وای خیلی قشنگه.خیلی هم غمناکه....(مخصوصا دیشبش)
اما حالا که مادرش مرد دیگه میتونه کارش رو با خیال راحت انجام بده.
نه بابا.رافت اسلامی بهش میخوره می یاد بیرون.عطا از زندان فرار نميكنه![]()
وای خیلی قشنگه.خیلی هم غمناکه....(مخصوصا دیشبش)
اما حالا که مادرش مرد دیگه میتونه کارش رو با خیال راحت انجام بده.
نه بابا.رافت اسلامی بهش میخوره می یاد بیرون.عطا از زندان فرار نميكنه![]()
دیشب که غمناک نبود...یک مکالمه سرد بود...همین!![]()
اونجایی که مادرش مرد مکالمه ی سرد بود؟!![]()
دقیقاً همش هی میگفت که اقدس میخواست چی باشه...
غمناک یعنی گریه ات بگیره ... از اشک کور شی!
![]()
من که اشکم در اومد .واقعا خیلی خوب این سکانس از آب در اومده بود.![]()
پس برای شما غمناک بوده!!!![]()
من که اصلا از گریه های اون دو تا زنا خوشم نیومد...فقط گریه های عطا منو تحت تاثیر قرار داد ولی گریم نگرفتپس برای شما غمناک بوده!!!![]()
آدم که تحت تاثیر قرار میگیره میگره غمناک...غمناک صرفا معنیه اینو نمیده که طرف انقدر گریه کنه تا کور شه![]()
حالا چون شما احساسی بهت دست نداده نمیشه بهش گفت مکالمه سرد بوده.حداقل برای شما اینطوری بوده.
از این دزده که تو زندان بود همون که یه بار کاری کرد عطا کتک بخوره خیلی خوشم میاد.
اصل خندست قیافش![]()
و البته یک کارگردان خوب و توانا مثل سیروس مقدم هم بوده که همچین سکانسایی در آورده و چنین بازیهایی تونسته از بازیگرا بگیره
هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)