداها فروکش می کنند. اعضای جوان و پرانرژی گروه در پایان سه ساعت تمرین تا شبی دیگر با استاد خداحافظی می کنند.

    پری وقتی به زمان شروع کنسرت گروهش فکر می کند، تمام خستگی هایش در طول یک روز پرکار را فراموش می کند. سعی می کند فقط به مشتاقان موسیقی در تالار وحدت فکر کند و انرژی موسیقایی که در حضور آنها از خود آزاد خواهد کرد. به یاد ندارد در آستانه کنسرت هایش اضطرابی داشته باشد. با شوروشعف خاصی سر به بالش می گذارد. تا 5/4 صبح وقت دارد بی صدا بخوابد ته مانده طنین موسیقی در گوش هایش او را به سرزمین خواب و رویاها می برد.



    منبع : روزنامه کارگزاران

  6. #56
    حـــــرفـه ای magmagf's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    14,650

    پيش فرض

    «پري ملكي» گفت: انقلاب اسلامي در روزهاي آغازين سبب شد يك بار ديگر موسيقي ميهني چون كارهاي «عارف قزويني» و «ملك‌الشعرا بهار» با ساخته‌هاي «محمدرضا لطفي» و«حسين عليزاده» زنده شود.

    «پري ملكي» خواننده و سرپرست گروه موسيقي خينا در گفت وگو با خبرنگار فارس با بيان اين مطلب در خصوص تأثير انقلاب اسلامي در روند موسيقي كشور گفت: اين نوع موسيقي در شرايط خودساخته‌اي با ارزش به گنجينه موسيقي افزود، اما متأسفانه شرايط به گونه‌اي پيش رفت كه نوعي پس رفت در موسيقي ايران مشاهده شد. خط قرمزها، حساسيت‌هاي بيش از حد و سختگيري‌هاي طاقت فرسا، كار را به تكرارها كشاند ضمن آنكه بعضي از گروه‌ها كار را جدي گرفتند.

    وي افزود: در زمينه موسيقي كلاسيك كار شده است و نشده است،در موسيقي سنتي هم به همين ترتيب، به موسيقي محلي هم كمتر توجه شده است و بسياري از محدوديت‌ها سبب شده كه كل موسيقي ايران در دست قدرت مردان و بالاخص در وجود چند خواننده مرد خلاصه شود. «ملكي »در خاتمه خاطرنشان كرد: به طور كلي تغييرات و تحولات موسيقي كشور بسيار است كه بايد آن را به صورت مقاله منتشر كرد.

  7. #57
    پروفشنال Bl@sTeR's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2005
    محل سكونت
    زیر دست نازی ها
    پست ها
    584

    پيش فرض

    جالب بود عزيز
    جاي يه همچي تاپيكي خالي بود
    از زحمتي كه كشيدي تشكر ميكنم

  8. #58
    حـــــرفـه ای magmagf's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    14,650

    پيش فرض سيمين غانم در شيراز كنسرت مي‌دهد

    سيمين غانم»خواننده كشورمان13، 14، و 15ارديبهشت در شيراز به اجراي برنامه مي‌پردازد.



    در اين برنامه كه به همت بنياد خيريه فيروزنيا در تالار حافظيه شيراز برگزار مي‌شود،«غانم»خواننده بانوان به همراه «سارا احمدي» نوازنده دف،«آزاده شمس»:ويلن و «فريبا جواهري»:پيانو قطعات قديمي خود را از جمله« گل‌گلدون من»،«آسمون آبي»،«پرنده»،«مرد من» و ... را اجرا خواهند كرد.




    بنابر اين گزارش از آنجايي كه مجوز اشعار قطعات جديد اين خواننده هنوز مجوز نگرفته‌اند،قطعه جديدي در اين كنسرت اجرا نخواهد شد.




    اين گزارش مي‌افزايد: «سيمين غانم» تاكنون كنسرت‌هايي را در تهران به نفع خيريه فيروزنيا برگزار كرده است.



    لينك خبر:



    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

  9. #59
    حـــــرفـه ای Asalbanoo's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    10,370

    پيش فرض زنان موسيقی ايران/قاجار

    فتحعلي شاه :
    فتحعلي شاه هم تفريح و عيش ونوش و عشرت دوستي و راحتطلبي را بر مصالح عاليه مملكت ترجيح مي داد و خود كمتر در مبارزات و جنگها شركت مي كرد و بيشتر سرگرم عياشي و تفريح بود . شهرت خوشگذرانيها و زيادي همسر و اولاد و اعقاب و تجمل و جلال دربار او را كم و بيش همه مي دانند . براي نمونه مي توان از شرح مختصري از آن مفصل كه فرزند او احمدميرزاعضدالدوله در تاريخ خود نوشته است وضع را دريافت : « از روز نوروز باستاني تاروز سيزدهم عيد خاقان ... با تمام اهل حرمخانه ... ميهمان تاج الدوله (يكي از زنان شاه) مي شدند و درين سيزده روز ... تماما به عيش و استماع ساز و آواز مشغول بودند. دختر آقا محمد رضاي موسيقيدان معروف و ملقب به ( شاه وردي خانم ) و ( بيگم رستم آبادي) ملقبه به (يارشاه) با چند نفر دختران جواهرپوش كه كارشان زدن ساز و خواندن آواز بود ... داخل خدمه حرم مزوجات بودند. دختر آقا محمد رضا در فن موسيقي استاد و از شاگردي پدر خود به اين استعداد نايل شده بود ولي اينها دخلي به دستگاه بازيگرخانه و بازيگران ... نداشتند. » (1)
    اوژن فلاندن از شبي كه يكي از فرزندان فتحعلي شاه ، ملك قاسم ميرزا ، او را به اندرون خانه خود برده است ، ياد مي كند و در سفرنامه خود مي نويسد : « در تمام مدت صرف غذا آهنگهاي موسيقي و رقص رقاصان ادامه داشت. ابتدا يك زن مي رقصيد و پس از اندك مدت زن ديگر به او ملحق شد . در انگشتان زنگهاي كوچك و قاشقك ها به صدا درمي آمد كه با آلات موسيقي هم نوا بود. نوازندگان به استثناي كمانچه كش از خانمها بودند ... زني با مضراب فلزي چنگ مي نواخت ( تار) و زني ديگر تنبكي كوچك در زير بازوي چپ داشت كه با دودست مي نواخت و زن ديگر دايره مي زد . زنان براي خوش آمد اربابشان مي رقصيدند ... ». (2)
    تاورنيه سياح فرانسوي در سفرنامه خود مي نويسد : « در ايران مردها ابداً رقص نمي كنند فقط دختران جوان را در ضيافتها مي آوردند كه با روي گشاده مي رقصند و انواع غمزات و اشكال مختلفه براي تفريح ناظرين نشان مي دهند. (3)
    پس معلوم مي شود كه در دوره صفويه پسرها در دسته هاي مطربان نمي رقصيدند و رقص بعهده خانمها بوده در صورتي كه در دوره هاي بعد ، پسرها اين فن را داشتند.
    در سفرنامه برادران شرلي مي نويسد :« دسته مطربان شاه هم در اين مجلس و هم در منزل خودمان هميشه برايمان حاضر بود ... در آن مهماني ده نفر زن بسيار خوشگل بودند كه با لباسهاي قيمتي پوشيده برسم مملكت خود مي رقصيدند و در تمام مدت جشن مي خواندند ، اين مهماني در قزوين ازطرف ناظر پادشاه در دربار شاه عباس بوده است. (4)
    موريس دوكورتزبو مي نويسد : « سازندگان رعايت ضرب موسيقي را خوب مي كردند ... رقاص اين دسته عبارت از سه پسربچه بود ... در موقع رقص با زنگي كه دردست داشتند، مطابق ساز ، ضرب مي گرفتند ... رقاصها تمام طول اطاق را معلق زنان طي مي كردند كه در آن خيلي مهارت بكار مي بردند، بدين نحو كه دست يا سرشان به نقطه اي اتكا نداشت و در هوا چندين معلق مي زدند ، اين مهماني در قصر حسينقلي خان سردار ، حاكم ايروان بود كه درآن زمان در قلمرو ايران بشمار مي رفت. (5)
    كثرت دوشيزگان و كنيزكان رامشگر در دربار فتحعلي شاه و اختصاص هر چند نفر از آنها به يكي از زنان شاه ، گماشتن معلم و مربي موسيقي براي اين قبيل نوازندگان و خوانندگان در دربار ، برقراري حقوق و وظيفه و ديگر مزايا و دادن پاداش و انعام و فراهم گرفتن موسيقي شد ، چنانكه گذشته از زناني كه به قصد حرفه درپي كسب آن مي رفتند بسياري از بانوان طبقات مختلف اجتماع بويژه طبقان مرفه روي ذوق وعلاقه شخصي وپسند روز نزد اساتيد فن به فراگرفتن آن پرداختند . اما از آنجا كه اين قبيل خوانندگان و نوازندگان در اجتماعات شركت نداشتند و هنر آنا از حدود خانواده و بستگان تجاوز نمي كرد نام بسياري از آنان مكتوم مانده است ، بجز بعضي كه به سبب پيشرفت كافي درهنر خود شهرتشان از حدود خانواده تجاوز كرده يا به سبب ساختن آهنگ و تصنيف نامشان برسر زبانها افتاده است . از آنجمله تاج السلطنه دختر ناصرالدينشاه است كه زني با ذوق و هنرمند بود. تاج السلطنه نقاشي و دست دوزي مي كرد و موسيقي مي دانست و تصنيفي در بيات اصفهان در وزن 8/6 از او به يادگار مانده كه مقدمه آن چنين است :
    ناديده رخت
    ناديده رخت
    از غم هجرت شده خون دل
    جانم ترسم كه بميرم نشود مشكل من حل
    تو جان جانان مني
    تو جان جانان مني
    يار جفاكار مني
    جانم من كه مي ميرم از اين غم
    چرا دور از مني
    چرا دور از مني
    روزم به تعب
    روزم به تعب
    بگذرد و شب به فراقت
    زين هردو شده زندگيم عاطل و باطل (6)
    در دوره قاجار و شايد پيش از آن گروه رامشگران را كه باهم كار مي كردند « دسته » مي گفتند و در عصر قاجار اين دسته ها از درباري و غيردرباري بسيار بودند و بعضي از اين دسته ها شهرت بسيار داشتند . در زمان فتحعلي شاه دو دسته معروف به دسته استاد زهره و استاد مينا بدليل وابستگي به دربار و مهارت در فن خود و تعداد نوازنده و خواننده و بازيگر و داشتن تجمل بيش از ديگران شهرت داشتند. زهره و مينا دو تن از خواننده و نوازندگان معروف آن عصر در دربار فتحعلي شاه بودند كه برادران آقا محمد خان ( جعفرقليخان - مصطفي قليخان ) آنها را در حباله نكاح خود آورده بودند . اين دو زن دو دسته را اداره مي كردند و افراد دسته آنان به بيش از پنجاه بازيگر و خواننده و نوازنده و رقاص مي رسيد . اسباب كار آنان تار ، سه تار ، كمانچه ، سنتور ، ضرب ، دايره ، زنگ و قاشقك و از اين قبيل بود . هر يك از اين دو دسته علاوه بر زهره و مينا رييس و سرپرستي داشتند كه در موسيقي استاد زمان خويش و مشهور بودند . (7)
    مولف تاريخ عضدي از دسته نوازنده و خواننده استاد زهره و مينا و دختر آقامحمدرضا ، رامشگر دربار فتحعلي شاه ، معروف به شاه وردي خانم ، يارشاه ، دلبر ، عاليه ، خاور ، زينت و فاطمه و چند تن ديگر نام برده است . درباره دختر آقامحد رضا مي نويسد : «در فن موسيقي استاد و از شاگردي پدر خود نايل به اين استعداد شده بود . » (8)
    از ديگر استادان درباري آقا محمد رضا ، رجب عليخان و چالانچي خان بودند كه دوشيزگان خدمتگزار دربار و گماشتگان زنان شاه را تعليم مي دادند ، واستاد مهراب ارمني اصفهاني و استاد رستم كليمي شيرازي بر آنان سمت استادي داشتند .مولف تاريخ عضدي آنجا كه از زنان فتحعليشاه سخن مي گويد درباره چند تن ازآنان در موضوع عزاداري و بازيگرخانه چنين مي نويسد : « خانم كوچك ملقب به ننه كوچك دختر تقي خان و نبيره كريمخان زند است . نظارت خانه اندروني خاقان مرحوم دردست او بود ... در عاشورا هم اسباب شبيه خواني و رتق و فتق تكيه زنان از بابت نعزيه خواني شبها سپرده به ننه كوچك بود . منبر روضه خواني روز حكمش با « خيرالنسا خانم » ، مادر حيدرقلي ميرزا دخترتقي خان برادرزاده شاه شهيد ( آقا محمد خان ) ، بود كه روزعاشورا را خودش به منبر مي رفت و اشعار سينه زني مي خواند . تمام اهل حرم در پاي منبر سينه مي زدند . «گلبخت خانم » تركمانيه در حباله شاه شهيد بود . (9)
    كوچك خانم تبريزيه زوجه سليمان خان اعتضادالدوله بود . هر دو آنها جزو حرمهاي حضرت خاقان شدند . استاد مينا كه زن مصطفي قليخان عمو و شاگرد مهراب ارمني اصفهاني بود با استاد زهره كه زوجه جعفرقليخان عمو و شاگرد رستم يهودي شيرازي بود ؛ و هر يك از اين دوزن در علم موسيقي بي نظير بودند و مهراب و رستم استاد آنها از معاريف اهل اين فن و بر آقا محمد رضا و رجبعليخان و چالانچي خان مغنيان آن عصر سمت استادي داشتند . مقرري و مواجب و همه اسباب تجمل آنها مقرر بود . تمام بازيگرها كه به حسب تعداد بالنسبه پنجاه بل متجاوز بودند سپرده به اين دو استاد و در حقيقت دو دسته بودند كه تمام اسباب طرب از تار و سه تار و كمانچه و سنتورزن و چيني زن و ضرب گير و خواننده را در اختيار داشتند. رقاصان دو قسمت بودند نصف آن دسته استاد مينا و نصف ديگر دسته استاد زهره خوانده مي شدند . اين دو دسته هم پيوسته با هم رقابت و عداوت داشتند بلكه درميان حرمخانه ضرب المثل بود اگر خصومتي در ميان دو نفر مي ديدند مي گفتند مثل دسته استاد مينا و استاد زهره منازعه مي نمايند . دسته استاد مينا سپرده به « گلبخت خانم » و دسته استاد زهره سپرده به « كوچك خانم » بود . عمارت و مسكن و مواجب و نوكر و خواجه و جيره براي بازيگران حتي اسب سواري وطويله و اميرآخورو جلودارشان از اهل حرمخانه خارج بود . مبلغ كلي در سال مواجب و مخارج بازيگرها و بازيگرخانه بود . تمام رقاصها يك قباي باجاقلي بر آن دوخته شده بود داشتند. كمرها و عرقچينها تمام جواهر با گلوبندهاي خوب و گوشواره هاي ممتاز ، در لباس رقاصان بود . در مجلس هم دو سمت مي نشستند ،استاد زهره و مينا سر صف بودند. گلبخت خانم و كوچك خانم در حضور ايستاده بودند نسبت به هريك از بازيگران اگر التفاتي مي شد به دست آنها و به توسط آنها بود. اگر عرض داشتند آنها عرض مي كردند . در قصر قاجاراكثر اوقات بازيگرها سوار مي شدند و سرسواري مي زدند و مي خواندند . رقاصها اسب مي تاختند ولي معهذا هريك از اين دو دسته در يك خيابان حركت مي كردند . مي گويند بازيگران هروقت مي خواستند از عمارت خودشان حركت كنند هاي و هوي آنها در عمارتهاي مجاور بلكه در جايي كه دو حياط فاصله بود قسمتي بلند مي شد كه قطع مي نمودند پادشاه بازيگرها را احضار نموده ؛ معلوم است پنجاه نفر خانم كه اقلاً پنجاه كنيز هم داشتند، يكصد نفر زن همه كارشان منحصردرعيش باشد تا چه وجه قيل وقال خواهند داشت.» (10)

  10. #60
    حـــــرفـه ای magmagf's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    14,650

    پيش فرض پری ملکی : آوازهايي‌ كه شنيده‌ نشد

    پری‌ ملكی‌، خواننده‌ و سرپرست‌ گروه‌ خنيا با اشاره‌ به‌ وضعيت‌ موسيقی‌ زنان‌ در سال‌های‌ قبل‌ می‌گويد: «بارها شرح‌ برگزاری‌ كنسرت‌ گروه‌های‌ بانوان ‌، برای‌ بانوان‌ را قصه‌وار گفته‌ام ‌. اينكه‌ چگونه‌ اين‌ كنسرت‌ها با مجوز شفاهی‌ و در زيرزمين‌ يا پاركينگ‌ منازل‌ برگزار می‌شد ، اما از سال‌ 76 با به‌ رسميت‌ شناختن‌ موسيقی‌ بانوان‌ از سوی‌ مركز موسيقی‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ و گنجاندن‌ برنامه‌ ويژه‌ بانوان‌ در برنامه‌های‌ جشنواره‌ گل‌ياس‌ و جشنواره‌ بين‌المللی‌ موسيقی‌ فجر آن‌ فضای‌ محدود به‌ فضايی‌ بازتر با امكانات‌ بهتر تبديل‌ شد . اين‌ البته‌ شرح‌ كنسرت‌هايی‌ است‌ كه‌ در آن‌ خواننده‌ «زن‌» می‌خواند.» او معتقد است‌ كار برای‌ زنان‌ در حوزه‌ موسيقی‌ از آغاز انقلاب‌ كمابيش‌ در حوزه‌ نوازندگی‌ در اركسترها و بخش‌های‌ پژوهشی‌ ميسر بوده‌ است‌. «اما در سال‌های‌ اخير حضور بانوان‌ در همه‌ زمينه‌ها پررنگ‌ تر شده‌ است‌، اما باز كافی‌ نيست‌ و البته‌ اين‌ روند كند قابل‌ انتقاد است‌.»

    پری‌ ملكی‌ بزرگترين‌ مشكل‌ زنان‌ در اين‌ حوزه‌ را عدم‌ ارايه‌ كارهای‌ تازه‌ می‌داند و می‌گويد: «برگزاری‌ كنسرت‌ خوانندگان‌ زن‌ برای‌ بانوان‌، بيشتر در مناسبت‌ها انجام‌ می‌گيرد. مناسبت‌هايی‌ از قبيل‌ اعياد مذهبی‌، جشنواره‌های‌ موسيقی‌ و يا به‌ بهانه‌ كمك‌ عوايد كنسرت‌ به‌ مراكز خيريه‌. اين‌ كنسرت‌ها بازمان‌ محدود و مخاطبان‌ ويژه‌ (بانوان‌) سبب‌ می‌شود تا آهنگسازان ‌، ترانه‌سرايان ‌، تنظيم‌كنندگان‌ و ديگر دست‌اندركاران‌ موسيقی‌ اؤر تازه‌يی‌ خلق‌ نكنند . از اين‌رو خوانندگان‌ زن‌ به‌ ناچار يا به‌ بازخوانی‌ آواز گذشتگان‌ می‌پردازند و يا با تغييراتی‌ مختصر همان‌ آؤار گذشتگان‌ را ارايه‌ می‌دهند.» پری‌ ملكی‌ با مقايسه‌ وضعيت‌ زنان‌ در حوزه‌ موسيقی‌ در قبل‌ و بعد از انقلاب‌ می‌گويد: «متاسفانه‌ در قبل‌ از انقلاب‌ شرايط‌ سياسی‌ و اجتماعی‌ به‌ گونه‌يی‌ بوده‌ است‌ كه‌ از «زنان‌» اهل‌ موسيقی‌ به‌ عنوان‌ «ابزار طرب‌» بهره‌كشی‌ می‌شد . گرچه‌ در همان‌ زمان‌ كسانی‌ بودند كه‌ چه‌ در زمينه‌ نوازندگی ‌، خوانندگی‌ و...با وقار كار می‌كردند ، ضمن‌ آنكه‌ می‌سوختند و می‌ساختند.» او آينده‌ روشنی‌ را پيش‌روی‌ زنان‌ نوازنده‌ می‌داند و می‌افزايد: «زنان‌ نوازنده‌ وضعيت‌ بهتری‌ خواهند داشت‌. زنانی‌ كه‌ در گروه‌ «كر» فعاليت‌ دارند نيز همين‌ وضع‌ را خواهند داشت‌ . فقط‌ زنان‌ خواننده‌، هنوز بخاطر بلاتكليفی‌ در نحوه‌ فعاليت‌شان‌ راه‌ پر فراز و نشيبی‌ را طی‌ خواهند كرد . گرچه‌ امكان‌ همخوانی‌ وهمنوازی‌ گام‌ تازه‌يی‌ برای‌ حضور پررنگ‌تر آنان‌ است‌ اما بلاتكليفی‌ و برخوردهای‌ سليقه‌يی‌ سد و مانعی‌ برای‌ پيشرفت‌ آنان‌ خواهد بود. در حقيقت‌ مسوولان‌ فرهنگی‌ و هنری‌ بايد ضوابط‌، مقررات‌ و چارچوب‌هايی‌ را مشخص كنند كه‌ ثابت‌ و پا برجا بماند تا اين‌ گروه‌ گروه‌ بانوان‌ تكليف‌ خود را بدانند يا با اين‌ ضوابط‌ و مقررات‌ كنار می‌آيند و يا فعاليت‌ در زمينه‌ موسيقی‌ را می‌بوسند و كنار می‌گذارند.

    ضمن‌ آنكه‌ حتما در اخبار خوانديد كه‌ در مراسم‌ افتتاح‌ موزه‌ موسيقی‌، وزير فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ از موسيقی‌ آوايی‌ به‌ عنوان‌ يكی‌ از نخستين‌ انواع‌ موسيقی‌ بشری‌ نام‌ برد كه‌ «لالايی‌ مادران‌»از آن‌ جمله‌ است‌. پس‌ اين‌گونه‌ نظرات‌ می‌تواند راهگشا باشد . خاطره‌ پروانه‌ هم‌ سال‌ هفتاد و شش‌ را برای‌ بانوان‌ عرصه‌ موسيقی‌ ، سال‌ خوبی‌ می‌داند و بسياری‌ از آنان‌ آذر هاشمی‌ ، بهناز ذاكری ‌، پری‌ مكی‌ و... بعد از 20 سال‌ سكوت‌شان‌ را شكسته‌اند . خود او سال‌ 76 بعد از سالها انتظار به‌ همراه‌ افليا پرتو و نوشين‌ عقيقی‌ بار ديگر خواند. خودش‌ می‌گويد: آنها كه‌ ماندند از همه‌ چيز محروم‌ شدند و از دسترس‌ دور ماندند. طی‌ اين‌ سالها هر بار كه‌ كنسرت‌ برگزار می‌كنيم‌ ، همه‌ استقبال‌ می‌كنند . بانوان‌ كشور می‌آيند و سالن‌ هميشه‌ پر می‌شود. او معتقد است‌ تا آنجا كه‌ قانون‌ اجازه‌ بدهد بانوان‌ برای‌ كاركردن‌ هيچ‌ مانعی‌ ندارند. به‌ نظر خاطره‌ پروانه‌ تاسيس‌ هنرستان‌ موسيقی‌ ويژه‌ بانوان‌ مثل‌ روزنه‌يی‌ است‌ به‌ آينده‌. او علاقه‌يی‌ به‌ مقايسه‌ وضع‌ زنان‌ در حوزه‌ هويتی‌ در قبل‌ و بعد از انقلاب‌ ندارد و ترجيح‌ می‌دهد جواب‌ سوؤال‌ ما را هم‌ ندهد. چرا كه‌ معتقد است‌ «موسيقی‌ طی‌ اين‌ سالها گسترش‌ نداشته‌ است‌. قبل‌ از انقلاب‌ اركستر 22نفره‌ بانوان‌ داشتيم‌ . اما امروز نداريم . البته‌ قرار است‌ اركستر بانوان‌ تشكيل‌ بشود اما اين‌ كار نياز به‌ بودجه‌ ،محل‌ تمرين‌ ، موقعيت‌ و ... دارد. و با توجه‌ به‌ شرايط‌ موجود تو خود حديث‌ مفصل‌ بخوان‌ از اين‌ مجمل‌! خاطره‌ پروانه‌ می‌گويد:بانوان‌ با وجود نداشتن‌ موقعيت‌ آقايان‌ در اين‌ عرصه‌ با عشق‌ كار می‌كنند.

    او معتقد است‌ در سالهای‌ اخير آزادی‌ نسبی ‌به‌ وجود آمده‌ كه‌ اگر ادامه‌ پيدا كند،بانوان‌ می‌توانند در اين‌ هوا نفس‌ تازه‌ كنند. او در آخر باز هم‌ می‌گويد:اگر قانون‌ اجازه‌ ندهد ، زنان‌ نمی‌توانند بخوانند. دكتر ملك‌تاج‌ خسروی‌ جامعه‌شناس‌ و استاد دانشگاه‌ در مورد پررنگ‌تر شدن‌ حضور زنان‌ در حوزه‌ فرهنگ‌، خاصه‌ موسيقی‌ معتقد است‌: «در طول‌ تاريخ‌ زنان‌ ، با از خودگذشتگی ‌، و تحمل‌ سختی‌های‌ بسيار تلاش‌ كرده‌اند تا هويتشان‌ را ؤابت‌ كنند. بيشتر شدن‌ فعاليت‌ زنان‌ طی‌ سالهای‌ اخير نيز نتيجه‌ همين‌ تلاش‌ و البته‌ بالارفتن‌ تقاضای‌ جامعه‌ برای‌ بيشتر شدن‌ حضور آنان‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌ است‌. »

    وی‌ معتقد است‌: باوجود همه‌ شعارهايی‌ كه‌ در مورد برابری‌ حقوق‌ زن‌ و مرد در جامعه‌ داده‌ می‌شود ، من‌ سهم‌ برابری‌ برای‌ زنان‌ نمی‌بينم‌. فقط‌ می‌خواهيم‌ تبليغ‌ كنيم‌. به‌ خودمان‌ نبايد دروغ‌ بگوييم‌. زنان‌ می‌خواهند در قوانين‌ بازنگری‌ شود و به‌ مسائلی‌ كه‌ جامعه‌ تا به‌ حال‌ به‌ آن‌ بی‌توجه‌ بوده‌،رسيدگی‌ شود. وی‌ معتقد است‌ استقبال‌ بازگشت‌ و حضور بانوان‌ در عرصه‌ موسيقی‌ نيز تقاضايی‌ از سوی‌ جامعه‌ است‌ . مردم‌ هنجارها و نابهنجارها را می‌شناسند و امروز انتظار دارند جامعه‌ فضا را برای‌ زنانی‌ كه‌ به‌ فساد رو نياورده‌اند باز كند.

    دكتر محمدحسين‌ فرجاد ، آسيب‌شناس‌ اجتماعی‌ نيز افزايش‌ حضور زنان‌ در عرصه‌ موسيقی‌ را پاسخی‌ می‌داند كه‌ زنان‌ به‌ نياز عمومی‌ جامعه‌ داده‌اند. او معتقد است‌ جامعه‌ به‌ موسيقی‌ نياز دارد و بخاطر همين‌ احساس‌ نياز است‌ كه‌ امروز زنان‌ هم‌ در اين‌ حوزه‌ حضور بيشتری‌ دارند. دكتر محمدحسين‌ فرجاد با اشاره‌ به‌ تاؤير وسايل‌ ارتباط‌جمعی‌ در بالابردن‌ سطح‌ آگاهی‌ زنان‌ می‌گويد:زنان‌ تلاش‌ می‌كنند به‌ حقوق‌ بيشتری‌ دست‌ پيدا كنند. حقوقی‌ مساوی‌ با حقوق‌ مردان‌ . در طول‌ تاريخ‌ زنانی‌ داشته‌ايم‌ كه‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌ انسانهای‌ موفقی‌ بوده‌اند. امروز هم‌ زنان‌ در سينما خوب‌ درخشيده‌اند چه‌ در نقش‌ كارگردان‌ و چه‌ در نقش‌ بازيگر ،در حوزه‌ موسيقی‌ ،ادبيات‌ و نقاشی‌ هم‌ همينطور... او معتقد است‌:زنان‌ نمی‌توانند به‌ يكباره‌ به‌ تمام‌ هدف‌های‌ خود دست‌ پيدا كنند. بايد از طريق‌ عضويت‌ در سازمانهای‌ مربوط‌ به‌ امور زنان‌ فعاليت‌شان‌ را بيشتر كنند. ضمن‌ اينكه‌ قوانين‌ هم‌ نيازمند تغيير وبازنگری‌ در حقوق‌ زن‌ هستند.

صفحه 6 از 16 اولاول ... 2345678910 ... آخرآخر

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 2 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 2 مهمان)

User Tag List

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •