یک عمر شهان تربیت عیش کنند
تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند
نازم به جهان همت درویشان را
کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند
Printable View
یک عمر شهان تربیت عیش کنند
تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند
نازم به جهان همت درویشان را
کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند
دو عاقل را نباشد کین و پیکار..................نه دانایی ستیزد با سبکبار
اگر نادان بوحشت سخت گوید...................خردمندش بنرمی دل بجوید
در دل من چیزی هست
مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه، دورها آوایی است که مرا می خواند
دیده بر تارک سنان دیدن..............خوشتر از روی دشمنان دیدن
واجبست از هزار دوست برید..............تا یکی دشمنت نباید دید
دوست نزدیک تر از من به من است ------------------- وین عجب بین که من از وی دورم
چه کنم، با که توان گفت که دوست ------------------ در کنار من و من مهجورم
______________
شب همگی خوش
______________
متاب ای پارسا روی از گنهکار...................ببخشایندگ در وی نظر کن
اگر من ناجوانمردم بکردار.................تو بر من چون جوانمردان گذر کن
نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه
نمی دونی مگه با غصه دمسازم
هوای گریه داره این دل سردم
چشام گریون دلم لرزون تویی دردم
شبا تو کوچه ی پر ماتم پاییز
به دنبال چراغ خونه می گردم
برات گفتم حدیث برگ خشک و باد
لالایی قصه ی پروانه و شمشاد
سراغ از من نمی گیری نگیر اما
فراموشم مکن پروانه زیبای من روزی
شده قلبی اسیر خونه غمها
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید-------------معشوق همینجاست بیایید بیایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید--------------هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید
___________
بازم د :2:
دانی که چه گفت زال با رستم گرد...............دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
دیدیم بسی که آب سرچشمه خرد...............چون پیشتر آمد شتر و بار ببرد
دلم از تو تهی گشته
نفس در سینه ام مانده
کسی از دفتر شعرم
خطوط خستگی خوانده؟....