تبلیغات :
ماهان سرور
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




مشاهده نتيجه نظر خواهي: --

راي دهنده
0. شما نمي توانيد در اين راي گيري راي بدهيد
  • --

    0 0%
  • --

    0 0%
صفحه 423 از 469 اولاول ... 323373413419420421422423424425426427433 ... آخرآخر
نمايش نتايج 4,221 به 4,230 از 4685

نام تاپيک: ســــــو تــــــــــي بــــــــــازار!

  1. #4221
    داره خودمونی میشه
    تاريخ عضويت
    Jul 2007
    پست ها
    90

    پيش فرض

    اقا رفته بودیم کلاس گیتار.کلاس تموم شد اومدم بیرون.نفر بعد از من یه دختر.منم اومدم یه چیزی گفته باشم.پرسیدم میری کلاس گیتار دیگه؟گفت اره گفتم پس در و باز می ذارم.گفت مرسی.از شانس من درُ تازه روغن کاری کرده بود ، اروم که ولش کردم بسته شد خلاصه حسابی جلو دختره ضاییع شدیم.

  2. #4222
    آخر فروم باز rezaete's Avatar
    تاريخ عضويت
    Sep 2007
    محل سكونت
    اهواز = اکسین
    پست ها
    4,675

    پيش فرض

    اقا رفته بودیم کلاس گیتار.کلاس تموم شد اومدم بیرون.نفر بعد از من یه دختر.منم اومدم یه چیزی گفته باشم.پرسیدم میری کلاس گیتار دیگه؟گفت اره گفتم پس در و باز می ذارم.گفت مرسی.از شانس من درُ تازه روغن کاری کرده بود ، اروم که ولش کردم بسته شد خلاصه حسابی جلو دختره ضاییع شدیم.
    این به این خاطر بود که که حسن نیست نداشتی

  3. #4223
    داره خودمونی میشه
    تاريخ عضويت
    Jul 2007
    پست ها
    90

    پيش فرض

    این به این خاطر بود که که حسن نیست نداشتی
    منظور حسن نیت دیگه؟ایشالا دفعه بعد با حسن نیت میرم

  4. #4224
    آخر فروم باز
    تاريخ عضويت
    Aug 2006
    محل سكونت
    تهران
    پست ها
    1,458

    پيش فرض

    9
    نفر تو 206 ؟؟؟ !!! حالا یه کنکور قبول شدن اینقدر ارزش داشت که 9 نفری بریزن تو 206 ؟ دخترن دیگه بی جنبه ن تا جمع میشن دور هم جوگیر میشن یه کارایی میکنن که همگی نشونه بی جنبه گیه
    شاید بعدا برن سوار یه ماشین دیگه شن ، به سه گروه تقسیم شن !!! اونجا بابای دوتاشون حاضر بود ، جرات نداشتن کار کنن !!!

    لباساشونم ، اول این که دخترارو که میشناسین ، تنها هم که عقب میشینن جاشون کمه چه برسه به ... بعدشم دوتا شون چادر داشتن !!!!!

    الان که فکر میکنم میبینم شاید ماماناشونم بودن داشتن بدرقشون میکردن ، ولی 4 تاشونو میشناختم

    ، بابا سوتیه گیر ندین ، حالشو ببرین :ئی

  5. #4225
    آخر فروم باز
    تاريخ عضويت
    Aug 2006
    محل سكونت
    تهران
    پست ها
    1,458

    پيش فرض

    یه سوتیه دیگه

    امروز رفته بودیم مهمونی ، افطار ، سالن بودیم .... بعد ما هم با کف گیر پلو رو کشیدیم ، بعد برنجو گذاشتم و کفگیرم گذاشتم یه جا ...

    دوباره اومدم بکشم ، دیدم کف گیر نیست !!! بعد از کلی کندو و کاو روی گوشیم یافتمش ! مثلا گذاشته بودم اونجا که کثیف نشه !!! ( این سوتیه اول )
    بعدم در همون حال که داشت دلم برای گوشیم میسوخت کردمش توی برنج !!!!!!!

    دیگه هیچ کس ازون برنج نخورد بجز یه نفر که اونم خبرنداشت بیچاره ، دلم برای اونم سوخت

  6. #4226
    اگه نباشه جاش خالی می مونه Ni_nigc's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    محل سكونت
    Tehran
    پست ها
    336

    پيش فرض

    اهان این شد .

    ------------------------------
    و سوتی بازار جانی دوباره می گیرد :قی ( من از دی زده شدم ، از این به بعد بجای دی میگم قی )

  7. #4227
    اگه نباشه جاش خالی می مونه Ni_nigc's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    محل سكونت
    Tehran
    پست ها
    336

    پيش فرض

    امروز صبح داشتم میومدم سر کار .
    توی اتوبوسهای Brt بودم و چند نفری هم خوابیده بودن که یکیشون هم یه فرد میانسالی بود که داشت گوشیش زنگ می خورد و انگار نه انگار و داشت خروپف می کرد . زنگش فکر کنم صدای مرجان بود ( ای که زشبها صبح سپیدی ... خونه ی قلبم بی تو سرابه و ... از همین جور چیزا) .
    ملت هم داشتن حال می کردن و یدفعه یکی از این ادما این بدبخت رو بیدار کرد و اون هم دید که گوشیش داره زنگ می خوره هول کرد و گوشیش رو جواب داد . حالا هر چی می گه الو ، طرف جواب نمی ده ، می گه الووووووو ، جواب نمی اد .
    یدفعه ادمای دور و بریش ترکیدن .
    یکیشون گفت حاجی برعکس گرفتیش .
    اون یارو هم چیز کشید (منظورم چیز نیست ها چیزه ، خجالت کشید ) فی

  8. #4228
    آخر فروم باز rezaete's Avatar
    تاريخ عضويت
    Sep 2007
    محل سكونت
    اهواز = اکسین
    پست ها
    4,675

    پيش فرض

    منظور حسن نیت دیگه؟ایشالا دفعه بعد با حسن نیت میرم
    خواستم ببینم بیداری یا نه

  9. #4229
    پروفشنال Iman_m123's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2008
    محل سكونت
    شیــــــــراز
    پست ها
    980

    پيش فرض

    اهان این شد .

    ------------------------------
    و سوتی بازار جانی دوباره می گیرد :قی ( من از دی زده شدم ، از این به بعد بجای دی میگم قی )
    امروز صبح داشتم میومدم سر کار .
    توی اتوبوسهای Brt بودم و چند نفری هم خوابیده بودن که یکیشون هم یه فرد میانسالی بود که داشت گوشیش زنگ می خورد و انگار نه انگار و داشت خروپف می کرد . زنگش فکر کنم صدای مرجان بود ( ای که زشبها صبح سپیدی ... خونه ی قلبم بی تو سرابه و ... از همین جور چیزا) .
    ملت هم داشتن حال می کردن و یدفعه یکی از این ادما این بدبخت رو بیدار کرد و اون هم دید که گوشیش داره زنگ می خوره هول کرد و گوشیش رو جواب داد . حالا هر چی می گه الو ، طرف جواب نمی ده ، می گه الووووووو ، جواب نمی اد .
    یدفعه ادمای دور و بریش ترکیدن .
    یکیشون گفت حاجی برعکس گرفتیش .
    اون یارو هم چیز کشید (منظورم چیز نیست ها چیزه ، خجالت کشید ) فی
    خب شما هم که ...

    حالا ما نفهمیدیم فی هست یا قی ؟

  10. #4230
    حـــــرفـه ای Mojtaba N87's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    محل سكونت
    مشهد (Hometown : شیراز)
    پست ها
    5,015

    پيش فرض

    سوتی امروز صبح بنده :

    امروز کلا رو فرم نبودم! مدارک ماشینم هم 3-4 روز پیش گم شد

    آقا ما رفته بودیم بیرون به کارای بانکی و اینجور چیزا برسیم . نزدیک یه میدونی گوشیم زنگ زد ، ورداشتم جواب بدم ، می دونستم این میدون پلیس جریمه می کنه واسه همین حواسم بود که گوشی رو قطع کنم ولی مثل این خلا پلیس رو که از دور دیدم گوشی رو از این گوش گذاشتم رو اون گوش! نا خود آگاه! هیچی ! 7 تومن واسه گوشی جریمه شدیم ، 7 تومن واسه نداشتن مدارک!!! با خودم گفتم اگه وقت شه برم یه تست Iq بدم حتما!!

    در مرحله بعد رفتم بانک ، هم می خواستم به حساب پسنداز بیچاره که فقط ازش برداشت می کنم ! مبلغی ناچیز واریز نمایم و جریمه لعنتی رو هم برم بدم! اولین سوتی این بود که جریمه ها رو فقط بانک ملی می گیره و من تو بانک سامان می خواستم پرداخت کنم ! دیگه اینکه به جای پر کردن فرم واریز ، فرم برداشت رو پر کردم ! خلاصه اوضاعی بود ! طرف بانکیه یه جورایی نگام می کرد!

    رفتم سوار ماشین شدم که برم بانک ملی ! زبون روزه ! اعصابم خراب! برگ جریمه رو بردم تو صف وایسادم ! بعد از 15 دقیقه فهمیدم باجه رو اشتباه وایسادم و اومدم تو صف سیبا! دیگه داشتم روانی می شدم . به هر بدبختی بود خودم رو رسوندم خونه و در خدمت شمام

    فک کنم بهتره امروز دیگه بیرون نرم!

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •