من چندتا عکس از انیمیشن جدیدش پیدا کردم
گرافیک رو حال گنید
دقیقا شبیه کارتونهایی که بابا هامون شونصد بیلیون سال پیش میدیدن
خیلی عالیه
![]()
من چندتا عکس از انیمیشن جدیدش پیدا کردم
گرافیک رو حال گنید
دقیقا شبیه کارتونهایی که بابا هامون شونصد بیلیون سال پیش میدیدن
خیلی عالیه
![]()
مجله همشهري جوان در شماره گذشته خودش (177) چهار صفحه مطلب در مورد ميازاكي كار كرده بود ؛
كه به درخواست دوستان به صورت اسكن شده و در قالب PDF آماده كردمش .
از لينك زير با حجم 5.36 مگ دانلودش كنيد (لينك اصلي) :
http://www.mediafire.com/?0djghx1mzah
يا در چهار قسمت (لينك كمكي ، 4 قسمت 1.4 مگي) :
http://morteza4sn.persiangig.com/document/HayaoMiyazaki.part1.rar
http://morteza4sn.persiangig.com/document/HayaoMiyazaki.part2.rar
http://morteza4sn.persiangig.com/document/HayaoMiyazaki.part3.rar
http://morteza4sn.persiangig.com/document/HayaoMiyazaki.part4.rar
عنوان انگليسي : Ponyo on the Cliff by the Sea
عنوان ژاپني : Gake no ue no Ponyo
عنوان فارسي : پونیو روی صخره ی کنار دریا
استودیو سازنده: Studio Ghibli
محصول : 2008
مدت زمان پخش: 101 دقیقه
ژانر:ماجرایی ، خانوادگي
كارگردان : Hayao Miyazaki
نویسنده : Hayao Miyazaki (الهام گرفته از داستان پربی دریایی كوچك نوشته هانس كریستن اندرسون)
تهیه كننده : توشیو سوزوكی
آهنگساز : Joe Hisaishi
بازیگران:
Hiroki Doi (سوسكه)
Kazushige Nagashima (كوییچی : پدر سوسكه)
Tomoko Yamaguchi (ریسا : مادر سوسكه)
Yuria Nara (پونیو)
Jôji Tokoro (فوجیموتو : پدر پونیو)
Akiko Yano (خواهر پونيو)
خلاصه داستان :
«پونیو» یك پری دریایی است كه خانه زیر دریای خود را ترك میكند تا به یك انسان بدل شود . او با سوسكه 5 ساله ملاقات می كند و با وی دوست می شود و شروع به تغییر شكل برای تبدیل شدن به یك دختر واقعی می كند. پدر پونیو كه دل اش برای وی تنگ شده است از نیروهای دریا و طوفان استفاده میكند تا پونیو را بازگرداند. سوسكه تلاش میكند تا پونیو را نزد خود نگه دارد.
نكات جالب این فیلم
1) طراحی سوسكه بر اساس قیافه پسر میازاكی در سن5 سالگی انجام شده است.
2) در این فیلم از سبك انیمیشن آبرنگ و پاستل استفاده شده است.
3) پدر سوسكه روی یك كشتی به نام ((كوگانی مارو)) كار میكند.كوگانی اسم شهری است كه استودیو گیبلی در آن واقع است.
4) در ساخت دوازده ثانیه ابتدا فیلم كه مدرسه ماهی ها و مخلوقات دریا را نشان میدهد هزار و ششصد و سیزده طرح ابتدایی استفاده شده است.
5) «توكی» پیرزن بد اخلاق خانه سالمندان از روی مادر میازاكی طراحی شده است.
منابع : مجله پیلبان انیمیشن ، imdb
پيلبان: چشم باداميها نتوانستند به شيرطلايي جشنواره فيلم ونيز دست پيدا كنند.
آخرين انيميشن هايايو ميازاكي، «پونيو، بر صخره اي كنار دريا» به همراه دو فيلم ژاپني ديگر، نتوانست به جايزه شيرطلاي جشنواره ونيز دست پيدا كنند. اما توانست دو جايزه را با خود به خانه ببرد.انيميشن لطيف ميازاكي توانست جايزه «موسسه ميمو روتلو» و بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را از آن خود كند.جايزه شيرطلاي جشنواره ونيز به فيلم «كشتيگير» ساخته دارن آرنوفسكي از ايالات متحده رسيد.
منبع: سایت پیلبان انیمیشن
میازاکی و پونیو
حدود یک ماه پیش، شبکه تلوزیونی NHK ژاپن،به بهانه نمایش عمومی انیمیشن بلند پونیو روی صخره ی کنار دریا Ponyo on the Cliff by the Sea ، آخرین فیلم هایائو میازاکی Hayao Miyazaki ، فیلم مستندی در رابطه با زندگی و آثار میازاکی پخش کرد. سایت رسمی استودیو جیبلیخلاصه ای از مطالب این مستند را منتشر کرده است که توجه شما را به خواندن آن جلب می کنم.
دو سال پیش میازاکی طراحی نخستین کانسپت های پونیو را آغاز کرد. او با آبرنگ کار میکرد و سعی میکرد که ذهنش را برای طراحی آزاد بگذارد.هرچه که به ذهنش میرسیدرا بر روی کاغذ اجرا میکرد.او میگوید: هر زمان که من طراحی میکنم و هرآنچه که می کشم، به تدریج و اندک اندک قفل ذهنم باز میشود و خلاقیت آغاز میشود. میازاکی شعاری دارد. او میگوید:” به شعاع سه متر!” منظورش این است که او اغلب ازآدمها، اشیاء و چیزهایی که در اطرافش هستند برای طراحی الهام می گیرد.مثلا کاراکتر پونیو با الهام از فوکی ، دختر بچه ی یک سال و نیمه ی یکی از همکارانش خلق شده است.پس از اتمام کانسپت های اولیه، نوبت به طراحی استوری بورد میرسد. پس از اینکه چند صفحه از استوری بورد طراحی شد، میازاکی در پایین آخرین صفحه از طراحی ها مینویسد: つづく ( ادامه دارد )و در کنار آن هم اضافه می کند: همه منتظر صفحه های بعدی باشید! و بعد برای مدت چند روز و یا حتی چند هفته به ادامه ی داستان فکر می کند. علیرغم اینکه ممکن است از آغاز یک پروژه مدتی گذشته باشد،اما هیچ یک از اعضای تیم نمیدانند که داستان چگونه ادامه خواهد یافت! حتی خود میازاکی هم نمیداند! او اعتقاد دارد که این حالت انتظار و تعلیق حاکم بر فضای استودیو، اثر مطلوبی بر روند شکل گرفتن داستان دارد!
میازاکی شخصا تمام genga ها ( لغت ژاپنی برای طراحی های کلیدی) را بررسی میکند و حتی آنها را از اول می کشد . او می گوید: وقتی که من طراحی ها را اصلاح میکنم و خطوط را دوباره می کشم، آهسته آهسته میفهمم که آنها چه احساسی دارند،چه میگویند و به چه فکر می کنند. او صحنه ای را که در آن پونیو مجددا به نزد ساسوکه بر میگردد و آندو یکدیگر را در آغوش میکشند را بررسی می کند و تصاویر کلیدی را اصلاح میکند تا احساس دراماتیک بیشتری به آن بدهد. او میگوید: خطوط صحیح واقعا جای درست و صحیح خود را ( در تصاویر) دارند، باید آنها را پیدا کرد وگرنه کار به درستی انجام نمیشود.
از میازاکی سئوال میشود : چرا شما بعد از تکمیل و پایان یافتن تمام استوری بورد تولید را شروع نمیکنید؟ آیا از ابتدا خطوط اصلی داستان را در ذهن دارید؟ او پاسخ می دهد: از نظر من، اگر که ما یک خط داستانی تر و تمیز داشته باشیم و از آن استوری بورد تهیه کنیم، پلان های اصلی هرگز شبیه به استوری بورد از آب در نمی آیند! من اینطور نمیتوانم کار کنم. من فقط زمانی میتوانم بفهمم داستان چطور پیش میرود که یک ریل Reel از پلانهای انجام شده را ببینم و فقط با بررسی پلانهای طراحی شده است که میتوانم بگویم که پلانهای بعدی چگونه خواهند بود. او مثالی میزند: زمانی که طراحی استوری بورد پونیو به مراحل نهایی رسید، قلم من کاملا متوقف شد. من میدانستم که داستان چگونه به پایان خواهد رسید و آنرا در استوری بورد اجرا کرده بودم. اما میدانستم که نمیخواهم داستان را دقیقا بر اساس استوری بورد پیش ببرم. من به دنبال چیزی تاثیر گذار و تکان دهنده تر برای سکانس پایانی بودم. حتی اگر آن چیز هیچ نقشی در روند شکل گیری داستان نداشته باشد!
بر همین اساس در پاییز ۲۰۰۷، و در مراحل پایانی کار، میازاکی تهیه استوری بورد را برای مدتی طولانی متوقف کرد. او احتیاج به تمرکز و تفکر بیشتری داشت. اما به دلیل عدم وجود استوری بورد، تولید نیز متوقف شد! جلسه ی اضطراری تشکیل شد و اعضای تیم از میازاکی خواستند تا سریعتر عمل کند…این نخستین بار نبود که میازاکی با مخاطره در شغلش روبرو میشد. در سال ۱۹۷۹ زمانی که او ۳۹ ساله بود تصمیم گرفت تا نخستین فیلم شخصیش را کارگردانی کند. فیلم (ルパン三世 カリオストロの城, Lupin III: The Castle of Cagliostro) ساخته شد و شکست سختی در گیشه خورد! پس از آن به مدت سه سال او پیش طرحهایی برای تولید فیلم های دیگری به استودیو ها ارائه میداد .پیش طرحهایی از قبیل : توتورو و یا شاهزاده خانم مونونوکه !اما هیچکدام از این پیش طرحها پذیرفته نمیشدند. ..
از او سئوال میشود: از اینکه به مدت سه سال از سوی صنعت انیمه در انزوا و بایکوت فرو رفته بودید چه احساسی داشتید؟ پاسخ میدهد: من یخ زده بودم. اما نمیخواستم تسلیم بشوم. با وجود اینکه هرگز تصور نمیکردم که شانس دوباره ای به من داده شود، عمیقا میخواستم که باز هم فیلم بسازم. این امکان کاملا وجود داشت که آرزو های من هرگز رنگ واقعیت به خود نگیرند. فیلم توتورو بالاخره ۱۳ سال بعد از این دوران ساخته شد! اما من فکر نمیکنم که سیزده سال زمان طولانی بوده باشد. در آن سالها من ایده ی فیلم را می پروراندم و آنرا پخته تر و کامل تر می کردم. به عنوان مثال وقتی که من یک خیابان یا یک شاهراه را می دیدم، با خودم فکر میکردم که این مکان میتواند بعنوان بک گراند در فلان صحنه ار توتورو استفاده شود . بنا بر این، در این ۱۳ سال من در واقع در حال زیبا تر و غنی تر کردن توتورو بودم.
روزی در طول آن سالهای سخت، دوستی که ویراستار یک Animage ( مجله ای که در رابطه با انیمه،مانگا و سرگرمی باشد) بود به نزد میازاکی آمد و از او خواست که یک مجموعه ی مانگا را طراحی کند. میازاکی بیکار بود و چاره ای بجز پذیرش این پیشنهاد نداشت. او آغاز بکار کرد و مجموعه ی Nausicaa را طراحی کرد. پس از یکسال این مجموعه ی مانگا از چنان شهرتی برخوردار شد که به میازاکی پیشنهاد ساختن انیمه ی آنرا دادند. فرصتی که میازاکی در جستجویش بود بالاخره بدست آمد. فیلم Nausicaa ساخته شد و در گیشه از فروش بسیار خوبی برخوردار شد و حتی به بازارهای بین المللی نیز راه یافت. در روزهایی که میازاکی به شدت درگیر ساخت این فیلم بود،مادر او پس از مدتها مبارزه با بیماری درگذشت و میازاکی حتی نتوانست در مراسم تدفین مادرش شرکت کند. اما اندوه درگذشت مادر با شیرینی پیروزی در ساخت فیلم برابری میکرد. میازاکی سرانجام در سن ۴۳ سالگی طعم موفقیت را چشید…
( منتظر انتشار قسمت دوم این مقاله در سایت جیبلی میمانیم)
مترجم: مهبد بذرافشان / todayanimation.com
منبع: www.ghibliworld.com
مرسي! من هنوزم اميدوارم لوس بازيشو بذاره كنار بعد از پونيو بازم ادامه بده به كارش!
خواهش ! ولي قبول كن راحت نيست با اين سبك انيمه ساختن ؛ اينكه بخواي اثر كاملا اصالت داشته باشه و ...مرسي! من هنوزم اميدوارم لوس بازيشو بذاره كنار بعد از پونيو بازم ادامه بده به كارش!
خب شايد ميازاكي خسته شده و طرح هاي ديگه اي در سر داره ...
راستي در ادامه بد نيست نقد imdb رو اينجا مرور كنيم ؛ اين نقد كوتاه تنها يك روز پس از اكران انيمه در ژاپن توسط يكي از مخاطبين آثار ميازاكي نوشته شده :
Great movie for kids but something was missing , 20 July 2008
7/10
Author: dave-it from Japan
As a long-time fan of Studio Ghibli and especially Hayao Miyazaki films, I went to the film right on the opening day. When I went out of the theater I had this strange feeling that something was missing, this "magical" feeling I was experiencing in all Miyazaki films before, but I couldn't say why it failed this time. After I thought about the other Ghibli movies, I may know the reason: this film had most of the elements of a great Miyazaki anime: cute characters, wonderful key animation, a great soundtrack composed by Joe Hisaishi and the warm story telling giving you the feeling of watching a high quality Japanese animation film. However, two elements were lacking: a deep story and dramaturgy. The purpose of this film was obviously to entertain small children with a simple story line as in case of "Totoro", so a complicated story as been told in "Spirited Away" or "Princess Mononoke" is not really necessary, but on the other hand, this story was simply too superficial. I could not connect to the main characters, because there was no character development, dramatic scenes were only limited and did not last very long. I really hate to give only 7 stars for a Miyazaki film, because I would give 10 stars to all previous movies right away, but this time it was simply not this wonderful "ghibli experience".
l
امتيازي كه به اين اثر ميازاكي داده و همينطور سطحي خواندن داستان و شخصيت پردازي ها نسبت به كاراي قبلي ميازاكي از نكات جالب اين كامنت هست !
در كل تا ديدن آخرين اثر ميازاكي بايد صبر كنيم و بعد دقيق تر به بررسيش بپردازيم .
در هر حال بايد يه فكري به حال طرفداراي بدبختش بكنه كه عمري براي هر اثرش لحظه شماري مي كنن حالا چيكار كنن اونوقت؟خواهش ! ولي قبول كن راحت نيست با اين سبك انيمي ساختن ؛ اينكه بخواي اثر كاملا اصالت داشته باشه و ...
خب شايد ميازاكي خسته شده و طرح هاي ديگه اي در سر داره ...
همونطوري كه گفتي نمي شه فعلا درمورد حرفايي كه اين نقد مي گه قضاوت كرد اما يكي بياد به اين بگه مخاطب ميازاكي از اولش هم بچه ها بودن بزرگترها خودشون دلشون خواسته اين وسط خودشون را جا كنن !!!
نگاه بچه ها سطحي نيست نگاه بزرگترهاست كه زيادي پيچيده است!!!
Last edited by Ar@m; 18-09-2008 at 18:54.
هایائو میازاکی متولد پنجم ژانویه ۱۹۴۱ کارگردان سرشناس بسیاری از فیلم های خوش ساخت انیمیشن است که در دنیا با استقبال مواجه شده اند. او همچنین یکی از مؤسسان استودیو فیلمسازی گیبلی است که بیشتر در زمینه تولیدو ساخت آثار بلند انیمیشن فعالیت دارد. میازاکی تا پیش از سال ۱۹۹۷ که میراماکس انیمیشن از او به نام «شاهزاده مونونوکه» را عرضه کرد چهره ای نسبتاً گمنام در غرب بود در حالی که فیلم هایش در ژاپن و آسیای مرکزی به موفقیت تجاری بسیار خوبی دست می یافتند و علاوه بر آن با استقبال و واکنش مثبت منتقدان نیز مواجه بودند. برای مثال فیلم «شاهزاده مونونوکه» پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ژاپن است. فیلم بعدی اوSpirited Away از همان ویژگی ها برخوردار بود و همچنین اولین فیلم انیمیشن از ژاپن بود که اسکار می گرفت. «قلعه متحرک هاول» نیز به فاصله دو سال بعد مجدداً نامزد اسکار شد اگرچه از دریافت آن بازماند. فیلم های میازاکی با داشتن موضوعات مشترک همچون رابطه بشریت با طبیعت و تکنولوژی دغدغه های واحدی را به نمایش می گذارند. قهرمانان فیلم هایش اغلب شخصیت های قوی و زنان و دختران مستقل هستند. همچنین تم ضدجنگ یا همان جنگ ستیزی در آثار انیمیشن میازاکی به وفور مشاهده می شود. به طوری که پایان دادن به جنگ انسان ها با خودشان و نیز طبیعت به یکی از انگیزه های قوی شخصیت های انیمیشن در «پرنسس مونونوکه» تبدیل شده است. فیلم های میازاکی همگی بدون استثنا موفق بوده اند و همین موفقیت باعث شده بسیاری او را همتراز والت دیزنی در غرب بدانند. در سال ۲۰۰۶ نشریه تایم از میازاکی به عنوان یکی از بانفوذترین چهره های آسیا در ۶۰ سال گذشته یاد کرد. در ادامه بخش هایی از مصاحبه بلند نشریه الکترونیکی Midnighteye را با این انیماتور برجسته به بهانه اکران تازه ترین فیلمش می خوانید.
آیا حقیقت دارد که فیلم های شما بدون فیلمنامه ساخته می شوند
بله. وقتی کارم را روی یک فیلم شروع می کنم از قبل یک داستان آماده ندارم چون معمولاً وقت این کار را ندارم. داستان وقتی شکل می گیرد که شروع به کشیدن استوری بورد می کنم و بلافاصله پس از این مرحله تولید کار پیش می رود. ما هیچ وقت نمی دانیم داستان به کجا می رسد اما به کارمان بر روی فیلم ادامه می دهیم. این شیوه امن و تضمین شده ای برای ساخت یک فیلم انیمیشن نیست اما متأسفانه من به این شیوه عادت کرده ام.
بنابراین برای این که کار به ثمر بنشیند باید با شخصیت هایتان همراه و همدرد شوید.
مهمتر از این همراهی و همدردی با شخصیت ها مدت زمان در نظر گرفته شده برای یک فیلم است. ما باید این فیلم انیمیشن را در چند ساعت برای تماشاگر به سرانجام برسانیم و مدت زمان فیلم چقدر باید باشد سه ساعت چهار ساعت معمولاً با تهیه کننده ام سر این مسئله بحث می کنیم و او حاضر می شود یک سال فرصت بیشتر هم به من بدهد اما من آن را نمی پذیرم و معمولاً بعد از شنیدن این حرف سرعت کارم بیشتر می شود و تمرکزم بالاتر می رود. نکته دیگر در مورد کارگردانی من این است که از هر چیزی که نیروهای زیر دستم می آفرینند به نحو احسن استفاده می کنم. اگر آنها پیش زمینه ای می کشند که به پس زمینه داستانم نمی خورد آن را دور نمی اندازم و بهترین کاربرد را برای آن پیدا می کنم.
در انیمیشن برنده اسکارتان Spirited Away شخصیت اصلی که دختری به نام «چی هیرو» است متفاوت از دیگر زنان قهرمان در فیلم های انیمیشن پیشین تان است. او خیلی روحیات قهرمان پرورانه ندارد و ما چیز زیادی درباره انگیزه ها و یا سابقه اش نمی دانیم.
من همین طور اتفاقی تصمیم نگرفتم این شخصیت را خلق کنم بلکه این شخصیت بسیار شبیه دختران ژاپنی در این روزهاست. آنها به نظر می آید دچار نوعی بی تفاوتی نسبت به زحمات والدین شان برای خوشحال کردن آنها شده اند. صحنه ای هست که در آن «چی هیرو» وقتی پدرش نام او را صدا می زند فوراً واکنش نشان نمی دهد و در حقیقت بعد از بار دوم جواب می دهد. خیلی ها حتی به من گفتند این بار دوم را تبدیل به بار سوم کنیم چون دختران ژاپنی این روزها اینطور شده اند. آنها فوراً به ندای والدین شان واکنش نشان نمی دهند. آنچه که باعث شد این فیلم را بسازم این بود که هیچ فیلمی برای گروه سنی دختران ده ساله ساخته نمی شود و در حقیقت فیلمی نیست که برای آنها و خطاب به آنها شود. با این فیلم می خواستم به آنها بگویم: «نگران نباشید. در پایان همه چیز درست خواهد شد و چیزی برای شما هم وجود نخواهد داشت و نه فقط در دنیای سینما بلکه در زندگی روزمره. از همین رو باید قهرمانی می داشتم که یک دختر عادی بود، نه کسی که می توانست پرواز کند یا یک کار غیرممکن را انجام دهد و بعد او را در مواجهه با چالش های مختلف قرار می دادم.»
گفته می شود فیلم جدیدتان «پونیو بر پرتگاه لب دریا» با نقاشی های دستی کشیده شده است و از تکنولوژی کامپیوتری بهره ای نبرده است چرا
تجربه به ما می گوید مردم لزوماً با انیمیشن کامپیوتری هیجان زده نمی شوند. ما سال ها در زمینه نقاشی با مداد تجربه داشتیم و در نتیجه فکر کردیم این بار همه کار را با یک مداد ساده انجام دهیم. حاصل کار هم خیره کننده بوده است و برای خود ما تازگی ای داشت که فکر می کنم برای مردم هم داشته باشد. گفته می شود در این فیلم حرکت موج ها و آب دریا بسیار ظریف است اما واقعاً آنچه که می خواهیم با این فیلم نشان دهیم نه فقط این ظرافت بلکه آن دید متفاوت بود. وقتی بچه ها در آب شیرجه می زنند از داخل آب دنیای متفاوتی می بینند که هیجان انگیز است و ما همه می خواستیم این بار با روی آوردن به شیوه های سنتی در انیمیشن سازی این دید متفاوت را داشته باشیم.»
در این فیلم به عنصر دریا و آرامش آن توجه ویژه ای شده است. ایده استفاده از دریا در پی رنگ داستان به کجا برمی گردد
این ایده را در مدتی که در یک شهر بندری اقامت کوتاهی داشتم گرفتم. آنجا بود که زیبایی دریا و طرز فکر مردم ژاپن نسبت به دریا را با تمام وجودم احساس کردم. ما باید به دریا و تمام متعلقات آن احترام بگذاریم. خیلی از این زیبایی ها قربانی توسعه و ساخت و ساز شده است اما چیزی نیست که مردم ژاپن به راحتی آن را فراموش کنند. این فیلم انیمیشن پیام مهمی برای کودکان دارد و آن احترام گذاشتن به طبیعت است. دوست دارم وقتی بچه ها دریا را می بینند احساس کنند موج ها هم زنده اند و جان دارند و اینگونه یاد می گیرند برای طبیعت احترام و ارزش قائل باشند. آنها باید فکر کنند طبیعت زنده است و همین طور هم هست.
یکی از ویژگی های کارگردانی شما این است که به پروسه خلاقه فیلم اهمیت بسیاری می دهید و موقع ساخت انیمیشن هایتان داستان را به هر کجا که دوست دارید فارغ از هرگونه منطق و استدلالی می کشانید. این شیوه کار را چگونه توجیه می کنید
بحث استفاده از منطق در یک فیلم همچون دو روی یک سکه است. نمی توانید فیلمی را با منطق صرف بسازید و یا آنکه همه می توانند با منطق یک فیلم بسازند اما شیوه کار من کنار گذاشتن منطق است. همیشه سعی می کنم اعماق ضمیر ناخودآگاهم را در جست وجوی ایده ها و تصاویر تازه بکاوم چون با آنهاست که می توانم یک فیلم بسازم. همواره به نظرم به جز منطق صرف، مسائل و چیزهای عمیق تری وجود دارند که شما را در خلق یک فیلم خوب هدایت می کنند.
در فیلم های شما همیشه یک حس خوشبینی، امید و اعتقاد به خوبی انسان ها به تماشاگر القا می شوند آیا این چیزی است که عمداً به فیلم هایتان می افزایید.
من خودم آدم بدبینی هستم اما وقتی فیلم می سازم نمی خواهم این بدبینی را به کودکان انتقال دهم. من معتقد نیستم بزرگسالان باید دیدگاه های خودشان را نسبت به دنیا به کودکان القا کنند چون بچه ها قادر به داشتن دیدگاه های خاص خودشان هستند.
مترجم: پروانه محبی
روزنامه ایران
اين صحنه از Spirited Away رو يادتونه :
يكي از طرفداران اين شوخي رو كرده :
FanArt: Spirited Away
My first Spirited Away fan art comic. So sue me, I woulda taken the gold. Shiny shiny!!
Susan E. Shore.
l
هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)