تبلیغات :
ماهان سرور
دانلود فیلم جدید
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی ، پنل صداگیر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
فروش آنلاین لباس کودک

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]




صفحه 1735 از 2734 اولاول ... 73512351635168517251731173217331734173517361737173817391745178518352235 ... آخرآخر
نمايش نتايج 17,341 به 17,350 از 27334

نام تاپيک: مشاعره

  1. #17341
    آخر فروم باز mohammad99's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2006
    محل سكونت
    برگشتم اینچا
    پست ها
    2,977

    پيش فرض

    دوستت که مي دارم/ مرگ هم زيبا مي شود/ چندان که مي توانم بر سينه ي برهنه ات/ سر بگذارم و بميرم/ در قفس را بگشايم / پرنده پر سايد به بال روشن باد/ و من در آغوشت به خواب روم ...

  2. #17342
    Banned Braveheart's Avatar
    تاريخ عضويت
    Sep 2006
    محل سكونت
    قرن 14 میلادی ، در میدان جنگ با استعمار انگلیس
    پست ها
    952

    پيش فرض

    مي روييد . در جنگل ، خاموشي رويا بود
    شبنم ها بر جا بود

    خورشيدي در هر مشت : بام نگه بالا بود
    مي بوييد . گل وابود ؟ بوييدن بي ما بود : زيبا بود
    تنهايي ، تنها بود
    ناپيدا ، پيدا بود

    "او " آنجا ، آنجا بود ...


    .

  3. #17343
    آخر فروم باز mohammad99's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2006
    محل سكونت
    برگشتم اینچا
    پست ها
    2,977

    پيش فرض

    دريغا دره سر سبز و گردوي پير،
    و سرود سر خوش رود
    به هنگا مي كه ده
    در دو جانب آب خنياگر
    به خواب شبانه فرو مي شد
    و خواهش گرم تن ها
    گوش ها را به صدا هاي درون هر كلبه
    نا محرم مي كرد،
    وغيرت مردي و شرم زنانه
    گفت گوهاي شبانه را
    به نجوا هاي آرام
    بدل مي كرد

    وپرندگان شب
    به انعكاس چهچه خويش
    جواب
    مي گفتند.-

    دريغا مهتاب و
    دريغا مه
    كه در چشم اندازما
    كهسار جنگلپوش سر بلند را
    در پرده شكي
    ميان بود و نبود
    نهان مي كرد.-

    دريغا باران
    كه به شیطنت گوئي
    دره را
    ريز و تند
    در نظر گاه ما
    هاشور مي زد.-
    دريغا خلوت شب هاي به بيداري گذشته،
    تا نزول سپيده دمان را
    بر بستر دره به تماشا بنشينيم،
    ومخمل شاليزار
    چون خاطره ئي فراموش
    كه اندك اندك فرياد آند
    رنگ هايش را به قهر و به آشتي
    از شب بي حوصله
    بازستاند.-

    و دريغا بامداد
    كه چنين به حسرت
    دره سبزرا وانهاد و
    به شهر باز آمد؛

    چرا كه به عصري چنين بزرگ
    سفر را
    در سفره نان نيز، هم بدان دشواري بخ پيش مي بايد برد
    كه در قلمرو نام
    *-*-*


    امیر جون شعرت آخريت جالب بود
    Last edited by mohammad99; 12-10-2007 at 16:42.

  4. #17344
    داره خودمونی میشه ARYAN-44's Avatar
    تاريخ عضويت
    Aug 2007
    محل سكونت
    شارشظ
    پست ها
    127

    پيش فرض

    من شکایت تو رو به کی کنم ؟ برم کجا ؟
    به جون خودت قسم نه ،‌ به خدات خسته شدم
    چه قدر ببخشمت من دیگه چیزی ندارم
    به خدا از دس این همه خطات خسته شدم

  5. #17345
    آخر فروم باز mohammad99's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2006
    محل سكونت
    برگشتم اینچا
    پست ها
    2,977

    پيش فرض

    من که از سپیده ها جاری شدم
    ته این ظلمت چاه چه می کنم
    من که از قید تنم رها بودم
    توی این شکنجه گاه چه می کنم
    میدونم که این همه شکستگی
    کیفر شکستن تو هست و بس
    من بدی کرده ام اما تو ببخش
    راحتم کن از عذاب این قفس
    راحتم کن از عذاب این قفس

  6. #17346
    آخر فروم باز AaVaA's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره ...
    پست ها
    1,213

    پيش فرض

    سکوت چیست چیست چیست چیست ای یگانه ترین یار؟

    سکوت چیست به جز حرفهای نا گفته؟

    من از گفتن میمانم اما زبان گنجشکان

    زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعت است

  7. #17347
    آخر فروم باز mohammad99's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2006
    محل سكونت
    برگشتم اینچا
    پست ها
    2,977

    پيش فرض

    تو شيطاني وشعر شر خواستي

    خريداري و چشم تر خواستي

    مرا از پريدن پراندي و بعد

    براي خودت بال و پر خواستي

    به هر در زدم تا بماني ولي

    مرا بيشتر در به در خواستي

    كنار درختان تو هرزه ام

    كه چوب تنم را تبر خواستي

    نه می خواستي با تو باشم نه هيچ

    برايم بليط سفر خواستي

    تو حوا كه نه، سيب نه، گندمی !

    من آدم شدم ، خوب ، اگر خواستي

    شبي كه سه تار و لب و خنده بود

    تو من را فقط رهگذر خواستي

    تمام غزل از تو بود و چه سود

    تو شيطاني و شعر شر خواستي


    تقدیم به الیاس

  8. #17348
    آخر فروم باز AaVaA's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره ...
    پست ها
    1,213

    پيش فرض

    یاد می آرم که در دستان من

    روزگاری شعله میزد خون شعر

  9. #17349
    آخر فروم باز mohammad99's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2006
    محل سكونت
    برگشتم اینچا
    پست ها
    2,977

    پيش فرض

    اید آن روز که من هجرت از این خانه کنم

    از جهان پر زده بر شاخ عدم لانه کنم

    رسد آن حال که در شمع وجود دلدار

    بال وپر سوخته کار شب پروانه کنم


    روی از خانقه و صومعه برگردانم

    سجده بر خاک در ساقی میخانه کنم

    حال حاصل نشد از موظه ی صوفی وشیخ

    رو به کوی صنم واله دیوانه کنم

    گیسو و خال لبت دانه و دامند

    چسان مرغ دل فارغ از این دام از این دانه کنم

    شود آیا از این بتکده بر بندم رخت

    پر زنان پشت بر این خانه ی بیگانه کنم
    ***

  10. #17350
    آخر فروم باز AaVaA's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره ...
    پست ها
    1,213

    پيش فرض

    من در این آیه تو را آه کشیدم آه
    من در این آیه تو را
    به درخت و آب و آتش پیوند زدم

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •