اینم عکس اون کارتونه
Printable View
اینم عکس اون کارتونه
این عکس یه انیمیشن عربیه که دو تا لینک یوتیوب ازش هست:نقل قول:
جحا وحماره لهجات عامية
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بشرى وحكايات جحا وحماره
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اسم فارسیش چی میشه
چون تلویزیون شبکه دو پخشش میکرد
من نتونستم تو جستجو هام چیزی پیدا کنم + چند تا ورژن دیگر ازش هم هست که با اسم یکسان است.نقل قول:
ظاهرا تنها باسه کشور های عربی هست که چندان رشدی هم نداشته.:n15:
سلام دوستان
یه انیمیشن تک قسمتی که اوایل دهه 70 از تلویزیون پخش شد. داستانش به این صورت بود که یه شکارچی یه بچه خرسو شکار میکنه و میبره خونه، مادرش نصف شب حمله میکنه به خونه شکارچی و اونو میکشه و بچه شو آزاد میکنه. بعدها پسر اون شکارچیه (که شب حمله خرس یه نوزاد بوده) به دنبال انتقام میره.
اگه اشتباه نکنم انیمیشن ژاپنی بود.
خیلی ممنون میشم اگه اسمشو بگین
گربه استثنایی اوایل دهه 80 پخش میشد اسم انگلیسیش هم فانتوم کت هستنقل قول:
نقل قول:
همون که یکیشون دماغ درازی داشت اسمشم clever بود
دو تا مامور بودن و رئیسشون
جای رئیسشون هم فک کنم جواد پزشکیان حرف میزد...
اگه کسی اسمشو میدونه بگه
منم خیلی دنبال این کارتون گشتم ولی اسمشم پیدا نکردم،نقل قول:
Sent from my MI MAX using Tapatalk
سلام دوستان ، خیلی خوشحالم که این تاپیکو دیدم و کلی خاطره برام زنده شد
سلام ، منم خیلی دنبال این کارتون سه اپیزودی گشتم تا بالاخره پیداش کردمنقل قول:
اسب های تک شاخ my little ponys 1984
کرم های شب تاب the glo friends 1986
سیب زمینی ها head potato kids 1986
سلام
اوقاتتون خوش
بچه ها اسم اون انیمیشنه که یه سری سمور رنگی بودن و هر کدوم یه رنگ داشتن و فضای داستان اروم بود و یدفه مشکلات وحشتناک براشون پیش میومد در حدی که بیشتر فیلم ترسناک بود ژانر کودک
Happy tree friends ?نقل قول:
سلام
مدتها است دنبال یه کارتون میگردم که حدود بیست سال پیش روی ویدیو vhs دیدم و الان نمیدونم فیلمش کجاست
داستان یه پیرمرد عارف چینی در زمانهای بسیار دور در کشور چین هست که در حال ماهیگیری در کنار رودخانه ای بوده که یک جوان هیزم شکن از کنارش رد میشه و با پیرمرد شروع به صحبت میکنه و یهو به پیرمرد میگه نگاه کن مثل اینکه یه ماهی در قلابت افتاده . پیرمرد به آب نگاهی میندازه و تصویر جوان رو میبینه که بدنش طناب پیچ شده و بهش میگه در طالعت میبینم که امروز دستگیر میشی. بهت اخطار میدم به شهر نری. جوان هم میگه این صحبتها مزخرفه و من باید تا قبل از غروب به شهر برم و هیزمها رو بفروشم . و کمی بعد جوان زیر یک درخت در حال استراحت بوده که دوتا مامور پادشاه میرسند و باهاش درگیر میشن و جوان هیزم شکن با فنون رزمی هردو مامور رو میکشه و بلافاصله بعد از کشتنشون به یاد حرف پیرمرد میفته و یش مادرش میره و مادرش هم که پیرمرد رو میشناخته با گریه میکه گره این مشکل فقط به دست پیرمد (( که تو کارتون اسمش فکر کنم چیانگ تز اویا )) بوده باز میشه. برو پیش او
جوان پیش پیرمرد برمیگرده و میگه استاد: پیش بینی شما درست از آب دراومد. من دو مامور پادشاه رو با فنون رزمی کشتم . حالا فول میدم شاگرد شما باشم تا شما من رو نجات بدی. پیرمرد هم میگه باشه. ما استاد و شاگرد میشیم و من تو رو نجات میدم.
تو یه صحنه دیگه از کارتون پیرمرد عارف پیش استاد خودش در بالای ابرها میره و میگه چرا روی زمین اینقدر گناه و جنایت هست و استاد پیرمرد که بالای ابرها زندگی میکرده دو تا جن رو احضار میکنه و میگه یکی از اینها با چشمهاش از فاصله دور تصاویر رو میبینه و دیگری با گوشهاش از فاصله دور صداها رو میشنوه و به اولی میگه نگاه کن و ببین در زمین چه جنایاتی اتفاق میفته و. اون هم نگاه میکنه و میبینه پادشاه با مشاورش دعواش میشه و دستور میده مشاور رو به دیگ روغن داغ بندازن.
تو صحنه دیگری همسر پادشاه که خودش جن بوده در حال خوردن اندامهای انسانهای کشته شده بوده که با یک وردی که خونده میشه دوباره به حالت انسان برمیگرده.
یا تو یک صنحنه دیگه یک استاد رزمی که دوست پیرمرد بوده با یک اژدها درگیر میشه و اژدها استاد رزمی رو قورت میده و استاد رزمیکار درون شکم اژدها شروع به مشت و لگد انداختن میکنه و در نهایت روده اژدها رو پاره میکنه و شروع میکنه روده رو باد کردن تا اینکه اژدها منفجر میشه و استاد رزمیکار میاد بیرون.
تو صحنه دیگری پادشاه پیرمرد رو (( چیانگ تز اویا )) رو احضار میکنه و میگه تو باید ثابت کنی همسر من جز جن ها هست و چیانگ تزاویا شروع به خوندن یه ورد میکنه و یهو طوفان شدیدی شروع میشه و همسر پادشاه شروع به سوختن در آتش میکنه و وسط آتش یهو به شکل همون جنی در میاد که داشت دست و پای انسانها رو میخورد.
اکثریت داستانش یادم مونده...ولی لامصب اسم کارتن رو نمیدونم...حتی نتونستم عکسهاش رو پیدا کنم...
کارتون فوف العاده جالب با مایه های ترسناک هست
کسی میدونه اسم این کارتون چیه...؟؟
در ضمن کارتونش هم دوبله فارسی شده.
سلام. يه كارتون تو ذهنمه كه چهارتا آدمك رنگى بودند. زرد و سبز و آبى و قرمز فكر ميكنم. هركدوم روى سرشون يه چيز سيخ طور داشتند. بعد اول و آخر هرقسمت باى باى ميكردن ميپريدن تو چاله. زير اون زمينم انگار مثلا خونشون بود يا همچين چيزى. كلا خيلى گُنگه برام. خيلى نوستالژيه برام. اگه ميشه كمكم كنيد:sad::V20:
لینک دانلودش کو
پیداش کردمنقل قول:
کارتون tarzerix
تاپیک خوبیه تاحالا چشمم بش نخورده بود
یادش بخیر اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ چقدر کارتون VHS از این صوتی و تصویری ها میخریدیم اصلا این صوتی و تصویری ها یک بخشی داشتند مخصوص فروش کارتون خارجی
چقدر میخریدیم Mask He-Man Thundercats TMNT Transformers Spider-Man Ultraman Silverhawks
یکی هم شبیه Transformers که الان یادم نمیاد اسمش رو....اهههه ولی حافظه ام معمولا خیلی خوبه.
سلام
یه کارتونی بود فکر کنم برای دهه 80 شمسی که چندتا جنگجو بودن که یکی شون مثل هرکول بود و یه سگ دوسر داشت و یکیشون هم یه دختر بود که یه لاکپشت کوچیک داشت که بزرگ میشد و به یه نینجا تبدیل میشد و یکی دیگه هم یه موجود مثل دایناسور داشت... خلاصه هر کدومشون یه حیوان خاص داشت...دوستان کسی این کارتون یادش هست؟
گربه استثنایی
- - - Updated - - -
گربه استثنایی
- - - Updated - - -
گربه استثنایی
- - - Updated - - -
گربه استثنایی
سلام دوستان یه انیمیشن هست که خیلی وقت پیش روی سی دی داشتم اولش اینطوری شروع میشه که چند تا جوونن که با یه جور موتور که پروازم هم میکنه مسابقه میدن بعد هرکس که دیر تر به درختی که تو شهره برسه باید ظرف هارو بشوره به نفر که میرسه خوش حالی می کنه درصورتی که قبلا یکی از اونا زود تر رسیده و بالای درخت با موتورش وایساده و منتظره این یه بخش از چیزی هست که یادمه یه جا دیگه هست که مثلا یه روستایی که فکر کنم معلق هم هست پیرمردی یه سنگ سبز داره که فکر کنم طوفان باشه ادم بدا اون سنگ رو میخوان بعد دختر اون پیرمرد رو هم میدزدن یبعد این جوونا میرن پیش اون پیرمرده که کمکش کنن پیرمرده هم فکر میکنه اینا هم ادم بد هستن اولش از خودش دفاع میکنه بعد ازشون میخواد که کمکش کنن تازه فکر کنم که این جوونا سفینه داشته باشن و چهار تا باشن
یه انیمیشن قدیمی تقریبا سال های ۸۸تا۹۳اینا دقیقا یادم نیست ولی انیمیشنش استاپ موشن فرم بود اگه اشتباه نکنم داستانشم راجب یه خونواده بود که با کلی حیوون توی سیل گیر افتاده بودن بعد تنها غذایی هم که داشتن سیبزمینی بود فقط همیناشو یادمه اگه کسی اسم این انیمیشنو میدونه لطف کنه
منم مثل شما نمیدونم ولی اینو گوگل کردم:
animation + animal + potato + flood
و اینو ابرد:
Raining Cats and Frogs / La Prophétie des grenouilles (2001)
سلام. من بچه ک بودم یک سریال انیمیشنی بود ک یک دوقلوی دختر و پسر بودن ک لباس های قرمز راه راه داشتتد و تنها زندگیهممیکردند و سریال اتفاقات زندگی اینها رو به نمایش میکشید. هرچی تا بحال تو گوگل سرچش کردم پیداش نکردم. ممنون میشم اگه کسی اسمش رو بلده بگه بهم
برای ایندگان این یه عدد دروغگو میباشد
سلام. یه کارتون ایرانی قدیمی عروسکی بود که عروسکاش چشمای گرد سبز و آبی خوشکل داشتن، وچادر مخمل تنشون بود. شبا یکی از بیرون داد میزد که شهر در امن و امان است، آسوده بخوابید. ولی بعضی شبا دزد یا شایدم موش ها حمله میکردن بهشون و نی نی هاشونو میبردن. کسی یادشه اسمشچی بود؟