تبلیغات :
تعمیر تخصصی لوازم دیجیتال و خانگی
خرید لپ تاپ استوک
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
دانلود فیلم جدید
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
ماهان سرور
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 19 از 20 اولاول ... 9151617181920 آخرآخر
نمايش نتايج 181 به 190 از 195

نام تاپيک: اخبار مربوط به مهـران مدیـری / سریال ها و فیلمهای سینمایی

  1. #181
    حـــــرفـه ای Sara's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2008
    محل سكونت
    Sea
    پست ها
    2,537

    پيش فرض

    تاپیک قهوه تلخ تا ورود پک جدید بسته شد چون تجربه نشون داده وقتی بین اپیزودهای سریال فاصله طولانی میافته پستها به سمت اسپم شدن پیش میره و کاربرا خودشونم شاکی میشن . دلیلی نداره اینطور بحث ها رو توی این تاپیک بدیم . پستهای این تاپیک با توجه به نامش مشخصه .

  2. 9 کاربر از Sara بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #182
    آخر فروم باز fandak's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    پست ها
    1,577

    پيش فرض

    بازيگر قهوه تلخ: جذاب ترين سكانس خالي بندي خواستگاري شاه از من بود!
    قهوه تلخ این روزها بحـث داغ محافل ومهمانی های خانوادگی شده است. قهوه تلخی که طناز بی همتای سازنده سریالهای پرمخاطب ساخته وبه صورت هفتگی از طریق رسانه های تصویری دراختیارمردم قرار می گیرد بازیهای بسیار زیبایی را از بازیگرانی چون: الیکا عبدالرزاقی، جواد عزتی، محمدرضا هدایتی، برزو ارجمند، عارف لرستانی و....دراین مجموعه شاهد هستیم که در کارهای گذشته خود هیچگاه به این خوبی دیده نشده اند. برآن شدیم به مرور با این عزیزان در باره قهوه تلخ گفت وگو کنیم وامروز شما را به خواندن گفت وگو با الیکا عبدالرزاقی همسر اول شاه (فخرالتاج) دعوت می کنیم.
    الیکا عبدالرزاقی بازیگر توانمند ایران متولد 1358، فارغ التحصیل آموزشگاه هنری سمندریان و لیسانس ادبیات نمایشی است. او از سال 76 کارش را با تئاتر شروع کرد و در سال 77 با سریال «گمشده» مسعود نوابی به تلویزیون معرفی شد. اولین کار طنز جدی او مجموعه «باغ مظفر» به کارگردانی مهران مدیری است.

    درباره لطمات احتمالی که به کیفیت یک سریال به هنگام پخش هر شبی از تلویزیون وارد می شود، برایمان بگویید؟
    - روز پخش بودن و آنتن داشتن، باعث می شود که کیفیت کار آسیب ببیند.
    در پخش تلویزیونی برای تمرین کردن بازیگران به دلیل محدودیت زمانی با مشکل روبه رو می شویم و طبیعی است که استرس کار بالاست. در چنین شرایطی فشار زیادی روی اعضای گروه است، اما در شرایط فعلی که پخش سریال در شبکه نمایش خانگی انجام می شود، آرامش بیشتری وجود دارد.
    این روزها تمرین های بیشتری می کنیم، پلان های گرم تری می گیریم و با اعتماد به نفس بیشتری کار می کنیم؛ این گونه تاثیر گذاری سریال هم افزایش می یابد.

    آیا فکر می کنیدعدم پخش این سریال از تلویزیون باعث کاهش تعداد مخاطبان این مجموعه شده است؟
    - من هم پیش از آغاز توزیع سریال فکر می کردم که تعداد زیادی از مخاطبان خود را از دست خواهیم داد، اما اکنون دیدم که کاملا برعکس شد و این سریال به خوبی دیده شده است. و هرکس که آنرا می بیند به دیگران توصیه می کند که آنرا تهیه کرده و ببینند.

    از پخش گسترده ی سریال «قهوه تلخ»در شهرستانها هم اطلاع دارید؟
    - فکر نمی کردم که امکان توزیع فیلم در ایران تا این حد وجود داشته باشد و به همه ی شهرها و شهرستان ها برود و اکنون با توجه به بازخوردی که از مردم گرفته ام، احساس می کنم این سریال، بیشتر از زمانی که در تلویزیون پخش می شد، دیده شده است. مخاطبی که سی دی این مجموعه را خریداری می کند، حتما قصد دیدن آن را دارد. اما وقتی یک سریال از تلویزیون پخش می شود، چون زمان پخش آن غیرقابل تغییر است، ممکن است اتفاقاتی جلوی دیدن سریال را بگیرد، اما وقتی فرد سی دی آن را دارد، هر وقت، زمان آزادی در اختیار داشته باشد، صرف دیدن فیلم می کند.

    درباره ی کامل نبودن متن سریال و دشواری بازی در این شرایط توضیح دهید؟
    ما عادت کرده ایم؛ اما این گونه هم نیست که هیچ چیزی از متن داستان مشخص نباشد، بلکه حدود ساختار داستان را نویسنده ها می دانند و کارگردان هم در جریان است، اما سکانس به سکانس معلوم نیست که چه اتفاقی می افتد و ما دیگر به این نوع بازی کردن عادت کرده ایم و آن را بلدیم.
    ما عادت کرده ایم که تداوم حسمان باید چگونه باشد و سکانس های قبلی را مرتب چک کنیم و بقیه ی اعضای گروه نیز حواسشان به این موضوع هست.

    درباره برخی شباهتها بین مجموعه های طنز مهران مدیری چه فکر می کنید؟
    - طنز در کارهای مهران مدیری، مدام به روز شده است. واقعا این تکرار ها در بازی ها جذاب است. اما نوع کار، تکراری نیست و کاملا ساختار و نوع بازی ها تفاوت دارد.

    تیم طنز مهران مدیری ثابت است؟
    - من فکر می کنم که تماشاگر دوست دارد تیم ثابت را ببیند و اگر چند بازیگر جدید نیز به کار اضافه می شوند، باید بتوانند در گروه حل شوند وگرنه بیننده کار را پس می زند؛ چراکه تماشاگر به تیم مشخصی که مدام کار آنها را ببیند، عادت کرده است و این حسی است که من از مخاطبان گرفته ام.

    به نظر شما جایگاه خانم ها در طنز ایران چگونه است؟
    - من از سال 85 کار طنز کرده ام در اوایل کار طنز برایم ترسناک بود. چون همیشه در تئاتر کار جدی انجام داده بودم ولی اولین کار طنزم به نام تئاتر (الوتریا) را بازی می کردم که آقای انصاری کار را دیدند و به من گفتند شما طنز خوبی دارید.

    مشکلات بازیگران زن کمدین در سینمای ایران چیست؟
    - ما خیلی تلاش می کنیم اما یک سری محدودیت وجود دارد که کار ما را سخت می کند. مخصوصا خانم های طناز در کار آزادی ندارند ولی باید بگویم همین محدودیتهاست که خلاقیت می آورد و باعث می شود برای اثبات وجودمان تلاش ویژه انجام دهیم.

    به جز این کار، با مدیری بازهم کار طنز انجام داده اید؟
    - خیر

    ازدواج کرده اید؟
    - خیر

    بزرگترین آرزوی الیکا عبدالرزاقی چیست؟
    - آرزو زیاد دارم، ولی بزرگترین آرزویم این است که آنقدر توانمند باشم که بتوانم برای اطرافیانم و خودم روحیه ام راحفظ کنم و دیگران را ساپورت کنم وبه همه کمک کنم و از نظر مالی خیلی پولدار باشم.

    از برخورد مردم برایمان بگویید؟
    - بسیار خوشایند است. یکی از نیازهای بازیگر دیده شدن است وقتی سالها کار می کنی و محدود دیده می شوی جذابیت چندانی ندارد. من بعد از سالها کارکردن برای اولین بار این نوع دیده شدن و پذیرش میان مردم را تجربه کردم و از این همه محبت لذت بردم مخصوصا خواندن نقد از منتقدین خوبی مثل آقای طالبی نژاد که نوشته بودند بازی درخشان سیامک انصاری و زن شاه. اینکه ایشان از بازی من تعریف کرده بودند و حتی اسم مرا نمی دانستند برایم بسیار هیجان داشت.

    چگونه برای بازی درنقش همسر شاه انتخاب شدید؟
    - ازاول آقای مدیری گفته بود این نقش را برای الیکا عبدالرزاق بگذارید، یعنی در واقع کسی جز من کاندید این نقش نبود.

    تغییرنوع گویش دیالوگهایتان در لحظاتی خاص از دیالولگهای زمان باستانی به زمان حال ابتکار شما بود یا برنامه ریزی در فیلمنامه داشت؟
    - مانور خوشایندی روی این نقش داده شده بود و در کل قرار بود همینگونه صحبت شود تا نشان دهیم این شخصیت در لحظه متغیر می شود وآن کسی که نشان می دهد نیست. ولی من نیز در بداهه گویی ها تلاش می کردم تا بیشتر نشان داده شود.

    الیکا چقدر از لحاظ شخصیتی به بانوی اول دربار شباهت دارد؟
    - همه می گویند این نقش خیلی به خودم نزدیک است. تا حدودی نوع درگیری ها و لحن بیان و گویش و...البته برای این نقش یک مقدار اغراق آمیزتر رفتار کردم و جذابیت این نقش برای من شخصیت قدرتمند، غیرقابل نفوذ، سخت و محکم و درعین حال شکننده و پرهیایوی بانوی اول دربار بود.

    سکانس مورد علاقه شما کدام است؟
    - تمام سکانسها برایم جذاب بودند اما سکانس مورد علاقه ام آنجا بود که برای کاترین از زندگی گذشته خودم و چگونگی خواستگاری شاه از من که یک فلاش بک به گذشته بود و من خالی می بستم. نویسنده ها خلاقیتهای زیادی از خود نشان می دهند و من دوست دارم این فلاش بک به گذشته باز هم تکرار شود.

    طرفداران شما چگونه می توانند با شما ارتباط بر قرار کنند؟
    - در سایت فیس بوک صفحه ای توسط هواداران من باز شده به نام فخرالتاج بانو که وقتی آنرا مشاهده کردم قسمتهای جذابی مثل تعریف یکی از بیننده ها از بازی من که سازنده صفحه از زبان من پاسخ داده بود بیشین بینیم بابا....البته من هم برای صاحب صفحه کامنت تشکری برای ساخت این صفحه گذاشتم. و اما Gmail من [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




    منبع : dayna.ir/ سحر لشگری

  4. #183
    آخر فروم باز fandak's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    پست ها
    1,577

    پيش فرض


    30 ديالوگ برتر از 30 قسمت «قهوه تلخ»!!
    خریت قبله عالم باید با خریت ما فرق کند!
    یک سوم از مجموعه «قهوه تلخ» به بازار ارائه شده است. طبیعتاً این اثر هم مثل هر مجموعه ی دیگر دارای موافقان و مخالفانی است. اما واقعاً به نظر می رسد دیالوگ های این مجموعه، از نقاط قوت آن باشند. این یادداشت، مجموعه ای است از دیالوگ های برتر «فهوه تلخ» تا امروز. طبیعتاً همه این ها انتخاب های شخصی نگارنده است....
    قسمت اول:
    - صدای پشت تلفن (روابط عمومی صدا و سیما): خب بعد...
    - نیما: بعد هیچی دیگه. اونجا شهر تصرف شده بوده. همون جا هم اسکندر به آریوبرزن پیشنهاد می کنه که فرمانروای ایران بشه. آریوبرزن قبول نمی کنه و میاد دوباره یه دونه سپاه دیگه تشکیل می ده و برمی گرده که بجنگن با هم.
    - روابط عمومی صدا و سیما: جومونگی بوده واسه خودش!
    قسمت دوم:
    - فالگیر (به رؤیا): جدایی برات افتاده. ولی طولانی نیست.
    - نیما: اینجا یه ازدواج خیلی فوری افتاده؛ من دارم می بینما!
    قسمت سوم:
    - مرد جوان در کاخ: جناب داموس الملک، سال جدید را چگونه می بینید؟
    - داموس: سنه، سنه ی به غایت مبارکی است. مالیات و خراج رعیت که مکفی برسد، تقدیر کواکب و ستارگان بر استحکام قدرت همایونی قرار خواهد گرفت.
    - مرد جوان دوم: حضرت والا؛ دیشب خوابی دیدم. عقابی تیزچنگال از پی من می دوید. در حین فرار از او در چاهی افتادم و از خواب برخاستم.
    - داموس: تعبیر خواب تو این است که عقابی از پی تو خواهد آمد و تو فرار خواهی کرد. اما باید بسیار مراقب باشی. چرا که چاهی بر سر راه توست!
    قسمت چهارم:
    - هم بند نیما در زندان: جهانگیر شاه پسر گوسفندچرون والی دربار تهرون بود. وقتی دید اوضاع مملکت خر تو خره، والی تهرون رو می کشه و اعلام پادشاهی می کنه.
    - نیما: به همین راحتی یعنی!
    - زندانی: به همین راحتی که نه. با دوز و کلک و کشت و کشتار.
    قسمت پنجم:
    - قرقی: پس تو جون جهان رو نجات دادی. برا چی؟
    - نیما: جهان؟
    - قرقی: جهان. جهانگیر شاه رو می گم. برا چی؟
    - نیما: مثل این که خیلی با هم ندارین.
    - قرقی: نخیر خیلی با هم داریم!
    - نیما: دارین با هم؟!
    - قرقی: اوهوم!
    قسمت ششم:
    - نیما (در حال مالیدن شانه ی جهانگیر شاه؛ رو به داموس الملک): ببخشید. شما از روی این آهنا چه جوری فهمیدید بچه پسره؟
    - داموس: جناب مستشارالملک! هنوز خیلی مانده شما از رمز و رموز کار من سر در بیاورید. فی الحال وظیفه ی خود را انجام بدهید. بمالید جانم، بمالید!
    - جهانگیر شاه: راست می گوید. شما بمال!
    قسمت هفتم:
    - صدراعظم: اگر دختر ارشد اعلی حضرت ازدواج کنند، داماد شاه همه کاره خواهند بود. البته تا زمانی که نوه ی پسری ایشان متولد شود
    - داموس: اتی جان، همین الساعه ستارگان را رصد کردم! تمام ستارگان و کواکب با این وصلت موافق اند!
    قسمت هشتم:
    - نیما: یعنی چی؟ پول آش پشت پای قبله ی عالمتون رو هم اینا باید بدن؟
    - دامبول: به بنده چه مربوطه؟ این یه حرکت خودجوش رعیتی است برای عرض ادب و احترام خدمت قبله ی عالم.
    - نیما: بله خودش جوشیده! مشخصه!
    - دامبول: البته ما یه کم شعله اش رو زیاد کردیم تا زودتر هم بجوشه!
    قسمت نهم:
    لعبت الملوک: من کمی گیج شده ام. اگر کاترین مادر جدید من است، پس تزار پدر قدیم من است!
    قسمت دهم:
    - نیما: نفت یه چیز به درد بخوریه. در واقع ثروت ملیه. منبع انرژیه.
    - داموس: جناب مستشارالملک! ثروت که ملی نمی شود. ثروت متعلق به قبله عالم است!
    قسمت یازدهم:
    - ژوزفین: ترتیبی بدهید سر هر میز یک بره ی درسته باشد. یک وقت گدابازی درنیاورید ها.
    - نیما (در حال یادداشت به سبک گارسون ها): یک بره ی درسته سر هر میز.
    - کاترین: تمام سفرای خارجی را دعوت کنید. می خواهیم همه بلاد بدانند که ما ملکه ی این دربار شده ایم. علی الخصوص آن سفیر موذی انگلیس.
    - اوه! سفیر به تعداد کافی!
    - کاترین: الماس کوه نور را بدهید جلا دهند؛ می خواهیم که اعلی حضرت آن را سر سفره به ما هدیه دهند.
    - نیما (با شگفتی تمام): الماس کوه نور مگه اینجاست؟!
    - ژوزفین: آری! اعلی حضرت در جریانند. شما فقط یادآوری کنید.
    - نیما: الماس کوه نور یک عدد!
    قسمت دوازدهم:
    - نیما: اوه قهوه! ... ببخشید مسموم که نیست
    - اعتمادالملک: بله مسموم است!
    - نیما: شوخی می کنید!
    - اعتمادالملک: نخیر جدی گفتم، مسموم است.
    - نیما: خب چه کاریه آخه؟ قهوه مسموم چرا می دید دست مردم؟
    - اعتمادالملک: بچه ها دستشون عادت کرده به سم ریختن. شما جدی نگیرید!
    قسمت سیزدهم:
    - جهانگیر شاه: خب ما هم برایت حکم مأموریت آورده ایم
    - نیما: جداً؟ کجاست حکم؟
    - جهانگیر شاه (به کاترین اشاره می کند): اینجاست دیگه؛ اینجا نشسته.
    - نیما: آهان! ایشونن؟! ایشون (می خندد) حکم ان یا مأموریت ان؟!
    قسمت چهاردهم:
    - نیما: از زمانی که این کاترین خانم...
    - جهانگیر شاه: سوگلی.
    - نیما: ...بله همون خانم سوگلی تشریف آوردن، فکر نمی کنید شما یه مقداری نسبت به فخرالتاج خانم در واقع بی توجه شدید؟
    - جهانگیر شاه: نخیر فکر نمی کنیم.
    - نیما: یعنی اصلاً به فخرالتاج خانم، به دختر بزرگتون و به زندگی تون فکر نمی کنید؟
    - جهانگیر شاه: نخیر فکر نمی کنیم.
    - نیما: یعنی فقط به خانم سوگلی فکر می کنید؟
    - جهانگیر شاه: به او هم فکر نمی کنیم.
    - نیما: ببخشید به چی فکر می کنید شما؟
    - جهانگیر شاه: ما اصولاً اصلاً فکر نمی کنیم! قبله عالم فقط بازی می کند، حال می کند، کیف می کند، عشق و صفا، دوباره بازی می کند، حال می کند، عشق و صفا... فکر نمی کند که! بخارانید!
    قسمت پانزدهم:
    - نیما: ببخشید این چه مراسمیه؟
    - برزو: با مویی؟ این مراسم رزم چاقوئه.
    - نیما: نه می دونم. می خوان چی کار کنن یعنی؟
    - برزو: ها! این مراسم نشان دهنده ی اینه که ما چه جنگاوری هایی کردیم؛ چه رزم آوری هایی کردیم؛ که این مراسم رو از هندی ها بدزدیم؛ خودمون اجرا کنیم!
    قسمت شانزدهم:
    - لعبت الملوک: مادر، با پدر صحبت کنید ما هم برویم به فرانس ببینیم دنیا دست کیست؟
    - فخرالتاج: دنیا دست خودمان است دخترم. تو کافی است اراده کنی، خاک گوشه گوشه ی دنیا را توتیای چشمت می کنیم.
    - لعبت: ما که همه اش اراده کرده ایم.
    - فخرالتاج: درست باید اراده کنی خبر مرگت!
    - نازخاتون: خاله جان! اراده می خواهید فقط اراده ی فرانس. اراده می کنند اروپا را می گیرند، اراده می کنند اروپا را ول می دهند.
    - لعبت: این اروپا کیست؟
    قسمت هفدهم:
    - نازخاتون: من هم دیوان شعری سروده ام در فرانس که 500 صفحه دارد.
    - لعبت: جدی می گویید؟ کو؟
    - نازخاتون: داده ام برای چاپ
    - همدم: به چی داده اید؟
    - اخترالملوک: به چاپ همدم جان
    - همدم: آها! یعنی اونجا هم مثل اینجا بچاپ بچاپ است؟!
    قسمت هجدهم:
    - فخرالتاج: حتماً شنیده اید که همسر جدید قبله ی عالم...
    - کبوتر: بله شنیدیم بارداره.
    - فخرالتاج: و حتماً شنیده اید که نوزاد...
    - کبوتر: بله شنیده ایم احتمالاً پسره.
    - فخرالتاج: قبله ی عالم خیلی...
    - کبوتر: خوشحال ان.
    - فخرالتاج: و ما (مکث می کند)
    - کبوتر: عصبانی؟
    - فخرالتاج: نچ!
    - کبوتر: بیچاره شدید.
    - فخرالتاج: نه!
    - کبوتر: می شه یه راهنمایی بکنید؟
    - فخرالتاج: توش خاک داره.
    - کبوتر (با کمی مکث): به خاک سیاه نشستید.
    - فخرالتاج: آفرین!
    - قرقی: دست بزنید!
    قسمت نوزدهم:
    - نیما: دوست داری وقتی که میری خونه، همسرت با تو چه جوری رفتار کنه؟ رفتارش با تو چی باشه؟ چی می خوای؟ چه رفتاری می خوای؟
    - بیخودی الملک: آها!
    - نیما: الآن فهمیدی؟
    - بیخودی: آری. دوست داریم همسرمان مهربان باشد. فداکار باشد. برای ما غذا بپزد، خونه را جارو کند، به ما برسد، ما را جمع و جور بکند، اگر یک روز بیمار شدیم ما را تیمار کند، ناز ما را بکشد و از این جور حرف ها.
    - خب مامان هستن؛ شما چرا می خواید ازدواج کنی با این حالت؟!
    قسمت بیستم:
    - بلوتوس (به اقبال): به راستی اگر پدرم خدمتگزارانی چون شما می داشت، هرگز سقوط نمی کرد.
    - نیما: بله احتمالاً قبل از این که سقوط کنن، امثال این ها می کشتنشون!
    قسمت بیست ویکم:
    - لعبت الملوک: تا به حال عاشق بوده اید؟
    - بابا شاه: عاشق؟ آری دخترم. تا دلت بخواهد عاشق بوده ام.
    - لعبت: راست می گویید؟ شنیده بودیم هنرمندان دلی دارند به وسعت دریا. خب بعد چه شد؟
    - بابا شاه: هیچی دیگر بعد خوب شدیَم دیگه!
    - لعبت: پس مریض و بیمار عشق بودید. چه تعبیر شاعرانه ای. آن وقت این بیماری عشق چه عوارضی دارد؟
    - بابا شاه: جانم برایت بگوید دختر جان، سرمان درد می گرفتیه.
    - لعبت: آه. دقیقاً.
    - بابا شاه: تب میکردیَم.
    - لعبت: تب سوزان عشق...
    - بابا شاه: استخوان هایم زق زق می کردیه.
    - لعبت: آری احسنت.
    - بابا شاه: آب از دماغمان همین طور می ریختیه.
    - لعبت: واقعاً؟
    - بابا شاه: تازه این که چیزی نیست. عطسه می کردیَم، سرفه می کردیَم. گاهی اوقاهیات هم که تگری می زدیَم.
    - لعبت: آن وقت این بیماری عشق در تمامی مردم این گونه است یا در هنرمندانی چون من و شما؟
    - بابا شاه: نه در تمام آدم ها این گونه می باشد. بالاخص در هنرمندان. چخوفی، استانیسلاوسکی، اوژن یونسکوئیه، تئودوراکیس، رابرت دنیروئیو! همه این طور بوده اند.
    - لعبت: شما مطمئنید ما راجع به عشق حرف می زنیم؟
    - بابا شاه: نه.
    - لعبت: یک خرده فکر کنید.
    - بابا شاه: فکر می کنیَم... فکر کردیَم.
    - لعبت: خب؟
    - بابا شاه: نه، من زکام بودم. دماغم گرفته بودیه! (می خندد!)
    قسمت بیست ودوم:
    - داموس: عرض کردم شما چی داشتید این ماه؟
    - پیربابا (ابتر خان): من سه بار یادم رفته، چهار بار گم شدم، دو بار فراموش کردم، سه بار هم سکته ناقص کردم، یه بار هم مردم!
    - بلدالملک: جناب ابتر خان به این چیزها که مقرری تعلق نمی گیرد. کار فیزیکی چه کردید؟
    - پیربابا: چی؟
    - بلدالملک: فیزیکی.
    - پیربابا: آها. بابا شاه رو هر روز کلافه کردم. سه بار پخ کردم کاترین بچه اش بیفته. 450 بار هم سؤال داشتم که کیه؟! این رو اگه می شه حساب بکن بریم!
    - بلدالملک: سکه بدهید برود. (داموس چند سکه به او می دهد)
    قسمت بیست وسوم:
    - دامبول: قرار است تا در محکمه از شما دفاع کنم.
    - نیما: ببخشید شما چی کاره این که می خواید از ما دفاع کنید؟
    - زندانی: مگه خبر ندارید؟ دامبول خان با حفظ سمت وکیل مسخیری دربار است.
    - بلوتوس: وکیل مسخیری دیگر چه صیغه ای است؟
    - زندانی: مسخرگی می کند تا شاه خوشش بیاید و از گناه متهمان گذشت کند!
    قسمت بیست وچهارم:
    - همدم: آدمیزاد یک گربه را یک هفته در خانه اش نگاه می دارد به او عادت می کند. چه برسد دایی اقبال که قد یه خرس بود!
    قسمت بیست وپنجم:
    - بلوتوس: در این لحظه رؤیایی، در این هوای صاف بهاری، الآن چه احساسی داریم؟
    - لعبت الملوک: شما را که نمی دانم، ولی من سردم است. از کجا سوز می آید؟!
    قسمت بیست وششم:
    - جهانگیر شاه: شما هم خریت کردید از او پولی نگرفتید.
    - بلدالملک: بله قبله عالم حقیقتاً که خریت کردیم.
    - جهانگیر شاه: خب ما چه؟ چی کار بکنیم این وسط؟
    - اقبال خان: شما مثل ما خریت نمی کنید. بالاخره باید یک فرقی بین خریت ما و خریت شما باشد!
    قسمت بیست و هفتم:
    - کاترین: قبله عالم! دیگر وقت ازدواج توپولف است؛ و کلید حل این مشکل در دستان پر مهر و محبت شماست.
    - جهانگیر شاه: نمی فهمم چه می گویی. او می خواهد ازدواج بکند.
    - کاترین: بله.
    - جهانگیر شاه: ما را هم دوست دارد.
    - کاترین: بله
    - جهانگیر شاه: کلید این قضیه هم در دست ماست
    - کاترین: بله
    - جهانگیر شاه: یعنی چی؟ می خواهد ما را بگیرد؟!
    قسمت بیست و هشتم:
    - توپولف: البته خب شما مشکل جانشینی هم داشتید قبله عالم. اگر همسران شما پسر به دنیا می آوردند، هیچ وقت مجبور نبودید تند و تند ازدواج کنید.
    - جهانگیر شاه: نه بابا اینا که الکیه. چه ساده ای تو. اصلاً چه فرقی می کنه بعد از من کدوم گوساله ای جانشین بشه؟ من پسرو بهونه می کردم که تند و تند زن بگیرم. اینا هم که همه دخترزا شدن. ما هم هی زن گرفتیم، هی زن گرفتیم، هی زن گرفتیم...!
    قسمت بیست ونهم:
    - شکوه که حتماً باشکوه برگزار می شه. فقط تعداد مهمان هاتون چقدر هستند؟
    - همان سی هزارتایی که قرار گذاشتیم.
    - قشون جمع می کنید که برید شیراز رو تصرف کنید یا اینا تعداد مهمون ها هست؟!
    قسمت سی ام:
    - شاه بابا: این دو گل شکفتیه، این بلوتوس می باشیَد و این لعبت بانو می باشدیه، در سبک رماتیسم و این هم راشیتیسم می باشدیه!
    Last edited by fandak; 12-12-2010 at 15:01.

  5. 15 کاربر از fandak بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  6. #184
    کاربر فعال انجمن هنر هفتم nar nia's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2010
    پست ها
    1,444

    پيش فرض

    پول مي‌دهيم تا به تمسخر نياكانمان بنشينيم!


    خبرگزاري فارس: محسن پرويز نوشت: واقعا مردم عجيبي هستيم. پول مي‌دهيم تا به تمسخر پدرانمان بنشينيم؛ پدراني كه سازنده‌ يك فرهنگ بزرگ بشري بوده و پس از پيوند با اسلام انسان‌ساز، منشا تحولات بزرگ علمي و فرهنگي در جهان بوده‌اند. لابد توقع داريم كه فرزندانمان احياگر آن فرهنگ كهن و پذيراي آن باشند!


    به گزارش خبرگزاري فارس،‌محسن پرويز نوينسده در يادداشتي به نقد مجموعه قهوه‌ تلخ به كارگرداني مهران مديري پرداخته است:

    تبليغات گسترده‌ قهوه‌ي تلخ انسان را وسوسه مي‌كند تا به تماشاي آن بنشيند. فارغ از تعبير و تفسيرهاي عجيب و غريبي كه برخي از موضوع و صحنه‌هاي فيلم مي‌كنند (و بدون در نظرگرفتن مشابهت ايده‌ كلي فيلم با آن كتاب داستان قديمي)، چشمگيرترين مساله در فيلم، «تمسخر ايرانيان و ريشخند نسبت به نياكان» است!

    ديگر كشورها هزينه مي‌كنند تا براي خود، يك پشتوانه‌ تاريخي از انسانهاي شجاع، مدير و صاحب‌بصيرت بسازند و حتي اگر لازم باشد نام افسانه بر آن مي‌نهند تا مورد اعتراض قرار نگيرند(!) و ما به تخريب پشتوانه‌هاي خود مشغوليم و خودمان را مضحكه‌ ديگران مي‌كنيم. آيا نمي‌بينيم كه ديگران چگونه در سريالهاي تاريخي‌شان، چهره‌هاي منفور و خونريز را به حاكماني دلسوز تبديل مي‌كنند؟!

    بحث بر سر تغيير تاريخ نيست. قرار نيست چهره‌هاي بي‌عرضه و بي‌اراده و واداده را تبديل به انسانهاي خدوم و وارسته بكنيم اما آيا درست است كه در يك فيلم به اصطلاح تاريخي (آن‌گونه كه در تبليغات فيلم آمده بود) به بهانه‌ طنز، هرچه هست و نيست را به لجن بكشيم؟ پيشتر كارگزاران فرهنگي رژيم پهلوي، خاندان قاجار را به قدر كفايت بي‌لياقت معرفي كرده‌بودند (تا رضاخان نوكر بيگانه را منجي ايران بنمايانند) و نقاط تاريك آن خاندان باعث شده‌بود تا مردم اين مساله را بپذيرند و با آن خو بگيرند. اما در اين سريال يك گام به عقب‌تر نهاده شده و زنديه نيز به طرز تهوع‌آوري، بي‌عرضه و روان‌پريش معرفي مي‌شود و اين بي‌لياقتي به همه مردمي كه در آن دوران زندگي مي‌كرده اند، تعميم داده مي‌شود! در بين اين همه شخصيت يك نفر آدم باشعور و با فرهنگ پيدا نمي شود! بديهي است زنديه در دوران افول خود، مبتلا به آفت‌هايي بوده‌اند اما از اين همه سياه‌نمايي چه چيزي در ذهن فرزندانمان رسوب خواهدكرد؟ آيا جز اين است كه تصور خواهندكرد نياكان ما افرادي بي‌منطق، بي‌سواد و بي‌عرضه بوده‌اند و دربين آنها حتي يك نفر آدم عاقل و درستكار پيدا نمي‌شده‌است؛ حتي در بين مردم كوچه و بازار!

    در مقابل، نمايندگان فرنگي‌ها، نماد عقل و هوش و تدبير و بدون ذره‌اي خطا معرفي مي‌شوند. آيا اينها ريشه در واقعيات تاريخي دارد؟ طنز به معناي تمسخر و دروغ‌پردازي نيست؛ بلكه نوعي بزرگنمايي است و دست گذاشتن بر آنچه ديگران نمي‌بينند يا كمتر به آن توجه مي‌كنند؛ و همين‌هاست كه آثار طنز را شيرين مي‌كند. آيا نمي‌شد با مسخره‌كردن فرنگي‌ها صحنه‌ طنزآلود ايجاد كرد؟ آيا نمي‌شد اين همه در دربار يكي از شاهان اروپايي در دوران سياه قرون وسطي رخ مي‌نمود؟ آيا نمي‌شد به جاي زنديه، پهلوي يا قاجار موضوع داستان قرار مي‌گرفت؟

    واقعا مردم عجيبي هستيم. پول مي‌دهيم تا به تمسخر پدرانمان بنشينيم؛ پدراني كه سازنده‌ يك فرهنگ بزرگ بشري بوده و پس از پيوند با اسلام انسان‌ساز، منشا تحولات بزرگ علمي و فرهنگي در جهان بوده‌اند. لابد توقع داريم كه فرزندانمان احياگر آن فرهنگ كهن و پذيراي آن باشند!
    تاسف بار است كه به جاي خنديدن به آنها كه شايسته‌ تمسخر هستند، خودمان را مسخره مي‌كنيم و با چشم بستن بر روي واقعيت‌ها، همه چيز را به سخره مي‌گيريم. آيا گوش شنوايي هست؟

  7. #185
    کاربر فعال انجمن هنر هفتم nar nia's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2010
    پست ها
    1,444

    پيش فرض

    اعتراض برادر زاده صادق هدایت به قهوه تلخ

    جهانگیر هدایت برادرزاده صادق هدایت در یادداشتی که به تازگی منتشرکرده به ساخت سریال قهوه تلخ اعتراض کرده است .

    به گزارش پارس توریسم ،هفته گذشته نیز محسن پرویزنویسنده ومعاون فرهنگی وزیرارشاد انتقادات تندی رابر علیه قهوه تلخ مطرح کرده بود.محسن پرویز در یادداشت خود بااشاره به اینکه چشمگیرترین مساله درسریال قهوه تلخ «تمسخر ایرانیان و ریشخند نسبت به نیاکان» است!نوشته بود :آیا نمی شدبا مسخره‌کردن فرنگی‌ها صحنه‌ی طنز آلود ایجاد کرد؟ آیا نمی‌شد این همه در دربار یکی از شاهان اروپایی در دوران سیاه قرون وسطی رخ می‌نمود؟ آیا نمی‌شد به جای زندیه، پهلوی یا قاجار موضوع داستان قرار می‌گرفت؟

    جهانگیرهدایت که ازنوادگان حاج‌علی‌ قلی‌خان مخبرالدوله نیز هست دریادداشت خوددر فرهیختگان نوشته است: استفاده از القاب اختراعی مشكلی را نمی‌آفریند ولی مخبرالدوله كاملا متفاوت است.

    مخبرالدوله از رجال عهد قاجاریه بوده و دقیقاً معین است چه كرده و چه باقی گذاشته است. رجل سیاسی كه هنوز چهارراهش در ذهن مردم باقی مانده و هرچه كردند نتوانستند آن را تغییر دهند در این سریال با چهره و اندامی مسخره خبرچین شاه معرفی شده است. این شخصیت پردازی در سریال قهوه تلخ موجب‌شده كه لازم آمد نظر مجوزدهندگان و سازندگان سریال را به این واقعیت‌ها جلب كنیم.

  8. #186
    آخر فروم باز fandak's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    پست ها
    1,577

    پيش فرض

    «مهران مديري» به شبكه سه طرح ساخت سريال ارائه كرد مهران مدیری طرح اولیه یك سریال را برای تولید به شبكه سه سیما ارائه كرد. علی اصغر پورمحمدی مدیر شبكه سه سیما در گفت وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس درباره برنامه ریزی شبكه سه سیما پیرامون برنامه های طنز این شبكه گفت: ساخت سریال «ساختمان پزشكان» به كارگردانی سروش صحت به تازگی كلید خورده و بنا داریم پخش این سریال را بعد از محرم آغاز كنیم. وی ادامه داد: در این سریال بازیگران خوبی حضور دارند و با توجه به داستانی كه دارد، پیش بینی می كنیم كه بتواند مخاطبان بسیاری را به خود جلب كند. پورمحمدی همچنین در ادامه سخنان خود به سریال «خوش نشین ها» اشاره كرد و اظهار داشت: من در مجموع با توجه به تیم و گروه سازنده از این سریال راضی هستم. «خوش نشین ها» در زمان پخش خود توانست بیش از 70 درصد مخاطب با 90 درصد میزان علاقه مندی به خود جلب كند. مدیر شبكه سه همچنین درباره شایعاتی پیرامون ممنوع الفعالیت بودن برخی طنزسازان نظیر مهران مدیری و رضا عطاران در تلویزیون نیز تصریح كرد: به هیچ وجه چنین چیزی نبوده و اگر این افراد طرح خوبی به تلویزیون ارائه كنند ما حتما استقبال می كنیم. وی در پایان از ارائه طرح یك سریال طنز توسط مهران مدیری به شبكه سه خبر داد و گفت: مهران مدیری طرح یك سریال طنز را به شبكه سه ارائه كرده كه اگر تصویب شود، این سریال را می سازیم. به گزارش فارس، پیش بینی می شود شبكه سه سیما قصد دارد سریال نوروزی خود را مانند سال های پیش به «مهران مدیری» بسپارد. منبع : farsnews.com

  9. #187
    آخر فروم باز ahriman323's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    9,106

    11

    امروز ۵ آذر قرعه كشي اولين آپارتمان در لوكيشن قهوه تلخ با حضور نمايندگان ارشاد و دادستاني كشور و خبرنگاران برگزار مي شود.و نتیجه این قرعه کشی تا ساعت ۲۰ امشب مشخص خواهد شد!

    لازم به یادآوریست که مجموعه هاي بعدی قهوه تلخ بعد از ايام محرم سه شنبه هر هفته در فروشگاه هاي معتبر عرضه خواهد شد.

  10. این کاربر از ahriman323 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  11. #188
    حـــــرفـه ای M3HRD@D's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2007
    محل سكونت
    دالان ســـبز WEb►ByNvAyAn.BlOgFa.CoM
    پست ها
    3,446

    پيش فرض

    مراسم قرعه كشي نخستين آپارتمان «قهوه تلخ» با حضور كارگردان، تهيه‌كننده و بازيگران اين سريال و نماينده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،نماينده دادستان و دبير كل اداره‌ي مبارزه با قاچاق محصولات فرهنگي عصر امروز در لوكيشن «كاخ جهانگير شاه» محل تصويربرداري اين سريال برگزار و يك دانشجوي 21 ساله برنده اين قرعه‌كشي شد.

    مهران مديري با ابراز اميدواري نسبت به اين كه سريال «قهوه تلخ» به سلامت به پايان برسد از تمام كساني كه به طور مستقيم يا غير مستقيم با اين پروژه همكاري داشتند تشكر كرد.

    مهران مديري ـ كارگردان و بازيگر سريال «قهوه تلخ» ـ كه در مراسم عصر امروز ـ يكشنبه پنجم دي ماه ـ سخن مي‌گفت، از اداره‌ي مبارزه با قاچاق كالاي فرهنگي و مسؤولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه مراقب بودند سي‌دي‌هاي سريال «قهوه تلخ» قاچاق نشود، تشكر كرد.

    مديري هم‌چنين از حاضران در مراسم قرعه‌كشي و هم‌چنين مخاطبان اين سريال درخواست كرد كه دعا كنند سريال « قهوه‌ تلخ » به خوبي به پايان برسد.

    او در پايان گفت :از تمام عوامل پشت صحنه كه در پروژه‌ي «قهوه تلخ» فعاليت داشتند و از تمامي گروه از جمله بازيگران و هم‌چنين از حميد و مجيد آقاگليان (تهيه‌كنندگان) كه سال‌هاي زيادي را با هم كار كرديم، تشكر مي‌كنم.

    نخستين آپارتمان «قهوه تلخ» به يك دانشجوي جهرمي رسيد. اعداد شماره‌ي سريال اين برنده، توسط بازيگران حاضر انتخاب شد و دو رقم آخر را خود مهران مديري انتخاب كرد. با مشخص شدن شماره‌ تلفن فرد برنده و پيش شماره‌ي تلفن همراه وي، مشخص شد كه وي شركت‌كننده‌اي از استان فارس است.

    برزو ارجمند كه اجراي مراسم عصر امروز را بر عهده داشت سپس با تلفن همراه برنده‌ي آپارتمان تماس گرفت و پس از معرفي خود با عنوان «برزو ارجمند ـ بازيگر سريال قهوه تلخ» نتوانست به او بقبولاند كه او برنده‌ي واحد آپارتمان دو خوابه است؛ بنابراين خود مهران مديري تلفن را از ارجمند گرفت و جوان 21 ساله كه با صداي مهران مديري تازه باور كرده بود برنده‌ي اولين آپارتمان «قهوه تلخ» است، به گريه افتاد.

    برنده‌ي آپارتمان «قهوه تلخ» خود را دانشجويي مجرد و21 ساله از جهرم معرفي كرد كه پنج روز ديگر روز تولدش است.

    با صداي تشويق حضار، مهران مديري از برنده‌ي آپارتمان خواست كه جمله‌اي را بگويد كه او گفت «بسيار شوكه است و فقط مي‌تواند خدا را شكر كند.»

    در مراسم پنجم دي ماه 89 ، هم‌چنين شش دستگاه اتومبيل پرايد متعلق به مجموعه‌ي دهم نيز قرعه‌كشي شد و برزو ارجمند كه با برندگان تماس مي‌گرفت، در قبولاندن اين خبر به آن‌ها باز هم مشكل داشت. برخي از برندگان كه فكر مي‌كردند مزاحم تلفني دارند، تلفن را قطع مي‌كردند و با جملاتي چون «آقا برزو فردا مي‌آيم پرايد را مي‌گيرم!»، «آقا مزاحم نشويد!» و ... پاسخ تلفن او را مي‌دادند.

    منبع: ایسنا

  12. 7 کاربر از M3HRD@D بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  13. #189
    آخر فروم باز ahriman323's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    9,106

    پيش فرض



    روز گذشته فیلمی از مهران مدیری در حال تقلید یکی از برنامه های ماهواره ای منتشر شد که به سرعت به یکی از پربازدیدترین لینک ها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تبدیل شد. کلیپی که با واکنش های مختلفی روبرو شد. اما نکته مهم در این میان این بود که این کلیپ هیچ نشانه ای از فیلم های قبلی مدیری را نداشت و سوال همگان این بود که این کلیپ مربوط به کدام یک از آثار مهران مدیری است؟ برای پیگیری این قضایا به سراغ خشایار الوند نویسنده قهوه تلخ رفتیم. وی در گفت و گو با کافه سینما درباره این کلیپ گفت: البته شخص آقای مدیری قرار هست نسبت به این فیلم واکنش نشان بدهند. این کلیپ مربوط به یک مجموعه آیتم هست که 4 سال پیش ساخته شد و قرار بود وارد شبکه خانگی بشود این آیتم ها شامل شوخی هایی با تلویزیون، برنامه های ماهواره ای و این طور مسایل هست. اما بعد از ساخته شدن این ایتم ها آن ها را به آرشیو سپردیم و دیگر پیگیر آنها نشدیم حتی سراغ مجوز گرفتن برای آنها هم نرفتیم که باعث دلخوری هایی نشود اینکه بعد از این همه مدت چرا و از چه طریقی این ویدیو منتشر شده برای ما هم نا معلوم است.

    الوند همچنین به چند سوال حاشیه ای دیگر کافه سینما درباره قهوه تلخ پاسخ گفت وی درباره خبر حضور ستارگانی سینما از جمله بهرام رادان، مهتاب کرامتی و امین حیایی در قهوه تلخ گفت: این برنامه را داریم. در مورد خانم کرامتی اطلاعی ندارم اما با بهرام رادان صحبت کردیم و او هم گفته اگر زمانش خالی شد تمایل دارد در چند قسمت به عنوان بازیگر مهمان حضور داشته باشد و امین حیایی هم به همین ترتیب. در کل از این به بعد در قهوه تلخ بازیگر مهمان خواهیم داشت.

    الوند همچنین درباره زمان عرضه قسمت بعدی قهوه تلخ به بازار به کافه سینما گفت: جدیدترین قسمت قهوه تلخ شنبه به بازار می آید.

    کافه‌سینما

  14. 4 کاربر از ahriman323 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  15. #190
    آخر فروم باز ahriman323's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    9,106

    پيش فرض

    سوسماري سريال‌ «مرد هزار چهره» سه‌شنبه 13 دي ۱۳۸۹ مرد.

    امير رهبري، هنرمند تربيت‌كننده‌ي حيوانات و صاحب اين حيوان در گفت‌وگو با ايسنا، ضمن اعلام اين خبر گفت: اين ايگوآنا علاوه بر سريال «مردهزارچهره» در فيلم «راز دشت تاران» نيز حضور داشت و هفته‌ پيش براي آخرين بار در فيلم سينمايي «اخراجي‌هاي 3» جلوي دوربين رفت.



    وي با بيان اينكه پس از ديده شدن اين سوسمار در سريال «مردهزارچهره» عده‌ بسياري اقدام به خريد و فروش اين‌گونه حيوانات كردند، عنوان كرد: براي اينكه نمايش اين حيوانات موجب تبليغات نشود من همواره نقش‌هاي منفي به آنها مي‌دادم، چرا كه اگر قرار باشد اين موجودات را از طبيعت جدا كنيم، موجب آسيب‌ديدن و انقراض تدريجي آنها خواهيم شد. همين يك نمونه از ايگوآنا هم كه دراين سريال ديده شد، بيشتر براي استفاده در فيلم‌ها نگهداري مي‌شد و مورد استفاده همگان قرار مي‌گرفت.

    به گفته وي اين سوسمار سن زيادي داشت و به صورت طبيعي مرده است.

    تابناک

  16. 2 کاربر از ahriman323 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •