تبلیغات :
ماهان سرور
دانلود فیلم جدید
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 140 از 234 اولاول ... 4090130136137138139140141142143144150190 ... آخرآخر
نمايش نتايج 1,391 به 1,400 از 2331

نام تاپيک: بخشي زيبا از كتابي كه خوانده ام

  1. #1391
    حـــــرفـه ای M3HRD@D's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2007
    محل سكونت
    دالان ســـبز WEb►ByNvAyAn.BlOgFa.CoM
    پست ها
    3,446

    پيش فرض

    در کنگره حزب کمو‌نسیت شورو‌ی سابق

    در هنگام سخنرانی نیکیتا خرو‌شچف که با تقبیح جنایت‌های استا‌لین جهان را شگفت‌زده کرد.

    یک نفر از میان جمعیت فریاد برآورد:

    - رفیق خرو‌شچف، وقتی بی‌گناهان اعدام می‌شدند، شما کجا بودید؟

    خرو‌شچف گفت: هر کس این را گفت از جا برخیزد.

    اما هیچ کس از جایش تکان نخورد.

    خرو‌شچف ادامه داد: خودتان به سوال خودتان پاسخ دادید.

    در آن زمان من همان جایی بودم که الان شما هستید.

    از کتاب «دومین مکتوب» نوشته پائولو کوئلیو

  2. 10 کاربر از M3HRD@D بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #1392
    پروفشنال nil2008's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2008
    محل سكونت
    PARADISE
    پست ها
    766

    پيش فرض

    زمين مادر من است. مرا برهنه به آغوش مادرم بسپاريد...بر خاك گورم بذرهاي ياس و سوسن وزنبق بپاشيد.مي خواهم از جانم تناول كنند و ببالند.گل ها رايحه ي دل مرا در هواپخش خواهند كردو راز دستانم را به خورشيد نشان خواهند داد...
    از كتاب "دلتنگي ها نوشته ي جبران خليل جبران"
    با تشكر از متن هاي زيبايي كه تمام دوستان گذاشتن ...(آخه دكمه ي تشكر من حذف شده!!! نميدونم چرا؟؟؟)
    Last edited by nil2008; 11-04-2011 at 23:02.

  4. 5 کاربر از nil2008 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #1393
    آخر فروم باز anon85's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2010
    محل سكونت
    here & there
    پست ها
    1,845

    پيش فرض


    چشمان من با دو لامپ شصت واتي به نور اين دنيا روشن شد. به همين دليل كلام كتاب مقدس، كه خدا گفت: «روشنايي بشود و روشنايي شد» تا امروز در نظر من موفق ترين شعار تبليغاتي شركت لامپ سازي اوسرام است. از ضرورت بريدن بند ناف كه بگذريم، تولد من به خوبي و خوشي صورت گرفت. به راحتي سرنگون از مادرم آزاد شدم و اين شيرجه به درون دنيا كيفيتي است كه مادر و جنين و قابله هر سه به يك اندازه قدرش را مي شناسند.


    گونتر گراس، طبل حلبي، ترجمه از سروش حبيبي

  6. 5 کاربر از anon85 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #1394
    در آغاز فعالیت
    تاريخ عضويت
    Apr 2011
    پست ها
    1

    پيش فرض

    "جهنم" شکل عربی شده ی واژه ی "گِهینُّم" [Gehinnom] در زبان عبری است — زبان ِ کهن تر و از همان شاخه ی زبان های سامی در منطقه ی بین النهرین — و به معنی:
    "دره ی پسر هینّوم" [“Valley of the Son of Hinnom”]
    این دره در شهر اورشلیم، و در جنوب کوه صهیون واقع است، که در زمان های قدیم محل سوزاندن زباله های شهر بوده. بعد ها، افراد آن منطقه، بر اساس اعتقاد خود، جنازه ی کسانی را که از رستگاری نومید شده بودند، مثل آدمهایی را که دست به خودکشی می زدند، در این مکان می سوزاندند.
    اما اتفاق های دیگری هم در این منطقه رخ می داد. محل عبادت آن دسته از قوم بنی اسرائیل هایی بود که به دین های کنعانی و فنیقی ایمان داشتند و پیکره هایی از خداهای آنها را — مانند، "مُلِک" [Molech] و "باآل" [Ba’al] در این دره ساخته بوده و عبادت می کردند.
    ولی اندک اندک، نادانی قوت گرفت و منجر به پی آمدهای دهشناکی شد، و آنها در آن مکان، قربانی کردن را شروع کردند، و روزی، شخصی به نام هینّوم [Hinnom] ، فرزند خود را در آنجا قربانی کرد، و از آن پس، آن نقطه را
    "دره ی پسر هینّوم" نامیدند.
    Gey Ben-Hinnom /ĝ-ben-hinnōm/
    "valley of the son of Hinnom"
    بعدها، واژه ی "پسر" [ben] نیز از آن کم شد، و به "گِهینُُّم" ]"دره ی هینّوم" [Gehinnom] کوتاه شد.
    اینکه در ابتدا، آن دره، برای مردم، محلی برای از بین بردن زباله های خود بوده، و بعد، از روی خرافات و نادانی، آن را به عبادت گاه و قربان گاه تبدیل کرده اند؛ یا اینکه، بر عکس، از عبادتگاهی به زباله دانی پیشرفت کرده، خیلی آشکار نیست، و بسته به گمان و بینش ما دارد.
    اما، شاید نکته مهم این باشد که کل این ماجرا ها، بعد از سلیمان و داودِ قصه های سامی ها شروع می شود که مربوط به سه هزار سال پیش اند، و می توان منشا "گِهینُّم" را در زبان پارسی کهن یافت. چرا که بسیاری از واژگان و آئین های زبان و فرهنگ آریایی، در دوران های بعدی، به زبان و فرهنگ ِ مردم منطقه های دیگر از جمله یونانی و عبری راه پیدا کرد.
    واژه ی اوستایی گَئِثانَنی [gaeθānani] که در زبان ِ کهن ِ سانسکریت هم با کمی دگرگونی ِ آوایی وجود دارد، در بر گیرنده ی ریشه ی واژگانی مانند "گیتی"، "کیهان" و "جهان"، و به معنای "جهان های زیرین" است که به باور آریایی ها به هفت طبقه بودن دنیای مردگان اشاره دارد که مکانی است سرد — که خود انعکاس دهنده ی ذهنیت ایرانی ها ی باستان است که با توجه به موقعیت جغرافیایی زندگی خود، زمستان و سرما را سخت و عذاب آور می دانستند، بر خلاف قوم های سامی و اسرائیلی که از گرمای سوزان رنج می بردند.
    بهرحال، "جهنم"، که گهگاه بصورت "جهنم دره" در زبان فارسی متداول است، دره ای در اورشلیم است که در حال حاضر یکی از مراکز گردش گری آن شهر محسوب می شود. حتی افرادی در آن قربان گاه روزگاران قدیم، دراز می کشند تا تصویری از نادانی ِ جنایتکارانه ی پیشینیان را بازسازی کنند.

  8. #1395
    کاربر فعال انجمن ریاضیات hts1369's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2009
    پست ها
    1,160

    پيش فرض

    ...ادبیات بهترین بازیچه ی اختراع شده توسط انسان است تا با استفاده از ان, دیگران را مسخره کند.
    صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز

  9. 4 کاربر از hts1369 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  10. #1396
    حـــــرفـه ای M3HRD@D's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2007
    محل سكونت
    دالان ســـبز WEb►ByNvAyAn.BlOgFa.CoM
    پست ها
    3,446

    پيش فرض

    «هیچ چیز خفت‌آورتر از این نیست که ببینی ابلهی در آنچه تو شکست خورده‌ای موفق شده است.»
    صفحه ۹۵

    تربیت احساسات رمانی از گوستاو فلوبر

  11. 17 کاربر از M3HRD@D بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  12. #1397
    مدیر انجمن هنرهفتم Mahdi Hero's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    nn374$|*|017
    پست ها
    13,262

    پيش فرض چارلی ويلکاکس

    چارلی ويلکاکس

    مادر عزيز،چند ساعتی به آن چه حمله ی بزرگ می گويند،باقی مانده.اگر اين نامه را می خوانيد،به اين معنی است که از اين نبرد جان سالم به در نبرده ام.ميخواهم بدانی من ميان بهترين مردان هستم،حتی يکی از آن ها هم از مسئوليت شانه خالی نمی کند.جوانان خوب نيوفاندلندی.مادر،اين ها بهترين دوستانی هستند که تا به حال داشته ام.مادر،آخرين چيزی که از خاطرم می گذرد،بايد دعا کردن باشد،اما به تنها چيزی که فکر می کنم تو هستی.مادر،می توانم تو را ببينم که کنار تخت من نشسته اي و برايم آواز می خوانی.صورت آرام و مهربان و موهايت را می بينم که زير نور می درخشد.هيچ پسری مادری بهتر از تو نداشته است.من به همه ی آن چه برای من کردی فکر می کنم،و متاسفم آن جا نيستم تا در روزهای پيری از تو مراقبت کنم.اگر خدا بخواهد،روحمان همراه هم خواهد بود.مادر،دوست دارم،واقع دوستت دارم

  13. 10 کاربر از Mahdi Hero بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  14. #1398
    آخر فروم باز rosenegarin13's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2008
    پست ها
    1,419

    پيش فرض

    Prologue

    For us, and for our tragedy,
    Here stooping to your clemency,
    We beg your hearing patiently.

    Exit

    HAMLET

    Is this a prologue, or the posy of a ring?

    OPHELIA

    'Tis brief, my lord.

    HAMLET

    As woman's love.l

    سراینده ی مقدمه

    استدعا دارم از سر مرحمت
    با دقت و تحمل
    به ما و تراژدی ما
    گوش فرادارید

    هملت

    این مقدمه است یا سجع مهر*؟

    افیلیا


    قربان خیلی کوتاه بود.

    هملت


    مانند عشق در سینه ی زن.


    *اشاره داره به اختصارش... posy of a ring یعنی کلماتی که روی یک انگشتری حک شده باشه، که مشخصاً خیلی مختصر هست ...


    پ.ن. از هملت، ویلیام شکسپیر، ترجمه مسعود فرزاد.

    Last edited by rosenegarin13; 16-04-2011 at 10:49.

  15. 8 کاربر از rosenegarin13 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  16. #1399
    کاربر فعال انجمن ریاضیات hts1369's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2009
    پست ها
    1,160

    پيش فرض

    من میل داشتم کوه ها و دره های اطراف, انعکاس صدای حسن صباح را بگوش من میرساییدند. زیرا حسن صباح وقتی بانگ میزد صدایش در اطراف میپیچید و میخواستم بدانم صدای طنین صدای صدای ان مرد نیرومند و با ایمان چگونه بوده است.
    هنگامیگه که از قلعه فرود میامدم خوشوقت بودم در جایی قدم بر میدارم که هشت قرن قبل حسن صباح در انجا گام برمیداشت.
    این بود شمه ای از انچه خانم فریه استارک انگلیسی راجع به قلعه الموت نوشته است.
    خداوند الموت حسن صباح
    تالیف: پل امیر
    ترجمه :ذبیح الله منصوری

  17. 4 کاربر از hts1369 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  18. #1400
    حـــــرفـه ای
    تاريخ عضويت
    Jul 2007
    محل سكونت
    TeH
    پست ها
    1,631

    پيش فرض

    شب ممکن - محمد حسن شهسواری


    یکی از خوشی های این روز های من ، اون چیزی که روزهای من رو خوش می کند ، گپ و گفت و گو با هاله است

    که مثل خودم ، به اندازه ی خودم بد است .

    ما گناهکار ها ، ما بد ها ، از دیدن همدیگر آرام می شویم ، که تنها نیستیم ، که بدی همه ی دنیا را گرفته ، اصلا اساسش بدی ست .

    انگار باید از همین بدی ها ارتزاق کنی ، انرژی جمع کنی تا بتوانی در کنار خوب ها ، خوب باشی ، آزارشان ندهی .


    .

  19. 6 کاربر از Miss Artemis بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •