سلام.
تو این تاپیک میخوام به زندگی نامه انواع هنرمندان موسیقی بپردازم.اینم بگم که چون ممکن این زندگی نامه ها از سایتهای مختلف جمع آوری بشه بنابراین نیازی به آوردن منبع نیست مگر اینکه دقیق بدونی منبعش از کدوم سایت.
Printable View
سلام.
تو این تاپیک میخوام به زندگی نامه انواع هنرمندان موسیقی بپردازم.اینم بگم که چون ممکن این زندگی نامه ها از سایتهای مختلف جمع آوری بشه بنابراین نیازی به آوردن منبع نیست مگر اینکه دقیق بدونی منبعش از کدوم سایت.
فهرست تاپیک:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
با تشکر مهران...
زندگی نامه معروفترین و پر آوازه ترین گروه موسیقی در جهان Beatles
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ابتدا از اعضای گروه شروع میکنم.
جان وينستون لنون " John Winston Lennon" اکتبر 1940 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد پدرش "fred" بازرگان دريايي بود. وي وقتي 5 ساله بود پدرش تركش كرد اما وقتي با مادرش جوليو Julio به شهر بلك پول "black pool" نقل مكان كردند پدرش بازگشت و جان مجبور بود بين زندگي با مادر يا پدرش يكي را انتخاب كند او ناچار پدر را انتخاب كرد اما مدتي نگذشت كه پدر به دريا بازگشت، مادرش جوليونيز در يك صانحه دلخراش رانندگي جان خود را از دست داد و به اين ترتيب ميمي "mimi" خاله جان سرپرستي او را برعهده گرفت او زني مودب و تحصيل كرده بود آنها اكثراوقاتشان را با موسيقي سپري مي كردند جان نواختن تار و گيتار را از خاله اش آموخت پس از بازگشت دوباره پدر، جان ديگر او را نپذيرفت.
سال 1957 جان لنون كه رهبري گروه موسيقي به نام "quorry men" را برعهده داشت در مراسم جشن كليساي ووتن wooten با مك كارتني آشنا شد و از او خواست تا به اتفاق هم گروه تازهاي تشكيل دهند مك كارتني پذيرفت و به اين ترتيب گروه بيتلها شكل گرفت سال 1962 لنون با يكي از همكلاسيهاي دانشكدهاش به نام "Cynthia powell" ازدواج كرد اين ازدواج چندان طولي نكشيد چرا كه بعدها جان با يوكو اونو "yoko ono" يكي از كارمندان گالري 'indica" در ژاپن آشنا شد وي عليرغم داشتن يك پسر از همسر قبلياش او را ترك كرد و با يوكو ازدواج كرد سرپرستي پسر لنون را مادرش برعهده گرفت. پس از جدايي از گروه بيتلها جان شروع به نوشتن ترانه كرد و كارش را به صورت انفرادي ادامه داد ترانه هاي او با استقبال خوبي مواجه شد وي به اتفاق ستارگان موسيقي دنيا از جمله التون جان در كنسرت هاي مختلف شركت ميكرد اما با تولد پسرش در چهلمين سال تولد خودش، موسيقي را كنار گذاشت و مرد خانواده شد.
سال 1980 پس از انتشار موفقيت آميز آلبوم شير و عسل "milk and honny" كه با همكاري همسرش يوكو آن را به پايان رسانده بود قصد داشت تا يك تور دور دنيا برگزار كند اما اين طرح هرگز اجرا نشد چرا كه 8 دسامبر همان سال شبي كه از يك جلسه گفتگو به خانه بازميگشت مارك ديويد "mark david chapman" يكي از طرفدارانش كه روز قبل از حادثه از او امضاي يادگاري گرفتهبود با شليك گلولهاي به زندگي اش خاتمه داد جان را بلافاصله پس از حادثه به بيمارستان رساندند اما شدت خونريزي به حدي بود كه جان دوام آن را نياورد.
خبر مرگ او به سرعت در سراسر جهان پيچيد و قلب تمام طرفدارانش را به درد آورد يوكو همسرش از مردم خواست تا به احترام او 10 دقيقه سكوت كنند. آن روز هزاران نفر درسنترال پارك داكوتا گردهم آمدند تا ياد او را گرامي نگه دارند.
جورج هريسون" George Harrison " فوريه 1943 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد پدرش "Harold" راننده اتوبوس و مادرش لوئيس "louise" خانه دار بود. وي پس از گذراندن مدرسه ابتدايي در "doredale" وارد مقطع دبيرستان شد او دانشآموزي سربه زير و موفقي بود تا اينكه وارد فرهنگستان ليورپول(از بهترين دبيرستانهاي پسرانه شهر) شد پس از ورود به دوره ديپلم، علاقه خود را به تحصيل از دست داد و امتحانها را يكي پس از ديگري خراب كرد او كاملا ياغي و سركش شده بود نوع لباس و آرايش موهايش با جوانان هم سن و سالش متفاوت بود او عليرغم سختگيرهاي انظباطي دبيرستان موهاي خود را بلند ميكرد و لباسهاي چرمي مي پوشيد.
جرج هريسون هم دبيرستاني پاول مك كارتني بود و همين آشنايي باعث ورودش به گروه بيتلها شد. سال 1970 پس از انحلال گروه بيتلها جرج به صورت انفرادي شروع به كار كرد و بسياري از موسيقيدانهاي مشهور از جمله اريك كلاپتون به اجراي برنامه پرداخت وي همچنين در اين زمان درگير پرونده سرقت هنري ترانه "my sweet lord" بود كه سرانجام در سال 1976 با محكوميت او به پايان رسيد.
سال 1971 در يك كنسرت خيريه در بنگلادش شركت كرد و پس از اجراي ناموفقي كه در تور آمريكا داشت تا سال 1991 از موسيقي فاصله گرفت. در همين ايام او با پتي "patti" ازدواج كرد اما خيلي زود از هم جدا شدند بعدها پتي با اريك كلاپتون ازدواج كرد عليرغم همه اينها جورج هريسون و اريك كلاپتون همچنان دوستان خوبي بودند.
جرج اينبار با "Olivia avias" منشي شركت "Dork horse" آشنا شد و با او ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج پسري به نام "dhani" بود سال 1980 جرج كتاب خاطراتش را به نام "من مال خودم هستم I am mine " منتشر كرد سپس به جمع آوري ترانههاي بيتلها مشغول شد و توانست گلچيني از بهترينهاي اين گروه را منتشر كند.
وي همان زماني كه با بيماري سرطان درگير بود پزشكان از وجود يك تومور مغزي خبر دادند جورج پس از سپري كردن مدتهاي طولاني در درمانگاههاي سوئيس و آمريكا سرانجام در 29 نوامبر 2001 در بيمارستاني در آمريكا درگذشت.
پال مك كارتيني "James Paul McCartney" ژوئن 1942 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد مادرش يك قابله و پدرش يكي از اعضاي گروه جاز بود پدرش به پيانو نيز وارد بود اما هرگز آن را به پال ياد نداد چرا كه معتقد بود هر چيزي را از راه آكادميك و اصولي بايد ياد گرفت پال با نواختن ترومپت كار خود را شروع كرد ولي چپ دست بودنش كار را براي او دشوار مي كرد اما بههرحال او توانست گيتار را به خوبي ياد بگيرد يك روز دوستش ايوان او را به مراسم جشني برد كه در آن گروه "quarry men" برنامه داشتند پال آنجا با جان لنون آشنا شد جان گيتارنوازي او را ديد و به شدت شيفته آن شد جان از او خواست تا به گروه جديدالتاسيس آنها بپيوندند.
پس از مدتي كه بيتلها در همه جاي جهان شناخته شدندسال 1967 پال با ليندا ايستمن "Linda Eastman" آشنا شد و دو سال بعد يعني درست زماني كه بيتلها از هم جدا شدند با او ازدواج كرد پس از انحلال بيتلها، پال به اجراي تكنفره روي آورد و آلبوم "mccartner" را روانه بازار كرد وي همين سالها گروهي به نام wings را ترتيب داد كه موفقيتهاي بسياري با آنها به دست آورد اين گروه با انتشار آلبوم "روي خط فرار "Band on the run توانست دو جايزه گرامي را بدست آورد. پال سال 1997 در قصر باكينگهام انگليس لقب سر از ملكه انلگستان دريافت كرد. 17 آوريل 1998 پال همسرش را كه دچار بيماري سرطان بود از دست داد با اين حال او همچنان به ترانه سرايي مشغول است
رينگو استار Ringo Starr جولاي 1940 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد . او تنها فرزند ريچار استاركي و الويس گلاو Elsie Gleave بود . رينگو پنج ساله بود كه پدر آنها را ترك كرد و سرپرستي اش را مادرش به عهده گرفت. رينگو در 5 سالگي وارد مدرسه شد اما اين سن براي او كم بود و مشكلات خاص خود را داشت تا اينكه در 6 سالگي بر اثر عفونت آپانديس دچار بيماري شد و پس از بستري شدن در بيمارستان به مدت 10 هفته به كما رفت درست زماني كه مادرش كاملا نااميد شده بود پزشكان خبر خوبي به او دادند رينگو پس از 6 ماه به هوش آمد آنها براي اطمينان از سلامتي او 6 ماه ديگر نيز او را در بيمارستان نگه داشتند رينگو از درس و مدرسه عقب افتاد اما Marie Maguire بچه همسايه شان به كمك او آمد و به عنوان معلم خانگي با او كار كرد.
سال 1953 مادرش الويس با هري گلاوز Harry Graves ازدواج كرد اين زماني بود كه رينگو دوباره به علت بيماري دوران كودكي روانه بيمارستان شد اما اينبار بيماري طول كشيد و رينگو دو سال در بيمارستان بستري شد سختي و مشقت دوراني كه رينگو گذراندهبود از وي فردي آرام، متفكر ساخت. وقتي 15 سالش بود از بيمارستان مرخص شد و سراغ مدرسه رفت اما هرگز نتوانست هيچ يك از امتحانات را به خوبي پشت سر بگذارد اين بود كه رينگو به فكر يك شغل افتاد. او ابتدا به عنوان پيك در اداره راه آهن ليورپول استخدام شد اما از معاينات پزشكي قبول نشد سپس به عنوان گارسون در يك كشتي تفريحي كه بين ولز و ليورپول حركت ميكرد مشغول به كار شد كه چندي نگذشت از آنجا هم اخراج شد تا اين كه در يك شركت مهندسي استخدام شد. رينگو در اين شركت با دوستانش اوقات فراغت و زمانهاي نهار دور هم جمع ميشدند و به نوازدگي ميپرداختند.
سال 1959 رينگو به اتفاق همكارانش گروهي به نام Rory storm تشكيل داد كه در مراسمهاي مختلف برنامه اجرا ميكردند رينگو عادات عجيب و غريبي داشت دوست داشت لباسهاي كابوي بپوشد و انگشتانش را هميشه پر از انگشتر كند و به همين دليل به او رينگو ميگفتند او همچنين آخر فاميلي خود را عوض كرد و آن را به استار تغيير داد. سال 1960 اسم گروهش را به گردباد Hurricanes عوض كرد و راهي هامبورگ آلمان شد جايي كه با گروه بيتلها آشنا شد.
سال 1962 پال مك كارتني از او خواست تا به گروه بيتلها بپيوندد رينگو به سرعت ازاين فرصت استفاده كرد. 5 سال بعد رينگو با زني به نام مارين كوكس Maureen cox ازدواج كرد حاصل اين ازدواج سه فرزند بود. بعدها مارين در اثر عوارض ناشي از پيوند استخوان درگذشت.
زماني كه بيتلها از هم جدا شدند رينگو دو آلبوم تك نفره روانه بازار كرد رينگو در اين مدت علاوه بر تهيه آلبوم كم كم در كار فيلم و تلوزيون هم وارد شد. نسل جديد امروزي شخصيت او را در بسياري از فيلمها و سريالها به ياد دارند از جمله سريال محبوب "آليس در سرزمين عجايب". وي همچنين در تهيه دو آلبوم اخير جورج هريسون و پال مك كارتني با آنها همكاري داشت.
سال 1995 رينگو نام گروهش را به Ringo Starr تغيير داد و با اعضاي گروهش كنسرتهاي بزرگي در اكثر نقاط دنيا برگزار كرد ششمين تور رينگو در آمريكا برگزار شد اما اين تور ناتمام رها شد چرا كه رينگو نامهاي از "لي" دختر 24 ساله اش دريافت كرد كه از بيمارستاني در لندن فرستاده شدهبود. ولي بعدا تحت عمل جراحي تومور مغزي قرار گرفت رينگو در تمام اين مدت از دنياي موسيقي فاصله گرفت.
او حالا در 65 سالگي با همسرش باربارا در خانهاي زيبايش در مونت كارولو زندگي ميكند و براي گروهش برنامه ريزي ميكند طرفداران بيتلها هنوز به دنبال شنيدن آهنگهاي اين گروه از زبان گروه رينگو هستند.
گروه بيتل ها
6 جولاي 1957 جان لنون كه رهبري يك گروه موسيقي به نام "مردان كواري Quarry men" را بر عهده داشت با پال مك كارتني آشنا شد مك كارتني در آن زمان در كليساي شهر مشغول نوازدگي بود جان به شدت تحت تأثير تواناييهاي پل در نواختن گيتار قرار گرفت و از او خواست تا به گروه آنها ملحق شود پل دعوت او را پذيرفت و چندي بعد از جان خواست تا از يكي از دوستان دوران دبيرستانش را نيز دعوت كند تا به گروه آنها بپيوندد اما جان نپذيرفت چرا كه معتقد بود كه سن او خيلي كم است اما بعدها از تصميم خود پشيمان شد و درست 19 روز مانده به پانزدهمين سال تولد جرج هريسون از او خواست تا به گروه آنها ملحق شود و به اين ترتيب پس از اجراي ترانه "Raunchy" هريسون عضو تازه وارد اين گروه شد.
نامهاي مختلفي براي گروه تازه تشكيل شده پيشنهاد شد از جمله "Johnny & moondogs" ، "Silver beetles" ، "the beatals" و سرانجام "The Beatles" از بين همه آنها انتخاب شد. جان لنون از يكي از دوستان نزديك خود به نام استوارت استسليفي "Stuart Sutcliffe" (متولد 23 جولاي 1940 در ادينبورگ اسكاتلند، مرگ 10 آوريل 1962 در هامبورگ آلمان) براي نوازندگي گيتار و پيت بست "Pete Best" (متولد 1941 در ليورپول انگلستان) براي طبل زني دعوت كرد.
سال 1960 پسران جوان در اولين تجربه خود و با روياي پول و شهرت وارد شهر هامبورگ آلمان شدند اما با وضعيت بدي مواجه شدند . آنها مجبور شدند در يك كلوب قديمي و درب و داغان برنامه اجرا كنند و شبها نيز روي سن سينما بخوابند اولين تجربه حضور آنها بسيار سخت تمام شد چرا كه آنها به خاطر سن كم جرج هريسون از آلمان ديپورت شدند.
اواخر سال 1961 برايان استاين "Brian Epstein" يكي از تهيه كنندگان انگليسي كه در كار ضبط و انتشار آثار موسيقي بود ترانهاي از بيتلها را شنيد و به كار آنها علاقمند شد وي شروع به ضبط و تكثير آثار آنها پرداخت. وي پس از مدتي تصميم گرفت كه به ديدن بيتلها برود وقتي به كلوب آنها رسيد از آنچه ميديد شگفت زده شد او با مردان جواني روبرو شد كه دريك محل قديمي مشغول كار بودند آن روزها ليوپورل پر از اين جوانان بود اما چيزي كه بيتلها را از آنها مجزا ميكرد چهرههاي متفاوت با آرايش خاص موهايشان و معصوميتي بود كه در چهره هايشان موج ميزد. برايان يك سوئيت براي آنها گرفت و رسما مدير توليد آنها شد. اندك زماني از سروسامان گرفتن گروه نگذشته بود كه با خبر بدي روبرو شدند 10 آوريل 1962 استوارت استلفي گيتاريست گروه بر اثر سكته مغزي در هامبورگ درگذشت بعد از اين خبر گروه بلافاصله به آلمان پرواز كردند و هفت هفته در بهترين كلوبهاي آلمان به اجراي برنامه پرداختند.
پس از چندين تلاش ناموفق براي پيدا كردن تهيه كننده اي براي ضبط برنامه هايشان بالاخره، جورج مارتين حمايت مالي آنها را پذيرفت در همين زمان پتي بست طبل زن گروه نيز از آنها جدا شد بيتلها، رينگو استار"Ringo Starr" را براي جايگزيني او پيشنهاد دادند اما جورج مارتين نپذيرفت و بجاي او از اندي وايت "Andy White" خواست تا به آنها ملحق شود حضور اندي در گروه مدت زمان كمي طول كشيد چرا كه در هر اجرا گروه بر حضور رينگو اصرار ميورزيدند تا اينكه جورج مارتين مجبور به پذيرش نظر جمع شد.
5 اكتبر 1962 اولين ترانه بيتلها به نام "love me do" منتشر شد اين ترانه سرآغاز موفقيت گروه بود يكسال بعد آنها به تلوزيون انگلستان دعوت شدند تا به اجراي ترانه "please please me" بپردازند اين ترانه با ريتم و هارموني منسجمي كه داشت خيلي زود به رده اول چارت انگليس وارد شد اين برنامه بيش از 6 ميليون بيننده به همراه داشت و به اين ترتيب سكوي پرتابي شد براي رسيدن پسران جوان به ثروت و محبوبيت. آنها خيلي زود وارد بازار تجارت شدند. ترانه هاي بعدي آنها با نام هاي "with from me to you" ، "yeah yeah yeah she loves you" روانه بازار شدند و ترانه "yeah …" توانست به صدر جدول پرفروشترين انگلستان برسد
ترانه "I want to hold your hand" بيش از يك ميليون كپي در بريتانيا فروخت و جايگاه خوبي در جدول فروش به دست آورد. اين ترانه در نوامبر 1963 وارد جدول پرفروشترينهاي آمريكا شد.
سال 1964 سال مهمي براي بيتلها به شمار ميرود چرا كه آنها موفق شدند تا يكي از بزرگترين بازارهاي موسيقي دنيا را بهدست بگيرند. آن سال ملت آمريكا در سوگ رئيس جمهور جان اف كندي سوگوار بودند، الويس پريسلي محبوب و ياغي، به ارتش پيوسته بود، جري لوييس و جك باري درگير رسوايي حرفهاي شدهبودند و Buddy Holly، Bopper و Ritchie Valens در يك سانحه هوايي كشته شدهبودند در چنين وضعيتي رسانههاي آمريكايي تمام توجهشان را روي بيتلها معطوف كردند در 9 فوريه همان سال بيتلها در يك برنامه تلوزيوني به نام "ed sullivon show" حضور پيدا كردند اين برنامه يكي از پربينندهترين برنامههاي تلوزيوني آمريكا شد به طوري كه حتي گفته مي شد در زمان پخش اين برنامه وقوع هيچ جنايتي در آمريكا ثبت نشده بود. پس از آن بيتلها به محبوبيتي فروان در بين جوانان و نوجوانان دست يافتند نوجوانان در آمريكا موهاي خود را به تقليد از آنها بلند مي كردند، تي شرتها، عروسكها، آدامسها و هر چيز ديگري كه نشاني از بيتلها روي آن بود با استقبال گسترده مواجه مي شد روزنامهها و مجلهها مملو از عكسهاي آنها بود و اين شروع طوفاني بود كه بيتلها در آمريكا به راه انداختند. آنها به اتفاق باب ديلون روح تازه اي در موسيقي راك اند رول دميدند. و تأثير بسزايي در گسترش اين موسيقي در همه جاي جهان گذاشتند.
پس از اجراي موفقيت آميز در برنامه "ed sullivon show" گروه به انگلستان برگشت و با استقبال گسترده مردم و رسانههاي اين كشور روبرو شد مدتي بعد آنها براي دو فيلم "A Hard day's night" و "help" ترانه ساختند .
يك سال بعد بيتلها عازم آمريكا شدند تا در استاديوم "Shea" نيويورك به اجراي برنامه بپردازند بيش از 55000 نفر گردهم آمدند كه تا آن تاريخ بيشترين حضور براي يك كنسرت بود تور بعدي توكيو ژاپن بود جايي كه بيتلها به خاطر ازدحام گسترده مردم مجبور شدند تمام وقت در هتل بمانند و تا زمان شروع برنامه اجازه خروج از هتل را نداشتند در كنسرت بعدي كه در فيليپين برگزار شد بيتلها خيلي مودبانه دعوت شام مادام ماركوس پادشاه فليپين را به كاخ سلطنتي رد كردند و اين كار باعث خشم مردم شد بيتلها بسرعت آنجا را ترك كردند.
سال 1966جان لنون در گفتگويي اظهار كرد كه بيتلها محبوبتر از"عيسي مسيح" است اين جمله باعث خشم مردم و رسانه ها شد هر چند كه جان لنون چندين بار مجبور به عذرخواهي شد اما نتوانست از تير خشم مردم جان بدر ببرد 19 آگوست 1966 وقتي گروه در آمريكا به سر ميبرد نامه تهديد آميزي كه حاوي يك گلوله بود دريافت كردند اين نامه باعث وحشت آنها شد روزبعد در كنسرت سين سيناتي گروهي به صحنه حمله كردند و تمام دكور و وسايل آنها را شكستند چند روز بعد از آن نيزدر استاديوم لوس آنجلس مهاجمان به طرفداران گروه حمله كردند و با دخالت پليس درگيري به خشونت كشيده شد. آن روزها پاول مك كارتني به شدت تحت فشارهاي روحي بود.
با همه اين شرايط، مي توان گفت كه بيتلها پديده هاي موسيقي دهه 60 بودند آنها با بيش از 13 آلبوم از محبوبيت مردمي در همه جاي دنيا برخوردار بودند اما اعضاي گروه رفته رفته از موسيقي دور شدند و وارد مسايل حاشيه اي شدند پس از اجراي آخرين كنسرت در پارك "cardlestick" شهر سان فرانسيسكو، سال 1967 برايان بر اثر مصرف بيش از حد مواد مخدر جان سپرد، پس از آن اختلاف جان لنون و پال مك كواي بر سر رهبري گروه بالا گرفت، رينگو طبل زن گروه نيز براي مدتي از آنهاجدا شد اما براي تهيه آلبوم سفيد"withe album" برگشت.
9 ژانويه 1969بيتلها يكبار ديگر دورهم جمع شدند تا آخرين آلبومشان به نام "Abbey Road" منتشر كنند اين آلبوم فروش خوبي بدست آورد و پاول به خوبي توانست از عهده رهبري گروه برآيد ترانه "let it be" سرانجام در 8 مي 1970 منتشر شد و يك ماه بعد از آن پاول در يك آگهي عمومي گفت كه ميخواهد از گروه بيتلها جدا شود و به اين ترتيب يكي از محبوبترين گروههاي راك اند رول پس از يك دهه پر فراز و نشيب به كار خود پايان داد.
عکسهایی از اعضای گروه بیتل :
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
آلبومها:
1- Please please me 1963
2- With the beatles 1963
3- A hard day’s Night 1964
4- Beatles for sal 1964
5- Help! 1965
6- Rubber Soul 1965
7- Revolver 1966
8- Sgt. Pepper’s lonely 1967
9- Magical mystery tour 1967
10- The beatles (the white Album) 1968
11- Yellow submarine 1969
12- Abbey road 1969
13- Let it be 1970
14-The beatles (1962-1966) 1973
15-The beatles (1967-1970) 1973
16-The Beatles 1 2000
17-Let it be 2003
منابع:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اینم از گروه بیتل.......................یا حق :biggrin:
همه چیز درباره QUEEN
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به شخصه خیلی از کوئین خوشم میاد گرچه سرنوشت غم باری داشت ولی آهنگهای این گروه واقعا قشنگند.
1946 - ششم سپتامبر 1946 در «زنگبار»، يك زوج زردشتي ايرانيالاصل به نامهاي «جـِر» و «بومي بولسارا»، صاحب فرزندي شدند كه در ابتدا نامش را«فـرّخ» گذاشتند امّا خيلي زود به دليل تلفظ مشكل اين نام نزد اطرافيانشان -كه تقريباً همگي انگليسي زبان بودند- نام او را به «فردريك» (فِرِدي) تغييردادند. پدر فردريك به عنوان تحويلدار دادگاه عالي، تحت استخدام دولت بريتانيا بود. يك سال بعد خانواده او به هندوستان مهاجرت كردند.
1947 - «برايان مِـي» فرزند هارولد و روت مِـي در نوزدهم جولاي در بيمارستان گلاستر بدنيا آمد. خانواده او در «فلتهام ميدلسكس» زندگي ميكردند.هارولد مهندس الكترونيك بود و در نيروي هوائي كار ميكرد. او علاوه بر يك موسيقيدان قابل، مردي همه فن حريف و اهل عمل بود. در همين زمان فردي اوّلين طعم شهرت را با برنده شدن در يك مسابقه محلّي كودكان شيرخواره چشيد!
1948 - «راجر ميدوز تِيلر» در بيمارستان كينگزلين با استقبال گرم فاميل و اطرافيان بدنيا آمد. والدين او مايكل و وينفرد نام داشتند. مايكل بازرس بخشبازاريابي خريد و فروش سيب زميني بود. ميدوز يك پسوند اصيل خانوادگي است كه نسل به نسل به نام فاميل تيلرها اضافه ميشود.
1951 - در نوزده آگوست اين سال «جان ريچارد ديكِـن» در يك بيمارستان خصوصي واقع در سنفرانسيس متولد شد. پدرش آرتور در اداره بيمه «نورويچيونيون» در «لايسستر» كار ميكرد. نام مادرش ليليان بود.
1952 - موقعيت شغلي پدر فردي و مسافرتهاي پي در پي آنها ايجاب ميكرد كه فردي به مدرسه شبانه روزي «سنپيتر» در «بمبئي» فرستاده شود تا بدينصورت به ثبات و استحكام شخصيت او لطمهاي وارد نيايد. او گاه تا دو سه سال والدينش را نميديد. در اينجا بود كه نام او نزد دوستان و سپس نزدخانوادهاش از فردريك به فردي تبديل شد و همينجا بود كه معلّمانش متوجه استعداد عجيب او در موسيقي شدند و از والدينش خواستند كه شهريه بيشتريبپردازند تا او بتواند آموزش پيانو ببيند. در همين سال، خواهر فردي، كاشميرا به دنيا آمد. برايان در سن پنج سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسهاي واقع در «هانورثرود» آغاز كرد.
1953 - در اين سال، «كلر» خواهر راجر بدنيا آمد!
1954 - هارولد مي، نواختن اوكولِل (گيتار هاوايي) را به برايان آموخت. برايان در كنار آن شروع به يادگيري پيانو نيز كرد. او خيلي زود به تمام فوت و فنهاياوكولل تسلط يافت و از والدينش يك گيتار خواست كه سرانجام در جشن تولد هفت سالگيش اولين گيتار آگوستيك اسپانيايي خود را هديه گرفته و ذره ذرهنواختن آن را بهطور خود جوش ياد گرفت.
1955 - برايان در ساير سازهاي موسيقي نظير جوز هارپ (زنبورك) و تين ويسل (نوعي فلوت) علاقه و استعداد نشان داد و نيز در ستارهشناسي و عكاسي!
1956 - جان ديكن تحصيلات خود را در مدرسه ابتدائي «اودباي» آغاز كرد. در سن 9 سالگي او پيانيستي قابل و در همه آزمونهاي خود موفق بود.
1957 - راجر 8 ساله و خانوادهاش به شهر «ترُرو» واقع در «كورنوال» نقل مكان كردند. او به مدرسه كليساي جامع رفت و يكي از اعضاي گروه كر كليسا شدو وقتي ديد كه پسرعمويش گيتار مينوازد او نيز از والدينش گيتار خواست!
1958 - در سپتامبر اين سال برايان بورس ورود به دبيرستان «همتون» را دريافت كرد. اين اتفاق در سنت خانوادگي آنها جايگاه ديرينهاي داشت زيرا پدراو نيز در همين مدرسه تحصيل كرده بود. در اين مدرسه برايان دوستان بسياري پيدا كرد كه همگي علاقمند به موسيقي و همواره در جستجوي تبادل اطلاعات وعقايدي بودند تا به بهترين وجه ممكن نواختن گيتار را بياموزند. در اين سال فردي نشان افتخار و جايزهاي را از طرف مدرسه بعنوان يك «سال سوّمي همه فن حريف» دريافت كرد. جان ديكن نيز اولين گيتار خود را در هشتمين سالگرد تولّدش هديه ميگيرد. يك گيتار قرمز با روية پلاستيكي!
1960 - راجر 11 ساله بورس ورود به مدرسه ملي «تررو» را دريافت كرد. اين مدرسه يكي از بهترينهاي آن منطقه بود و او تقريباً تنها دانشآموزي بود كه ازمدرسهاي مذهبي وارد آن ميشد.
1961 - رفته رفته علاقه راجر به گيتار كاهش يافته، توجهاش معطوف به سازهاي ضربي (درامز) شد. هديه روز كريسمس او يك «ست كامل درامز» بود كهپدرش به او هديه كرد.
1962 - جان ديكن وارد دبيرستان «بئوشام» شد و چندي بعد پدرش از دنيا رفت.
1963 - برايان مي شانزده ساله با الهام از هنرمنداني چون لوني دونگان و بادي هولي علاقمند به تأسيس گروهي زير نظر خود شد. علاقه او در نواختنگيتار آنقدر جدي بود كه پدرش را مجبور كرد تا به او در ساختن يك گيتار كمك كند. برايان در آن زمان يك دانشآموز برجستة فيزيك بود و به همراه پدرش دردرودگري و فلزكاري دست به تجربياتي ميزد آنها بدنه گيتار را از چوب درخت ماهون و رشتهها را از سيم ترمز يك دوچرخه موتوردار مستعمل ساختند. اينگيتار افسانهاي تنها هشت پوند خرج برداشت اما ساختنش هجده ماه طول كشيد! گيتار، صداي خاص خودش را داشت و حداقل اشتياق برايان را براي نشاندادن هنرش به دوستان و آشنايان ارضاء ميكرد. برايان مشتاق بود اصوات مختلفي را با گيتارش توليد كند و پيوسته مضرابهاي متفاوتي را براي يافتن اصواتمتفاوت امتحان ميكرد. سرانجام برايان كارش را روي يك سري تصنيف ارزان قيمت به پايان رساند. برايان بعد از اين كه با گروههاي مختلف محلي همكاري كرد در دبيرستان «همتون» با تيم استافل خواننده آشنا شد و به همراهي دوستانش ديو ديلووِي،جان گارنهام و يك درامر (نوازنده سازهاي ضربي) معروف محلي به نام ريچارد تامسون گروهي رابه نام «۱۹۸۴» -برگرفته از نام رمان معروف«جرج اورول»- تشكيل دادند. نامي كه در آن زمان نشان از آينده گرايي گروه داشت. آنها اولين آهنگ خود را۲۸ اكتبر درسالن كليساي سنمري اجرا كردند وبراي تأثيرگذاري بيشتر يونيفرمهاي نظامي به تن كردند. در همين زمان راجر تيلر در «تررو» گروهي رابا چند نفر از دوستانش تحت عنوان كازين جَـكز تشكيل داد. راجر ابتدا گيتاريست فرعي (آكورديست) بود اماچندان علاقهاي به اين كار نداشت و بعد مسئول نواختن درامز شد. آنها تعداد كمي آهنگ ساختند اما ظرف يك سال گروه از هم پاشيد.
راجر: بخاطر ميارم وقتي يه پسر بچه بودم خيلي تحت تأثير جري لي.لويس، ليتل ريچارد و بهطور كلي همه نوازندگان موسيقي راك اون دوره بودم. اونوقتها حتي يه ضبط صوت هم نداشتم اما پسر عمويم يكي داشت! بعد از اون جيمي هِندريكس، جان لنون و باب ديلان قهرمانهاي دنياي خياليامشدند و من تأثيرات زيادي از آنها گرفتم. خب چرا كه نه؟ اونها غولهاي موسيقي اون زمان بودند!
1964 - زنگبار تا اين زمان مستعمرة بريتانيا محسوب ميشد امّا در اين سال استقلال خود را به دست آورد. به همين دليل، زندگي براي فردي و خانوادهاشمشكل شد و آنها تقريباً بادست خالي و تنها با چند چمدان لباس و مقداري خردهريز راهي اروپا شدند. در سپتامبر همان سال فردي در دانشكده«آيلوُرث» براي اخذ مدرك عالي در رشته هنر ثبت نام كرد.
1965 - جان ديكن ۱۴ ساله اولين اجراي خود را با گروه محلي آپوزيشن در «كلوپ جوانان اندرباي» آغاز كرد. گروه تركيبي از آهنگهاي پاپ، سول وتاملاموتان گروههاي ديگر را باز نوازي ميكرد. برايان دبيرستان همتون را با ده نمرة مردودي و چهار نمرة عالي ترك كرد و در آگوست همين سال برايخواندن ستارهشناسي در دانشكده ايمپريال به لندن رفت. با وجود اينكه اعضاي گروه «۱۹۸۴» بخاطر ترك دبيرستان از هم جدا شده بودند اما همچنان يكديگر را براي ساخت و اجراي آهنگهايشان ميديدند. راجر به گروه ديگري تحت عنوان «جاني كوآل و رياكشن» پيوست. در ۱۵ مارس آنها در «جشنواره موسيقي راك» در «تررو» شركت كردند. گروه، مدتيدر منطقه مستقر شد و بهطور متوالي آهنگ اجرا كرد. در سپتامبر همين سال جاني كوآل درست قبل از اجراي يكي از آهنگها گروه را ترك كرد. راجر تنها كسيبود كه ميتوانست بخواند در نتيجه مجبور شد به جاي جاني بخواند. او در كمال حيرت همگان بهطور همزمان آواز خواند و درامز نواخت! بدين ترتيب با رفتنجاني اسم گروه به «رياكشن» تغيير يافت.
1966 - راجر و گروه رياكشن او بار ديگر در جشنواره موسيقي راك حضور يافتند امّا اين بار نه تنها برنده شدند و نشان افتخار مخصوص را دريافت كردندبلكه بعنوان مهمان ويژة سال بعد نيز دعوت شدند. يك سال تمام با هفتهاي سه چهار آهنگ به پايان رسيد. در همين زمان فردي حائز رتبه اول در رشته هنر شد و شروع به گذراندن واحدهاي طراحي و گرافيك در «دانشكده هنر ايلينگ» كرد.
1967 - براي اعضاي گروه «۱۹۸۴» هنوز هم جيمي هندريكس يك بت موسيقي بشمار ميآمد. آنها آرزو داشتند كه روزي او را از نزديك ملاقات كنند وسرانجام اين آرزو زماني محقق شد كه آنها دزدكي وارد پشت صحنه يكي از اجراهاي جيمي شده بودند. جيمي از رختكن بيرون آمد و با همان لحن خاصخودش پرسيد: «رفقا، كدوم وَرَكي باهاس رفت توُ سـن؟!» آنها تا مدّتها از اين خاطره با افتخار ياد ميكردند. در سپتامبر همين سال، «۱۹۸۴» تبديل به يكي از بهترين گروههاي تازه كار در «باشگاه ردهبالاها» شده بود. برايان در ساخت آلبومي با باربارا استرايسند همكاري كرد كه اولين جايزه را براي او در پي داشت. اندكي بعد «۱۹۸۴» از هم پاشيد. تيماستافل به دانشكدههنر ايلينگ پيوست، جايي كه موسيقيدانان بزرگي چون پيت تاونسند و ران وود مشغول تحصيل بودند. او آنجا با «فردي» همكلاس شد. همينجا بود كهفردي نام فاميلش رااز بولسارا به مركوري تغيير داد. مركوري در قصههاي اساطيري، «پيام آور خدايان» است. راجر دبيرستان «تررو» را با هفت نمرة مردودي و سه نمرة عالي در زيستشناسي، شيمي و فيزيك ترك كرد و به خاطر فشار خانواده بلافاصله شروع به خواندندندانپزشكي در دانشكده پزشكي لندن كرد!
1968 - برايان در فيزيك و رياضيات، ديپلم افتخار دريافت كرد. پرفسور برنارد لاول، اين جوان ۲۱ ساله را واجد شرايط لازم براي همكاري در يك پروژةستارهشناختي در آزمايشگاه خود يافت امّا برايان پيشنهاد او را مؤدبانه رد كرد و در عوض تصميم گرفت در ايمپريال بماند و دكتراي فلسفه بگيرد! كاري كههيچگاه تمامش نكرد. در همين ميان راجر كه از سر و كله زدن با دندان مردم خسته شده بود تغيير رشته داد و زيستشناسي را كه رشتة كم دردسرتري بود، انتخاب كرد. او در طولتعطيلات تابستاني به «تررو» بازگشت و در يك سن صحرائي كه خيمهاي موقتي كنار دريا بود به همراه گروه رياكشن به اجراي موسيقي پرداخت. چند روز پساز آن راجر كه شديداً مشتاق نواختن درامز بود به يك آگهي دست نويس روي تابلوي اعلانات دانشكده ايمپريال پاسخ داد. آگهي را برايان نوشته بود و تعداديموسيقيدان را به همكاري دعوت كرده بود. راجر، برايان و همدانشكدهاي قديم او تيم استافل بعنوان خواننده و نوازندة گيتار بيس، گروهي را به نام اسمايل(لبخند) تشكيل دادند و تمام پائيز را صرف تمرين و ضبط موسيقي كردند. آنها در ابتدا تعدادي آهنگ را از گروههاي ديگر بازنوازي كردند اما برايان و تيم كمكم شروع به نوشتن آهنگهايي از خودشان كردند. اولين اجراي زندة اسمايل به همراه گروه پرآوازة پينك فلويد در ۲۶ اكتبر واقع در دانشكده ايمپريال بود. دراين زمان برايان با دختري به نام كريستين مولن آشنا شد كه اين آشنائي سرانجام به ازدواجشان منجر گرديد. اسمايل آنقدر در دانشكدة ايمپريال برنامه اجرا كرد كه سرانجام بعنوان گروه ويژة ايمپريال شهرت يافت. آنها آهنگهايي را نظير If I were a Carpenter«اگر يك نجار بودم» و Money, Money «پول، پول» را با تغييراتي در ضرباهنگ، آنطور كه خودشان ميخواستند بازنوازي كردند و كم كم خودشان را بعنوانيك گروه «راك پيشرو» به همگان معرفي نمودند. جان ديكن در اين زمان هنوز در گروه «دِنيوآپوزيشن» مشغول بود. آنها به تازگي اسم گروه را تغيير داده بودند. گروه از شهرت لازم و مقبوليت عامهبرخوردار شده بود بهطوريكه در پايان هر هفته سالنهاي اجرايش بهطور كامل رزرو ميشد.
1969 - در ۲۷ فوريه اسمايل كنسرتي براي كمك به شوراي مادران بيوه و فرزندانشان اجرا كردند كه توسط دانشكده ايمپريال سازماندهي ميشد. ساير شركتكنندگان در اين مراسم جو كوكر، گروه «فيري» و گروه «بونزو داگ» بودند. بعد از اين اجرا يك روزنامه نگار در نشريهاي آنان را «شلوغترين گروهموسيقي دنياي غرب» لقب داد! در ابتداي اين سال تيم دوست جديدي را به اسمايل معرفي كرد: فردي بولسارا. او از علاقمندان اسمايل بود و بلافاصله با راجر و برايان به توافق رسيد. او در ابتدا به عنوان نوازندة كمكي وارد گروه شد اما خيلي زود به عضو ثابت و ماندگاراسمايل بدل شد. اسمايل پس از يكي از اجراهايش در «كلوپ روولوشن» با تهيه كنندهاي آمريكايي به نام لو رايزنِر آشنا شد. او مسئول اجرائي شعبه بريتانياي يك شركتآمريكائي ضبط موسيقي به نام «مركوري» بود -البته نام اين شركت هيچ ارتباطي با نامي كه بعدها فردي براي خود انتخاب كرد نداشت!- او گروه را متقاعد كردتا تكاهنگي را ضبط كنند. بدون هيچگونه تجربهاي در دنياي تجارت موسيقي و ظرافتهاي آن، برايان، راجر و تيم اين پيشنهاد باور نكردني را پذيرفتند. اسمايل و رايزنر قراردادهاييبستند و خيلي زود گروه، جاپاي خود را در استوديوي «ترايدنت» در لندن به تهيه كنندگي جان آنتوني محكم كرد. و نتيجة آن ضبط تكاهنگي شد به نامEarth «زمين» نوشته تيم در كنار تكاهنگ ديگري به نام Step on me «پا روي قلبم گذاشت» كه كار مشتركي بود از برايان و تيم. اين كاست تنها در آمريكاپخش و عرضه شد اما فروش آن با شكست مواجه شده، مسئولان توزيع مركوري در انگلستان از پخش آن امتناع كردند و اين درست در زماني بود كه شركتمركوري به اسمايل پيشنهاد ضبط آهنگهاي بيشتري را داده بود تا بتوانند يك آلبوم كامل عرضه كنند. پس از اين شكست تجاري، آنها بلافاصله حرفشان راپس گرفتند و تمام روياهاي اسمايل در هم ريخت. تابستان همان سال در حالي كه جيمي هندريكس با اجراهايش در «ووداستاك» غوغائي به پا كرده بود، راجر و فردي در كنسينگتون يك مغازة فروش «لباسدست دوم» به راه انداختند و برايان در شرايطي كه نسبت به ادامة تحصيلات دانشگاهيش ترديد داشت، به تدريس رياضيات در يك دبيرستان رو آورد. شرايطجداً مأيوس كننده بود و افراد گروه احساس سرخوردگي ميكردند اما با اين وجود به اجراي آهنگهاي خود ادامه دادند. فردي همچنان پشتيبان وفادار و ثابتقدم گروه باقي ماند. گروه سعي ميكرد به فعاليت عادي خود ادامه دهد و فردي هميشه نصايح خوبي داشت. او در آن زمان عضو گروهي به نام «آيبِكس» بودو بعد به گروه «رِكِيج» ملحق شد. همان روزها جان ديكن كه از اسمايل و ماجراهاي پيرامونش بكلي دور بود پس از ترك بئوشام، در رشته الكترونيك دانشكده چلسي ثبت نام كرد و از آن جا كههمچنان روياي «ستاره راك شدن» را در سر ميپروراند در گروههاي كوچك مختلفي در لندن گيتار ميزد.
1970 - سرانجام اسمايل با رفتن تيم استافل از هم پاشيد. او به گروه ديگري به نام «هامپي بانگ» كه موسيقيشان پاپ بود پيوسته بود. اوضاع چندانخوشايند نبود. فردي كه همواره به آيندة اعضاي گروه خوشبين بود ركيج را ترك كرد و به برايان و راجر پيوست. در سال 1970 فردي مركوري، راجر تيلر، برايان مي و دوست ديگري به نام مايك گروز، كوئين را تشكيل دادند. اسم گروه پيشنهاد فردي بود. راجر و برايانچندان از اين اسم راضي نبودند اما رفته رفته به آن عادت كردند.
فردي: خيلي سال پيش من اسم كوئين رو انتخاب كردم. اين فقط يك اسمه، همين! ولي خيلي با شكوه و عالي به نظر ميرسه، يه اسم شناخته شده و جهانيه و درعين حال خيلي صميمي و عامه پسند. هر جور تعبير و تفسيري از اون ممكنه. يك اسم چند بعدي. البته قطعاً نشاط و سر زندگي و صلابت اسم مد نظرم بودهولي اين تنها يك جنبه قضيه به حساب مياد.
اسامي ديگري نيز توسط گروه مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت مثلاً «گرند دنس» كه از كتابي به نام «ماوراء سياره سكوت» نوشته «سي. اس. لوئيس»گرفته شده بود و راجر و برايان، هر دو آن را خوانده بودند. راجر، اسم «بچه پولدارها» را نيز دوست داشت! مايك دوست قديمي راجر بود كه در «رياكشن» و «كلوپ پي - جِي» در «تررو» نوازندگي ميكرد. او علاوه بر يك آمپلي فاير غول پيكر مارك «مارشال» يكوانت فولكس واگن هم داشت. او و داراييهايش جداً به درد گروه ميخوردند! كوئين زمان بسياري را صرف تمرين كرد. برايان در دانشكده ايمپريال بسيار مورد احترام بود از اين رو آنها توانستند مجوز استفاده از سالنهاي خالي آمفيتأتردانشكده را براي تمرينهايشان بگيرند. آنهابه تمرين تعدادي از آهنگهايي كه قصد داشتند بازنوازي كنند پرداختند اما فردي و برايان تصميم گرفتند كهتعدادي از آهنگهاي آيبكس، اسمايل و ركيج را زنده كنند و بدين ترتيب نخستين آهنگهاي متعلق به كوئين ساخته شد. در شهرداري «تررو»، مادر راجر سرگرم سازماندهي يك برنامه جمع آوري اعانات براي صليب سرخ بود و راجر قبلاً قول داده بود كه اسمايل در اين گردهمائيبرنامهاي اجرا خواهد كرد. اما خوب اسمايل ديگر وجود خارجي نداشت و راجر كه نميخواست مادرش را نااميد كند تصميم گرفت از گروه تازه تأسيس كوئيناستفاده كند. روز شنبه 27 ژوئن 1970، بعنوان روز اوّلين اجراي زنده كوئين به تاريخ موسيقي پيوست. آنها برنامهشان را با اجراي يكي از آهنگهاي ركيج به نام Stone Cold Crazy «سنگ قبر لعنتي» آغاز كردند. اين برنامه با وجود اينكه اولين كار گروهيآنها بود به نحو احسن اجرا شد و آنها حتي پنجاه پوند(!) هم بعنوان دستمزد دريافت كردند. همين زمان بود كه فردي اسم فاميلش را از بولسارا به مركوري تغيير داد. فردي احساس ميكرد كه بولسارا اسم چندان مناسبي براي يك ستاره موسيقي نخواهدبود. ستارهاي كه او قصد داشت روزي باشد. ظاهراً فردي كاملاً به اين باور رسيده بود كه در عرصه موسيقي راك حرفي براي گفتن دارد. پس از آن كوئين چند اجراي پشتسرهم داشتند. در 25 جولاي آنها در باشگاه پي جي برنامهاي اجرا كردند كه قرار بود آخرين حضور مايك در كوئين باشد.او احساس كرده بود كه بايد شغل مناسبتري براي خود پيدا كند! كوئين بي درنگ در صدد يافتن نوازنده گيتار بيس ديگري برآمد. راجر به دوست يكي از دوستانش بري ميشل پيشنهاد داد. همه چيز خوب پيش رفت و اودومين نوازنده گيتار بيس كوئين شد. آنها بهطور منظم و با دقت به تمرينات خود ادامه دادند و تعدادي آهنگ نيز اجرا كردند. به طور كلّي، آنچنانچه امروزه بر ما روشن است، كوئين همواره بر خلاف آنچه كه در آن دوره در عرصه موسيقي معمول بود عمل ميكرد. اكثريت گروههايموسيقي تنها با جين و تيشرت روي صحنه ظاهر ميشدند، موسيقيشان را اجرا ميكردند و صحنه را ترك ميگفتند. اما كوئين ديدگاه متفاوتي داشت. اجراهايآنها معمولاً پر از خرق عادت و بينهايت زنده و ملموس بود. در هيجده دسامبر همين سال جيمي هندريكس قهرمان اسطورهاي همه گروههاي موسيقي از دنيا رفت. كوئين براي اظهار ارادت خود، ترانه «وودو شيلي» او رادر آن شبها اجرا كرد.
برايان: فردي از شيفتگان و طرفداران پرو پا قرص هندريكس بود و دنباله روي او. من قبلاً جيمي را در يكي از شوهاي برايان اپشتين ديده بودم كه با گروه«The Who» همكاري ميكرد و يادم مياد كه همون موقع به خودم گفتم اين مرد با بقيه فرق داره و يه جورايي از همه جلوتره. اينطور به نظر ميرسيد كه او درهمان مسير ما قرار داشت ولي در ديدرس ما نبود و اين موضوع براي ما گيتاريستها يه كم وحشت آور و نگران كننده به نظر ميرسيد...خيليها هنوز هم دوستدارن توُ صحنه مثل اون عمل كنن.
پس از مدتي فردي و راجر به اين نتيجه رسيدند كه زندگي در آپارتماني كه ده نفر ديگر در آن زندگي ميكنند برايشان مشكل شده و بدنبال مكان ديگري برايزندگي گشتند. بالاخره فردي آپارتمان كوچكي در شفردزبوش پيدا كرد. در ماههاي پاياني سال، شهرت نسبي كوئين با هفتهاي يكبار اجرا، مخارج آنها راتأمين ميكرد. كوئين در كلوپ كاورن در مرسيسايد به اجراي موسيقي پرداخت جائي كه پيش از اين توسط «بيتلها» به شهرت رسيده بود.
1971 - در ژانويه اين سال بري ميشل احساس كرد كه در گروه جاي مناسبي ندارد و كوئين راترك كرد. اوضاع چندان بر وفق مرادش نبود و به قول خودشميخواست خيلي زود به يك پول و پلة حسابي برسد! بار ديگر كوئين در صدد آزمايش و انتخاب گيتاريست ديگري برآمد. شخصي به نام دوگ، بيشتر به اين خاطر كه تجهيزات و امكانات مناسبي همراه خود داشت براي اين كار انتخاب و تمرينات لازم جهت استقرار او در گروهآغاز شد. در فوريه همين سال كوئين برنامهاي را در دانشكده فني كينگستون در حوالي منزل دوگ اجرا كرد. متأسفانه دوگ سعي كرد همه نظرها را به خود جلبكند و به عبارتي نمايشي خصوصي براي خود به راه انداخت. روز بعد از اين اجراي خودسرانه، مؤدبانه از او خواسته شد كه گروه ديگري را براي خود دست وپا كند! گروه از فقدان گيتاريست بيس خود دچار يأس و نااميدي شده بود و كمكم داشت روح مثبت و متعادل خود را از دست ميداد، غافل از اينكه راه حل مشكلشانهمان نزديكيها و در دسترس بود... جان هريس دوستي بود كه به گروه كمك كرد تا از پيله خودساخته خارج شوند. او راجر و برايان را به ديسكوي دانشكده «ماريااسامپتا» برد و آنها را با يكياز دوستانش به نام جان ديكن آشنا كرد كه نوازندة گيتار بيس بود. او كه در آن زمان عضو هيچ گروهي نبود پيشنهاد كوئين را پذيرفت و همانطور كه ميدانيد تاآخرين لحظه بقاي اين گروه با آنها همراهي كرد. اينك آخرين قطعة پازل تكميل شده بود... او در طول زمان آزمايش كوچكترين كلمهاي بر زبان نياورد و فقط گيتارش را نواخت. ولي افراد گروه خيلي زود به هوش و استعداد او پي بردند. او شعور وذكاوتي را كه لازمه عضويت در كوئين بود با خود داشت و از ديگر اعضاي گروه چند سالي جوانتر بود. چندي بعد فردي بر اساس علائم ستارهشناسي اعضاي كوئين يعني «اسد، اسد، سرطان و سنبله» (دو شير، يك خرچنگ و يك دوشيزه) آرم ويژهاي را برايگروهشان طراحي كرد. آنها بلافاصله كار بر روي اولين آهنگ جدي خود را با عضو جديد گروه آغاز نمودند. اوّلين آهنگ جان با گروه كوئين در ماه جولاي در سوري اجرا شد. چندروز بعد آنها اجراي ديگري در دانشكده ايمپريال داشتند كه در آن براي جلب نظر بيشتر بين تماشاچيان، پاپكورن مجاني پخش كردند! سپس آنها در يكدبيرستان دخترانه كنسرت دادند و در همانجا بود كه فردي براي اولين بار نصف سهپاية ميكروفون را هنگام اجراي برنامه در دستش نگاه داشت كه همين كاربعدها تبديل به نشانة ثابت فردي و يكي از سمبلهاي گروه كوئين شد. در همين هنگام يكي از دوستان برايان، تري ييدان سرگرم تأسيس استوديوي ضبط جديدي در ومبلي به نام «دي لِين لي» بود. استوديوي او به يك گروهموسيقي نياز داشت كه تجهيزات و امكاناتش را امتحان كند. او به خصوص به دنبال گروهي ميگشت كه اجراهايي قوي و طنينانداز داشته باشند و در عوض آنگروه اجازه مييافت پيشنوارهاي خود را بهطور رايگان ضبط كند. كوئين براي اين كار انتخاب شد و اين يك شانس فوقالعاده بود. آنها چهار تا از آهنگهاي خود به نامهاي Liar «دروغگو»، Keepyourselfalive «روحيهات را نباز»، The night comes down «شب فراميرسد» و Jesus «عيسـي'» را در آن استوديو ضبط كردند و حالا كه پيش نوارها آماده شده بود آنها به دنبال شركتي براي ضبط نهايي آنها ميگشتند. امامتأسفانه هيچ شركتي علاقهاي به ضبط آهنگهاي كوئين نشان نداد.
1972 - در ژانويه اين سال جان اجرايي را در دانشكده بدفورد براي كوئين ترتيب داد. برخي از دوستان او در «بدفورد» به او اطمينان دادند كه حتماً از اين اجرااستقبال خوبي خواهد شد... آن شب كوئين فقط براي 6 نفر برنامه اجرا كرد!! آنها هنوز خيلي شناخته شده نبودند و رفته رفته احساس نااميدي و دلسردي ميكردند چرا كه پيشرفتشان خيلي كند بود. اما ناگهان با اظهار علاقة شركت ضبطكريساليس، روزنة اميدي در دلشان پيدا شد. شركت مزبور تمايل زيادي براي امضاي يك قرار داد با كوئين نشان داد اما اعضاء كوئين پس از مشورت و تأمل بسيار، در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه شرايطقرارداد چندان عادلانه نيست و پيشنهاد را رد كردند. از آن پس، هر روز افراد گروه به استوديوهاي مختلف سر ميزدند، امكانات جديد را بررسي ميكردند و به كيفيت ضبط آهنگها گوش ميداند. در اين خلال دونفر از مهندسين استوديوي ترايدنت به نامهاي روي توماس بيكر و جان آنتوني تحت تأثير كوئين قرار گرفتند. جان آنتوني، برايان و راجر را از زمان اسمايلبه خاطر داشت. او در توليد تكاهنگ «زمين» با آنها همكاري كرده بود. روي و جان در حالي كه كاملاً متقاعد شده بودند منبع بزرگ ذوق و استعدادي را كشفكرده اند به ترايدنت بازگشتند و كارفرمايان خود بري و نورمن شفيلد را واداشتند تا دربارة اين گروه بيشتر تحقيق كنند. پس از اينكه بري رفتار استثنائي فرديو دوستان پر شر و شورش را در اجراهاي زنده ديد، متقاعد شد كه جان و روي در مورد كوئين اغراق نكردهاند. آنها به اين نتيجه رسيدند كه بايد هر چه سريعتر كوئين را به بستن قراردادي با خود ترغيب كنند. اما اين قرار داد تقريباً يك سال بعد نوشته شد. قرار داد ترايدنت از سه توافق نامة جداگانه تشكيل شده بود: حق انتشار، حق ضبط و حق انتخاب مدير گروه. كوئين داشت شانسش را امتحان ميكرد در حالي كه رؤساي ترايدنت هنوز در شك و ترديد بودند كه آيا اين همه به دردسرش ميارزد؟ و البته خيلي زودمتقاعد شدند كه همينطور است. كوئين بخاطر تجربهاي كه برايان و راجر در زمان اسمايل با شركت مركوري داشتند، در خصوص اين قرارداد بسيار محتاطانه عمل كرد. ضمن قرارداد، ترايدنتابزار و تجهيزات لازم و نيز يك سيستم جديد P.A را در اختيار كوئين قرار ميداد. گرچه برايان هنوز هم از گيتار خانگي دست ساز خود استفاده ميكرد! برادران شفيلد متوجه شدند كه كوئين به يك مدير تمام وقت نياز دارد تا امور روزانه آنهارا سازماندهي كند. از اين رو به سراغ جك نلسون رفتند كه زماني،نورمن در جايي سفارش او را براي استخدام كرده بود. او با آمدن به انگلستان و همكاري با كوئين مؤافقت كرد. جك به طرز جنونآميزي كارهاي ضبط شده كوئين را در تمام ملاقاتهاي شخصياش همراه خود ميبرد. هيچ كس تا آن لحظه نميدانست كه چه اتفاق فوقالعادهاي در شرف وقوع است. جك آنها را به شركت EMI برد زيرا ترايدنت تصميم گرفته بود امتياز كوئين و دو گروه ديگر را به EMI بفروشد. اما EMIفقط كوئين را خواست و مذاكرات بهطور ناگهاني متوقف شد. با وجود اينكه تا آن زمان هيچ شركتي حتي يكي از كارهاي كوئين را توزيع نكرده بود، شفيلدها كوئين را به استوديوي 24 باندي خود آوردند تا اولين آلبومشانرا ضبط كنند. البته پيش از آنها تهيه كنندة ديگري به نام رابين كيبل دراين استوديو مشغول كار روي آهنگ I can hear Music «ميتوانم آواي موسيقيرا بشنوم» از گروه قديمي BeachBoys بود. او آواز خواندن فردي را شنيده بود و از او پرسيد كه آيا دوست دارد ترانه او را بخواند؟ خوب اين خيلي بهتر از منتظر ماندن براي خالي شدن استوديو بود و فردي پذيرفت. پس از ضبط اوّليه، رابين احساس كرد كه آهنگ او چيزي كم دارد و قرار شد ساز ضربي راجر نيز به آن اضافه شود. پس از آن فردي آهنگ Goin' Back«بازگشت» را تمام كرد.برايان نيز در همين زمان مشغول كار بر روي تكاهنگي به نام Polar Bear «خرس قطبي» بود. او در اين آهنگ از يك سينتسايزر مدل«موگ» نيز استفاده كرد كه صداي وحشتناكي داشت! در ماه سپتامبر اين سال هيأت مديره ترايدنت به توافق رسيدند كه حقوق ثابتي را براي اعضاي كوئين در نظر بگيرند. بيست پوند در هفته(!) مبلغ كلاني نبوداما تا حدي نيازهايشان را برآورده ميكرد. چندي بعد راجر به ريچموند نقل مكان كرد و فردي با يكي از دوستانش به نام مري آوستين -كه بعداً بيشتر راجع به او خواهيم گفت- هماتاق شد. سرانجام در پايان نوامبر 1972 اولين آلبوم كوئين كامل شد. 1990 - «كوئين» جايزه مخصوص BPI را به خاطر حضور مداوم و مستمر در دنياي موسيقي بريتانيا دريافت كرد و بيستمين سالگرد تأسيس گروه را جشنگرفت. اين مهماني باشكوه در باشگاهي واقع در «سوهو» برگزار شد و هركس كه در هر زمان به نوعي با گروه همكاري و فعاليت كرده بود به اين مهماني دعوتشد. كوئين قرارداد خود را با «كپيتول» در امريكا فسخ كرد و قرارداد جديدي را با شركت ضبط «ديسني» در هاليوود امضا كرد. طبق اين قرارداد شركت ديسنيميبايست پيشاپيش، 10 ميليون دلار(!) به كوئين پرداخت كند. راجر و گروه The Cross، دوّمين آلبوم خود را ضبط كردند و «كوئين» نيز شروع به ضبط آلبوم بعدي خود نمود. 1991 - در ماه ژانويه تكاهنگ به ياد ماندني Innuendo «كنايه» منتشر شد و در صدر جدول قرار گرفت و آنقدر آنجا ماند تا آلبومي با همين نام جايش راگرفت! شركت ضبط هاليود، بلافاصله Innuendo را در آمريكا نيز منتشر نمود. آنها همچنين به ضبط دوباره كل آهنگهاي «كوئين» بر روي ديسك ليزري در آمريكايشمالي مشغول شدند. دومين تكاهنگ آلبوم با عنوان I'm Going Slightly Mad «كمكم دارم قاتي ميكنم!» نيز در همين زمان منتشر شد كه در ساختنماهنگ آن از يك پنگوئن، يك كتري، يك گوريل و چند چيز ديگر استفاده شده بود! در اكتبر اين سال گروه، دومين Greatest Hits خود را منتشر كرد كه به دست آوردن مقام اوّل در ردهبندي پرفروشترينها براي اين آلبوم، چندان حيرتانگيزنبود. بلافاصله بعد از اين آلبوم تكاهنگ The Show Must Go On «نمايش بايد ادامه يابد» با يك وقفه طولاني -به دليل شرايط نامساعد جسمي فردي-منتشر شد. در 23 نوامبر سال 1991، فردي با چاپ بيانيهاي اعلام كرد كه مبتلا به بيماري «ايدز» است و درست يك روز پس از آن در ساعت 7 بعدازظهر، مبارزه وي بامرگ پايان گرفت. نكته قابل توجهي كه در رابطه با شخصيت او وجود داشت، روحية بالا و شهامت او در مقابل مرگ بود. هيچكس به درستي نميداند كه او از چه زمان پي بهبيماري خود برده بود امّا تقريباً همة حدس و گمانها حول و حوش پنج تا هفت سال دور ميزند و جالب اينجاست كه او در همين سالهاي آخر، با وجودآگاهي از مرگ زودرس خويش،بهيادماندنيترين شاهكارهايش را خلق كرد. او تا آنجا كه در توان داشت كار كرد، موسيقي ساخت و شعر نوشت امّا در روزهايآخر، بنيهاش را به شدت از دست داده بود. بدنش به قدري ضعيف شده بود كه ديگر حتّي قادر نبود از رختخواب بيرون بيايد. او تصميم به رفتن گرفت و اينتصميم را با كنار گذاشتن همه داروهايي كه تا آن لحظه او را سرپا نگهداشته بودند، عملي كرد. سالها پس از مرگ فردي مركوري، مري آوستين تنها زن زندگي او نجوا كنان ميگويد: فردي مرگ رو انتخاب كرد... او متوجه نزديك شدن مرگ بود، كيفيتزندگيش به طرز فوقالعادهاي تغيير كرده بود و روز به روز درد و رنجش بيشتر ميشد. كمكم بينايياش رو هم از دست داد و بدنش بينهايت نحيف شد... ديدناو كه لحظهلحظه در خودش مچاله ميشد، جداً عذابآور بود... تا بالاخره يه روز تصميم گرفت همه چيزو تموم كنه و همة داروهاشو قطع كرد. او مُرده بود اما اثري از مرگ در صورتش نمودار نبود. او با چهرهاي آرام و لبخندي بر لب از دنيا رفت. پس از مرگ فردي، گروه «كوئين» بيانيهاي را بدين مضمون به چاپ رساند: ما بزرگترين و دوستداشتنيترين عضو خانوادهمان را از دست داديم و از رفتن اوبينهايت احساس تأسف و تأثر ميكنيم. افسوس از اينكه او در نهايت شهرت و اوج شكوه و خلاقيت ناتمام ماند. اما بالاتر از همة اينها غرور و شهامتي استكه همواره با آن زندگي كرد و با آن نيز از دنيا رفت. مايه مباهات و افتخار ماست كه بهترين اوقات زندگيمان را با كسي چون او تقسيم كرديم. هرچه زودتر مراسمتجليل و يادبود او را با همان روشي كه به آن علاقه داشت برگزار خواهيم كرد. در همين زمان هزاران تُن گل از طرف دوستداران فردي از سراسر جهان، به دفتر «كوئين» فرستاده شد. قبل از مراسم تشييع جنازه، درهاي خانه فردي به مدت سه روز به روي همه دوستدارانش باز بود تا با او وداع كنند. مراسم سوزاندن جسد فردي در 27 نوامبردر «مردهسوزگاه غرب لندن» برگزار شد. اين اتفاق يك امر كاملاً خصوصي بود كه خيلي آرام و بيسروصدا توسط دوستان نزديك و خانواده فردي انجام گرفت. به عنوان ستايش و قدرداني از فردي دو ترانة «حماسة كولي» و These Are The Days Of Our Lives «ياد آن روزها بخير» در يك نوار منتشر شد. برروي جلد اين نوار جمله زير حك شده بود: «هيچكس از تهديد ايدز در امان نيست». فردي، همواره نگران امنيت مالي آن دسته از افرادي بود كه به علت فقر، شانس برخورداري از مراقبتهاي ويژه را ندارند، به همين دليل درآمد عايدي ازفروش اين نوار، مستقيماً به صندوق اعانات «مركز خدمات مبتلايان به ايدز» واريز شد. مقداري از اين درآمد نيز در اختيار انجمنهاي «آموزش حفظ سلامت»قرار گرفت تا از شيوع هرچه بيشتر اين ويروس جلوگيري كنند. اين نوار به دوّمين تكاهنگ پرفروش تاريخ انگلستان بدل شد. در دسامبر 1991، ده آلبوم از «كوئين» در ليست «100 آلبوم برتر موسيقي» قرار داشت.
عکسی از فردی مرکوری:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گرفته شده از « [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پایه گذار و مشهور ترین گروه متال در جهان Metallica
متاليكا نامي آشنا براي هر خانه . هفتمين گروه پر فروش موسيقي در تاريخ آمريكا !!
آغاز كار از جايي است كه Lars گروهي براي خود نداشت اما بعد از پيوستن James به او تشگيل شد . آنها در ابتداي كار دو آهنگ ساده و با ضبطي ارزان ساختند . وظيفه جيمز خواندن ، ريتم گيتار و حتي نواختن گيتار باس بود . لارس نيز كم وظيفه نبود و كارسخت زدن درام را با او بود . پس از مدتي Ron Mc Goveny وظيفه زدن باس را بر عهده گرفت و Dave Mustain وظيفه ريتم و ليد گيتار را به عهده گرفت . متاليكا دو شو در سانفرانسيسكو اجرا كرد و توانست هواداران زيادي به دست آورد . بعد از مدتي Cliff Burton به متاليكا پيوست . بعد از آن با دو تلفن و يك پواز در سال 1983 Kirk Hammet نيز به گروه پيوست . اولين آلبوم متاليكا Kill Em All د ر اواخر سال 83 ارائه شد و خيلي ها از اينكه اين گروه توانسته بود شهرت و اعتبار زيادي كسب كند و در اروپا و آمريكا رواج پيدا كند بسيار عصبي بودند .
در سال 1981 و به طور دقيق 28 اکتبر نوازنده درام يعنی Larse Ulrich از طريق آگهی روزنامه پيشنهاد تشکيل يک گروه هوی متال را ميدهد که از طرف James Alan Hetfield نوازنده گيتار و خوانده پاسخ مثبت می گيرد .لارس در 26 دسامبر 1963 در کپنهاگ دانمارک و جيمز در 3 آگوست 1963 در لس آنجلس به دنيا آمده بودند . آنها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام Metallica را انتخاب کردند
آنها برای انتخاب اعضای مناسب گروهشان دست به ساختن چند قطعه آزمايشی کردند . اولين کار آزمايشی اين گروه (کشتار آهنين) Metal Massacre در ژانويه ۱۹۸۲ با نوازندگی درام لارس , بيس و خوانندگی جيمز و تک نوازی گيتار ليودگراند به بازار عرضه شد . ولی در دومين قطعه آزمايشی آنان به نام (روشنايی را فراری دهيد) Hit the light تغييراتی در اين گروه صورت گرفت و به جای ليود گراند نوازنده ديگری به نام ديو ماستين Dave Mustaine نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام (ران مک گاونی) نوازندگی گيتار بيس را بر عهده گرفت که با آمدن او جيمز به نوازندگی گيتار و خوانندگی مشغول شد .
پس از آن آنان برای اجرای اين قطعات به سانفرانسيسکو سفر کردند که تمامی اجراهای آنان در کلوپ های زيرزمينی سانفرانسيسکو صورت گرفت . پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود به وجود بياورد و تمام نقاط ضعف خود را تقويت کند . از اين رو شخص جديدی به نام (جف وارنر) J.Warner به جای ران مک گاونی وارد گروه شد ولی اين عضو جديد هم نتوانست رضايت لارس و جيمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد . سرانجام در اواخر سال ۱۹۸۲ شخصی به نام (کليفورد لی برتون) Clifford Lee Burton متولد ۱۵ فوريه ۱۹۶۲ در کاليفرنيا که پيش از آن در گروه Truma فعاليت می کرد به گروه پيوست و با آمدن او گروه پيکره اصلی خود را پيدا کرد و آنان در ماه مه ۱۹۸۳ اولين آلبومشان را با نام (همه آنها را بکشيد) Kill em All را به بازار عرضه کردند . پس از به بازار آمدن اولين آلبوم مشکلاتی در گروه به وجود آمد که نتيجه آن اخراج ديو ماستين از گروه بود که ديو ماستين بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ايجاد گروه رقيبی به نام (مگادث) Megadeath زد .
پس از اخراج ماستين شخصی به نام (کرک همت) Kirk Hammet متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲ در سانفرانسيسکو که سابقا در گروه Exodus فعاليت داشته وارد گروه شد که يکی از بهترين شاگردان (جوساتريانی) Joe Satriani استاد بنام و پر آوازه گيتار بود . همت اولين اجرايش در ۱۶ آوريل ۱۹۸۳ به خوبی درخشيد و به سرعت خود را با ساير اعضای گروه هماهنگ نمود . گروه در ۱۲ آگوست ۱۹۸۳ اولين اجرای زنده شان را در شيکاگو اجرا نمودند که بيشتر جنبه تبليغاتی داشت . سپس انها برای اجرای دومين آلبومشان بنام (سوار بر آذرخش) Ride the lighting راهی دانمارک شدند . ولی پيش از آن به انگلستان رفتند تا به همراه گروه ديگری به نام (تيوستد سيستر) Twisted sister دست به يک اجرای زنده بزنند . آنجا بود که آنان با شخصی به نام (پيتر منش) Peter Mensch که پيش از آن گروه Def Leppard را به شهرت جهانی رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومين اثرشان با وی قرارداد همکاری بستند .
در اواسط سال ۱۹۸۴ دومين آلبوم اين گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از جند هفته چيزی در حدود ۱۰۰۰۰۰ نسخه از اين آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای اين گروه تازه کار محسوب می شد . اين موفقيت باعث شد که کار اين گروه مورد توجه کمپانی های تهيه و تکثير آلبوم های موسيقی قرار گيرد که در ميان اين شرکتها موسسه موسيقی (الکترا) Elcatra موفق به بستن قرارداد با گروه شد
گروه پس از آن برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترين اجراهای آنها ميتوان به فستيوال (مانستر آف راک) Monster of Rock در انگلستان و (متال همر) Metal Hammer در آلمان اشاره کرد . آنان همچنين در ۳۱ آگوست ۱۹۸۵ موفق به دريافت جايزه Gold به خاطر بهترين گروه در آمريکا شدند . پس از اين موفقيت ها گروه تصميم به تهيه سومين آلبومشان به نام (ارباب عروسکهای خيمه شب بازی) Master of Puppets گرفتند و به کپنهاگ دانمارک برگشتند . آنان اين آلبوم را در اوايل سال ۱۹۸۶ به بازار عرضه کردند که با موفقيت فراوانی مواجه شد . آنان سپس در ۱۵ جولای همان سال به همراه Phil Collins و Eric Clapton تصميم به اجرای کنسرتی گرفتند که در اين ميان بر اثر حادثه ای مچ دست جيمز شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد . گروه به فعاليت خود ادامه ميداد تا اينکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعاليت گروه شد . در ۲۶ دسامبر ۱۹۸۶ هنگامی که گروه قرار بود در کشور سوئد به همراه گروه Anthrax به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر اين حادثه فردای آن روز يعنی ۲۷ سپتامبر کليف برتون بر اثر شدت جراحات وارده در گذشت . گروه به مدت دو ماه دست از کار کشيد حتی تا مرز انحلال پيش رفت تا اينکه جوانی به نام (جيسون نيوستد) که پيش از آن در گروه Flotsam & Jetsam فعاليت داشت به جای برتون وارد گروه گرديد.
آگوست 1987 در دهم آگوست صفحه ی Garage Days Re-Revisited (بازدیدی دوباره - دوباره از گاراژ) به بهانه ی معرفی Jason به هواداران گروه عرضه شد. به نظر می رسد که این صفحه دنباله ی صفحه ی Garage Days Revisited (بازدیدی دوباره از روزهای گاراژ) است که در سال 84 منتشر شده بود. این صفحه فقط شامل آهنگ های کاور شده می باشد. نسخه ی اصلی این اثر هم اکنون موجود نمی باشد و تنها تعداد بسیار اندکی از گردآورندگان و کلکسیونرها آن را دارند. در بیستم همین ماه گروه تور فستیوال اروپایی خود را با اجرایی مخفیانه در Club 100 در لندن آغاز کرد. هزاران نفر برای حضور در برنامه آمده بودند و این در حالی بود که هیچ تبلیغاتی برای آن صورت نگرفته بود. با این وجود، بسیاری نیز پشت درها ماندند. زیرا آن باشگاه فقط گنجایش چند صد نفر را داشت.
دسامبر 1987 در روز چهارم دسامبر اولین Home Video ی MetallicA با نام "Cliff 'Em All" عرضه شد. این ویدئو بیعتی بود از جانب MetallicA با نوازنده ی باس قبلی گروه یعنی Cliff Burton. آن ها هیچ فیلمی از اجراهای قدیمی گروه نداشتند، بنابراین تصاویری که به صورت غیرقانونی توسط هواداران گروه ضبط شده بود به این Home Video اضافه شد.
می 1988 در بیست و چهارم این ماه اولین اجرای فستیوال امریکایی "Monsters Of Rock" به همراه Eddie Van Halen در Country Club در لس آنجلس برگزار شد.
آگوست 1988 در روز بیست و پنجم این ماه چهارمین آلبوم گروه با نام And Justice For All (و عدالت برای همه) روانه ی بازار شد. کاری به طول "03:'65 از کمپانی Elektra و به تهیه کنندگی Flemming Rasmussen. این آلبوم جایگاه بسیار خوبی در میان کسانی که دستی در موسیقی دارند و همچنین شنوندگان حرفه ای موسیقی دارد. آلبومی با سبک و سیاق سیاسی. در این آلبوم MetallicA با لحنی انقاد آمیز دستگاه قضائی آمریکا را زیر سؤال برد. And Justice For All به سرعت تا رده ی ششم پر فروش ترین های آمریکا بالا آمد. آلبوم جدید به طور گسترده در ماه سپتامبر عرضه گشت. در ابتدای این آلبوم ترانه ی Blackened به چشم می خورد که در مورد پایان جهان به وسیله ی جنگ هسته ای صحبت می کند. آهنگ بعدی، And Justice For All است که نوشتن ترانه ی آن به احتمال زیاد الهام گرفته از فیلمی از Al Pacino در سال 1976به همین نام است. موضوع فیلم در مورد وکیلی است که به دنبال عدالت در دستگاه قضایی ای می گردد که در آن افراد بی گناه کشته می شوند به و قاتلین و مفسدان اجازه داده می شود تا با خونسردی در خیابان ها قدم بزنند. لاییریک آهنگ در مورد عدالت از دست رفته در جامعه ای که در آن پول به چیزی مهمتر از حقیقت تبدیل شده است می باشد
اين گروه پس از اجرای در حدود ۱۲۰ کنسرت ناگهان در اواخر سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۹۱ ادامه داشت تا اينکه در ۱۲ آگوست آن سال گروه با بيرون دادن آلبوم ديگری به نام (سياه) Black دوباره قدم به عرصه موسيقی گذاشت . اين آلبوم شکوه و زيبايی يک کار گروهی را در موسيقی نشان می دهد . تمامی ترانه های اين آلبوم از آهنگ تند و سرعتی (ورود مرد شنی) Enter Sandman تا ترانه های سنگين (هيچ چيز ديگری اهميت ندارد) Nothing else Matter و (نابخشوده) Unforgiven همه و همه پر از تکنيک و سولوهای زيبا و متفاوت با يکديگرند . آنان برای تهيه اين آلبوم حدود ۱۱ ماه در استوديو مشغول کار بودند و نتيجه اين کار شبانه روزی آلبومی شد که چيزی در حدود ۵ سال جزو پر فروشترين آلبوم های موسيقی جهان محسوب می شد و در حدود۱۰۰۰۰۰۰۰
فوریه 1989 در سال 1989 MetallicA کاندیدای دریافت جایزه ی Grammy در قسمت Heavy Metal شد. در بیست و دوم فوریه آن ها آهنگ One را در Show ای به صورت زنده اجرا کردند. اما جایزه نهایتآ به Jethro Tull رسید. به نظر نمی رسید که MetallicA از این مسئله ناراحت شده باشد، اگرچه که آن ها پس از از دست دادن جایزه برچسبی با عبارت "Grammy Award LOOSERS" را بر روی آلبومشان اضافه کردند.
ژوئن 1989 در بیستم ژوئن Home ویدئوی "Two Of One" عرضه شد.
فوریه 1990 MetallicA جایزه ی Grammy را برای بهترین اجرا به خاطر اجرای One دریافت کرد. هنگامی که گروه بر روی سکو جایزه را دریافت می کرد، اعضا تشکری ویژه از Jethro Tull به خاطر نگرفتن جایزه ی امسال تشکر کردند. (زیرا آن ها سال پیش جایزه را برده بودند.)
اکتبر1990 MetallicA به استودیوی"One On One" در هالیوود شمالی رفت تا آلبوم بعدی خود را ضبط کند. زمان می گذشت و گروه تا شانزدهم ژوئن سال بعد نیز کار ضبط را به پایان نرسانده بود. آلبوم توسط Randy Staub با کمک Mike Tacci ضبط شد و Bob Rock به همراه Hetfield و Ulrich تهیه کنندگی آن را بر عهده داشتند.
نوامبر 1990 در چهارم نوامبر گروه Track ی با نام Stone Cold Crazy را به عنوان نمونه ای برای کمپانی Elektra ضبط کرد.
یکی از اساتید موسیقی (فکر می کنم Jimi Hendrix) گفته: "هنگامی که آلبومی از یک گروه با استقبال بیش از حد مواجه بشه باید کار آن گروه رو تمام شده دونست چون از آن به بعد توقعات از آنها بالاتر می ره و همه انتظار آلبوم های بهتری رو از گروه دارند و همین ادامه ی کار را بسیار سخت میکنه." و همین اتفاق پس از عرضه ی Master Of Puppets برای MetallicA افتاد! در 27 ام مارس گروه توری را با Ozzy Osbourne آغاز کرد. این تور که در حمایت از Ozzy بود برای MetallicA بسیار مهم بود، زیرا محبوبیت گروه روز به روز افزایش می یافت و آن ها آماده بودند تا دوره ی بزرگی از تاریخ کاریشان را آغاز کنند. همچنین این آخرین تور گروه به عنوان گروهی حمایت کننده بود.
جولای 1986 در 26 ام جولای، مدتی کوتاه قبل از اجرایی در Evansville, Indiana مچ دست James در حادثه ای در هنگام ورزش اسکیت بورد شکست و اجرا منتفی شد. در تمام مدت تور James در حالی که بلندگو را با بازوی قلاب شده نگه می داشت آهنگ ها را می خواند و John Marshall از گروه Metal Church به عنوان نوازنده ی میهمان گیتار می زد.
سپتامبر 1986 روز شنبه 27 سپتامبر 1986، حادثه ای تلخ در انتظار گروه بود. دو اتوبوس MetallicA که برای تور در اختیار آن ها بود، در اسکاندیناوی در جاده ی god-forsaken بین شهرهای استکهلم و کپنهاگ در حرکت بودند. جاده متروک بود و جز این دو اتوبوس هیچ وسیله ی دیگری در آن ساعات اولیه ی صبح در آن جاده نبود. ناگهان به دلیلی نا معلوم، دقیقآ قبل از 6:15 صبح راننده ی اتوبوسی که اعضای گروه در آن بودند به شدت به سمت چپ منحرف شد و اتوبوس به سختی در خارج از جاده در حالی که کنترل آن غیر ممکن بود چپ شد. در نتیجه تصادفی تلخ به وقوع پیوست. اتوبوس در نهر آبی در کنار جاده در حوالی شهر کوچک Ljungby در سوئد سقوط کرد. در میان آشفتگی و پریشانی غیر قابل اجتناب که پس از این حادثه به وجود آمد، اکثر مسافران اتوبوس سرنگون شده تلاش می کردند تا خود را از وسیله ی واژگون شده خارج کنند. سه نفر از چهار عضو گروه نیز جزو کسانی بودند که توانستند از اتوبوس خارج شوند. افرادی که از این حادثه جان سالم به در بردند حقیقتآ خوش شانس بودند. همه ی آن ها به طریقی توانستند با کمترین صدمات و شوک وارده از مهلکه فرار کنند. پلیس سوئد به سرعت بر سر صحنه ی حادثه ظاهر شد و راننده را به دلیل مسئولیت داشتن در این حادثه توقیف کرد، اما بعدآ او بدون هیچ جریمه ای آزاد شد. پس از تحقیقات بیشتر معلوم شد که دلیل این حادثه وجود تکه یخی تیره بر سر پیچی تند در جاده بوده است.
به هر صورت، متأسفانه یک تلفات در این حادثه وجود داشت، و فرد مرده یکی از افراد گروه بود. در مدت زمانی کوتاه از آن ثانیه های وحشتناک در آن جاده ی متروک در سوئد هستی رویا گونه ی MetallicA ناگهان به کابوسی جهنمی تغییر یافت. بیسیست 24 ساله ی گروه Cliff Burton درگذشت. بعدها James Hetfield در سال 1993 در شرح حادثه چنین گفت: " من دیدم اتوبوس مستقیمآ بر روی او سقوط کرد. پاهای او را دیدم که بیرون افتاده بود. احساس غریبی داشتم. به یاد می آورم راننده ی اتوبوس تلاش می کرد تا پتو را به زور از زیر او بیرون بکشد تا برای افراد دیگر استفاه کند. همان لحظه جلو رفتم، " عوضی اون کار رو نکن." می خواستم او را بکشم. نمی دونستم آیا چیزی نوشیده یا با یخ ها برخورد کرده. تمام چیزی که می دانستم این بود که او رانندگی می کرد و Cliff دیگر زنده نبود."
در 29 ام همین ماه هر یک از اعضای گیج و شوکه شده ی گروه به نحوی سعی می کردند تا تشویش و اضطراب خود را از بین ببرند. آن ها به روشی مشترک که همان نوشیدن مشروب بود روی آوردند. James دو تا از پنجره های هتل را شکست و جیغ می زد و بدین وسیله خشم خود را تخلیه می کرد. Kirk و John Marshall آن چنان می لرزیدند که آن شب تا صبح لامپ اتاقشان را روشن گذاشتند. در همین روز Lars, James و Kirk به ایالات متحده بازگشتند.
از دست دادن Cliff حادثه ای بسیار تلخ بود. او نه تنها از اصلی ترین اعضای گروه بود بلکه معلم و استادی بسیار خوب برای گروه بود. او ایده های بسیاری را در اختیار گروه قرار می داد. Jason Newsted از او به عنوان استاد خود یاد می کند. MetallicA پس از این حادثه تا دو ماه دست از کار کشید و تا مرز انحلال پیش رفت. اما شناخت صحیح از Cliff خود عاملی بود که موجب شد گروه تصمیم به ادامه بگیرد.
اکتبر 1986 در28 اکتبر Jason Curtis Newsted در تست گروه شرکت کرد. او امیدوار بود تا به عنوان بیسیست جدید گروه برگزیده شود. او تمام آهنگ های گروه را در دو روز یاد گرفت، بنابراین وقتی سه عضو گروه از او پرسیدند که مایل به نواختن کدام آهنگ است او گفت: "هر کدام که شما بخواهید." در این تست 45 نفر متقاضی عضویت در گروه شرکت کرده بودند. در پایان MetallicA پنج نفر را به عنوان کاندید برای جایگزینی Cliff انتخاب کرد، اما آن ها Jason را به صرف نوشیدنی به Tommy's Joint دعوت کردند. قبل از ترک محل ملاقات سه عضو گروه به توالت رفتند و وقتی برگشتند به Jason گفتند: "به MetallicA خوش آمدی."علت این انتخاب توانایی های او و داشتن عاداتی مشابه با گروه بود. به این ترتیب بود که Jason Newsted به عنوان بیسیست جدید و همچنین Backup Vocals به گروه پیوست. Jason قبل از MetallicA در Flotsam and Jetsam و Dogz عضویت داشت.
نوامبر 1986 برای فراموشی غم از دست دادن Cliff و همچنین آشنایی بیسیست جدید با امور گروه اقدام به برپایی تورهایی نمود. در هشتم نوامبر Jason اولین اجرای خود را با گروه پیش از اجرای Metal Church در The Country Club در Reseda انجام داد. دومین اجرای او چند شب بعد در Jezabelle's در Anaheim بود.
کپی رسمی از اين اثر در سرتاسر جهان به فروش رسيد.
آنان از آگوست ۱۹۹۱ تا ژوئيه ۱۹۹۳ اقدام به برپايی بيش از ۴۰۰ کنسرت در سرتاسر جهان نمودند و اولين اجرای آلبوم جديدشان را در Madison Square Garden برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رايگان انجام دادند . يکی از بهترين اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت (فردی مرکوری) خواننده مشهور گروه (کوئين) Queen بود که به همراه گروه های ديگری چون Gun,n Roses و ديگر اعضای گروه کويين اجرا شد که بليط های اين کنسرت به نفع بيماران مبتلا به ايدز فروخته شده بود . پس از آن گروه از فعاليت خود کاست و به استراحت پرداخت . در اين زمان شايع شد که گروه قصد دارد به کار پايان دهد تا اينکه در سال ۱۹۹۶ گروه با ارائه البوم جديدشان به نام (بارگيری) Load به شايعات پايان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار باز هم کاری متفاوت محسوب می شود . آنان در سال ۱۹۹۷ کار ديگری به نام (بارگيری دوباره) Reload را نيز به بازار ارائه کردند که به گفته اعضای گروه مکمل کار قبلی آنها محسوب می شود . در اوايل سال ۱۹۹۸ گروه کار ديگری به نام (روزهای همکاری در گاراژ) Garage Days Inc را به بازار عرضه نمود . اشعار اين آلبوم که شامل ۲۷ ترانه می باشد متعلق به گروه های ديگر است که توسط گروه متاليکا بازخوانی و اجرا شده است . درست يک سال بعد يعنی در ۱۹۹۹ گروه آلبوم جديد و کاملا متفاوتی به نام (سمفونی و متاليکا) S & M را به بازار ارائه کردند . آنان در اين آلبوم بيشتر کارهای قديميشان را بازنويسی کردند و برای اجرای اين البوم از يک ارکستر سمفونيک کامل استفاده نمودند که ميتوان گغت اين تنها خلاقيتی بود که آنان برای تهيه اين آلبوم به آن دست زدند . آنان در اين آلبوم تنها دو کار جديد به بازار عرضه نمودند که (انسان منفی) وMinus Human و (شبدر بدون برگ) No Leaf clover نام داشتند . از ديگر کارهای گروه ميتوان به تک اهنگ I disappear اشاره کرد در سال ۲۰۰۰ جيسون نيوستد از گروه جدا شد و جای او را اکنون Robert Trujillo پر کرده است که در روز ۲۳ نوامبر ۱۹۶۴ در کاليفرنيا متولد شده و مدتی در گروه آزبورن فعاليت داشته است و سر انجام آخرين آلبوم متاليکا که تاکنون وارد بازار شده است آلبوم (خشم مقدس) St.Anger است که در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده که باز هم دارای سبکی متفاوت با کارهای قبليشان است.
اعضا:
نام: Jamez
نام خانوادگی:Hetfield
تاريخ تولد:۱۳ آگوست ۱۹۶۳
محل تولد : لوس آنجلس
ساز تخصصی : گيتار و پيانو و( خوانندگی در متاليکا)
رنگ چشم : آبی
رنگ مو: بلوند
قد:۱متر و ۸۵ سانتی متر
وزن:۸۱ کیلو
تعداد فرزندان:۳ بچه
تعداد خواهر و برادر:دو خواهر بزرگ
اشعار و نيز آهنگسازی متاليکا به عهده ی جيمز می باشد.
نام:Lars
نام خانوادگی:Ulrich
تاریخ تولد:26 دسامبر ۱۹۶۳
محل تولد:کپنهاک(دانمارک)
ساز تخصصی:درامز
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای روشن
قد:۱ متر و ۷۴سانتی متر
تعداد فرزندان:۲ بچه
لارس از اول تو اين گروه بوده او به همراه جیمز آهنگسازی متالیکا را بر عهده دارد .
نام:Kirk Lee
نام خانوادگی:Hammett
تاریخ تولد:18 نوامبر ۱۹۶۲
محل تولد:سانفرانسیسکو
ساز تخصصی:گیتار الکترنیک و لید گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
قد:۱ متر و ۷۵ س
وزن:۶۹كيلو
تعداد خواهر و برادر:یک خواهر کوچک و یک خواهر و برادر بزرگ
نام:Robert
نام خانوادگی:Tujillo
تاریخ تولد:23 اکتبر 1963
محل تولد:کالیفرنیا
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:سیاه
قد:۱مترو ۷۵س
وزن:۸2 کیلو
تعداد فرزندان:ازدواج نکرده.
به جای جیسون آمده...
نام:Jason Curtis
نام خانوادگی:Newsted
تاریخ تولد:۴ مارس ۱۹۶۳
محل تولد:بتل کریک(میشیگان)
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
عکسهایی از گروه:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲4 جولای سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک بدنيا آمد. او کارش را به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های ويدئوکليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد . در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريال تلويزيونی FOX نقشهايی را به عهده بگيرد و بعد از آن در سريال رنگ زندگی به عنوان يکی از FLY GIRLS و نيز بعد از آن هم يک سری کارهای کوچک هنری را دنبال کرد که شامل نقش هايی در دو سريال ديگر و يک فيلم تلويزيونی به نام پرستاران روی خط و فيلم ديگری به نام سقوط پرواز شماره ۷ بود. او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام (خانواده من) بازی کرد و بعد از آن هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم قطار پول ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را (وسلی اسنامپرچر) و (ودی هاريسون) ايفا ميکردندو او در سال ۱۹۹۶ در فيلم جک به کارگردانی ( فرانسيس فورد) و نقش آفرينی رابين ويليامز بود ظاهر شد.
در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصوير زنده ای از خواننده پاپ (تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود .< خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است >. جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه GOLDEN GLOBE را از آن خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم ANACONDA ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزبعد از ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال فدرال( کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون استيون اسپيلبرگ به نام OUT OF SIGHT که البته بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد.
کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ IF YOU HAD MY LOVE با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش WAITING FOR TONIGHT اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست CHER رسيد .
در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم ENOUG بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها:
وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ قرار گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی MAID IN MANHATTAN بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم GIGLI هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان JERSEY GIRL بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در آن نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد. او همچنين در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده است .
حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم:
جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با ( SEAN PUFFY COMBS ) رابطه داشت . در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد .
CRIS در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ LOVE DON'T COST ATHING رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند . در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند اما بازم بعد از مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند !
و بعد از آن جنيفر در > جوئن سال ۲۰۰4 < با خواننده پاپ مارک آنتونی ازدواج کرد . مراسم عروسی آنها کاملا خصوصی بود و در لوس آنجلس برگذار شد .
Name : Jennifer Lopez
Nickname : ''La Guitarra'' (guitar shaped body)
Date of Birth : July 24, 1970
Place of Birth : New York, New York USA
Sign : Sun in Leo, Moon in Aries
Height : 5'6''
Eyes : Brown
Hair : Brown
Occupation : Singer, Actress & Model
Father : David Lopez - A computer operator
Mother : Guadalupe Lopez (School Teacher)
Sisters : Lynda & Leslie
Spouse : Ojani Noa [Divorced- February 1997 - 1998]
Fan Mail : Jennifer Lopez
C/O United Talent Agency
9560 Wilshire Blvd. Suite 500
Beverly Hills, CA 90212
خواننده پاپ انريکو خوزه مارتين مورالس پنجم (( ريکی مارتين )) در ۲4 دسامبر سال ۱۹۷۱ در سان خوان پورتريکو در يک خانواده ثروتمند به دنيا آمد . او از سن ۶ سالگی شروع به ظاهر شدن در تبليغات تلويزيونی محلی کرد . در سنين نوجوانی در سال ۱۹۸4 به خاطر علاقه شديدی که به موسيقی داشت به عضويت گروه آواز نوجوانان منودو در آمد و در طول ۵ سالی که با گروه همکاری ميکرد همراه گروه به کشورهای مختلفی سفر کرد و به عنوان يکی از خوانندگان اصلی گروه به زبان هر يک کشور های مختلف (( چند تا از کشورهايی که در آن کنسرت داشتند ! )) آواز خواند و همين به محبوبيت او اضافه کرد . او در سال ۱۹۸۹ به محدوديت سنی ۱۸ سال گروه رسيد و مجبور به ترک گروه شد و در اولين فرصت در کنار تحصيل در دوره دبيرستان اولين آلبوم خود را در سال ۱۹۸۹ به نام me amaras که توسط شرکت سونی و در نيويورک تهيه شده بود را روانه بازار کرد .
بعد از آن ريکی مارتين برای اجرای کنسرت و حمايت از آلبومش در سفری که به مکزيکو داشت مورد توجه سينما گران قرار گرفت ! و در يک سريال در نقش يک خواننده ايفای نقش کرد که بعدها نسخه سينمايی اين سريال هم با بازی ريکی مارتين روانه بازار شد . از آهنگهای معروفی هم که ريکی در اين فيلم خواند ميتوان به آهنگ telenovela alcanzaruna اشاره کرد .
سپس در سال ۱۹۹۳ به لوس آنجلس رفت و بعد از مدتی به شروع همکاری با تلويزيون آمريکايی nbc پرداخت و از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ به ايفای نقش در سريال تلويزيونی اين شبکه به نام general hospital پرداخت و بعد از آن نيز در سريال miserables بازی کرد . او در حالی که به طور فعال حرفه هنرپيشگی را دنبال ميکرد اما هنوز خوانندگی را فراموش نکرده بود و همچنان به ضبط آلبوم و اجرای کنسرت می پرداخت و در پورتريکو و جامعه اسپانيولی لاتين به طور کامل شناخته شده بود و به شهرت رسيده بود .
سومين آلبوم او در سال ۱۹۹۷ به نام A medio vivir بود و يکی از آهنگ های آلبوم هم در کارتون هرکولس وجود داشت و خود ريکی هم در نسخه اسپانيايی (( دوبله اسپانيايی )) دوبلوری و صدای شخصيت هرکولس را بر عهده داشت .
چهارمين آلبومش به نام Vuelve در سال ۱۹۹۸ منتشر شد که آهنگ موفق اين آلبوم La copa de la vida يا the cup of life بود که ريکی مارتين اين آهنگ را برای مسابقات جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ اجرا کرده است . در ادامه او در شب اجرای کنسرت مشهور Grammy (( جايزه های اين کنسرت بسيار معتبر است !!)) با عرضه کردن اولين آهنگ انگليسی خود به نام Livin يا همان La vida loca توجه همگان را جلب کرد و همين باعث شد که آلبوم او در همان ابتدا کار و در روز اول انتشارش شماره يک شود و حالا ريکی مارتين ديگر به يک شهرت جهانی دست يافته بود !. و بعد از آن نيز در سال ۲۰۰۰ به خاطر آهنگ موفق She bangs جايزه بهترين صدای مرد پاپ Grammy را بدست آورد و ديگر به طور کامل در جهان شناخته شد و اين آهنگ شهرت و پول زيادی را برای ريکی به ارمغان آورد و حالا هنوز همچنان راه او ادامه دارد .
دستت درد نکنه میلاد جان خیلی دنباله تاریخچه این گروه ها بودم امیدوارم تایپک ادامه داشته باشه
موفق باشی
بابک جان خواهش میکنم.فقط اگه بشه اسم تاپیک رو عوض کنم خیلی خوبه.اشتباهی اسم رو به جای بیوگرافی زندگینامه نوشتم حالا هم نمیتونم عوضش کنم.
در مورد پینک فلوبد جمع کردن مطالب خیلی مشکل بود و بیشتر مطاب رو از سایت هنرپیشه برداشتم
سید برت (syd barret ) به همراه راجر واترز(roger waters) و دیوید گیلمور(davidGilmour) در دبیرستانی در کمبریج هم مدرسه ای بودند.(سید برت متولد سال 1946، راجر واترز متولد سال 1944 ، دیوید گیلمور متولد سال 1945 ) بعد از اتمام دبیرستان سید به دانشکده هنردر لندن رفت و در رشته نقاشی مشغول به تحصیل شد ، واترز که به همراه نیک میسون (nick mason ) و ریچارد رایت (Richard wright) که هردو متولد سال 1945 بودند در لندن معماری می خواند گروهی به نام SIGMA تشکیل دادند که بعدها به
t.set-megadeath&screaming abdabs تغییر نام داد و سرانجام برت و یک گیتاریست جاز به نام « باب کلوز (bob close)« به آن گروه پیوستند. کمی بعد از آن« سید برت » گروه Pink Floyd را تشکیل داد که عنوان آن ترکیبی بود از نام دو نوازنده قدیمی موسیقی از جورجیای آمریکا به نامهای « پینک اندرسون» و« فلوید کانسل » .
این گروه اواخر سال 1966 به اجرای برنامه در کلوپهای زیر زمینی لندن پرداختند و در نخستین آلبوم خود آهنگ « آرنولد لِین» را بیرون داد. موسیقی ابتکاری ، اشعار نامتعارف و لهجه انگلیسی« سید برت» در تقابل با لهجه آمریکایی که بر تمامی آهنگهای راک چیرگی داشت، آنرا جزو بیست آهنگ پرفروش انگلستان قرار داد. در ما مه سال 1967 آهنگ « نواختن امیلی را ببین » منتشر شد و به جای ششم جدول صعود کرد ، دراوت همان سال نخستین آلبوم گروه « نی زن بر دروازه های سپیده دم نقش» غلبه « سید برت» را در گروه نشان داد. آوازهای این آلبوم سرشار از تصاویر کودکانه و انعکاسی از آثار« لوئیس کارول» آفریننده داستان« آلیس در سرزمین عجایب» بود و عناصر معصومیت وخوف را در هم می آمیخت. کار گیتار برت که با شیوه نامعمول ارگ نواختن ریچارد رایت کامل می شد بسیار چشمگیر بود . کمی بعد از انتشار این آلبوم رفتار برت به طرز عجیبی غیرعادی شد و رو به تباهی رفت و حتی در برخی از کنسرتها او اصلآ چیزی نمی نواخت وبی حرکت روی صحنه می ایستاد. در سال 1968 « دیوید گیلمور» که درآن زمان دانشجوی زبانهای مدرن بود به گروه ملحق شد. بدون اشعار برت گروه بخت چندانی برای موفقیت در آهنگهای تک نداشت درعوض گروه کار خود را بر اجراهای زنده متمرکز کرد و پیشگام کنسرت در هاید پارک لندن شد.آلبوم« یک نلعبکی پر از راز» نشان داد که گروه می تواند به حیات خود ادامه دهد ودر این آلبوم از کار الکترونیکی و همسرایی« راجر واترز» بویژه در آهنگ« دستگاهها را روی قلب خورشید تنظیم کن» بهره گیری شد. کنسرتهای بعدی نوآوری و قدرت تخیل گروه را در استفاده از نور پردازیهای مدرن و بکارگیری صوت شفاف نشان داد.
موسیقی این گروه از دیر باز برای شنوندگان بسیاری در بیرون از انگلستان که زادگاه آن بود وحتی جهان غرب جاذبه ای جادویی داشت.
گروهی این جاذبه را به کاربرد نوآورانه وهوشمندانه سازهای الکترونیکی مانند کیبورد و گیتار الکتریکی وترکیب آن با جلوه های صوتی مانند« صدای انفجار، تیک تیک ساعت ، گریه کودک و... نسبت می دهند وعده ای دیگر متفاوت بودن مایه ها و نغمه های موسیقیایی به کار رفته در تصنیف را در این امر سهیم می دانند. گروه سومی نیز بر این باورند که «اجراهای زنده و تکان دهنده ، ترکیب شگفت انگیزجلوه های نوری و جلوه های تأتری نمادهای آشنایی چون هواییمایی که منفجر میشود یا تصاویری که در بالای سر گروه نقش می بندد با کیفیت سحرانگیزی صدای کوادروفونیک وجه تمایز Pink Floyd از دیگران است ونیز هستند بسیار کسانی که اشعار معنی دار تلخ و نامتعارف گروه را همچون صدای اعتراضی علیه نظم موجود عامل موثری در گستردگی مخاطبان این نوع موسیقی می شمارند.
در کنار این برداشت ها عامل دیگری باعث شده تا افسانه ها و تصورات گوناگون درباره گروه و اعضای آن بر سر زبان ها بیافتد که در بیشتر موارد فرسنگها ازحقیقت دوراست این عامل ، گمنام و ناشناس بودن تک تک اعضای گروه است.
اعضای این گروه هرگز به صورت ستاره های موسیقی عامیانه مانند «بیتل ها» و یا « رولینگ استونز» مطرح نبودند و خود همواره بر این گمنامی اصرار داشتند. در نتیجه بعد از سی سال فعالیت خلاقانه هنری وآفریدن تعدادی از پرفروشترین آلبوم های دوران ، هویت و زندگی اعضای گروه همواره در سایه کیفیت آثار واجراهای زنده آن ها گم شده است.
بزرگ ترین کنسرت گروه در سال 1994 و برای زنده نگه داشتن آهنگهای قدیمی برگزار شد و در حدود 80 تا 100 هزار نفر بیننده کنسرت بودند و بازمانده های گروه در خوابی عمیق فرو رفتند.
پینک فلوید تنها گروه موسیقی در جهان بود که گفت:
ما برای دل خود میخوانیم نه برای مردم
گروه نیروانا که یکی از محبوب ترین گروه های دهه 90 است در سال 1988 در Aberdeen واشنگتن در امریکا تشکیل شد و اعضای ان را Kurt Cobain که در 20 فوریه 1967 در Hoquiam به دنیا امد و در 5 اوریل 1994 در سیاتل خودکشی کرد . Krist Novoselic نوازنده گیتار باس متولد 16 می 1969 و Dave Grohl نوازنده درامز متولد 14 جون 1969 تشکیل می دهند . کرت توضیح می دهد که Grohl در واقع حدودا ششمین درامر ما بود که قبلا با گروه های دیگری کار کرده بود و بعد به ما پیوست . این گروه سه نفره پس از مضای قرار داد با کمپانی Seattle- based Sub pop Records اولین اهنگ خود را با نام Love Buzz/Big Cheese را منتشر کردند.
Jason Everman که دومین گیتاریست انها بود و بعد ها در البوم Bleach به انها پیوست و دستمزدی حدود ششصد دلار داشت . با وجود انکه عکس او روی جلد چاپ شد اما در ضبط نهایی هیچ قطعه ای را نزد و می خواست که به Mind Funk . Soundgarden یا Shunk بپیو ندد . این مجموعه توانایی نیروانا را در هماهنگ کردن ریف های سنگین و ملودی ها نشان داد و به سرعت بر تعداد هواداران شان افزود .
Channing ( درامر اول انها ) پس از یک تور اروپایی گروه را ترک کرد . پیدا کردن جایگزین برای اون سخت به نظر می رسید . اما Dan Peters از Mudhoney موقتا به انها پیوست . او در سال 1990 نیروانا را برای تک اهنگ Silver همراهی کرد . دیو گرول درامر جدید با ورود خود حسی از پایداری و دوام به گروه بخشید . گروه با ترکیب جدید خود کمپانی Geffen Records قرار دادی ابرومندانه می بندد . بستن این قرار داد البوم Nevermind را در پی داشت که موجب انفجار نام گروه در سطح جهانی شد . البوم مجموعه ای از قطعات مبهوت کننده بود که مرز های پیشین را در هم می شکست . خصوصا با ساختار متن Slow verse/Fast Chorus ان هم نیز این البوم ( زیر فرهنگ )((sub cultura Grunge ان را از زیر زمین بیرون اورد . و در سال 1992 در صدر جداول امریکا قرار گرفت و سایه ای بر کسانی چون مایکل جکسون (منو ببخشید که اسم این مرتیکه چندش اور رو اوردم ) و Dire Straits انداخت . نخستین قطعه البوم با نام Smells Like Teen Spirit در انگلستان رتبه اول را کسب کرد و پس از ان تحسین و مقبولیتی همه گیر را نصیب نیروانا کرد . در سال 1992 کرت با Courtney Love ازدواج می کند و حاصل ازدواج انها دختری با نام (فرانسیس) است . بسیار قابل پیش بینی بود که کرت با چنین محبوبیتی سخنگوی نسل خود شود . نخستین داستان بزرگ انها زمانی بود که مقاله ای در Vanity Fayre به چاپ رسید و در ان ادعا شد که Love در زمان بارداری هروئین مصرف می کرده و این باعث شد که انها در ماه اول تولد فرانسیس اجازه تنها ماندن با فرزندشان را نداشته باشند .
مصاحبه های انها بازگو کننده دشواری های پیش امده بر سر ضبط البوم بعدی بود که البته شایعه مصرف مواد مخدر به وسیله کوبین که به گفته خودش برای تسکین دردهای شکمی اش بود ... در ان بی تاثیر نبود . در همان زمان ضبط In Utero هم با مشکلاتی همراه شد به طوری که وقتی البوم منتشر شد تاثیر ان مثل Nevermind سریع نبود هر چند اهنگ سازی کوبین در قطعاتی چون Penny Royal tea . All Apologies و Rape me پیشرفت کرده بود .
انتشار MTV Unplogged در نیویورک راحتی اندکی به هواداران کوبین بخشید زیرا اجرای این برنامه نشان از درک و همشمندی خواننده داشت . در این برنامه گروه تعداد زیادی از قطعات دیگران را دوباره اجرا کرد و با اجرای تازه از قطعات خود و برنامه ان شب را به یکی از احساس بر انگیز تزین صحنه ها و اواهای دهه 90 بدل کرد . حرکت به سوی نابودی در سال 1994 افزایش یافت . به طوری که پیش از ان که به سیاتل برگردد و در پنجم اوریل خودکشی کند . در حین اجرای کنسرت در ایتالیا به کما فرو رفت که تماما نشان از یک خودکشی ناموفق داشت.
مردی که مدت زیادی با این نظریه که :( نیروانا فقط یک گروه پانک است ) مخالفت شدید می کرد عاقبت بدست موفقیتی که او و گروهش را پشت سر گذاشت نابود شد . پس از مرگ کرت کوبین اعضای گروه هر کدام سعی کردند گروه های خود را تشکیل دهند و یا به کسان دیگر بپیوندند .
نیروانا را میتوان پرچم دار و سلطان سبک (( گرانج )) نامید که تاثیر به سزایی بر گروه هایی که پس از انها فعالیت خود را شروع کردند داشت
میلاد جان اگه به میثم جان pm بدین ایشون درستش می کنه واقعا تایپکه عالییه امیدورام موفق باشی
چشم.حتما میگم.ولی میگم شما فقط به این تاپیک لطف داری .استقبال کم یکم.
من فردا دوباره چند تا بیوگرافی میذارم.شما درخواست کنید شاید براتون بذارم)اگه گیر بیارم(
سلام دستت درد نكنه تاپيك جالبيه
موفق باشي
از۹ سال پيش تاكنون كه اولين آلبوم جيپسي كينگز به عنوان پر استقبالترين آلبوم بين المللي معرفي گرديد هيچ گروه ديگري قادر به كسب چنين محبوبيتي نشده است و اين گروه كماكان پر طرفدارترين گروه موسيقي در جهان محسوب ميگردد .تمامي اعضاي اين گروه از اهالي جنوب فرانسه ميباشند كه در اجتماع كولي ها در دامنه هاي ارلز متولد شده اند.
در دو دهه پیش هنگامی که تهی مایه های انگلیسی و آمریکائی فوج فوج آوازهای (پاپ) را با سینتی سایزرها زمزمه می کردند و سعی داشتن با ظاهر و حرکات عجیب و غریب نگاه ها را به سوی خود جلب کنند،سر بر آوردن و موفقیت گروه نو پا چون جیبسی کینگز بعید می نمود.
آنان کار خود را از کاروانها و اطراف کولی ها در آرلس و مونت پلیه واقع در جنوب فرانسه آغاز کردند.در ابتدای کار، نوای گیتارشان خالی از اشتباه نبود و موجی از ریشخند و تمسخر را بسوی آنها برانگیخت،
ولی از آنجا که نوآوری درتمامی عرصه ها مجموعه از پیام نو،جسارت و پیگیری را می طلبد و در گستره هنر افزون بر همه اینها ارتعاش روح آدمی برترین کلام است،جیپسی کینگز بی اعتنا به واکنش های دلسرد کننده نخستین،به فعالیت های خود ادامه داد
تا آنجا که به عنوان قطبی غالب و صاحب سبکی خاص در دنیا شناخته شدو بسیاری از هنرمندان بنام جهان موسیقی را به ستایش هنر بدیع خود واداشت.
آوای برادرن (ری) و (بالیاردو) با آن لحجه عجیب و کولی وار ، واگویه روانی است ازعشق نهفته وجود آدمی ، عشق به آزادی ، عشق به زیستن ، عشق به هم نوع و ستایش زیبائی و جلوه های گوناگون آن و در نهایت ، مهر ورزی جاودانه به آفریننده تمامی اینها
نوای روح نواز این گروه که بر خواسته از هنر جاری و مردمی نژادهای گوناگون اسپانیائی ، فرانسوی و آفریقای شمالی می باشد و در فرهنگ چند آمیزه ای کولی ها تجلی یافته ،دلهای مشتاق موسیقی را در جای جای جهان به لرزه در می آورد
و به سادگی دست احساسشان را دست در دست هم می نهد. این چند آمیزگی و درون مایه غنی فرهنگی را باید یکی از عوامل مهم موفقیت گروه جیبسی کینگز دانست.
بافت فامیلی این گروه نیز همچون موسیقی آنها ترکیبی ساده وم مردمی دارد. آنها چند برادر ، پسر عمو و پسر دایی هستند که هم دوش هم می خوانند و با تک نوازی گیتارشان جهانی را کولی وار به وجد می آورند.
ريشه هاي تاريخي اين گروه را بايد در (خوزه ريز) خواننده مشهور فلامنكو جستجو كرد. وي به همراه پسرانش نيكولاس ٫ كنت و پل گروهي بنام ريزها (Los Reyes) تشكيل داد و مدتها به هنر نمايي پرداختند
سالها بعد پس از مرگ پدر برادران ريز در يكي از اعياد سالانه كوليها بصورت نسبتا اتفاقي برادران مسثعد بالياردو را كه از اقوام خود بودند را ملاقات كردند.
از انجايي كه برادران ريز با توجه به تعليمات پدرشان بيشتر در آواز خواني مهارت داشتند تا در نواختن گيتار و بر عكس برادران بالياردو كه تخت تاثير مانتياس دپلاتا نوازنده معروف گيتار فلامنكو بوده اند
در نوازندگي گيتار از قابليتهاي چشمگيرتري برخوردار بودند هر دو خانواده مصمم شده اند با تشكيل گروهي متحد مكمل هنر يكديگر باشند.اين گروه كه نام جيپسي كينگز را براي خود بر گزيد
آواز خوان اصلی آنها (نیکولاس ری) پسر خواننده مشهورفلامنکو(خوزه ری)است که همراه خواننده دیگر این گروه (مانتیاس دپلاتاس) در دهه های شصت و هفتاد به قله های بلند موفقیت دست یافته و میلیون ها نسخه از کار هایشان را به فروش رساندند
و همچنین طی همه سالهای فعالیت جیبسی کینگز آوازه خوان ها و گیتاریستهای از خوانواده (ری) (فرانکو،کانت،نیکولاس،پابل و پاچای) و خانواده های (بالیاردو)(دیه گو،پاکو و تونینو) نیز در آن هنر نمایی کردند.
پس از سالها هنرنمايي چشمگير در اواخردهه ۸۰80 صداي موطن خود را به گوش شنوندگان سرتاسر اروپا و امريكا برساند.مشكل بتوان نوع موسيقي اين گروه را با معيارهاي متداول طبقه بندي نمود زيرا موسيقي جيپسي كينگز كه اصولا محلي-عامي ميباشد را با ساز گيتار و بر اساس فلامنكوي سنتی اجرا مينمايند
نکته: گروه جیپسی گينک را نميتوان اجرا کننده موسيقی فلامنکو دانست بلکه اين گروه بنوعی در اجرای آهنگها و قطعات از موسيقی فلامنکو بخصوص از تکنيکهايش بهره گرفته است.
از طرف ديگر جهت كسب محبوبيت بين المللي اخيرا از سازهاي مدرن نيز استفاده ميكند . با اين وجود مشخصه هاي كلي اين گروه شامل:
ريتم يكنواخت كه اغلب رومبا ميباشد
- همخواني ( آواز خواني چند خواننده بطور همزمان) -
استفاده از ساز گيتار به عنوان ساز اصلي
- آواز خواني با لهجه جيتانه(Gitane)
كه لهجه كولي ها و تركيبي از فرانسوي و اسپانيايي است و پالماس ( دست زدن ) ميباشد . تكنواز اصلي گروه تونينو بالياردو است.
تكنوازي هاي او خالق چنان لحظات زيبايي ميشود كه با ظرافت اشعار شعله ور ميگردند. اين اشعار اغلب با صداي خشدار و پر احساس نيكولاس ريز و آندره ريز متجلي ميگردند
هنگامی به عظمت و پیروزی این گروه پی میبریم که به اجراهای متعدد، انبوه جوایز کسب شده توسط آنان، مرورهای فراوانی که بطور مداوم بر کارهایشان می شود و فروش چشمگیر آلبوم های آنها توجه کنیم.
نخستین حضور واقعی جیبسی کینگز در عرصه موسیقی در سال 1988 بودکه با قرار گرفتن در ردیف (10) آلبوم پر فروش سال در چندین کشور جهان به در یافت جوایز بسیاری نائل آمدند
ازآن پس انتشار پی در پی آلبوم های متنوع و زیبا مکانی دائمی را در تابلوی اعلانات موسیقی جهان برای این گروه گشود.
هر آلبوم جدید آنها بدون استثنا رده های نخست را در فهرست موسیقی پاپ و لاتین کسب می کرد و این صعودی بی سابقه بود،زیرا تا آن زمان موسیقی غیر انگلیسی زبان موفق به کسب آن مراتب در جهان موسیقی به ویژه در آمریکا نشده بود.
علاوه بر تمام این موفقیت ها در سال (1994) این گروه به عنوان (برترین هنرمندان جهان موسیقی) نیز شناخته شدند.
یکی دیگر ازویژگی های برجسته این گروه ارائه موسیقی بدون کلام می باشد که اغلب نواهای بوجود آورنده این آهنگها ترکیبی بوده ودر مانوس پیشین نمی گنجد.
همین ویژگی بر شهرت جهانگیر جیبسی کینگز بیش از پیش می افزایدو جانهای بی قرار بیشتری را به سوی آنها می کشدتا در سایه هنرشان دمی بیاسایند
آلبوم گوناگون(1989)
در کشور فرانسه شهر پاریس در استودیوی پاته مارکونی در ماه های ژوئن، ژوئیه و سپتامبر ضبط شده است.
این آلبوم موفق بدریافت پانزده جایزه شده و همچنین جزو ده آلبوم پر فروش در دوازده کشور جهان بوده است.
آلبوم خوشبختی(1990):
این آلبوم در کشور فرانسه در شهر پانتین در استودیوی هری سان طی سالهای 1982 تا 1983 ضبط شده است.تمامی ترانه های این آلبوم توسط نیکولاس ری سروده شده است.
آلبوم این جهان(1991):
در کشور فرانسه شهر بولان در استودیوی پاته مارکونی ضبط شده است.
ترانه "بی او" در سال 1991 توسط پیتر ویر بعنوان موسیقی فیلم بدون ترس انتخاب شد.
آلبوم زنده(1993):
این آلبوم بصورت زنده در سال 1991 شده و تمام ترانه ها توسط اعضای گروه سروه شده است.البته بجز ترانه "او را دوست دارم" که کاری از جی.پاتراک وجرج ری است.
آلبوم عشق و آزادی(1993):
این آلبوم در شهر سورسنس فرانسه در استودیوی گوایلام ضبط شده است.
این آلبوم 2 سال بعد یعنی 1995 نامزد جایزه گرمی بعنوان بهترین آلبوم موسیقی سال شناخته شد
آلبوم بهترینهای جیپسی کینگز(1995):
این آلبوم گلچینی از کارهای قبلی بهمراه آهنگ جدیدی بنام "در کنار تو"میباشد.
آلبوم سرزمین کولی ها(1996):
این آلبوم در شهر میراوال کشور فرانسه در استودیوی میراوال و قسمتی از آن نیز در نیویورک در استودیوی Right Track ضبط شده است.
آلبوم جام (1997):
این آلبوم نیز در سال 1998 نامزد جایزه گرمی بهترین آلبوم موسیقی سال شناخته شد
این بیوگرافی از چند وبلاگ ایرانی و خارجی جمع آوری شده...
سبک موسيقی : Pop , Dance , Reggae
اعضای گروه : Malin Berggren وJenny Berggren وJonas Berggren وUlf Ekberg
مليت : سوئدی
بهترين Single ها از لحاظ جدول فروش در اروپا : “All That She Wants” و “The Sign” و “Don’t Turn Around” و “Life Is A Flower” و “Cruel Summer” و “Unspeakable” و “Da Capo”
سال شروع به کار : ۱۹۹۳
آخرين آلبوم : “Da Capo” در سال ۲۰۰۲
بيوگرافی : دو سوئدی بلند پرواز که گاه گاهی هم با کامپيوتر يه کارايی هم ميکردن..Ulk و Jonas يه روز تصميم گرفتن يه آهنگی رو با Synth های جديد کامپيوتری ارزان قيمت بسازن...در اين حين بود که اونا دنبال خواننده ميگشتن و چه کسايی بهتر از خواهر هایJonas که هم خوش قيافه بودند و هم صدای خوبی داشتند...اين شد که در سال 1993 گروه کاره خودش رو با “All That She Wants” شروع کرد به اميد روزی که به موفقيت برسه..ولی در همون ابتدا اين Single به صدر جدول فروش کشورهای اروپايی رفت و حتی در استراليا و آمريکا هم در Top Ten قرار گرفت.. و اين شد که انتظارات از اين گروه بيشتر شد ...در ادامه با “Wheel Of Fortune”, “Happy Nation”, “Waiting For Magic” کاره خوشون رو ادامه دادن و طرفداران زيادی هم پيدا کردن...بالاخره در اواخر سال ۱۹۹۳ البوم اول به بازار اومد و فروش زيادی هم داشت...خود اعضای گروه هم باور نمی کردن که بتونن در عرض مدت يکسال به چنين موفقيتی برسند....خودشون رمز موفقيتشون رو در سادگی و روانی شعر های اون ميدونن .....ولی خب همه ما ميدونيم آهنگ های ترکيبی Pop/Reggae هميشه خوب از آب در نمی ياد ولی رمز ترکيب اين دو رو اونا ميدونستن....در سال ۱۹۹۵ هم با البوم THE BRIDGE تونستن موفقيت هايی رو بدست بيارن ولی همه منتظر آهنگ هايی شبيه به همون البوم اول و به نوعی جديد هم بودن ..برای همين بود که در سال ۱۹۹۸ البوم إFLOWERS به طور کلی با همه ی البوم های اونا فرق داشت....آهنگ های جديدی مثل Cruel Summer , Life Is A Flower باعث شد که باز هم بازار اونا گرم بشه....ولی همه منتظر البوم بعدی بودن....به دلايلی گروه ۴ سال البوم نداد و دليلش رو هم من نمی دونم ولی به هر حال انتظار ها به پايان رسيد و گروه در سال ۲۰۰۲ با البوم Da Capo به صدر جدول فروش بازگشت....اين بار البوم پر بود از آهنگ های از سبک قديم گروه و آهنگ های فوق العاده ای که جديد بودن....نمونه اونUnspeakable که واقعا فوق العاده اس و يا خوده Da capo که Dance هست و واقعا زيباست...اين البوم آخر رو حتما گوش بدين فوق العاده اس....
>برداشته شده از وبلاگ آقا فرشاد <
دوست من از شما تشكر مي كنم منم گفتم يه بيگرافي از گروه تاتو بذارم
اميدوارم جالب باشه(البته با اجازه ) :)
بیوگرافی Tatu
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
یولیا (که در زبان انگلیسی جولیا تلفظ می شود ) Yulia Olegovanvokava و اِلن (همان لنا )Elene seveevan Katina که هر دو متولد روسیه می باشند فاصله سنی زیادی با یکدیگر ندارند لنا در 4 اکتبر 1984 و جولیا در 20 فیبریه 1985 به دنیا آمد.
جولیا و لنا از همان کودکی با یکدیگر دوست بودند دوره کودکی و جوانی فعالی را پشت سر گذاشتند و سرگرمی های زیادی چون اسکی ، کلاسهای دنس و شنا ا را با یکدیگر داشتندلبته جولیا چند سالی به کلاس تنیس می رفت. جولیا و لنا هر دو می خواستند در آینده خواننده بشوند و برای رسیدن به این مهم تلاش های زیادی کردند.
لنا از سال 1994 تا 1997 عضود گروه پاپ محلی چیلدرن بود و بعد از آن به گروهی که جولیا در آن عضو بود ملحق شد .
در سال 1998 جولیا به خاطر رفتارش از گروه اخراج شد وبه گروهی دیگری پیوست اما لنا یک سال دیگر درهمان گروه ماند. در این حین که هر دوکه به تحصیل مشغول بودند و وقتهای آزاد شان را پیانو تمرین می کردند.
در سال 2000 ایوان شاپاپلوف تصمیم می گیرد تا یک گروه پاپ تشکیل دهد و بعد از تست کردن از افراد زیادی جولیا و لنا را به عنوان بهترین برای گروه خود انتخاب می کند و آن دو گروهی با دو خواننده تشکیل دادند.
در اکتبر همان سال T.A.T.U اولین آهنگ و ودیو کلیپ خود را با نام Ya shoshla S Yuma ( که به انگلیسی یعنی I've lost my Mind و به فارسی می توان آن را :هوش خود را از دست داده ام ترجمه کرد ضبط کردند. کار خوب از کار در آمد و طرفداران زیادی به دست آورد .
بعد از این کار آنها توری به شهرهای روسیه داشتند .جولیا و لنا در این تور ملاقاتهای روتینی با کارگردانان و تهیه کنندگان داشتند که بعضی از کارگردانان پیشنهادهایی در مورد رفتارشان ،حرکاتشان و رقصشان در صحنه نمایش می دادند و راهنمایی اشان می کردند.
اما بعد از دو سال انتظار در روسیه یک تور بین المللی به کشورهایی چون آلمان ، بلغارستان و جمهوری چکسلواکی برای جولیا و لنا فراهم شد.
اما تمام مشکلات برای این گروه زمانی مرتفع شد که دومین آلبوم خود را به زبان انگلیسی برای ریلیز در کشورهای United Kingdom (لندن) و آلمان آماده کردند.این پروژه توسط تهیه کننده مشهور موسیقی پاپ ترورهورن تهیه شد و نام این آلبوم 200Km/h در مسیر اشتباه بود.
در آپریل همان سال جولیا و لنا برای افزایش سطح زبان انگلیسی اشان به آمریکا سفر کردند .و در همین کشود چند آهنگ خود را ضبط و برای پخش در شبکه های مختلف تلویزیونی ورادیویی آماده کردند.
و در ماه سپتامبر همان سال ویدیو کلیپی و آهنگ «تمام چیزهایی که او (دختر) می گفت »از آنها پخش شد این آهنگ شکست خورد اما بلافاصله آهنگ و ودیویک کلیپ Not Goanna Get US از آنها در شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیویی در آمریکا و کشورهای مختلف پخش شد وتبدیل به یکی از پرفروش ترین آهنگ های روسیه شد.
فعالیتهای هنری آنها باعث این نشد که آن دو درس و مدرسه را فراموش کنند جولیا در مدرسه موسیقی و لنا در رشته روان شناسی در دانشگاه مشغول به تحصیل می باشد.
سلام
از رپر ها هم بنويسين
مرسي خيلي تاپيك توپيه
ممنون Gilopa جان [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اگه بيو گرافي Sting و رام اشتين هم پيدا كردي بزار
:happy: :happy: :happy: واسه گروه system of a down رو هم بزاريد
مرسي
Sting، یکى از مطرحترین چهره هاى موسیقى پاپ در دنیا و همچنین یکى از معروفترین خوانندگان و موزیسینهاى مدافع حقوق بشر و حامى حفظ محیط زیست چندى پیش تور کنسرتهاش در آلمان را در شهر مونیخ به پایان برد و مجموعه اى از ترانه هاى آخرین آلبومش یعنى Sacred Love عشق مقدس و همچنین قطعاتى جاودانى و قدیمى از یک عمر فعالیتهاى هنریش را به طرفداراش عرضه کرد.نقل قول:
جدائى Sting از گروه Police در سال ۱۹۸۴، اونهم بعد از هفت سال فعالیت موفق، همگى طرفدارهاى این گروه رو شوکه کرد، اما براى خود استینگ قدمى بود بس مهم و موفقیت آمیز.
او که در گذشته معلم ورزش و زبان انگلیسى بود، پس از جدائیش از Police سبک کارش را تغییر داد و برعکس ساخته هاى این گروه که در آنها رگه هائى از موسیقى راک و فانک با موسیقى پاپ پیوند خورده بود، عناصرى از موسیقى Jazz، موسیقى کلاسیک، موسیقى هاى بومى، موسیقى Country و Reggae را وارد ساخته هایش کرد. خودش هم نوازندگى گیتار باس را کم و بیش کنار گذاشت و سراغ گیتار رفت. اولین آلبوم سلوى Sting تحت عنوان The Dream of the Blue Turtles در سال ۱۹۸۵ منتشر شد و موفقیت زیادى کسب کرد.
او که در سال ۱۹۵۱ در نیوکاسلِ انگلیس به دنیا آمده، در عرصه آهنگسازى و ترانه سرائى، یکى مطرحترین چهره هاى دنیا محسوب میشود و از شخصیتهائى است که در موسیقى پاپ تاثیر و نفوذ زیادى داشته. نکته درخور توجه این که موفقیت Sting لحظه اى و کوتاه نبوده، بلکه او توانسته جایگاه و موفقیتش را در طى سالهاى متمادى حفظ کند.
سیر صعودى استینگ در واقع از سال ۱۹۷۷ تا به حال ادامه دارد، یعنى از زمانى که به همراهى Stewart Copeland و Andy Summer گروه Police را به راه انداخت. بد نیست بدانید که اسم واقعى استینگ Gordon Sumner است و به خاطر علاقه اش به پولوورهاى راه راه زرد و سیاه، از همان دوران نوجوونى به Sting، به معنى تیغ و یا نیش شهرت پیدا کرده.
شکى نیست که Sting از معدود هنرمندهائى در عالم موسیقى است که در عرصه مسائل سیاسى و اجتماعى بسیار فعال هستند. این را از جمله میتوان در آخرین آلبومش یعنى عشق مقدس دید که از زمان انتشارش تا به حال جایزه هاى صفحه طلائى و پلاتین زیادى کسب کرده و بسیار موفق بوده.
همانطور که اشاره شد، یکى از ویژگیهاى این خواننده، موضعگیرى و اظهار نظر در مورد مسائل سیاسى و اجتماعى روز است. Sting در این راستا، از همان دهه هشتاد میلادى سعى کرده که از شهرت و محبوبیت خود نهایت استفاده را بکند. او علاوه بر تأسیس بنیادى به اسم Rainforest Foundation براى حفظ جنگهاى آمازون، در سازمان Green Peace و سازمان عفو بین الملل فعالیت دارد.
در سال ۱۹۹۹، Sting آلبومى به اسم Brand New Day منتشر کرد که بسیار موفق بود و یکى از ترانه هاش به اسم Desert Rose هم با توجه به همکاریش با شب مامى، یکى از خوانندگان معروف جهان عرب، محبوبیت زیادى کسب کرد. بعد از انتشار این آلبوم، Sting دست به برگزارى کنسرتهاى متعددى در کشورهاى عربى از جمله دبى، عمان و قاهره زد. که البته کنسرتش در مصر در دامان اهرام ثلاثه، نقطه اوج این برنامه ها بود.
ناگفته نماند که ترانه Desert Rose در قالب سى دى تک آهنگى هم روانه بازار شد. خود Sting میگوید: “وقتى من به تهیه کننده هاى کارهایم گفتم که میخواهم این ترانه را درآمریکا در قالب سى دى سینگل دربیاورم، شوکه شدند و گفتند هیچ فرستنده رادیوئى این ترانه را پخش نخواهد کرد، چون خواننده اى در آن به عربى میخواند. من هم در جواب گفتم که این مسئله برام مهم نیست و فرقى نمیکند.”
پافشارى و تلاش Sting هم در این راه و در عمل نتیجه بخش بود، خودش متذکر میشود: ”ترانه Desert Rose در تمام دنیا مشهور شد، در آمریکا، در کشورهاى عربى، در اروپا و حتى در اسرائیل. با وجود این ما نتونستیم کمکى به پیشرفت فرایند صلح خاورمیانه بکنیم.”بازتاب فعالیتها، نظرات و تأملات Sting درباره مسائل سیاسى و اجتماعى جهان را میتوان در آلبومهاى او دید، از جمله همین آلبوم آخرش. آلبوم عشق مقدس، یک آلبوم خالص سیاسى نیست، اما به گونه اى واکنش Sting است به فاجعه یازدهم سپتامبر که در جریان آن شمارى از دوستهاش را از دست داد.
دوازه قطعه آلبوم Sacred Love از عشق میگویند، از مرگ، جدائى و جنگ و همگى این ترانه ها در پس نواى تیره شان، لحنى امیدارکننده دارند و از عشقى سخن میگویند که میتواند، نجاتبخش روزهاى انسانها باشد.
باید گفت که ترانه هاى این آلبوم، از پیچیدگى خاصى برخوردارند و شاید گاهى براى شنونده دیرهضم باشند. با وجود این، قطعات آلبوم با توجه به ترکیب سالمشان از موسیقى پاپ، موسیقى بومى، Soul ، Country و موسیقى آمریکاى لاتین ، شنیدنى هستند.
حضور سبکها و عناصر گوناگون، یکى از بارزترین ویژگیهاى آخرین آلبوم استینگ است. براى نمونه در یکى از قطعات به اسم Send Your Love که حالا با هم میشنویم، Vincente Amigo، یکى از نوازندگان چیره دست گیتار فلامنکو، گوشه هائى به شکل سلو اجرا میکند و طبیعیست که در قطعه اى به این سبک، جاى کاستانیت یا قاشقک نباید خالى باشد. در قطعه اى دیگر به اسم کتاب زندگى من، The Book of my life ، انوشکا شانکار، دختر رواى شانکار، نوازنده اسطوره اى سى تار، همکارى داشته است.
انتشار آلبومهاى موفق و برگزارى کنسرتهاى متعدد در سراسر جهان نشاندهنده محبوبیت و جذابیت Sting و موسیقى او است. آلبومهایش در سراسر دنیا تا به حال ۷۰ میلیون بار به فروش رفته و خودش هم شش بار موفق به دریافت جایزه معروف Grammy شده. تلاشهاى پیگیر و فعالیت بى وقفه اش براى برخورد با مسائل سیاسى و اجتماعى حتى باعث شد که Sting در سال ۲۰۰۳ در حاشیه برگزارى مراسم اعطاى جوایز Grammy، به پاس خدمات بشردوستانه اش، به عنوان شخصیت سال انتخاب شود.
بد نیست به این هم اشاره کنیم که استینگ در نوسیندگى هم تجربه هائى کسب کرده و سال گذشته بیوگرافى خودنوشته اش رو تحت عنوان Broken Music، موزیک شکسته منتشر کرد که به زبان آلمانى هم ترجمه شده است. در این کتاب Sting از کودکیش میگوید و از سختیها و رنجهائى که در آن دوران متحمل شده، تا قدم به صحنه عالم موسیقى بگذارد.
او اولین تجربیات پیش و پاافتاده اش را در همون دوران بچگى با پیانوى مادربزرگش کسب کرد و سعى داشت که درد و اختلاف و جدائى پدر و مادرش را با موسیقى تسکین ببخشد. خودش دراین باره میگوید: ”موسیقى براى من نیروئى درمان بخش بوده و هنوز هم هست.” Sting در دوران نوجوانى و جوانى، به عنوان کمک راننده اتوبوس، کمک کارگر سر ساختمان، کارمند اداره دارائى و بالاخره به عنوان معلم کسب درآمد میکرد.
در اوسط دهه هفتاد به همراهى زن و نوزادش، بدون پول و سرمایه راهى لندن میشود و درآونجاست که گروه سه نفره Police شکل میگیرد. در سال ۱۹۷۸ترانه Roxanne پلى میشود براى رسیدن این گروه به شهرت و موفقیت و بیوگرافى خودنوشته Sting هم سرگذشت، خاطرات و تجربیات او را تا همین مقطع دربر میگیرد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مطالب از وبلاگ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] برداشت شده
اینکه این مطالب نتیجه تلاش خودشونه یا این وبلاگم از جایی برداشته ،نمی دانم
به هر حال زحمت هر کسی هست دستش درد نکنه
سلام دوست من .اول خیلی خیلی ممنون بابت زندگی نامه بر و بچز خواننده بخصوص جناب ریکی مارتین و tatu
اگه لطف کنی و بیو گرافی scooter رو هم بذاری خیلی خیلی ممنون میشم
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] سلام عزيزان
درباره ماريا كري هم برام بفرستيد لطفا
ممنون ميشم
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
لوگوی اسکوتر
بیوگرافی گروه اسکوتر(scooter):
اسکوتر نام یک گروه تکنوی(Happy hardcore) آلمانی است که در ابتدا اعضای این گروه متشکل بود از Jens Thele(مدیر)، H.P baxxter:(خواننده-نام واقعی:Hans-Peter Geerdes-متولد 1966) ، Rick j jordan(آهنگساز اول،متخصص صدا و ملودی موزیک،نام واقعی:Hendrik Stedler-متولد 1968) و ferris bueller(آهنگساز دوم،تنظیم کننده ی ریتم و بیس موزیک،پسرعمه ی خواننده-نام واقعی:Sören Bühler -متولد:1971) .سه نفر از این افراد عضو ثابت هستند و تنها عضو تغییر پذیر اهنگساز دوم است که در طول زمان جایش را به کس دیگری می دهد.
البته پیش از تشکیل اسکوتر،H.P و rick به همراه چند آهنگساز سینتی پاپ دیگر گروه پاپ celebrate the nun را در سال 1986تشکیل داده بودند.پس از آن در سال 1993 آن دو اول با Jens thele و سپس با ferris bueller آشنا می شوند و با هم گروه ریمیکسی به نام The loop تشکیل می دهند که پس از یافتن استعداد بالای خود در این زمینه(با مطرح شدن به عنوان یکی از گروه های خوب ریمیکس در آلمان)تصمیم به ایجاد یک پروژه ی موزیک معمولی تحت نام اسکوتر در شهر هانوفر می کنند و اولین سینگل خود به نام valle de larmes را منتشر می کنند که سریعا در چارت آلمان در رتبه ی 8 قرار می گیرد.بعد از این موفقیت بود که آنها پروژه ی کوچک خود را تبدیل به یک گروه مشهور بین المللی می کنند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مدیر jens thele همیشه پشت صحنه است و در امور مالی-تجاری گروه را یاری می کند و بعضی مواقع نیز در ساخت موزیک ایده های نوینش را ارائه می کند!بله او قبلا یک دی جی بوده است و تجربیات زیادی در این زمینه دارد.در واقع بخش زیادی از مشهور شدن اسکوتر مدیون توانایی او در زمینه ی بازاریابی و تبلیغ گروه است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مرد اول حاضر در صحنه،کسی که همیشه مردم او را به عنوان نماد اسکوتر(و حتی بعضی او را اسکوتر خطاب می کنند!)می شناسند یعنی H.P baxxter.توانایی او در به هیجان آوردن هواداران و شنوندگان اعجاب انگیز است!کسی که تپش موزیک را دو چندان می کند با جیغ ها و فریاد های بلند و بر انگیزنده!"کاری را که نمی توانی انجام دهی پیدا کن و سپس برو و انجامش بده!"نقل قول مورد علاقه ی اوست و اشاره می کند به تاثیر این سخن در موفقیت بالای اسکوتر.او نه تنها در سرودن ترانه های شیرین و در خور تکنو،بلکه در نواختن گیتار هم توانایی هایی دارد که در بعضی از آهنگ های گروه نمود یافته است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Rick j jordan تکنیسین فنی موزیک و صداست و شغل او در اسکوتر به اندازه ی کار H.P و شاید هم بیشتر اهمیت دارد.او می کوید" من تلاش می کنم تا نوعی شلوغی آفریننده یی در موزیک ایجاد و سپس ایده های خودم را به آن اضافه کنم".با بیش از 30 سال تجربه در زمینه ی کار با اسباب موزیک الکترونیک مثل کیبورد و همچنین تسلط کامل در تئوری موسیقی به علاوه ی دانش موزیک کلاسیک او را یک موزیسین کامل و خلاق ساخته است.اوست که با استعداد و شوق خود کاری می کند تا موزیک اسکوتر در هر ژانری جذاب باشد حتی راک،کلاسیک و فولکلور.
اسکوتر اولین سینگل رسمی خود را با نام hyper hyper در می 1994 ارائه کرد که با موفقیت چندانی رو به رو نشد،فروش 50000 کپی و بدون رتبه ای در چارت موزیک!پس در اگوست همان سال اسکوتر آهنگ را ریمیکس کرد و به شکلی جدید آن را دوباره ساخت و ارائه کرد و این بار بوم!!فروش 700000 کپی فقط در آلمان-درجه ی پلاتینیوم!
در 1995 rick همراه H.P و ferris استودیو را به هامبورگ منتقل می کنند و این استودیو بعدا مختص اسکوتر می شود.سینگل بعدی با نام move your ass! ساخته می شود و در این آهنگ h.p شیوه ی خواندن جدیدی را در پیش می گیرد که نماد گروه می شود.این سینگل در آلمان رتبه ی 3 و در انگلیس 23 را می گیرد.آنها در ایرلند و اسکاتلند کنسرت برگزار می کنند جایی که 8000 هوادار همراه با h.p می گویند"hyper hyper!" و پس از آن در بهار و تابستان همان سال سینگل های بعدی با نام های Friends و Endless summer را ارائه می کنند که هر دو جایزه ی طلایی را دریافت می کنند.چند ماه بعد آنها سینگل back in the uk را منتشر می کنند که در بالای چارت موزیک انگلیس -20 سینگل اول-قرار می گیرد.این سینگل در ایرلند با نام back in ireland ارائه می شود.
در فوریه ی 1996 اسکوتر دومین آلبوم خود را منتشر می کند که با یک سی دی اضافی محتوی عکس ها،ویدیو ها و اطلاعاتی درباره ی اسکوتر همراه است.این اولین بار است که یک گروه آلمانی سی دی اضافی را همراه آلبوم خود منتشر می کند.در همین زمان سینگل بعدی با نام"Let me be your valentine"ساخته می شود.
در ژوئن 1996 برای اولین بار یک گروه تکنو روی یک ترانه ی راک موزیک می سازد:سینگل rebel yell اسکوتر!این تک آهنگ به رتبه ی 8 در آلمان می رسد.ویدیوی این سینگل طی سه شبانه روز، در قلعه ای واقع در پراگ تولید می شود و حدود 100 نفر در این کار شرکت می کنند!در همین زمان،اولین مجموعه ی ویدیوی اسکوتر با نام move your ass clips تولید می شود و در شهر کانز فرانسه طی مراسمی جایزه ای برای آهنگ move your ass به اسکوتر اهدا می شود.
با ریلیز شدن سینگل i'm raving اسکوتر برای اولین بار تحولی در کار ایجاد می کند.در حالی که تعداد ضرب های آهنگ های پیشین به 160 تا 190(!) بار در دقیقه می رسید،این سینگل جدید دارای ضرب 138 بار در دقیقه بود! و همچنین برای اولین بار بود که طعمی از سبک هاوس در یک آهنگ اسکوتر شنیده می شد.و اتفاقا نتیجه هم خوب بود:رتبه ی 4 در چارت آلمان و به دست آوردن درجه ی طلایی!در همین سال سومین آلبوم تحت عنوان Wicked! نیز منتشر شد.در دسامبر همین سال برای اولین بار یک گروه تکنو(اسکوتر) آهنگی رمانتیک و ملایم می سازد با نام break it up.
اسکوتر با ساختن سینگل بعدیFire برای نخستین بار از گیتار متال در ساخت موزیک تکنو استفاده می کند.این سینگل در 8 آوریل 1997 در رتبه ی 6 جای می گیرد.4 هفته بعد،جایزه ی دیسک طلایی به دلیل فروش 250000کپی سینگل جدید،به اسکوتر اهدا می شود.
اسکوتر با axel coon اشنا می شود،یک دیجی مقیم هامبورگ با سال ها تجربه.او به استودیوی اسکوتر می پیوندد و در کنار Rick به او در کارهای زیادش کمک می کند.استودیوی 2 در این زمان آماده می شود و axel زود کار کردن با اسباب را یاد می گیرد و اولین آهنگ های دموی خود را تولید می کند.
در سپتامبر 1997 اسکوتر احتمالا پرخرج ترین ویدیوی تکنو تا آن روز را تولید می کند و جایزه ای نیز از این بابت دریافت می کند:کلیپ سینگل The age of love.تور the age of love ،اولین تور داخلی اسکوتر می شود.پس از پیان تور،اسکوتر سینگل بعدی با نام no fate را ریلیز می کند.در این زمان،اسکوتر از لحاظ روحی خسته و درمانده بود و نیاز به یک توقف کوتاه داشت.در اواخر نوامبر 1997 گردآوری 'Rough And Tough And Dangerous - The Singles 94-98 برای اولین بار عرضه می شود که شامل کارهای اسکوتر تا آن زمان میشد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Ferris Bueller-Rick j Jordan-H.P
آلبوم های دوره ی اول:
And the beat goes on...-1995(رتبه ی 25 در آلمان و 130 در انگلیس)
Our happy hardcore-1996 رتبه ی 17 المان،24 انگلیس)
Wicked-1996( رتبه ی 22 آلمان،76 انگلیس)
age of love-1997(رتبه ی 19 آلمان)
سینگل(تک اهنگ)های دوره ی اول:
Valle de larmes-1993(#8 germany)
hyper Hyper-1994(#2 germany)
Move your ass!-1995(#3 germany,#23 uk)
Friends-1995(#3 germany)
Endless summer-1995(#5 germany)
Back in the uk-1995(#4 germany, #18 uk)
Let me be your valentine-1996(#14 germany)
rebel yell-1996(#8 germany, #30 uk
I'm raving-1996(#4 germany,#33 uk)
break it up-1996(#15 germany)
fire-1997(#5 germany, #45 uk)
the age of love-1997(#14 germany)
no fate-1997(#39 germany)
گردآوری های دوره ی اول:
1998-Rough and Tough and Dangerous - The Singles 94/98(#8 germany)
در می 1998 و در طول تولید سینگل بعدی how much is the fish ،آهنگساز دوم یعنی ferris گروه را به قصد کار انفرادی ترک می کند.از انجایی که axel اکنون پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده است و به سازنده ی موزیک ارتقا یافته است بنابراین او به راحتی جانشین ferris می شود و آهنگساز دوم گروه می شود.در این زمان دوره ی دوم گروه آغاز می شود.how much is the fish مستقیما به رتبه ی 3 د رچارت سینگلهای آلمان صعود می کند و همچنین به دلیل فروش بیش از 300000 کپی طلایی می شود.
در جولای 98 نخستین آلبوم دوره ی دوم no time to chill تولید می شود و رتبه ی 4 را در چارت آلمان از آن خود می کند-اولین آلبوم با رتبه ی بالا.این آلبوم بیرون از آلمان نیز محبوبیت زیادی پیدا کرد.
در سپتامبر 98،اسکوتر در برابر 17000 هوادار مشتاق در مسکو اجرا می کند و در سن پترزبورگ نیز 10000 نفر اسکوتریست(!) جشن را با اسکوتر برگزار می کنند.آنها سپس به قزاقستان می روند و آنجا نیز کنسرت اجرا می کنند.اسکوتر از طرف بینندگان شبکه ی MTV روسیه به عنوان بهترین هنرمند سال انتخاب می شوند.در دسامبر همان سال،یک سی دی تشویقی آلبوم جدید،برای هواداران شامل ریمیکس ها و ویدیو ها منتشر می شود.
در ژانویه و فوریه ی 1999 اسکوتر تور دوم را با نام no time to chill برگزار می کنند و این اولین بار می شود که اسکوتر شرح وقایع تور را به صورت انلاین گزارش می کند.در جولای سینگل هیجان انگیز بعدی اسکوتر ساخته شد و به رتبه ی 7 در آلمان رسید.کلیپ این تک آهنگ در صحرای افریقای جنوبی اجرا شد و هنوز هم برای خیلی ها دارای اعتبار و ارزش است.
در سپتامبر 1999،ششمین آلبوم اسکوتر منتشر شد و با این البوم اسکوتر به طور غیر معمولی به سمت موزیک کلوبی گرایش پیدا می کند.این آلبوم با درجه ی فروش طلایی در آلمان مواجه می شود.سینگل بعدی 'We Are The Greatest / I Was Made 4 Loving You' به شکل دو اهنگ در یک سینگل عرضه می شود.
اسکوتر به عنوان یک باند موفق بین المللی برای اولین بار در دو شهر اوکراین، زنده اجرا می کند.در کیف،25000 هوادار در استادیوم المپیک این شهر گرد هم می ایند تا شاهد اجرای اسکوتر باشند.نایب رییس جمهور اوکریان به اسکوتر اجازه می دهد تا در کشورش گشت و گذار و تبلیغ کند.
نسخه ی سینگل اهنگ '---- The Millennium' یکی از آهنگ هایی بود که بسیار در جشن های شب سال نو(31 دسامبر)در اروپا،پخش شد.h.p چهار تخلص دیگر خود را معرفی می کند،جلودار اسکوتر از این به بعد به این چهار اسم صدا می شود:Sheffield Dave, Ice, Screaming Lord وCandyman.
در می 2000،اسکوتر سینگل بعدی خود با نامI´m Your Pusher' و پس از آن آلبوم جدید با عنوان Sheffield را منتشر می کند.اسکوتر با این آلبوم مسیر دیگری را دوباره تجربه می کند و در سه آهنگ آلبوم ریتم 8/6 را تجربه می کند.این آلبوم احتمالا مترقی ترین کار مردان هامبورگی تا آن زمان بود.در پاییز،سینگل بعدی از آلبوم جدید با نام 'She´s the Sun با میزان تمپوی متوسط ارائه می شود.
در سپتامبر 2000،در مراسم جایزه های VIVA comet دربخش موفق ترین هنرمند dance ،جایزه ای به اسکوتر اهدا می شود.در همین زمان تور آلبوم جدید با موفقیت برگزار می شود.
در می 2001،کلیپ سینگل بعدی 'Posse (I Need You On The Floor) در فستیوال Fredericia dance دانمارک ساخته می شود.اسکوتر در این سینگل،برای اولین بار از زمان آهنگ 'Endless Summer' از صدای نازک کامپیوتری به عنوان هم سرایان استفاده می کند و بنابراین پیشکسوتان این نوع موزیک می شوند.
در ماه ژوئن،اسکوتر با ارئه ی نهمین آلبوم 'We Bring The Noise' کاملا نشان می دهد که نیرویشان را در مسیر کاملا جدیدی به کار گرفتند.ترک ها احساسی تازه و روان دارند که معمولا در اولین آلبوم ها دیده می شود.ترک 'Are You Happy? تکه هایی را از بازی کامپیوتری Commodore C64 نمونه برداری می کند و ترک دوم آلبوم قسمت هایی کاملا با صدای زیر دارد بقیه ی ترک ها هم تازگی خاصی در ریتم بیس دارند.
در آگوست 2001،ویدیوی 'Aiii Shot The DJ' ساخته می شود که در آن یک کمدین و هنرمند کاباره آلمانی به نام Helge Schneider نقش بازی می کند.در دسامبر همان سال،اسکوتر بیست و دومین سینگل خود را عرضه می کند:Ramp! (The Logical Song).ویدیوی این سینگل که بر اساس فیلم 'The Fast And The Furious' ساخته شده است یکی از اکشن ترین کلیپ های اسکوتر تا آن زمان بود.این تک اهنگ فروش تقریبا250000 کپی در آلمان را رقم می زند.
در ژانویه ی 200@اسکوتر دومین گردآوری خود از سال های گذشته را تحت عنوان 'Push The Beat For This Jam (The Second Chapter)' منتشر می کند.axel coon گروه را به قصد تمرکز کامل بر روی پروژه های دی جی خودش ترک می کند.Jay Frog به اسکوتر می پیوندد و دوره ی سوم آغاز می شود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از راست به چپ:Axel Coon,H.P Baxxter,Rick j Jordan
آلبوم های دوره ی دوم:
No time to chill-1998 (رتبه ی 4 المان)
Back to the heavyweight jam-1999(گرفتن درجه ی طلای فروش بالا در آلمان-رتبه ی 7 آلمان)
Sheffield-2000 (رتبه ی 11 آلمان)
We bring the noise!-2001 (رتبه ی 15 آلمان)
سینگل های دوره ی دوم:
1998-how much is the fish(#3 germany)
1998-We Are The Greatest/I Was Made For Loving You(#26 germany)
1999-Call Me Manana(#16 germany)
1999-faster harder scooter(#7 germany)
1999----- the Millenium(#11 germany)
2000-I'm Your Pusher(#17 germany)
2000-She's The Sun(#41 germany)
2001-Posse (I Need You On The Floor) (#7 germany,#15 uk)
2001-Aiii Shot The DJ(#29 germany)
2001-Ramp! (The Logical Song) (#7 germany,#2 uk)
گردآوری های دوره ی دوم:
2002-Push the Beat for This Jam [The Second Chapter](#2 germany GOLD)
2002-Push the Beat for This Jam [The Singles '94-'02] (UK/Australia only) (#1 uk GOLD)
2002-Pushing the Beat [The Best of Scooter] (US only)
2002-Encore. Live and Direct (DVD) (#1 germany)
در مارچ 2002،سینگل 23 اسکوتر تولید می شود با نام Nessaja.در طول ساخت ویدیو،'Joey' یک کانگوروی بلند یک متری همه ی دست اندرکاران تولید را دنبال خودش می دواند(مچل می کند!!).تیم جدید اسکوتر،برای اولین بار با ارائه ی این سینگل شورانگیز، رتبه ی اول چارت فروش آلمان را از آن خود می کند-بزرگترین موفقیت در طول تاریخ اسکوتر!
اسکوتر در آن زمان یک گروه مشهور شده بود و این مسلم بود.پس داستان کامل این گروه استثنایی،بر روی اولین دی وی دی تحت عنوان Encore (The Whole Story) ،همزمان با ارائه ی آلبوم زنده 'Encore - Live And Direct'،منتشر شد.دی وی دی خیلی زود به بالای چارت دی وی دی آلمان صعود می کند و آلبوم زنده در رتبه ی 13 جای می گیرد.در نوامبر همان سال،برای نخستین بار همه ی سینگل های اسکوتر تا آن زمان بر روی یک سی دی عرضه می شود.
اسکوتر عالی ترین جایزه ی صنعت موزیک آلمان را،در فوریه ی 2003، برای سینگل 'Nessaja' دریافت می کند:'Echo 2003'. کلیپ سینگل 'Weekend یک افتضاح را در عموم به خاطر رقصنده های بدون بالاتنه به بار می آورد.شبکه های رسانه ای و تلویزیونی مختلف درباره ی انحطاط جوانان به دلیل افزایش --- در رسانه ها،بحث می کنند.اما هواداران اهمیتی به این بحث ها نمی دهند و این سینگل در چارت آلمان به رتبه ی 2 دست پیدا می کند!
در مارچ 2003،آلبوم بعدی با عنوان 'The Stadium Techno Experience' عضه می شود و به رتبه ی 7 در چارت ها می رسد. در ماه می،'The Night' سینگل بعدی و همچنین آخرین ترک دارای صدای نازک شده البوم جدید،در 10 سینگل اول چارت جای می گیرد.
در 11 آگوست 2003،سینگل بعدی 'Maria (I Like It Loud) با همکاری آهنگساز هاردکور Marc Acardipane و MC او یعنی Dick Rules،ساخته می شود.تکه ی همسرایی آهنگ(داب دوب دا دا دا داب دوب دوب!!)،تبدیل به شعار هواداران در کنسرت های اسکوتر می شود.این سینگل،در رتبه ی 4 چارت ها قرار می گیرد.
در نوامبر 2003 و در نخستین کنسرت اسکوتر در ژاپن،اسکوتر در برابر 8000 هوادار هیجان زده در شهر ناگویا اجرا می کند.کل این کنسرت ضبط می شود و در قسمت هایی از ویدیوی 'Jigga Jigga! نمایش داده می شود.بقیه ی صحنه های کلیپ نیز توسط Marc Schölermann و Michael Menke در مرکز توکیو فیلمبرداری می شود.
'Jigga Jigga!' در اوایل دسامبر عرضه می شود و در رتبه ی 10 چارت جای میگیرد.با این حساب،اسکوتر ششمین 10 تای اول متوالی چارت ها را روانه کرد.(شش سینگل متوالی در 10 تای اول چارت)
ژانویه 2004-اسکوتر طی تور 'We Like It Loud! دهمین سالگرد را در بیش از 20 شهر جشن گرفت.
در فوریه ی همان سال،گروه دومین جایزه ی 'Echo 2004' را در بخش 'Dance Act National' موزیک اروپا دریافت کردند.گروه همچنین در مسابقه ای برای انتخاب بهترین ترانه ی اروپا مقام دوم را کسب کردند.
28 سینگل اسکوتر در4 اکتبر 2004،با عنوان 'Shake That! در بیشتر کشورهای اروپایی عرضه شد و این بار سبک هاوس دهه ی هفتادی!این سینگل در چارت های فروش آلمان در رده ی 8 جای گرفت و در جمهوری چک جایزه ی طلایی دریافت کرد.'Mind The Gap' دهمین آلبوم رسمی گروه ارائه شد.این آلبوم تنوع زیادی دارد و سبک های مختلف موزیک را در بر گرفته است-البته بدون تباه شدن موزیک نوعی اسکوتر!همچنین این اولین آلبوم اسکوتر بود که در 3 ورژن مختلف ارائه می شد.در ماه نوامبر با سینگل جدید 'One (Always Hardcore) از آلبوم-20 تای اول چارت-'Mind The Gap' ،اسکوتر به صدای سرسخت گذشته برمی گردد.
در روز 9 سپتامبر 2005 اسکوتر برای نخستین بار در امریکا کنسرت برگزار کرد.طی این کنسرت که در Allstate Arena شیکاگو اجرا شد سینگل بعدی نیز به همگان معرفی گردید:hello(good to be back).همچنین در مراسم گشایش این کنسرت هنرمندانی مانند DJ Markski (Chicago), DJ Erikk, Aquagen و Benassi Bros برنامه اجرا کردند.
در ماه اپریل2006 یازدهمین آلبوم با عنوان 'Who’s Got The Last Laugh Now?' منتشر شد.یک شاهکار دیگر از پادشاهی 'Always Hardcore' !اینبار H.P،Rick و Jay یک جواهر درخشان دیگر از دوره ی کار چشمگیرشان را ارائه کردند.اگر بخواهیم بشماریم...اسکوتر تا اینجا 31 سینگل،10 آلبوم استودیو،3 مجموعه ی 'بهترین ها'،یک سی دی زنده به علاوه ی یک دی وی دی عرضه کرده است و تک تک آنها در چارت ها رتبه آورده اند.رتبه اولی ها،10 تای اولی ها،جوایز طلا و پلاتینیوم،تورهای پر طرفدار...زیاد تعجب اور نیست که سه نفر اکنون در حال خنده هستند!(اشاره به کاور این آلبوم-عکس پایین صفحه).
در 14 آگوست 2006 اعلام شد که Jay قصد دارد که گروه را ترک کند و به کار تک نفره بپردازد.ولی خیلی طول نکشید تا یک دی جی دیگر به نام DJ micheal simon(متولد 1972)جای خالی اهنگساز دوم رو پر کرد و دوره ی چهارم گروه اغاز شد.اصلیت مایکل امریکاییست و مقیم آلمان است و به همراه یک ایرانی به نام شاهین مشیریان در گذشته چند تا از آهنگ های اسکوتر را ریمیکس کرده.در 19 آگوست،مایکل طی کنسرتی در فضای باز در سوییس به همگان معرفی شد.الان اسکوتر در اوایل دوره ی 4 است و اولین آلبوم این دوره به همراه 2 سینگل تا حالا منتشر شده است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Jay frog-H.P-Rick j Jordan
آلبوم های دوره ی سوم:
2003-the stadium techno experience (#7 germany, #20 uk)
2004-mind the gap (#16 germany)
2005-who's got the last laugh now? (#14 germany)
سینگل های دوره ی سوم:
2002-nessaja (#1 germany, #4 uk)
2003-weekend (#2 germany, #12 uk)
2003-the night (#10 germany, #16 uk)
2003-Maria (I Like It Loud) (#4 germany, #16 uk)
2003-Jigga Jigga! (#10 germany,#48 uk)
2004-Shake That! (#8 germany)
2004-One (Always Hardcore) (#7 germany)
2005-Suavemente (#22)
2005-Hello! (Good To Be Back) (#14 germany)
2005-Apache Rocks The Bottom (#24 germany)
گردآوری ها:
2002-24 Carat Gold (#5)
2006-Anthology (French Release)
2005-Excess All Areas (#4 germany, #1 sweden)
نوامبر 2006-اسکوتر برای اولین بار در دوره ی سوم و دومین بار در شیکاگو کنسرت اجرا می کند.محل برگزاری در ساختمان قدیمی Congress Theatre بود.
عکس هایی از کنسرت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2007-و...اکنون جدیدترین آلبوم اسکوتر منتشر شده است.نتیجه ی این آلبوم یک مرحله ی مهم دیگر در طول تاریخ اسکوتر است.تنها نام آلبوم همه چیز را می گوید.ترک هایی از آلبوم مانند Lass uns Tanzen،The United Vibe یاScarborough Affair ،لیریک های بی مانند h.p +بیس سفت و زمخت+سکانس های ترنس جامع+تکه های غیر معمول هم سرایی را با هم ترکیب می کنند.و همچنین ترکیبی از سبک های گوناگون در آلبوم مانند راک/پانک یا کلاسیک گوناگونی را در THE ULTIMATE AURAL ORGASM به ارمغان آورده است.
همچنین اولین سینگل این دوره در کنسرت The Dome 40 در شهر دوسلدورف برای اولین بار اجرا شد و در 19 ژانویه بر روی سی دی عرضه شد.ویدیوی این سینگل در هند ساخته شد و در قسمتی از این آهنگ رپر امریکایی Fatman Scoop رپ خوانده است.آخرین سینگل از آلبوم جدید نیز در مارچ 2007 با نام Lass Uns Tanzen منتشر شد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Rick j Jordan-H.P-Micheal simon
آلبوم های دوره ی 4:
2007-the ultimate aural orgasm (#6 germany)
سینگل های دوره ی 4:
2007-Behind The Cow (#17 germany)
2007-Lass Uns Tanzen
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Who's got the last laugh now album cover-2006
ادیت-دلیل نام گذاری گروه اسکوتر:
اولین کار این گروه،با نام valle de larmes دارای تم و ملودی خاصی است که بیشتر مناسب نمایشگاه ها،جشنواره ها و پارک بازی ها به نظر می آید.از این آهنگ در آن زمان،در بیشتر پارک بازی های آلمان و به ویژه در غرفه های بازی اتوموبیل(همونی که ما باهاش آشناییم و در بیشتر پارک های بزرگ مثل ارم وجود داره .ماشین های کوچیکی که با یک میله ی بزرگ به برق متصلند و ما اونا رو تو یک سالن هدایت می کنیم و معمولا کلی هم با بقیه تصادف می کنیم!) استفاده میشد.نکته اینجاست که به اینگونه ماشین های بازی در آلمان اصطلاحا Scooter میگن.به همین دلیل بود که این نام برای این گروه انتخاب شد؛چون اون آهنگ اولشون، بیشتر در اون نوع محیطهای بازی پخش می شد.
به قول خود اعضای گروه،این نام کاملا تصادفی انتخاب شد.
ببينم ميشه بيوگرافي خوانندگان ايراني رو هم گذاشت؟
اگه ميشه من بزودي بيوگرافي خشايار آذر رو ميزارم.
از گروه korn چیزی می خوای؟
Enrique Iglesias
( انريکو )
Enrique Miguel Iglesias y Preysler (born May 8, 1975, in Madrid, Spain) is a Grammy Award and Latin Grammy Award-winning Spanish-born, Miami-based singer.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler"
انريکو کوچکترين پسر خوليو ايگلسياس ، معروف ترين خواننده ي اسپانيايي است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار ديگري را پيش مي گرفته تا خوانندگي اگر چه انريکو پسر خوليوي معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صميمانه اي با پدرش نداشته زيرا او بيشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنين انريکو از اينکه مادرش تنها زن زندگي پدرش نيست ناراحت بود و اين شيوه را نمي پسنديده .
انريکو در 8 مي سال 1975 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد مادرش که روزنامه نگاري به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انريکو از پدرش جدا شده انريکو در يکي از مصاحبه هايش گفت: وقتي بچه بودم کار را براي مدتي کنار گذاشتم کاري که پدرم هرگز انجام نداد اين بود که از من حمايت نکرد.او همچنين يک خواهر و يک برادر به نام هاي "Julia Jose" و "Chabeli" دارد به اضافه دو برادر ناتني دوقلو و دو خواهر ناتني دوقلو.
پس از اون انريکو با پدرش به ميامي ميان به خاطر عمليات تروريستي که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پيوسته بود.او موسيقي را از 13 سالگي شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنياي موسيقي گذاشت که تاکنون بيش از 30 ميليون از نسخه هاي آلبوم هايش به فروش رفته و جالب اين است که تنها 7 آلبوم بيرون داده.
« انریکه ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در دو سه سال اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین ، رابی ویلیامز ، جنیفر لوپز ، بریتنی اسپیرز، سلن دیون ، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر استار محبوب مطرح نموده است.
انریکه که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامیکه تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد. از آن زمان تا کنون انریکه همواره در اوج بوده است.
میلیونها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد. انریکه که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی ، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد، نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال گذشته( 1999 ) منتشر ساخت. وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته است.
« انریکه ایگلسیاس » همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت است. انریکه عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون است و هر نوع موسیقی که فرصت کند گوش می دهد. وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر است ! وی در عین حال عاشق فوتبال و طرفدار تیم « رئال مادرید » است. انریکه از سن هفت سالگی در « شهر میامی ایالت فلوریدا » زندگی کرده و همان جا به مدرسه رفته، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند. جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکه حتی آسیا را هم فتح کرده است.
نخستین آلبوم انریکه که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود. وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین
Bailamos به دست آورد.
وی در پی آن، سال بعد آلبوم زیبای « انریکه » را منتشر ساخت. به واقع انریکه تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده، تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده است.
انریکه دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا ، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود. انریکه در سال گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی قرار گرفت.
ضمن اینکه چندی پیش ترانه ی « با تو بودن » از از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ ، جای داشت. به جرأت می توان گفت انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی است.
انریکه ی جوان در ایران نیز بسیار محبوب است و هواداران بی شماری دارد. انریکه علاقمندی خود را به ایران و ایرانیان ابراز کرده و با خواندن ترانه ی « باور کن » با زبان فارسی، به ابراز احساسات علاقمندان ایرانی اش پاسخ داد و از آنها خواست تا او را باز هم بیشتر باور کنند و اینگونه است بر محبوبیت خود در بین جوانان ایرانی افزود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
انریکه در یک نگاه :
نام کامل : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر
نام پدر : خولیو ایگلسیاس
تاریخ تولد : 8 می 1975
محل تولد : مادرید – اسپانیا
ساکن : شهر میامی در ایالت فلوریدای آمریکا
بازیکن مورد علاقه : لوئیز فیگو
تیم مورد علاقه : رئال مادرید
انریکه در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد. پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید.
انریکه اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد. اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند. ایزابل و خولیو ، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت. مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود. انریکه تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش « الویرا اولیوارس » رشد کرد.
او دوران کودکی اش را در میامی به سر برد. او در هفت سالگی عازم میامی شده بود که علت آن فعالیت پدر بزرگ وی و گروههای مافیایی بود. او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید : « من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد ، من به آنها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید : پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم.
آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در آن ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرد.
استعداد انریکه باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید. او به تلویزیونMTV گفت : « بله ، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.»
من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود.
انریکه یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید : « اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.»
در سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از آن خود کرد. در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد. در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد. جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد.
انریکه و تسلط به 4 زبان
انریکه ایگلسیاس در تاریخ 8 می 1975 در مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود. پدرش « خولیو ایگلسیاس » یکی از معروفترین خواننده ها و موزیسین های دنیاست. او در محیطی هنری بزرگ شد. وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و اولین آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگلیسی عرضه کرد. البته انریکه رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود. وی وقتی کوچک بود به همراه پدرش به میامی رفت. او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت. پدر می خواست که انریکه خلبان شود، اما در قلب انریکه علاقه به موسیقی موج می زد.
اولین آلبوم او در 6 میلیون نسخه به فروش رفت. انریکه به زبانهای ایتالیایی ، پرتغالی ، انگلیسی و زبان مادری اش ؛ یعنی اسپانیایی ترانه می گفت. او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد و سرانجام با « سوفیا ورگارا » که مدت طولانی نامزد بود، ازدواج کرد.
انريکوبه 4 زبان انگليسي و اسپانيايي و ايتاليايي و پرتغالي تا حالا خوانده است که ترانه هاي اسپانيايي و انگليسي او بيشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهايي ضبط کرده و بدون اينکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انريکو مي گويد من هيچ وقت نمي خواستم اينو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع مي شد من براي اون خيلي احترام مي گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زماني که مثلا شما داريد شام مي خوريد و به پدرتان مي گوييد من مي خواهم خلبان شوم و او هم در جواب مي گويد حرف اضافي نزن و شامتو بخور من هيچ وقت نمي خواستم اينو بشنوم.
خواندگاني چون لايوئل ريچي در زمان جواني روي او تاثير گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ي جايزه ي گرمي شد او حتي موفقيت هاي ديگري را نيز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه هاي ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسيد.
انريکو تا کنون 116 جايزه پلاتينيوم رکورد و 227 جايزه Gold (بهترين دستاوردهاي هنري) را گرفته.مي توان گفت انريکو مي خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 ميليون نسخه از آلبوم هايش را فروخته که انريکو در صدد است اين رکورد را بزند.
انريکو هچنين در فيلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزي روزگاري در مکزيک) به کارگرداني رابردت روديگوئز همراه بازيگراني مانند آنتونيو باندراس و جاني دپ شرکت کرده.
انريکو اصلا ساعت به دستش نمي بنده اما مشخص نيست که چرا در يک تبليغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنين انريکو آدم ولخرجي نيست و عادت به ولخرجي نداره و هميشه پول کمي در جيبش مي گذاره اما معلوم نيست که وقتي با آنا بيرون ميره چقدر پول همرا خودش مي بره!؟!انريکو به کلاه آبي علاقه منده و بين کارتونها هم از باگز باني و پينوکيو خوشش مياد همچنين بهترين هديه کريسمسو سپري کردن اوقات با دوستانش مي دونه و همه جور مجله اي هم مي خونه.
جوایز دریافتی انریکه :
2005 Billboard Latin Music Award: Latin Dance Club Play Track of the Year
2003 Latin Grammy: Best Male Pop Album
American Music Award: Favorite Latin Artist
2002 American Music Award: Favorite Latin Artist
2001 World Music Awards: Best Selling Pop Male Artist
American Music Award: Favorite Latin Artist
1999 American Music Award: Favorite Latin Artist
1997 ASCAP Award: Best Composer
American Music Award: Favorite Latin Artist
Billboard Music Award: Artist of the Year 1996
Grammy: Best Latin Performer
Billboard Music Award: Album of the Year (Vivir
ASCAP Award: Best Composer
ACE Award: Performer of the Year
ازدواج:
انريکو ايگلسيس خواننده محبوب اسپانيا يي (من و همه ) با آنا کورنيکو فا Anna Kournikova تنيسور روسي ازدواج کرد . اين زوج طي مراسمي مخفيانه در پورتو والارتا مکزيکو با يکديگر ازدواج کردند . هيچ کس از اين ازدواج اطلاع نداشت تا اين که آنا خانومش در يک مسابقه تنيس خيريه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که يک ماهي است که با انريکو ازدواج کرده است. او در حالي که مي خنديد گفت : مي دانم همه شما شوکه شديد . ولي اين تصميم من و انريکو بود . مي خواستيم يک ماه بدون درد سر در کنار هم باشيم و ماه عسل خود را با آرامش برگزار کنيم . بايد بگويم انريکو همسر بي نظيري است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .
آنا کورنيکوفا تنيسور مشهور روسي در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنياي حرفه اي تنيس خداحافظي کردو اکنون بيشتر در مسابقات خيريه شرکت مي کند . او در يکي از همين مسابقات با انريکو آشنا شد که اين آشنايي پس از مدت کوتاهي منجر به ازدواج شد
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زندگی نامه و آخرین خبرهای انریکه ایگلسیاس Enrique Iglesias و آنا کورنیکووا Anna Kournikova
نام : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر
تاریخ تولد : 8 می 1975
ملیت : اسپانیایی
قد : 189 سانتی متر
جنسیت : مرد
مکان تولد : مادرید – اسپانیا
شغل : موزیسین ، بازیگر
نام پدر : خولیو ایگلسیاس ( بازیگر و موزیسین ، متولد 23 سپتامبر 1943 که در 20 جولای 1971 با مادر انریکه ، ایزابل ازدواج کرده و در تاریخ 1978 از هم جدا شدند ).
نام مادر : ایزابل پریسلر ( متولد 18 فوریه 1951 )
نام خواهر : ماریا ایزابل ایگلسیاس پریسلر ( خواننده و بازیگر اسپانیایی متولد 3 سپتامبر 1971 ).
نام برادر : خولیو خوزه ایگلسیاس پریسلر ( متولد 25 فوریه 1973 )
خواهران ناتنی : ویکتور ایگلسیاس رینز برگر و کریستینا ایگلسیاس رینز برگر ( این دو دوقلو هستند که در سال 2001 متولد شده اند و مادرشان میراندا رینز برگر بوده که سابقاً یک مدل هلندی بوده است ) آنا ( متولد 1989 )، تامارا ( متولد 1983 ).
برادران ناتنی : الخاندرو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 9 سپتامبر 1997 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است ) رودریگو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 3 آپریل 1999 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است ).
روابط دوستانه : آنا کورنیکووا ( جزء 10 بازیکنان برترین تنیس دنیا که در حال حاضر با ایشان ازدواج کرده ) جنیفر لاوهویت ( هنرپیشه زن ).
نام همسر : آنا کورنیکووا ( متولد مسکو-روسیه که جزء ---- ترین زنان دنیا محسوب می شود و تمام شهرت آنا به خاطر اندام و هیکل بسیار زیبای وی می باشد که توانسته در یک مسابقه تنیس قهرمان تنیس زنان دنیا را شکست دهد. هم اکنون آنا به ورزش تنیس همانند گذشته نمی پردازد ).
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نکات خواندنی درباره انریکه ایگلسیاس Enrique Iglesias
نام کامل وی « انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر » است.
- تاریخ تولدش 8 می 1975 می باشد.
- متولد برج حوت است.
- 30 سال دارد.
- پدرش خواننده معروف لاتین « خولیو ایگلسیاس » است.
مادرش « ایزابل پریسلر » در مادرید زندگی می کند، یک سوسیالیست و یک ژورنالیست است.
- والدینش در 1978 از هم جدا شدند.
کفش شماره 10 می پوشد.
- 189 سانتی متر قد دارد.
- موها و چشمان قهوه ایی دارد.
- یک برادر تنی و دو برادر ناتنی و همچنین یک خواهر تنی و چهار خواهر ناتنی دارد.
- در درجه اول خود را یک نویسنده آهنگ می داند و بعد یک خواننده.
- اهل سحرخیزی و صبح از خواب بیدار شدن نیست.
- سابق بر این و حتی همین حالا از خاطر خواهان و عاشقان مریلین مونرو بوده و هست.
- عاشق موج است و موج سواری.
- هرگز بیش از 20 دلار در جیب هایش با خود حمل نمی کند.
- رنگ های خاکستری ، سفید ، آبی و قرمز را دوست دارد.
- کلاهی به رنگ آبی دارد که آن را دیوانه وار می پرستد ، این کلاه را دوستی به او داده که در حال حاضر مرده !
- در میامی زندگی می کند.
- متولد اسپانیاست.
- در میان غذاها عاشق همبرگر و جوجه سرخ شده فرانسوی است.
- مواد مخدر یا سیگار استعمال نمی کند.
- وقتی کاری برای انجام دادن نداشته باشد ، دیوانه می شود.
- خود را آدم صادق و بی شیله پیله ایی می داند.
- سه سال پی در پی ، یازده کار شماره یک در آثار خود دارد.
- ظرف 4 سال بیش از 13 میلیون آلبوم فروخته است.
- یک جایزه « گرمی » برده است.
- سه نمایش سوپ اپرا در آمریکای لاتین اسامی خود را با سه آواز او مشترک هستند. Marisol و Esperanza و El Pasis De Las Mujeres
- نوشتن آهنگ را در تخت خواب آغاز کرد و البته گاهی هم دور و اطراف گاراژ یکی از دوستانش شعر می گفت ، در آن زمان 13 ساله بود.
- عاشق گروههای موسیقی دهه 60 مثل « پلیس » و « دایر استرینس » می باشد.
- پیش از این با کمپانی « فونوویسا » و کمپانی های مستقل لوس آنجلس کار می کرد ولی در حال حاضر با « یونیور سال » وارد معامله شده است.
- برای وارد شدن به کمپانی تولید ، خود را « انریکه مارتینز » معرفی کرد.
- وقتی او را با عنوان و لقب « پسر خولیو ایگلسیاس » خواندند کار را متوقف کرد و از کمپانی خارج شد.
- « ریکی » نام مستعار اوست اما او به شدت از اینکه او را با عنوان یک ریکی دیگر خوانند متنفر است.
- همان تیم نویسنده آواز « ایمان » برای « چِر » آوازBailamos را برای او نوشتند.
- فیلم مورد علاقه اش یکی از سه گانه های « ایندیانا جونز » با عنوان « مهاجمین صندوقچه گمشده » است.
- هنرپیشه مورد علاقه اش « مریل استریپ » است.
- هرگز ساعت به مچ نمی بندد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
- مدیر سابق وی « فرنان مارتینز » سابقاً مدیر پدر وی بوده است.
- در دانشگاه میامی « مدیریت بازرگانی » می خواند اما از آنجا اخراج شد و حرفه خوانندگی را دنبال کرد.
- یکبار موقع اسکی روی آب با درختی برخورد کرد که منجر می شود بیش از 40 بخیه از آن به یادگار داشته باشد که این زخم پشت گوش وی می باشد.
- بازیگر مورد علاقه اش « آنتونی هاپکینز » است.
- بیش از هزاران بار به تماشای کارتون « پینوکیو »ی کمپانی « والت دیزنی » نشسته است.
- بهترین اوقاتش را در مادرید ، میامی ، مکزیکوسیتی و بوینس آیرس گذرانده.
- شعار او این است : « سعی کن هر روز را با شادی بگذرانی ! ».
- هرگاه متوجه غیبت او شدید سری به « همبرگر کینگ » یا « رستوران مک دونالد » محل خود بزنید.
- برادرش « خولیو جونیور » مدل و مانکنی بوده که حالا خواننده شده است.
- خواهرش یک گوینده خبر تلویزیونی است.
- اگر چه یک ترانه دو صدایی با « ویتنی هوستون » اجرا کرده اما هرگز با او ملاقاتی نداشته بود.
- انریکه برادر دیگری دارد که پدرش نتوانست او را سرپرستی کند اما خواننده « خاویر » این امکان را به او داد تا از نام خانوادگی « ایگلسیاس » استفاده کند.
- از سوی مجله « پیپل » عنوان یکی از « 50 چهره زیبای جهان » را به دست آورد و باز در سال 98 از سوی همین مجله لقب « بهترین مرد زنده جهان » را دریافت کرد.
- شایعه بوده که « کریستینا آگوئیلرا » خاننده پاپ با او روابطی داشته ، این شایعه پس از جایزه مخصوص « اِم تی وی » برای « آنچه یک دختر می خواهد » که آن دو با هم به اجرایش پرداختند پخش شد.
- او اغلب در نمایش هایش سقوط می کند و زمین می خورد ! برای همین همیشه خود را یک آدم دست و پا چلفتی می خواند.
- از اینکه داخل گروه موسیقی لاتین باشد بیزار است ، مردم اغلب فراموش می کنند که او متعلق به « کارائیب » نیست بلکه برای « مدیترانه » است.
- بلد نیست چطور « سالسا » برقصد.
90- برای افرادی مانند « ریکی مارتین » و « مارک آنتونی » احترام ویژه و فراوانی قائل است.
- اولین کسی بود که در خلال برنامه « جوایز موسیقی آمریکایی » مقابل تماشاگران به اجرای برنامه پرداخت.
- اولین آلبوم خود را به « الویرا » دایه خود تقدیم کرد ، این زن تنها کسی بود که از رویاهای خواننده شدن انریکه با خبر بود..
- بعضی دوستانش او را « کیکا » صدا می زنند که معنای « حسود » می دهد: Kika
- در مدرسه شاگرد خجالتی بود. دختران مدرسه اصلاً نمی دانستند که او وجود دارد !
- یک جایزه « گرمی » دریافت کرد، به نام Golden Retriever
به خاطر مادرش ، رگه ای « فیلیپینی » نیز دارد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
آلبوم های انریکه :
اولین آلبوم اسپانیایی زبان وی در 25 سپتامبر 1995 منتشر شد.
- آلبوم دوم وی در 29 ژانویه 1997 منتشر شد.
- آلبوم سوم وی در 1 سپتامبر 1998 منتشر شد.
1995: Enrique Iglesias
1997: Vivir
1998: Cosas Del Amor
1999: Enrique
2001: Escape
2002: Quizas
2003: Seven
خوليا ايگلسياس در مادريد به دنيا آمد ( ساعت 2 بعداظهر روز 23 سپتامبر 1943 ) او بزرگترين فرزند از خانواده ي iglesias بود .
داراي يک برادر به نام carlas است .
اولين مدرسه اي که در آن درس خواندن را شروع کرد sagrados carazones بود .
Julio يک ورزشکار فوق العاده و قابل توجه و درخشنده بود حتي تا جايي که در تيم رئال مادريد به عنوان دروازه بان استفاده شد و روئايي که داشت اين بود که يک بازي فوتبال حرفه اي داشتند باشد .
اما در همين زمان بود که يک شب يعني در شب 22 سمپتامبر 1963 وقتي که در سن 20 سالگي قرار داشت وقتي در حال رانندگي بود از شهر magadahonda به Madrid بود ساعت 2 نصف شب دچار يک سانحه رانندگي شد . ديگر هيچ اميدي نداشت که بتواند دوباره راه برود وقتي بعد از سانحه ي رانندگي به بيمارستان منتقل شد يک مرد جوان که از او نگهداري مي کرد براي دادن اميد به او يک گيتار هديه کرد Julio که هرگز تک نوازي گيتار را نياموخته بود . خود توانست گيتار نواختن را ياد بگيرد . اين يک راه خوب براي از يادبردن اتفاقاتي بود که برايش افتاده بود . اين اتفاقات باعث شد Julio ياد بگيرد کارهاي سخت و اصلي زندگي روزمره ي خود را شروع کند . با گفتن شعر همراه با موزيک آن ها .
او بعد از اين سانحه اميد خود را از دست نداد و دو سال تلاش کرد تا فقط بتواند انگشت شصت پايش را تکان دهد که با تلاش هاي مستمر او همين اتفاق هم افتاد و بعدها توانست خود را به صورت سينه خيز روي زمين بکشد و به خاطر اعتماد بنفس پيدا کردن پايين ديوارهاي خانه اش را آينه هايي نصب کرده بود تا بتواند حرکت خود را در آينه ها تماشا کند که در اين تلاش ها سرانجام منجر شد به نشستن ، ايستادن و حتي راه رفتن او .
بعد از بهبود او براي بيشتر کردن سطح اطلاعات خود راجع به زبان انگليسي به دانشگاه رفت . در اين موقع در فرودگاه (pub) در آخر هفته ها برنامه هايي با موزيک هاي ملي و مردمي اجرا مي کرد .
Julio در 20 ژانويه سال 1971 با esabhe preysier ازدواج کرد . ثمره ي ازدواج آن ها 3 بچه بود که آخرين بچه ي آن Enrique iglesus است . که در حال حاضر او يکي از بهترين خوانندگان اروپايي است .
اولين جايزه اي که خوليا دريافت کرد به خاطر آهنگ Guinness world book of records بود که يک الماس بود .
اين آهنگ به چند زبان زنده ي دنيا اجرا شده است : اسپانيايي – آلماني – انگليسي – ژاپني – ايتاليايي – فرانسوي – پرتغالي .
او در سال 1685 بازيگري را با افتخار شروع کرد . او با عنوان يک خواننده لاتين جايزه آلمان را در سال 1688 دريافت کرد .
اسم خوليا ايگلسياس به عنوان يکي از مردمي ترين بازيگران دنيا به ثبت رسيده است. او بيش از دويست و پنجاه ميليون آلبوم در سراسر جهان به فروش رسانده است .
پدر انریکه ، گیتاریست و دروازه بان بود
این روزها « انریکه ایگلسیاس » خواننده نامدار اسپانیایی که خواننده روز دنیاست، داستان زندگی جالبی دارد. او عشق به خوانندگی را از پدر به ارث برده، همان طور که عشق به فوتبال را از او به ارث برده است. می دانید پدر او که بود؟ بله ! « خولیو ایگلسیاس » خواننده بزرگ و اسپانیولی پرونده جالبی دارد. او پیش از اینکه به عنوان یک خواننده وارد دنیای حرفه ای موسیقی شود، یک ورزشکار حرفه ایی بود، آن هم در یک باشگاه بزرگ به نام « رئال مادرید ». پس از انعکاس این خبر، عده ایی اعتقاد داشتند که این فقط یک خبر داغ و اتلافی از سوی خود رئال مادرید است، اما زمانی که باشگاه رئال آن را تأئید کرد و عده ایی از بازیکنان بزرگ دهه 60 اسپانیا از خاطره های آن دوره گفتند، همه چیز قطعی و واقعی اعلام شد. « خولیو » دروازه بان تیم « رئال مادرید » بود و در بیوگرافی او آمده است که او عصرها پس از خروج از مدرسه به باشگاه رئال می رفت و در تیم زیر 16 سال رئال بازی می کرد. او همبازیان بزرگی مثل ولاشکونر ، گروسو ، ده فیلیپه ، لوئیز کاست ، اسپیور و فرنانه را در کنارش داشت. خولیو همان زمان در رشته حقوق درس می خواند و موفق بود، اما یک تصادف در سال 62-61 او را از زمین فوتبال دور کرد، به طوری که مجبور شد ماهها در خانه و رختخواب بماند، اما او امیدش را از دست نداد و در همان رختخواب، گیتار ، موسیقی و آواز را فرا گرفت. وی با اینکه دیگر دنبال فوتبال به طور جدی نرفت، اما یکی از خوانندگان بزرگ در دنیا شد.
خولیو هنوز هم با باشگاه رئال مادرید ارتباط نزدیکی دارد و بازی های این تیم را دنبال می کند. حال پسر وی « انریکه » از طرفداران پروپاقرص رئال است؛ گرچه خودش هم در وادی موسیقی طرفداران زیادی دارد.
Britney Jean Spears (born December 2, 1981) is an American pop singer, songwriter, dancer, actress, and author
چكيده: بريتني اسپيرز از جديدترين ستاره هائي است که برنده جايزه بهترين زن خواننده پاپ ، بهترين هنرپيشه و بهترين آواز به خاطر آهنگ معروف Baby One More Time که در 6000000 نسخه به فروش رسيد ، شد . همچنين او برنده جوايز موزيک اروپائي MTV ، در سال 1999 بود که درDublin برگزار شد ؛ اسپيرز يک رابطه جدي و تازه را با گروه MTV، Mike Kasem شروع کرده بود آنها از نوامبر سال 98 با هم همکاري ميکردند اما برنامه اغراق آميز آنها پيشرفت کمي کرده بود
نام کامل: بریتني اسپيرز
نام اصلي (تولد) : بريتني جين اسپيرز Britney Jean Spears
مليت : امريکائي
تاريخ تولد : يازدهم آذر 1360
زادگاه : لوئيزيانا ( کنتوود )
صورت فلکی : قوس – کماندار
قد : 163 سانتي متر
وزن : 54 کیلو گرم
رنگ چشم : قهوه ای
رنگ مو : قهوه ای روشن
سایز کفش : 38 (اروپایی ) 8 (امریکایی)
اعضای خانواده : پدر : جیمی
دوست پسر : جاستین تیمبرلک --- جیسون گدرت
همسر : كوين فدرلين
فرزند : شان پريستن
پدر : جيمي اسپيرز (پيمانکار ساختمان )
مادر : لين اسپيرز (معلم پايه دوم )
خواهر : جيمي لين
برادر : برايان
شغل : خواننده ، بازیگر
شهره شدن با آواز Baby One More Time که 6000000 نسخه به فروش رسيد .
تحصيلات : مدرسه هنرهاي اجرائي حرفه اي نيويورك ، مرکز رقص برادوي ، باشگاه ميکي ماوس .بازیگری حرفه ای در کالج هنری نیویورک
تنها بوسه : جاستین تیمبرلک
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اولین بار نام بریتنی اسپیرز Britney Spears را در هفته نامه تماشاگران دیدم. تیتر مطلب این بود "آلیس در سرزمین عجایب". چرا او در سرزمین عجایب است. بریتنی اسپیرز محصول کمپانی . روزی که آلبوم Baby One More Time منتشر هیچ کس فکر نمی کرد این آلبوم متوسط موسیقی پاپ تا این اندازه مورد توجه کمپانی ها و رسانه ها قرار گیرد. سن کم ، ته چهره مناسب و زیبایی رقص خصوصیاتی بود که می شد بوسیله آن توجه تینیجرهای آمریکا را جلب کرد. به زودی بزرگترین کمپانی های آمریکا شروع به تبلیغ این خواننده جوان کردند و به راحتی و ظرف چند ماه بریتنی تبدیل به یک سوپر استار شد. بریتنی نوجوان که از اقبال خود خشنود بود یکی پس از دیگری قراردادهای تبلیغاتی امضا کرد که در راس کمپانی های سرمایه گذار پپسی قرار داشت. (در آخرین تیزر تبلیغاتی پپسی بریتنی اسپیرز به همراه Pink و Beyonce و Enrique آهنگ We Will Rock You گروه اعظم کوئین Queen را می خوانند) اما مردم امریکا برخلاف اروپاییان بعد از مدتی سوپراستارهای این چنینی را فراموش می کنند و یا به دنبال محصولات جدید می روند و یا CD خوانندگان حقیقی را خریداری می کنند. تبلیغات خیره کننده برای آلبوم Oops I Did It Again باعث نشد تا این آلبوم فروشی خیره کننده داشته باشد و البته آلبوم Britney تیر خلاص بود به یک سوپر استار سوخته. در این سال ها تنها عاملی که سبب می شد بریتنی همچنان سر زبان ها باشد مسائل مربوط به رابطه او با جاستین Justin Timberlake
اما بر اساس خصلت امریکایی و البته اصول تجارت کمپانی های بزرگ حاضر نبودند ار بریتنی بگذرند ، آنها احساس می کردند بریتنی پتانسیل بیشتری نسبت به گروه ها و خواننده هایی دارد که تا به حال روی آنها سرمایه گذاری شده بود و پس از مدتی حذف شده بودند.(مثل Spice girl ). به همین منظور به بریتنی فرصت داده شده است تا یک بار دیگر شانس خود را بیازماید. این بار با آلبومی که سرمایه گذاری عظیمی روی آن شده است و بزرگترین کمپانی های موسیقی و تبلیغاتی به همراه رسانه پشت سر آلبوم 2003 – 2004 بریتنی ایستاده اند و او را حمایت می کنند. این بار آنها از تمامی امکانات خود استفاده می کنند و هر روز دست روی مسائلی می گذارند که مخاطب بیشتری دارد تا آلبوم In The Zone بفروشد.
از ماه ها قبل از انتشار آلبوم تبلیغات شروع شد ، Yahoo و Rolling Stone و MTV هر روز خبری در مورد مراحل پیشروی در ضبط آلبوم منتشر می کردند. MTV در مراسم برترین ویدئو های سال خود از او دعوت کرد در حالی که هیچ مناسبتی ندارد خواننده ای که هیچ کاری در این سال نکرده است در همچین مراسمی بخواند. و در این مراسم بود که افتضاحی به بار آمد که کم و بیش از جزئیات آن اطلاع دارید. مدونا ملکه موسیقی پاپ !!! در هنگام خواندن آهنگ Hollywood بریتنی و کریستینا آگوئیلرا را بوسید تا جنجال بزرگی آغاز شود
آلبوم جدید بریتنی منتشر شد.
Me Against The Music ویدئو بود که بریتنی انتظار داشت با توجه به ماهیت آن و جنجال پیش آمده در مراسم MTV فوق العاده خبر ساز شود ما با توجه بی نهایت بد بودن آهنگ و بی مفهوم بودن شعر هیچ توفیقی نصیب او نشد و تنها شبکه های اروپایی بارها و بارها این ویدئو را پخش کردند.
بله آلبوم In The Zone یکی از بی مفهوم ترین آلبوم های منتشر شده در سال های اخیر امریکاست. شعرهای بچه گانه یا بهتر بگویم احمقانه به همراه آهنگ های تماما دیجیتالی که ذره ای ارزش هنری ندارند In The Zone را به بدترین آلبوم بریتنی بدل کرده است.
I was shaking my *** in the streets this morning
Just walked in and it's early morning
Bump, bump till the break of dawn and
It don't stop till the early morning
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در آلبوم های قبلی بریتنی آهنگ ها برای رقص ساخته می شدند و البته آهنگ های مناسبی برای رقص های مخصوص بودند و برای بریتنی که می خواست در رقصیدن جای مایکل جکسون را بگیرد تجربه های خوبی به حساب می آمدند. اما در این آلبوم آهنگ ها حتی به درد رقص هم نمی خورند تا جایی که ویدئو آهنگ Me Against The Music به شیرین کاری های مدونا اختصاص یافته است. به همین دلیل است که بریتنی در کنسرت میامی خود کمتر از آهنگ های این آلبوم استفاده کرده است.
البته با توجه به حجم تبلیغات رسانه ها و ارزان بودن ، آلبوم فروش نسبتا خوبی داشته است ولی بر خلاف براوردها تنها یک هفته در صدرجدول بیلبورد ماند.
در مجموع می توانم این آلبوم را یکی از ضعیف ترین آلبوم های منتشر شده است اما من هیچ گاه دیدگاهی یک طرفه به آلبوم ها نداشته ام. هر آلبومی نقاط قوتی دارد و In The Zone هم از این قائده مستثنی نیست و این بخش کار فارغ از پیشینه تاریخی است در بالا آمده است. چند سالی است که موسیقیدانان غرب خصوصا پاپ کار علاقه خاصی به تم شرقی نشان می دهند و شاید این آلبوم بزرگترین تلاش برای ارائه یک آلبوم مدرن پاپ با تم تمام شرقی باشد. این مساله هر چند که در این آلبوم ضعیف اجرا شده است ولی تجربه خوبی برای بریتنی است. شاید عاملی که سبب به هم خوردن تم شرقی کار شده است لحن صدای بریتنی باشد که به دلیل جذب مخاطب لحنی ---- برای آهنگ ها انتخاب کرده است.
در مجموع آهنگ های Toxic و Everytime کارهای زیبای این آلبوم هستند که برای هر دوی آنها ویدئو ساخته شده و البته ویدئو Toxic قشنگ از آب درآمده است. مخاطبان این آلبوم در کشور ما تا به حال علاقه مندان به موسیقی دیجیتالی بوده اند. اما به عقیده من بریتنی پایان غم انگیزی برای خود رقم زده است. این آلبوم آن چیزی نبود که بتواند او را از انزوا در بیاورد در حالی که ستاره های دیگری قد علم کرده اند. بریتنی تا به حال جایزه گرمی نبرده است و شاید بردن چنرین جایزه گرمی در سال 2004 فرصت بازگشت را برای او فراهم کند
(21 مارس 2003 ) در 28 مارس 2003 بريتني اسپيرز قرارداد استخدام را براي درخشيدن در سريال کمديWill & Grace امضاء کرد . اما او مجبور بود تا سال آينده منتظر بماند ...
اولين اجراي تک خواني بريتني اسپيرز در سن چهار سالگي هنگامي که او آواز What Child Is This را براي جمعيت حاضر در کليسا خواند ، رخ داد.
مهارتهاي او در تئاتر در سن هشت سالگي آنقدر زيرکانه بود که از امتحان براي باشگاه ميکي موس Disney سر بلند بيرون آمد . بريتني براي گذاشتن Show بسيار جوان بود با اين وجود به دليل قابليتهاي او در ين امر يکي از تهيه کنندگان وي را به عنوان نماينده نوجوانان به اين رده وارد كرد .
اين يک موفقيت بزرگ براي بريتني جوان بود در اين ميان خانواده مهربان او نيز ياريگر او شدند تا بيش از پيش عرصه را براي درخشش اين ستاره کوچک فراهم سازند . آنها از کنتوود لوئيزيانا به نيويورک نقل مکان کردند . بريتني در کلاسهاي متمرکز رقص و مدرسه هنرهاي اجرائي حرفه اي ثبت نام کرد . تلاش وعلاقه او باعث شد تا در سن 10 سالگي هنرپيشه جايگزين براي آموزش در يک مرکز توليد فيلم ازRuthless شود . سال بعد او دوباره براي تستهاي MMC سر بلند بيرون آمد و اين بار استخدام شد. وي سالهاي 1993 تا 1994 را باShow گذاشتن گذراند سپس به دليل نزديک شدن به سن بلوغ به دبيرستان برگشت اين نوجوان بلند همت در سن 15 سالگي کاستي را عرضه کرد که قرارداد آن به يک پيشرفت رکوردي دست يافت .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بريتني پس از پشت سر گذاشتن سالهاي دبيرستان راهي سفر به سوئد و ايالتهاي کوچک امريکا و مراکز خريد شد . در ژانويه 1999 بريتني اسپيرز با گروه NSync آشنا شد و در مدت کوتاه و پس از گذشت يک ماه با بيرون دادن آلبوم " عزيزم فقط يک بار ديگر " Baby one more time باعث تعجب و حيرت گروه NSync وتقريبا ً جامعه پاپ و راک شد و با استقبال فراوان ايستگاه هاي راديوئي ، سينمائي و فروشگاه هاي پخش کاست روبرو گرديد اين آلبوم در 20 ميليون نسخه تکثير و به فروش رسيد و باعث اعطاي جوايز متعدد همچون : بيلبورد موسيقي اروپاييMTV ، وجايزه بزرگ موسيقي کانادا شد . آهنگهاي اجرا شده در هر زمان بر گرفته از آلبومهاي : ( از اعماق دل خسته ام ، تو ديوانه ام مي كني و يا عزيزم فقط يک بار ديگر ، که از بهترين هاي جدول موسيقي به شمار مي آيد ، حضور فراوان در مجله Rolling Stone و مصاحبه هاي بسيار تلوزيوني ، تورها وسفرهاي فراوان وظاهر شدن در ميان مردم گونا گون از زمان آماتوري تا تبديل شدن به يک جوان حرفه اي هنرمند و آن هم تنها در طول يک سال گوشه اي از فعاليتها او را نشان مي دهد
بعد از آن به عنوان رقاص و خواننده وارد برنامه هاي تلوزيوني شد و قرار شد در سه قسمت از برنامهDawson Creex نقش آفريني کند . از ين جهت يک قرار داد با تلوزيون اِمريكا امضاء کرد . فيلمهاي MTV ، آليس در سرزمين عجايب از کارهاي اين هنرمند در 18 سالگي مي باشد . در کنار اين شهرت سريع ، انتقادهاي بسياري روزانه از طريق اينترنت و ليست بدترين تيپ هاي آقاي " بلک ول " پخش مي شدند با اين وجود بريتني اسپيرز آنقدر طرفدار پروپا قرص داشت که جبران آن مخالفان را بکند. يک آلبوم جديد با تنظيم خود اسپيرز به نام "خاطرات عزيز" نيز قرار شد در 16 May سال 2000 انتشار يابد به علاوه يک سفر شامل بازديد از 48 شهر در سراسر جهان و قرادادهاي تجاري و سينمايي براي آينده ترتيب داده شده است . بريتني اسپيرز در آغاز تمام برنامه ها براي همه همکارانش در صحنه نمايش آرزوي موفقيت مي کند ؛ اين دختر جوان و پر انرژي توانائي فراتر رفتن وجاودانه شدن را بر خلاف نظر منتقدانش دارا مي باشد ...
بريتني اسپيرز تا كنون 4 آلبوم به بازار موسيقی* ارائه كرده است . آلبوم پنجم او به نام Original Doll كه قرار بود سال 2005 به بازار عرضه شود با وقفه اي روبه رو شد و تنها آهنگ Mona Lisa به بازار عرضه شده ، اما بريتنی* قول داده است كه اين آلبوم را براي سال 2007 آماده كند ، پس منتظر كارهاي جالب ديگر بريتني باشيد.
بريتني مدت طولانی با jastin timberlake رابطه داشت اما بنا به دلايلی رابطه آنها بهم خورد و پس از آن با colin farrel ديده شد و بعدش جريان ازدواج يک روزه و طلاقش با جيسون ..... و در آخر هم که با يک رقاص نيمکت نشين به نام kevin federline ازدواج کرد !
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بريتنی و کوين ۲۷ ساله در يک سفر هوايی به مقصد نيويورک ــ ايرلند در داخل هواپيما با هم آشنا شدند . کوين يک رقاص نيمکت نشين ( درجه دو )* بود و در سفرهايی که به منظور اجرای کنسرت اجرا ميشد همچون ديگر رقاص ها بريتنی را همراهی ميکرد! ماجرا از جايی شروع شد که بريتنی تصميم گرفت از قسمت درجه يک هواپيما به بخش درجه دو که رقاص ها هم در آنجا حضور داشتند برود ( حالا دليلش معلوم نيست ! ) در آنجا بريتنی و کوين با هم ملاقات ميکنند و کم کم گرم صحبت ميشوند و بعد از مدتی احساس ميکنند که از هم خوششون آمده و ناگهان يکهو بريتنی به کوين پيشنهاد ازدواج ميده و کوين هم که شکه شده بوده و در ضمن دوست نداشته يک دختر بهش پيشنهاد بده جواب منفی به بريتنی ميده ( اين رو تو يک مصاحبه خوندم !*) اما چند روز بعد خودش از بريتنی تقاضای ازدواج ميکنه !
بريتني اسپيرز در اين روزها شديداً سرگرم بچه كوچكش شان هست .. او همچنين شش ماهه حامله است و بايد در فكر تولد دومين فرزندش نيز باشه ..
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در 2 دسامبر سال 1981 در Mccomb Mississippi" " دختری به نام بریتنی جین اسپیرز به دنیا آمد.بریتنی از همان آغاز دختری بسیار فعال بود و همیشه دوست داشت که در مرکز توجهات باشد او می خواند و می رقصید و جیغ میزد و در اتاق های خانه در کنت وود لوییزیانا می دوید و بازی می کرد.
خانواده ی آنها از Lynne مادر او که معلم مدرسه بود و پدرش Jamie و برادر بزرگترش برایان و خواهر کوچکترش جیمی لین تشکیل شده بود.صمیمی ترین دوست او دختر عمویی به نام لورا لین بود که از بچگی با هم بزرگ شدند.بریتنی حتی قبل از اینکه بتونه کلمه ی مادرو بگه می خواند.وقتی که 4 ساله بود آمادگی اینو داشت که استعدادشو به دنیا نشون بده و مادرش که از این موضوع مطلع بود و سعی می کرد که در جهت شکوفایی استعداد اون هر کاری انجام بده اونو به کلیسایی فرستاد تا در گروه کر کلیسا بخواند و بریت از همونجا با استقبال مردم روبه رو شد.خانواده ی او دیگر از دستش خسته شده بودند تا جایی که لین می گفت : او همیشه بدون وقفه می خواند تا جایی که من عصبی میشدم و ازش می خواستم بس کنه و برایان هم می گفت :او مرتب در خونه راه میرفت و آهنگ" "Like a prayer مدونا را می خوند . در 5 سالگی آهنگ ""What child is this را برای جشن مهد کودکش اجرا کرد
بعد از مدتی بریت به ژیمناستیک علاقه مند شد و مادرش هم مثل هر مادر دیگه ای که بهترین چبزا را برای فرزندشون می خوان اونو به کلاسی که 1 ساعت از خونه فاصله داشت می برد بریتنی اونقدر به این ورزش علاقه مند شده بود که اگه یک جلسه ی اونو از دست می داد گریه می کرد.اما بعد از مدتی احساس کرد که اینم اون چیزی نیست که واقعا می خواد.در یک عصر وقتی لین مشغول مطالعه ی روزنامه بود آگهی میکی موس کلاب را دید که برای پخش برنامه از کانال دیسنی به دنبال کودکانی برای اجرا می گشت.لین بریتنی را به اون مسابقه برد و بریت از بین 1000 کودک شرکت کننده به همراه 5 نفر دیگر به عنوان برگزیدگان برای انتخاب نهایی انتخاب شدند اما از اونجایی که بریت فقط 8 سالش بود انتخاب نشد.
یکی از مسئولان مسابقه که متوجه استعداد اون شده بود اونو به یک وکیل که بعدها مدیر برنامه بریت شد در نیویورک به نام "Larry Rudolph" معرفی کرد.بریتنی می گوید : خانواده ی من هیچ وقت مانع من نشدند و از من نخواستند که کاری را که دوست ندارم انجام دهم من همیشه اون کاری را انجام دادم که دوست داشتم.پس خانواده اش اونو با قطاری که نام شرکت اون Amtrak"" بود به نیویورک فرستادند و این سفر 2 روز برای بریت طول کشید بریتنی می گفت اولین سفر من به نیویورک واقعا هیجان انگیز بود تجربه ی جمعیت و مغازه ها و رستورانها همه و همه عالی بود.بریتنی در نیویورک به آکادمی هنرهای نمایش رفت تا خواندن و رقصیدنو یاد بگیره.وقتی که ده سالش بود (1991) در تئاتر معروف برادوی به نام Rutless"" در نقش یک دختر بچه شیطون با چهره ای با مزه بازی کرد. بعد از گذشتن 3 تابستون بریتنی به علت دلتنگی نزد خانواده اش بازگشنت و زندگی عادیشو دنبال کرد.توی سن 11 سالگی تصمیم گرفت تا دوباره در تست میکی موس کلاب شرکت کنه و خوشبختانه این بار پذیرفته شد و همراه جاستین تیمبر لیک و کریستینا آگیلرا و Jc به کار مورد علاقه اش یعنی اجرا پرداخت اما متاسفانه بعد از دو سال (اکتبر1994 ) این برنامه کنسل شد و بریت برای گذراندن دوران عادی دبیرستان به لوییزیانا بازگشت و در 15 سالگی عضو یک تیم بسکتبال شد.اما بریت این وضع زندگی را نمی پسندید پس دوباره با وکیلش تماس گرفت و به نیویورک برگشت و عضو یک گروه دخترانه به نام Innonsense"" شد.لاری که متوجه استعداد اون شده بود به او پیشنهاد کرد تا کارشو انفرادی ادامه بده و یک کاست از صدای بریتنی را با آهنگی که خود بریتنی اون را " "dinky می خواند به جیورکوردز فرستاد"Jeff Fenster" صدای بریتنی را شنید و گرچه خیلی نوار با کیفیتی نبود ولی از همون به استعداد بریت پی برد بریتنی به منهتن رفت این بزرگترین شانسش بود و حالا مقابل 10 نفر از داوران جیورکوردز قرار گرفته بود گرچه عصبی بود اما نفس عمیقی کشید و آهنگ "I have nothing" ویتنی هیوستون را خواندجیو رکوردز که پس از گروه هایی که تشکیل داده بود مثل انسینک و بک استریت بویز و .. به دنبال یک خواننده ی تک خوان دختر بود همون موقع فهمید که فرد مناسب را پیدا کرده. اونها تصمیم گرفتند تا هر چه زودتر کار ضبط آلبوم بریتنی را در همون سال یعنی 1998 زمانی که بریت فقط 17 سالش بود شروع کندد "…baby one more time"و بریتنی به کمک "Max Martin" مشغول ضبط اون در طول بهار شد.ویدیوی "…baby one more time" در مدرسه ی Rydell High school"" فیلم برداری شد جایی که قبلا فیلم "Greace" هم اونجا ضبط شده بود.این ویدیو خیلی زود توی mtv که فقط آهنگهای برتر را نشون می داد انتخاب شد این آلبوم توی انگلستان و آمریکا بیشترین فروش را پیدا کرد و از همون آغاز توی صدر بودو بعدها بریتنی با فروش این آلبوم به همراه دیگر آلبوم ها Oops!..I Did it again , Britney ,In the zone ,Greatest Hits توانست عنوان ملکه ی موسیقی پاپ را از آن خود کند.بریتنی پس از ازدواج و جدایی عجولانه اش در ژانویه گذشته در سپتامبر با کوین فدرلاین یا فدرلین ازدواج کرد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
1-در اروپا آلبوم"…baby one more time" بریت جایزه ی پلاتینیوم را برای فروش بیش از 1 میلیون نسخه در هر کشور به دست آورد.2-بریتنی جوانترین فردی بود که بیش تر از یک میلیون نسخه از سینگلش توی اروپا به فروش رفته 3 -بریت اولین و البته جوانترین خواننده ی زن بود که در بیلبورد 200 تایی و هم چنین 100 اول شده بود و در سال 1999 بیشترین فروش را داشته بود. 4-"…baby one more time" آهنگ شماره 1 در آمریکا ، کانادا ، اروپا ونیوزلند و آهنگ شماره ی 2 در هلند و سوئد و نروژ و استرالیا بود.5- "…baby one more time" که توسط مکس مارتین نوشته شده بود اول قرار بود توسط TLC خوانده شود اما کمپانی تصمیم گرفته بود تا اونو گروه 5 یا بک استریت بخونه اما در نهایت مکس مارتین اونو به بریت داد.6-زنی که در ویدیوی "…baby one more time" نقش معلم را بازی می کرد یکی از دوستان صمیمی خانوادگی آنان بوده.7-مادر بریتنی به جای اینکه بریتنی را به طرز معمولی که نوشته می شود یعنی Brittaney بنویسد اونو همون طور که تلفظ می شود یعنی Britney ثبت کرد و جین که اسم میانی بریت است در حقیقت اسم مادر بزرگش بوده.8-قد بریت 162 متر است.9-فیلم مورد علاقه ی دوران کودکیش جادوگر شهر از بوده و بازیگران مورد علاقه اش Joshua Jackson ، براد پیت ، بن افلک ، تام کروز و جولیا رابرتز، مگ رایان ، جنیفر آنیستون و ساندرا بولاک است.10_ بریت تجربه ی بازیگری در فیلم Crossroad را هم داره.جاستين" مي گويد "بريتني" فقط يک عشق کودکانه بود
Justin Timberlake مي گويد که رابطه سه ساله او با Britney Spears چيزي جز عشقي کودکانه نبود.
بنا به گزارش روزنامه Daily Star، جاستين مي گويد: "بريتني برايم چيزي جز عشق کودکانه نبود.
" اين خواننده 23 ساله در ادامه صحبتش مي گويد: "از آنجا که من به دبيرستان نرفتم، رابطه ام با بريتني همانند آن عشقهاي دوران شانزده سالگي بود."" خواننده پاپ امريکائي ، براي خريد هديه اي گرانبها پول هنگفتي پرداخت کرده است .
اين هديه کتابي با محتويات مذهبي است و به کسي جر "" هديه نشده است ، و مربوط است به قرن ۱۲ ميلادي .
"Britney Spears" از ان زمان که مدونا کتاب"Zohar" را به او هديه کرده هميشه و همه جا آنرا باخود به همراه دارد، و اينطور به نظر مي آيد که از محتويات کتاب بسيار خوشنود و خوشحال است .
هرد و خواننده از پيروان سرسخت دستورات حضرت موسي(ع) هستند .
"Britney Spears" مي گويد : کتاب "Zohar " شامل فلسفه و درسهائي براي زندگي بهتر است ، و همچنين گفتارهائي ار ستاره شناسي و علم اعداد نيز در ان وجود دارد . تصويري که شما از زندگي ! ، در اين کتاب مي گيريد بسيار بزرگترو دلچسب تر از انجيل است ، و اين براي من بسيار جالب است ، چراکه تاقبل از اين چنين چيزي را نخوانده ام .
Britney Spears گفت " يکبار دوستي بمن گفت که مدونا تعليمات مذهبي خاصي را براي انتخاب روش زندگي فراگرفته است .
ظاهرا خانم "Britney Spears" از کتاب بسيار لذت برده و گفته است که تمام کتاب را خوانده و قصد دارد تمام دستورات آنرا بکار ببندد
بريتني خواننده پر آوازه پاپ در دوم دسامبر سال ۱۹۸۱ در کنتاوود لوييزيانا متولد شد .مادرش لين نام داشت و معلم مدرسه بود و پدرش نيز جيمي نام داشت. او در سن ۸ سالگي براي بازي در يک نمايش در کلوپ ميکي موس ( کانال ديسني) تستي را انجام داد . تهيه کنندگان نمايش گفتند که او خيلي براي اين کار کوچک است اما يکي از آنها چنان تحت تاثير قرار گرفت که بريتني را به يک مدرسه معتبر در نيويورک معرفي کرد . بريتني با همکاري خانواده اش در ( مانهاتان) زندگي کرد و براي چند تابستان متوالي در آن مدرسه هنري ـ اجراي نقش حرفه اي را آموخت و سر انجام در سال ۱۹۹۱ او در فيلم وحشتناک به نام ruthless به عنوان يک بچه شيطان(جن) ايفاي نقش کرد . و بعد از آن در سن ۱۱ سالگي او دوباره در تست کلوپ ميکي موس شرکت کرد و اين بار به موفقيت رسيد و توانست عضو اين کلوپ شود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در سالهاي ۱۹۹۳ و۱۹۹۴ او به اورلاندوي فيلوريدا رفت و در آنجا با بقيه هنرپيشگان {{ که شامل دو عضو آينده گروه nsync و همچنين کري راسل ستاره آينده wbs`felicity ميشد آشنا شد و با آنها در کلوپ mmc يک نمايش معمولي را اجرا کرد .و بعد از آن به لوئيزياتا رفت و مدت دو سال در دبيرستان تحصيل کرد . او قبل از اينکه به معروفيت برسد در سن ۱۵ سالگي به نيويورک سفر کرد تا براي خواننده شدن تست خوانندگي بدهد .و بعد از موفقيت در تست به عمل آمده ـ قرار دادي دوساله با jive records بست و اولين آلبوم خود را به نام baby one more time در اوايل سال ۱۹۹۸ به پايان رساند اما چون وي در کارش حساسيت عجيبي داشت اين آلبوم در سال ۱۹۹۹ به بازار عرضه شد . تهيه کننده اين آلبوم eric foster white نام داشت . تهيه کننده اي که ( ويتني هاستون) ـ ( مدونا) ـ (مايکل جکسون ) ـ ( ماريا کري) ـ ( مکس مارتين ) ـ و back street boys را به معروفيت رسانده!
موفقيت آلبوم baby one more time به قدري زياد بود که در همان هفته اول بريتني را مستقيما به بالاي جدول آلبوم هاي ديگر خوانندگان رساند و آلبوم آن بهترين آلبوم سال شناخته شد و تا ماه سپتامبر۶ ميليون کپی از اين آلبوم به فروش رسيد .
اولين بحث جنجالی که مدتها توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود در ماه مارس سال ۱۹۹۹ به وجود آمد ! ماجرا از جايی آغاز شد که مجله rolling stone يک عکس ---- ازبريتنی ۱۷ ساله بر روی جلد خود چاپ کرد و شایعه کرد که بريتنی سينه >> لوليتا اسکيو<< را به خود پيوند زده است اما بريتنی با ارائه مدارک معتبر به اين شايعه پايان داد.
در فوريه سال ۲۰۰۰ بريتنی کانديد دريافت جايزه grammy شد اما سرانجام جايزه را عضو سابق کلوپ ميکی موس يعنی christina aguilera بدست آورد دومين آلبوم بريتنی به نام oops ! i did it again در ماه می سال ۲۰۰۰ به بازار عرضه شد و در همان هفته اول ۱.۳ ميليون کپی از آن به فروش رفت . اين آلبوم به خاطر بهترين صداگذاری پاپ و نيز بهترين اجرای خوانندگی در قسمت زنان بريتنی را برنده دو جايزه grammy ساخت. سومين آلبوم او در نوامبر ۲۰۰۱ به با زار عرضه شد که آن هم با موفقيت کم نظيری رو برو شد و بريتنی را به اوج معروفيت خود رساند .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يک بيوگرافی کلی و ساده از بريتنی :
پدرش جيمی نام دارد و ۴۶ سالشه و مادرش هم لين نام داره
يک خواهر ۹ ساله به نام لينه داره
يک برادر ۲۳ ساله به نام برايان داره که در حال حاضر دانشجو هستش .
گل مورد علاقه : رز سفيد
مدل ماشينش : xk8 جگوار
ورزشهای مورد علاقه : بسکتبال و شنا
خواننده های مورد علاقه : ويتنی هوستون ـ جانت جکسون ـ مدونا
بازيگر مرد مورد علاقه : بن افلک ـ تام کروز ـ برد پيت
بازيگر زن مورد علاقه : مگ رايان ـ کاترين زتا جونز
در اينجا بايد بگم که بريتنی برای مدتی نسبتا طولانی با jastin timberlake رابطه داشت اما بنا به دلايلی رابطه آنها بهم خورد و بعد از آن به تازگی با colin farrel ديده شده . اما خودش ادعا کرده که دوست دارد مرد ايده ال زندگی وی شخصی مثل بن افلک باشد.
نام کامل: جوآن نوئل لوزکه Joanna Noëlle Levesque
تاريخ تولد: 20 دسامبر
محل تولد: فاکسبرو - ايالت ما سا چوست1990
مي گه : من بريتني شماره 2 نيستم. اون يک رقاص بزرگ و من بلد نيستم برقصم . من بيشتر از يک خواننده ام.
برام خيلي جالبه که مردم در خيابان من رو مي شناسند و دخترا نزديکم مي آيند و مي گن :"دوست پسر من يک احمق واقعي بود و تو با آهنگات در اين زمينه کمکم کردي که بشناسمش". من خوشحالم که مي تونم مردم و با موزيک هايم کمک کنم.اين فرد کسي نيست جز "جوآن نوئل لوزکه" Joanna Noëlle Levesque معروف به " JOJO".
نام کامل: جوآن نوئل لوزکه
تاريخ تولد: 20 دسامبر 1990
محل تولد: فاکسبرو - ايالت ما سا چوست
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در اطراف بوستون در ايالت ماساچوست در آمريکا در اتاقي بزرگ شد که پر شده بود از آهنگ و موسيقي .مادرش يک تکخوان کليسا و همچنين گرداننده ي تئاتر موزيکال بود.JOJO از همون موقع تمابل خودش رو بهيادگيري آوازهاي روحاني و ملوديها را با نگاه کردن - گوش کردن و تمرين کردن از مادرش ياد مي گرفت.
JOJO ميگه : " من وقتي تنها دو سال داشتم - آهنگهاي بچگانه مي خواندم و تکرار مي کردم ".
مادر و پدرش وقتي که تنها 5 سال داشت از هم جدا شدند.
و JOJO هم بايد از يه جايي شروع مي کرد و شايد شروع JOJO هم به زماني برگرده که يک آگهي در روزنامه ديد که که براي CBS-TV's Kids Say the Darndest Things On The Road In Boston آزمايش هنرپيشگيمي گرفتند. بيل کسباي مجري نمايش از JOJO خواست تا يک قطعه ي کوچکي بخونه. بعد از آن يک تلفن از نمايش اپرا وينفري خواستار دعوت JOJO و ظاهر شدن در يک نمايش شدند.و JOJO در موردش مي گه :
when it came to performing, I just had no fear و در همون موقع همه چيز شروع به اتفاق افتادن کرد.
زنگهايي از تهيه کنندگان و سازمان هاي برگزار کننده جشن به JOJO شروع شد و JOJO تمام آنها را قبول و انجام
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مي داد.خواندن براي تيم بسکتبال بوستون و خواندن براي همايش ملي جمهوري ها از جمله اوناست.
اما مهمترينش مک دونالد 2001 بود که در تالار شهرداري نيويورک برگزار شد جايي که پس از خواندن آهنگش تمام تالار غرق در تشويق JOJO شدند.در سن 12 سالگي در سال 2003 در برنامه تلويزيوني " بيشترين استعداد بچه هاي آمريکا" ظاهر شد و بعد از آن به وينسنت هربرت تهيه کننده معروف و مالک Da Family Entertainment معرفي شد. JOJO ضبط اولين آلبوم خودش رو در نيويورک - ميامي - لس آنجلس آغاز کرد و در نزديکي تهيه کنندگان مشهوري همانند سولزهوک و کارلين ( ويتني هاستون و کريگ ديويد( و وينسنت هربرت ( دستينيز چايلد و توني برکستون ) و مايک سيتي ( برندي ) و برايان مورگان ( SWV ( و The Underdog ( تيرز و رابان استادارد( قرار داشت.JOJO مي گه: کار کردن در اين استوديو يک تجربه بزرگي براي من بود. هر کسي ماننديک تپش باورنکردني بود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
و گذشت تا اينکه اولين آلبوم JOJO به بازار اومد. بر روي جلد آلبوم JOJO اسمش تنها به عنوان خواننده نبود بلکه بعضي از آهنگهاش رو هم خودش نوشته بود .در آلبومش 3 تا از آهنگهاش به نام هاي "Keep On Keepin' On" -
" Yes Or No" و " Sunshine " هست که خودش اونا رو نوشته و بهترينش رو "Keep On Keepin' On" مي دونهچون مي گه که همش رو از ته دلم نوشتم. و ادامه مي ده که داستان اين آهنگش به گذشته خودش و مادرش بر مي گرده. واقعا زندگيمون دشوار بود چون نسبت به مردم شهر درآمد پاييني داشتيم.
JOJO مي گه من و مامانم در يک آپارتمان مخروبه يک خوابه و با درآمد ناچيزي زندگي مي کرديم. و ميگه که آهنگ " ادامه بده يا همون Keep On" رو به خاطر اين نوشته که مي دونسته که تنها يک راه داشته و اونم گذروندن اون دوران سخت بوده.
دوست داره بيشتر لباسهاي حومه شهري بپوشه.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يک سگ به نام Sugar Pie داره.
طرفدار تيم بسکتبال بوستون سلتيک هست .
در سال 2005 امينم در آهنگ Ass Like That به JOJO اشاره کرده:
"I need a new boyfriend, hi my name is JoJo"
JOJO در سومين اپيزود سريال تلويزيوني " روياهاي آمريکايي " در نقش " ليندا رونستادت " با آهنگ "That'll Be the Day"
3 تا از آهنگهاش در آمريکا بيرون داده نشد . " Butterflies " و" I Need To Know" و " Black And Forth " .
شريک بودن در يک احترام گذاري براي از دست رفتگان در تسونامي آسيا در 2004 و طوفان کاترينا با نام : "حالا بياين با هم باشيم"
فست فود محلي مورد علاقش "Puffin's Gourmet Cafe" هست.
اون دوست هاي معروفي داره که همه با هم مثل يه فاميل هستند.
وزير دفاع دونالد رامسفلد - نائب رئيس جمهور ديک چيني و رئيس جمهور جورج بوش.
JOJO از طرف First Lady Laura Bush براي اجراي برنامه کريسمس در واشينگتن 2004 درخواست شد.
باند مورد علاقش " Queen " و " The Darkness " هست.
پدر و مادرش از هم طلاق گرفتند و الان JOJO با مادرش در نيوجرسي و پدرش در نيو همفشاير زندگي مي کنه.
پيشنهاد شده براي Shark Tale و Zathura .
در TRL آهنگ Leave 666 نام برده شد . چون در جدول در روز اول تا سوم در جايگاه ششم قرار گرفت.
از تيمهاي مورد علاقش New York Lake هست.
JOJO عاشق زندگي شهري است.
JOJO اولين تجربه KISS رو در سن 6 سالگي با دوست پسرش آنتوني داشت.
غذاي موردعلاقه اش Mc Dinalds هست.
JOJO هيچ خواهر و برادري نداره و تنها بهترين دوستش شالينا رو مثل خواهر خودش مي دونه.
JOJO عاشق J-Kwon هست و قصد داره يک آهنگ با اون ضبط کنه.
متن از [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] گرفته شده است
جيپسي کينگز ( Gipsy Kings )
Gipsy Kings are a group from Arles and Montpellier in France. Their parents fled from Spain during the Spanish Civil War.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گروه جیپسی کینک از بزرگترین گروه های موسیقی هستند که هر کوچک و بزرگی با شنیدن نام آنان به یاد گیتار می افتد . آنها گروهی مرتبط با کولی های فرانسه هستند
و (یک مجموعه از چندین برادر) و همه گیتاریستند Reyes , Baliardo خانواده های
است Reyes و اکثرا به خوبی آواز می خوانند . رهبر خواننده ها معمولا یکی از افراد خانواده
نیکلاس ، اندرو و ... و رهبر گیتاریستها هم با شرایط خاص انتخاب میشود که تونیو
و Nicolas Reyes , Canut Reyesاز خانواده بالیاردو میباشد . اعضا گروه عبارتند از
Andre Reyes , Patchai Reyes , Paul Reyes , Tonino Baliardo , Paco and Diego Baliardo , and Chico Bouchikhi
گروه جیپسی کینگ به طور کلی نوازنده موسیقی نسبتا سنتی به سبک جیپسی فلامنکو هستند
به همین دلیل آنان پرکاشن ، باس ، کیبورد و تعداد دیگری از آلات موسیقی را برای تولید یک صدای بی نظیر که با چاشنی و حال وهوائی از موسیقی سراسر جهان بدست می آورند به ضبط کارهایشان می پردازند و سبک آنان همانند بیشتر آوازهایشان که رومبا بیس هست میباشد و آنان از گیتارهای مارک کوردبا استفاده میکنند Rumba Flamenco سبک
نامیده میشود نیز بسیار مشکل و دارای شگرد خاصی است که Palm نحوه دست زدن که
گروه جیپسی کینگ بدون راهنما از عهده آن بر می آیند
گروه جیپسی کینگ آلبومهای بیشماری را روانه بازار جهان کرده است که اغلب آنان از انتخاب آهنگهائی بصورت گلچین و با یک جلد منحصر به فرد روانه بازار میشود ، و یا آثاری از تکخوانی ها ، آهنگ های ترکیبی منتشر کرده اند که تعدادی از آثار آنان عبارتند از
Allegria , Lune de Fuego Gipsy Kings , Mosaique , Este Mundo , Live
Love & Liberte , Greatest Hits , Estrellas Love Songs and Compas
زبان و آواز گروه جیپسی کینگ به غیر از چند خط به زبان انگلیسی بقیه را به زبان مادری
که اکثر مردم تصور میکنند که آن فقط یک لهجه از زبا اسپانیائی است ولیکن زبان Gitane یا
است Catalon آنان ترکیبی از زبانهای اسپانیائی ، فرانسوی و
تمامی گروه جیپسی کینگ با نواختن گیتار بزرگ شده اند اما آنها نتوانسته اند گیتار شخصی نیکلاس و اندرو چپ دست هستند Reyes داشته باشند بنابراین برادران کوچکتر خانواده
در حالیکه برادران بزرگترشان راست دستند ، وقتی برادرهای کوچکتر گیتارها را برای خودشان ست میکردند مورد خشم برادران بزرگ قرار میگرفتند که ناچار آنها آموختند که چطور گیتار آنان را برعکس بنوازند
در منطقه آرلس در شهر پرو ونس در جنوب فرانسه زندگی میکنند و خانواده Reyes خانواده
بالیاردو در شهر مونت پولیه فرانسه ساکنند
بید متذکر شد که جیپسی کینگ از محبوب ترین گروه های موسیقی دنیا میباشد . آنها در حدود 13 میلیون آلبوم را تنها در آمریکا به فروش رسانده اند و قابل ذکر است که نخستین آلبوم آنها برنده جایزه طلایی یا پلاتین از 15 کشور جهان شد
جیپسی کینگ تعداد اندکی از اهنگها را در سبک مدرن تنظیم کرده اند که شامل
A Mi Manera (my way ) , Volare , I'v Got No Strings , Funiculi Funicula
تنظیم و باز خوانی کرده اند Hotel California به نام Eagles و آهنگ محبوب
ترجمه انحصاری سایت گیتارینه از مرتضی اسماعیل بیگی
_________________
درباره گروه جيپسي كينگز Gipsy kings
داستان كولي*هاي جيپسی كينگ با لوس ريوز "los Reyes" بزرگ خاندان ريوز شروع مي*شود مردي هنرمند كه در كار تجارت اسب همكار بي نظيري براي پدر "jose Reyes" بود. لوس يكي از استادان چيره دست در نواختن گيتار به سبك فلامينگو "Rumba" و آوازخواني بشمار مي*رفت او به صورت دوره گردي در خيابان*ها و كوچه*ها محبوبيتي بدست آورده بود سبك و سياق زندگي جويز نشأت گرفته از كولي*هاي اسپانيايي بود با آيين*ها و ريشه*هاي سنتي خاص آن مناطق. لوس علاوه بر همه اين خصوصيات خانواده بزرگي داشت .5 پسر(نيكلاس، آندره، پاتياي، فرانكو و پال) و 6 دختر حاصل ازدواج او بود. او خيلي دوست داشت تا پسرانش نيز حرفه آبا و اجدادي او را بياموزند به همين دليل به محض اينكه پسرها به اندازه كافي بزرگ شدند او شروع به آموزش آن*ها كرد پسران نيز خيلي زود علاقه مند شدند. نيكلاس پسر لوس مي گويد:" يك افسانه كولي هست كه مي*گويد: وقتي زمان مرگ سردسته كولي*ها فرا مي*رسد او قبل از اين*كه بميرد زنان باردار قبيله را جمع مي كند و براي آن*ها آواز مي*خواند و وقتي كه اولين كودك بدنيا بيايد صاحب همان استعداد خواهد شد. دوران كودكي*مان سرشار از شگفتي بود وقتي آن*ها روي صحنه مي*خواندند وقتي مردمي را مي*ديديم كه تا نيمه*هاي شب دور آن*ها جمع مي شدند و فرياد مي*زدند . هيجان زده مي*شديم. ما مي*خواستيم مثل آن*ها باشيم، و خيلي سعي كرديم ، سيم*هاي زيادي پاره كرديم و دكمه*هاي كي برد زيادي را شكستيم تا آموختيم. و حالا ما همان بچه*ها هستيم." و به اين ترتيب آروزي ديرينه لوس به حقيقت پيوست و او يك گروه خانوادگي تشكيل داد پس از جدايي "دي پلاتا" برادر لوس، آندره خوانندگي گروه را بر عهده گرفت و نيكلاس به گيتارنوازي پرداخت آن*ها اسم گروه را ابتدا (jose Reyes&los Reyes) گذاشتند.اما بعدها به جيپسي كينگ"gipsy king" تغييردادند. وی در این باره می*گوید:*" جيپسي كينگ در زبان اسپانيايي به معناي "سلطان كولي*ها" هست كه تركيبي از نام فاميلي و نام قبيله اي ما است. وقتي در آمريكا از ما و اصليتمان مي*پرسيدند مي*گفتند: آه، شما همان جيپس كينگ هستيد ما در واقع خيلي تصادفي يك اسم انگليسي را يدك مي**كشيديم".
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در خلال دهه 70 آنها به Arles روستاي كوچكي در شمال فرانسه نقل مكان كردند و به اتفاق پسرعموها گروهي راتشكيل دادند كه به سبك كولي*ها دائماً در حال كوچ بودند و در مناطق مختلف، خيابان*ها، كلوب*ها و سواحل دريا براي مردم ثروتمندي كه براي گذران تعطيلات گرد آمده بودند به اجراي برنامه مي پرداختند. " ما مجبور شديم تا به يك زندگي كولي وار رو بياوريم چرا كه هيچ اجتماعي ما را نمي پذيرفت، ما زماني در يك خانه ساكن شديم كه توانستيم پول كافي بدست بياوريم البته بايد يادآور شوم كه براي اينكه فرزندانمان به مدرسه بروند بايد آدرس مشخصي داشته باشيم اما وقتي كه شما مرتب در حال كوچ هستيد نمي توانيد يك رابطه واقعي و اجتماعي با ديگران داشته باشيد." آوازه لوس و گروهش خيلي زود از خيابان*هاي پاريس فراتر رفت و كل فرانسه را در بر گرفت آن*ها خيلي زود توانستند ساختماني براي خود تدارك ببينند و حمايت تهيه كننده مستقلي به نام ژاكوب تارتا را براي انتشار آلبومشان جلب كردند. به اين ترتيب سال 1983 اولين آلبوم گروه به نام "Allegria' منتشر شد انتشار اين آلبوم در شمال فرانسه با موفقيت روبرو شد اما در بعد جهاني نتوانست انتظاراتي را كه مردم از گروه جيپسي كينگ داشتند برآورده كند و در واقع آلبوم اول با شكست تجاري بزرگي روبرو شد. پس از اين شكست لوس دست به تغييراتي در ريتم و سازهاي مورد استفاده در گروه زد وي همچنين توانست حمايت فرانسيس لالاني"Francis Lalane" را براي انتشار آلبوم دوم خود به دست آورد. و به اين ترتيب آلبوم دوم را به نام "Luna de Fuego" را سال 1984 روانه بازار كرد كه متاسفانه علی*رغم همه تغييرات انجام گرفته اين آلبوم نيز وضع بهتري نسبت به آلبوم اولي نتوانست به دست آورد. پس از انتشار دو آلبوم ناموفق گروه به اتفاق فرانسيس و انريكو ماسياس"Macias" شروع به اجراي برنامه ده روزه*اي در شهر پاريس كردند كه مورد استقبال قرار نگرفت.
اما نوار بدشانسي*هاي جوي بالاخره در سال 1986 پاره شد وقتي كه مارتينز "claude martinez" تهيه كننده اهل فرانسه نمايش آن*ها در شهر Arles ديد واز آن*ها خواست كه در فستيوال فصلي كه همه ساله در شمال فرانسه برگزار مي*شد شركت كنند لوس پذيرفت و همان سال به جشنواره پيوست. پتانسيل بالاي تجاري و استعداد نهفته*اي كه در گروه جيپسي كينگ بود باعث شد كه مارتينز نبض گروه را به دست بگيرد او پس از توافقش با لوس بر سر پذيرفتن مديريت مالي و هنري گروه دست به تغييرات عمده در گروه زد او شروع به مدرنيزه كردن گروه نمود و سبك گروه را با سبك*هاي جاز و راك تركيب كرد وي هم*چنين نام گروه را از "jose&los" به "gepsy king" عوض كرد. " فلامينگو جوهره اصلي موسيقي اسپانيا است مثل جاز در جامعه آمريكا، برآمده از آلام و آرزوهاي جامعه ماست. اما فلامنگو رومبا كمي عاميانه تر و شايد محبوبتر از فلامينگو است چرا كه مهيج و سرگرم كننده است برخاسته از هوس*ها و دلخوشي*هاي زندگي ماست. اما من معتقدم كه رشد و توسعه تكنولوژيهاي جديد در سيستم*هاي ضبط و پخش، صرف*نظر از همه تفاوت*هاي قومي و نژادي، موسيقي*هاي محلي را نيز تغيير خواهند داد." گروه با چهره جديدش به استوديو بازگشت و سومين آلبوم به نام "Bamboleo" را ضبط نمود اما هيچ تهيه كننده*اي حاضر به پخش آن نشد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
"متاسفانه افراد كوتاه فكر در همه جا و از همه جا هستند ما مجبوريم موسيقي محلي*مان را با وسايل روز و مدرن درآميزيم اما ريتم و صداي ما هرگز تغيير نخواهد كرد و اگر روزي دوباره راه جاده*ها را در پيش بگيريم صداي ما همان خواهد بود. هميشه چيزهايي هست كه توضيح دادنشان مشكل است چيزهايي كه در خونتان، قلبتان و روحتان است چيزهايي كه همه چيز شما هستند." بنابراين مارتينز تصميم گرفت كه آن را در سطح كوچك*تري در شمال فرانسه منتشر كند. Bamboleo خيلي زود وارد كلوب*هاي شبانه شد و زبان به زبان بين مردم گشت تا اين*كه سراسر پاريس را فراگرفت راديو فرانسه اقدام به پخش اين ترانه كرد و كم كم پرفروش*ترين آهنگ تابستان فرانسه شد. سال 1987 هزاران نفر از طرفداران گروه در پاريس گرد هم آمده بودند تا شاهد هنرنمايي آن*ها باشند اين هنرنمايي با تخريب يك خانه به اوج رسيد سال 1988 گروه اولين حضور خود را در بازارهاي جهاني جشن گرفت . "كاملاً غيرمنتظره بود اما هماني بود كه آرزو داشتيم باشد اولش از روبرو شدن با آن دنياي بيرون كمي نگران بوديم، از اين گذشته ما مي*ترسيديم آن*ها پاسپورت ما را بگيرند و اجازه بازگشت به خانه را به ما ندهند!! اما حالا اين زندگي ماست اسب*ها جاي خود را به ماشين*ها داده*اند و ما به جاهاي مختلفي سفر مي*كنيم و با مسائل اجتماعي، ادارات بيمه، ماليات و وكلا درگيريم حالا ديگر پليس*ها پشت سر ما نيستند بلكه روبروي ما هستند. هر چند كه كنار خانواده هايمان نيستيم اما آن*ها هداياي ما هستند." در حالي*كه گروه در پشت صحنه درگيري*هاي مختلفي با تهيه كنندگان داشت اما همچنان سي دي*هاي آن*ها فروش بالايي به دست مي آورد و جايگاه آن*ها در جدول پرفروش*هاي كانادا و استراليا تثبيت مي*شد در همين زمان*ها يكي از پسرعموها كه شايعات زيادي در مورد او وجود داشت مجبور به ترك گروه شد او به كمك برادرانش گروه ديگري را تاسيس كرد كه به سبك و سياق فولكوريك ادامه كار مي دادند البته بر سر اسم گروه جيپسي كينگ بين دو گروه درگيري*هاي مختلفي روي داد كه بالاخره سال 1995 با راي دادگاه به نفع لوس قائله تمام شد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
4 جولاي 1991 ، 30 هزار نفر از مردم آمريكا در سنترال پارك شهر نيويورك گرد هم آمدند تا ترانه*هاي آن*ها را از نزديك بشنوند آن*ها مرتب فرياد مي*زدند و تقاضاي اجراي مجدد برنامه را داشتند. همان سال گروه كنسرتي در اروپا برگزار كرد و سپس به ژاپن و استراليا رفت. براي اجراي كنسرت آن*ها ابتدا به آمريكا و كانادا رفتند و با استقبال مردم مواجه شدند سپس سال 1995 به مسكو رفتند و در ميدان سرخ اين كشور به اجراي برنامه پرداختند بعد از اين اجرا گروه به پاريس بازگشت و در حضور 10 هزار نفر از مردم به هم آوايي به سبك فلامنگو پرداختند . "بدبختيهاي زندگي ما باعث شد كه همه كنار هم جمع شويم تا بتوانيم از پس دردها و رنجهاي*مان برآييم. زبان گفتاري و نوشتاري كه در مدارس يادمان مي دادند براي ما گيج كننده بود از اين رو ما به ادبيات شفاهي روي آورديم و امروز ترانه*هاي ما بيان كننده تاريخ و فرهنگ ماست. جوامع بسته از دنياي مدرن دور مي مانند امروز هر كسي كه به سن 14 سالگي مي رسد يك تلفن همراه دارد يا مي تواند در اينترنت با هر كس ديگري گفتگو كند چيزي كه ما در آن روزگار نداشتيم اما حالا كودكان من نيز مي توانند اين چنين باشند." پس از كنسرت مسكو سومين آلبوم گروه به نام "Estellas" منتشر شد كه در سطح جهاني با تحسين همه مواجه شد. آلبوم*هاي بعدي "Tierra Gita na" و "Camps" يك سال بعد منتشر شدند. با ادامه موفقيت*ها، آن*ها به مدت 10 سال در صدر جدول پرفروشترين*هاي جهان قرار داشتند. خانه بدوشان جيپسي كينگ پس از بازگشت به خانه سال 2004 آخرين آلبومشان به نام Roots را كه در يك خانه قديمي در فرانسه تهيه شده بود روانه بازار كردند. اين آلبوم نشانه بازگشت آن*ها به ريشه*هاي اصيل خانوادگي و قومي بود. نيكلاس در جواب تاثير خانواده در زندگيش مي*گويد:" ما مرتب در حال سفر بوديم اما هرگز دور از خانواده نبوديم مادرم مي خواست هر روز ما و خانواده*اش را ببيند و ما همه به او نياز داشتيم او بهترين آشپز دنيا بود. و اما براي ميليون*ها طرفداري كه ترانه*هاي ما را گرفتند و گوش دادند مي*گويم: همه شما را دوست داريم."
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Ebru Gündeş
ابرو گوندش
Ebru Gündeş (born 12 October 1974 in İstanbul) is a Turkish singer.
Ebru Gundes
ابرو گوندش ۱۲ اکتبر ۱۹۷۴ در استانبول به دنيا آمد.ابرو به عنوان يک فروشنده در يک فروشگاه لباس کار مي کرد.تو همون سالها چند تا از مشتريها که صداي ابرو رو شنيده بودن فهميدن که صداي ابرو قشنگه و اون رو به Neshe Demirket ( شرکت موزيک ) بردن, و خواستن صداي اون رو به عنوان يک صداي خوب و زيبا به همه اعلام کنن.اون شرکت چون اون زمان هنوز تشکيل نشده بود براي اينکه صداي ابرو رو ضبطش کنن ابرو رو به دست آقاي Selchul Teki و يکي از مشتريها سپردن.وابرو هم با اين دو شخص معروف موزيک اون زمان همکاري کرد. قبل از اينکه ابرو آلبومي بده بيرون و معروف بشه براي اينکه بتونه رو صحنه خوب کار کنه و به صحنه عادت کنه به نزد خانم امل سايين رفت و پيش اون کار کرد.خواننده زيبا در مت زمان کوتاهي براي اينکه آلبوم بده بيرون شروع به کار کرد.
سال ۱۹۹۳ اولين آلبومش به نام Tanri Misafiri ( مسافر الهي ) در دنياي موزيک محشري به پا کرد.صاحبان شرکتي که ابرو اونجا بود با اين آلبوم ميليونها پول در آوردن که ابرو با اين آلبومش چند تا جايزه گرفت. سال ۱۹۹۴ در کانال Kral به عنوان بهترين خواننده زن تا سه سال جايزه رو گرفت.
ابرو بلافاصله بعد از اولين آلبومش آلبوم دوم خودشو به نام Tatli Bela ( عشق شيرين ) رو شروع به ساختن کرد و بعد ازچند وقت که آماده شد اون رو پخش کرد. خواننده جوان تو اين آلبوم آهنگهاي رومانتيک خواند.
آلبوم سومش سال ۱۹۹۵ به اسم Ben Daha Büyümedim ( من هنوز بزرگ نشدم ) پخش شد.توي اين آلبوم آهنگهاي Firtinalar ( طوفان ها ) و Çok Mu Gardünüz ( آيا شادابي را براي من زياد دانستي ) عصيان ميکنه. اين آلبوم سرآغاز دوستي ابرو با Serdar Ortaç بود.
چهارمين آلبومش به اسم Kurtlar Sofrasi ( سفره گرگها ) در سال ۱۹۹۶ بيرون اومد . در اين ميان پيشنهاد بازيگري به ابرو مي شد و اون تو سريالهايي که اسم آلبومش رو داشتن به عنوان نقش اول بازي ميکرد.
بعد از دو سال فاصله يعني در سال ۱۹۹۸ آلبوم Sen Allahin Bir Lütfüsün ( تو لطفي از جانب خداوند هستي ) به بازار موزيک اومد.آهنگ ۱۲ در اين آلبوم به طرز و روش خود ابرو بوده.
ابرو Ebru Gündeş سال ۲۰۰۰ با يک آلبوم خيلي جديدي ظاهر شد به اسم Dön Ne Olür ( برگرد چي ميشه ). توي استوديو وقتي داشت ميخوند جلوي فيلمبردارا خونريزي مغزي ميکنه و به زمين ميوفته . بعد از اينکه مدتي در بيمارستان بود يک مدت طولاني استراحت کرد و مجبور شد از طرفدارانش دور بمونه. طرفدارانش براي اينکه نسبت به ابرو ابراز علاقه کنن با خريدن آلبوم Dön Ne Olür اون سال بالاترين رکورد خريد آلبوم در ترکيه رو رقم زدن.
توي اين آلبوم که کارگردان اون آقاي تاربک آقانسي که آهنگسازي از آهنگسازهاي جوان اون سال بود آهنگ Hata ( خطا ) که مال Sezen Aksu بود جاي گرفته بود.توي اين آلبوم يه سورپريز هم بود که آهنگ Deli Deli ( مجنون مجنون ) بود که آهنگ بچه ها بود.ابرو بعد از يه استراحت طولاني شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۰ در مرکز Bestençi کنسرتي اجرا کرد که پول اين کنسرت رو به بيمارستان بخشيد.
ابرو در سال ۲۰۰۱ با ارائه يکي از بهترين آلبوم هايش دنياي موزيک ترکيه رو متحول کرد.نام اين آلبوم Ahdim Olsün است که دو ترانه Sensizim ( بي تو هستم ) و Seni Seviyorum ( تو را دوست ميدارم ) آنرا از ديگر آلبومهايش متمايز ساخته است.
اين خواننده موفق در سال ۲۰۰۳ نيز يک آلبوم به نام Şahane ( شاهانه ) به عرصه موزيک تقديم کرده است.
ابرو در سال ۲۰۰۴ آخرين آلبومشو تا به الآن با نام Bize De Bu Yakişir ارائه کرده است.
Kylie Minogue
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اصلیت:استرالیایی
شروع فعالیت:1987
سبک:Pop,dance
Kylie Ann Minogue متولد 28 می 1968 ,خواننده , ترانه سرای و بازیگری (غیر حرفی ای) استرالیایی است.
او فعالیت های هنری خود را قبل از انکه به عنوان یک خواننده پاپ مطرح شود , در اواخر دهه 1980 در دو سریال تلویزیونی در استرالیا اغاز کرد.
بعد ها او با یک ترانه سرای بریتانیایی و تولید کننده"stock aitken & waterman" قراردادی منعقد کرد,او رکورد های طولانی و زیادی در زمینه خوانندگی در سراسر جهان از خود به جای گذاشت,اما محبوبیت او در اوایل دهه 1990 کاهش یافت که باعث شد از ان کمپانی جدا شود.او برای سالها خود را به عنوان خواننده و ترانه سرایی مستقل به همه نشان داد, این طور سعی می کرد از ان شکلی که در سال های اول فعالیت می کرد دور باشد.کارهای او به شکلی گسترده مورد تبلیغ و انتشار قرار می گرفتند اما البوم هایش در جلب شنونده و طرفدار شکست می خوردند و نتیجه کارهایش در سطح پایینی قرار داشتند.
سال 2000, Kylie مجددا محبوبیت خود را به عنوان یک خواننده پاپ و dance به دست اورد و به خاطر ویدئوهای محرکی که می ساخت و صحنه های(stage) گران قیمتی که در انها کار میکرد برای همه شناخته شده بود.
او یکی از بیشترین و طولانی ترین دوره های موفقیت را به عنوان خواننده در موزیک پاپ معاصر به دست اورده است,در اروپا و استرالیا او شناخته شده ترین هنرمند برای هم نسلانش است.
در استرالیا,بعد از انکه مورد هجوم منتقدان قرار گرفت,موفقیت هایش را به همگان نشان داد,او رکورد فروش بلیط برای کنسرت یک خواننده زن را در دست دارد و 9 اهنگ او در رتبه اول "بهترین اهنگ های استرالیا" قرار گرفته است.
کودکی و اغاز فعالیت
Kylie Minogue در ملبورن استرالیا متولد شد,از یک پدر استرالیایی(Ron Minogue) و یک مادر ولزی (Carol Minogue) که در دوران کودکی از ولز به استرالیا مهاجرت کرده بوده است.Kylie بزرگ ترین فرزند خانواده است(3 فرزند),خواهر او "Dannii Minogue" (نام کامل Danielle Jane Minogue) نیز یک خواننده پاپ است و برادر او(Brendan) یک فیلم بردار در استرالیا است.خواهران Minogue فعالیت هنری خود را از سن 11 سالگی و در تلویزیون استرالیا اغاز کردند,Kylie در چند سریال تلویزیونی ظاهر شد و زیاد مورد توجه قرار نگرفت,اما Dannii به عنوان مجری دائمی یک برنامه موزیک هفتگی به نام "Young talent time" به موفقیت رسید,برنامه ای که Kylie اولین اهنگ خود را در سال 1983 در ان اجرا کرد,Kylie همواره توسط خواهر کوچکتر خود تحت الشعاع قرار می گرفت تا اینکه بالاخره در سال 1986 با حضور در سریال تلویزیونی "Neighbours" موفقیت بزرگی به دست اورد.او در این سریال نقش دختری را بازی می کرد که عاشق یک پسر شده بود(نقش پسر را دوست پسر واقعی او در سن 10 سالگی به عهده داشت).محبوبیت او در استرالیا زمانی ثابت شد که 4 جایزه "Logie Awards" را بدست اورد که شامل "Gold Logie" به خاطر "محبوب ترین بازیگر سریال تلویزیونی" بود.سریال "Neighbours" در سال 1987 در انگلیس نیز به نمایش در امد و در نظر سنجی ها بالاترین محبوبیت را نزد مردم بدست اورد.
دوران خوانندگی و ضبط البوم
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
"I Should Be So lucky" (در سال 1988) یکی از اولین ویدئوهای بود که Kylie را به عنوان یک دختر جوان خواننده مطرح کرد.
در حالیکه دیگر بازیگران سریال "Neighbours" به انجام کار های خیریه مشغول بودند,"Kylie سال 1987 قراردادی با "Mushroom Records" منعقد کرد و تک اهنگی به نام "Locomotion" خواند که 7 هفته در صدر جدول اهنگ های استرالیا بود و پرفروش ترین تک اهنگ سال شد.موفقیت این اهنگ بود که باعث شد Kylie به لندن برود و کار خود را با "Stock.Aitken & Waterman" اغاز کند,در حالیکه انها شناخت کمی از او داشتند.
Kylie بدون توجه به این که تازه از راه رسیده است,"I Should Be lucky" را در زمانی که بیرون استودیو منتظر بود نوشت!!
البوم اول او به نام "Kylie" مجموعه ای از اهنگ های رقص(Dance) است,که رتبه اول را در جدول البوم های بریتانیا بدست اورد و پرفروش ترین البوم سال شد,این البوم بیش از 7 میلیون کپی در سراسر جهان فروش کرد,با بیشترین فروش در اروپا و اسیا,البوم 6 اهنگ داشت که "I should be lucky" طولانی ترین اهنگ بود.امریکا تنها بازاری بود که این البوم در ان فروش زیادی نداشت, اگر چه ورژن دیگر البوم به نام "The Loco-Motion"(که در انگلیس مجددا ضبط شد) رتبه سوم را در "Billboard magazine singles chart" امریکا بدست اورد.در اواخر سال 1988,Kylie به طور کامل "Neighbours" را ترک کرد تا فقط روی فعالیت های موسیقی خود تمرکز کند.
یک کار دو نفره با "Jason Donovan" به نام "Especially For You" در اوایل سال 1989 اهنگ بزرگی در بریتانیا شد,منتقدی به نام "Kevin Killian" اهنگ را بسیار با عظمت خواند و کار دونفره "Diana Ross" و "Lionel Richie"
در برابر ان هیچ خواند,منتقد دیگری در تمجید از Kylie او را "The Singing Budgie"(طوطی اواز خوان) نامید.
نظر "CHris True" در "all music guide" درمورد البوم" Kylie" این است که جذابیت(زیبایی)Kylie از موزیک او موثر تر است:"زیبایی و جذابیت او, اهنگ های بی مزه البوم را تحمل پذیر تر می کند."
البوم بعدی او "Enjoy Yourself" که در سال 1989 روانه بازار شد,موفقیت بزرگی در انگلستان,اروپا و استرالیا کسب کرد و اهنگ های زیبایی داشت اما در امریکا شکست خورد و شرکت "Geffen Records" امریکایی کار خود را با Kylie قطع کرد.Kylie عازم اولین تور خارجی خود شد و در انگلستان,بلژیک,فرانسه و استرالیا کنسرت هایی اجرا کرد.
Kylie برای کمپانی "aitken and waterman" به یک سرمایه تبدیل شده بود,به همین خاطر وقتی اظهار نظر هایی شد مبنی بر اینکه البوم دوم او ضعیف بوده و فقط تقلیدی از البوم اول بوده است,تصمیم گرفت سبکی همگانی تر و عامه پسند را برای کارهای بعدی انتخاب کند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Kylie در سال 1990,برای اولین بار تصوری که از او در ذهن مردم وجود داشت را با ویدئوی"better the devil you know" عوض کرد.
البوم "Rhythm Of Love" در سال 1990 کاری در سطح بالاتر و با سبکی جالب تر از dance بود.اولین نشانه های مخالفت او با تیم تولید کنندگانش و نشان دادن او به عنوان یک "دختربچه" اشکار شد.او تصمیم گرفت تا شنوندگانی با سن بالا تر برای خود ایجاد کند,Kylie در ویدئوهایش کار را بدست گرفت و با "better the devil you know" شروع کرد,انجا بود که خود را به عنوان یک دختر جوان ---- و اگاه نشان داد.رابطه او با"Michael Hutchence" خواننده گروه "INXS" ,تلاش او را برای نشان دادن خود به عنوان یک خواننده بزرگسال به نتیجه رساند,تا جایی که "Hutchence" سرگرمی مورد علاقه خود را "فاسد کردن Kylie"!!بیان کرد,همچنین "INXS" اهنگی به نام "خودکشی بلوند" در وصف Kylie خواند.
اهنگ های البوم "Rhythm Of Love" در اروپا و استرالیا فروش خوبی داشت و در کلوپ های شبانه بریتانیا-جایی که Kylie (همانطور که هدف او بود)از سوی شنوندگانی با سن بالاتر مورد توجه قرار گرفت-محبوبیت زیادی داشت.وقتی اهنگ "shocked" در سال 1991 در top 10 بریتانیا قرار گرفت,Kylie اولین خواننده ای شد که 13 اهنگ از او در top 10قرار گرفته است.در می 1990 Kylie اهنگ "Help"از "The Beatles" را پیش روی 25,000 نفر جمعیت و "John Lennon" در کنسرتی در لیورپول اجرا کرد.
قرارداد Kylie تنها برای 3 البوم بود ولی ترغیب شد که چهارمی را هم به نام "Let`s get to it" در سال 1991 بخواند.
این البوم با تغییرات مختلفی در قطعات رومانتیک و ترانه هایی slow طوری طراحی شده بود که جذابیت kylie را گسترش دهد اما با وجود تجدید نظرهایی که روی ان شده بود نتوانست در top10 بریتانیا قرار گیرد,کنسرت او در اواخر 1991 در بریتانیا فروش خوبی داشت,اما در استرالیا محبوبیت او نسبت به سالهای گذشته کم شده بود.
Kylie تصمیم گرفت قرارداد خود را تجدید نکند,او بارها در اظهار نظرهایی از کمپانی خود شکایت کرده و گفته بود که انها از بسیاری از کارهای او ممانعت می کنند,"Aitken And Waterman "نیز اظهانظرهایی جنجال برانگیز علیه Kylie انجام داد,Kylie تصمیم گرفت جدا شود,او با ضبط 3 اهنگ جدید برای تولید یک البوم "Greatest Hits" موافقت کرد و انتشار البوم با جدایی او از کمپانی در سال 1992 هم زمان شد,البوم در بریتانیا اول شد,اگرچه اهنگ های جدید بسیار کوتاه بودند.
قرارداد بعدی Kylie با "Deconstruction Records" در همه رسانه ها به عنوان دوره جدیدی از کارهای Kylie جلب توجه کرد.البوم "Kylie Mingue" در سال 1994 با اظهار نظرهای متفاوتی روبرو شد,همکاری با هنرمندانی نظیر "pet shop boys"و "M People" منتقدان را( که قصد کوبیدن Kylie را داشتند) نا امید کرد,البوم با فروش 2 میلیون کپی در جهان با موفقیت روبرو شد و اهنگ "confide in me" پنج هفته در رتبه اول اهنگ های استرالیا قرار داشت.وقی اهنگ های "put yourself in my place" و "where is the feeling" نتوانستند در top 10 بریتانیا و استرالیا قرار گیرند,بعضی مفسران پایان دوره هنری Kylie را پیش بینی کردند,Kylie از اوضاع بوجود امده ناراحت بود و بعدها ان را اینطور توصیف کرد:"پلی موزیکال بر فراز رود مشکلات"ولی من می بایست تحمل می کردم تا بتوانم البوم "Impossible princess" را بسازم.
هنرمندی استرالیایی به نام "Nick Cave" از زمانی که اهنگ"Better the Devil You Know" را شنیده بود به کار کردن با kylie علاقه مند شده بود,در مورد ان گفته:"یکی از ماهرانه ترین اهنگهای پاپ و اندوهگینانه ترین ترانه ها"هنچنین گفته:"وقتی kylie این ترانه را می خواند یک نوع معصومیت در صدایش موج می زند."
اهنگ "Where the wild roses grow"(سال 1995) ترانه ای بود که داستان یک قتل را هم از زبان قاتل(Nick Cave) و هم از زبان قربانی(Kylie) تعریف می کرد,موفقیت این اهنگ ثابت کرد که Kylie می تواند در سبک دیگری غیر از سبک اصلی خود(dance) نیز پذیرفته شود.این اهنگ به شکلی گسترده توجه همگان را اروپا جلب کرد,جاییکه در چندین کشور در top10 قرار گرفت,در استرالیا نیز مورد تحسین قرار گرفت و برنده "ARIA Awards" به عنوان "بهترین اهنگ سال" و "بهترین اهنگ پاپ" شد,Kylie این اهنگ را به همراه Cave در فستیوال تابستانی راک استرالیا پیش روی جمعیتی از طرفداران موزیک الترناتیو اجرا کرد و مورد تحسین همگان قرار گرفت,همچنین در چند کنسرت کوچک دیگر در اروپا در فستیوال "T in The Park" این اهنگ را به همراه Cave اجرا کرد که تجربه های بیشتری از اجرای برنامه پیش روی کسانی که الزاما طرفدار او نبودند را کسب کرد.
Kylie "به پیشنهاد Cave "شعر "I should be so lucky" را در یک انجمن شعر در لندن خواند و بعد ها از Cave به عنوان کسی که به او اعتماد به نفس می داد تا انچه را که میخواهد, عرضه کند, یاد کرد:" او به من یاد داد هیچ گاه از انچه که هستم زیادی منحرف نشوم,اما پیشرفت کنم ,چیزهای جدید و مختلف را تجربه کنم و هرگز دید خود را از درونم از دست ندهم.
سال 1997 Kylie با یک عکاس فرانسوی به نام"Stephane Sednaoui" ارتباط پیدا کرد,او شروع به عکاسی از Kylie کرد تا فریبندگی و زیبایی مسحور کننده او را هر چه بیشتر به نمایش بگذارد.همچنین با هدف جذب شنوندگانی در سطح بالاتر ,او در کارهای خود از هنرمندانی نظیر "Shirley Manson","Garbage Bjork","Trickey" و "U2"و...الهام گرفت.
در البوم "Impossible Princess" (سال 1997) با موزیسین هایی مانند "Manic Streat Preachers" همکاری کرد و بیشتر شعرها نیز از خود Kylie بود."Billboard Magazine"از البوم به عنوان "حیرت اور"نام برد و ان را فرصتی بزرگ برای کمپانی های امریکایی دانست,همچنین این البوم را با البوم "Ray Of Light" مدونا مقایسه کرد.در بریتانیا "Music Week" براوردی منفی از البوم داشت و ان را موفقیتی در لبه تیز پرتگاه دانست نه یک موفقیت قدرتمندانه.
این البوم کمترین فروش دوران فعالیتش در بریتانیا را داشت ولی در استرالیا پرفروش ترین البوم از زمان شروع کارش شد,همچنین کنسرت موفقیت امیزی در استرالیا داشت. سال 1999 در کنسرت دیگری در استرالیا اهنگ "Diamonds are a girl`s best friend" از "Marilyn Manson" را اجرا کرد.
Kylie به فعالیت خود با "Deconstruction Records" پایان داد و بعد از اجرای یک کار دونفره با "Pet shop boys" که در البوم "Nightlife" انها قرار داشت, در اوریل 1999,قرارداد جدیدی با "Parlophone"امضا کرد.البوم جدید او "Light Years"(سال 2000) به شدت تحت تاثیر موزیک دهه 1970 قرار داشت و شامل چندین ترانه از "Robbie Williams"و "Guy Chambers"بود که اشعارشان با شوخی هایی همراه بود."New musical express" نوشت:"توانایی Kylie برای سرمایه گذاری مجدد ,متحیر کننده است."البوم به سرعت محبوبیت پیدا کرد و در اروپا,اسیا و استرالیا با موفقیت همراه بود(بافروشی بیش از 2 میلیون کپی در سراسر جهان).اهنگ "Spinning Around" اولین اهنگ او بود که بعد از 10 سال در بریتانیا اول شد.اهنگ بعدی یعنی "Kids" همراه با "Robbie Williams" نیز با فروش چشم گیری روبرو شد.
Kylie به عنوان دومین هنرمندی که توانسته 3 بار اهنگ اول بریتانیا را داشته باشد به مدونا ملحق شد.
Kylie در "المپیک 2000 سیدنی" برنامه اجرا کرد و بعد تور جدیدی در بریتانیا و استرالیا را اغاز کرد که 200,000 بلیط فروخت و رکوردی در استرالیا به جا گذاشت,برنامه که داشت 6 کنسرت در ملبورن بود که بنا به تقاضای مردم به 22!!!کنسرت در این شهر رسید.او برنده "Mo Award"در استرالیا شد.
سال 2001 البوم Fever را بیرون داد که اهنگ اول همه دیسکو ها شد,اهنگ اول این البوم "Can`t get you out of my head"بزرگترین موفقیت او در تمام دوران کاریش بود,با کسب رتبه اول در بیش از 40 کشور و فروشی بیش از 6 میلیون کپی در سراسر جهان.البوم در همه جهان به یک اندازه موفق بود.بعد از پخش اهنگ از رادیوهای امریکا,"Capital Records" ان را در سال 2002 روانه بازار امریکا کرد.البوم مورد تمجید و حمایت مجلات و منتقدان بسیاری قرار گرفت و در Billboad در رتبه سوم قرار گرفت و اهنگ "Can`t get you out of my head"در رتبه هفتم جای گرفت.همچنین اهنگ های "In your eyes" , "Love at first sight"و"Come into my world" با موفقیت همراه بود.
سال 2003 برنده Grammy Award شد,به خاطر "بهترین اهنگ Dance" (اهنگ Love at first sight),سال بعد نیز این جایزه را به خاطر اهنگ "Come into my world" بدست اورد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اجرای زنده Money can`t buy در سال 2003,برای افزایش فروش البوم "Body Language"
البوم بعدی او "Body Language" در سال 2003 تولید شد و به دنبال ان یک کنسرت در لندن برگزار شد,با اینکه Kylie با سبک اولیه خود تا حدودی فاصله گرفته بود ولی کنسرت موفقیت امیز بود.مجلات موسیقی از قبیل Billboard Magazine همچنان به تحسین kylie می پرداختند و از او به عنوان یک پدیده نام می بردند.اهنگ اول این البوم "Slow" در امریکا موفق بود و در نوامبر 2004 یک Grammy به خاطر "بهترین اهنگ Dance" دریافت کرد.
Kylie دومین البوم "Greatest Hits" رسمی خود را با نام "Ultimate Kylie" در 22 نوامبر 2004 به بازار فرستاد,به همراه یک DVD از ویدئوهایش به همان نام.این البوم شامل اهنگ جدید او "I Believe in you" بود که با همکاری "Jake shears" نوشته شده بود.دو اهنگ از این البوم به top10 بریتانیا راه یافت و Kylie با 29 اهنگ در top10 دومین زن موفق در موزیک بریتانیا بعد از مدونا شد,اهنگ "I believe in you" نیز برای چهارمین بار نامزد Grammy شد.
فیلم های Kylie
سال 1989, Kylie در فیلم "The Delinguents" ظاهر شد که داستان دختری جوانی بود که در اواخر دهه 1950 در استرالیا زندگی می کرد.این فیلم موفقیت تبلیغاتی خوبی کسب کرد.فیلم بعد او "Street Fighter" در سال 1994 بود.
"The Washington Posts" به کارگردانی "Richard Harrington" فیلم دیگر او بود که باعث شد لقب بدترین بازیگر زن سال را بگیرد.فیلم های بعدی او "Bio-Dome" و"Sample people and cut" مخاطبان زیادی جلب نکرد.کارگردان استرالیایی "Baz Luhrmann" در فیلم "Moulin Rouge" در سال 2001 از Kylie استفاده کرد .سال 2002 Kylie در یک فیلم کارتونی به نام "The Magic Roundabout" نقش(صدای) یک دختر جوان را داشت که سال 2005 بیرون امد.
بیماری Kylie (سرطان سینه)
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
روزنامه ای که خبر سرطان Kylie را در 17 می 2005 اعلام کرد.
در 17 می 2005 اعلام شد که "سرطان سینه" در مراحل اولیه اش در Kylie تشخیص داده شده است و درمان او در ملبورن اغاز شده است.تور خارجی "Greatest Hits" او عقب افتاد,همچنین از شرکت در فستیوال "Glastonbury"کناره گیری کرد.خبر تشخیص بیماری سرطان در Kylie به سرعت در رسانه ها پخش شد,به خصوص در استرالیا که نخست وزیر این کشور "John Howard" یک بیانیه به عنوان حمایت از Kylie منتشر کرد.هم زمان با تجمع طرفداران و رسانه ها در محل اقامت Kylie در ملبورن,دولت استرالیا به رسانه های جهانی هشدار داد که با هر شکل از "عدم رعایت حقوق خانواده Minogue" تحت قوانین استرالیا به شدت برخورد خواهد شد.این اظهار نظر تهدید امیز, انتقادهای فراوانی از سوی رسانه ها به دنبال داشت,به خصوص که منظور اصلی ان به "Paparazzi"(پاپاراتزی ها) بر میگشت.
Kylie در 21 می 2005 تحت عمل جراحی قرار گرفت.دوستان Kylie از جمله "Olivia Newton-John"که خودش جراح سرطان سینه است از رسانه ها خواست که به Kylie احترام بگذارند.بعد از انکه اعلام شد عمل جراحی موفقیت امیز بوده و شدت بیماری کاهش یافته است ,شیمی درمانی اغاز شد.
Kylie یک بیانیه منتشر کرد و در ان از طرفداران خود به خاطر حمایتشان تشکر کرد و از انها خواست نگران نباشند.
8 جولای 2005,Kylie اولین ملاقات عمومی خود را بعد از عمل جراحی با مردم انجام داد,او بعد از اینکه از یک بیمارستان سرطان برای کودکان بازدید کرد به فرانسه بازگشت تا شیمی درمانی خود را در بیمارستانی در نزدیکی پاریس تکمیل کند.
در نوامبر 2005 مدیر برنامه های Kylie اعلام کرد که تور "Greatest Hits" او به نام "Show Girl" در اواخر 2006 ادامه پیدا خواهد کرد."The Time online" در ژانویه 2006 اعلام کرد شیمی درمانی Kylie کامل شده است هر چند که سخنگوی او اعلام کرده است که Kylie از این موفقیت ظاهری راضی نیست و درخواست کرده است یک دوره 6 ماهه پرتودرمانی نیز روی او انجام گیرد تا از بازگشت احتمالی تومورها جلوگیری شود.
Discography
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1988)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1989)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1990)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1991)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1992)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1994)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1998)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2000)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2001)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2003)
- [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2005)
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (بزرگترین گالری عکس های Kylie)
بر گرفته از سایت phalls
MARILYN MANSON
Brian Hugh Warner (born January 5 in Canton (Ohio), 1969), better known by his stage name Marilyn Manson, is an American musician and artist known for his outrageous stage persona and image as the lead singer of the band that bears the same name.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مرلين منسن MARILYN MANSON متولد 5 جون سال 1969 است . نام واقعي او برين وارنر(Brain Warner) است . او در خانواده اي متوسط در كانتون زندگي مي كرد . نكته جالب اينكه او در يك مدرسه مذهبي ( مسيحي) تحصيل مي كرد . او در دهه هشتاد براي موسيقي راك نقد مي نوشت و همگان در جريان ايراد گرفتن او از آزي آزبورن و كل كل مرلين با او و شكست آزبورن هستند . بگذاريد برايتان به نقل از يك مجله داخلي (ايراني) بگويم كه در جلسه كل كل اين دو غول موسيقي راك مرلين در جواب سوالي از سوي آزبورن گفت : كسي كه خودش را براي موسيقي مي كشد همان بهتر كه زنده نباشد [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] . و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشين گردد . منسن در سن 18 سالگي به فلوريدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه آن ها را منتشر كند . ولي به اين كار ادامه نداد . بعد از آن با شخصي بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در آن موقع براي گروهي گيتار مي زد زندگي هنري منسن از آن زمان آغاز شد . منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده است . نام كوچك او يعني مرلين را از نام بازيگر زن معروفي بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از يك رهبر مذهبي نچندان معروف بنام Charles Manson گرفته است . او در وقت هاي آزادش نقاشي مي كند و مي نويسد. همچنين او داراي يك كلكسيون از اعضاي مصنوعي بدن انسان است و به اين كار بسيار علاقه دارد . نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولي بعدها گروه او بي نام گشت و تنها نام مرلين منسن ذكر مي شود . خانه او در لوس آنجلس است كه يك بار هم از آن بعنوان استوديو براي ضبط آهنگ هايشان استفاده كردند . اصطلاحي براي طرفداران مرلين وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از آن چشم منسن است كه در آن لنز قرار داده . به هر حال مرلين اولين آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد . پس از آن هم آلبوم هاي زيادي ارائه كرده . او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغيير مي دهد اساسي .
منسن خواننده ايست كه در دهه 90 با ظهور ناگهاني خودش روح تازه اي در كالبد در حال زوال موسيقي راك دميد و با صداي سازهايي كه بيشتر به صداي ارواح شبيه بود سبك تازه اي را به دنياي موسيقي معرفي كردند و بعدا اين سبك مورد تقليد گروههاي زيادي قرار گرفت .
منسن يك خواننده ي antichrist است و داراي فلسفه اي منفي باف است(در رابطه با دنيا) كه شايد بي شباهت به فلسفه ي بودا براي رياضت كشيدن و نيچه يا موريس مترلينگ نباشد به هر حال مگر غير از اين است كه اين دنيا فقط داراي نكات منفي و دروغي بزرگ است ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنيا دروغ است . شايد تنها نكته مثبت اين دنيا مرگ باشد كه به آن خاتمه مي بخشد .
راستي به قدرت خيره كننده اجراهاي زنده مرلين منسن توجه كرده ايد ؟ واقعا تسلط خاصي لازم است كه در هنگام اجرا به بداهه كوئي پرداخته قسمت هايي از ترانه هايش را تغيير دهد . واقعا هنجره اي طلايي براي آنچنان اجرايي لازم است .
درباره شعر هاي منسن بايد گفت هميشه در بين اين شعرها با غافلگيري مواجه مي شويم كه انسان را به تفكر مجبور مي كند . همين حالت در ترانه هاي او كاملا مشهود است .
اعضای گروه مرلین منسون Marilyn Manson
Twiggy Ramirez: او بيسيست گروه است كه در اواخر سال 1993 جايگزين Gidget Gein شد . نام واقعي اوJeordie White است و اهل ايالت Fort Lauderdale, Floridaاست . قبل از آن او بيسيست گروه Amboog-A-Lardبود كه سال ها قبل تورهاي خود را به همراه مرلين منسن اجرا مي كردند . پس از اينكه تويگي راميرز آن گروه را ترك كرد آن گروه از هم پاشيد . در واقع او دست راست مرلين منسن است و بيشتر تكيه آهنگ هاي منسن روي بيس هاي فوق العاده اوست .
Giner Fish : او درامر گروه است كه در سال 94 جايگزين Sara Lee Lucas شد . نام واقعي او Kenny Wilson است . لغب او ماشين درام است كه به علت اجراهاي بي نقصش اين لقب را گرفته . به همين دليل بود كه سارا لي لوكاس را در واقع با اردنگي از گروه بيرون كردند و جينر جايگزين او شد . او اهل لاس وگاس است
Madonna Wayne Gacy : او نوازندگي كيبورد گروه را بر عهده دارد . نام واقعي او Stephen Bier است . روز تولد او 6 مارچ است . او جايگزين نوازنده كيبورد اوليه گروه يعني Zsa Zsa Speck شد . لازم به ذكر است كه مادونا يك مهندس كامپيوتر است و قبل از پيوستن به گروه در دانشگاه فلوريدا تحصيل مي كرد .
John : نام واقعي اوJohn Lowery است . او متولد 30 جولاي 1971 است در سن 6 سالگي شروع به نواختن گيتار كرد . او به واقع در سال 1989 خود را يك نوازنده حرفه اي گيتار يافت و از آن زمان با گروه هاي زيادي از جمله Red Square Black, foSTted, Ryan Downe, Wilson Phillips, Night Rangers, Two, Ozzy Osbourne, Raven Payne, One Way, Salt 'n' Peppa, kd lang, Pepperland, Lita Ford, Leah Andreone, David Lee Roth همكاري كرده و هم اكنون نيز گيتاريست مرلين است . گيتار مورد استفاده اويك Ibanez GAX Series است .
چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید این واقعیت غیرقابل انکار است که این هنرمند در میان بدنام ترین و جنجالی ترین و بحث انگیزترین موزیسین های دهه نود جایگاه ویژه ای دارد.او احتمالا آخرین اعجوبه لیست بلندبالایی است که به راک بازی های شوک آور معروف هستند و شروعش با آلیس کوپر است.اگر چه نباید فراموش کرد آنچه باعث شد منسون به صدر جداول فروش راه پیدا کند وارد شدنش به حیطه های تابو در اشعار و فرم ظاهری کارهایش بود.مسائل اروتیک – مواد مخدر و ... مسائلی بود که مرلیلین منسون سعی داشت به آنها دامن بزند و همین باعث شد تا جامعه منتقدین موسیقی او را پس بزنند اما توانست در میان جوانان بازار مناسبی راه پیدا کند و در جریان خط اصلی سلف های خود به یک ضد قهرمان محبوب بدل شد این مسئله باعث بروز تنش هایی میان او و افراد بالارتبه سیاسی و جامعه سنتی به خصوص والدین آینده نگران آینده کودکان خود شد منسون با نام برایان وارنر در کانتون اوهایو متولد شد در سن هجده سالگی به تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و آنجا به عنوان یک روزنامه نگار با زمینه و گرایش موسیقی مشغول کار شد در 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد آنها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند و همان زمان بود که اسکات خود را با نام دیزی برکویچ و وارنر خود را با نام مارلین منسون مطرح ساختند.اندک زمانی نوازنده باس گجت گین و نوازنده کیبورد مادوناواین نیز به گروه ملحق شدند گروه اوایل با نام مرلین منسون و اسپوکی کیدز شروع به فعالیت نمود .کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوب ها و برنامه ها بود.استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها آرایش خاص منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود کارهای گروه با استفاده از درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گوش شنوندگان برساند و تا سال 1992 آنها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در 1993 ترنت رزنور در گروه nine inch nails با آنها تماس گرفته و پیشنهاد کرد برای ارایه یک کار جدی گروه با شرکت مربوط به او یعنی نایتینگ ریکورد زلیبل قراردادی ببندند شاید اینگونه شانس گروه برای حضورهای جدی تر و ماندگارتر بیشتر شود.منسون این پیشنهاد را می پذیرد و در خلال تابستان 1994 با کمپانی یاد شده وارد مذاکرده می شود.این درحالی بود که یک نوازنده جدید بیس با نام تویگی رامیرز جایگزین عضو قبلی گین شده بود.از همین جا بود که شهرت منفی گروه آغاز شد و اجرای گروه در سالت لیک سیتی شروع این حرکت بود.کارهای غیرمنتظره منسون روی صحنه نمایش از او یک شیطان مجسم ساخته بود.
جالب آنکه هرچه تضاد او با جامعه بیشتر می شد و عده منتقدینش افزایش پیدا می کردند محبوبیت وی در میان هوادارانش بیشتر می شد تا جایی که با انتشار آلبوم children Ep smells like در سال 1995 وارد خط اصلی جریان سازان برای نوجوانان شد تاثیرگیری اش از گزوه یوریتمیک و حتی اجرای کاور آهنگ معروف گروه یعنی رویاهای شیرین توانست به یک موفقیت غیر منتظره بدل شود.
اندک زمانی بعد برگویچ هم از گزوه جدا می شود و جای خود را به گیتاریستی با نام مستعار زیم زوم می دهد. LP بعدی گروه سال 1996 و با نام آنتی کریست سوپر استار منتشر می شود که در میان سه آلبوم مطرح پاپ سال جای می گیرد. محبوبیت منسون رو به افزایش می رود و جامعه با او درگیر می شود کنسرت های با پافشاری مردم کنسل می شود و موسیقی اش از سوی گروه های مذهبی و پیشروان آن ها مورد هجوم نقد قرار گرفته و تحریم می شود.مرلین منسون که در یک فشار جدی قرار گرفته بود برای گفتن حقایق کاری و زندگی به دنبال رسانه ای دیگر می گردد و در مصاحبه مفصل با مجله رولینگ استون اسراری را فاش می کند که تحت عنوان جاده دور و دراز خارج از جهنم منتشر و به پرفروش ترین اتوبیوگرافی سال بدل می شود.این مصاحبه جنجالی گروه های مذهبی به این یقین می رساند که او روحش را به شیطان فروخته است.
حیوانات مکانیکی آلبوم بعدی او در سال 1998 منتشر می شود که به دنبال موفقیتش منجر به برگزاری یک تور حمایتی یک ساله می شود.هالی وود در اواخر سال 2000 منتشر می شود و گروه به اجرای یک کنسرت بزرگ در سال 2001 دست می زند و در خلال اجرای برنامه گروه در جولای و در میشیگان به خاطر یک حرکت ناشایست رئی سن از سوی گارد امنیتی برگزاری مراسم دستگیر می شود. منسون به کار ساندتراک هم روی می آورد و نسخه ای از آهنگ taint love او روی فیلم نه یک فیلم نوجوان پسند دیگر قرار می گیرد در حالی که یکی از محافظین وی مدعی می شود منسون او را دچار حادثه جدی نموده است و سر او از این بابت آسیب دیده است این ماجرا در کنار سایر پرونده های منسون تا سال 2002 ادامه پیدا می کند و در ژانويه آن سال ماجرا تمام می شود هواداران منسون در ماه می 2003 شاهد انتشار آلبوم ذوران طلایی گروتسک می شوند که یک هفته تمام در صدر جدول فروش قرار داشت و حتی عده ای از منتقدین نیز آن را در لیست ده آلبوم برتر خود جای دادند.در آپریل 2004 آلبوم با نام طولانی و عجیب lows lunck box and choklit بیرون می آید و در پایان سمتامبر همین سال مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان بگذار فراموش کنیم را منتشر می کند که به جز کارهای گروهی وی شامل یک کاور جدید از آهنگ personal tesun اثر گروه دپچ مد نیز می شد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
--------------------------------------------------------------------------------
در باره ی سبک و عقیده ها ی منسون
--------------------------------------------------------------------------------
مرلین مانسن سبک شناخته شده ای ندارد بعضی ها میگویند راک و بعضی ها میگویند متال است که لباس وگریم و ادا ورفتارش مثل پانکی هاست ولی این از آن تفکر مانسن به وجود آمده که از هر چیزی که به دردش بخورد برای جلب توجه استفاده کند بازم به نظر من اگر مانسن می دانست که بریدن آهن الات چه صدای دلنوازی دارد بعید بود که از این صدا نیز استفاده نکند!!!!!!و این طوری بود که من گفتم سبکی جدید برای خودش ساخته است.
(( در سال 1997 مرلین مانسن خبرسازترین چهره شده بود چون ناگهان با آلبوم فوق ستاره ضد مسیح بر ضد تمام تاریخ بشریت قیام کرد آهنگ های او از لحاظ موسیقی بار چندانی نداشتند.ولی مفاهیم اشعار و ترانه های او بسیار نو ومتفکرانه اند مانسن بارها و بارها با القاب مختلف مورد خطاب نشریات ومنتقدان گوناگون قرار گرفت القابی مثل : دیوانه پلید ابله کثیف مظهر شیطان انسان سگ سان خبرسازپول دوست نابغه درک نشده ناجی فرشته نجات بخش فرزند عیسی و...بعضی ها او را بازیچه سرمایه داران می دانند ولی بعضی او را فردی میدانند که کار خودش را میکند و ترسی هم از کسی ندارد گروهی مانسن را مقلد گروه کیس می دانند و عده ای هم "تنها نوآور تاریخ بشریت" سبک مانسن یک سبک جدا شده از اینداستریال متال است البته فقط بر پایه اینداستریال متال وگرنه ضرباهنگ هایش را کم کرده و ریف های صیقل داده و مقدار زیادی اصوات گوناگون (به قول بعضی از دوستان ما که می گفتند آهنگ های کارگاهی گوش میدید!!!)از هر چیز گوش خراشی که به ذهنتان برسد (البته به نظر من مانسن فقط تو ماشین حال می ده اونم با گوشی گوش بدی) با چاشنی مقادیر زیادی جیغ که اینگونه راه خود را از سایر گروه های متال جدا کرده ترانه های مانسن در آلبوم حیوانات صنعتی نه اشرف مخلوقات دارای مفاهیم فکری نو معترضی هستند که بیشتر درباره وجود انسان ورابطه الهی انسان وخدا می پردازد و زندگی مادی را نفی می کند))
برداشتی آزاد از نوشته های کارن رشاد
شده که بارها وبارها مانسن را مظهر شیطان نامیده اند بدون اینکه به مفهوم اشعارش توجهی بکنند در بعضی جاها مانسن را به بدترین وجه کوبیدند حتی قسمت هایی از آهنگ coma white او را نشان دادند و گفتند این پلیدترین موجود ممکن است در حالی در مصاحبه ای که با مانسن شده بود در جواب اینگونه افراد گفته بود کسانی تحمل اشعار من را ندارند مطمئن باشند که خودشان مشکل دارند!!!! چون هر کس بنابر درونیات خود از هر چیزی تصویری برای خودش مجسم می کند البته این حرف در مورد کسانی درست است که زبان مانسن حالی شوند اما ما که از زبان مانسن فقط کلمه - را حالی می شویم(که این هم ریشه تاریخی دارد و در مورد اینکه چرا ما در هر حرفی یا در هر کاری دنبال قسمت های بدش می رویم مفصلا توضیح می دهم) حق داریم از او بد بگوییم.
ولی تا به حال شده برای یک بار هم حرف مخالفمان را گوش دهیم؟؟؟ همه این را قبول داریم که نباید عجولانه قضاوت کنیم اما... کاش آن لحظه که در مورد مانسن و شعر هایش و گریم ولباسش یک طرفه قضاوت می کردید حداقل یک بیت از شعرهایش را هم ترجمه می کردید تا مردم زودباورما هم می دانستند که آن طوری هم که شما می گویید نیست به نظر کسانی که حرف های مانسن را حالی می شوند او خیلی آدم خوبی است حداقل دربند شهوت و مسائل مادی نیست.اگر ادم مثبتی نباشد حداقل مثل خیلی از آدم هایی که من می بینم آدم منفی وریاکاری نیست.
برید شعار مانسن که پشت همه تی شرت هایش نوشته شده را بخوانید البته ان هم سواد می خواهد؟!؟!؟
*** is dead به معنی *** (برای من) مرده است.بعد شما بیایید انگ همجنس بازی و شهوت رانی به او بزنید!!!!!!!!!!
یادم هست در یکی از وبلاگ ها در مورد مرلین خواندم که دریکی از مصاحبه هایش گفته بود که دلیل اینکه من این گونه لباس می پوشم و گریم می کنم تنها نشان دادن باطن پلید انسان ها به ان هاست من اینگونه باطنی را که در زیر لباس های زیبایشان پنهان کرده اند به آنها یادآوری میکنم
(قابل توجه کسانی که از روی ظاهر اشخاص در مورد باطن شان قضاوت می کنند که اتفاقا خیلی هم ادعای موسیقی سنتی و شاعران قدیمی و .. را دارند .باید اشعار این قدیمیها را آب طلا گرفت. یاد سعدی خدا بیامرز به خیر که می گفت:
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
--------------------------------------------------------------------------------
خلاصه ای از زندگی نامه ی منسون
--------------------------------------------------------------------------------
در بسياري ازسايت ها و مجلات و ... بيوگرافي هايي را درباره منسن مي نويسند كه البته بسياري از آن ها بجز مشتي دروغ چيز ديگري نيست . ولي در اينجا اطلاعاتي واقعي درياره او وجود دارد .
مرلين منست متولد 5 جون سال 1969 است . نام واقعي او برين وارنر(Brain Warner) است . او در خانواده اي متوسط در كانتون زندگي مي كرد . نكته جالب اينكه او در يك مدرسه مذهبي ( مسيحي) تحصيل مي كرد . او در دهه هشتاد براي موسيقي راك نقد مي نوشت و همگان در جريان ايراد گرفتن او از آزي آزبورن و كل كل مرلين با او و شكست آزبورن هستند . بگذاريد برايتان به نقل از يك مجله داخلي (ايراني) بگويم كه در جلسه كل كل اين دو غول موسيقي راك مرلين در جواب سوالي از سوي آزبورن گفت [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] كسي كه خودش را براي موسيقي مي كشد همان بهتر كه زنده نباشد ) . و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشين گردد . منسن در سن 18 سالگي به فلوريدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه آن ها را منتشر كند . ولي به اين كار ادامه نداد . بعد از آن با شخصي بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در آن موقع براي گروهي گيتار مي زد زندگي هنري منسن از آن زمان آغاز شد . منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده است . نام كوچك او يعني مرلين را از نام بازيگر زن معروفي بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از يك رهبر مذهبي نچندان معروف بنام Charles Manson گرفته است . او در وقت هاي آزادش نقاشي مي كند و مي نويسد. همچنين او داراي يك كلكسيون از اعضاي مصنوعي بدن انسان است و به اين كار بسيار علاقه دارد . نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولي بعدها گروه او بي نام گشت و تنها نام مرلين منسن ذكر مي شود . خانه او در لوس آنجلس است كه يك بار هم از آن بعنوان استوديو براي ضبط آهنگ هايشان استفاده كردند . اصطلاحي براي طرفداران مرلين وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از آن چشم منسن است كه در آن لنز قرار داده . به هر حال مرلين اولين آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد . پس از آن هم آلبوم هاي زيادي ارائه كرده . او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغيير مي دهد اساسي .
منسن خواننده ايست كه در دهه 90 با ظهور ناگهاني خودش روح تازه اي در كالبد در حال زوال موسيقي راك دميد و با صداي سازهايي كه بيشتر به صداي ارواح شبيه بود سبك تازه اي را به دنياي موسيقي معرفي كردند و بعدا اين سبك مورد تقليد گروههاي زيادي قرار گرفت .
منسن يك خواننده ي antichrist است و داراي فلسفه اي منفي باف است(در رابطه با دنيا) كه شايد بي شباهت به فلسفه ي بودا براي رياضت كشيدن و نيچه يا موريس مترلينگ نباشد به هر حال مگر غير از اين است كه اين دنيا فقط داراي نكات منفي و دروغي بزرگ است ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنيا دروغ است . شايد تنها نكته مثبت اين دنيا مرگ باشد كه به آن خاتمه مي بخشد .
راستي به قدرت خيره كننده اجراهاي زنده مرلين منسن توجه كرده ايد ؟ واقعا تسلط خاصي لازم است كه در هنگام اجرا به بداهه كوئي پرداخته قسمت هايي از ترانه هايش را تغيير دهد . واقعا هنجره اي طلايي براي آنچنان اجرايي لازم است .
درباره شعر هاي منسن بايد گفت هميشه در بين اين شعرها با غافلگيري مواجه مي شويم كه انسان را به تفكر مجبور مي كند . همين حالت در ترانه هاي او كاملا مشهود است
--------------------------------------------------------------------------------
چرا گریم منسون اینگونه است؟؟؟؟
--------------------------------------------------------------------------------
آيا غير از اين است كه در دنيايي ديگر كه ما قادر به ديدن آن نيستيم بر اثر هر گناه صورت ما كريه تر مي شود ؟ اينچنين صورتي براي منسن نيز بعلت گناهان ناخواسه ايست كه انسان مرتكب گرديده . البته بايد قبول كنيم كه اگر كسي مي خواهد حرفش را بزند و صدايش را به گوش همه برساند بايد براي شهرت نيز تلاش كند . بعضي ها براي اينكه انسان هاي بي حوصله امروزي را تا آخر شو پاي تلويزيون بنشانند از رقاصه ها يا زيبايي خود يا چيزهاي ديگر استفاده مي كنند و ترفند منسن هم چيزيست كه مي بينيد ضمن اينكه آرايش صورت منسن در هر شو كاملا وابسته به مضمون آهنگ است و احساس آهنگ را در همان ابتدا و بدون نياز به دقت حتي به شنوندگان غير حرفه اي ميرساند . كه البته بايد به تقليد گروههاي ديگر از او نيز اشاره كرد (مانند Slipknot) كه اين امر به خودي خود نشان دهنده موفقيت مرلين در هدفش است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
--------------------------------------------------------------------------------
و اما معرفی گروه مرلین منسون
--------------------------------------------------------------------------------
Twiggy Ramirez: او بيسيست گروه است كه در اواخر سال 1993 جايگزين Gidget Gein شد . نام واقعي اوJeordie White است و اهل ايالت Fort Lauderdale, Floridaاست . قبل از آن او بيسيست گروه Amboog-A-Lardبود كه سال ها قبل تورهاي خود را به همراه مرلين منسن اجرا مي كردند . پس از اينكه تويگي راميرز آن گروه را ترك كرد آن گروه از هم پاشيد . در واقع او دست راست مرلين منسن است و بيشتر تكيه آهنگ هاي منسن روي بيس هاي فوق العاده اوست . ضمنا او بيسيست مورد علاقه من است
Giner Fish : او درامر گروه است كه در سال 94 جايگزين Sara Lee Lucas شد . نام واقعي او Kenny Wilson است . لغب او ماشين درام است كه بعلت اجراهاي بي نقصش اين لغب را گرفته . به همين دليل بود كه سارا لي لوكاس را در واقع با اردنگي از گروه بيرون كردند و جينر جايگزين او شد . او اهل لاس وگاس است .
Madonna Wayne Gacy : او نوازندگي كيبورد گروه را بر عهده دارد . نام واقعي او Stephen Bier است . روز تولد او 6 مارچ است . او جايگزين نوازنده كيبورد اوليه گروه يعني Zsa Zsa Speck شد . لازم به ذكر است كه مادونا يك مهندس كامپيوتر است و قبل از پيوستن به گروه در دانشگاه فلوريدا تحصيل مي كرد .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
او متولد 30 جولاي 1971 است در سن 6 سالگي شروع به نواختن نواختن گيتار كرد . او به واقع در سال 1989 خود را يك نوازنده حرفه اي گيتار يافت و از آن زمان با گروه هاي زيادي از جمله Red Square Black, foSTted, Ryan Downe, Wilson Phillips, Night Rangers, Two, Ozzy Osbourne, Raven Payne, One Way, Salt 'n' Peppa, kd lang, Pepperland, Lita Ford, Leah Andreone, David Lee Roth همكاري كرده و هم اكنون نيز گيتاريست مرلين است . گيتار مورد استفاده اويك Ibanez GAX Series است
جاستین تیمبرلیک Justin Timberlake
Justin Randall Timberlake, (born January 31, 1981[1]), sometimes known as JT, is an American Pop-R&B singer and actor
جاستين راندال تيم برليک Justin Timberlake متولد ۳۱ ژانويه ۱۹۸۱ در > ممفيس تنسی آمريکا < به دنيا آمد . او کار خود را از دوره نوجوانی در کلوپ معروف ميکی موس شروع کرد جايی که خوانندگان ديگری همچون بريتنی اسپيرز ــ کريستينا آگوريلا ــ و همچنين رفيق هم گروهيش در Nsync جاشوا چار در آنجا حضور داشتند ! اما معروفيت او از زمانی آغاز شد که او و جاشوا گروه انسينک را به وجود آوردند و جاستين خواننده اول گروه بود و در آن زمان نيز بود که جاستين با بريتنی روابطی را آغاز کرد و چون آن زمان اوج شهرت بريتنی بود بنابراين به شهرت جاستين هم اضافه شد و دليلش هم آن بود که جاستين در يک مصاحبه تلويزيونی به شرح روابط ---- و خصوصيش با بريتنی پرداخت و بريتنی هم بعد از آن در يک مصاحبه ديگر در برابر عموم قول داد که ميخواهد با ازدواج با جاستين خودش را نجات بدهد ! چون توسط جاستين بکارتش را از دست داده بود ! به هر حال روابط اين دو نيز بنا به دلايلی بهم خورد (( اگه ميخواهيد دليلش رو بدونيد به اينجا بريد ))
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در سال ۲۰۰۲ جاستين اولين آلبوم تک صدايی خودش را انتشار داد که به حق تحسينهای منتقدانه ای را دريافت کرد به طوری که در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر جهان بود و بيش از ۳ ميليون کپی در آمريکا و بيش از ۷ ميليون در سراسر جهان فروش داشت .
بعد از آن جاستين روابطی را با کريستينا آغاز کرد و توسط توری مشترک در سال ۲۰۰۳ با کريستينا از آلبوم خودش حمايت کرد . اما به نظر می آيد دوستی او با کريستينا فقط به خاطر نفع شخصی و افزايش معروفيت او بوده چون داستان آنها هم خيلی زود به جدايی و پايان رسيد !!!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جاستين هم مثل بريتنی و کريستينا با عکسها و پوسترهايی که از او تهيه شده است تجارت کرده و به اين وسيله توانسته از تهيه مخارج آلبومش بر بيايد.
در اينجا بايد بگم که او در اجراهای گوناگونی با خوانندگان مختلف همکاری داشته که از آن جمله ميتوان kylie minogue و جانت جکسون را نام برد .
در فوريه سال ۲۰۰4 او در نمايش super bowl با ژانت جکسون همکاری داشته که در اين نمايش در جلوی بيش از ۱۰۰ ميليون تماشاچی هنگامی که ژانت در حال اجرای بخشی از شعرش (( ميخواهم تو را تا پايان اين آواز لخت کنم )) بوده جاستين بخشی از لباس او را پاره ميکند به طوری که سينه راست ژانت جکسون به طور کامل نمايان ميشود و اين کار آنها هم با انتقاد شديد مردم روبرو ميشود و هم به معروفيت از دست رفته ژانت جکسون اضافه ميکند و جاستين را به اوج معروفيت خود ميرساند . اما چون در هر صورت کار آنها از نظر جامعه غير متعارف بود آنها تصميم به معذرت خواهی ميگيرند و هر دو معذرت خواهی خود را به صورت کتبی به عموم اظهار ميدارند و اين در حالی بود که جاستين در آن زمان برنده دو جايزه grammy يکی به خاطر بهترين آلبوم پاپ و ديگری به خاطر بهترين خواننده مذکر شده بود !
بعد از آن جاستين Justin Timberlake در اوايل سال ۲۰۰۳ شروع به برقراری رابطه با هنرپيشه معروف کامرون دياز کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ در يک فيلم هيجان انگيز به نام Edison ظاهر شد و بعد از آن هم در فيلم Alpha dog که بر اساس زندگی واقعی Jesse janes تهيه شده بازی کرد .
در ضمن در اينجا بايد بگم که در پنجم ماه می ۲۰۰۵ جاستين در هنگام ضبط آلبوم جديدش با snoop dogg (( خواننده و يکی از حاميان بزرگ جاستين !)) متوجه بيماريش شد . او غده کوچکی در گلويش داشت که با عمل جراحی برداشته شد و اگه دير متوجه اين بيماری ميشد اين غده ميتوانست به مسیر خوانندگيش لطمه بزند !
بعد از آن او همکاری خودش را با گروه معروف Black Eyed Peas در آهنگ my style به صورت هم خوان آغاز کرد و بعد از آن نيز در تورها و کنسرت ها اين گروه را همراهی ميکند و به تازگی نيز خبر ميرسد که او آلبوم جديدی را تا پايان سال ۲۰۰۵ روانه بازار خواهد کرد .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جاستین آلبوم خودشو بعد 4 سال بیرون داده فیلمی بازی کرده که به زودی میاد اما هنوز به گذشته ش غلبه نکرده و فکرش دنبال بریته.
جاستین گفت من و بریتنی برای نیمی از عمرم دوست بودیم،اما الان من دیگه ان فردو نمی شناسم ،مطمئن نیستم که قبلا هم می شناختم.
توی این مصاحبه در مجله ی fashion وقتی از جاستین خواستند که یک پروفایل از بریتنی ارائه بده جاستین اینو گفته:
اگه من بخوام راجع به بریتنی مقاله بنویسم نمی تونم نمی تونم با اصرار درونیم مبارزه کنم تا چیزایی زشت و کثیفی در موردش ندم.
البته این حرفهای جاستین از طرف طرفداران بریت بی جواب نمونده مثلا به این نظری که در مورد این مقاله خوندم توجه کنید:
مهم نیست...امیدوارم این طرفدارا رو متوجه کنه که جاستین پسره خوبی نیست و اون بریتنی رو دوست نداره چون اگه اونو دوست داشت این چیزا رو راجع بهش نمی گفت
منبع:********** Forums
خواننده و مدل مشهور کريستينا ماريا آگوريلا Christina Maria Aguilera در ۱۸ دسامبر ۱۹۸۰ در استانت آيلند نيويورک متولد شد . پدرش يک نظامی درجه دار و مادرش يک موسيقیدان و نوازنده بود .
کريستينا در سن ۹ سالگی به عنوان يک ستاره به عضويت کلوپ مشهور ميکی موس درآمد (( جايی که بريتنی اسپيرز و اعضای گروه انسينک و خيلی های ديگه از اونجا شروع به کار کردند )) او در اين کلوپ تجربيات بسياری در زمينه خواننده شدن کسب کرد که از مهمترين آنها ميتوان به آهنگ All i wanna do ( همه آنچه که ميخواهم انجام دهم ) را نام برد . اين آهنگ به صورت دو صدايی و با همکاری ستاره پاپ ژاپنی > کيزو ناکانيشی < در ژاپن اجرا شده !
در سال ۱۹۹۸ دروازه های موفقيت به سرعت به روی کريستينا باز شد . در اين سال او آهنگ reflection ( انعکاس تفکر ) را برای کارتون مشهور و زيبای مولان که متعلق به ديسنی بود را ضبط کرد و خواند . و اين آهنگ صعود سريع او را به سوی ستاره شدن تضمين کرد . چرا که در مدت کوتاهی بعد از خواندن اين آهنگ او اولين آلبوم خود را به بازار موسيقی عرضه کرد . که آهنگ برگزيده اين آلبوم به نام ginie in bottle پر طرفدار ترين و پرفروش ترين در آمريکا شد و اين آلبوم جايزه Grammy را نصيب کريستينا ساخت . اما موفقيت های او به همينجا ختم نميشود ! وی در سال ۲۰۰۰ به خاطر دو آهنگ به نام های What a girl wants ( آنچه که يک دختر ميخواهد ) و All i want is you ( آنچه که ميخواهم تويی ) دوباره در بالای جدول بهترينهای سال قرار گرفت . و در ادامه انتشار مجموعه اسپانيايی mi reflejo و يک ترجمه از آهنگ La bella`s برای تراک صدايی فيلم مولن روژ اين ستاره را مورد توجه عموم مردم قرار داد .
در سال ۲۰۰۲ کريستينا برای دومين آلبومش يک عکس ---- بحث انگيز را بر روی جلد آلبوم خود قرار داد . و بر خلاف تصور خيلی ها اين کار او به معروفيتش اضافه کرد و از آن به بعد او به يک چهره ---- مشهور شد !
اولين آهنگ منحصر به فرد اين آلبوم به نام dirrty بحث مشابهی را برای ساخت موزيک ويدئو ی آن پيش کشيد ! ( يعنی اين موزيک ويدئو هم ---- بود !)
در اينجا بايد بگم که کريستينا بر خلاف تصور همگان روابط نامشروع زيادی نداشته . اولين رابطه او با جاستين ( خواننده ) شروع شده و چون آغاز رابطه او با جاستين به دليل دشمنی و حسادت و کينه عجيب او با بريتنی ( خواننده ) بوده اين رابطه هم زياد دوام نداشته ! (( همون طور که ميدونيد جاستين قبلا با بريتنی رابطه داشته و حتی قرار بوده با هم ازدواج کنند!! ولی به دلايلی اين رابطه بهم خورد ! )) و به تازگی هم کريستينا در فوريه سال ۲۰۰۵ اعلام کرده که با مدير اجرايی ( مجری شوها و موسيقی ) جوردن براتمن نامزد کرده .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كريستينا آگيلرا Christina Maria Aguilera ، چهره اى كه در سال ۱۹۹۹ با ترانه شنيدنى Genie in a bottle سر زبانها افتاد و يكى از معروفترين چهرههاى جوان موسيقى پاپ محسوب ميشود، سرانجام به انتظار چهار ساله طرفدارانش خاتمه داده و آلبومى جديد روانه بازار كرده به اسم Back to Basics .
اين خواننده ۲۵ ساله آمريكايى در آلبوم پيشينش به نام Stripped كه در سال ۲۰۰۲ انتشار يافت، سعى كرده بود كه راه هاى تازه اى پيش گيرد و سبكهاى مختلفى را تجربه كند، اين گوناگونى سبك را هم ميشه در آلبوم جديد آگيلرا ديد كه در قطعات آن از رنگ و بوى پاپ شنيده ميشود تا Soul، Blues، Swing و R&B.
آگيلرا كه در نيويورك به دنيا آمده و از فعاليت هنريش شش هفت سالى بيش نميگذرده، به گفته خودش، هميشه آروز داشته كه روى صحنه آواز بخواند و واقعا هم به اين آروز رسيده است. آگيلرا در سن هشت سالگى براى اولين بار در مسابقه كشف استعدادهاى موسيقى شركت كرد و در سن دوازده سالگى هم سرود ملى آمريكا را براى باشگاه معروف پيتزبرگ در حين مسابقات ليگ فوتبال آمريكا خواند.
اين خواننده جوان كه بعضيها او را مادوناى عصر جديد ميدانند، موفقش شد يك بار به عنوان چهره جديد، جايزه معتبر Grammy را از آن خود كند. از آن گذشته آلبومهاى او تا به حال بيش از ۱۰ ميليون بار به فروش رفته اند كه اين هم براى خواننده اى جوان رقمى است درخور توجه.
ناگفته نماند كه يكى از ترانه هاى آلبوم جديد آگيلرا هم به تازگى در قالب سى دى تك آهنگى روانه بازار شده و بعد از انتشارش هم تونسته بلافاصله از صفر در رده پنجم ترانه هاى پرفروش روز آلمان قرار گيرد؛ ترانه اى به نام Ain´t no other man كه بخوبى نشانده توانايى و استعداد اين خواننده محبوب است.
منبع اين خبر يه خبرگزاري فارسي زبان بود
Manowar
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در ميان خيل عظيم گروه هاي موسيقي غربي عصر حاضر ،گروه Manowar به خاطر دارا بودن خصوصياتي منحصر به فرد،چه از جنبه اشعار و چه از لحاظ سبک موسيقي، تمايزي خاص را از آن خود ساخته است.
به واقع علت اصلي تشکيل اين گروه را ميتوان بنا نهادن جنبشي نوين در عرصه موسيقي، به جهت بازگشت به ارزش هاي از دست رفته و بعضا به ابتذال کشيده شده زندگي امروزي بر شمرد.ارزش ها و سنت هايي که در جريان سير تحول ادبي و موسيقيايي چند دهه گذشته به دست فراموشي سپرده شده اند.در حقيقت تفسيري که اشعار گروه از زندگي به دست ميدهد تفسيري ناب و در عين حال بسيار سنتي به شمار مي آيد و اعضاي گروه همواره تلاش کرده اند تا با وجود مشکلات متعدد،ذره اي از ديدگاه ها و عقايد خود عقب نشيني نکنند و بدين سان برتري و حقانيت فلسفه وجودي خويش را اثبات سازند.
Manowar را ميتوان عضو کليدي در خانواده موسيقي پر طنين غربي برشمرد و شکل گيري آن به سال 1981 باز ميگردد.يعني زماني که چهار عضو گروه با يکديگر پيماني مکتوب بستند و آن را با خون امضا کردند و بدين وسيله تعهدشان به يکديگر و به آرمان هاي مشترکشان را جلوه گر ساختند.
معرفی اعضا گروه:
Eric Adams اریک آدامز خواننده گروه
Joey DeMaio
Scott Columbus
karl
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نام گروه بيانگر نگرش بنيادين آنها به زندگي است.معني تحت الفظي آن که جنگجو مي باشد اشاره به اين مطلب دارد که زندگي جنگي است دمادم در مقابل شرارت ها و بي عدالتي ها و بايد چون جنگجويي جان بر کف مردانه در برابر پليدي ها و دروغ ها نبرد کرد و پيروز شد؛از سوي ديگر جان سپردن در اين راه به مراتب پر افتخارتر از زيستن در زبوني به شمار ميرود و همانگونه که گروه در اشعاري که بر گرفته از اساطير باستاني يونان و اسکانديناوي ميباشد بيان ميدارد،جايگاهي بهشتي در انتظار کشته شدگان در جنگ است که خانه ابدي ايشان خواهد بود.
از بارزترين خصوصيات گروه ميتوان به تمايل شديد ايشان به اساطير باستاني اشاره کرد.اساطير يونان و بخصوص اسکانديناوي همواره الهام بخش اشعار استعاري آنان بوده است.اشعاري که از گنجينه وسيع ادبيات حماسي اروپا سرچشمه گرفته و با احياي ارزش هاي فراموش شده شواليه هاي قرون وسطي، دست به خلق و تدوين اصول ارزشي انسان امروزي در قالب شواليه اي جنگجو زده است.ارزش ها و اصولي چون اتکا به نفس،صداقت،استواري در برابر چالش هاي روزمره،ايمان راسخ،باز پس گيري حق مظلومان و تکيه بر نيروي عظيم و لايزال اراده شخصي:
<مريد خويش باش و شراره هاي اراده را به هر سو پراکنده ساز>
و همچنين اعتقاد به اين باور که نيرويي برتر متجلي خواهد شد که زداينده جهان از پليدي ها و بي عدالتي ها به شمار ميرود:
<نور سفيد را نظاره کن،نور دروني را
براي تمام ما منتظران
روز ملکت محقق خواهد شد>
به لحاظ سبک موسيقي نيز Manowar با الهام از موسيقي کلاسيک و ترکيب استادانه آن با صوت پر طنين موسيقي متال آثاري بس شگرف را پديد آورده است و در اين ميان ارادت خاص ايشان به آهنگساز شهير آلماني،ريچارد واگنر قابل تامل است.نقطه اوج چنين ترکيب هنر گونه ای را می توان مجموعه سال ۱۹۸۸ گروه با نامKings of Metal دانست.هنگامي که با بهره گيري از موسيقي روح نواز کليسايي و همراه ساختن آن با اشعار حماسي و در خور تعمق و با کمک گروه صد نفري همسرايان کليساي "سنت پاول" شهر نيوکاسل،Manowar مجموعه اي ماندگار پديد آورد:
<هزاران فرسنگ دورتر،آتشي برافراز
تا راه بازگشت به خانه را روشن سازد.
بر شهابي ميرانم و ردم تا ابد خواهد پاييد
سکوت چون سنگي گران فرو خواهد افتاد.
بايست و بجنگ
بر قلبت تکيه کن
هرگر دست از تلاش مکش
و از مرگ،هراسي به خود راه مده>
جنبه حماسي آثار گروه محدود به اشعارشان نميشود،بلکه در اجراي اين آثار نيز حماسه آفريني ميکنند.براي مثال اجراي قطعه اي که بازگو کننده داستان قهرمان اسطوره اي يونان،آشيل،و بر گرفته از کتاب ايلياد هومر ميباشد،۲۸ دقيقه به طول انجاميده که با در نظر گرفتن طنين موسيقي خاص آن و دشواري اجراي پيوسته،زماني بس طولاني به شمار ميآيد و اينگونه بوده که گروه توانسته است نام خود را در کتاب رکورد هاي جهاني گينس به عنوان پر صداترين گروه جهان که به رکوردي معادل ۵/۱۲۹ دسي بل به هنگام اجراي زنده دست يافته بودند،ثبت کند.
به عقيده اعضاي گروه، پهنه موسيقي غربي در حال حاضر مملو از افرادي است که هيچ تعلقي به اين عرصه نداشته و جز به ابتذال کشيدن سبک هاي سنتي اين گونه خاص،کاري از پيش نبرده اند.Manowar خود را مدافع راستين و بر حق سبکي ميداند که دنبال مي کند و کمال گرايي در اين راه را سر لوحه تمامي اصول قرار داده است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
معرفی آلبوم ها:
1.Battle Hymns
2.Into Glory Ride
3.Hail To England
4.Sign Of The Hammer
5.Fighting The World
6.Kings Of Metal
7.The Triumph Of Steel
8.Louder Than Hell
9.Hell On Wheels
10.Hell On Stage Live
11.Warriors Of The World
Eric Adams ---> Manowar
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اریک آدامز Eric Adams متولد 27 آوریل 1958 در مادرید اسپانیاست. پدرش دنی آدامز آمریکایی الاصل کارمند راه آهن و مادرش ژاسمین کیدمن انگلیسی بود. اریک تحصیلات خود را در رشته ریاضی محض در دبیرستان سن پترز مادرید به پابان رساند و ادامه تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشکده هانسل فیلادلفیا ادامه داد ولی بعد از 2 سال به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت ترک تحصیل کرد و به دانشکده موسیقی ریچمن در اوهایا رفت و از این دانشکده با نمره ای خوب فارغ التحصیل شد. سپس به مادرید بارگشت و در سال 1981 با جوای دمایو نوازنده گیتار بیس سولو به طور کاملا اتفاقی آشنا شد. جوای دمایو نوازنده قوی گیتار بیس بود و اریک اولین مهره خود را برای تشکیل گروهی که در سر می پروراند پیدا کرد. جوای متولد 21 جولای 1960 و اهل مادرید بود. جوای پیشنهاد اریک را برای تشکیل گروه پذیرفت و اریک را با دوست هم دانشکده ای خود دنی هامزیک نوازنده قوی درام آشنا کرد. دنی متولد 11 دسامبر 1959 در فلوریدا بود. اریک آخرین مهره گروه خود را از میان نوازندگان دوره گرد خیابانی پیدا کرد. روس د بوس یک ریتم گیتار زن حرفه ای متولد 17 مارس 1956 بارسلونا اسپانیا. اریک بعد از تشکیل اعضای گروه خود به دنبال اسمی برای گروه گشت که بعد از چند ماه تلاش نام منووار (MANOWAR) اژدهای افسانه ای یونان را برگزید.
منووار Manowar نام اژدهای دو سر افسانه ای یونان بود که آیاندو خدای تاریکی را شکست داد و فرمانروای روشنایی شد. اریک نام منووار را به خاطر قدرتش، عظمتش و روحیه جنگجوییش برگزید تا سمبل گروهی شود که خود روحیه ای جنگجو دارد.
اریک کار خود را با تشکيل گروهی در 17 اگوست 1981 به طور رسمی شروع کرد. اريک در ابتدای کار قرارداد ضبط کاری با مبلغ کم با شرکت وبستر در نیوجرسی بست و کار خود را با یک تک آهنگ به نام ابهت فلز شروع کرد که به صورت یک کلیپ از برنامه M.TV پخش شد.
جو لمن مدير استوديوي وبستر از این تک آهنگ که بسيار هم مورد توجه او قرار گرفته بود قرارداد ضبطی با این چهار نفر ( اريک آدامز، جوای دمايو، روس د بوس و دنی هازميک) بست و شروع کار این گروه که نام آن را منووار گذشته بودند از اواخر سال 1981 به طور رسمی و قراردادی شروع شد.
پس از چند وقت یعنی در آوریل 1982 گروه اولین کار خود را با نام اشعار جنگ به بازار عرضه کرد. با این کار و فروش فوق العاده آن اریک مصمم شد تا کارهای بیشتری را انجام دهد. گروه منووار با ترکیب چهار مرد طلایی توانسته بودند کاری منحصر به فرد با سبک مارش راک وارد عرصه موسیقی کنند. ار این به بعد بود که هماهنگی گروه منووار روز به روز بیشتر شد.
گروه دومین کار خود را در ژوئن 1983 به نام سوار بر شکوه به بازار عرضه کرد. این آلبوم نیز یکی از پر فروش ترین آلبوم های راک ماه شد و به سرعت باعث محبوبیت گروه منووار شد.
ترانه های گروه را خود اریک می سرود و تنظیم می کرد تا با پیشنهاد جالبی از طرف شخصی به نام اکس شکین رو به رو شد.
اکس شکین یک حقوقدان بود که علاقه زیادی به کارها و آلبوم های گروه نشان می داد و از طرفداران پر و پا قرص گروه بود و پس از مشورت با اریک، درخواست همکاری سرودن اشعار را با او در میان گذاشت که با موافقت اریک مواجه شد.
طی 10 ماه همکاری بین اکس و اریک 12 سروده و 2 اینسترو منتال آماده و ضبط گردید. اریک با پیشنهاد و همکاری اعضای گروه این 12 سروده و 2 تکنوازی را در دو آلبوم به نامهای درود بر انگلستان و نشان چکش در دو سال پیاپی به بازار عرضه کرد. درود بر انگستان در نوامبر 1984 و نشان چکش در فوریه 1985 و با 4 ماه تاخیر وارد بازار آلبوم های راک شد و همانطور که اریک و اعضای گروه پیش بینی کرده بودند با استقبال زیادی مواجه شد و آلبوم درود بر انگلستان تا 6 ماه پرفروش ترین آلبوم هوی متال آمریکا بود.
گروه، دیگر جای خود را بین گروههای راک و هوی متال پیدا کرده بود و شاید هم موفق تر از دیگر گروهها بود. شعرهای اریک، اشعار حماسی و افسانه ای بود که بسیاری از طرفداران آن به این نکته توجه زیادی داشتند. اریک توانسته بود با حس جنگجویی و حماسی خود شعرهای قابل قبولی را به بازار عرضه کند.
اکس شکین با گرفتن مبلغ مالی اندکی طبق قرارداد گروه را ترک کرد و مسئولیت سرودن اشعار دوباره به گردن اریک افتاد.
بعد از گذشت 2 سال خاموشی گروه باز هم آلبوم دیگری به نام در مصاف با دنیا که یکی دیگر از کارهای خوب گروه بود را به بازار عرضه کرد. اما به خاطر متن اشعار این آلبوم، بین اریک و روس مشکلاتی پیش آمد که باعث سد روس با رضایت خود از گروه بیرون رود و روند پیشرفت آلبوم 2 ماه به تاخیر افتاد تا جای روس را شخصی به نام اسکات کلمبوس بگیرد.
اسکات از گیناریستهای خوب گروه پانکی به نام پاپی کوچ بود که با درخواست اریک و بستن قرارداد گزافی به گروه منووار پیوست. اریک از کار اسکات راضی بود و آلبوم در مصاف با دنیا را پس از نواختن گیتار آن توسط اسکات با رضایت کامل در اکتبر 1986 روانه بازار کرد. آلبوم در مصاف با دنیا به گفته خود اریک برگرفته از اشعار و ریتم های گروه جوداس پیریست و کیس می باشد.
در همان سال یعنی 1986 بود که گروه تصمیم گرفت یک استودیوی اختصاصی بخرد و قرارداد خود را با شرکت وبستر لغو کند تا بتواند تمامی کارهای خود را در استودیوی اختصاصی خود انجام دهد. پس از گذشت چند ماه استودیوی سن جرج واقع در محله لیفراک ویرجینیا توسط گروه خریداری شد. هزینه این استودیو تماما ار فروش آلبوم ها بود و این استودیوی اختصاصی کوچک که قابلیت ضبط آلبومهای گروه را داشت در حدود 75000 دلار برای گروه هزینه داشت.
تا این سال گروه برنامه های خود را با هزینه شرکت وبستر اداره می کرد. تا اینکه توانست برای خود استودیوی اختصاصی دایر کند. با این که این استودیو کوچک بود ولی جوابگوی کارهای گروه بود.
در سال 1987 بود که اریک تصمیم به ازدواج با صدابردار استودیوی اختصاصی خود که چند ماهی بود با آن آشنا شده بود گرفت. خانم آنجلیکا پرستر با پیشنهاد اریک موافقت کرد و در دسامبر 1987 در کلیسای دوپر دیترید مراسم ازدواج آنها برگزار شد.
آنجلیکا متولد 25 اکتبر 1965 در دیترید بود، تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای راپیدوین در انریش در رشته تئاتر به پایان رسانده بود و به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشت.
آنجلیکا به اریک علاقه زیادی داشت و در خاطراتش می گوید: از اراده اریک برای اداره استودیو احساس حقارت می کردم. اریک بسیار مصمم بود تا بتواند بهترین کار را برای اجراء ارائه دهد.
جوای دمایو در همان سال با پیشنهاد گزافی به موزیک فلارمونیک شهر تگزاس دعوت شد . اما جوای از این همکاری سر باز زد و گروه را ترجیح داد. جوای تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان آلمانی به پایان رسانده بود و قبل از ورودش به گروه در آپارتمانش گیتار تدریس می کرد.
حدود یک سال بعد اریک و اعضای گروه که آنجلیکا هم دیگر جزء آنها شده بود، آلبومی به نام سلاطین فلزی را آماده عرضه به بازار کردند. این آلبوم که در نوامبر 1988 وارد بازار شد، یکی از زیباترین و حرفه ای ترین کارهای گروه منووتر محسوب می شود.
اریک درباره این آلبوم می گوید: با آنجلیکا درباره نام آلبوم صحبت کردم که آنجلیکا نام چهار پادشاه فلزی را پیشنهاد داد که بعدها طی صحبت با اعضای گروه به سلاطین فلزی تغییر نام داد. اما زمینه فکری نام این آلبوم را آنجلیکا پایه ریزی کرد. اریک این آلبوم را شاه تمام آلبومهای راک سال 88 می دانست و با توجه به آنچه در انتظار داشت این آلبوم به مدت 7 ماه پرفروش ترین آلبوم راک سال 88 شد. اریک توانسته بود گروه خوبی را تشکیل دهد. هنوز مدتی از ورود این آلبوم به بازار نگذشته بود که پیشنهاد جالبی از طرف دنی هامزیک برای اجرای کنسرت و یک تور تفریحی به اریک شد.
اریک بعد از صحبت با اعضای گروه تصمیم به اجرای یک کنسرت 80 دقیقه ای و یک تور 20 روزه در اسپانیا به همراه راب هالفورد خواننده گروه جوداس گرفت تا هم تنوعی برای گروه باشند و هم بتوانند انرژی تازه ای کسب کنند. 2 روز بعد از این تصمیم گیری گروه در شهر مادرید اسپانیا در پی کسب انرژی تازه ای برای ادامه کار بود. شهری که خود اریک زاده آنجا بود. گروه بعد از تور مادرید به میشیگان رفت و قرار شد که کنسرت در 22 جولای 1990 در سالن گرین مک میشیگان برگزار شود. گروه خود را برای اجرای کنسرت آماده می کرد. اریک . اعضای گروه با توجه به مدت زمانی که برای کنسرت در نظر داشتند و ترک از آلبومهای خود جدا کردند و پس از هماهنگی با سالن 2200 نفری گرین مک خود را برای اجرای کنسرت آماده می کردند که ناگهان اریک با فوت پدرش دنی مواجه شد و کنسرت به 17 اکتبر موکول گشت.
این اولین کنسرت منووار بود که به نام شمشیرهای بیرون از غلاف نامگذاری شد و بعدها به صورت یک آلبوم به بازار عرضه شد. در سالن گرین مک شی 17 اکتبر در حدود 2000 بلیط فروخته شد و میانگین سنی کنسرت 18 تا 24 سال اعلام گردید. کنسرت بدون هیچ مشکلی برگزار شد و گروه 4 روز بعد از کنسرت به ویرجینیا بازگشت تا کار خود را دوباره آغاز کند.
در همین سال یعنی 1990 اریک صاحب فرزند پسری شد که به احترام نام پدرش نام او را دنی گذاشت. آنجلیکا ار استودیو بیرون رفت تا از دنی نگهداری کند و گروه دوباره با همان ترکیب قبلی به کار خود ادامه داد.
اریک شیفته اشعار حماسی، جنگ و مبارزه بود و دوست داشت تمام این احساسات خود را در مضمون شعرهایش بیان کند و این کار را با با ساخت آلبوم پیروزی پولادین به کرسی نشاند. این آلبوم در جولای 1992 وارد بازار شد و برگرفته از اشعار هومر بود.
اریک می گوید: من شیفته افسانه آشیل بودم و همیشه بعد از خواندن این افسانه حماسی مو بر بدنم راست می شد. دوست داشتم در ذهنم یک تراوای واقعی داشته باشم و هکتور را با دستانم لمس کنم. این آلبوم را با داستان افسانه ای شهر تراوا شروع کردم تا برای همیشه این افسانه پایدار بماند و همه بدانند که آشیل هنوز هم زنده است و منووار نام آن را همیشه زنده نگاه خواهد داشت. آلبوم پیروزی پولادین بر خلاف جایزه ای که از F.O.R به خاطر اجرای حماسی افسانه آشیل گرفت فروش چندان موفقی نداشت. یکی از قسمتهای جذاب این آلبوم درام دنی هامزیک بود که بر خلاف نظر اریک در آلبوم نواخته شد و یکی ار نقاط قوت آلبوم محسوب می شود. این آلبوم شاید آخرین آلبومی از منووار باشد که سبک مارش متال را کاملا رعایت کرده است.
اریک همان طور که خودش هم بعد ار آلبوم پیروزی پولادین گفته بود دیگر سبک کاری برایش اهمیتی ندارد بلکه مضمون شعرهاست که به کارهایش اهمیت می بخشد.
اریک تصمیم به یک دوره استراحت گرفت و با اعضای گروه هم در میان گذاشت و با توجه به موافقت اعضای گروه تصمیم گرفت تا چند سالی از آلبومهای Best استفاده کند و شعذی نگوید که بعد از آن بهترین کارهای خود را در آلبومی به نام چرخهای جهنمی عرضه کردند. این آلبوم در مارس 1994 به بازار عرضه شد. این کار اثر جوای دمایو بود و کار تنظیم این آهنگ را هم خود جوای به دست گرفت و اریک هم از این کار بسیار راضی بود. این آلبوم با این که به نظر نمی رسید فروش چندانی کند ولی مبلغ قابل توجهی از فروش آلبوم به دست آمد.
اریک و اعضای منووار آلبوم بعدی خود را پس از 4 سال خاموشی بر خلاف تمام آلبومهای قبای خود چه از نظر ریتم و سبک و چه از نظر مضمون شعری بیرون دادند. اریک برای ساخت این آلبوم از شخصی به نام راجر هیومن کمک گرفت. راجر یک نویسنده و شاعر خوب بود که اریک می توانست از او برای متن شعرهای خود کمک بگیرد. بعد از بستن قرارداد و شروع به کار حدود 1 سال برای سرودن اشعار و تنظیم ترکها وقت صرف شد تا در دسامبر 1996 کار در استودیوی اختصاصی منووار اجرا و وارد بازار شد. این آلبوم فراتر از جهنم نام گرفت و کار کاملا هوی متال و عام پسند بود و بعدها حتی گروههای پانکی نیز از ریتم این آهنگها در آلبوم های خود استفاده کردند.
گروه بعد از ساخت این آلبوم به یک تور یک ماه و نیمه به سواحل هاوایی رفت.. در این سفر راب هالفورد و بوروس دیکنسون هم همراه گروه بودند.
اریک بعد از این سفر با همسر و فرزندش رابطه نزدیکتری برقرار کرد و از سال 96 به بعد تمام کارهای این گروه به صورت Best اجراء و به بازار عرضه شد و یا به صورت کنسرت هایی که اشعارش قبلا سروده شده بود، اجراء گردید.
در سال 1996 و قبل از ضبط آلبوم فراتر از جهنم دنی هامزیک از گروه خداحافظی کرد و کارل لوگان به جای او وارد گروه شد. اکنون بعد از گذشت بیش از 20 سال اعضای گروه منووار
عبارتند از:
1- اریک آدامز Eric Adams
2- جوای دمایو
3- اسکات کولومبوس
4- کارل لوگان
از آلبومها و کنسرتهای دیگر گروه منووار می توان چرخهای جهنمی، مرحله ای از جهنم و جنگاوران جهان را نام برد
Kai MacDonald
( Kai Tracid )
Kai MacDonald ملقب به kai tracid دي جي و اهنگساز الماني در زمينه ترنس هست. tracid برگرفته از مخلوط دو كلمه و دوسبك موزيك trance و Acid مي باشد. كه در حقيقت kai اين دو را با هم مخلوط كرده و سبك جديدي را ابداع كرده است.
اين هنرمند الماني با اولين سينگل جنجالي خود يعني Your own reality معروف شد كه در سال 97 بيرون امد البته قبل از ان هم در سال 96 كاري به اسم so simple را ساخته بود اما از سال 97 معروف شد كم كم و در سال 98 با كار قوي خود به اسم Liquid Skies شهرت جهاني پيدا كرد.
در ماه نوامبر سال 2001 براي اولين بار در چارت top 10 المان قرار گرفت و از سال 2000 تمامي كارهاي خودش را به وصيله كمپاني خودش به اسم Tracid traxxx وارد بازار كرده است. kai كه تازه از تور استراليا خوش برگسته است كه هموراه با هيجان و استرس زيادي هم بوده است. و همچنين از سفر طولاني اش در انگليس بالاخره به فرانكفورت باز گشته مرد 33 ساله اي كه 30 ساعت را در هواپيما گزرانده است اما چه كسي نگران است؟
او خيلي در استراليا سرگرمي داشته است. سه هفته را به قسمتي از تور جهاني خود در سيدني اختصاص داده است همچنين در بخشهاي مختلف استراليا تمام برنامه ها sold out شده بودند. kai در حال پرواز در يك مسير به سرعت هست.مسير پيشرفت...... طبق امار رسمي سايت Dj MAg كاي يكي از 50 دي جي برتر در جهان به شمار مي ايد.
هنگاميكه بقيه دي جي ها و اهنگسازان از اثرات تكنو و همچنين تجاري شدنش ميناليدن كاي بلند شد و اخر هفته ها را با دي جي و روزهايش را در استوديو گذراند.
براي الهام و القا كردن كاي فقط چند تا اهنگ در سبك Acid ساخت كه ان را به وصيله كمپاني Acid files منتشر كرد كه بعده ها خودش كمپاني زد و شركت او يكي از بهترين شركت ها در سال 98 شناخته ميشد. از سال 1995 او در اين راه هست. در گذشته شخصي كه موسيقي را خود اموخته و دانش اموز الكترونيك بوده است و ساعتها وقتش را پشت كامپيوتر مي گذاشت و با صداها بازي ميكرد.
به وصيله اين كار اون فرمول جديدي كشف كرد و سبك جديدي خلق كرد به اسم tracid = trance + acid و بهترين دي جي و اهنگساز در اين سبك شد.
به گفته خودش : اين صداي tracid traxx من هست - موزيك ترنس با انرژي زياد تا امروز من نتوانسته ام خوانندگي كنم اما يك حس بسيار قوي از روح در موزيك دارم .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] امتياز ديگري كه كاي را از بقيه متمايز ميسازد اين تفكر است كه كاي مي گويد "من ارزش زيادي براي شعرهاي بلند پروازانه قائل هستم"
از سال 97 كاي دائما در چارتهاي دنس المان ظاهر شده است. و گاهي اوقات رتبه ي اول را داشته است.افرادي مثل frank farian ذوق كار را در كاي به وجود اوردند. كه كارهاي طلايي او نتيجه اش بوده است. و برخي پيشامدها مانند كانديد شدن براي VIVA - COMEt 1998 و Eins live Krone ادامه ي موفقيت هاي او بوده است چيزي كه يا يك سيستم ارزان قيمت خانگي شروع شد الان در حرفه ترين استوديو پي گيري ميشود .
بعد از ان كه كارهاي كاي در سرتاسر اروپا پخش شدند در سالهاي اخير صداي او(اهنك هايش) در سرتاسر دنيا متقاضي و طرفدار دارد
او ميگويد: "هر اخر هفته من در مسافرت هستم با هواپيما حتي با ماشين براي اجراي برنامه"
استراليا انگليس امريكا ژاپن ايتاليا روسيه و برزيل و .... كشورهايي هستند كه به tracid گوش كرده اند. و كلاب ها و فستيوالهايي كه ديده ميشود همراه با 35000 نفر مردم هستند.
در صحنه موسيقي دان جذاب و تفريحي سري و مرموز هست تا اينكه خجالتي باشد او هيچ گونه گرايش به مواد مخدر ندارد و هيچ وقت مدل موهاي عجيب و غريب براي جلب توجه نميگزارد و مثل ديونه ها ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كاي ميگويد: "هيچ وقت اعتياد به مواد مخدر نداشته ام به بعضي از هم كاران من نگاه كنيد ...
من حدس ميزنم دليلش اين هست كه من واقعي هستم و با خودم رو راست هستم"
بعد از مكس كوتاهي او افزود: "من سبك خودم را دارم و ان را هميشه در راهم خواهم داشت"
راه او براي كاي بسيار اهميت دارد كاي امتياز ديده شدن مخصوص خودش را دارد . همين الان او انرژي جديد را از طريق يوگا جذب و دريافت كرده است.
كاي ميگويد كه "خيلي مهم هست وقتي را به خودمان اختصاص دهيم تا راهمان را پيدا كنيم" در موفقيت او- او درست به نظر مي ايد بيشتر از 50 اهنگ از كمپاني او در چارتهاي دنس هستند بيشتر از 100 اهنگ را با نام و شهرت خود يعني kai tracid منتشر كرده است
دي جي اي هست كه از طرف جهان بيشتر از هميشه توصيه ميشود براي گوش كردن در اوج اين كارها افراد زبان زد مهمان و مصاحبه با راديو هاي مختلف و حضور او در فيلم hey Dj ديده ميشود ديگر بيشتر از اين چه ميخواهد؟ در اينده چه كاري خواهد كرد؟
ساختن موزيك بيشتر يك چيزه جاودانه ....... اگر حق انتخاب داشته باشم با هنرمندان بزرگي همچون wiliam orbit كار خواهم كرد يك كار جديد انجام خواهم داد كه خودم و بقيه از ان لذت ببريم.
البوم ها و سينگلهاي كاي:
Skywalker (1999) [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Trance & Acid (2002) [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Contemplate (the reason you exist) (2003)
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] Singles:تهيه و تنظيم : ارمان ديناروند
"So Simple" (1996)
"Makin' Friends" (1997)
"Your Own Reality" (1997)
"Dance for Eternity" (1998)
"Liquid Skies " (1998)
"Destiny's Path" (1999)
"Tiefenrausch (The Deep Blue)" (2000)
"Too many Times " (2001)
"Life is too Short" (2001)
"Trance & Acid" (2002)
"4 just 1 day" (2002)
"Conscious" (2003)
"Deeper" (2004)