تبلیغات :
دانلود فیلم جدید
ماهان سرور
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 17 از 26 اولاول ... 7131415161718192021 ... آخرآخر
نمايش نتايج 161 به 170 از 256

نام تاپيک: حافظ

  1. #161
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۳

    مطرب عشق عجب ساز و نوايی دارد
    نقش هر نغمه که زد راه به جايی دارد

    عالم از ناله عشاق مبادا خالی
    که خوش آهنگ و فرح بخش هوايی دارد

    پير دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور
    خوش عطابخش و خطاپوش خدايی دارد

    محترم دار دلم کاين مگس قندپرست
    تا هواخواه تو شد فر همايی دارد

    از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
    پادشاهی که به همسايه گدايی دارد

    اشک خونين بنمودم به طبيبان گفتند
    درد عشق است و جگرسوز دوايی دارد

    ستم از غمزه مياموز که در مذهب عشق
    هر عمل اجری و هر کرده جزايی دارد

    نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست
    شادی روی کسی خور که صفايی دارد

    خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند
    و از زبان تو تمنای دعايی دارد


  2. #162
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۴

    آن که از سنبل او غاليه تابی دارد
    باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد

    از سر کشته خود می‌گذری همچون باد
    چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد

    ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف
    آفتابيست که در پيش سحابی دارد

    چشم من کرد به هر گوشه روان سيل سرشک
    تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد

    غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ريزد
    فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد

    آب حيوان اگر اين است که دارد لب دوست
    روشن است اين که خضر بهره سرابی دارد

    چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
    ترک مست است مگر ميل کبابی دارد

    جان بيمار مرا نيست ز تو روی سال
    ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

    کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
    چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد


  3. #163
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۵

    شاهد آن نيست که مويی و ميانی دارد
    بنده طلعت آن باش که آنی دارد

    شيوه حور و پری گر چه لطيف است ولی
    خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد

    چشمه چشم مرا ای گل خندان درياب
    که به اميد تو خوش آب روانی دارد

    گوی خوبی که برد از تو که خورشيد آن جا
    نه سواريست که در دست عنانی دارد

    دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی
    آری آری سخن عشق نشانی دارد

    خم ابروی تو در صنعت تيراندازی
    برده از دست هر آن کس که کمانی دارد

    در ره عشق نشد کس به يقين محرم راز
    هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

    با خرابات نشينان ز کرامات ملاف
    هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

    مرغ زيرک نزند در چمنش پرده سرای
    هر بهاری که به دنباله خزانی دارد

    مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش
    کلک ما نيز زبانی و بيانی دارد


  4. #164
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۶

    جان بی جمال جانان ميل جهان ندارد
    هر کس که اين ندارد حقا که آن ندارد

    با هيچ کس نشانی زان دلستان نديدم
    يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد

    هر شبنمی در اين ره صد بحر آتشين است
    دردا که اين معما شرح و بيان ندارد

    سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
    ای ساروان فروکش کاين ره کران ندارد

    چنگ خميده قامت می‌خواندت به عشرت
    بشنو که پند پيران هيچت زيان ندارد

    ای دل طريق رندی از محتسب بياموز
    مست است و در حق او کس اين گمان ندارد

    احوال گنج قارون کايام داد بر باد
    در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد

    گر خود رقيب شمع است اسرار از او بپوشان
    کان شوخ سربريده بند زبان ندارد

    کس در جهان ندارد يک بنده همچو حافظ
    زيرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

  5. #165
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۷

    روشنی طلعت تو ماه ندارد
    پيش تو گل رونق گياه ندارد

    گوشه ابروی توست منزل جانم
    خوشتر از اين گوشه پادشاه ندارد

    تا چه کند با رخ تو دود دل من
    آينه دانی که تاب آه ندارد

    شوخی نرگس نگر که پيش تو بشکفت
    چشم دريده ادب نگاه ندارد

    ديدم و آن چشم دل سيه که تو داری
    جانب هيچ آشنا نگاه ندارد

    رطل گرانم ده ای مريد خرابات
    شادی شيخی که خانقاه ندارد

    خون خور و خامش نشين که آن دل نازک
    طاقت فرياد دادخواه ندارد

    گو برو و آستين به خون جگر شوی
    هر که در اين آستانه راه ندارد

    نی من تنها کشم تطاول زلفت
    کيست که او داغ آن سياه ندارد

    حافظ اگر سجده تو کرد مکن عيب
    کافر عشق ای صنم گناه ندارد

  6. #166
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۸

    نيست در شهر نگاری که دل ما ببرد
    بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد

    کو حريفی کش سرمست که پيش کرمش
    عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

    باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بينم
    آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

    رهزن دهر نخفته‌ست مشو ايمن از او
    اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد

    در خيال اين همه لعبت به هوس می‌بازم
    بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

    علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
    ترسم آن نرگس مستانه به يغما ببرد

    بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر
    سامری کيست که دست از يد بيضا ببرد

    جام مينايی می سد ره تنگ دليست
    منه از دست که سيل غمت از جا ببرد

    راه عشق ار چه کمينگاه کمانداران است
    هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

    حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه يار
    خانه از غير بپرداز و بهل تا ببرد


  7. #167
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۲۹

    اگر نه باده غم دل ز ياد ما ببرد
    نهيب حادثه بنياد ما ز جا ببرد

    اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر
    چگونه کشتی از اين ورطه بلا ببرد

    فغان که با همه کس غايبانه باخت فلک
    که کس نبود که دستی از اين دغا ببرد

    گذار بر ظلمات است خضر راهی کو
    مباد کتش محرومی آب ما ببرد

    دل ضعيفم از آن می‌کشد به طرف چمن
    که جان ز مرگ به بيماری صبا ببرد

    طبيب عشق منم باده ده که اين معجون
    فراغت آرد و انديشه خطا ببرد

    بسوخت حافظ و کس حال او به يار نگفت
    مگر نسيم پيامی خدای را ببرد


  8. #168
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۳۰

    سحر بلبل حکايت با صبا کرد
    که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

    از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
    و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد

    غلام همت آن نازنينم
    که کار خير بی روی و ريا کرد

    من از بيگانگان ديگر ننالم
    که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

    گر از سلطان طمع کردم خطا بود
    ور از دلبر وفا جستم جفا کرد

    خوشش باد آن نسيم صبحگاهی
    که درد شب نشينان را دوا کرد

    نقاب گل کشيد و زلف سنبل
    گره بند قبای غنچه وا کرد

    به هر سو بلبل عاشق در افغان
    تنعم از ميان باد صبا کرد

    بشارت بر به کوی می فروشان
    که حافظ توبه از زهد ريا کرد

    وفا از خواجگان شهر با من
    کمال دولت و دين بوالوفا کرد


  9. #169
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۳۱

    بيا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
    هلال عيد به دور قدح اشارت کرد

    ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
    که خاک ميکده عشق را زيارت کرد

    مقام اصلی ما گوشه خرابات است
    خداش خير دهاد آن که اين عمارت کرد

    بهای باده چون لعل چيست جوهر عقل
    بيا که سود کسی برد کاين تجارت کرد

    نماز در خم آن ابروان محرابی
    کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

    فغان که نرگس جماش شيخ شهر امروز
    نظر به دردکشان از سر حقارت کرد

    به روی يار نظر کن ز ديده منت دار
    که کار ديده نظر از سر بصارت کرد

    حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
    اگر چه صنعت بسيار در عبارت کرد


  10. #170
    اگه نباشه جاش خالی می مونه sm73_ssa's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2009
    محل سكونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    پست ها
    438

    پيش فرض

    غزل ۱۳۲

    به آب روشن می عارفی طهارت کرد
    علی الصباح که ميخانه را زيارت کرد

    همين که ساغر زرين خور نهان گرديد
    هلال عيد به دور قدح اشارت کرد

    خوشا نماز و نياز کسی که از سر درد
    به آب ديده و خون جگر طهارت کرد

    امام خواجه که بودش سر نماز دراز
    به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد

    دلم ز حلقه زلفش به جان خريد آشوب
    چه سود ديد ندانم که اين تجارت کرد

    اگر امام جماعت طلب کند امروز
    خبر دهيد که حافظ به می طهارت کرد


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •