مجموعه GTA به خاطر مأموریت‌های خاطره‌انگیزش شناخته می‌شود. راکستار برای پر کردن دنیاهای جهان باز عظیم خود، همواره فعالیت‌های متنوعی در اختیار بازیکنان قرار داده و مأموریت‌ها مهم‌ترین بخش این محتوا هستند. با این حال، برخی از آن‌ها به قدری دشوار طراحی شده‌اند که حتی بازیکنان باتجربه هم برای پشت سر گذاشتنشان به دردسر می‌افتند و معمولاً در اولین تلاش شکست می‌خورند.
در ادامه، نگاهی داریم به پنج مورد از سخت‌ترین مأموریت‌های تاریخ مجموعه GTA.
۵. The Driver – بازی Grand Theft Auto: Vice City

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مجموعه GTA، سرقت خودرو است؛ قابلیتی که حتی نام مجموعه نیز به آن اشاره دارد. همین موضوع باعث می‌شود بتوانید پشت فرمان خودروهایی بنشینید که در شرایط عادی هرگز توان خریدشان را ندارید. شاید در دنیای واقعی کسی به فکر دزدیدن یک فراری نیفتد، اما در GTA این کار بخشی از جذابیت تجربه بازی است.
با توجه به نقش پررنگ خودروها، راکستار معمولاً مسابقات اتومبیل‌رانی را هم در بازی‌های خود قرار می‌دهد. اغلب این مسابقات چندان سخت نیستند، زیرا خودروهای سریعی در اختیار بازیکن قرار می‌گیرند. اما در یکی از مأموریت‌های Vice City شرایط کاملاً متفاوت است.
در مأموریت The Driver باید هیلاری کینگ، راننده‌ای حرفه‌ای، را در یک مسابقه خیابانی شکست دهید. مشکل اینجاست که او پشت فرمان یک خودروی قدرتی می‌نشیند، در حالی که شما باید با یک سدان معمولی مسابقه دهید. اوضاع زمانی بدتر می‌شود که در میانه مسابقه، پلیس نیز وارد عمل شده و تلاش می‌کند با برخوردهای عمدی شما را از جاده خارج کند.
۴. Wrong Side of the Tracks – بازی Grand Theft Auto: San Andreas

کمتر مأموریتی به اندازه Wrong Side of the Tracks در میان طرفداران GTA شهرت دارد؛ البته نه به خاطر کیفیت فوق‌العاده، بلکه به دلیل سختی اعصاب‌خردکن آن. در این مأموریت، سی‌جی به همراه بیگ اسموک سوار بر یک موتورسیکلت باید قطاری را که اعضای باند Vagos در آن حضور دارند تعقیب کنند. وظیفه شما فقط کنترل موتور است و بیگ اسموک باید اعضای باند را هدف قرار دهد.
مشکل اینجاست که ظاهراً این نخستین باری است که بیگ اسموک اسلحه به دست گرفته است. دقت تیراندازی او به قدری پایین است که تقریباً تمام گلوله‌ها خطا می‌روند و در نهایت، پس از هر شکست، همان جمله معروف را تکرار می‌کند: «فقط باید قطار لعنتی رو دنبال می‌کردیم، CJ.»
از آنجا که این مأموریت برای پیشروی در داستان اجباری است، چاره‌ای جز تمرین مهارت‌های موتورسواری و تکرار چندباره آن نخواهید داشت.
۳. Espresso-2-Go! – بازی Grand Theft Auto 3

اگر از قبل بدانید چه کاری باید انجام دهید، این مأموریت بسیار ساده‌تر خواهد شد؛ هرچند همچنان یکی از چالش‌برانگیزترین مراحل GTA 3 محسوب می‌شود. در این مأموریت باید طی تنها ۷ دقیقه و ۵۰ ثانیه، ۹ دکه فروش اسپرسو را در نقاط مختلف Liberty City نابود کنید. بنابراین، انتخاب سریع‌ترین مسیر و آشنایی با محل دقیق هر دکه اهمیت زیادی دارد.
البته محدودیت زمانی تنها مشکل شما نیست. در هر محل، افراد مسلح به سمتتان تیراندازی می‌کنند و باید ضمن حفظ سلامت خودرو، با سرعت در سطح شهر حرکت کرده و از گلوله‌ها نیز جان سالم به در ببرید.
امروزه راهنماها بهترین مسیر انجام این مأموریت را نشان می‌دهند و حتی پیشنهاد می‌کنند پیش از آغاز آن، خودروی Patriot را از مأموریت Marked Man تهیه کنید؛ موضوعی که تا حدی از سختی این مرحله می‌کاهد.
۲. Demolition Man – بازی Grand Theft Auto: Vice City

یکی از گزینه‌هایی که می‌توانست در این فهرست حضور داشته باشد، آزمون‌های خلبانی در GTA: San Andreas هستند. این مجموعه از مأموریت‌های اجباری بیش از هر چیز ضعف سیستم کنترل هواپیماها را به نمایش می‌گذاشت. با این حال، چون این بخش شامل چند مأموریت مختلف است و نه یک مرحله مستقل، از این فهرست کنار گذاشته شده است و در عوض، Demolition Man جایگاه دوم را به خود اختصاص می‌دهد.
در این مأموریت باید یک هلیکوپتر کنترلی (RC) را هدایت کنید؛ وسیله‌ای که کنترل آن حتی از یک هلیکوپتر واقعی هم دشوارتر به نظر می‌رسد. مأموریت شما کار گذاشتن چند بمب در نقاط مختلف یک ساختمان نیمه‌کاره است، در حالی که کارگران حاضر در محل دائماً تلاش می‌کنند هلیکوپتر را سرنگون کنند.
بدتر از همه اینکه هیچ نقطه ذخیره یا چکپوینتی در این مأموریت وجود ندارد و کوچک‌ترین اشتباه باعث می‌شود همه چیز را از ابتدا آغاز کنید.
۱. Supply Lines – بازی Grand Theft Auto: San Andreas

اگر Demolition Man را سخت‌ترین مأموریت سری می‌دانستید، Supply Lines خیلی سریع نظرتان را تغییر خواهد داد. این مأموریت اختیاری در San Andreas از شما می‌خواهد برای شخصیت Zero مأموریتی را با یک هواپیمای کنترلی انجام دهید.
این بار باید چند هدف متحرک را با هواپیمایی از بین ببرید که کنترل آن‌ها به طرز عجیبی سنگین و کند است. از همان لحظه آغاز مأموریت، تمام اهداف شروع به حرکت می‌کنند و در عین حال، سوخت هواپیما نیز محدود است. به همین دلیل باید با استفاده از تکنیک گلاید کردن، مصرف سوخت را به حداقل برسانید تا بتوانید تمام اهداف را نابود کرده و در نهایت به پایگاه بازگردید.
انجام این مأموریت بدون استفاده از راهنما، بسیاری از بازیکنان را به مرز تسلیم شدن می‌رساند. تنها نکته امیدوارکننده این است که Supply Lines برای به پایان رساندن داستان اصلی اجباری نیست، اما اگر قصد دارید بازی را به‌طور کامل و با پیشرفت ۱۰۰ درصدی به پایان برسانید، ناچار خواهید بود از پس این چالش طاقت‌فرسا نیز برآیید.


گیمفا