بابا خدا وکیلی اصلا کیفیت مثلا اورجینال اینا یه تومن هم نمی ارزه حالا مثلا حجم 500 mb فیلم رو ریپ میکنن میشه 200 mb خوب اونقدرا هم کیفیت پایین نمیاد.نقل قول:
بعدشم من شبا که adsl مجانی میشه میزارم دانلود:31:
Printable View
بابا خدا وکیلی اصلا کیفیت مثلا اورجینال اینا یه تومن هم نمی ارزه حالا مثلا حجم 500 mb فیلم رو ریپ میکنن میشه 200 mb خوب اونقدرا هم کیفیت پایین نمیاد.نقل قول:
بعدشم من شبا که adsl مجانی میشه میزارم دانلود:31:
ببین دوست عزیز بحث رو شروع میکنی منطقی هم به نتیجه برسون.نقل قول:
من هی میگم اگه بخاییم اورجینال پیش بریم باید همه چیزو اورجینال بخریم.
شما با این حرفتون فقط و فقط هدفتون اینه که بگبن سریال مهران مدیریو اورجینال بخرین بقیه رو وللش.
منم عاشق سریالهایی که مهران مدیری ساخته بودمو و هستم حتی این سریال قهوه تلخ هم تو مملکت ما برامون زیاده.
شاید مهران با این کارش یه پوشی توی سریال و سینمای ایران بده تا همه لا اقل از مردم پول بگیرن و سریال درست و حسابی بدن.
ولی در کل این سریال با این پولی که جمع میکنند میتونست خیلی بهتر و بهتر از این باشه میتونستن یه کمدی تاریخی بسازن که مثلا تو شهرک سینمایی با کالسکه ها و مردم تو شهر بزرگ.
برای من اصلاً شخص مهم نیست برای من حمایت از محصولات داخلی اهمیت داره.قبول دارم این سریال میتونست خیلی بهتر از این باشه.و از بعضی رفتار مدیری(مثل گذاشتن این همه تبلیغ و فروختن 60 دقیقه پشت صحنه به قیمت 2000 تومان) اصلاً خوشم نیومد. حرف بنده فقط اینه که سعی کنیم به همدیگه احترام بذاریم.در مورد خرید محصولات خارجی هم فکر نکنم کسی در ایران توان خرید این محصولات رو به قیمت اصلی داشته باشه.ولی قیمت کالاهای ارجینال ایرانی یک دهم محصولات خارجی هستش(البته بجز همین قهوه تلخ!)نقل قول:
من هی میگم اگه بخاییم اورجینال پیش بریم باید همه چیزو اورجینال بخریم.
شما با این حرفتون فقط و فقط هدفتون اینه که بگبن سریال مهران مدیریو اورجینال بخرین بقیه رو وللش.
اگه شما بشینی و چند سال زحمت بکشی و یه مجموعه بسازی(چه نرم افزار و چه ...) و بعد مردم دانلودش کنند و ... . شما چه حالی خواهی داشت. در صورتی که برای محصولات خارجی تفاوت زیادی نداره که ما ایرانی ها دانلود کنیم یا بخریم.
این فقط نظر منه و من هیچ گونه بحث سیاسی و ... دنبال نمیکنم.فقط میگم بیایم به همدیگه احترام بذاریم.
(اگه ناخواسته به کسی بی احترامی کردم عذر میخوام)
همین!
دید ِ مدیریت این بخش از فروم بازتر شده نسبت به این مسائل و بحث های کپی رایت مربوط به این سریال؟؟
قبلا که تا پست در مورد کپی رایت رعایت کردن میزدی و میگفتی کپی کن یا نکن برو بخر نخر 3سوت کامنت ها پاک میشد!:دی
الان 2روزه کامنت ها اینجاس و بحثش ادامه داره.جالبه در نوع خودش!: دی
باشد که این دید روز به روز بازتر شود:دی
حالا ببین یه کاری میکنی بیان پاک کنن یا نه :دی
4شنبه , اینجا شیراز هست , هنوز نیومده تا ظهر !
:دینقل قول:
گذاشتن زیاد شه با هم پاک کنن حالش بیشتر باشه:دی
+این هفته که نمیاد دیگه!
گفتن ایام فاطمیه س دیگه!
دیگه هفته بعد میاد: (
:31:نقل قول:
4شنبه , اینجا شیراز هست , هنوز نیومده تا ظهر !
دیگه تا یکشنبه هفته آینده نباید منتظرش بود.
آقا من کدوم قسمت از پستم راجع به خرید ارجینال یا کپی حرف زدم؟ من اصلا راجع به خرید صحبت نکردم، بلکه گفتم ...، هرچی گفتم تو همون پست گفتم دیگه، منظورم کیفیت کار بود و اینکه توقعمون رو پایین نیاریم چون مدیری رو دوست داریم.نقل قول:
دیگه گذشت اون زمون که برای نگاه کردن فیلم باید پلیر داشت.الان بیشتر تلویزیون ها شبکه وایرلس یا وایرد دارن که لازم نیست برای دیدن فیلم حتی از سر جات پاشی.هر کسی هم که ال سی دی داره حتما یه مولتی میدیا پلیر هم داره.نقل قول:
این ریپ ها با کدک اچ ۲۶۴ ریپ شدن.با این کدک میشه یک دی وی دی رو با کمترین کاهش کیفیت کمتر از ۷۰۰ مگ کرد.در ضمن مگه این سریال با کیفیت HD فیلم برداری میشه که اینقدر میگین کیفیت کیفیت.نقل قول:
شما اگه شبا دان کنی فقط پول برق باید بدی که اونم بیشتر از یک و نیم ساعت طول نمیکشه و فوقش میشه ۳-۴ تا تک تومنی.(حیف برق نیست:31:)
با این کیفیتی فوق العاده ای هم که داره پیش داره فکر نکنم کسی دیگه دانلود کنه چه برسه که بخره.
من تا مجموعه 20 رو خریدم ولی از این به بعد دانلود میکنم شما ها که دم از کپی رایت میزنین میدونین که برای تدوین فیلم از برنامه های adobe استفاده میکنن؟ میدونین برنامه های ادوبی برای تدوین حرفه ای زیر 1000 دلار نیست؟ حالا فکر کردین مدیری رفته 3000 دلار داده برنامه adobe رو خریده؟ نه رفته از تورنت دانلود کرده با کرک یعنی دزدی پس نباید دم از این که کپی نکنید بزنه من از این به بعد دانلود میکنم به هر کی هم ببینم میگم دانلود کنن
سلام دوستان ...
فكر نميكردم روزي برسه كه 2 تا پك نديده از قهوه ي تلخ داشته باشم اما رغبت نكنم ببينمش ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نگاهي بر قهوه ي تلخ : (نكات منفي و مثيت)
بله ... سريال قهوه ي تلخ به نظرم ديگه حرفي براي گفتن نداره و اگه ما طرفداراي مهران مديري هم اين سريال رو تهيه ميكنيم فقط براي حمايت هست(من همه ي پك ها رو گرفتم) ... اما واقعيت اينه سريال اون چيزي كه همه از مهران مديري عزيز انتظار داشتند نبوده و نيست و در اين مدت فقط و فقط در حال درجا زدن و خيلي مواقع پسرفت بوده ...
مهران مديري مردي كه پشت سريال هاي پر طرفداري از جمله شب هاي برره ... پاورچين ... مرد 1000/2000 چهره بوده به نظرم در اين سريال نتونسته خودش و تيمش رو به مردم ثابت كنه ...
قهوه ي تلخ سريالي كه اگر 2 شخصيت رو از اون حذف كنيد تبديل ميشه به سريالي غير قابل ديدن ! بابا اتي و بابا شاه تمام بار طنز اين سريال هستند ...
قهوه ي تلخ آيا موفق بوده؟!
در جواب مي خوام بگم كه نه ... صرف خنديدن به 2 تا شخصيت و خنديدن به رقص و آواز(كه بد نيست) دليل موفق بودن اين سريال نيست و نخواهد بود ... اگه احساس ميكنيد سريال موفق بوده فقط اين 2 شخصيت و رقص و آواز ها رو از كليت سريال حذف كنيد و ببينيد چي باقي ميمونه ... بازم عرض ميكنم رقص اصلا بد نيست اما كليت اين سريال و خنده ها كليشه شده تو رقص و آواز و اون 2 شخصيت دوست داشتني ... و اين موفقيت اين سريال رو نميرسونه
مهران مديري سابقا سريال هايي ساخته كه همه اون ها رو به ياد دارند ... مهران مديري در قهوه ي تلخ شخصيتش جوري نيست كه بتونه موقعيت كمدي درست كنه مثل سريال هاي قبلش : شب هاي برره / مرد 1000/ 2000 چهره و ... شخصيت پردازي بسيار قوي شخصيتي مثل شير فرهاد يا موارد ديگه باعث ميشد كه در سريال فقط يه نفر نباشه كه مردم رو به خنده ميندازه ... در واقع كل سريال جنبه ي طنز داره و تك بعدي نيست و فقط حول يه موضوع نيست ...
محمد رضا هدايتي براي چندمين بار اين رل رو اجرا ميكنه ! باغ مظفر و سريال هاي ديگه ته نماي همين رل بودند ...
حضور بازيگران نابلد !!
شايان احدي فر !! كسي كه همواره اين سال ها در سريال هاي مديري بازي كده و فكر نميكنم هيچ كسي وجود داشته باشه كه يك سكانس از اين بازيگر به ياد داشته باشه به عنوان سكانسي كه بار طنز داشته ...
رضا فيض نوروزي !! صرف به داد زدن و فرياد كشيدن كسي به اين بازيگر نميخنده ...
سوخت شدن بعضي كاربلدان !
نادر سليماني يكي از موفق ترين كمدين هاي بعد از انقلاب كه خيلي ها رل هاي به ياد موندني اي رو از ايشون به ياد دارن تو اين سريال اصلا مجالي براي حرف و بازي پيدا نميكنه ! نه اينكه سليماني كارش رو بلد نباشه ... نه ... چون شخصيت پردازي اي كه براش صورت گرفته مانع رشدش در سريال شده.
نكات مثبت :
خب اين سريال نكات خيلي مثبتي هم داره كه نميشه براي يك نقد كوتاه از كنارش به سادگي گذشت:
1_ عارف لرستاني : هنوز مي تواند كمدين بودن را به مردم نشان دهد !!
بله جناب عارف لرستاني يار قديمي مهران مديري كه در چند مجموعه با مديري كار كرده پس از مدت ها دوري و يا بودن و كمرنگ بودن به اين مجموعه برگشت و نشون داد كه هنوز هم كارش رو خوب بلده و كمدين بودن در خونش هست.
2_جواد عزتي: خلق موقعيت : 20
جواد عزتي بازيگر خوب كشورمون كه در هر 2 زمينه ي كمدي و كارهاي جدي سابقه ي خوبي داره نشون داد كه بازيگر موقعيت سازي در طنز هست ... كسي كه من با ديدن اولين سكانس از او به اين نكته ايمان آوردم
3_هادي كاظمي: مكملي عالي در كنار عزتي !
همه علي كاظمي رو با نقش كوتاهش در پاورچين به ياد دارند و بعد از اون نقشي پر رنگ در مجموعه ي شب هاي برره كه خودش رو به مردم اثبات كرد و در قهوه ي تلخ هم همچنان يكه تازي ميكنه و كارش رو خوب انجام ميده !
4_ ماندانا سوري: گمنامي كه زود خودش رو ثابت كرد !
شايد كمتر كسي باور ميكرد بازيگري كه خيلي مردم اون رو كم ديده بودند از وسطاي كار به مجموعه وارد بشه و انقدر خوب خودش رو نشون بده ...
5_ سيامك انصاري : استاد در برخورد با آدم هاي عجيب و غريب !
انصاري همچنان مثل مجموعه هاي سابق كه به محيطي وارد ميشد كه هيچ نظري در مورد فرهنگ و آدابشوم نداره و بايد خودش رو بيگانه نشون ميداد و متعجب و سخت كوش براي تغيير اين محيط ...
سيامك انصاري تا قبل از مجموعه ي شب هاي برره همواره نقشي معمولي در سريال هاي مديري داشت ولي به يك باره با اعتماد ميديري به انصاري شاهد شكوفا شدن اين بازيگر شديم طوري كه تو 2-3 تا مجموعه از جمله شب هاي برره و قهوه ي تلخ به نوعي اصلي ترين نقش بوده است.
6_ موسيقي اصيل ايراني ... با اجراي زيباي مهران مديري ... خيلي حيف هست كسي در مورد سريال صحبت كنه و اين نكته و آواز زيباي مديري رو نشنوه ...
نكته ي ديگه موسيقي هاي عجيب و غريب بود كه به عنوان موسيقي متن استفاده ميشد كه خيلي ها گفتن نه معلوم نيست اين كارها از كجا اومده اما به نظر شخصي بنده كار هاي خيلي زيبا و با مزه اي بودند...
پ.ن: اين گوشه اي از مشاهدات من از سريال بود ... حرف هاي زيادي براي گفتن هست
پ.ن 2 : اين ها همه نظرات شخصي من بود و اگه دوستي مخالف باشه كاملا طبيعي هست
پ.ن 3: هميشه مهران مديري براي من عزيز بوده و هست و هيچ گاه كارهاش رو فراموش نخواهم كرد
موفق باشيد دوستان :11:
هادی کاظمی هستنقل قول:
3_علي كاظمي:
______________
کمدی سریال به کنار
چند پک بود که محتواش عالی بود ،یعنی هم طنز داشت هم حرفی برای گفتن
کلا از این 20 تا پکی که اومده نهایتا 6 یا 7 پکش خوب بوده! تازه با تخفیف!: دی
این در جا زدنش هم شاید به خاطر داستان سریال باشه یا نابلدی نویسنده هاش که یه چیزی رو نوشتن خودشون توش موندن
کلا بی سر و ته شده و بیشتر جنبه ی اقتصادی داره این مجموعه قهوه تلخ! شاید یکی از دلایل موفق نبودنش همین باشه
میخوان بیشتر طولش بدن پول بیشتری به دست بیارن
وگرنه میشد توی 60 دیگه خیلی میخواستن کش بدن 70 قسمت این سریال رو تموم کنن!
واقعا 90 قسمت میخوان تکرار بشن؟!!
سری جدید چی شد بلاخره؟
با اینی که کلی بهش انتقاد دارم:5:اما به دیدنش عادت کردم.:31:
یه جورایی بدون مهران مدیری میمیرم.
سلام. من 1 سوال داشتم، توی مجموعهء 20 (اونی که بعد از عید اومد 20ـه دیگه؟!:31:) مهران مدیری می گه "از همین مجموعه که دارین مبینین به بعد آخر هر مجموعه پشت صحنه داره"
ولی برای ما نداشت!!! می خواستم بپرسم برای شما ها داشت، یا اصلاً منظورش اینه که از مجموعهء بعدی پشت صحنه می ذارن؟!
سلام ، فکر نمیکردم اینطوری بشه ...
سریالی که از همه پک ها 2 تاشو میگیرم و از کسی که اینقدر طرفدارشم یعنی بودم 2 پک آخری رو نبینم ، رغبت نه ! ارزش ندار شده ...
کاش همون اول دانلود میکردم و اینقدر غیرت نشون نمیدادم .
واقعا" اون نقد داریوش کاردان درست و به جا بود ، واقعا" باش حال کردم .
من سی دی شو خریدم تو سی دی 60 بعد پایان قبل از اینکه اسم بازیگرا بیاد چند دقیقه پشت صحنه داشت.نقل قول:
یکی از نابلدترین بازیگران تاریخ سینمای ایران.نقل قول:
بازیگری که فقط شخصیت ثابت خودشو میتونه بازی کنه و اصولا نقش دیگه ای نداره (این جزء محاسن کارگردانی هست که بهش نقشی بدن که به تنها نقشی که بلده بیاد)
پای ثابت تمام سکانس های پشت صحنه چون ایشون درست مثل یه بیننده (اونم کم سلیقه) به کوچکترین مسائل میخنده و نمیتونه توی نقش بره...تو مجموعه قبلی که علنا گفت من نمیتونم این دیالوگو بگم!!
عوض ایشون بایستی محمدرضا هدایتی رو میذاشتین که به عنوان بازیگر واقعا کارشو خوب بلده و از هر نقشی خوب بر میاد (کم تر هم در سکانسهای پشت صحنه حاضر میشه:46:)
بهرحال در اینکه مجموعه های بعد از عید خیلی آبکی شدن شکی نیست ... طوری که بعد از دیدنشون همیشه فکر میکنم ارزششو داشت؟
ما همه کمی یا کلی از حرفهای دکتر شریعتی رو شنیدیم حرفهای علی شریعتی به مزاق هیچ ممکلتی خوش نمیاد ولی جنبه اعتراضی داره که ما قبولش داریم چندبار دیدید توی تلویزیون حرفهاش رو پخش کنند منظورم به صورت متنی هست؟!یا حداقل یک مستندی درست کرده باشند؟!
