Pluto
داستان انیمه پلوتو در یک آینده نهچندان دور اتفاق میافته؛ جایی که انسانها و رباتهای بسیار پیشرفته در کنار هم زندگی میکنن. رباتها احساس دارن، خانواده تشکیل میدن و قوانین سفت و سختی از حقوق اونها دفاع میکنه.
برای درک هسته اصلی داستان، باید به یک رویداد تاریک در گذشته این دنیا برگردیم؛ رویدادی به نام جنگ 39ام آسیا. در این دنیا، کشوری وجود داره به نام پادشاهی پارس که تحت حکومت داریوش 14ام اداره میشد. کشورهای قدرتمند جهان (به رهبری جمهوری تراکیا) به این بهانه که پارس در حال ساخت رباتهای کشتار جمعی هست، گروهی حقیقتیاب رو به اونجا میفرستن. با اینکه هیچ سلاحی پیدا نمیشه، باز هم جنگی بسیار وحشتناک و ویرانگر علیه پادشاهی پارس به راه میاندازن.
در جریان این جنگ، هفت ربات از برترین و قدرتمندترین رباتهای جهان (که دارای هوش مصنوعی بینظیری هستن) به عنوان نیروی نظامی یا حافظ صلح به پارس فرستاده میشن. در نهایت، پارس سقوط میکنه، داریوش 14ام دستگیر میشه و در یک زندان به شدت امنیتی توسط نیروهای خارجی برای بازجویی زندانی میشه.
حالا سالها از اون جنگ گذشته و داستان اصلی انیمه با یک اتفاق شوکهکننده در زمان حال شروع میشه: مون بلان، یکی از همون هفت ربات برتر که حالا به یک ربات حافظ محیط زیست و بسیار محبوب تبدیل شده، به طرز مرموزی نابود میشه. همزمان یک انسانِ فعال حقوق رباتها هم به قتل میرسه و قاتل در کنار جسد هر دو، شاخهایی شبیه به شاخ حیوانات یا شیاطین قرار میده.
اینجاست که قهرمان داستان ما، گژیکت (Gesicht)، وارد عمل میشه. او یک کارآگاه رباتی بسیار باهوش در پلیس اروپا (یوروپل) هست که خودش هم یکی از همون هفت ربات افسانهای زمان جنگه. گژیکت خیلی زود متوجه یک الگوی وحشتناک میشه؛ قاتل ناشناس که ظاهراً پلوتو نام داره، یک لیست هدف داره و داره تکتک اون هفت ربات برتر جهان و همچنین دانشمندانی که اونها رو خلق کردن رو شکار میکنه.



جواب بصورت نقل قول
