راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیریم ....
Printable View
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیریم ....
شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد...
عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است ...
نیاز مند چیزی بودم که باورش کنم، Ineeded something to believe in ,
نگاهت بر من افتاد و باور کردم. you touched me with your eyes, and i believed .
خواهان کسی بودم تا باورش کنم، i neeed someone to believe in,
خود و رویا هایت را با من تقسیم کردی you shared yourself, your dreams,
و با ورت کردم. and i believed.
اما آن چه که به راستی نیازمندش بودم، but what i ready needed
باور کردن خود بود. was to believed in myself.
مرا به دنیای درونت بردی you took me with yourself
و با اکسیر عشق یاریم کردی and helped me with the love we both shared.
و به برکت توست And because of you
که زنده ماندم، I am living,
لمس می کنم ، touching
و باور دارم، believing,
کسی، چیزی یا خود را in something, in simeone in myself… ...
آری تنها به خاطر وجود تو because of you
بعد از مرگم دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همگان ببينند که پس از اين همه رنج و سختي چيزي با خود از اين دنيا نبرده ام ...
نمي دانم چگونه خوابيدي، وقتي دلي نگرانت بود. نمي دانم چگونه رفتي، درحالي كه دلي شكسته بود و تو را صدا مي زد.
اشکهایم را پاک نمی کنم. می خواهم برگردی تا ببینی دوستی ام را که از جنس اشک و باران است ...
سازنده ترين كلمه گذشت است … آن را تمرين كن پرمعني ترين كلمه ” ما ” است … آن را به كار ببر عميق ترين كلمه “عشق” است … به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه “تنفر ” است … از بين ببرش سركش ترين كلمه” تنفر” است … با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه ” من ” است… از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه ” خشم” است… آن را فرو ببر. بازدارنده ترين كلمه ” ترس” است … با آن مقابله كن. با نشاط ترين كلمه ” كار ” است … به آن بپرداز ...
آدمها برای مردن به دنیا می آیند . جوری زندگی کنیم که در لحظه مرگ به خاطر غرورمان افسوس نخوریم ...
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا
التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است...
تفاوت حماقت و نبوغ در این است که نبوغ محدودیت دارد...
اين گونه زندگي کنيم :
ساده اما زيبا ، مصمم اما بي خيال ، متواضع اما سربلند ،مهربان اما جدي ، سبز اما بي ريا ،عاشق اما عاقل ...
+ مردان بزرگ اراده دارند و مردان کوچک آرزو ....
بسيار کمتر از آنچه ميدانيم، مي انديشيم؛ بسيار کمتر از آنچه دوست داريم ، ميدانيم؛ بسيار کمتر از آنچه بايد دوست داشته باشيم ، دوست ميداريم و در حد دقيق ، بسيار کمتر از آنيم که هستيم ....
مثل رود باش ، مثل خورشید باش ، مثل شب باش ، مثل مرگ باش ، مثل خاک باش ، مثل دریا باش ، مثل آینه باش ....
برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در ابتداي کمال … بنگر که چگونه مي افتي ؟!...
زندگی دو نیمه است ، اولی در انتظار نیمه دوم ، نیمه دوم در انتظار نیمه اول ...
منتظر باش اما معطل نشو ، تحمل کن اما توقف نکن ، قاطع باش اما لجباز نباش ،صريح باش اما گستاخ نباش ، بگو آره اما نگو حتماً ، بگو نه ولي نگو ابداً ( اين يعني همه چي باش و هيچي نباش ) ...
رفتن حتما به رسیدن ختم نمیشه ولی برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست
Love is the one thing that still stands when all else has fallen
زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند
زندگي آنچه که زيسته ايم نيست بلکه خاطراتي است که از گذشته داريم ....
هيچ وقت مغرور نشو ، برگ ها وقتي مي ريزند که فکر مي کنند طلا شده اند...
اگر صدايم کنی ،شادمانه بال ميگشايم
غصه هايم را در سبدی ميريزم و پشت در ميگذارم .
آنگاه به آسمان خيره ميشوم تا فرشته ها
از پله های ستاره پايين بيايند و مرا با خود ببرند .
اگر همه درختان مال من بودنددفتر هايی گرد مياوردم
هر درخت دفتری و هر دفتری پر از عاشقانه های من برای تو ...
اگر همه پنجره ها حتی در دورترين نقطه اين کره خاکی مال من باشند ،
از قاب رنگين و تازه يا رنگ و رو رفته آنها فقط تو را نگاه ميکنم
و جز تو هيچ کس و هيچ چيز را به چشمهايم راه نميدهم ...
اگر به قامت کلماتی که بسويت ميفرستم نگاه کنی قيامت را خواهی ديد ،
کلماتی را که رنگ و بوی بهشت ميدهند ميدانم که به قله ات نخواهم رسيد ..
من برای اينکه بدانم چگونه دوستت داشته باشم سالها در کنار آفتابگردانها درس خوانده ام و
برای اينکه بدانم چگونه به تو برسم سالها
در کنار شنهای ساحل نشسته ام و پيوستن اولين قطره به دريا را تماشاکرده ام ...
ای خورشيد دست نيافتنی من ! باور کن به چشمهايت ايمان دارم
واگر چشم در چشمهايم بدوزی از هزار شمعِ زيارتگاه روشن تر ميشوم ...
برگرفته از [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نقیض یک قضیه صادق یک قضیه کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است....
بسیاری از مردم مانند واگن های قطارند . آنها با اراده خود نمی توانند کاری را انجام دهند ، باید به کار کشانده شوند.فقط عده کمی مانند لکوموتیو هستند که هم قادرند با اراده و اختیار خود کار کنند و هم دیگران را به کار وادارنمایند ...
انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته ....
زندگي مثل يك پيانوست . همان چيزي را مي شنوي كه مي نوازي...
خرسند شديم از اين كه امروز
رنگي دگر است، نه رنگ ديروز
تا شب نشده، رنگ دگر شد
گفتند از اين نكته، هزار نكته بياموز
فرياد زديم كه چرخ گردون
ليلا تو را نداده اي به مجنون
فرياد بر آمد آن كه، خاموش
كم داد اگر، نگيرد افزون
خاموش شديم و در خموشي
رفتيم سراغ مي فروشي
فرياد زديم دواي ما كو
گويند دواست، باده نوشي
هشيار نشد مگر كه مدهوش
اين بار گران بگيرم از دوش
آرام كنار گوش ما گفت
اين بار گران تو مفت مفروش
از خود به كجا شوي تو پنهان
از خود به كجا شوي گريزان
بيداري دل چنين مخوابان
سخت امده است
مبخش آسان
هشيار شديم از اين كه هستيم
رفتيم و در ميكده بستيم
با خود به سخن چنين نشستيم
ما باده نخورده ايم و مستيم
مسجد، سر راه از آن گذشتيم
بر روي درش چنين نوشتيم
در ميكده هم خداي بيني
با مرد خدا اگر نشيني
فعلا تا چمعه
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن...
به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است...
خوب چطور بود؟
منبع /sina.cwhnetworks.
انسان به چیزهایی نیاز دارد که به آنها بچسبد. . انسان به اتفاقات دروغین نیاز دارد چون حقیقت او را تغییر میدهد و واقعیت خطرناک است. او به چیزهایی نیاز دارد که تنها واقعیت را ببیند اما در عین حال واقعیت نباشد. آن زمان میتواند از انجام امور لذت ببرد و همچنان انسان قبلی باقی بماند. نتایج باعث نفوذ نمیشود بلکه تنها صورت میگیرد پس خطری انسان را تهدید نمیکند. داشتن چنین ابزاری درست همانند در اختیار داشتن یک دیوار شیشه ایست که در مقابل حوادث به دور خود می بندیم همه اتفاقات قابل رویت است اما تاثیری به درون نخواهد داشت...
اومدیم خیر سرمون فعال شیم ...بیش فعالی عایدمون شدو 300 تومن خرج بر روی دستان مبارک افتاد ... الانم از کافبی نت ان میم ..واقعا نم یدونم چیکار کنم . ام بی ام جان خوبی بدی از ما دیدی ببخش ..فک کنم تا هزاره ی بعدی این ورا سرو کلم پیدا نشه :گریه شدید:
شيشه ى دل را شکستن احتياجش سنگ نيست ؛ دل خسته با نگاهى سرد پرپر مى شود !
آدم ها مثل كتاب ها هستند: بعضى از آدم ها ترجمه شده اند ، بعضى ها تفسير مى شوند . بعضى ها تجديد چاپ مى گردند ، بعضى ها هم فتوكپى آدم هاى ديگرند . بعضى ها قيمت روى جلد دارند و عده اى با چند درصد تخفيف به فروش مى رسند . بعضى از اونها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا مى شوند . بعضى فقط جدول سرگرمى و عده اى معلومات عمومى اند . بعضى آدم ها خط خوردگى دارند و بعضى ها هم غلط چاپى فراوان . از روى بعضى آدم ها بايد مشق نوشت و از روى عده اى جريمه ...
شهادت پايان نيست. آغاز است، تولدى ديگر است در جهانى فراتر از آنكه عقل زمينى به ساحت قدس آن راه يابد. تولد ستارهاى است كه پرتو نورش عرصه زمان را در مىنوردد و زمين را به رب الارباب اشراق مىبخشد .
در گذرگاه زمان, خيمه شب بازى دهر با همه تلخى و شيرينى خود مى گذرد . عشق ها مى ميرند , رنگ ها رنگ دگر مى گيرند و فقط خاطره هاست که چه شيرين و چه تلخ دست نا خورده به جا مى ماند !!! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سلام
M.B.M و Master عزيزم
متناتون خيليييييييى قشنگ و دلنشينن . اميدوارم همين طور ادامه بدين و خسته نشين . [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
با اجازه تون متنهاتون رو براى خودم كپى كردم و اگه اجازه بدين ، گاهى بعضياشون رو تو وبلاگم بذارم ؟! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
snow chem جان ممنون از لطفت
آقا Master جا خالي نكني بازم منتظر مطالب دوست داشتني هستيم
رفتی از یادم دیگه واسه همیشه
دل من دیگه برات تنگ نمیشه
ولی اینو بدون دیگه واسه همیشه
با رفتنت دنیا دیگه تموم نمیشه