تبلیغات :
ماهان سرور
دانلود فیلم جدید
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 21 از 137 اولاول ... 111718192021222324253171121 ... آخرآخر
نمايش نتايج 201 به 210 از 1366

نام تاپيک: نثرهای عاشقانه

  1. #201
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    مردم با اين پندار زندگي مي كنند كه بايد به اين و آن دست يابند. بايد اين شوند. اين انديشه آنان را پر تنش مي سازد. تنشي كه دليل اصلي تمام بدبختي هاست. و چون آنان پر تنش اند، نمي توانند يله و رها شوند و آرامش يابند. هنگام خواب از اين سو به آن سو مي غلتند. حتي در اوقات فراغت خود نيز با اين چيز درگيرند.
    دنياي عجيبي است... مردم از آرامش سخن مي گويند اما هر كاري در زندگي انجام مي دهند بيش از پيش ناآرام شان مي سازد. به اين اميد زندگي مي كنند كه روزي بازنشسته مي شوند و آنگاه همه چيز روبراه مي شود. اما تا آن روز عادت بي قراري چنان وجودشان را فرا مي گيرد كه شديدا احساس كمبود مي كنند: با دوران بازنشستگي شان چه مي كنند؟ در آينده، مراقبه روز به روز چندان اهميت خواهد يافت كه هيچگاه درگذشته تا آن حد اهميت نداشته است.
    رهرو و سالك شدن تنها راه بشر آينده است، زيرا به انسانها ياد خواهد داد كه چگونه بازيگوش شوند، چگونه آرامش يابند و چگونه شاد باشند.

  2. #202
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    شادماني چيزي نيست كه قرار باشد در آينده پديد آيد. شادماني از قبل وجود داشته. ما فقط از آن جدا افتاده ايم. شادماني همچنان در لايه هاي زيرين جاري است. اما تو فراموش كرده اي كه چگونه خود را به آن بپيوندي. ارتباط تو با آن قطع شده است.
    تمام تلاش من بر اين است تا تو را به اين جريان زيرين نشاط، شادماني، آرامش، عشق و هماهنگي ملحق سازم. مراقبه و اتصال روشي براي ملحق ساختن دوباره تو به اين جريان است. راهي براي نشان دادن اينكه در كجا مي تواني به طبيعت خود دست يابي.

  3. #203
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    زندگي بسيار ساده است. حتي درختها ساده هستند. زندگي بايد ساده باشد. اما چرا براي شما اين همه پيچيده شده است؟‌ زيرا درباره آن فلسفه مي بافيد.
    براي آنكه در بحبوحه ی زندگي، ‌در شدت و شور باشيد، بايد تمام فلسفه بافي ها در مورد زندگي را دور بريزيد. در غير اين صورت در ابهام كلمات فرو خواهيد ماند.
    فلسفه مردم را فلج مي كند. زندگي نيازمند فلسفه نيست. زندگي به تنهايي كافي است. نيازي به عصا،‌ به حامي و حايل ندارد. زندگي كامل و مستقل است.

  4. #204
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    ديوانه را محبت آرام مي کند، و من را محبت تو ديوانه

    ==============================================

    قشنگ ترين لحظه هایم را با سخت ترين دقايقت عوض مي كنم تا بداني چقدر دوستت دارم

  5. #205
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    گناه...گناه...گناه...تا کی...؟ تا کی قبول اعتقادات بدون چون و چرا...؟ تا کی ادامه ی اشتباه آدم...؟ به کدامین گناه می سوزانیم آنانکه بی گناهند...؟ چقدر سرپوش گذاشتیم روی اشتباهات آدمیان...؟ چه شبها که نالیدیم از اشتباهاتمان...؟ چه توبه ها کردیم به درگاه خدایمان...؟ کدامیک را وعده بود...؟ چگونه کشتیم انسانیت را ...؟ و چرا هنوز می خواهیم عاشقی را...؟ چگونه است این همه تمایز...!!!؟؟ و چرا ندانسته ایم تا بحال آنچه را که واقعا خواستاریم؟؟؟ عروسک های خیمه شب بازی...عروسک گردانان ماهر ... تازه کارها...هر آن که بخت یارش بود...برد...هر آنکه بازنده بود... با ما بود... از ما بود...مهمان ما بود... آنکه با نان خشکی پشت در خانه مان ایستاده بود...قبله ی ما بود...آنکه با آب آشامیدنی اش...وضو تازه کرد...به نماز ایستاد...و چرا ذکر غیر او را گفتیم و شکر نکردیم...!!! دیگر نمی آید... دیگر صدای الله اکبر نمی آید از دور بگوش...دیگر نوای بلال از مسجد حرام شده است...دیگر نان و خرما غذای حماقت ما و روزی آور شاهان است...دیگر نگین انگشتر آن مولا گرمی محفل شاعران است... نه بزرگی و کرامت انسان...دیگر خیلی وقتست آرامشی ندارم...دیگر خدایی نیست. دیگر چشمها با شستن سهراب و گوشها با صدای پای آبش بیدار نمی شود. دیگر تنها درمانده عاشق. کجاست...؟ آن ایمان...؟
    گم شدیم گر در میان خویشتن! جستجویی لازم است...!!!

  6. #206
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    سنگ در برکه می اندازم و می پندارم...
    به همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد...
    کی به انداختن سنگ پیاپی در آب...
    ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت...؟؟!!
    عشق تنها یکبار می آید... آری عشق تنها یکبار می آید...
    و عشق همانی بود که به تو ورزیدم...
    آری حقیقتاْ همان یکبار بود...
    و از بس بدان آویختم...که دیگر ندیدم...
    راهی جز فدای تو شدن...
    جز از برای تو بودن... از تو خواندن و در تو ماندن...
    چه شبها که چهره ات را دیدم و پرده ها را کشیدم تا مبادا ماهتاب من روشنی اتاقی دیگر باشد...و چشمانت را پرستیدم...تا مبادا ستایش کردنت را از یاد ببرم...و بر دستانت در خیال بوسه ها زدم...تا مبادا فراموشم شود زخم هایی که برایم بستی...
    غافل از حضورت...درخیالم ساختم بتکده ای که تنها بت آن اندام تو بود...کتاب عبادتم دستان مهربانت که خط به خط سختی هایت را از بر می کردم و از دستان پر چینت می ربودم... بوسه ای نثارش می کردم...
    اشکهایم برای چشمان الماس تو بود و زخم دلم برای اشکهای تو...که چگونه التیام دادی دل داغدیده ام را تا مبادا لحظه ای غمگین نباشم...و می دانم که سحر بود و افسون...
    دلم را همین جا...همین امشب در پای بت اندامت پیشکش می کنم تا بتپد در پای تو که گناه است اگر بیندیشی که این دل در سینه ی من آرام دارد...و تنها در درون سینه ی من جان دارد... چرا که این دل از تو وام دارد حیاتش را...


    امشب از بتکده ام به میخانه می روم تا...بسازم رویایی از بودنت...و با خیال آسوده سر بر بالین نهم... چرا که نبودنت سخت می شکند مرا...

  7. #207
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    دلم گرفته باز هم ... چون شبان بی کسی ام... که سالها از آن شبها می گذرد...
    تنها یادگار آن روزها و شبها... و عشق صدای پای فاصله هاست...
    و دیگر تنها نخواهم ماند... چرا که تنهایی گناه است...

    گناه زنده ماندن...
    می مانم... هنوز برای شکست و زخم جای دارد دلم... باشد که بی انصافی نکنم

  8. #208
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    قصه‌ آدم، قصه‌ يك‌ دل‌ است‌ و يك‌ نردبان. قصه‌ بالا رفتن، قصه‌ پله‌ پله‌ تا خدا. قصه‌ آدم، قصه‌ هزار راه‌ است‌ و يك‌ نشاني.قصه‌ جست‌وجو. قصه‌ از هر كجا تا او. قصه ی‌ آدم، قصه‌ ی پيله‌ است‌ و پروانه، قصه ی تنيدن‌ و پاره‌ كردن. قصه ی‌ به‌ درآمدن، قصه‌ ی پرواز... اما هنوز اول‌ قصه‌ام؛ قصه‌ همان‌ دلي‌ كه‌ روي‌ اولين‌ پله‌ مانده‌ است، دلي‌ كه‌ از بالا بلندي‌ واهمه‌ دارد، از افتادن.
    پايين‌ پاي‌ نردبانت‌ چقدر دل‌ افتاده‌ است! دست‌ دلم‌ را مي‌گيري؟ مواظبي‌ كه‌ نيافتد؟ من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام؛ قصه‌ هزار راه‌ و يك‌ نشاني. نشاني‌ ات‌ را اما گم‌ كرده‌ام. باد وزيد و نشاني‌ات‌ را بُرد.
    نشاني‌ات‌ را دوباره‌ به‌ من‌ مي‌دهي؟ با يك‌ چراغ‌ و يك‌ ستاره‌ قطبي؟ من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام. قصه‌ پيله‌ و پروانه، كسي‌ پيله‌ بافتن‌ را يادم‌ نداده‌ است. به‌ من‌ مي‌گويي‌ پيله‌ام‌ را چطوري‌ ببافم؟ پروانگي‌ را يادم‌ مي‌دهي؟ دو بال‌ ناتمام‌ و يك‌ آسمان‌... و من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام. قصه...!

  9. #209
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    شبِ پشتِ پنجره، امشب چقدر تاریک است؛ بیا پرده ها را بکشیم. من با یک چراغ، شب را انکار می کنم، تو با لبخندت ثابت کن که هرگز روزی چنین روشن ندیده ایم ...!!!

  10. #210
    آخر فروم باز دل تنگم's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    پست ها
    13,674

    پيش فرض

    نمی خواهم بگویم یک دنیا دوستت دارم... چرا که دنیا روزی به آخر می رسد... نمی خواهم بگویم مثل گلی... چرا که گل روزی می پژمرد... نمی خواهم بگویم، سیاهی چشمانت شب های پر ستاره را می ماند... چرا که شب را هم نهایتی ست... نمی خواهم بگویم که همانند آب پاک وزلالی... چرا که آب که همیشه پاک نمی ماند... نمی خواهم بگویم دوستت دارم... چرا که عاشق توام

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •