دوست من چندین نوع خلا وجود داره. نظر من اینکه از اونجا که حتی در شرایط خلا چگالی تاثیر داره نظر شما درست خواهد بود اما در شرایط خلا بی نهایت امکان داره این تفاوت به صفر برسه.نقل قول:
Printable View
دوست من چندین نوع خلا وجود داره. نظر من اینکه از اونجا که حتی در شرایط خلا چگالی تاثیر داره نظر شما درست خواهد بود اما در شرایط خلا بی نهایت امکان داره این تفاوت به صفر برسه.نقل قول:
سلام .نقل قول:
ممنون از پاسختون .
منظور بنده اینه که چی باعثِ منفجر شدنش میشه ؟
چون قاعدتاً باید فقط هی بسوزه و بسوزه تا همه ی جِرمش تبدیل به خاکستر و دود و نور بشه و اگر هم بزرگ باشه و همش نسوزه , باقیمونده اش هم به سطح زمین برخورد کنه .
چرا با صدای بسیار بلند منفجر میشه ؟
مگه چه ماده ای توش هست که بر اثر حرارتِ زیاد به جای سوختن منفجر میشه ؟
در ضمن چرا همه ی شهابسنگها منفجر نمیشند بلکه فقط میسوزند و میسوزند تا تموم بشند ؟
تفاوتِ شهابِ منفجر شونده با سوزنده چی هست ؟
این سنگ آسمانی حدود 17 متر طول داشته و وزنش حدود 10 هزار تن تخمین زده شده که با سرعتی معادل ۶۴۳۷۳۷ کیلومتر در ساعت در حال سقوط بوده، ۳۲.۵ ثانیه بعد از برخورد با اتمسفر زمین که در فاصله ۲۴ کیلومتری قرار داشته منفجر شده.نقل قول:
پاول کوداس – Paul Chodas از ناسا اینطور گفته که "وقتی که سنگ آتشینی با این اندازه در حال ورود به جو زمین است باید انتظار داشت که پس از ورود به قطعات بزرگی تقسیم شود و به سطح کره زمین برخورد کند و باعث چنین حوادثی می شود" .
سلام
ناسا گفته چند روزی هست خورشید به طرز عجیبی آرام شده و تعداد لکه های خورشید کم شده که یا علتش رسیدن به یک دوره ی آرامش هست که تا 2015 ادامه پیدا میکنه چون از 2011 فعالیتش زیاد شده بود .
یا اینکه آرامش قبل از طوفان هست و به زودی موجی از اشعه هایِ مُضر رو از خودش پراکنده میکنه که در اونصورت باعث گرم شدن زمین میشه مردم باید آماده ی اجرای کارهای پیش گیرانه برای در امان بودن از خطراتش رو انجام بدند
منبع
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به نظرتون کدومش بیشتر احتمال داره که رخ بده ؟
زیاد شدنِ فعالیتش در چند روز آینده یا آرامش تا چند سال دیگه ؟
موضوع اینطور که عنوان کردید نیست.نقل قول:
در واقع یک پیش بینی هایی بر اساس فعالیت گذشته ی خورشید وجود داشت که نتیجه ی امروز با اون پیش بینی ها یعنی افزایش فعالیت خورشید جور در نمیاد. بیشتر به کسانی که این پیشبینی ها رو کردن اشکال گرفتن.
سلام دوستان.
من خیلی به نجوم علاقه دارم ولی متأسفانه به دلیل اینکه نمی دونم چطوری باید یاد بگیرم همیشه از این علم دور بودم. اینجا محل پرسش و پاسخه دیگه ! کسی می تونه راهنمایی کنه که برای شروع و وارد شدن به دنیای علم نجوم باید از کجا شروع کرد ؟
سلام
دو راه رو برای شروع نجوم پیشنهاد میکنم.
یکی کلاس های نجومیه. خصوصا در تهران هستید و کلاس های خوبی در تهران داریم . و هر کلاسی و هر معلمی قابل اعتماد نیست. خیلی دیدم مدرس هایی که خودشون باید دوره مقدماتی نجوم بگذرونن میگن تو کلاسشون.
راه دوم که خیلی مناسبه استفاده از کتابه.
کتاب نجوم به زبان ساده برای اشنایی با مفاهیم عمومی نجوم/ کتاب صورت های فلکی برای اشنایی با مفاهیم رصدی. و یک گردونه آسمان هم برای یاد گرفتن اسمان شب.
تو یه برنامهی علمی (و شاید تخیلی ) میگفت که اگه یک جرمی اندازه زمین به سیاهچال تبدیل بشه و در وسط زمین قرار داده بشه ، کم کم زمین رو میخوره و زندگی بشر نابود میشه ... (برنامه در مورد روشهای از بین بردن زمین بود )
اولا مگه ممکنه یه جرمی به این اندازه به سیاه چال تبدیل بشه ؟ و اگه شد به همون حالت باقی بمونه ؟
ایا جاذبه این سیاه چال تغییر نمیکنه ؟
در ضمن میگفت که این سیاه چال قطرش به چند سانتیمتر میرسه
دوستان اینو قبول دارد که وسط کره زمین جاذبه نداره ؟
خوب چطوری اون سیاه چال با اون جاذبه این زمین رو در خودش جذب میکنه ؟؟
نمیشه این سیاه چالو یه جوری تو یه جای زمین حفظش کرد ؟
این مسئلهای که میگید کاملا فرضی و کلا غیردقیق هست. اما اگر بخواهیم مطابق چیزی که گفتین یه سیاهچاله وسط زمین بگذاریم (حالا همینجا فرض کردیم زمین کاملا تقارن کروی داره) و باز فرض کردیم این سیاهچاله دارای قطر ناصفر هست (مثلا ۳ سانتیمتر) در این حالت این سیاهچاله کم کم زمین رو میخوره و حتی حالت Helix رو هم ایجاد میکنه. مسئله اینه که شما در ربط دادن بین این مسئلهی (بازم کاملا فرضی) که وسط زمین «برآیند جاذبه» صفر هست (باز فرض چگالی یکنواخت و صلب هم به طور ضمنی اعمال شد) و قرار دادن سیاهچاله مرتکب یه استنتاج قیاسی میشین که درست نیست. برفرض یه سیاهچاله به اندازهی توپ تنیس گذاشتیم وسط «کره»ی موسوم به زمین وسط خود این توپ تنیس به عنوان یک نقطهی فرضی (بدون در نظر گرفتن ماهیت کوانتومی سیاهچاله) برآیند جاذبه صفر هست (همینجا خودمم مرتکب همون قیاس شدم:n19:) ولی اینکه وسط این توپ تنیس سیاهچالهای ما برآیند جاذبه صفر هست دلیل بر این نمیشه این سیاهچالهی کوچولوی خیالی ما شروع به خوردن مهرهی آبی خوشگلمون:n30: نکنه....این داستان رو میشه به اشکال و انحاء مختلف بسط و گسترش داد و به نظر من نکات آموزده هم زیاد داره...
یه چندتا نکته به ذهنم رسید حیفم اومد نگم (میگم داستان علمی-تخیلی آموزندهای هست):
- اگر این سیاهچاله که میخوایم بذاریم وسط زمین خیلی خیلی کوچیک باشه چی؟ یعنی یه کران پائین واسه اندازهاش داریم؟ فکر میکنم بله چون اگه سیاهچالهی ما خیلی کوچیک باشه (بحث همون افق سیاهچاله و قضیه تابش هاوکینگ) حدی وجود داره که اگه سیاهچاله ازون کوچیکتر باشه درجا در اثر تابش هاوکینگ خودش نیست و نابود میشه یه جورائي بخار میشه :دی
- راجع به کران بالا هم ناگفته پیداست که اگه سیاهچاله بزرگ باشه در طرفهالعینی زمین رو قورت میده و زیاد جا واسه این مباحث نمیذاره...
- سیاهچاله قرار در وسط زمین ظهور کنه؟ یا توسط سیستم جاذبهی زمین جذب بشه بیافته روی سطح زمین و احتمالا جذب زمین بشه تا برسه به مرکز بعد همونجا توی مرکز ثابت میمونه؟ زمین اگه متحرک باشه چی؟ وقتی شروع به خوردن زمین میکنه خودش هم نمیچرخه؟ کمی سازی این مسائل راحته یا سخته؟ به نظر من سخته. البته بحث کمی سازی شعال سیاهچاله متناسب با چگالی یا جرمش راحته نسبتا و فرمولوش یه چیزی توی این مایه است:
R = GM/c^2
که رابطهی جالب و معناداری با فرمولبندی نیوتن داره....
- حالا اگه شرایط رو خیلی خاص کنیم چقدر طول میکشه زمین خورده بشه؟ خب طبیعی هست که به بزرگی سیاهچاله و جرمش ربط داره ولی حالا واسه یه سیاهچاله به اندازهی توپ تنیس (اگه ممکن باشه که فکر نمیکنم) چقدر طول میکشه؟ ضمنا نرخ خورده شدن هم ثابت نیست و با گذشت زمان سریعتر میشه....بحث تابش و بحث گرما و .... واقعیت ورای مدلهای سادهشده و فرضی ماست ولی بحث جالبی میشه اگه دوستای فیزیکدان این مسائل رو به شکل دقیقتر و علمی بشکافن....
- تو همین قسمت قبل ماده که حین خورده شدن تبدیل به انرژی میشه بخشیش و تابیده میشه (تابش هاوکینگ) حالا این بازتابش ماده در برخورد با قسمتهای خورده نشدهی زمین بخشیش باز ماده میشه و نرخ خورده شدن رو کم میکنه (مسئله کمی پیچیدهتر میشه اینجوری)
- یه سوال آموزنده: اگر در منظومهی شمسی خودمون خورشید رو با سیاهچالهی معادلش جایگزین کنیم (میدونیم که خورشید تبدیل به سیاهچاله نخواهد شد ولی حالا) اونوقت آیا زمین به دام این سیاهچاله خواهد افتاد؟ شرایط تغییری میکنه؟ :n10:
سوال آموزنده ایست :n02:نقل قول:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ، اگه با جرم خورشید باشه (همون فرض محال که خورشید تبدیل به سیاهچاله بشه) تاثیری نداره چون جرم تغییری نکرده و فقط متراکم شده. تا جایی که من می دونم اگه فرض کنیم در اون دنیای خیالی یکدفعه به جای خورشید یک سیاه چاله قرار می دیم، فقط در صورتی زمین به دام این سیاهچاله خواهد افتاد که اون سیاه چاله به حدی قوی باشه که تفاوت نیروی گرانشی که به نقطه های مختلف زمین (و به مواد با جرم های متفاوت) وارد میشه بیشتر از کلیه نیروهایی باشه که باعث میشه زمین به شکل فعلی و کروی باقی بمونه. در غیر این صورت کماکان زمین به دور اون سیاه چاله می چرخه.
ممنون جناب Stream کاملا درست میباشد:n11:
البته نکتهی دومی که بهش اشاره کردین شاید جای بحث بیشتر داشته باشه (نیاز به دوستان diskoseismologist هست اینجا:n26:) اما کاملا درست هست و به دو نکتهی مهم این سوال بسیار آموزنده اشاره کردین البته نکتهی دوم ابتکار خود شما بود:n02: من این نکتهی دوم رو بیشتر در ارتباط با پدیدهی بصری helix میبینم (خورده شدن توسط جرم غولمقدار). در واقع این حرفی که میزنم یه حرف دقیق علمی نیست و یه برداشت شخصی هست که دوست داره به این موضوع کمی کلینگرانه و بصری نگاه کنه (یعنی دیمی:n24:). اونم اینکه پدیدهی helix یا مارپیچی در کیهان بیشتر مصادف خورده شدن (توسط سیاهچاله یا ستاره) است شاید اینجوری بشه یه تخمین دیمی از تعداد این هیولاها زد...البته کلینگری و انتراعی کردن کار ریاضیدانهاست و اتفاقا از نظر ایشاناین مسئله بیشتر به نسبت طلائی و دنبالهی فیبوناچی ربط داره که در طبیعت هم بسیار دیده میشه و فقط محصور به قضیه خورش کیهانی نیست...
بگذریم، ولی یه بحث جالب میتونه این باشه که چطوریه که وقتی سیاهچالهای با اندازهی مناسب به سطح زمین میخوره به مرکز زمین میره و اونجا شروع به چرخش میکنه؟ جواب این مسئله با همون قوانین نیوتن قابل توضیح هست (جاذبه، برآیند نیروها و قانون سوم) ولی وقتی به اون وسطا میرسه نکات ریز زیاد داره که خودم با خودم روی این مسئله اجماع آرا ندارم و دقیق نمیدونم:n13: خب به خاطر عدم تعادل در برآیند نیروها سیاهچاله در رسیدن به مرکز فرضی زمین هم به خاطر دینامیک بودن مسئله که دائم در حال تغییر شرایط مسئله هستیم باز شروع به چرخش حول مرکز فرضی میکنه و یه سیستم مثل سیستم گردش سیارهای کپلر درست میکنه (یعنی سیاهچاله هم میچرخه) ولی اگر این جواب رو تائید کنید و درست باشه به نظرم همین هم حواشی و نکات آموزنده:n10: زیاد داره...
بنظر من هم زمین در دام سیاهچاله که همون خورشید هست که تبدیل شده، گرفتار نخواهد شد و بدور اون خواهد چرخید و سپس زمین در فضا ول شده و سرگردان خواهد شد
چون خورشید به محض اینکه سیاهچاله بشه، سیاهچاله بسیار ریزی خواهد شد و به احتمال زیاد در مدت کم تبخیر شده و بلکل ناپدید خواهد شد.....
به چه دلیل سیاهچاله موردنظر تبخیر میشه؟نقل قول:
و دلیل ریز بودن این سیاهچاله ، کم بودن وزن خورشیده؟
بله
چون خورشید با جرم کنونی اگه سیاهچاله بشه خیلی واسش کمه،
سیاهچاله ریز هم محکوم به تبخیره سریعه.....
من پستتون رو سه بخش میکنم (با اجازه البته) بخش اول که میگه تغییر نمیکنه، بخش دوم که بحث سرگردانی هست و بخش سوم که بحث تبخیر سیاهچاله است....
قسمت اول درسته و جناب Stream توضیح دادند و نیاز به توضیح بیشتری نیست. در اون صورت زمین تا ابد (با فرض ثابت بودن سیاهچاله و پیش نیومدن اتفاقی) به دور اون سیاهچاله (البته در تاریکی و سرمای نزدیک به مطلق) خواهد چرخید.
در بخش دوم، نتیجهگیری اینکه در فضا سرگردان خواهد شد اگر منظورتون خارج شدن از مدار است با توجه به پدیدهی تابش هاوکینگ درست هست ولی چقدر طول میکشه از مدار خارج بشه؟:n10:
در قسمت سوم هم خورشید سیاهچاله نمیشه اول بزرگ میشه و تا نزدیکیهای زمین باد میکنه:n06:(Red Giant) و بعد میترکه (nova) و تبدیل به یه کوتولهی سفید (white dwrf) میشه. حالا اگر این بخش رو مرتبط با بحث Stream هست: در رابطه با عدم تغییر وضعیت solar system هم همونطوری که در پستهای قبلی اومد فرض بر این بود که خورشید با همین جرم یه سیاهچاله بشه (بدون در نظر گرفتن تابش هاوکینگ) ثابت بمونه و البته بحث تابش هاوکینگ و شعاع افق سیاهچاله که از رابطهی R = 2GM/C^2 بدست میاد هم نکتهی ظریفی است...
آپدیت: این پست در جواب پست ۲۹۳ نوشته شد.
سیاهچالهها از خود تابش دارند (معمولا به صورت گاما) که به تابش هاوکینگ معروف هست. خب این تابش هم طبق همون بحث پایستگی ماده و انرژی یعنی اینکه سیاهچاله داره تبخیر میشه (چون داره از خودش انرژی = ماده، به فضای بیرون ساطع میکنه) یه جورائی و اگه از اجرام اطراف تغذیه نکنه محکوم به فناست...البته عمر سیاهچالهی معمول خیلی خیلی زیاده (امیدوارم اشتباه نکنم).نقل قول:
البته این مسئلهی تبخیر سیاهچاله کسی میدونه نتایج تجربی هم واسش هست یا نه؟ (چه بحث تو بحثی شد :دی)
سریعآ از مدار خارج خواهد شد چون مداره خورشیدی بدلیل تبخیر سریع از بین خواهد رفتنقل قول:
شاید طی چند ساعت زمین از مدار بیرون بپره
بهتر بگم طی چند ساعت زمین در فضا ول بشه چون مداری وجود نداره
البته همه حرفهای من در این موارد در صورتی احتمالآ درست خواهد بود که نظریات هاوکینگ در مورد رفتار سیاهچاله ها درست باشه
نتیجه تجربی وجود نداره البته مشاهداتی هست که به نظر میاد ممکنه سیگنال هایی باشند که از تبخیر سیاه چاله پدید اومدن (مهمترینش [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] در 2010) ولی هنوز جامعه علم به قطعیت نرسیده و قانع نشدند.نقل قول:
اینطور نیست. اگه قرار بود یه سیاه چاله سریع تر از یک ستاره هم جرم خودش خالی بشه که الان ما آسمون رو پر از سیاه چاله مشاهده می کردیم نه ستاره (یا سوپرنوا) و اکثر سیگنال ها و پارتیکل های دریافتیمون از سیاه چاله ها بود!نقل قول:
من الان حساب کردم (با فرض محال که خورشید سیاه چاله بشه)، باز هم زمانی که طول می کشه تا اون سیاه چاله کاملا بخار بشه (البته هیچ سیاه چاله ای کاملا بخار نمیشه)، چیزی حدود 3.3x10^66 سال خواهد بود، بسیار بسیار بیشتر از عمر فعلی کیهان. این در کوتاه مدت (چند صد هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار میلیارد سال اول) هیچ تاثیری روی زمین نخواهد داشت.
توان خروجی مواد/انرژی تابش شده از سیاه چاله ای مثل خورشید، حدود 9.004x10^-29 وات خواهد بود که بسیار بسیار پایینه و بیشتر از میلیارد ها میلیارد سال زمان نیازه تا یک گرم از جرم این سیاه چاله کم بشه. طوری که من می بینم سیاه چاله ای با جرم خورشید اصلا جزو اون سیاه چاله هایی نیست که هیچ وقت از بین بره.
بابک جان ممنوننقل قول:
کلاس که اصلا وقت نمی کنم برم پس بهترین گزینه برام روش خودآموزه. ترجیحم به سی دی هست. آیا مجموعه ای هست که بتونه برای من که می خوام از صفر شروع کنم مفید باشه ؟
سلام دوستان .
یکی از مشکلات فضانوردهائی که مدت طولانی در فضا میمونند مشکل پوکی استخوان هست که به علت نبودِ جاذبه و نبودِ فشار روی استخوانها به وجود میاد .
یادمه بچه که بودیم میرفتیم پارک شهر یه بازی بود که عبارت بود از یه اتاق استوانه ای به قطر سه متر که دور تا دورش صندلی بود .
میرفتیم روی صندلیها مینشستیم بعدش در رو میبستند و اتاق شروع به چرخش میکرد و سرعت به حدی میرسید که میچسبیدیم به دیوار استوانه .
حتی بعضیهامون سر و ته میشدیم و اصلاً انگار نه انگار .
بعضیهامون هم پا میذاشتند روی دیوار و وایمیسادند یعنی افقی میشدند اما افتادنی در کار نبود به خاطر نیروی گریز از مرکز .
حالا سوال بنده اینه که چرا قسمتی از این ایستگاههای فضائی رو یه جوری نمیسازند که مثل بلبرینگ باشه یعنی بدنه ثابت باشه و اتاقکی که فضانوردها توش هستند با سرعت ثابت بچرخه تا نیروئی برابر با جاذبه ی زمین تولید کنه تا مشکل بی وزنی حل بشه ؟
خصوصاً در ایستگاه میر و در سفینه ای که قراره انسان رو به ماه برسونه .
یک موتور الکتریکی هم که با انرژی خورشیدی کار میکنه کار تنظیم و ثابت نگه داشتن سرعت رو انجام بده .
نظرتون چیه ؟
چرا این کار رو انجام نمیدن ؟
جاذبه مصنوعی که از طریق گریز از مرکز تولید میشه چندین اشکال داره:نقل قول:
یکی اینکه میزان نیروی گریز از مرکز در طول شعاع چرخش یکسان نیست و هرچه از مرکز چرخش به سمت محیط بریم میزان نیرو بیشتر میشه، یعنی برای فضانورد ها میزان نیروی جاذبه که به پاها دریافت میشه بسیار بیشتر از نیروییه که به سر افراد وارد میشه. این جدا از اینکه ریسک های سلامتی متفاوتی رو پدید میاره، انجام کارهای روزمره رو هم بسیار دشوار می کنه. یکی دیگه اینکه نیروی جاذبه عادی از طرف یک نقطه (مرکز زمین) به یک محیط وارد میشه، یعنی همه چیز به سمت یک نقطه جذب میشه، ولی نیروی گریز از مرکز همه چیز رو از یک نقطه دور میکنه (مشابه اینکه فرض کنیم زمین توخالی باشه و همه از داخل به سطح زمین چسبیده باشن) که این هم باز تاثیرات مهمی در انجام کارهای روزمره می گذاره و این نوع جاذبه مثل چیزی که ما احساس می کنیم نیست. یکی دیگه اینکه حرکت در یک محیط در حال چرخش در میزان نیروهای گریز از مرکز تاثیر می گذاره (اثر کوریولیس) که باعث میشه فضانورد موقع حرکت تغییرات ناگهانی رو در وزن خودش حس کنه. چندین مسئله دیگه هم وجود داره.
ساخت چنین چیزی از نظر مهندسی هم صرفا یک موتور الکتریکی با انرژی خورشیدی نیست، پیچیدگی های زیادی داره. در Gemini XI چنین سیستمی تست شد که نتایج امیدوار کننده نبود.
(با فرض محال که خورشید سیاه چاله بشه) میتونه به همون حالت باقی بمونه ؟ و اگه بمونه چقدر از جرم باید کم بشه (که اینم بر فرض محال ) تا به حالت جرم غیر از سیاه چال در بیاد ؟
من فکر میکنم اگر خورشید با جرم کنونی به یکباره تبدیل به سیاهچاله بشه حداکثر قطر سیاهچاله متولد شده بیشتر از 8 کیلومتر نمیتونه باشهنقل قول:
سیاهچاله با قطر 8 کیلومتر سریعآ و در چند ساعت تبخیر شده و هیچ اثر گرانشی از خود بجا نخواهد گذاشت و زمین فرار کرده و سرگردان خواهد شد
توجه کنیم که خورشید اگر سیاهچاله بشه (فرض محال) از نوع سیاهچاله کر ker نخواهد شد
خورشید به سیاهچاله شوارترتسشیلد تبدیل میشه که این سیاهچاله با این قطر کم محکوم به نابودی سریع هست
و بدلیل افق رویداید بسیار ریز سریع در خود رمبش میکند.....
قطر سیاهچاله بستگی به انرژی ای داره که موقع پدید اومدن بهش وارد میشه (که باعث میشه اون میزان جرم متراکم بشن)، اگه فرض کنیم فرض محال کل جرم خورشید قراره تبدیل به جرم سیاه چاله بشه (که هیچ وقت کل جرم یک ستاره تبدیل به سیاه چاله نمیشه)، لازمه کل این جرم در شعاع 22 نانومتر یا کمتر(حداکثر Schwarzschild radius که باعث میشه سرعت گریز مساوی سرعت نور باشه) فشرده بشه تا خورشید تبدیل به سیاه چاله بشه (از اونجایی که اگه تمام جرم منظومه شمسی - حتی با احتساب خود خورشید - رو تبدیل به انرژی کنیم، اونقدر انرژی بدست نمیاد که بتونه جرم خورشید رو اینقدر متراکم کنه، چنین چیزی فقط فکر و خیال هست). خلاصه اینکه با هر اتفاقی اگه جرم خورشید رو در 8 کیلومتر فشرده کنیم اون چیزی که باقی می مونه اصلا اسمش سیاه چاله نیست و ویژگی های evaporation هاوکینگ هم براش صدق نمی کنه.نقل قول:
سرعت تبخیر سیاه چاله هم مستقل از قطرشه و فقط به جرمش وابسته است، و همونطور که گفتم 3.3x10^66 سال طول می کشه تا تبخیر بشه و میزان انرژی خروجیش هم 9.004x10^-29 وات هست یعنی در عمل هیچ وقت تبخیر نمیشه و هیچ وقت زمین از مدار خارج نمیشه.
اون سیاه چاله هایی که با قطر کم محکوم به نابودی هستند، منظور قطرهایی با ضریب های کوچک طول موج کامپتون و جرمی با ضریب های کوچک جرم پلانک هستند، نه چیزهایی مثل 8 کیلومتر و جرم خورشید.
کسی ما رو راهنمایی نمی کنه ؟:n15:
به یک ابرموجود میگوییم خورشید را بردارد و جایش سیاهچاله بگذارد و دیگر دخالت نکند تا رفتار سیاهچاله مذبور را ببینیمنقل قول:
اینگونه فکر میکنیم تا بحث به جریان بیوفتد وگرنه همه میدونیم ممکن نیست خورشید سیاهچاله شود
خورشید سیاهچاله شده باید افق رویداد برای خود تشکیل داده و شروع به پرتاب 1 الکترون به بیرون از افق رویداد و بلع 1 الکترون به درون بطن خود کند و سپس اگر توانست چرخیده و بار الکتریکی بیشتری جذب کند
بنابراین باید چگالی نقطه تکینگی آن بینهایت شود تا بتواند به حیات خود ادامه دهد
طبق فرمول [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] .
باید سیاهچاله مربوطه آنقدر خود را باردار کند تا به سیاهچاله اکسترمال تبدیل شده و سپس به بررسی محاسبات شما 9.004x10^-29 بپردازیم
سیاهچاله مذکور شروع به پرتاب الکترون و فوتون و بلع جفت آن نخواهد کرد (حتی اگر میخواست هم نمیتوانست چون خیلی ریز و کم قطر و جرمه)
پس سیاهچاله مذکور کلآ بار ندارد
طبق نظریات هاوکینگ همچین سیاهچاله ای با نهایتآ 8 کیلومتر قطر و این جرم کم در چند ساعت سریعآ تبخیر شده و نابود خواهد شد
چگونه سیاهچاله بی بار که توان پراندن الکترون از افق رویدادش را ندارد را فرض به پرانش انرژی میتوان گرفت؟
تکینگی سیاهچاله مذبور نیز از نوع حلقوی نخواهد بود که به تولد نیروی مغناطیسی در بطنش کمک کند
سیاهچاله مذکور هرگز به مرحله اسپاگتی سازی نخواهد رسید تا زمین بدورش بگردد
حد تولمن-اوپنهایمر-وولکوف اجازه جرم دار شدن و حیات سیاهچاله مذکور را نخواهد داد
سیاهچاله مذکور بدلیل کوچکی بیش از حد نخواهد توانست از این حد عبور کرده و تبخیر خواهد شد...
دوستان این عکس رو من امروز دیدم
ایا چنین چیزی امکان داره؟ نوشته بود نزدیک شدن بیش از حد ماه به زمین در طول تاریخ
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ماه به مرور در حال دور شدن از زمین هستش و از ابتدا هم همینطور بوده. این فقط یک تصویر تخیلی میتونه باشه.نقل قول:
lol ماه انقدر به زمین نزدیک بشه از شدت فعالیت های آتشفشانی دیگه همچین شهرای آرومی باقی نخواهند موند... :biggrin:
اصلا جزر و مد ماه رو فرض کنید.....
یه لحظه ترسیدم:n02:
من اطلاعات تا این حد تخصصی راجع به سیاهچالهها ندارم سوالم رو توی سایت کانوت مطرح کردم امیدوارم این بحث شیرین ادامه پیدا کنه، یکی از مطالبی که کمتر توی وب فارسی بهش پرداخته شده همین موضوع سیاهچالهها هستند.نقل قول:
من شنیده ام اگر با سرعت فرای نور حرکت کنیم به زمان گذشته خواهیم رفت. آیا چنین فرضیه ای قابل قبول است؟ در صورت امکان توضیح دهید.
نقل قول:
سلام
کاملا نه.
نسبیت پیش بینی میکنه زمان در سرعت بالا بر ناظر خاص, کند میگذره.
همون نسبیت پیش بینی میکنه که هیچ ماده ای نمیتونه به سرعت نور برسه.
مبنای این دو پیش بینی یکشان و منتج از رفتار نامتعارف و دور از انتظار نور در فضا است.
پس هرگز چیزی نمیتونه به سرعتی فراتر از سرعت نور برسه تا سیر زمان رو معکوس کنه. روزی که بشه به سرعتی ورای نور دست پیدا کرد نسبیت به کل منسوخ خواهد بود و باقی پیش بینی هاش از جمله کندی سیر زمان, هم بی ارزش میشه.
تو نرم افزار skysafari که تو گوشیم نصب کردم اطلاعات ستاره آنتارس رو زده فاصله 600 سال نوری ولی توی نرم افزار گوگل ارث که رو حالت sky که میزارمش و بعد این ستاره رو میارم نوشته فاصله 140 سال نوری میشه بگید قضیه چیه و ما باید به کدوم اعتماد کنیم ؟
آنتارس جهنم 550 سال نوری فاصله داره
گوگل اسکای احتمالآ با مقیاس ------ نشون داده (هر پارسک 19.2 میلیارد مایل ه)
حدود 170 پارسک میشه 550 سال نوری
par...........sec
جالبه سایت این عبارت و فیلتر کرد.....
ببخشید میشه اطلاعاتی در مورد اختر فیزیک بدین ؟ بیشتر شناخت آسمونه ؟
عزیزان یه سوال دارم
فاصله ی چنین سیاراتی چطور اندازه گیری میشه؟
مثلا 550 سال نوری؟
چطور هست کلا؟
ممنون:n16:
از ویکی پدیا
اَختَرفیزیک یکی از شاخههای فیزیک است که به ویژگیهای فیزیکی ستارگان میپردازد.
این شاخه به فیزیک ستارگان، فضای میان ستارهای، تولد و مرگ اجرام فضایی میپردازد.
تنها اطلاعاتی که ما از ستارگان بدست میآوریم امواجی است که دریافت میشود.
فقط نور، اختر فیزیک با کمک این اطلاعات و تطبیق قوانین فیزیکی از یک سو جهان را بهتر تبیین میکند و از یک طرف با کمک آزمایشگاهی به بزرگی عالم تئوریهای جدید را میآزماید.
محاسبه فاصله ستارهها از منظومه شمسی
از اختلاف منظر (همان روشی که ما با دو چشممان فاصلهٔ اجسام را تعیین میکنیم و سه بعدی میبینیم) استفاده میشود. برای استفاده از این روش مکان ستاره را به دقت تعیین کرده و در ۶ ماه بعد که زمین ۲ ای یو جا به جا شده (با چشم پوشی از حرکت خود خورشید) دوباره مکان ستاره را به دقت اندازه میگیرند و اختلاف زاویهای آن دو را مساوی با یک تقسیم بر فاصله بر حسب پارسک میگزارند بدین ترتیب چنین به دست میآید: فاصلهٔ ستاره بر حسب پارسک = اختلاف منظر/۱ البته این روش تنها برای ستارگان نزدیک مورد استفادهاست زیرا دقت تلسکوپهای زمینی به علت جو و فضاییهای کنونی به علت کوچکی بیش از ۰٫۰۰۱ ثانیه قوس نیست. برای تعیین فاصلهٔ ستارگان از زمین روش مثلث بندی نیز مشهور است ولی به شرط این که ستارگان نزدیک را بخواهیم با آن مورد مطالعه قرار دهیم...