حالا کار مهران مدیری هم همینه...طنز شاید در ظاهر خنده باشه ولی در باطن درد رو نشون میده که اکثرا اینجا میدونند دیگه وقتی دستش بسته هست میشه چکار کرد؟!
کوچکترین قسمت از این مملکت محدودیت داره...باورتون نمیشه بنده برای تبلیغ عینک سازی چند هزارتا پاکت عیتک سفارش دادم اجازه بهشون نمیدادند که عکس زن رو بزنند مگر اینکه قرص صورت به جز پیشانی معلوم باشه که اکثرا چشم زنها رو میزنند!
بخشی از هنرمندان واقعی فکر این هستند که پیام رو برسونند و روی طنز قسمتهایی ضعیف کار میکنند و بخشی از هنرمندان میدونند که با طنز پیام آور کاری نمیشه کرد بهتره ملت رو بخندونیم
میشه فیلم مهران مدیری رو نقد کرد ولی خود مهران مدیری رو نمیشه نقد کرد!
مجموعه بیست و یکم قهوه تلخ 19 اردیبهشت ماه
خلاصه داستان:
لطفعلی خان زند وارد می شود.درباریان ،قتل والی تهران را گردن نیما می اندازند و....
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جالبه رو كاورش زده مجموعه بيست و دو
این عکسی که گذاشتین خودش زده که قسمت های 64 65 66نقل قول:
ما که هنوز قسمت 60 هستیم
پس می بینین که عکس درسته فقط شما زود گذاشتینش چون هنوز 21 نیومده که شما 22 رو گذاشتین :27:
این چیزی هست که تو سایت قهوه تلخ گذاشته و بالاش نوشته قسمت 21 ولی عکس چیزی دیگه ای نشون میده!نقل قول:
یا اشتباه عکس را گذاشتن که بعید میدونم یا به خاطر جریان سانسور شدن مجموعه قبل هستکد:http://www.ghahvetalkh.tv/
بچهها اگه این واقعاً عکس قسمتهای بعدی باشه و میرطاهر مظلومی نقش لطفعلیخان رو بازی کرده باشه، مهران سوتی خیلی بزرگی داده ها !!!نقل قول:
لطفعلیخان تو سن 25 سالگی به دست آغا محمد خان تو تهران کشته شد !!
این متن از ویکیپدیاست :
این یعنی 5 سال آخر عمرش (از 20 تا 25 سالگی) هم در حال جنگ با آغا محمد خان بوده! پس فرصتی برای سرکشی به ولایتهای کشورش رو نداشته !!!نقل قول:
لُطفعَلی خان زند (۱۱۴۸-۱۱۷۳ خورشیدی) واپسین فرمانروای زند بود که میان سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی (۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ قمری) بر سر پادشاهی با هماورد نیرومندش آقا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او پرونده دودمان زند نیز بسته شد
در نتیجه لطفعلی قصهی ما قراره ماکزیمم 20 تا 23 سال داشته باشه !! اون عکسی که ما دیدیم حداقل 40 سال رو داره !!!!
ضمن اینکه تمام عکسهایی که از ایشون موجود هست، اندام لاغری رو نشون میده! آقای مظلومی خیلی چاق تشریف دارن !!!!
امیدوارم همچین چیزی نباشه ... چون همچین اشتباه بزرگی واقعاً نبود یه کارشناس تاریخی رو نشون میده ... درسته که مجموعه قرار نیست تاریخی باشه، ولی به این معنی نیست که همچین موارد بزرگی رعایت نشه ... !
برادر جان این سریال هیچ وقت نمیخواد واقعیت رو طبق اون چیزی که بوده نمایش بدهنقل قول:
اگه اینطور باشه اونوقت میشه فیلمی تاریخی مثل مثلا تبریز در مه!
همون اول هم جناب تاریخدان بزرگ آقای معتضد هم اعتراض کرده بود که آقا داستان اصلا چیزی نیست که توی این سریال نشون میدن و این فاصله 5 ساله اصلا وجود نداره!!!
که در جواب بهش گفتن جناب تاریخدان ، این سریال نمیخواد همه ی واقعیات تاریخ رو نشون بده و کاملا ابتکاری هست و یک طنز تاریخیه.
میدونم فرشید جان، آخر پستم هم عرض کردم این نکته رو :نقل قول:
اما موردی که جناب معتضد فرمودند یا دیگر مواردی که به لباس و ... عوامل مربوط میشه، نکات ریزی هستن ... ولی اینکه شخصیت به این معروفی در تاریخمون، 20 سال بیشتر عمر کنه، منطقی نیست ...نقل قول:
درسته که مجموعه قرار نیست تاریخی باشه، ولی به این معنی نیست که همچین موارد بزرگی رعایت نشه ... !
هر چند که میشه بر سبیل طنز و هجو شخصیتها گذاشت ... :10:
جالبه اون عکسه که گذاشتن روی سایت برای مجموعه 22 هست
مجموعه 21:
جهانگیر شاه بدیل بیماری دستور می دهد مستشار جانشین او شود مستشار شاه می شود غافل از اینکه....
جالب بود این مجموعه مجموعه بعد باید خیلی جالب تر باشه!:20:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
عجیبه کاور مجموعه 22 را گذاشته بودن روی سایتشون!
وای اون تیکه که برزو میخواست در مورد آقا محمد خان نشونی بده خیلی باحال بود!
همونی که....
:دی
نقل قول:
ماله مجموعه بیست و یکم ::
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
آب سیب :31:
این آب سیب که توی دیالوگشون میگفتن یعنی چی؟!نقل قول:
زن بابا اتی ( بتی ) ویار آب سیب کرده بود همیننقل قول:
طرز گفتنش باحاله :31:
اره خیلی باحال میگفت:31:نقل قول:
اول این مجموعه که برندگان و اینارو اعلام میکرد برای شما هم صداش کم بود آیا؟
نه دوست عزيز...نقل قول:
دست مديري درد نكنه ...اين مجموعه خيلي به نظر من عالي بود ...مخصوصا" اون تيكهمحتوای مخفی: محتواي مخفي
این پک (21) پیشرفت فوقالعاده چشمگیری داشت نسبت به پک قبلی ...
عمده دلیلش هم فکر میکنم تغییر خصوصیات کاراکتر سیامک انصاری بود که خب تنوع خوبی به مجموعه داد (کلاً چالش خوبی به قصه وارد کردن ... این جوری که دیدیم، نقش لطفعلی هم خیلی خوب دراومده ... چه آرامشی بود تو کلام میرطاهر!)
به عقیدهی من دو قسمت اول این پک خیلی خیلی بهتر از قسمت سوم بودن ... قسمت سوم به جز سکانس پایانی هیچی نداشت! واقعاً اون زلزلهی صوری خیلی لوث و بچهگانه بود ... کمی به سمت لودگی پیش رفت اون سکانس زلزله ...
همین طور رها کردن تاج و تخت و رفتن نیما به شیراز هم اصلاً منطقی نبود! یه جورایی میخواستن به هر وسیلهای که شده ایدهشون رو پیاده کنن ...
در مورد ترانههایی هم که از طرف بتی و ... خونده میشه، درسته بانمکه، اما استفادهی بیش از حد از این حربه واسه خندوندن فقط ایده رو میسوزونه و صحنهها رو لوث میکنه ... فکر کنم تو این پک بیش از 4-3 بار استفاده شد ...
ولی در کل خوب پیش رفت ... امیدوارم پک بعدی به از این باشد ... !
و باز هم تو این پک هم فقط سکانس های باباشاه ارزش دیدن داشت و خندیدن !
بعد از توزیع سری دهم سریال قهوه تلخ، سایت کافهسینما منتخبی از دیالوگهای برگزیده سی قسمت اول این مجموعه را منتشر کرد. اقدامی که با استقبال قابل توجه مخاطبان سایت و دیگر فضاهای اینترنتی روبهرو شد. حالا پس از توزیع سری بیستم این مجموعه، میتوانید دیالوگهای منتخب سی قسمت دوم این سریال را هم مشاهده کنید. شما هم میتوانید در بخش نظرات به دیالوگهای منتخب خودتان اشاره کنید.
قسمت سی و یکم:
داموس: ببینید آقایان، ببینید برای یک لقمه نان حساب چند جا را باید بکنیم؟!
اعتمادالملک: بله. بله. به همین علت بنده طرحی را آماده کردهام که به طور دقیق تمامی اموال قابل تصاحب و مناصب قابل تسخیر را در آن فهرستبندی کردهام. البته حوزه عملیاتی هر کدام از آقایان هم در اینجا مشخص شده که اصطکاکی پیش نیاد. هر کس وظیفه خودش را به نحو احسن انجام بدهد، عملیات با موفقیت انجام خواهد شد.
اقبال: من مخالفم. با عرض معذرت. چون بر خلاف اصول رقابت آزاد است!
بلدالملک: خب راست میگوید جناب اعتماد. هر کسی باید بر اساس لیاقتی که دارد پیشرفت کند. نباید برای او محدوده تعیین کرد.
اعتماد: یعنی چی؟ پس حالا باید چی کار کنیم؟
اقبال: خب برود هر کسی میتواند، هر چقدر میتواند از قبله عالم بکند!
قرقی: تا سه میشمرم، میریم. ولی جوانمردانه!
قسمت سی و دوم:
مستشار: میگم که شما مثل این که خیلی پادشاهی رو دوست دارید.
جهانگیر شاه: بله. بله.
مستشار: اونوقت چیِ پادشاهی رو دوست دارید بیشتر؟
جهانگیر: این که هر کاری دلمان بخواهد میکنیم. تو سرتان میزنیم. همه خاکبرسرمان هستید. همه پولها مال ماست. تازه بازیهایش را هم دوست داریم!
قسمت سی و سوم:
مخبرالدوله: جناب داموس! من نمیدانم شما چرا هر وقت دیر میآیید، من انگار قند در درون دلم آب میکنند.
داموس: چطور؟
مخبرالدوله: خب به هر حال ببینید. آدم یا باید وجود زود آمدن داشته باشد، یا پول دیر آمدن!
قسمت سی و چهارم:
قیصرالسلطنه: حال بگو ببینیم. برای خودت پادشاه درست و حسابی شدهای یا نه؟
جهانگیر: بله خیلی. خیلی.
فخرالتاج: راست میگوید ها!
جهانگیر: مستبد و زورگو و خونخوار!
فخرالتاج: وقتی زور میگوید آدم قند تو دلش آب میشود.
جهانگیر: اصلاً حرف حساب توی کلهمان نمیرود. حیوانی شدهایم برای خودمان. بسیار آدم عوضی شدهایم.
قیصر: اگر اینطور نبود که برادر ما نمیشدی!
قسمت سی و پنجم:
داموس: همیشه بودهاند کسانی که از مهربانی و عطوفت قبله عالم سوءاستفاده کردهاند. ما کار کردیم، عرق ریختیم، دود چراغ خوردیم. اما یک عدهای (اشاره به مستشار) راه رفتند دست در جیب و مواجب گرفتند. (رو به مستشار) ای بشکند آن دستی که نمک ندارد. گاگول!
مستشار: من از اول که اومدم تو این کاخ هی میگم ایشون شبیه چیه!
برزو خان: شبیه چیَن؟
مستشار: سنگ پا!
قسمت سی و ششم:
اقبال: این چه وضعی است راه انداختهاید جناب مستشارالملک؟ یک روز میگویید بر اساس ساعت کار مواجب میگیریم، یک روز میگویید بر اساس میزان سواد؟
برزو: حالا اینقدر عصبانی نشو دیگه خب معلومه این اصلاً شخصیت نداره مرتیکه حیوون.
داموس: اصلاً کدام بوزینه به تو گفته که این غلطها را بکنی؟
قیصرالسلطنه: ما گفتیم!
داموس (یکه میخورد): چه فرمایش متینی. چه تصمیم خردمندانهای.
(صدای تحسین و احسنت اطرافیان بلند میشود).
مستشار: باشه بسیار خب فهمیدم! از میان شما کسی هست که سواد داشته باشه؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار: یعنی بتونه بنویسه و بخونه.
(دست همه کماکان بلند است)
مستشار: امتحان میگیرما!
(همه دستشان را پایین میآورند)
مستشار: خب ایراد نداره. ولی فکر میکنم تو شماها کسی باشه که بتونه به من در تدریس دروس کمک کنه. مثلاً کی میتونه ریاضی درس بده؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار: علوم؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار: تاریخ؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار: جغرافی؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار: فارسی؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار: ورزش؟
(همه دستشان را بلند میکنند)
مستشار (با کمی مکث): تعمیر تلسکوپ فضایی هابل؟
(همه دستشان را بلند میکنند)!
قسمت سی و هفتم:
داموسالملک: جناب بلدالملک. خوب دقت کنید. دو سکه به اضافه دو سکه میشود چند سکه؟
بلدالملک: دو سکه با دو سکه میشود سه سکه!
برزو خان (زیر لب با حالت تحسین): بارکالله!
داموسالملک: آفرین! احسنت! دست! (همه دست میزنند)
بلدالملک: سپاسگزارم!
مستشار: یعنی چی؟ دو به اضافه دو که میشه چهار! شما میگی سه سکه! اون یه سکه چی شد؟
داموس: چرا حساب و کتاب سرت نمیشود گاگول؟ آن یک سکه دیگر میرود به جیب مبارک!
قسمت سی و هشتم:
مستشار: با توجه به این که رشتهتون تاریخ هست، یک انشای تاریخی برامون بخونید.
گنجشک: خواهش میکنم. موضوع انشا: نقش تاریخی قیصرالسلطنه در سقوط دربار زندیه.
مستشار: خب اینو بیخیال شین. میشه یه خانوادگی ارائه بدین به من؟
گنجشک: قیصرالسلطنه...
مستشار: یهدونه علمی – تخیلی
گنجشک: قیصرالسلطنه...
مستشار: یهدونه جنایی.
گنجشک: قیصرالسلطنه...
مستشار: کلاً بدون موضوع میتونی یه انشا بخونی؟
گنجشک: قیصرالسلطنه...
مستشار: شما میخوای از جلوی چشمای من دور شو من دیگه شما رو نبینم. متشکرم!
قسمت سی و نهم:
فخرالتاج: مگر شوهرهای قبلیاش (قیصرالسلطنه) چه تحفههایی بودند؟ یک مشت دزد و قاتل و جانی!
جهانگیر شاه: فخری! باز پشت سر فامیل من حرف زدی؟ بابا شوهرهای قبلی قیصر همه شاه و والی بودن که.
فخرالتاج: ما هم که همین را گفتیم!
قسمت چهلم:
احترامالملک: شما اجازه بفرمایین این عروسی سر بگیره. ما مملکت از دست رفته را با قهوهای، دوغ مسمومی، چیزی، پس میگیریم.
جهانگیر: یعنی میخواهی خواهر من و مستشار را مسموم کنی؟
احترامالملک: بله قربان. طبق شیوههای مرسوم.
جهانگیر: مرتیکه پدرسوخته هیچیندار! میخواهی خواهر ما را مسموم کنی؟ این تخت را بدهیم بکنن تو حلقت؟
احترامالملک: قربانت گردم! من جهت قوام و استحکام سلطنت همایونی عرض کردم.
جهانگیر: تو غلط کردی! خواهر من و میخوای مسموم کنی؟
احترامالملک: نخیر قربان. ما سگ کی باشیم؟
جهانگیر: آفرین. تو حق نداری خواهر ما را مسموم بکنی. تو فقط مستشار را مسموم کن، ما خودمان خواهرمونو مسموم میکنیم!
قسمت چهل و یکم:
اخترالملوک: بخور اتی جان. دیشب هم شام نخوردی. پوست و استخوان شدی مرد.
صدر اعظم: باز هم تو اختر جان. در هر فراز و نشیبی تنها تو یار و یاور من بودی همسرم.
اخترالملوک: اینقدر فکر و خیال نکن. چیزی نشده. فقط هر تازه از راه آمدهای؛ آمد هر بلایی خواست سر ما آورد. ما هم جیک نزدیم!
صدر اعظم: بخوریم؟
اخترالملوک: بخور اتی جان. بخور که دختر شاه را بردند، خواهر شاه را از راه به در کردند. ماندهایم با این سحر و جادوی جدیدشان چه بلایی میخواهند سر ما بیاورند.
صدر اعظم: میذاری کوفت کنیم یا نه؟!
اخترالملوک: کوفت کنید صدراعظم! شما که جز خوردن و خوابیدن کار دیگر بلد نیستید!
قسمت چهل و دوم:
بلوتوس: آه نمیدانی این روزهای دوری از شما به چه میزان دلتنگی داشتیم. هر روزش یک سال و هر سالش یک روز گذشت!
لعبت الملوک: یک کمی بیشتر!
بلوتوس: آه! هر جا که نگاه میکردم جای خالی شما، هر صدایی که میشنیدم صدای شما بود؛ و کلاً هر کاری که میکردم شما بود!
لعبت الملوک: خب! حالا اظهار ندامت و پشیمانی کنید.
زندانی: خودتو کوچیک نکنیا! تو مردی سلامتی!
بلوتوس: (رو به زندانی) خیالت راحت باشه! (رو به لعبت) غلط کردم! پشیمانم! نادمم!
قسمت چهل و سوم:
اعتمادالملک: قربانت گردم. رعیت جماعت همینجوریشم که بیسواده، هر از گاهی جفتک واسه ما میپرونه. وای به روزی که خوندن و نوشتن یاد بگیره.
بلدالملک: قربان پسفردا هم که توی سرشان بزنی، حتماً میگویند چرا!
قسمت چهل و چهارم:
اخترالملوک: عشق و علاقه بعد از ازدواج به وجود میآید. عین من و پدرت.
صدراعظم: البته بعضی وقتها هم بعد از ازدواج از بین میره. عین من و ننت!
قسمت چهل و پنجم:
مستشار: من بریدم دیگه.
بابا شاه: آه. فهمیدم پسرم. پسرم! دنیا سرتاسر مبارزه هست. در زندگی برد و باخت اصلاً اهمیت ندارد. آن چیزی که مهم است، وظیفه توست.
مستشار: چه جمله خردمندانهای. تا به حال بهش فکر نکرده بودم.
بابا شاه: خودم هم بهش فکر نکرده بودیَم! (میخندد)
قسمت چهل و ششم:
فخرالتاج: (به الیزه) بالاخره یکی باید باشد که بزند توی سرتان!
جهانگیر شاه: همه که امکانات تو را ندارند فخری جان!
قسمت چهل و هفتم:
قرقی: شما چی میل دارید قربان؟
باباشاه: برای من یک قهوه مسموم بیاوریه!
قرقی: میخوای بخوری؟
باباشاه: (با تحکم): نه پس! (متوجه حرفش میشود) بیار برای کلاسش میخوام. لطفاً بدون شیر و شکریه بیارید!
قرقی: شما چی میل دارید؟
بابا اتی: من؟ یه مرگ موش دوبل بیار! روشم کف بکنه!
قرقی: برای چی آخه؟!
بابا اتی: بابا ضایع است دیگه. این (اشاره به بابا شاه) گفته، منم باید کم نیارم دیگه!
قسمت چهل و هشتم:
بلوتوس: بلد؟
بلدالملک: بله قربان.
بلوتوس: میدانی کسی که دارد در چاه میافتد، باید چه کرد؟
بلدالملک: خوب قربان دستش را میگیریم.
بلوتوس: نچ نچ نچ! باید لگد محکمی بر فرق سر او بکوبید تا سریعتر برود تو! (کنفوسیوس)!
بلدالملک: (زیر لب): آه! عجب پدرسوختهای بوده این کنفوسیوس!
قسمت چهل و نهم:
نازخاتون: میگویم میخواهید یک کاری بکنیم؟ قبض روح شدیم ما اینجا؟
مستشار: من چه کار بکنم؟
نازخاتون: نمیدانم. وقتی بقیه شوهر میکنند چه کار میکنند خب؟
مستشار: من تا حالا شوهر نکردم! نمیدونم.
قسمت پنجاهم:
بلوتوس: خاک بر سرت مستشار با این مثال زدنت.
جهانگیر شاه: خیلی بد مثال میزنه. بذار ما یه چند تا مثال بزنیم یاد بگیره.
بلوتوس: بله بفرمایید قبله عالم.
جهانگیر شاه: مثلاً همین بلوتوس.
مستشار: بلوتوس چی؟
جهانگیر شاه: بلوتوس دیگه.
بلوتوس: آه چه قدر مثال زیبایی زدید قبله عالم. باز هم مثال بزنید!
جهانگیر شاه: نفهمید؟ (بعد از چند لحظه مکث) آسمون.
بلوتوس: آه خدای من. چه مثالهای زیبا شاعرانهای. باز هم مثال بزنید برایش جا بیفتد.
جهانگیر شاه: مثلاً حرفای تو، کاش میشد قند و عسل!
قسمت پنجاه و یکم:
بابا اتی: قیصر تویی؟ چقدر عوض شدی؟
قیصرالسلطنه: شما کمی شکسته شدهاید. ما که تکان نخوردهایم.
بابا اتی: زر نزن بابا! اصلاً یه شکل دیگه بودی! من اینو میشناسم بابا. اصلاً یه شکل دیگه بودی. خوبی؟
قیصرالسلطنه: (با عصبانیت): بله ما خوبیم. شما چطورید؟
بابا اتی: به تو ربطی نداره دیگه! دخالت نکن! اینقده بچه بود ها! اینقد بچه بود! یادته با بابات میاومدی بازار؟
قیصرالسلطنه: آخی!
بابا اتی (پس از خندیدن و یادآوری خاطرات گذشته): همیشه دماغش اینجاش آویزون بود! همیشه هم همینجوری وق میزد به آدم! وق بزن!
قسمت پنجاه و دوم:
فخرالتاج: به نظر من ما الآن یک مشکل اساسی داریم که لاینحل باقی مانده و کمکم دارد تبدیل به معضل میشود. باید برای آن راهکاری بیندیشیم.
مستشار: بارکالله سناتور فخری مثل این که یه قدمهایی دارند برمیدارند. شما بفرمایید که همه مطلع بشن. بفرمایید.
فخرالتاج: بله! این ماجرای عشق و عاشقی بابا اتی و قیصرالسلطنه بدجوری ذهن قبله عالم را مغشوش کرده. البته ذهن همه را درگیر کرده.
همه: آفرین. آفرین.
دواءالملک: به نظر من فخری خانم درست میگوید. این دو جوان به هم علاقهمندند. قصد ازدواج دارند. اما (به بابا شاه نگاه میکند) ظاهراً موانعی وجود دارد.
بلدالملک: آقایان اگر قانون تصویب کنیم دیگر کسی نمیتواند جلوی قانون بایستد. اگر هم بایستد ما برخورد میکنیم.
داموسالملک: دوستان! پس متن قانون به این صورت تنظیم میشود که پدر صدراعظم موظف است با خواهر اعلی حضرت زمان خودش ازدواج کند!
همه: آفرین. آفرین.
قسمت پنجاه و سوم:
کبوتر: اینجا چه غلطی میکردی؟
مستشار: خانم خواهش میکنم درست صحبت کنید. من اینجا با سناتورهای مملکت جلسه خصوصی داشتم.
کبوتر: چرا بهشون سکه دادی؟
مستشار: یعنی شما اینجا بودین؟
کبوتر: چرا بلوتوس خودش نیومد؟
مستشار: آها پس اونجا هم بودین!
کبوتر: حالا مثل قبل خراج میگرفتین چی میشد؟!
مستشار: کلاً در جریان همه چیزها هستین از قرار معلوم! ها؟!
قسمت پنجاه و چهارم:
مستشار: ببینید من حرفم اینه که شما به عنوان رأس هرم اگر بیایید داراییتون رو اعلام بکنید، من میتونم از بقیه دوستان بپرسم چی دارن، چی ندارن.
بلوتوس: مستشار! تو هندسه در دبیرستان چند شدی؟
مستشار: 16، 15، 10! نمیدونم.
بلوتوس: همین! همین! کلاً هرم گویا نمیدانید چه شکلی است
لعبتالملوک: شاید هم این که رأس را نمیداند چیست.
بلوتوس: به هر حال نادان است لعبت بانو! من بدبخت داماد سر خانه، قاعده هذلولی هم نیستم مستشار! چه برسد به هرم!
قسمت پنجاه و پنجم:
(مستشار ماجرای سفرش در زمان به وسیله یک فنجان قهوه را به عنوان بزرگترین راز زندگیاش برای بلوتوس تعریف میکند و حالا منتظر شنیدن بزرگترین راز بلوتوس است)
بلوتوس: من هم از زمان تو آمدم مستشار.
مستشار: (با حیرت) شوخی میکنی!
بلوتوس: من آهنفروش بودم مستشار
مستشار: کجا؟
بلوتوس: در بازار آهنفروشان!
مستشار: ها؟ خب بعدش چی؟
بلوتوس: برای تفریح آمدم اینجا!
مستشار: واقعاً؟
بلوتوس: بله.
مستشار: چهجوری؟
بلوتوس (آشکارا مستشار را به بازی گرفته): مستشار! من رفتم یک اسپرسوی دوبل خوردم. رفتم به چهارصد سال قبل. بعد اونجا خیلی درگیری بود. دیدم خیلی ناجوره! یک میلکشیک وانیل خوردم اومدم اینجا!
مستشار: چطوری ممکنه این؟
بلوتوس: همونجوری که مال تو ممکنه این!
قسمت پنجاه و ششم:
مستشار: بسیار خب. کاری ندارین با من؟
صدراعظم: کجا؟ مرحله بعدی نقشه رو بگو.
مستشار: مرحله بعدی باید غوله رو بکشی! خب؟ شما تا همین جا سیو کن من برم پهلوی قبله عالم ببینم چه خاکی باید تو سرم بکنم!
صدراعظم: الآن پیش اون نرو. اون غول مرحله آخره!
قسمت پنجاه و هفتم:
مستشار: ببینید. در سال نو شکوفهها میشکفند، غنچهها باز میشند و پرستوها به لانه بازمیگردند و میخونند.
جهانگیر شاه: آو! اینایی که گفتی پسرزان؟!
مستشار: کیا؟
جهانگیر شاه: همین غنچه و پرستو و بچهها دیگر!
قسمت پنجاه و هشتم:
داموس: قبله عالم. قربانتان گردم. رؤیایتان را تعریف کنید تا تعبیر آن را تفهیم کنم. این پسری که میگویید چه ابعادی داشت؟
جهانگیر شاه: ابعاد دیگر چیست؟
داموس: منظورم این است که چقدر بود؟ نوزاد بود؟ پسر بود؟ خردسال بود؟ چه وضعی داشت؟
جهانگیر شاه: نه داموس بزرگ بود. نرهخری بود برای خودش. دو تای فخری بود!
قسمت پنجاه و نهم:
نازخاتون: پختیم از گرما.
بابا اتی: اوه گرمشه. یه بادی بوزوون. (بابا اتی و به دنبال او نیما فوت میکنند)
بابا اتی: بارکالله
نازخاتون: یخ زدیم مستشار.
بابا اتی: اِ سردشه سردشه. ها کن. (مستشار ها میکند).
نازخاتون: شوهرمان است. ببینید چقدر به من توجه میکند شوهرمان. بچه را بدهید به من (کودک فرضی را از نیما میگیرد). چقدر رطوبت دارد این جان. (رو به نیما) رطوبت.
مستشار: ها؟
نازخاتون: رطوبت.
مستشار: ببخشید شما که در زمینه گرمایی سرمایی وارد هستید، برای رطوبت من باید چی کار کنم؟
بابا اتی: برای رطوبت. بله بله. با تشکر از نیمای عزیز! خواهش میکنم منو تو این موقعیت قرار نده!
قسمت شصتم:
دواءالملک: در عجبم که چگونه حرف میزنند. بمیرم برای آن همایونیتان!
مستشار: دوا. دوا! منو نگاه کن. یعنی غده؟
دواءالملک: برو بالاتر.
مستشار: سرطان؟
دواءالملک: بازم بالاتر.
مستشار: ایدز؟
دواءالملک: یه کم پایینتر!
اینا چی بودن؟:18:
پریسا جون حفظشون کردی؟؟؟:31:
اینا دیالو گ بودن توی سریال قهوه تلخنقل قول:
دیگه دیگه:21:
ولی واقعا این فیلم عالیه.نقل قول:
خوب می کبونه.:21:
باس این چیزا رو بشه.
واقعا دستت درد نکنه که اینا رو گذاشتی.:20: