و در اعماق خاطر ياد آور آن شميم روح افزا را
ز "من" بگذر و بر طاق جهان بنگار شور واژه ي "ما" را
Printable View
و در اعماق خاطر ياد آور آن شميم روح افزا را
ز "من" بگذر و بر طاق جهان بنگار شور واژه ي "ما" را
اري اري زندگي زيباست
زندگي اتشگاهي ديرنده پا برجاست
گر بيفروزيش شعله اش در هر كران پيداست
ور نه خاموشست
و خاموشي گناه ماست
تا نگاهت در دلم جا ميكند
زخمهاي كهنه لب وا ميكند
با همه صبر و صداقتهاي ما
عشق بين ما چه بد تا مي كند
در حسرت چشم تو ماه شكست
چشمان هزار غنچه در راه شكست
تو رفتي و بعد تو دلم مثل بلور
افتاد ز برج شوق و ناگاه شكست
(مريم حيدر زاده)
سلامنقل قول:
نوشته شده توسط saye
سايه خانم تكراري بودهاااااااااااااااا :blush:
و اما :
تنهايي مرتب به دلم مي كوبد
كه
تا ويراني اش ثانيه اي فاصله است.
تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت / تا کی ز زيان دوزخ و سود بهشت ؟
توي تنهايي يك دشت بزرگ كه مثل غربت شب بي انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سر پاست
...
تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه؟
من ديگه " ت " بلد نبودم !!! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هنگام صبوح ای صنم فرخ پی / برساز ترانهای و پيشآور می
:whistle: :blush:نقل قول:
نوشته شده توسط k@vir
یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور
اون زمان که قلب ما پر بود از شادی و شور
روزی که تورودیدم موهاتو بافته بودی
با گل سپید یاس گلوبند ساخته بودی
بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم
از دم صبح تا غروب با تو همبازی شدم
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم بهم زدیم روز و هفته ها گذشت