تبلیغات :
دانلود فیلم جدید
ماهان سرور
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 17 از 61 اولاول ... 713141516171819202127 ... آخرآخر
نمايش نتايج 161 به 170 از 606

نام تاپيک: هر کی میخواد یک رمان باحال بخونه بیاد تو!

  1. #161
    اگه نباشه جاش خالی می مونه western's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    محل سكونت
    for sale
    پست ها
    469

    پيش فرض

    دوستان هر طور راحتند.تاپیک من مال شماست هر چی می ذارید بذارید خوشحال میشم

  2. #162
    داره خودمونی میشه nazila637's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2006
    پست ها
    169

    پيش فرض

    دوستان هر طور راحتند.تاپیک من مال شماست هر چی می ذارید بذارید خوشحال میشم
    ممنون و سپاس از لطفت دوست خوبم

  3. #163
    آخر فروم باز pedram_ashena's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2006
    محل سكونت
    من هم همانجام ;)
    پست ها
    3,303

    پيش فرض

    دوستان هر طور راحتند.تاپیک من مال شماست هر چی می ذارید بذارید خوشحال میشم
    يك سري عكس در مورد حيوانات دارم كه ميگذارم.مرسي

    -----------------------
    دوستان فقط لطف كنيد مطالب را با فاصله مناسب بگذاريد كه تو هم نباشند و قابل خواندن باشند.
    اسم نويسنده و اطلاعات ديگر را هم فراموش نكنيد

  4. #164
    آخر فروم باز AaVaA's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره ...
    پست ها
    1,213

    پيش فرض

    من یه پیشنهاد دارم بهت وسترن جان!
    اگه قصد داری ما رو از خماری رز سفید دربیاری پس لطفا روزی دو خط تایپ کن!
    اگر هم نه که بگو اقلا خودمون خودمونو راضی کنیم!!

  5. #165
    آخر فروم باز pedram_ashena's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2006
    محل سكونت
    من هم همانجام ;)
    پست ها
    3,303

    12 مرد،داس،كنده درخت

    بگو اقلا خودمون خودمونو راضی کنیم!!




    مرد،داس،كنده درخت

    صداي گوش نواز آب همانند يك لالايي مداوم مرد را به خواب تشويق

    مي كرد.ولي فرصتي نبود.“حالا وقت براي خوابيدن زياده“مرد اين جمله را

    زير لب گفت.سعي كرد كارهاي نيمه تمامش را مرور كند.“يك خونه براي

    پسرم بسازم،جهيزيه سارا را آماده كنم.براي زنم النگو بخرم هر چند خودش

    انتظاري نداره ولي آخرين باري كه براش طلا خريدم موقع ازدواج بود به هر

    حال زنه بايد يه پشتوانه داشته باشه يا نه؟“به شدت احساس خستگي

    مي كرد هنوز به نصف اون كارهايي كه بايد ميكرد فكر نكرده بود زمين را هم

    كامل شخم نزده بود مي دونست پسرش اهل شخم زدن نيست” بعيد كه

    امسال زمين كامل شخم بخوره“صداي ماشين مرد را از افكارش بيرون آورد

    بايد كمك مي گرفت ولي ماشين خيلي سريع رد شد.مگس مزاحمي هي

    دور چشماش وزوز مي كرد خيسي علفهاي زيرش را كاملاً احساس

    مي كرد.”اه اگه ميشد خورشيد زودتر غروب مي كرد“نور مستقيم به

    چشماش مي تابيد ولي تلاشي براي تكان خوردن نكرد مگس حالا پرروتر

    شده بود چشمانش را بست تا نور اذيتش نكند ”واي نماز صبح را نخواندم

    كاش قضاش را ميگرفتم پدر تنبلي بسوزه آخرش هم كار دستم داد.

    صداي دختران روستاشون را شناخت احتمالاَ آمده بودند از چشمه آب بر

    دارند ”خسته نباشي مشتي“از دور داد زد شايد گلنساء بود يا ريحانه نزديك

    نشدند صداي خنده هايشان نشان از دور شدنشان مي داد سعي كرد سر

    بلند كند و ببيند گلنساء بود يا ريحانه ولي خسته بود دست از مقاومت

    برداشت و گوش به صداي آب داد.تصاوير در نظرش تغير شكل مي دادند

    صداي خنده هاي گنگي مي شنيد .علفهاي اطرافش به جاي سبز قرمز

    بودند و حالا رگه هاي خون به سمت آب كشيده مي شدند.نبايد داسش را

    اونطوري زمين مي گذاشت شايد هم تقصير اون كنده درخت بود كه باعث

    شد سكندري بخورد به هر حال فرقي نمي كرد اولش تلاش زيادي ميكرد كه

    خود را به كنار جاده برساند ولي فقط دردش بيشتر مي شد و حالا …”كاش

    نماز صبح را قضا مي كردم“مرد اين را گفت و تن به خواب سپرد.
    Last edited by pedram_ashena; 30-06-2007 at 17:08.

  6. #166
    حـــــرفـه ای Ar@m's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2006
    پست ها
    3,300

    پيش فرض

    بربادرفته بنظرم کاملترین کتاب دنیاست هنوز هم که هنوز سالی یکبار اونو دوباره می خونم مکالماتش بنظرم عالی ترین مکالمات دنیاست
    خیلی این حرف رو قبول دارم چون اسکارلت و شخصیتش و افکارش رو می پرستم
    خیلی مهمه که بتونی خودت باشی حتی اگه خیلی خوب یا فرشته خو مثل ملانی نباشی
    برباد رفته واقعا یه کتابیه که مرزهای ذهن و افکار من رو شکست

  7. #167
    داره خودمونی میشه هبوط's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2006
    پست ها
    156

    پيش فرض





    مرد،داس،كنده درخت

    صداي گوش نواز آب همانند يك لالايي مداوم مرد را به خواب تشويق

    مي كرد.ولي فرصتي نبود.“حالا وقت براي خوابيدن زياده“مرد اين جمله را

    زير لب گفت.سعي كرد كارهاي نيمه تمامش را مرور كند.“يك خونه براي

    پسرم بسازم،جهيزيه سارا را آماده كنم.براي زنم النگو بخرم هر چند خودش

    انتظاري نداره ولي آخرين باري كه براش طلا خريدم موقع ازدواج بود به هر

    حال زنه بايد يه پشتوانه داشته باشه يا نه؟“به شدت احساس خستگي

    مي كرد هنوز به نصف اون كارهايي كه بايد ميكرد فكر نكرده بود زمين را هم

    كامل شخم نزده بود مي دونست پسرش اهل شخم زدن نيست” بعيد كه

    امسال زمين كامل شخم بخوره“صداي ماشين مرد را از افكارش بيرون آورد

    بايد كمك مي گرفت ولي ماشين خيلي سريع رد شد.مگس مزاحمي هي

    دور چشماش وزوز مي كرد خيسي علفهاي زيرش را كاملاً احساس

    مي كرد.”اه اگه ميشد خورشيد زودتر غروب مي كرد“نور مستقيم به

    چشماش مي تابيد ولي تلاشي براي تكان خوردن نكرد مگس حالا پرروتر

    شده بود چشمانش را بست تا نور اذيتش نكند ”واي نماز صبح را نخواندم

    كاش قضاش را ميگرفتم پدر تنبلي بسوزه آخرش هم كار دستم داد.

    صداي دختران روستاشون را شناخت احتمالاَ آمده بودند از چشمه آب بر

    دارند ”خسته نباشي مشتي“از دور داد زد شايد گلنساء بود يا ريحانه نزديك

    نشدند صداي خنده هايشان نشان از دور شدنشان مي داد سعي كرد سر

    بلند كند و ببيند گلنساء بود يا ريحانه ولي خسته بود دست از مقاومت

    برداشت و گوش به صداي آب داد.تصاوير در نظرش تغير شكل مي دادند

    صداي خنده هاي گنگي مي شنيد .علفهاي اطرافش به جاي سبز قرمز

    بودند و حالا رگه هاي خون به سمت آب كشيده مي شدند.نبايد داسش را

    اونطوري زمين مي گذاشت شايد هم تقصير اون كنده درخت بود كه باعث

    شد سكندري بخورد به هر حال فرقي نمي كرد اولش تلاش زيادي ميكرد كه

    خود را به كنار جاده برساند ولي فقط دردش بيشتر مي شد و حالا …”كاش

    نماز صبح را قضا مي كردم“مرد اين را گفت و تن به خواب سپرد.
    قشنگ بود و آموزنده
    ممنون

  8. #168
    آخر فروم باز pedram_ashena's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2006
    محل سكونت
    من هم همانجام ;)
    پست ها
    3,303

    پيش فرض

    قشنگ بود و آموزنده
    ممنون
    اين نوشته خودمه.جالبه ميخواهم بدانم كجاش آموزنده بود؟؟/
    نقد لطفا

  9. #169
    اگه نباشه جاش خالی می مونه western's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    محل سكونت
    for sale
    پست ها
    469

    پيش فرض

    قبل از هر چیز باید بگم عزیزان سرم بدجوری شلوغه در اولین فرصت میام و حساب تاپیکم رو می رسم برای تایپ
    رز سفید اصلاً وقت ندارم اما می خوام مثل داستان کوتاه خلا صه اش رو براتون تایپ کنم و اما تو پدی آشنا...باز
    بیماری با مزه گی تو شیوع پیدا کرد؟نگفتم قرص هاتو به موقع بخور؟توعکس حیوانات بذار ببین من چکارت می کنم!
    در مورد برباد رفته هر چی صحبت کنیم کم گفتیم.اینکه شخصیت ها ی اصلی بر عکس انتظار اشخاص بدی بودند
    خودش مجزا جذابیت دارد.بماند که عشق بچگانه رو برروی اشلی به زیبایی نشون داده بود والبته شخصیت فرشته خوی ملانی چقدر زیبا تشریح شده بود...و جالب اینه که یک زن خانه دار اونو نوشته!!!!

  10. #170
    داره خودمونی میشه هبوط's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2006
    پست ها
    156

    پيش فرض

    اين نوشته خودمه.جالبه ميخواهم بدانم كجاش آموزنده بود؟؟/
    نقد لطفا
    یعنی خودت هم نفهمیدی کجاش آموزنده بودمن به تو هم افتخار می کنم
    این که
    1- همین کارای پیش پا افتاده ی زندگی ممکنه بعده مرگ آرزوت بشه
    2-ساعت رو کوک کنیم برای نماز صبح بیدار بشیم
    3-وقتی خوابمون میاد کارای خطرناک نکنیم (مثال برای دانشجویان وقتی خوابتون میاد حتی اگه امتحان دارید دیگه به نمره فکر نکنید چون ممکنه بمیرید)
    البته میتونه بد آموزی هم داشته باشه مثلا
    اگه بخوای برای زنت طلا بخری
    یا اگه برای دختره گلت جهیزیه تهیه کنی می میری (این قسمتش رو باید حذف کنی تا از ممیزی رد بشی)
    ولی باید باور کنیم هر لحظه ی زندگیمون میتونه آخرینش باشه به دنیا دل نبندیم حاضر باشیم برای سفری که بازگشتی نداره البته فکر می کنم سفر قشنگی باشه

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •