تبلیغات :
دانلود فیلم جدید
ماهان سرور
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




مشاهده نتيجه نظر خواهي: آیا وجود موجودات فضایی را قبول دارید؟

راي دهنده
1061. شما نمي توانيد در اين راي گيري راي بدهيد
  • بله,قبول دارم

    722 68.05%
  • خیر,قبول ندارم

    159 14.99%
  • نمیدانم

    180 16.97%
صفحه 210 از 358 اولاول ... 110160200206207208209210211212213214220260310 ... آخرآخر
نمايش نتايج 2,091 به 2,100 از 3579

نام تاپيک: بیگانه ها ( فرازمینی ها ) - UFOs ؛ زیست فرازمینی

  1. #2091
    حـــــرفـه ای Babak's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2004
    پست ها
    9,154

    پيش فرض

    در مورد سفر چند دهه قبل به ماه اصولا 3 نوع طرز فکر مرسومه:
    1: آپولو ها با سرنشینانشون به ماه رفتند ; و هرچه بود چیزی بود که در رسانه ها عرضه شد.

    2: هیچ سفری به ماه انجام نشد. هرچه بود ظاهر سازی در استودیو (نوادا , گرینلند و...) برای به در کردن رقیب شرقی بود.

    3: سفر سرنشیندار به ماه انجام شده ; اما با یاری رساندن برو نزمینیان - که در دهه 50 میلادی با آیزنهاور ملاقات داشتند - و همه آن چیزی که در ماه شاهدش بودند , در رسانه ها گفته نشد.

    بنده شخصا جزو گروه سوم هستم.
    بعنوان مثال , یک مورد رو در زیر توجه کنید.

    در تصاویر زیر هم جهت نبودن سایه ها(مه نشین و صخره ها) با توجه به اینکه هیچ تپه یا گودیی بصورت حاد در قسمت سایه شون وجود نداره که اختلاف جهت سایه ها رو به اندازه 45 درجه توجیه بکنه ; غیر قابل قبول هست:







    به نظر بنده ; در قسمتهایی که سایه به کنار مه نشین اضافه شده( با رتوش تصویر) ; اشیا و مولفه هایی موجود بوده که قابل ارائه برای افکار عمومی نبوده.

    عکسی دیگر در همین زمینه:


    پس شما کلا با اینکه انسان به ماه رفته موافقید.
    هر چند از نظر شما این کار با کمک فضایی ها انجام شده. من از شما خواهش میکنم نحوه و روش استدلال مخالفان سفر انسان به ماه رو بررسی کنید. خصوصا شباهتش با روش بحث های مرتبط با حضور فضایی هم در زمین و روش های بحث طرفداران نظریه زمین تخت. هر سه گروه عملا دارای روش بحث یکسان هستن. استدلال های زمین تخت باوران رو بررسی کنید. دولت آمریکا و ناسا با دروغ گویی و جعل تصاویر سعی در انحراف افکار متدینیین ( مسیحیان) و از بین بردن ایمان اونها به عهدین رو دارن.
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



    اما موضوع تفاوت جهت سایه ها که یکی از معروف ترین دلایل ساختگی بودن سفر انسان به ماه تلقی میشه با این توجیه که تصاویر در استودیو گرفته شدن و تاثیر نزدیک بودن پروژکتور نور پردازی در کنار بی دقتی سازندگان فیلم سفر انسان به ماه باعث کج شدنسایه در نقاط مختلف تصویر شده.


    من در ابتدا عکس های دیگه ای از جهت متفاوت سایه میزارم










    اما ماجرا چیه؟
    خیلی ساده به دلیل کج بودن زمین در نقاط مختلف عکس و در تناسب با زاویه قرار گیری عکاس ، سایه ها در جهت های مختلفی دیده میشن. جواب بیشتر از اون حد ساده است که انتظار دارید؟

    یه نگاه به این عکس ها بندازیم. اینجا ماه نیست. زمینه خودمونه:

    سایه دوچرخه سوار در مقایسه با سایه میله ها:


    سایه مجسمه ها با هم و در مقایسه با سایه های حاشیه چپ تصویر:


    سایه عکاس در مقایسه با سایه آقا



    شما خودتون هم میتونید خیلی راحت در یک محیط ناهموار این موضوع رو آزمایش کنید.


    برای مطالعه بیشتر:
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


  2. #2092
    آخر فروم باز SA3EDLORD's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2009
    پست ها
    3,006

    پيش فرض

    واقعا فهمیدم که منظورتون چیه........(خدا رو صد مرتبه شکر)

  3. #2093
    آخر فروم باز
    تاريخ عضويت
    Jul 2008
    محل سكونت
    روی مرکز زمیــن
    پست ها
    3,410

    پيش فرض

    چند سال پیش ...البته خیلی بیشتر از چند سال....یه مثلا دانشمند توی پاکستان پیدا شد و گفت....ازونجائی که ما دنبال جوش هسته ای هستیم و مشکل این کار هم کنترل دما و در واقع آتش هست...و ازونجائی هم که در قرآن اومده که جن از آتش هست پس باید بیائیم و هرجوری شده یه جن رو توی شیشه کنیم و در طی یه سری فرآیند گوانتاموئی ازش حرف بیرون بکشیم که این کنترل چه جوریه خلاصه کلی از فیزیک دان های پاکستان اظهار شرمندگی کردن که همچین همکاری رو دارن و ....

    این حرف شما منو یاد اون انداخت............دوستان خدا رو دین رو فیزیکی نکنین که بد میبینین........مثلا الان که هاوکینگ اومده و میگه که جهان خالق نداره........ناظر به همین مسئله هست منطور اون جهان ما یا جهان منتج از بیگ بنگ مربوط به کهکشانهای ما بوده..........ولی چون خیلی از مذهبیون غربی خدا رو به بیگ بنگ گره زده بودن ... اخیرا (از دهه نود) که فیزیک پاش به قبل از بیگ بنگ هم باز شده...حالا مشکل به چالش کشیدن خداشون رو شده...چون خدا رو وارد مقوله این جهانی فیزیک کرده بودند...پس این حریم رو لطفا حفظ کنین....علم روش خودشو داره.....این حرف علمی نیست...
    سلام
    اولا که خوشحالم با آدم فهمیده ای مثل شما هم کلام میشم و به این افتخار میکنم.
    ثانیا این که دست شما درد نکنه! کجای حرف من با حرف تو قوطی کردن جن اون پاکستانی شبیه بود؟
    اینقدر مضحک بود که شما رو یاد اون انداخت؟

    من اصلا در کلامم چیزی از وجود و عدم وجود خدا نزدم.
    دین رو هم به خاطر مسئله ی دیگه ای مستند کردم نه برای شکستن حریم!
    پس مفروض شما این هست که دین و ایمان هیچ ربطی به فیزیک نداره!
    چه حریمی مد نظرتونه؟ خیلی برام جالبه بدونم شما به چی عقیده دارید که اینقدر روشن عقیده و باور رو کنار میزنید و کارشون رو از علم جدا میکنید.
    (سوال کاملا شخصیه و به خاطر کنجکاوی خودم هست.)

    من خودم هیچگاه وجود خداوند رو در چهار چوب محسور فیزیک نمیبینم ... هیچ وقت.
    شما هم اگر اینطور فکر میکنی اشتباه برداشت کردید از صحبت های بنده.
    من در مورد کشیش های متظاهر وانیکان صحبت نمیکنم ... خودم رو میگم.

    یه فرض غلط نتیجه غلط میده....
    کی گفته موجوداتی هستن که مابین بعد حرکت میکنن...اصولا میشه بگین بعد چیه؟
    بحث فیزیک مربوط به این دنیای فیزیکی هست و به خارج این دنیا کاری نداره....و نظری در رد یا اثباتش نمیتونه داشته باشه....
    موجودات اگر منظور موجودات این دنیائی هستند ... چنین چیزی ممکن نیست چون
    1)ما از یه سری ریسمانها تشکیل شدیم که همه اش به شکل بنیادین دو انتها دارن که به این صفحه 10 بعدی جهان ما چسپیدن .... پس همه موجودات هم که متشکل از اتم ها و اتم ها از ذرات مختلف زیر اتمی و ذرات زیر اتمی هم از ریسمانها تشکیل شده اند محصور در این صفحه هستند....اما این فقط ذره فرضی حامل جاذبه یعنی گراویتون هست که میتونه از این صفحه 10 بعدی در راستای بعد یازدهم نشت کنه....این جه ربطی به موجودات داره؟
    2) هرچا که این دو صفحه به هم برخورد کنند بیگ بنگ میشه.....
    3) ما خودمون به لحاظ ریسمانی الان در چندین صفحه به شکل یه متغیر تصادفی توزیع شدیم....
    منظور من از بعد در واقع همان دنیا یا دنیای موازی هست که با یک به هم ریختگی (که میتواند مصنوع بشر هم باشد) شبیه سیاهچاله در کائنات به یکدیگر متصل میشن و به نوعی یک تونل زمان یا دریچه ی بین ابعادی رو ایجاد میکنند. این علم که اروپایی های قرون وسطی بهش جادوی سیاه میگفن و هنوزم بهش عقیده دارند و کلیسا به شدت (البته ظاهرا) با اون در جنگ هست، مخصوص ارتباط با دنیاهای موازی هست.
    خودم نه تایید میکنم نه رد چون مطمئن نیستم در موردش و کسی هم اصولا پاسخگو نیست.

    این علم که کاملا مقایل دانسته های شما قرار میگیره یعنی مقابل فیزیک به مسائل متافیزیک و به اصطلاح نادیدنی میپردازه که سحر و جادو نمونه ی کوچکی از اون هست. حالا نمیدونم شما هم نظری داری در مورد این یا نه کما این که هیچ ربطی به دین نداره که باز شما بگی حرمت نگه داریم و این حرفها ...

    در این علوم که گردآورندگان اصلی اش مسیحیان افراطی قرون وسطی بودند به تعریف دنیاهای موازی میپردازه واونها رو "بعد" مینامه.
    نمونه های زیادی هم از ناگفته های این گروه روی نت موجود هست که حالا اگر مجالی بود معرفی میکنم.

    منظور من از بعد پیرامون مشاهدات و مطالعاتم در مورد این موضوع بود که شما میگی اصولا یعنی چی!

    فقط خواهش من اینه که ...
    از اونجایی که بنده و خیلی های دیگه به دنبال روشن شدن چنین مسائلی هستیم.
    از مغلطه و سفیه انگاری و کارهای مشابه این بپرهیزید ...
    مثل من هم زیاد هست که فقط به دنبال واقعیت امور هست.
    میخوام نظر شما رو به عنوان یک کسی که فیزیک رو میشناسه بدونم در این مورد.
    نه خطابه است نه من کسی هستم که بخوام کسی رو هدایت کنم یا یه همچین چیزی!

    بازم ممنون
    Last edited by Behsood; 05-09-2010 at 05:14.

  4. 3 کاربر از Behsood بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #2094
    حـــــرفـه ای MasterGeek's Avatar
    تاريخ عضويت
    Aug 2009
    پست ها
    1,063

    پيش فرض

    میدونیم که تمام علوم کلیت واحدی دارند و هیچ مرزی میانشون واقع نیست.

    اگر مبحث جهان های موازی رو ریاضیات در روی کاغذ نشون داده(سایه) ; بطور حتم واقعیتی هم در فیزیک خواهد داشت.
    این حرف رو کامل قبول دارم و در جاهای دیگه توی فروم گفتم:
    میدونیم که تئوری "ام" هنوز جزء فیزیک نیست چون تا حالا هیچ آزمایشی تائیدش نکرده (اولین امید آزمایشگاه سرن هست) ولی مگه میشه یه همچین بنای شکوهمندی از ریاضیات که قادر هست خیلی از ابهامات بنیادین فیزیک مدرن رو توضیح بده به واقعیت جهان فیزیک بی ارتباط باشه؟؟؟
    اما آیا از دل این ریاضیات روزی تئوری "همه چیز" بیرون خواهد آمد؟ معلوم نیست.....تئوری ابرریسمان یا درست تر "ام" حداقل روزی خواهد رسید که این تئوری به عنوان یه مدل گوشه ای از فیزیک رو بگیره اما اینکه میتونه همه فیزیک رو مثل زیربنا شامل بشه و فندانسیون فیزیک بشه....جای تردید وجود داره....

    حکومت ها فقط از لحاظ " منشا " با ملت ها مرتبطند , نه از لحاظ عملکرد.
    از لحاظ عملکرد کاملا غیر قابل مقایسه هستند ; چه برسد به اینکه هویت واحدی داشته باشند , که هرگز ندارند.
    از نظر من همه حکومت ها برآمده از فرهنگ جوامع هستند. من معتقدم که این فرهنگ جوامع هست که فرهنگ حکومت ها رو تعیین میکنه ولی یه اصطلاحا یه lag وجود داره بین تغییر تابع ورودی (فرهنگ مردم) با تابع خروجی (فرهنگ حکومت) هرچه این lag (اصطلاحی در برق شبیه تاخیر زمانی) بیشتر باشه اصطلاحا شکاف بین مردم و حکومت بیشتر میشه و برخوردها شدیدتر به تعبیر دیگه هرچه این lag کمتر باشه حکومت دموکراتیک تر(مردمی تر) خواهد بود. از نظر من حکومتها ازین دید نمیتونن روی فرهنگ همه مردم تاثیر بزارن چون ابراز این تاثیر خود مردم هستند بنابراین ضریب نفوذ فرهنگ حکومت در مردم (رابطه عکس) رابطه مستقیمی داره با مشروعیت حکومت از دید افراد. این مقدمه که به نظر من که مدلسازی مورد علاقه خودم از سیستم های حکومتی هست میزان شفافیت حکومتها رو خواهی نخواهی تعیین میکنه که نقطه مقابل پنهانکاری هست.
    پس پنهانکاری و تفاوت عملکرد در حکومتها (که ناشی از تفاوت فرهنگی وشکاف بین حکومت و مردم هست) کاملا نسبی و درجه پذیر (فازی) هست.اینکه چه چیزی این نسبیت رو بالا پائین میکنه شاید کسائی که اهل علوم سیاسی اند بهتر بگن ولی به نظر من مسائل مثل میزان تفکیک قوا، گراف سیستم سیاسی و جریان آزاد اطلاعات (تهویه سیستم) میتونه این نسبیت رو تشدید کنه پس به نظر من:
    تفاوت دیدگاه من و شما ازین نظر در درجه ای است که به این شاخصها میدیم. من خوشبینانه میزان شفافیت در برخی حکومتها به خصوص در طول زمان رو در حدی میدونم که عموما عامل پنهانکاری یا عدم شفافیت رو از بین ببره و شاید شما بدبینانه نمره میدین.. البته امیدوارم ازین حیث مطلق انگار نباشین که همه حکومتها مطلقا پنهانکار و در درجه ثاپتی این کار رو انجام میدن.

    نقل قول نوشته شده توسط dante_2681
    من اصلا در کلامم چیزی از وجود و عدم وجود خدا نزدم.
    دین رو هم به خاطر مسئله ی دیگه ای مستند کردم نه برای شکستن حریم!
    پس مفروض شما این هست که دین و ایمان هیچ ربطی به فیزیک نداره!
    ببینید فیزیک چیکار میکنه؟ آزمایشات تجربی در جهانی که میبینیم (از طریق ابزارهائی که داریم) + کشف نظم و الگو (ریاضیات)
    اشکال کار شما کجاست؟ نبود متد علمی.... یه مثال میزنم:
    موقعی که سال اول دانشگاه بودم یکی یه مقاله نوشته بود که سرعت حرکت فرشته ها رو به زمین حساب میکرد (حالا کاری به این ندارم که طرف تصور کرده که آسمانی هست و فرشته ها ازون پائین میان) ... اشکال این کار چی بود؟ محاسباتش درست بود (البته بازی ریاضی کرده بود) ولی خانه ای به روش فیزیک از مهمل ساخته بود آیا محصول علم بود؟ خیر بهیچ وجه..........آیا محصول دین بود؟ خیر بهیچ وجه
    پس علم تعریف و چارجوبی داره.....وقتی ما مثلا بگیم که جن بین ابعاد حرکت میکنه (که بعدا میگم چرا اصولا این تفکر غلطه) و از سحر و جادو صحبت کنیم.........از نظر فیزیک اینا همه اس مهملات هست (گفتم از نظر فیزیک) چون خمیرمایه فیزیک رو ندارن.......مثلا من میگم در بهشت 3563432 فرشته وجود داره..........کی میتونه اثباتش کنه؟...............کی میتونه ردش کنه؟ چرا نمیشه؟ چون ما میخوایم متد علمی (اثبات اونم به روش علمی) رو واسه یه چیزی به کار ببریم که از جنس فیزیک نیست...(شمارش موجودات هم جزء فیزیک هست)
    پس اون افراطیون قرون وسطائی هم مهمل گفته اند........اصولا اینا موضوعیت ندارند!
    همه بحثهای سحروجادو که عموما پدیده هائی مشاهده پذیر، تکرار پذیر و قابل آزمایش نیستند جزء علم نیستند: سحر و جادو اند و هرکسی میتونه راجع بهشون نظری داشته باشه...اصولا اگر کسی هم ببینیه نمیتونه در نقطه ای دیگه به فرد دیگه ای اینو اثبات کنه
    واسه اینه که خیلی از عرفا میرن دنبال شهود......دنبال اشراق یعنی اینا کار دل هست............هر جا هم بحث عقلی بود (منطق)..........پس ابزار دین و عرفان: شهود و منطق کلامی و عقلی و ... است نه متد علمی
    مثلا چرا میشه با دیوان حافظ فال گرفت؟ چرا میشه فال قهوه گرفت؟ فال پاسور؟ این فالها دو ویژگی لازم دارند 1) معنای استعاری 2) ماهیت تصادفی داشتن...........بنابراین شما میتونین فال ترافیک هم بگیرین چون این دو ویژگی رو داره.........یا فال 35امین حرفی که فلان شیخ گفت و اون حرف هم یه معنای استعاری بهش میدین و اون شیخ میشه صاحب کرامات....منظور من رد کرامات شیخ نیست حرف من اینه که این مباحث جای دعوا ندارند چون ماهیتا قابل رد یا اثبات نیستند.

    نقل قول نوشته شده توسط dante_2681
    منظور من از بعد در واقع همان دنیا یا دنیای موازی هست که با یک به هم ریختگی (که میتواند مصنوع بشر هم باشد) شبیه سیاهچاله در کائنات به یکدیگر متصل میشن و به نوعی یک تونل زمان یا دریچه ی بین ابعادی رو ایجاد میکنند. این علم که اروپایی های قرون وسطی بهش جادوی سیاه میگفن و هنوزم بهش عقیده دارند و کلیسا به شدت (البته ظاهرا) با اون در جنگ هست، مخصوص ارتباط با دنیاهای موازی هست.
    اول اینکه سفر بین بعد به لحاظ کلامی کلا غلط هست مثل اینه که شما از طول برین عرض مثلا از محور x به محور y سفر کنین!!!!!!!!!!! اما میشه حدس زد که منظور از سفر بین ابعاد سفر از طریق بعد یازدهم هست یعنی مثلا الان که ما در مقدار x از نظر محور یازدهم قرار داریم بریم به مقدار y این ازین (پس تا اینجا ادعای اون جادوگران قرون وسطی معلوم شد روی هوا بوده)

    تا اینجا هم بحث جن رو از فیزیک خارج کردیم

    حالا میایم سر اینکه آیا میشه موجوداتی (به عنوان موجود ماکروسکپی نه ذرات بنیادی مثل گراویتون اونم فرضی) از یه صفحه یا برش یا جهان به صفحه دیگه برند (آخه این اسم جهانهای موازی باعث غلط انگاری های زیادی میشه دقیقش اینه: ابرصفحه های موازی ده بعدی که طبیعتا در راستای بعد یازدهم پراکنده شده اند....ما احتمالا در چندین تا ازین ابرصفحات توزیع شدیم)
    کماکان اینجا فرض غلط نتیجه غلط میده چون شما بحث کرم چاله ها که مشتق از مدل ابرگرانش هاوکینگ هست رو با نظریه جهان های موازی (که مشتق از تئوری ابرریسمان و کار صدها دانشمند به خصوص ویتن هست) رو باهم خلط کرده و این ترکیب رو به وجود آوردید. بحث کرم چاله ها اگر باشه (که تا حالا نبوده) توی خود صفحه محصور هست و بیشتر مبحث زمان و مکان داره و عبور از یه کرم چاله به معنی عبور از یه صفحه به صفحه کناری نیست بلکه شما ازین سر کهکشان راه شیری میرین اون سرش (شاید در ایکی ثانیه) و همه این سیر و سفر در همین ابرصفحه ده بعدی رخ داده نه بین صفحات!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    اصولا سفر بین صفحات ممکن نیست. به عنوان مقدمه اصولا ریسمانها یه جور انرژیهای مرتعش هسند با فرکانسهای خاص و اشکال خاص در واقع طبق نظریه ابرریسمان جهان ما متشکل از ارکستر یا سمفونی از این ریسمانهاست (خیلی خیلی زیباست این نظریه) طبق این نظریه، الکترون و کوادرون، پوزیترون و ... هرکدوم نوع خاصی از ریسمان هستند همه این ریسمانها هم یه جورائی فقط یه فرمول تغییر انرژی اند که فرکانس خاصی داره...ولی همه این ذرات به لحاظ شکل دو انتهای باز دارند که این دو انتها محصور در اون ابرصفحه 10 بعدی است
    فقط ریسمان مربوط به ذره فرض جاذبه، گراویتون، هست که حلقوی هست یعنی محصور درین صفحه نیست و آزاده.....پس فقط جاذبه است که بین این صفحات میتونه نشت کنه..............
    برخورد این صفحات یعنی تکینگی (یه جورائی تقسیم بر صفر) و در نتیجه بیگ بنگ!!! یعنی صفحات مثل کامپیوتر ریست میشن.....

    یه چیز جالب اینه که همونطور که میبینیم تئوری بیگ بنگ نقض نشده.........بلکه از جهاشمولی درومده......همینطور تئوری نیوتون غلط نیست.........بلکه در سرعتهای محدود و ابعاد مکانی محدود و به اندازه کافی کاملا درسته و به همین خاطره هنوز مهندسی مکانیک داریم؟
    این شاید به فهم بیشتر ساختار فیزیک و اینکه علم چگونه بنائی هست کمک کنه ... .اگه علم سحر و جادو میشد و از متد علمی تبعیت نمیکرد....نظریه ها به کلی رد و ساختار فیزیک در حال انفجارهای تئوریک میشد در حالیکه به خاطر روش اسلوب مند علمی فیزیک امروزه مثل یه هرم ساخته میشه و بخشی از فیزیک نیست که به کلی غلط و نادرست باشه.....(از برکت همون روش اسلوبمند علمی)
    اینجاست که امروز ما گالیله و نیوتون رو به عنوان دانشمند میشناسیم ولی تاریخ اون جادوگران قرون وسطی رو در زیر ارابه هاش له کرده ...


    نقل قول نوشته شده توسط dante_2681
    من اصلا در کلامم چیزی از وجود و عدم وجود خدا نزدم.
    دین رو هم به خاطر مسئله ی دیگه ای مستند کردم نه برای شکستن حریم!
    پس مفروض شما این هست که دین و ایمان هیچ ربطی به فیزیک نداره!
    چه حریمی مد نظرتونه؟ خیلی برام جالبه بدونم شما به چی عقیده دارید که اینقدر روشن عقیده و باور رو کنار میزنید و کارشون رو از علم جدا میکنید.
    (سوال کاملا شخصیه و به خاطر کنجکاوی خودم هست.)
    شاید برداشت کردین که من کلا با دین مخالفم که این سوال رو پرسیدین.
    من معتقدم همه دین دارن و تلقی من از دین باورهای افراد راجع به همه چیز هست (فیزیک و متافیزیک) واسه همین بیخدائی هم خودش یه جور دینه....به قول حافظ:
    من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می.........زاهدان معذور داریم که اینم مذهبیست
    صحبت من و در واقع دلیل واکنش من رعایت نکردن چارچوب اسلوبمند علمی بود....
    راجع به خدا هم هرچند مجبور نیستم که پاسخ بدم اما من اعتقاد دارم..........اما آیا علم (فیزیک) وجود خدا رو ثابت میکنه؟ پاسخ: خیر
    آیا فیزیک وجود خدا رو رد میکنه؟ پاسخ: خیر
    دلیلش رو هم مفصل توضیح دادم.
    اینکه چرا خدا رو قبول درم بر میگرده به یه سری باورها و مسائل دیدگاه عقلی و مسائل روانشناسی.....بحث خداشناسی هم بحث مفصلی هست ولی قطعا فیزیک یا هیچ علم تجربی دیگری نیست.....
    پس من دین رو از علوم تجربی کاملا جدا میکنم.........اینا میتونن با هم تعامل داشته باشن مثلا در اسلام سن ازدواج دختر رو 9 سال گرفتند ولی مثلا با توجه به مسائل علمی روز........قانون جمهوری اسلامی این سن رو فکر کنم به 12 رسونده شایدم بیشتر...............
    ببخشید یه اشتباه: تعامل یعنی عملکرد دو طرفه ولی رابطه دین با علم از لحاظ تاثیر عملکردی: یکطرفه است چرا که کسی نمیتونه از روی دست جن تقلب کنه و اسمشو علم بزاره این علم نیست این مثلا اعجاز یا کراماته یا سحر یا... ولی قطعا علم ( به معنی دانش مصطلح امروز) نیست.
    البته دین اثر غیرمستقیم در شتاب پیشرفت یا جهت پیشرفت از طریق سیطره بر ذهن محقق یا دانشمند داره مثلا تحقیق در زمینه سلولهای بنیادی در زمان بوش در آمریکا ممنوع بود.......اوباما اونو آزاد کرد..........بعضی ایالت های جنوبی (که مذهبی ترند) حکم اباما رو از طریق دادگاه نقض کردند و تحقیقات در این زمینه رو ممنوع کردند
    Last edited by MasterGeek; 05-09-2010 at 13:15.

  6. 7 کاربر از MasterGeek بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #2095
    کاربر فعال انجمن نجوم و اخترشناسی seamack's Avatar
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سكونت
    Planet EARTH
    پست ها
    416

    پيش فرض

    ...موضوع تفاوت جهت سایه ها که یکی از معروف ترین دلایل ساختگی بودن سفر انسان به ماه تلقی میشه با این توجیه که تصاویر در استودیو گرفته شدن و تاثیر نزدیک بودن پروژکتور نور پردازی در کنار بی دقتی سازندگان فیلم سفر انسان به ماه باعث کج شدنسایه در نقاط مختلف تصویر شده...من در ابتدا عکس های دیگه ای از جهت متفاوت سایه میزارم






    ....
    ...
    .....
    برای مطالعه بیشتر:
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
    باتشکر از توضیح شما ; این اثر بیشتر از اینکه معلول ناهمواری زمین مورد نظر باشه , نتیجه " Wide Angle " بودن عدسی دوربین ها وچشم انسان در حالت عمومی هست(فاصله کانونی کمتر از 50 میلی متر).
    [باسپاس از دوستم امیر که این توضیح رو به بنده از روی مبحث " سایه ها در پرسپکتیو " دادند].

  8. 3 کاربر از seamack بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  9. #2096
    کاربر فعال انجمن نجوم و اخترشناسی seamack's Avatar
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سكونت
    Planet EARTH
    پست ها
    416

    پيش فرض

    ...منظور من رد کرامات شیخ نیست حرف من اینه که این مباحث جای دعوا ندارند چون ماهیتا قابل رد یا اثبات نیستند.
    مسلما این عدم قابلیت رد و یا اثبات در نهایت تابع زمان هست , و به هیچ عنوان مطلق نیست.

  10. #2097
    حـــــرفـه ای MasterGeek's Avatar
    تاريخ عضويت
    Aug 2009
    پست ها
    1,063

    پيش فرض

    مسلما این عدم قابلیت رد و یا اثبات در نهایت تابع زمان هست , و به هیچ عنوان مطلق نیست.
    خوب این خیلی خوبه که بسیاری از پدیده ها رو نسبی ببینیم
    پدید ها و مباحثی که اصولا قابل رد یا اثبات نیستند از نظر من مهمل اند چه تغییرپذیر با زمان چه تغییر ناپذیر با زمان باشند........بنابراین من شخصا کرامات شیخ رو رد میکنم ولی چون اصولا این بحثها پایه و قانون مشخصی واسه بازی ندارند.... اغلب سعی میکنم وارد بحثشون نشم مگر اینکه طرف من معتقد به اصول بازی مشترک باشه و هدفی سازنده از بحث داشته باشه

  11. #2098
    آخر فروم باز
    تاريخ عضويت
    Jul 2008
    محل سكونت
    روی مرکز زمیــن
    پست ها
    3,410

    پيش فرض

    ببینید فیزیک چیکار میکنه؟ آزمایشات تجربی در جهانی که میبینیم (از طریق ابزارهائی که داریم) + کشف نظم و الگو (ریاضیات)
    اشکال کار شما کجاست؟ نبود متد علمی
    پس علم تعریف و چارجوبی داره.....وقتی ما مثلا بگیم که جن بین ابعاد حرکت میکنه (که بعدا میگم چرا اصولا این تفکر غلطه) و از سحر و جادو صحبت کنیم.........از نظر فیزیک اینا همه اس مهملات هست (گفتم از نظر فیزیک) چون خمیرمایه فیزیک رو ندارن...... چون ما میخوایم متد علمی (اثبات اونم به روش علمی) رو واسه یه چیزی به کار ببریم که از جنس فیزیک نیست...(شمارش موجودات هم جزء فیزیک هست)
    پس اون افراطیون قرون وسطائی هم مهمل گفته اند........اصولا اینا موضوعیت ندارند!
    سلام مجدد.
    این علمی که شما ازش صحبت میکنید به نظر من کاملا بی انتهاست ...
    علم هیچ محدودیتی نداره.این خود من و شما هستیم که محدود اش میکنیم.
    پس شما معتقد به علم ماوراء یا علم متا فیزیک و امثالهم نیستید؟ چرا که دیده نمیشن پس به قول خودتون موضوعیت ندارن! هیچ راه علمی هم واسه اثبات اش هنوز کشف نشده.
    علوم ادراکی و روانشناسی هم (که دومی رو خودتون هم بهش اشاره کردید) چطور؟ چون اصولا بر پایه حدسیات هست و فیزیک چیزی رو اثبات نمیکنه.
    برای شفاف سازی سایر رفقا : مثلا این که سرم درد میکنه! این رو با فیزیک کی میتونه ثابت بکنه؟ کی میتونه مقدار درد رو با فرمول فیزیک نشون بده؟
    این حرف شما خیلی خیلی! کلی بود.


    اول اینکه سفر بین بعد به لحاظ کلامی کلا غلط هست مثل اینه که شما از طول برین عرض مثلا از محور x به محور y سفر کنین!!!!!!!!!!! اما میشه حدس زد که منظور از سفر بین ابعاد سفر از طریق بعد یازدهم هست یعنی مثلا الان که ما در مقدار x از نظر محور یازدهم قرار داریم بریم به مقدار y این ازین (پس تا اینجا ادعای اون جادوگران قرون وسطی معلوم شد روی هوا بوده)
    بنده منظورم از سفر بین ابعاد صرفا از طول به عرض رفتن نبود!
    به طور مثال میگم :
    سفر در بعد زمان و خارج بودن از بند این پیوستگی که ما انسان ها در این بعد دچارش هستیم از نقاط تمایز موجوداتی به نام jinn یا به قول اروپایی ها "Elf" با انسان هاست ...
    این رو هم از خودم نمیگم.

    طبق دانسته های من ما انسان ها در یک پیوستگی زمان محصور هستیم که فقط میتونیم در زمان با سرعت خاصی پیش بریم.
    و این رو انیشتین هم با تنوری نسبیت اش مطرح کرد ...
    این که امکان اش برای انسان که بتونه در این پیوستگی به عقب برگرده طبق شرایط خاص و نزدیک به محالی (با توجه به علم روز) امکان پذیر هست و اون حرکت با سرعت نوره.

    حالا سوال من اینه : آیا نمیشه مفروض داشت که موجوداتی هم باشند که در بند این پیوستگی نباشند؟
    آیا شما به عنوان یک عالم فیزیک چون در جواب دادن به من ناتوان بمونید اون رو مهمل مینامید؟

    تا اینجا هم بحث جن رو از فیزیک خارج کردیم
    چرا ما اجبارا باید پدیده ای مثل جن رو با قوانین فیزیک مورد بررسی قرار بدیم؟
    آیا فیزیک یه علم جامع هست؟ و هر سوالی رو پاسخ میده؟ (به قسمت بالا مراجعه بشه و سوالم)

    حالا میایم سر اینکه آیا میشه موجوداتی (به عنوان موجود ماکروسکپی نه ذرات بنیادی مثل گراویتون اونم فرضی) از یه صفحه یا برش یا جهان به صفحه دیگه برند (آخه این اسم جهانهای موازی باعث غلط انگاری های زیادی میشه دقیقش اینه: ابرصفحه های موازی ده بعدی که طبیعتا در راستای بعد یازدهم پراکنده شده اند....
    تئوری صفحات رو چطور با فیزیک اثبات میکنید؟
    از کجا به عدد 10 رسیدید و یازدهمین صفحه کشف شده؟

    اصولا سفر بین صفحات ممکن نیست.
    این محدودیت بشر هست یا هیچ فرضی وجود نداره که بشه این کارو کرد؟

    به عنوان مقدمه اصولا ریسمانها یه جور انرژیهای مرتعش هسند با فرکانسهای خاص و اشکال خاص در واقع طبق نظریه ابرریسمان جهان ما متشکل از ارکستر یا سمفونی از این ریسمانهاست (خیلی خیلی زیباست این نظریه) طبق این نظریه، الکترون و کوادرون، پوزیترون و ... هرکدوم نوع خاصی از ریسمان هستند همه این ریسمانها هم یه جورائی فقط یه فرمول تغییر انرژی اند که فرکانس خاصی داره...ولی همه این ذرات به لحاظ شکل دو انتهای باز دارند که این دو انتها محصور در اون ابرصفحه 10 بعدی است
    این حرف شما منو یاد فیلم AVATAR جیمز کامرون انداخت.
    تئوری درخت زندگی رو میگید نکنه؟
    همون تئوری کمونیستی درخت و ریسمان که این کارگردان "فری میسون" به اون پرداخته رو میگید نکنه؟

    .پس فقط جاذبه است که بین این صفحات میتونه نشت کنه..............
    چه جاذبه ای میتونیه بین این ابر صفحات باشه؟
    منشاء نیرو چیه؟

    برخورد این صفحات یعنی تکینگی (یه جورائی تقسیم بر صفر) و در نتیجه بیگ بنگ!!! یعنی صفحات مثل کامپیوتر ریست میشن.....
    این قسمت رو کاملا متوجه شدم! خدا رو شکر!

    اگه علم سحر و جادو میشد و از متد علمی تبعیت نمیکرد....نظریه ها به کلی رد و ساختار فیزیک در حال انفجارهای تئوریک میشد
    این روش اسلوب مند شما بیشتر شبیه دیکتاتوری ای هست که میگه چون من درک نمیکنم پس رد شده تلقی میشه!
    چرا سحر و جادو رو شما علم نمیدونید؟

    شاید برداشت کردین که من کلا با دین مخالفم که این سوال رو پرسیدین.
    من معتقدم همه دین دارن و تلقی من از دین باورهای افراد راجع به همه چیز هست (فیزیک و متافیزیک) واسه همین بیخدائی هم خودش یه جور دینه....به قول حافظ:
    من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می.........زاهدان معذور داریم که اینم مذهبیست
    بحث دین رو کاری ندارم ...
    اون خودش یه تاپیک جدا گانه میطلبه با این تعریف عجیبتون از بی خدائی!
    اینکه چرا خدا رو قبول درم بر میگرده به یه سری باورها و مسائل دیدگاه عقلی و مسائل روانشناسی.
    فیزیکی که شما ازش دم میزنی باید اینها رو نقض کنه!
    چون نه دیده میشن نه راه علمی واسه اثباتشون هست.
    مغلطه نمیکنم ... سوء برداشت نشه. سعی میکنم منطقی نگاه کنم.


    البته دین اثر غیرمستقیم در شتاب پیشرفت یا جهت پیشرفت از طریق سیطره بر ذهن محقق یا دانشمند داره مثلا تحقیق در زمینه سلولهای بنیادی در زمان بوش در آمریکا ممنوع بود.......اوباما اونو آزاد کرد..........بعضی ایالت های جنوبی (که مذهبی ترند) حکم اباما رو از طریق دادگاه نقض کردند و تحقیقات در این زمینه رو ممنوع کردند
    دلیل اون احتمال سوء استفاده های این نوع بشر دو پا از این کار بود نه مخالفت کلیساها با علم!

  12. این کاربر از Behsood بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  13. #2099
    در آغاز فعالیت
    تاريخ عضويت
    Dec 2009
    پست ها
    4

    پيش فرض its maybe benfiit

    بحث جالبی داشتید،ولی انگار به حاشیه های بی نتیجه ی شخصی داره کشیه میشه
    سعی کنید اثباتهای جالب خودتون رو درمورد بقولا موجودات فرازمینی ووجود یا رد آنها بکار بگیرید تا ماهم بتوانیم سخنی بیاریم و نه موضوعات شخصی

  14. #2100
    حـــــرفـه ای MasterGeek's Avatar
    تاريخ عضويت
    Aug 2009
    پست ها
    1,063

    پيش فرض

    سلام مجدد.
    این علمی که شما ازش صحبت میکنید به نظر من کاملا بی انتهاست ...
    علم هیچ محدودیتی نداره.این خود من و شما هستیم که محدود اش میکنیم.
    پس شما معتقد به علم ماوراء یا علم متا فیزیک و امثالهم نیستید؟ چرا که دیده نمیشن پس به قول خودتون موضوعیت ندارن! هیچ راه علمی هم واسه اثبات اش هنوز کشف نشده.
    علوم ادراکی و روانشناسی هم (که دومی رو خودتون هم بهش اشاره کردید) چطور؟ چون اصولا بر پایه حدسیات هست و فیزیک چیزی رو اثبات نمیکنه.
    برای شفاف سازی سایر رفقا : مثلا این که سرم درد میکنه! این رو با فیزیک کی میتونه ثابت بکنه؟ کی میتونه مقدار درد رو با فرمول فیزیک نشون بده؟
    این حرف شما خیلی خیلی! کلی بود.
    متاسفانه قرار بر بحث درست نیست بلکه دعواست!
    علم شامل همه علوم مدرن میشه و روانشناسی هم جزء ش هست تفاوت اینا بر میگرده به قطعیتشون مثلا ریاضی قطعیت خیلی بالائی داره ولی توی مثلا روانشناسی یا جامعه شناسی یا علوم سیاسی این مسئله خیلی پائین تره اما فصل مشترک همه اینا یه چیزه: روش علمی بر اساس آزمایش و نتیجه گیری منطقی....مگه توی تئوری های روانشانسی آزمایشات میدانی نداریم؟
    اینکه علم بینهایت هست خوب جهان و کائنات بینهایت هست..البته علم مدام در گسترشه ولی علم ما خیلی بزرگه ولی بینهایت نیست (از دید ریاضی) بهرحال این چه ربطی به غیر علم داره؟
    و دیگه اینکه گفتین "هیچ راه علمی واسه اثباتش کشف نشده" کاملا غلط هست. چون قرار نیست کشف شه. اینا علم نیستند. اشکال شما اینه که این تصور رو دارین که هر چیزی که مارک غیرعلمی بخوره چیز بدی هست واسه همین سعی میکنین همه چیزای خوب رو علمی جلوه بدین
    قضیه اثبات نادیدنی هم ریسمان کلیشه ای و پوسیده ای هست که دارین بهش چنگ میزنین! ما سیاهچاله ها رو تقریبا نمیبینیم (مگر با دوربینهای اشعه گاما) ولی اونا رو تقریبا 99 درصد از روی اثراتش کشف میکنیم ... این مسئله ربطی به چیزی که من گفتم نداره قضیه اینه توی بهشت 653464646 فرشته هست شما این گزاره رو نه میتونی رد کنی نه اثبات. الان کشف نشده ....هیچ وقت دیگه ای هم کشف نخواهد شد....(البته بعد از رفتن به اون دنیا میشه...توجه: اون دنیا توی این دنیا نیست...توی یکی ازین جهانهای موازی نیست.....خدا خودش بیرون این دنیاست واین دنیا با همه جهانهای موازیش قراره مخلوقش باشن)


    بنده منظورم از سفر بین ابعاد صرفا از طول به عرض رفتن نبود!
    به طور مثال میگم :
    سفر در بعد زمان و خارج بودن از بند این پیوستگی که ما انسان ها در این بعد دچارش هستیم از نقاط تمایز موجوداتی به نام jinn یا به قول اروپایی ها "Elf" با انسان هاست ...
    این رو هم از خودم نمیگم.

    طبق دانسته های من ما انسان ها در یک پیوستگی زمان محصور هستیم که فقط میتونیم در زمان با سرعت خاصی پیش بریم.
    و این رو انیشتین هم با تنوری نسبیت اش مطرح کرد ...
    این که امکان اش برای انسان که بتونه در این پیوستگی به عقب برگرده طبق شرایط خاص و نزدیک به محالی (با توجه به علم روز) امکان پذیر هست و اون حرکت با سرعت نوره.

    حالا سوال من اینه : آیا نمیشه مفروض داشت که موجوداتی هم باشند که در بند این پیوستگی نباشند؟
    آیا شما به عنوان یک عالم فیزیک چون در جواب دادن به من ناتوان بمونید اون رو مهمل مینامید؟
    چرا سفسطه بازی در میارین من در پست قبلی کامل جوابتون رو دادم.....قضیه طول و عرض رو هم گفتم از دید کلامی بعد مفصل توضیح دادم که شما ابرگرانش رو با جهانهای موازی قاطی کردین.....عبور از کرم چاله یا حرکت با سرعت نور و اتساع زمان و .... همه و همه پدید هائی هستند که در این صفحه ای ما هستیم رخ میدن اینا تکنیکهائی واسه عبور بین صفحات نیستند توی پست قبلی کلی توضیح دادم...

    سفر در بعد زمان و خارج بودن از بند این پیوستگی که ما انسان ها در این بعد دچارش هستیم از نقاط تمایز موجوداتی به نام jinn یا به قول اروپایی ها "Elf" با انسان هاست ...
    فیزیک نیاز به وکیل وصی نداره...همه مسائل مربوط به شبه علم که غلط هستند دوره ای اند و پس از مدتی از بین میرن. تا حالا چیزی در مورد جن در فیزیک نبوده....حالا شما هرجوری دوست دارین فیزیک رو تفسیر کنین ... در واقع چون این ادعاها مشکل اثبات علمی دارند....بانی هاشون دست به دامان فیزیک میشن و سعی میکنن اون ادعا رو هرجور شده به یه قضیه فیزیکی بچسبونن.....
    زمانی که عهد بوق بود و زمین اونموقع تخت..... یه ملانصرالدین بود بود که یه میخ رو وسط حیاط خونه اش کوبید و گفت اینجا وسط زمینه!!! قبول نداری؟ برو قدم کن
    حکایت ادعاهای اینچنین هم اینه دیگه!
    من با جن مشکل ندارم با چسبوندش به تئوری های فیزیک مشکل دارم به قول خودتون این همه دانش برین دنبال یه دانشی که موضوعش جن و یعجوج و ماجوج باشه واقعا فهم این خیلی سخته که فیزیک دانش بررسی این امور نیست؟ کجاش مشکل داره؟
    ببینید گفتم که فیزیک با شواهد ملموس قابل مشاهده (از دید فیزیکی) و تجربه پذیر و... کار داره....حالا شما اول اثبات کن در فیزیک جن وجود داره بعد بیاین نیرو وسرعت و جرمشو محاسبه کنین...همیشه هم اینطوری بوده که دانشمندا با کلی دود چراغ و تحقیق و آزمایش و در فرضیه ها و استدلال ریاضی و ... چیزی رو کشف کردن بعد یه عده درست مثل زالو (منظورم متفکرین این تیپی است نه شمائی که خواننده ی اونا هستین) دست میکنن تو کیسه فیزیک بیچاره و میچسبونن به تئوریهای خودشون وقتی هم فیزیک صراحتا ردش کرد یا جلو رفت کلی هم بدوبیراه میگن..........چرا؟
    چون اصل، یادگیری و یافتن نیست.....اصل، حفظ اون تئوری به هر قیمتی است

    این یکی از مهمترین تفاوتهای روحیات دانشمند یا محقق با یه متعصب هست. و همچنین یکی از بارزترین تفاوتهای رویکرد علمی با غیر علمی


    چرا ما اجبارا باید پدیده ای مثل جن رو با قوانین فیزیک مورد بررسی قرار بدیم؟
    آیا فیزیک یه علم جامع هست؟ و هر سوالی رو پاسخ میده؟ (به قسمت بالا مراجعه بشه و سوالم)
    خوب دوست عزیز من حرف من هم همینه واسه بحث جن، فیزیک راهش نیست برین سراغ مسائل دیگه.....
    حرف جالبتر گله گذاری از فیزیک هست که اصولا خنده داره.........هیچ علمی جامع و مانع نیست. برای صدو یکمین بار میگم ... فیزیک در چارچوب حوزه کاری خودش حرف میزنه و مستندترین و معتبرین ادعاها در وادی فیزیک میکنه (معتبرترین یعنی اینکه جامع نیست ولی معتبرترین هست اونم تو حوزه تخصیصش)....اگه فیزیک میگه سرعت محدود به مقدار ثابت c هست. این حرف معتبرترین ادعائی هست که میشه در این مورد قبول کرد. موضوع علم فیزیک پدیدهای فیزیکی است. اگر به جن اعتقاد دارید....فیزیک میگه من چیزی توی این وادی تا حالا ندیدم/تمام. حالا شما میتونین راههای دیگه رو امتحان کنید ولی دیگه اسمش فیزیک نیست. واقعا این مسئله اینقدر بغرنجه؟
    خلاصه اومدین سر حرفی که من میزنم:
    "چرا ما اجبارا باید پدیده ای مثل جن رو با قوانین فیزیک مورد بررسی قرار بدیم؟"



    تئوری صفحات رو چطور با فیزیک اثبات میکنید؟
    از کجا به عدد 10 رسیدید و یازدهمین صفحه کشف شده؟
    واکنشتون طبیعیه حالا که ازین تئوری ناامید شدین میخواین سرکوبش کنین؟؟؟؟
    اینکه چطور از 10 به 11 رسیدیم رو توضیح میدم ولی خدائیش سعی کنین مطالب رو با دقت بخونین تصور من اینه که شما پست های طولانی رو با دقت نمیخونین....
    در ابتدا که تئوری ریسمان شکل گرفت.........با توجه به مفروضاتی که بود.......6 نوع مختلف از تئوری ریسمان به وجود اومد........خنده دار بود...چون جهان ما یکیه ولی 6 مدل واسه اش ارائه شده بود اون موقع کسائی که توی تئوری ریسمان بودند (دهه ی 80) حرفشون توسط جامعه فیزیک چندان جدی گرفته نمیشد و فیزیکدانها به مدلهای دیگه مثل ابرگرانش امید داشتند که پاسخ مسائلشون رو بده (یکی از مهمترین ها وحدت نیروی جاذبه با سه نیروی وحدت یافته قبلی: هسته ای قوی، هسته ای ضعیف و الکترومغناطیس بود) این گذشت تا اینکه دانشمندی به اسم ویتن در آمریکا اومد و نشون داد که اون 6 نوع معادلات توصیف کننده جهان در واقع صورتهای مختلف یه تئوری هستند که اسمشو M گذاشت. ویتن با اضافه کردن یه بعد تونست این 6 نوع نظریه ابرریسمان رو متحد کنه (مثل یه مکعب که 6 وجه داره و از هر طرف شما یه صفحه دوبعدی می بینید اما حالا که یه بعد بهش اضافه کنین، 3بعدی، اونوقت متوجه میشین 6 صفحه نداریم بلکه 1 مکعب داریم) این کار ویتن انقلابی بزرگ در فیزیک بود و نظریه ابرریسمان رو به مدلی جدی برای توصیف جهان تبدیل کرد. تا قبل از ویتن ما داشتیم در جهان 10 بعدی زندگی میکردیم ولی 6 جور بود. ویتن اومد و گفت یکی (در واقع چندین) جهان از بینهایت جهان توزیع شده در بعد یازدهمیم......
    حالا اینکه چرا 10.....باید ریاضی بلد باشین...........البته نه در حد دبیرستان و مقدماتی دانشگاه...خلاصه به خاطر معادلاتش هست....کتره ای نیست که بگن یا استخاره ای....

    این محدودیت بشر هست یا هیچ فرضی وجود نداره که بشه این کارو کرد؟
    من نمیدونم!


    این حرف شما منو یاد فیلم AVATAR جیمز کامرون انداخت.
    تئوری درخت زندگی رو میگید نکنه؟
    همون تئوری کمونیستی درخت و ریسمان که این کارگردان "فری میسون" به اون پرداخته رو میگید نکنه؟
    دوست دارم بحث دوستانه باشه منم به چشم یه دوست که داریم با هم بحث میکنیم (هدفدار نه مجادله وار) ولی فکر میکنم قبول دارین که چیز زیادی از فیزیک نمیدونین درسته؟ البته خود من چیز زیادی نمیدونم....
    فیلم آواتار هرچی بوده بوده.........
    تئوری "ام" میگه که همه ذرات بنیادین مثل الکترون یا مزون و ... خودشون از یه حالت خاص از ارتعاش و شکل انرژی (بعد رو هم باید وارد کنینم که ارتعاش در کدام بعد...) تشکیل شدند. پس همه چیز در جهان از ارتعاش های خاصی با پارامترهای خاصی از انرژی تشکیل شده....این فیزکشه....شما اینو به درخت زندگی در آواتار تشبیه کنید....تا حدی میشه (به نظر تفاوتهاای زیادی داره چون اونا یه چشمه مجزا داره که بقیه ازون منشعب میشن)
    ولی اگه قرار به همچین قیاس هائی باشه بیشتر شبیه "وحدت وجود" در عرفان ایرانی و کلا تفکرات میترائیستی (مهرپرستی) یا حتی برخی نحله های هندوئیسم هست. همه این جهان در واقع ارکستری از انررژی اند. مسئله درخت زندگی کمی متفاوته..یه موجودی که مثل چشمه بقیه رو تغذیه میکنه من تعبیرم از درخت زندگی ....عوض کمونیسم...انسان دوستی، یکی بودن و صلح جهانی هست که توی اون سیاره فرض وجودداشت....به نظر بیشت شبیه شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند هست تا کمونیسم!!! ولی خوب در تشبیه جای بحث نیست....
    راجع به ربط به کمونیسم هم این آفت در همه مثالهای تشبیهی هست....شما هر چیز اشترکی رو میتونی به کمونیسم ربط بدین مثلا لینوکس و کلا فلسفه ی نرم افزارهای متن باز رو میشه کمونیسم تشبیه کرد..............دهکده جهانی رو ه میشه گفت کمونیستیه.....تئوری ابرریسمان رو هم میشه گفت کمونیستی هست....اسلام طالبانی رو هم میشه کمونیسم اسلامی تعبیر کرد.........حرفهای دکترشریعتی رو هم همینجور......منتهی مشکل اینجاست که برچسب کمونیسم به چیزی بزنیم و بعد بدون نیاز به تحلیل ماهیت اون چیز با تحلیل کمونیسم اون پدیده رو رد کنیم (حقه زیرکانه ولی معمولی هست)


    چه جاذبه ای میتونیه بین این ابر صفحات باشه؟
    منشاء نیرو چیه؟
    چهار تا نیروی بنیادی داریم که گفتم : هسته ای قوی و هسته ای ضعیف و الکترومغناطیسی و جاذبه..........این آخری دو تا مشکل داره: 1) نسبت به سه تای دیگه ضعیفتره 2) با سه تای وحدت نیافته یعنی دانشمندان تونستن نشون بدن اون سه تای اولی در واقع یه چیزن ولی نتونستن نشون بدن جاذبه هم یکی هست (چرا نتونستن؟ چون قرار به روش علمی ثابت کنن وگرنه همه حدس میزنن که وقتی این سه تا یکی اند این چهارمی هم ازون هاست...اینجاست که فکر کنم باید فرق علم و غیر علم رو بهتر متوجه شید) . خوب با جهانهای موازی و اینکه ریسمان مربوط به گراویتون حلقه بسته است برخلاف سه تای دیگه معلوم شد که ضعیفتره چون میتونه این ذرات در راستای بعد یازدهم هم نشت کنند ولی ذره های دیگه مثل الکترون یا فوتون نه نمیتوننن.....
    ببینید تو این سطوح اصولا خیلی از مفاهیم به یه شکل دیگه بهشون نگاه میشه مثلا جاذبه از طریق ذره گراویتون همونجوری که نور از طریق فوتون منتقل میشه اینم انتقال پیدا میکنه در حالیکه جاذبه از دید مدل نیوتونی کاملا آنی هست.
    بین ابرصفحات فاصله هست و اصولا جاذبه ای نیست. همونطور که ما یک آدم داریم و دو آدم ولی یکی و نصفی آدم نداریم (کوانتوم)...فاصله هم پیوسته نیست!! کوانتومی هست (شمارش پذیر) ...در واقع فاصله بین این صفحات پیوسته نیست که نیاز به جاذبه باشه چون فاصله و حتی زمان!!!!!! اساسا کوانتومی اند نه پیوسته منتهی چون کوانتومشون خیلی ریز هست ما پیوسته میبینیم...........همونطور که تصویر دیجیتال متشکل از پیکسلهای گسسته رو مثل تصور آنالوگ پیوسته می بینیم (اگر به اندازه کافی ریز باشند)....خلاصه این دید هم جالبه که هیچ چیز پیوسته ای در ماهیت جهان وچود نداره


    این روش اسلوب مند شما بیشتر شبیه دیکتاتوری ای هست که میگه چون من درک نمیکنم پس رد شده تلقی میشه!
    چرا سحر و جادو رو شما علم نمیدونید؟
    اسمش رو خودشه حتی اگه بعدا تبدیل به علم شوند..............اشکال کار شما اینه که میخواین به زور همه چیز رو علمی کنین.....من دیکتاتوری اعمال نمیکنم.........علم اینه.........چیزی که روش علمی نداره علم نیست...این خیلی واضحه...... سحر جادو ه هم تا زمانی که سحر و جادو هست سحر و جادو هست..... علم تعریف داره: مشاهده پذیر (نه باچشم یعنی قابل لمس از طریق هر ابزار فیزیکی ممکن).....تکرار پذیر و تجربه پذیر (همه بتونن روش کار کنن و بارها تکرارش کنن) ...
    مثلا هیپنوتیزم سالها علم نبود........الان هم بخش بزرگیش غیرعلمی هست و از نظر پزشکی تحت پدیده "اثر دارونما" طبقه بندی میشن ولی در نتیجه آزمایشات زیادی که روانشناسان قرن 18 و 19 انجام دادند (به روش علمی) جای خودشو توی روانشناسی تا حدی باز کرده......قبلش سحر و جادو بود....وقتی اومدند شناختنش....بررسیش کردند..........آزمایش روش انجام دادن............راجع بهش بحث کردند......شد علم (البته میگم هنوز اونجوری که فکر کنید علم نشده میخوام متوی این مسئله غلو نشده باشه که فکر کنین هرچی راجع به هیپنوتیزم میگن علم هست)
    خلاصه روش اسلوب مند چیز بد و وحشتاکی نیست....ماهیت علمه...فقط به نظر میرسه با علائق شما سازگار نیست.
    من در مورد ریاضی وفیزیک صحبت میکنم: در مورد ریاضی اون چه که اقلیدس یا اراتستن در 3000 سال پیش گفتن هنوز هم صادقه و در چارچوب خودش تا ابد دهر هم صادق خواهد بود
    در مورد فیزیک : که طبیعت فیزیکی جهان ما رو سعی میکنه به روش ریاضی مدل کنه قطعیت یه پله کمتره.........مثلا تئوری نیوتون الان برقرار هست ولی در شرایط خاص .... اما زمانی این تئوری همه چیز بود..........اما الان جهان شمول نیست..........فیزیک کوانتوم و نسبیت زمانی همه چیز بود ولی الان دیگه جهان شمول نیست اما هیچکدوم غلط نشدند.........شما هیچ بخشی از فیزیک رو ندارین که یکی بیاد بگه به کلی این غلط بوده.......(منظورم اونائی هست که جزء فیزیک آکادمیک هست) ... خوب اگه با روش غیر علمی میبود که فیزیک اینجوری منظم و قانون مند رشد نمیکرد...در واقع بخشهای فیزیک به مرور منفحر میشدن .... یعنی کلا علم فیزیک نداشتیم در اون صورت .... میدونین که سالها از زمان یونان باستا تصور میشد که جسم سنگین تر زودتر از جسم سبک تر پائین میاد و هیچ کس زحمت آزمایش این ایده رو به خودش نداد (برای دو هزار سال) تا اینکه گالیله اومد و با آزمایش نشون داد که این فرض غلط هست....پس فیزیک اینه! شما میتونی ادعا کنی ولی تا آزمایشش نکنی فیزیک نیست....

    بحث دین رو کاری ندارم ...
    اون خودش یه تاپیک جدا گانه میطلبه با این تعریف عجیبتون از بی خدائی!
    نباید با کلمات بازی کرد. و سر کلمات دعوا کرد. اگر منظور از دین ادیان معمول باشه مثل اسلام و مسیحیت و ... خوب بیخدائی دین نیست..........اگر منظورتون از دین، ایدوئولوژی نگاه به جهان باشه...خوب بیخدائی هم خودش یه جور دینه کجای این عجیبه...حافظ هم اینو فهمیده:
    من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می.............زاهدان معذور داریم که اینم مذهبی است

    حتما شنیدین توی کشورهای لائیک از حضور زنان با حجاب درمکانهای دولتی ممنوع هست چون حجاب و باقی مسائل ... تبلیغ دینی تلقی میشه.................اما خیلی هاهستند که معتقدند اصرار بر بیحجاب بودن هم خودش یه جور تبلیغ دینیه حالا جطوره شما این نوع تفکر رو واسه این مسائل قبول داشته باشین ولی واسه اون یکی مسائل معیارتون تغییر کنه

    فیزیکی که شما ازش دم میزنی باید اینها رو نقض کنه!
    چون نه دیده میشن نه راه علمی واسه اثباتشون هست.
    مغلطه نمیکنم ... سوء برداشت نشه. سعی میکنم منطقی نگاه کنم.
    دوست من مگه من گفتم همه چیز فیزیکه؟؟؟؟؟؟؟؟ من میگم هرآنجه که در حوزه فعالیت فیزیک هست رو بهتره به فیزیک بسپاریم مثلا راجع به کهکشانها نظر خیلی زیاد هست و فرهنگ ها و ادیان مختلف بعضا مسائل متناقضی رو با فیزیک امروز گفتند ولی کدوم معتبره؟
    منطقی نگاه نمیکنین .... احساسی نگاه میکنین...........بحث نادیدنی هم گفتم که کلیشه ای هست...منظور از دیدن، دیدن چشمی نیست (اتفقاقا چشم ما فقط بخش بسیار بسیار بسیار باریکی رو از طیف الکترومغناطیسی میبینه...همینطور باقی حواس) منظور از دیدن واقعیات ملموس فیزیکی هست....راجع به اینکه در بهشت 65345فرشته هست یا به قول فکر کنم قمی حوریهاش 100 ذرع طول دارند.........فیزیک نظری نداره...شما چون دوست دارین از فیزیک کمک بگیرین به هر دری میزنین تا فیزیک رو در جهت اون مسئله تفسیر کنین و وقتی ناامید شدید شروع میکنین بدگوئی از هر چی علم و عالمه در حالیکه این ماشین نمیتونه پرواز کنه و فقط روی جاده آسفالت راه میره .... (البته منظورم از شما بیشتر طرفداران چیزای عجیب غریب و عموما ناجور هست به خصوص سردمدارهاشون)


    دلیل اون احتمال سوء استفاده های این نوع بشر دو پا از این کار بود نه مخالفت کلیساها با علم!
    بعد مذهبی هم داره چون در مسیحیت خیلی بیشتر از اسلام از جا افتاده که سرک کشیدن در این جور مسائل دخالت در کار خداست....در اسلام این مسائل کمتر هست. مثلا باورتون میشه هنوز ملیونها نفر در کشورهای مسیحی اعتقاد دارن که گرد بودن زمین توطئه دولتی برای ضعیف کردن ایمان مردم هست؟ و زمین هنوز تخته؟؟؟
    بهرحال اصولا همه علم شمشیر دولبه است.... خیلی چیزا در معرض استفاده بد هستند (مثل غذا...مثل سم و ...)...یا مثلا میشه با روانشناسی افراد رو گول زد مگه نه؟؟؟ ولی نباید به خاطر کاربردهای بد اونا رو بایکوت کرد.
    این تریپ استدلال کور و مغلطه کاری است (البته استدلال شما نیست استدلال مخالفین هست). مثل کلک مرغابی ای بود که فرما زده بود .... یکی از سخت ترین مسائل ریاضیات که بعد از صدها سال در سال 1999 در تقریبا 120 صفحه اثبات شد. فرما فکر میکرد که این حدسش ساده است و قابل اثباته واسه همین در حاشیه کتابش نوشت:
    این حدس (که بعدها به حدس فرما مشهور شد) اثباتی سرراستی داره و من اونو اثبات کردم اما به دلیل اینکه اینجا (حاشیه کتاب) جا نداره به عهده خواننده میزارم"
    بیچاره خبر نداشت که این مسئله بعدها تبدیل به معروفترین و گرانترین مسئله تاریخ ریاضیات میشه....

    پی نوشت: خدائیش توی کشورهای گرفتاری مثل ما انواع و اقسام مغلطه کاری ها دیده میشه....من دوست دارم یاد بگیرم بهتر استدلال کنم و بهتر بتونیم با هم صحبت داشته باشیم ولی خب این مسئله نیاز به زمینه ای هائی داره که به نظر میرسه هنوز فرا نرسیده...
    Last edited by MasterGeek; 06-09-2010 at 11:23.

  15. 6 کاربر از MasterGeek بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 2 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 2 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •