تبلیغات :
دانلود فیلم جدید
ماهان سرور
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 54 از 54 اولاول ... 4445051525354
نمايش نتايج 531 به 534 از 534

نام تاپيک: آخرین انیمیشنی که دیدم

  1. #531
    مدیر انجمن های هارد دیسک ata.royalfalcon's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    تهران
    پست ها
    10,651

    پيش فرض

    Seoul Station 2016

    یک انیمیشن کره‌ای تاریک و بزرگسالانه است که توسط Yeon Sang-ho ساخته شده.

    خلاصه داستان.

    داستان در اطراف ایستگاه سئول شروع می‌شود؛ جایی که افراد بی‌خانمان، کارگران مهاجر و آدم‌های حاشیه‌نشین شهر، شب را می‌گذرانند. یک پیرمرد زخمی و بیمار در خیابان‌ها سرگردان است و هیچ‌کس وضعیتش را جدی نمی‌گیرد. خیلی زود مشخص می‌شود چیزی در بدن او اشتباه است و همین جرقه‌ی شیوعی عجیب می‌شود.

    این انیمیشن همزمان داستان سه شخصیت را دنبال می‌کند:

    هی‌سون: دختری که از خانه فرار کرده و زندگی بی‌ثباتی دارد.
    کی‌وونگ: دوست‌پسرش که شخصیت عصبی و کنترل‌گری دارد.
    پدر هی‌سون: مردی که برای پیدا کردن دخترش به شهر می‌آید.

    وقتی شهر آرام آرام به هرج‌ومرج کشیده می‌شود، این سه نفر هرکدام در تلاشند زنده بمانند و به هم برسند؛ اما هر قدمی که به سمت امنیت برمی‌دارند، جامعه‌ای که از قبل ترک برداشته بود بیشتر فرو می‌ریزد.

    نکته جالب درباره فیلم، چیزی کهSeoul Station را متفاوت می‌کند این است که زامبی‌ها تنها تهدید داستان نیستند. فیلم بیشتر از اینکه درباره هیولاها باشد، درباره بی‌توجهی جامعه به ضعیف‌ترین آدم‌ها است. تقریباً تمام قربانیان اولیه کسانی هستند که جامعه از قبل آن‌ها را نادیده گرفته بود یعنی بی‌خانمان‌ها، مهاجران و کارگران فقیر و همین باعث می‌شود فاجعه خیلی دیر جدی گرفته شود.

    Seoul Station بیشتر شبیه کالبدشکافی یک شهر است تا فیلمی که در مورد زامبی ها باشد. Seoul Station بیشتر شبیه یک تراژدی اجتماعی در قالب آخرالزمان زامبی است. فیلم نشان می‌دهد فاجعه زمانی شروع نمی‌شود که ویروس پخش شود؛ فاجعه از وقتی شروع می‌شود که جامعه یاد بگیرد بعضی انسان‌ها را نبیند.

  2. 4 کاربر از ata.royalfalcon بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #532
    مدیر انجمن های هارد دیسک ata.royalfalcon's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    تهران
    پست ها
    10,651

    پيش فرض

    Gedo Senki که با نام انگلیسی Tales from Earthsea شناخته می‌شود، یکی از آثار متفاوت استودیو جیبلی است. این انیمه در سال ۲۰۰۶ به کارگردانی گورو میازاکی (پسر هایائو میازاکی) ساخته شد. این انیمه اولین تجربه‌ کارگردانی گورو میازاکی بود. داستان این اثر اقتباسی از مجموعه کتاب‌های فانتزی Earthsea نوشته Ursula K. Le Guin هست.

    خلاصه داستان:
    داستان در دنیایی به نام Earthsea (دریای زمین) اتفاق می‌افتد، جایی که تعادل دنیا به هم خورده و در حال فروپاشی است. اژدهایان که نماد نظم و جادوی نخستین‌اند، به قلمرو انسان‌ها نفوذ کرده‌اند. در این آشوب، پسری به نام آرن (Arren)، شاهزاده‌ای مضطرب و درگیر با سایه‌ درون خودش، پدرش را می‌کشد و از قصر فرار می‌کند و آواره می‌شود. او در سفرش با جادوگری بزرگ به نام گد آشنا می‌شود. آن‌ها با هم سفری رو شروع می‌کنند تا ریشه فسادی که دنیا رو تهدید می‌کند پیدا کرده و با جادوگر خبیثی به نام کوب که به دنبال جاودانگی هست، مقابله کنند.

    شخصیت‌های اصلی:

    آرن (Arren): شاهزاده‌ای که پدرش را می‌کشد و از کشورش فرار می‌کند.
    گد / اسپاروهاوک (Ged / Sparrowhawk): جادوگر قدرتمندی که به دنبال علت آشفتگی جهان است.
    ترو (Therru): دختری آسیب‌دیده که گذشته‌ دردناکی دارد.
    کوب (Cob): جادوگری تاریک که از مرگ می‌ترسد و در پی جاودانگی است.


    داستان بیشتر حول ترس انسان از مرگ، هویت، و تعادل جهان می‌چرخد. فیلم چند مفهوم مهم را بررسی می‌کند:

    1. ترس از مرگ
    شخصیت شرور داستان (Cob) نماد انسانی است که نمی‌تواند مرگ را بپذیرد. فیلم نشان می‌دهد که پذیرش مرگ بخشی از تعادل زندگی است.

    2. بحران هویت
    آرن با تاریکی درون خود درگیر است. او نماد انسانی است که با سایه‌ درونی خودش مواجه هست.

    3. تعادل جهان
    در دنیای Earthsea، تعادل طبیعت، جادو و انسان‌ها بسیار مهم است. وقتی این تعادل شکسته شود، جهان دچار آشوب می‌شود.

  4. این کاربر از ata.royalfalcon بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  5. #533
    مدیر انجمن های هارد دیسک ata.royalfalcon's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    تهران
    پست ها
    10,651

    پيش فرض

    Shisha no Teikoku یا The Empire of Corpses

    داستان در قرن نوزدهم و در یک جهان متفاوت اتفاق می‌افتد. تو این دنیا، تکنیک زنده کردن مرده‌ها که اولین بار توسط ویکتور فرانکنشتاین کشف شد، به یک صنعت بزرگ تبدیل شده. انسان‌ها یاد گرفتن با تزریق یک برنامه کامپیوتری به نام نکرو‌ویر (Necroware) به مغز جسدها، اون‌ها رو به عنوان نیروی کار، خدمتکار و سرباز استفاده کنند. اما این جسدها روح ندارن و فقط مثل ماشین‌ها دستورات رو اجرا می‌کنند.

    شخصیت اصلی، جان واتسون جوان (همان واتسون معروف شرلوک هولمز!) یک دانشجوی پزشکی هست. او در خفا و به صورت غیرقانونی، جسد بهترین دوستش فرایدی (Friday) رو زنده می‌کند. واتسون یک هدف بزرگ و احساسی دارد، او می‌خواد ثابت کند که روح انسان (که دقیقا 21 گرم وزن دارد) بعد از مرگ از بین نمی‌رود و می‌توان اون رو دوباره به بدن برگرداند.

    دولت بریتانیا متوجه کار غیرقانونی واتسون می‌شود، اما به جای مجازات، اون رو به یک ماموریت می‌فرستد. ماموریت این هست که یادداشت‌های اصلی فرانکنشتاین رو پیدا کند؛ تنها سندی که راز برگرداندن روح واقعی به جسد رو در خودش پنهان کرده. واتسون به همراه جسد بی‌روح دوستش فرایدی، سفری پرخطر رو از افغانستان تا ژاپن و آمریکا آغاز می‌کند و در این مسیر با شخصیت‌های تاریخی و ادبی مختلف و گروه‌های جاسوسی مختلف از کشورها روبرو می‌شود.

    Shisha no Teikoku بیشتر از اینکه دربارهٔ زامبی‌ها باشد، دربارهٔ این سؤال است؛ اگر بشر بتواند مرگ را مهندسی کند، آیا هنوز چیزی به نام انسان باقی می‌ماند؟

  6. این کاربر از ata.royalfalcon بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  7. #534
    مدیر انجمن های هارد دیسک ata.royalfalcon's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2006
    محل سكونت
    تهران
    پست ها
    10,651

    پيش فرض

    Akira (1988)

    انیمه‌ Akira به کارگردانی کاتسوهیرو اوتومو یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ انیمیشن است. داستان در شهری با فضای سایبرپانک به نام نئو-توکیو می‌گذرد؛ شهری که بعد از یک انفجار عظیم در سال 1988 ساخته شده و حالا در سال 2019 پر از آشوب، باندهای موتورسوار، اعتراضات خیابانی و پروژه‌های مخفی دولتی است.

    خلاصه داستان:

    قهرمان اصلی داستان پسری به نام کاندا است؛ رهبر یک باند موتورسواری. دوست نزدیک او تتسوئو است؛ پسری که همیشه در سایه‌ کاندا زندگی کرده و حس ضعف و تحقیر دارد.

    یک شب در حین درگیری با یک باند رقیب، تتسوئو با یک کودک عجیب برخورد می‌کند؛ کودکی با ظاهر پیر که در واقع یکی از سوژه‌های آزمایش‌های روانی دولت است. بعد از این اتفاق، ارتش تتسوئو را دستگیر می‌کند و مشخص می‌شود که اونهم توانایی‌های ذهنی فوق‌العاده‌ای در حال بیدار شدن دارد؛ قدرت‌هایی شبیه به نیرویی که قبلاً باعث فاجعه‌ای به نام Akira شده بود.

    هرچه قدرت تتسوئو بیشتر می‌شود، کنترلش کمتر می‌شود. احساسات سرکوب‌شده، خشم، حسادت نسبت به کاندا و عقده‌های قدیمی تبدیل به انرژی مخربی می‌شوند که نه‌تنها شهر، بلکه واقعیت اطرافش را تهدید می‌کند. در نهایت، قدرت تتسوئو به نقطه‌ای می‌رسد که از کنترل همه خارج می‌شود و دوباره فاجعه‌ای شبیه Akira شکل می‌گیرد.

    رابطه‌ کاندا و تتسوئو مثل رابطه‌ی خیلی از دوستان نوجوان است. یکی همیشه قوی‌تر، محبوب‌تر و جلوتر است، و دیگری همیشه حس می‌کند در سایه مانده. فیلم به‌جای اینکه این حسادت را به شکل مستقیم توضیح بدهد، آن را به قدرت فیزیکی واقعی تبدیل می‌کند.

    در واقع قدرت‌های تتسوئو بیشتر از آنکه علمی باشند، تجسم روانی عقده‌هایش هستند. او نمی‌خواهد فقط قوی شود؛ او می‌خواهد بالاخره از کاندا جلو بزند. برای همین حتی وقتی قدرتی تقریباً خدایی به دست می‌آورد، هنوز مثل همان پسر عصبانی و ناامن باقی می‌ماند. از طرف دیگر، شهر نئو-توکیو هم مثل خود تتسوئو است. ظاهراً مدرن و قدرتمند، اما از درون پر از بی‌ثباتی و فشارهای حل‌نشده.

    این فیلم هیچ قهرمان واقعی ندارد. کاندا شجاع است و تلاش می‌کند دوستش را نجات دهد، اما نمی‌تواند جلوی فاجعه را بگیرد. دانشمندان همه‌چیز را دیر می‌فهمند. دولت فقط واکنش نشان می‌دهد. و تتسوئو هم در نهایت قربانی همان قدرتی می‌شود که می‌خواست با آن خودش را ثابت کند.

  8. این کاربر از ata.royalfalcon بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •