نقل قول:
من هم دقیقا همین سوال تو ذهنم است شما در نرم افزاری که نوشتید باید ماهیت ufo را تعریف کرده باشید.....لطفا توضیح دهید!!!
Printable View
نقل قول:
من هم دقیقا همین سوال تو ذهنم است شما در نرم افزاری که نوشتید باید ماهیت ufo را تعریف کرده باشید.....لطفا توضیح دهید!!!
آقا saiiddz
یه سوال داشتم ,اگه این دستگاه شما درست شده پس چرا یه عکس درستی ازش نمیزارید؟؟؟
من یادمه گفتی که محرمانس ,اما اینجا که چیزی با یه عکس لو نمیره ... :46::biggrin:
من اجازه ندارمنقل قول:
تازه این عکس که گذاشتم 70% با دستگاه فعلی فرق میکنه
نقل قول:1-وقتی از دیوار نور رو میشه مسیر نور رو قطع میکنه و بعد معلوم میشهنقل قول:
2-فیلمهای زیادی وجود داره ولی کی تاییدشون میکنه.چون این طرح جهانی خواهد بود مجبور میشن باور کنن
3-با تشخیص بعضی از خصوصیات یوفو ها
سلام
خدا نگهدارکد:www.mavaraha.blogsky.com
نقل قول:
ميشه چندتا از خصوصيات ufo ها رو بگيد؟؟؟
چند تاش رو میتونید از اینترنت بگیریدنقل قول:
ولی اونایی که نیستن رو نمیتونم بگم
البته اگه این طرح به نتیجه برسه همش رو میگم
مطالبش باحال بودنقل قول:
ولی این وب رو از امضات حذف کن چون تبلیق حساب میشه
alukard جان ... دوست عزیز
مقاله شما تکراری و بی ارتباط به تاپیکه ... ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] )
لطفا بیشتر دقتت کن .
ممنون
مرتضی
عزیزم یکی از دوستای انیشتین هم با قوانین خود فیزیک اینو ثابت کرده بودنقل قول:
حالا اينها چي رو پابت ميكنن ؟نقل قول:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از کتیبه های اهرام مصر
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زن نیمه مار و مرد نیمه مار در وس
hiنقل قول:
این مطلب نامربوط با تاپیکه
دوستان در مراجعه ی بعدیم به این تاپیک اطلاعاتی د مورد یوفو یاب میزارم
فقط یه خبر بد پروژه به خاطر مسائل مالی و بودن پروژه ای مهمتر فعلآ تعطیل هست
فعلآ بای
حالا این پروژه مهمتر چی هست؟؟؟نقل قول:
درود
عرض شود به نظر من بشقاب پرنده وجود دارد و مال انسان ها هم هست و این تکنولژی سریه هیتلر بوده که بعد از فراخونده شدن دانشمندان آلمانی به امریکا این نظریه در اونجا به قوت پیوسته.
سلام.
UFO که می دونید چیه؟
همون unidentified flying object
یا همون سفینه هایی که تو آسمون دیده شدند.
درلینک زیر عکس اون هایی رو که از سال 1870 تا 2008 میزارم.
امیدوارم خوشتون بیاد.
پسور فایل هم sepehr_x50 است.
حتما دانلود کنید.
دانلود
کد:http://www.4shared.com/file/50776765/b02b7ae9/UFO_Photographs.html
واقعی بیده؟
ما بعضی شبا یه سری نور تو آسمون میبینیم ...
یه سری هم با سنگ زدیمشون اما نخورد بهش .... (جدی میگما)
برای برو بچ دیال آپی که فکر نمیکنم حالا حالا ها بتونن دانلود کنن
عزیز من این که 1gb نیست که نتونند بگیرن.
حدود 14.5mb هستش.
بعد فکر نکنم با سنگ بشه به نور زد.(شوخی)
گروه يوفو :
کد:http://forum.p30world.com/group.php?groupid=208
بچه ها سلام من میخوام چند تا عکس از موجودات فضایی با منبع بهتون نشون بدم .////
ولی خودم هنوز نمیتونم باور کنم که موجودات فضایی وجود دارند یا نه !!!!!!!
میخوام تحقیق کنیم باهم،قبوله!!!!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
فرضيه تامل:
شايد پيشرفته ترين تمدن ها بيش از هر چيز سر گرم تامل معنوي باشند و كوچكترين علاقه اي به كشف و جست و جوي ماها نداشته باشند .
فرضيه خودويرانگري :
شايد اغلب نژادهاي با فناوري پيشرفته اندكي پس از كشف انرژي هسته اي با جنگ
هسته اي خود را نابود كرده اند .
فرضيه باغ وحش :
شايد تمدني پيشرفته زمين را به نوغي پارك ملي يا منطقه ي حفاظت شده ي
حيات وحش كنار گذاشته است .
داسسسستان جالب یه سری بزنید تا بفهمید آدم فضایی هست یا نه؟!!!!
بشقاب پرنده وموجودات
ناشناخته
ماجراي بشقاب پرنده هايي كه در تابستان پنجاه سال پيش در شهر رازول آمريكا فرود آمدند، همچنان موضوع بحث محافل علمي و غيرعلمي در آمريكا و سرتاسرجهان است. هرچند كه دولت آمريكا بارها اعلام كرده است كه حادثه رازول يك دروغ است، اما شواهد بسياري وجود دارد كه حكايت از آن مي كند كه موجودات فضايي واقعاً در سال 1947 در روي كره زمين و در شهر رازول فرود آمدند و مسايلي را آفريدند، فرانك كافمن هشتاد و يك ساله، يكي از ساكنان شهر رازول آمريكاست. او يكي از اندك شاهدان زنده حادثه «رازول» در تابستان 1947 است او مي گويد به چشم خود ديده است كه بشقاب پرنده اي سقوط كرد و اجساد سرنشينان فضايي آن را نظاميان آمريكايي جمع آوري كرده و با خود بردند. كافمن در ژوئيه 1947 كه كارمند غيرنظامي پايگاه هوايي رازول بود از طرف فرماندهان اين پايگاه مأموريت يافت تا ببيند چه چيزي در بستر خشك رودخانه، در شمال غربي شهر سقوط كرده است. او مي گويد: «از نزديك دو جسد موجود فضايي را ديدم كه يكي در بقاياي خرد شده بشقاب پرنده و ديگري روي سنگي در بستر رودخانه افتاده بود. آنها موجوداتي خوش قيافه، با صورت و پوستي به رنگ خاكستري بودند، صد و شصت و پنج سانتيمتر طول قدشان بود. با چشماني كه اندكي از حدقه بيرون آمده، گوش هاي كوچك، بيني كوچك بدون مو و ظاهر زيبا بودند.من نظاميان را ديدم كه 5 جنازه را در كيسه هايي ريختند و در يك خودروي جيب گذاردند و بردند.»
علاوه بر آقاي فرانك كافمن، شاهدان بسيار ديگري وجود دارند كه خبر از وقوع اتفاقي خارق العاده در شمال غربي شهر رازول مي دهند.
با اين وصف، دولت و ارتش آمريكا بنا به دلايلي هميشه اين حادثه را انكار كرده است. پايگاه هوايي رازول در روز هفتم ژوئيه سال 1947 در بيانيه اي مطبوعاتي اعلام كرد به يك ديسك پرنده دست يافته است اما ساعاتي بعد در همان روز، يك ژنرال نيروي هوايي در تگزاس گفت، شيء مورد بحث در واقع يك بالون هواشناسي بوده است. در همين ارتباط، خانم گلن دنيس، كه در آن زمان يك تكنسين 22 ساله بود نيز مي گويد: «در اوايل ژوئيه سال 1947 شاهد فعاليتهاي عجيب در پايگاه هوايي ارتش بودم و پرستاري در پايگاه سرم داد زد و گفت: با حداكثر سرعتي كه مي تواني از اينجا برو.» او مي گويد: پليس نظامي وي را از پايگاه بيرون كرد و به او دستور داد كه آرام باشد. اما پرستار روز بعد او را يافت و به او گفت: «موجودات كوچكي را كالبد شكافي كرده كه وزن بدنشان به زحمت به 14 كيلو مي رسيد و چشمها و سربزرگ با چهار انگشت در هر دست داشتند كه در انتهاي هر انگشت يك زايده مكنده قرار داشت.» (در اینده درباره شهر رازول باز هم خواهم نوشت )
در سال 1970 لایمادف که یک افسر بلند پایه کا .گ .ب بود به غرب پناهنده شد . او علاوه بر اسرار نظامی . حادثه ای را تعریف کرد که مدتها خبر اول تمام خبرگزاری های بزرگ شد . او پرده از رازی برداشت که برای انسان امروز باور کردنی نبود . او از سقوط بشقاب پرنده ای در جنگلهای سیبری خبر داد, و از ان بدتر چند نفری که خبر سقوط بشقاب پرنده را به ماموران امنیتی داده بودن همانجا کشته شدن تا خبر مخفی بماند . او همچنین از پایگاهای مخفی که در ان دانشمندان علوم مختلف به صورت شبانه روزی مشغول فعالیت هستن سخن گفت . او بعد از افشای این مسائل همیشه در هراس بود تا توسط ماموران کا .گ . ب گشته نشود
فرضيه يوفوها UFO;unidentified flying objects
موجودات فضائي نه تنها به زمين آمده اندبلكه هنوز هم روي زمين اند
آیا اجنه همان موجودات فضایی هستند ؟ نه کاملا ولی در بسیاری موارد بله!نقل قول:
پس مجبد جان این نظرات را هم داشته باش ،
بشقاب پرنده وموجودات
ناشناخته
<DIV><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #000033; FONT-FAMILY: 'Courier New'; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-: EN-US; mso-fareast-: EN-US; mso-bidi-: AR-SA">ماجراي بشقاب پرنده هايي كه در تابستان پنجاه سال پيش در شهر رازول آمريكا فرود آمدند، همچنان موضوع بحث محافل علمي و غيرعلمي در آمريكا و سرتاسرجهان است. هرچند كه دولت آمريكا بارها اعلام كرده است كه حادثه رازول يك دروغ است، اما شواهد بسياري وجود دارد كه حكايت از آن مي كند كه موجودات فضايي واقعاً در سال 1947 در روي كره زمين و در شهر رازول فرود آمدند و مسايلي را آفريدند، فرانك كافمن هشتاد و يك ساله، يكي از ساكنان شهر رازول آمريكاست. او يكي از اندك شاهدان زنده حادثه «رازول» در تابستان 1947 است او مي گويد به چشم خود ديده است كه بشقاب پرنده اي سقوط كرد و اجساد سرنشينان فضايي آن را نظاميان آمريكايي جمع آوري كرده و با خود بردند. كافمن در ژوئيه 1947 كه كارمند غيرنظامي پايگاه هوايي رازول بود از طرف فرماندهان اين پايگاه مأموريت يافت تا ببيند چه چيزي در بستر خشك رودخانه، در شمال غربي شهر سقوط كرده است. او مي گويد: «از نزديك دو جسد موجود فضايي را ديدم كه يكي در بقاياي خرد شده بشقاب پرنده و ديگري روي سنگي در بستر رودخانه افتاده بود. آنها موجوداتي خوش قيافه، با صورت و پوستي به رنگ خاكستري بودند، صد و شصت و پنج سانتيمتر طول قدشان بود. با چشماني كه اندكي از حدقه بيرون آمده، گوش هاي كوچك، بيني كوچك بدون مو و ظاهر زيبا بودند.من نظاميان را ديدم كه 5 جنازه را در كيسه هايي ريختند و در يك خودروي جيب گذاردند و بردند.»
علاوه بر آقاي فرانك كافمن، شاهدان بسيار ديگري وجود دارند كه خبر از وقوع اتفاقي خارق العاده در شمال غربي شهر رازول مي دهند.
با اين وصف، دولت و ارتش آمريكا بنا به دلايلي هميشه اين حادثه را انكار كرده است. پايگاه هوايي رازول در روز هفتم ژوئيه سال 1947 در بيانيه اي مطبوعاتي اعلام كرد به يك ديسك پرنده دست يافته است اما ساعاتي بعد در همان روز، يك ژنرال نيروي هوايي در تگزاس گفت، شيء مورد بحث در واقع يك بالون هواشناسي بوده است. در همين ارتباط، خانم گلن دنيس، كه در آن زمان يك تكنسين 22 ساله بود نيز مي گويد: «در اوايل ژوئيه سال 1947 شاهد فعاليتهاي عجيب در پايگاه هوايي ارتش بودم و پرستاري در پايگاه سرم داد زد و گفت: با حداكثر سرعتي كه مي تواني از اينجا برو.» او مي گويد: پليس نظامي وي را از پايگاه بيرون كرد و به او دستور داد كه آرام باشد. اما پرستار روز بعد او را يافت و به او گفت: «موجودات كوچكي را كالبد شكافي كرده كه وزن بدنشان به زحمت به 14 كيلو مي رسيد و چشمها و سربزرگ با چهار انگشت در هر دست داشتند كه در انتهاي هر انگشت يك زايده مكنده قرار داشت.» (در اینده درباره شهر رازول باز هم خواهم نوشت )
در سال 1970 لایمادف که یک افسر بلند پایه کا .گ .ب بود به غرب پناهنده شد . او علاوه بر اسرار نظامی . حادثه ای را تعریف کرد که مدتها خبر اول تمام خبرگزاری های بزرگ شد . او پرده از رازی برداشت که برای انسان امروز باور کردنی نبود . او از سقوط بشقاب پرنده ای در جنگلهای سیبری خبر داد, و از ان بدتر چند نفری که خبر سقوط بشقاب پرنده را به ماموران امنیتی داده بودن همانجا کشته شدن تا خبر مخفی بماند . او همچنین از پایگاهای مخفی که در ان دانشمندان علوم مختلف به صورت شبانه روزی مشغول فعالیت هستن سخن گفت . او بعد از افشای این مسائل همیشه در هراس بود تا توسط ماموران کا .گ . ب گشته نشود
<FONT color=indigo><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> بشقاب پرنده وموجودات
ناشناخته
<DIV><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #000033; FONT-FAMILY: 'Courier New'; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-: EN-US; mso-fareast-: EN-US; mso-bidi-: AR-SA">
<SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><FONT color=indigo>ماجراي بشقاب پرنده هايي كه در تابستان پنجاه سال پيش در شهر رازول آمريكا فرود آمدند، همچنان موضوع بحث محافل علمي و غيرعلمي در آمريكا و سرتاسرجهان است. هرچند كه دولت آمريكا بارها اعلام كرده است كه حادثه رازول يك دروغ است، اما شواهد بسياري وجود دارد كه حكايت از آن مي كند كه موجودات فضايي واقعاً در سال 1947 در روي كره زمين و در شهر رازول فرود آمدند و مسايلي را آفريدند، فرانك كافمن هشتاد و يك ساله، يكي از ساكنان شهر رازول آمريكاست. او يكي از اندك شاهدان زنده حادثه «رازول» در تابستان 1947 است او مي گويد به چشم خود ديده است كه بشقاب پرنده اي سقوط كرد و اجساد سرنشينان فضايي آن را نظاميان آمريكايي جمع آوري كرده و با خود بردند. كافمن در ژوئيه 1947 كه كارمند غيرنظامي پايگاه هوايي رازول بود از طرف فرماندهان اين پايگاه مأموريت يافت تا ببيند چه چيزي در بستر خشك رودخانه، در شمال غربي شهر سقوط كرده است. او مي گويد: «از نزديك دو جسد موجود فضايي را ديدم كه يكي در بقاياي خرد شده بشقاب پرنده و ديگري روي سنگي در بستر رودخانه افتاده بود. آنها موجوداتي خوش قيافه، با صورت و پوستي به رنگ خاكستري بودند، صد و شصت و پنج سانتيمتر طول قدشان بود. با چشماني كه اندكي از حدقه بيرون آمده، گوش هاي كوچك، بيني كوچك بدون مو و ظاهر زيبا بودند.من نظاميان را ديدم كه 5 جنازه را در كيسه هايي ريختند و در يك خودروي جيب گذاردند و بردند.»
علاوه بر آقاي فرانك كافمن، شاهدان بسيار ديگري وجود دارند كه خبر از وقوع اتفاقي خارق العاده در شمال غربي شهر رازول مي دهند.
با اين وصف، دولت و ارتش آمريكا بنا به دلايلي هميشه اين حادثه را انكار كرده است. پايگاه هوايي رازول در روز هفتم ژوئيه سال 1947 در بيانيه اي مطبوعاتي اعلام كرد به يك ديسك پرنده دست يافته است اما ساعاتي بعد در همان روز، يك ژنرال نيروي هوايي در تگزاس گفت، شيء مورد بحث در واقع يك بالون هواشناسي بوده است. در همين ارتباط، خانم گلن دنيس، كه در آن زمان يك تكنسين 22 ساله بود نيز مي گويد: «در اوايل ژوئيه سال 1947 شاهد فعاليتهاي عجيب در پايگاه هوايي ارتش بودم و پرستاري در پايگاه سرم داد زد و گفت: با حداكثر سرعتي كه مي تواني از اينجا برو.» او مي گويد: پليس نظامي وي را از پايگاه بيرون كرد و به او دستور داد كه آرام باشد. اما پرستار روز بعد او را يافت و به او گفت: «موجودات كوچكي را كالبد شكافي كرده كه وزن بدنشان به زحمت به 14 كيلو مي رسيد و چشمها و سربزرگ با چهار انگشت در هر دست داشتند كه در انتهاي هر انگشت يك زايده مكنده قرار داشت.» (در اینده درباره شهر رازول باز هم خواهم نوشت )
نقل قول:
سید طاهر عزیز برو دنبال گشتن تو انجمن متفرقه ها اینجا که جای تو نیست، داداش گلم خوبی
الان مدارکی نشونت میدم که بفهمی آدم فضایی هم هست:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سنگ نوشته هاي اهرام شامل تصاويري از UFO
خوب حالا باشه مثلا میخوای چیکارشون کنی؟نقل قول:
سید طاهر عزیز برو دنبال گشتن تو انجمن متفرقه ها اینجا که جای تو نیست، داداش گلم خوبی
الان مدارکی نشونت میدم که بفهمی آدم فضایی هم هست:
عکسات شبیح عکسای سه بعدی فیلماست
منبع این عکسها رو بگذار ...
راستی سید طاهر جان یادم رفت منبع را بهت بگم : برو دنبالش\\
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
این هم منبع که خواسته بودی ولی نیازی به منبه نیست چون پسر خاله ماردم این عکس ها را فرستاده اون پروفسور آثار تاریخی برای تزش رفته مصر تحقیق کنه
منبع این عکسها رو بگذار ...این هم یک منبع دیگه این که دیگه سه بعدی نیست .......نقل قول:
قدمتشم خیلی قدیمی اون موقع ماشین پرنده ای نبوده که بررررررادر //
افتاد
اثر باستاني به شكل ماشين پرنده
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] آژانس فضایی فرانسه تصمیم گرفته بایگانی گزارشهای رویت اجرام پرنده ناشناس رو (همون اپن، یوفو، بشقابپرنده یا هرچی اسمش رو میذارین) تا اواسط بهمنماه روی اینترنت قرار بده. البته برای درامان ماندن گزارشدهندگان از هجوم هواداران موجودات فضایی و عاشقان سینهچاک بشقابپرندهها اسم افراد رو اعلام نمیکنه. از قرار معلوم این بایگانی از ششهزار گزارش درمورد 1600 رویداد مشکوک تشکیل شده که قدیمیترین اونها 30 سال عمر داره. برخی از این گزارشها به ژاندارمری فرانسه اعلام شده که شهادت رسمی محسوب میشن (!) و برخی دیگه رو خلبانهای پروازهای تجاری و باری اعلام کردن. قراره که گزارشها در پایگاه مرکز ملی مطالعات فضایی فرانسه، cnes.fr در دسترس علاقهمندان قرار بگیره.
مسوولای آژانس فضایی فرانسه میگن که پیشرفت فناوری در سه دهه گذشته موجب اخذ این تصمیم شده. (منکه نفهمیدم ربط پیشرفت فناوری به این موضوع خاص چیه). البته ممکنه که بهانههای دیگهای درکار باشه، اما حداقل یه خوبی داره،این که آدم میتونه با بررسی این گزارشها به یافتههای جالبی درمورد پدیدههای جهان برسه. مثلا با بررسی فیلمهای ارسالی شاتل کلمبیا در آخرین ماموریتش (زمستان 81) یک پدیده جوی ناشناخته دیده شد، یا موجودی بهنام گوی آتشین یا صاعقه توپی براثر چنین گزارشهایی شناسایی شد (هرچند که هنوز ما نمیدونیم که این موجود چیه و چطور بهوجود میآد)
اما این همه رو گفتم که به چی برسم؟ ما در این بخش از علم خیلی ضعف داریم. تو کشورمون هیچجایی رو سراغ ندارم (منظور من یک سازمان علمی است، نه سرویسهای اطلاعاتی) که به این گزارشهای مردمی اهمیت بده، گردآوری کنه یا درمورد اونها بررسی انجام بده. همه میدونیم پدیدههای زیادی هستند که در طبیعت روی میدن و امکان بهوجود آوردنشون در آزمایشگاه فعلا موجود نیست. احتمال اینکه یک دانشمند، کارشناس یا اهل فن بتونه این رویدادها رو ببینه بسیار بسیار کمتر از اینه که یه آدم معمولی چنین پدیدههایی رو ببینه. همین گزارشهای مردمی است که میتونه ما رو در شناسایی و کشف اونها یاری کنه.
اینجا یه مشکل بزرگ خودش رو نشون میده و اونهم اینه که ما تو ایران چقدر برای چنین رویدادهایی آمادگی داریم؟ به یه نمونه اشاره میکنم که فکر میکنم بهخوبی اون رو بهخاطر بیارین؛ ماجرای دیدهشدن اجرام نورانی ناشناس در سراسر ایران که چندسال پیش کلی سروصدا کرد و گفتگوی خبری اخبار ساعت 22:30 شبکه 2 با تنی چند از استادان نجوم که بهنظر من یکی از شاهکارهای علمی صداوسیما بود. هنوز که هنوزه، من نمیدونم و یادم هم نمیآد که کسی بهقطع فهمیده باشه که آیا اون جسم یا اجسام سیاره ناهید بود، یا بالنهای بلندپرواز سیستم موقعیتسنجی ارتش آمریکا برای هدایت موشکهای کروز، یا هواپیمای ناشناس یا اجسام دیگری (البته این رو میدونم یکی از اون اجرام که اتفاقا در همان گفتگوی خبری سروکلش پیدا شد و خبرنگار سیمای اصفهان داشت بهطور زنده تصاویرش رو میفرستاد و با آبوتاب توصیفش میکرد، سیاره مشتری همراه با چهار قمر گالیلهایش بود).
اون موقع تو سرویس علمی روزنامه جامجم رفتوآمد داشتم و بهخوبی یادم هست که در گزارشهایی که روزنامهها چاپ میکردن، هیچ نشونی از یک داده درست و علمی نبود. آدم با مطالعه اون گزارشها هیچی نمیفهمید. یادمه که چقدر منتظر موندم یکی از این شاهدان عینی به روزنامه جامجم زنگ بزنه و من بتونم 2-3 تا سوال درست حسابی ازش بپرسم و هیچکس زنگ نزد (!)، ولی یه روزنامه مشهور هرروز از این پدیده گزارش چاپ میکرد. وقتی بعضی کارشناسان، اعضای هیئت علمی و روزنامهنگارها در برابر چنین موضوعی اینجوری رفتار میکنن، چه انتظاری از بقیه مردم باید داشت؟
یه مثال جالب بگم برای اینکه حساب کار دستتون بیاد و بدون بقیه مردم جهان دارن چیکار میکنن. در سال 1868 در ایرلند، چند نفر دیدن که یک گوی نورانی در یک باتلاق، خندقی رو حفر کرده. یک فیزیکدان هم با تحقیق روی این پدیده احتمال داده که این گوی نور انی، یک ریزسیاهچاله برجامانده از مهبانگ بوده که در فضا سرگردان بوده و دست روزگار، اون رو به این باتلاق در ایرلند رسونده و باقی ماجرا. (مطلبش رو دارم آماده میکنم. ایشاا... تا چند روز دیگه روی پارساسکای میتونین مطالعهاش کنین).
حالا نمیخواد مثل این فیزیکدان بیکار (!) بریم سراغ ایدههای عجیب و غریب. اما چقدر خوب میشه که به رویدادهایی که دور و برمون اتفاق میافته به دقت بیشتری نگاه کنیم و کاری بکنیم که بقیه مردم هم نه تنها با این رویه آشنا بشن، که اون رو در زندگیشون بهکار ببندن.
سید طاهر جان عکس را داشته باش حاج آقا با دوربین خودش گرفته:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
با سلام ... دوباره این بحث مثل اینکه جوش گرفته ! ...
من چون نبودم در جریان نیستم .. سعی می کنم از این به بعد تو بحث باشم ...
در شمن این عکس بالایی که هست دوربینش خیلی بد مورد داره ... باید یکی بهتر بخره ! دی:
(مرتضی جان اگه خواستی می تونی این پستو پاک کنی )
موفق باشید ...
با سلام ... دوباره این بحث مثل اینکه جوش گرفته ! ...سلام آقا محمد حسین ، بله به همت دوستان این بحث شروع شده تا ببینیم به کجا میرسیم!!!!نقل قول:
من چون نبودم در جریان نیستم .. سعی می کنم از این به بعد تو بحث باشم ...حتماً مرا را کمک کنید انشاالله که ما بتوانیم از نظرات شما استفاده کنیم...........نقل قول:
در شمن این عکس بالایی که هست دوربینش خیلی بد مورد داره ... باید یکی بهتر بخره ! دی:میدونم دوربینش خرابه ولی ما همونقدر پول داشتیم .............نقل قول:
نه با قسمت دوم اصلآ موافق نیستمنقل قول:
این تکنولوژی زمینی هست ولی مربوط به انسان نیست!
یه پروژه ی دیگهنقل قول:
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
یه توصیه به تمام دوستان
از خرافات دست بردارین
یه قول به تمام دوستان
من قول میدم که یوفو ها جن نیستن!
با اظهارات جمعی از روستائیان تایلند مبنی بر مشاهده آدم فضایی، مقامات هوا و فضای این کشور در حال بررسی این مسئله هستند.
بر اساس اخبار جدید منتشر شده از سوی منابع محلی تایلند، حدود ۱۰ روستایی در نزدیكی یك شالیزار برنج یك آدم فضایی عجیب و غریب را که ظاهری متفاوت با آدم ها داشت مشاهده کردند.این روستایی ها می گویند، آدم فضایی بدن كوچك و سری بزرگ داشت و ردپایی از خود بر جای نگذاشت.شاهدین اعلام کرده اند، این موجود عجیب حدود یك ساعت در نزدیكی مزرعه در حال پرسه زدن بود، اما در حالیکه همه به آن بی توجه بودند، یک نفر به او مشکوک شدو به کنار شالیزار رفت تا از نزدیک فرد مشکوک را مشاهده کند.این فرد می گوید: وقتی كه به او نزدیك شدیم او روی درختی رفت و از آنجا مستقیم به سوی آسمان پرید.محلی ها اعلام کرده اند، این موجود عجیب حدود ۷۰ سانتی متر قد و پوستی زرد رنگ و دهانی بسیار كوچك داشت. سر این موجود كاملا بی مو بود و چشمانی بزرگ و گوشهایی كشیده داشت. مقامات محلی كه اظهارات این افراد را ثبت كرده اند میگویند: اظهارات همه آنها شبیه است و وقتی از آنها میخواهیم تصویری از آنچه كه دیدهاند بكشند همه آنها تقریبا یك تصویر را طراحی می کنند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
عکسهایی مربوط به حادثه سقوط یک شیع ناشناس در شوروی سال 1969
کد:http://tabloid.vlasti.net/news/249362
کل اون قضیه و اون عکس ها (که مربوط میشه به اتفاقی که در منطقه Sverdlovsk افتاد و توی یه مستند تلویزیونی در سال 1998 بهش پرداخته شد - اسم برنامه : The secret KGB UFO Files که راوی اش راجر مور بود) ، قلابی هستند ... و hoax (غیرواقعی) بودنشون تایید شده ...نقل قول:
ولی بهرحال جالب بود ...
مطالعه بیشتر : (بخصوص اولی بطور دقیق بررسی کرده)
کد:http://members.tripod.com/~A_U_R_A/Alexhoax.html
کد:http://www.hyper.net/ufo/hoaxes.html
از این دست مسائل که دروغ در اومده کم نیست ...نقل قول:
به اعتقاد بنده هم موجودات فضایی 100 درصد وجود دارند.
اما نه به آن صورت که ما میپنداریم.
حتی ممکن است آنها از عالم ماده مانند ما نباشند.
بنا به احادیث چندین هزار عالم وجود دارد که تمام هستی ما تنها یکی از آنهاست.
حالا جای ما در این هستی کجاست؟! یک کهکشان نقلی و کوچک که ما قسمت کوچکی از آن هستیم.
البته به اعتقاد بنده در هستی خودمان هم موجودات دیگری وجود دارند.
اما آنچه مشخص است این است که انسان اشرف مخلوقات است و با نیروی تفکر و اندیشه خود میتواند بر همگان چیره شود. فقط کافیست علم بیشتر پیشرفت کند تا در آن باب هم بیشتر بدانیم.
من برگشتم تا دوباره این تاپیک رو احیا کنم
پیشنهاد میکنم اینا رو مطالعه کنید
نقل قول:
ربوده شدن سرجوخه اهل شيلي توسط فرازميني ها
!
در
25 اوريل 1977 سرجوخه ارماندو والدوس در برابر چشمان حيرت زده سربازان زير دستش در دل شب ناپديد شد. طبق اسناد محرمانه ارتش شيلي ان شب يک گلوله بزرگ نوراني در فاصله چند ده متري اتش اردوگاه سربازان ظاهر شده بود و انچخ بعد از ان اتفاق افتاد از طرف ازتش شيلي سخت پنهام نگاه داشته شد. حتي سرجوخه ارماندو والدوس و هفت سرباز زير دستش را هم در سرويس هاي ويژه ارتش در جايي نامعلوم تحت نظر قرار دادند و به هيچ وجه اجازه ملاقات و تماس با کسي را نداشتند. در ماه مه 1978 سرجوخه ارماندو والدوس و سربازانش را به محل ان حادثه بردند.ارتش شيلي ورود به منطقه بازسازي شده را ممنوع کرده بود. بالاخره سرجوخه والدوس در 1978 به دلايل نامعلوم از ارتش استعفا داد. و امکان مصاحبه با وي فراهم گرديد. مصاحبه کننده نويسنده کتاب ((علم و فرازميني ها)) بود...
مصاحبه با سرجوخه ارماندو والدوس
- محل : امريکاي جنوبي شيلي
س : سرجوخه والدوس اکنون که 18 ماه از واقعه مي گذرد ايا مي توانيد دوباره انچه به شما گذشته را شرح دهيد؟
والدوس : يک روز عادي بود که من و افرادم کارهاي معمولي و روزانه خود را انجام ميداديم. حدود ساعت 20-30 بامداد بعد از نيمه شب يکي از افرادم که به همراه سرباز ديگري در سي چهل متري ما مشغول نگهباني بود به سرعت پيش ما امد و اطلاع داد که هم اکنون اتفاقي عجيب در شرف وقوع است. ما ابتدا فکر کرديم که مسئله مربوط به چهارپاياني است که نگهباني از انها را بر عهده داشتيم. من و تمامي افراد حارج شديم و به محل رسيديم.انچه همگي ما شاهد ان بوديم يک نور خيلي بزرگ بود که با سرعت تمام روي تپه اي در 500 الي 600 متري ما پايين مي امد.فکر کرديم با يک شهاب اسماني يا چيزي شبيه به ان باشد. در نگاه اول بيشتر شبيه به اتش بازي بود اما پس از چند ثانيه پشت ان تپه ناپديد شد. اما از اطراف تپه روشنايي درحشنده اي ديده مي شد.
ناگهان در يک لحظه به فکرم رسيد با يکي از افرادم بروم و اين نور را از نزديک ببينم
. هنوز اين فرمان را نداده بودم که يکي از افراد مارا متوجه جهتي مخالف جهتي که جمع شده بوديم - تقريبا سمت چپمان - کرد. انچه ديدم اسباب حيرت و حتي وخشتمان شد. ان موقع هيچ کس نتوانست حدس بزند که ان چيز يک بشقاب پرنده (يک يوفو ) است. نوري بود به قطر حدود 20 متر بيضي شکل که در مرکز درخشندگي بيشتري داشت. به نحوي پيدا بود که اين نور از چيزي به وجود مي ايد ولي از چه نمي دانم. از ان موقع من و افرادم شروع به احساسي مرموز کرديم. گويي چيزي از درون مارا تسخير مي کرد. تاکنون نمي دانيم اين نور چگونه پديد امد ولي مفميديم که مانع از ان شد تا به طرف نور اولي در پشت تپه برويم.
ان لحظه افراد من کنترل خود را از دست دادند و بدون اينکه بفهميم از کي و چگونه خود را در حالتي يافتيم که همه بازوي هم را گرفته بوديم
. فکر مي کنم که من اين فرمان را داده يودم. مدتي طولاني در همان حال مانديم. بعضي از افرادم دعا مي خواندند و بعضي ديگر گريه مي کردند. همه براي خواندن دعا زانو زديم.
من به عنوان فرمانده دسته مجبور بودم که کاري کنم
. اين بود که به طرف نور فرياد زدم و حواستم که خودش را معرفي کند. ولي مي دانستم که اين کار بيهوده است و با کسي طرف نيستم. لحظه اي بعد حيوانات و اسبهاي ان منطقه شروع به رفتاري غير عادي کردند. انها هم مشغول تماشاي نور شدند. سگي که همراهمان بود نيز حود را پشتمان مخفي کرد و به نور خيره شد.ما فکر مي کرديم که با پديده خطرناکي روبرو هستيم چون حتي حيوانات هم ترس خود را نشان داده بودند. بعد از مدتي نمي دانم چقدر دستور دادم اتش را خاموش کنند چون فکر کردم شايد اتش ان پديده را ه خود کشانده است. متوجه شدم اتش به طرز عجيبي پت پت مي کند اما خاموش نمي شود. ايم بود که همگي براي حاموش کردن ان حزکت کرديم و به اندازه فقط چهار پنج قدم و نه بيشتر از هم جدا شديم که در اين حال فکري به حاطرم رسيد.
نمي توانم توجيه کنم که چرا به طرف نور به راه افتادم فکر مي کنم مي دانستم که چيزي دستگيرم نمي شود اما گويي نيرويي عجيب مرا به سمت نور راه مي انداخت
. در اين لحظه ديگر چيزي به خاطر ندارم فقط فرداي ان روز افرادم برايم گفتند که در يک محل ناگهان از نظر انها ناپديد شدم و مدتي بعد درست در همان محل ظاهر شدم و اين زمان 15 دقيقه به طول انجاميد. ظاهرا با حالت عجيبي همراه با تشنج عصبي مدام اين جمله را تکرار مي کردم :?ما دوباره باز خواهيم گشت!
فرداي ان روز وقتي به حال امدم نمي دانستم که چطور شده که در اين وضعيت قرار گرفته ام
. اول فکر کردم شايد خواب ديده ام. اما با به ياد اوردن بعضي چيزها از اين فکر دست کشيدم.
انچه بعد ها رخ داد داستان طولاني اي دارد
: فرداي ان روز در من تحولات عجيبي رخ داد. احساس حستگي جسماني عجيب و درد شديدي در پهلوهايم مي کردم. انگار کار بدني فوقالعاده اي انجام داده باشم. در روز واقعه من ريشم را تراشيده بودم ولي فقط به مدت 15 دقيقه ناپديد شده و سپس اشمار شده بودم ريش بلند ره روزه اي داشتم.نکته عجيب اينکه افرادم هيچ يک از اين نشانه ها را نداشتند . فقط دچار شوک عصبي شده بودند.
تقويم ساعتم هم
? روز جلو رفته بود.
س
: ايا چيزهاي ديگري وجود دارد که به ياد اورده باشيد؟
ج :?خيلي سعي کردم اما چيزي به يادم نمي ايد.
س
: بعد از اين ماجرا ايا اتفاق افتاد با يوفوي ديگري روبرو شويد؟
ج : خير
س : بعد از واقعه از شما چه ازمايش هايي کردند؟
ج : در ارتش انواع ازمايشات عصبي و مغزي و رواني را روي من به عمل اوردند. حتي تست دروغ سنجي
س :?ايا خواب هاي عجيب مي بينيد؟
ج بله . ولي ارتباطي به موضوع ندارد. فقط يکبار اتفاق عجيبي براي من افتاد. در کنار هم اتاقي ام خواب بودم که احساس کردم فشار شديدي بر روي سينه و همه تنم وارد مي شود. خيلي سعي کردم تکان بحورم و هم اتقي ام را صدا بزنم اما نتواستم. در همان لحظه فرياد بلندي کشيدم و توانستم از ان نيرو حلاص شوم. هم اتقي ام از حواب پزيد. خيس عرق شده بودم. نمي خواهم ديگر ان را احساس کنم.
س
: ايا شبيه مورد حود را در ديگران ديده ايد؟
ج : نه شبيه به حودم اما چيزهاي عجيب ديده ام. به عنوان مثال همسر يکي از همکارانم احساس هاي عجيب و صداهاي غريب حس کرده و در خواب از جا بلند شده و معادلات و محاسباتي انجام داده که خودش هم از نتيجه ان معادلات بي حبر است يا طرح هايي کشيده که به هيچ وجه معنايش را نمي داند.!
نقل قول:
در سال 1990 يك بشقاب پرنده مثلثي شكل در شرق بروكسل ظاهر شد و پس از مشاهده آن دو فروند جنگنده پيشرفته اف 16 براي تعقيب و رهگيري آن اعزام شدند. كه اين تعقيب و گريز بدون تتيجه پايان گرفت.
نقل قول:
در حين عمليات تعقيب و گريز حادثه بسيار حيرت انگيزي رخ داد : خلباناني كه كه بشقاب پرنده را تعقيب مي كردند اظهار داشتند كه بشقاب پزنده طي مدت زمان يك ثانيه از ارتفاع 7000 پايي (2000 متري) به ارتفاع 600 پايي (180 متري)سقوط كرد و در آن ارتفاع به پرواز در آمد!!
اين تغيير ارتفاع ناگهاني فشاري برابر با 40 جي يا 40 هزار برابر جاذبه زمين به بشقاب پرنده وارد آورده است. جالب است بدانيد حد اكثر فشاري كه تا به امروز فضانوردان هنگام پرواز تجربه كرده اند 6/3 (سه ميز 6) جي بوده است كه اين فشار به تدريج بر آنها وارد آمده است و نه يكباره!
دانشمندان و كارشناسان با تحقيقات ازمايشگاهي پيش بيني مي كنند كه اگر دانش بشر بسيار پيشرفت كند و بتواند شرايط اضطراري را مهيا كند انسان قادر خواهد بود 8 جي فشار را تحمل كند. در اين فشار بدون تهيه شرايط و تجهيزات پيشرفته رگ هاي بدن انسان و تمام ارگان هاي داخلي او از هم مي پاشد و متلاشي مي گردد. كارشناسان مي گويند كه از نظر مقاومت فلزات در برابر فشارهيچ هواپيمايي قادر نيست بيشتر از 15 جي فشار را تحمل كند كه ان هم مستلزم تجهيز ويژه بدنه هواپيماها با الياژي است كه تا كنون ساخته و ازمايش نشده است.
مشاهذه شده است كه بشقاب پرنده ها تا 400 جي فشار را نيز مي توانند تحمل كنند!!
تغيير ارتفاع ناگهاني بشقاب پرنده مذكور در بلژيك از يك بعد ديگر نيز قابل مطالعه است. بشقاب پرنده در زمان تنها يك ثانيه از ارتفاع 7000 پايي به 600 پايي سقوط كرد. يعني با سرعت حيرت انگيز حدود ۶۵۰۰ کیلومتر در ساعت!! در چنين سرعتي در اثر برخورد ذرات هوا با بدنه هواپيما 4500 درجه گرما حاصل مي شود . هيچ فلزي نيست كه بتواند همچين دمايي را تحمل كند. اگر بدنه هواپيما از هر فلزي كه با شد در اين سرهت پرواز كند بدنه ان ذوب مي گردد.ضمن اينكه هيچ هواپيكايي تا كنون ساخته نشده كه به چنين سرعتي دست پيدا كند.
نقل قول:
گزارش واقعه ي روز ول توسط سرخنگ بلنچارد:
روز پس از واقطه قطعات بشقاب پرنده ي ساقط شده و خود سفينه توسط
هواپيماهاي سي 54 و ب 29 به پايگاه هوايي رايت فيلد در ديتون اوهايو
منتقل گرديدند. اين پايگاه مقر گروه 509 بمب افكن نيروي هوايي ايالات
متحده است و در ان زمان داراي يك مشخصه ي ويژه بود و ان اين كه تنها
گروه بمب افكن اتمي در جهان بشمار مي امد. در صبح روز 8 جولاي 1947
سرهنگ دوم ويليام بلنچارد فرمانده ي گروه بكب افكن اتمي گزارشي را
منتشر ساخت مبني بر اين كه لاشه ي يك سفينه ي بشقاب مانند را در
منطقه يافت نموده است. اين گزارش بلافاصله توسط تلگراف به ايالات متحده
مخابره شد و به سرعت به تيتر اول 30 روز نامه ي عصر ان روز مبدل گشت.
ظرف چند ساعت پس از انتشار گزارش اول و بدنبال كنجكاوي و فشار
مطبوعات و افكار عمومي براي افشاي جزئيات بيشتر گزارش دومي از سوي
دفتر ژنرال راجر رامي فرمانده ي پايگاه هشتم هوايي در فورت ورث تگزاس
واقع در 400 مايلي محل سقوط منتشر شد. اين گزارش گزارش اول را
تكذيب نموده، اعلام داشت كه سرهنگ بلنچارد و افسران او در گروه 509
بمب افكن در روزول مرتكب يك اشتباه احمقانه شده اند و به اشتباه يك بالون
هواشناسي و انتن رادار انرا با لاشه ي يك بشقاب پرنده اشتباه گرفته اند.
البته مشخص است كه يكي از اين دو گزارش دورغ محض است. در واقع شهود
معتبر بسياري اعم از مقامات نظامي و غير نظامي محلي كه مستقيما
در گير ماجرا بودند اعتقاد داشتند كه گزارش اول مربوط به سرهنگ بلنچارد و
تيم او واقعيت دارد و گزارش دوم خود دروغ محض است و تنها براي سرپوش
گذاشتن به يكي از نادر ترين وقايع تاريخ بشر منتشر شده بود.
كساني كه با سرهنگ دوم بلنچارد هم گروه و همكار بودند اذعان داشتند كه
وي فردي مطلع و اگاه با رفتاري معقول و منطقي بوده و هرگز ادمي نبوده كه از
خود و گروه بسيار مهم خود تصوير يك عده احمق را در اذهان عمومي بوجود
اورد. و در واقع گزارش دوم منتشر شده از سوي ژنرال رامي يك توهين بزرگ به
سرهنگ بلنچارد و گروه 509 بمب افكن اتمي تلقي شد.
همچنين سرهنگ بلنچارد بعد ها طبق سنوات نظامي به ژنرال 4 ستاره ارتقا
يافت . و موقعيت نظامي وي نيز به قائم مقامي رياست كاركنان نيروي هوايي
ايالات متحده ارتقا يافت.
شهادت اقاي "گلن دنيس" كوچكتريت ترديدي در مورد ماهيت موجودات فضايي واقعه ي روز ولباقي نمي گذارد. وي همچنان در روز ول نيو مكزيكو زندگي مي كند و يك تاجر مورد احترام اهاليمنطقه و عضو انجمن شهر است. وي فردي متواضع و صريح است. در سال 1947 اقاي دنيس يك مامور كفن ودفن بود كه در مركز تدفين "بالارد" كار مي كرد و قرار دادي با پايگاه هوايي روزول منعقد كرده بود كه بموجب ان خدكاتي نظير واگذاري امبولانس ، محل نگهداري اجساد ورا در اختار ارتش قرار مي داد. قبل از انكه وي اطلاعاتي در مورد سفينه ي بجا مانده از حادثه داشته باشد در يك بعد از ظهر
تماسهاي تلفني متعددي از جانب افسر مسوول كفن و دفن پايگاه با وي صورت پذيرفت. در طي اين تماسها از وي در مورد امكان تهيه ي كيسه هاي بدون منفذ كوچك (كوچكتر از كيسه هاي حمل انسان) براي نگهداري چندين روزه اجسادي كه در معرض برخي مواد قرار گرفته اند سوال شده بود. توجه اين مقامات به موضوع تغيير احتمالي تركيب شيميايي بافتهاي اجساد بود. چند ساعت بعد،
زماني كه شب فرا رسيد وي بدنبال يكسري وقايع غير مرتبط با هم بطور اتفاقي به بيمارستان پايگاه هوايي رفت. بيرون از درب خروجي پشتي بيمارستان وي دو دستگاه امبولانس نظامي را مشاهده نمود كه در هاي عقب انها باز بود و در داخل انها قطعات بزرگي از يك وسيله ي متلاشي
شده ديده مي شد و بر روي يكي از انها خطوط و سمبلهاي عجيبي وجود داشت. در داخل بيمارستان وي پرستاري را مشاهده نمود كه او را مي شناخت.در همان لحظه پليس نظامي متوجه حظور وي شد و او را با خشونت و به زور از ساختمان خارج كردند. روزبعد اقاي دنيس ان پرستار را ملاقات نمود. و وي توضيح داد كه در شب قبل او نيز به بيمارستان رفته بود. ان پرستار زني مذهبي بود و كاملا مشخص بود كه از مشاهده ي چيزي بسيار شكه شده است. خانم پرستار توضيح داد كه از وي خواسته شد تا بعنوان دستيار پزشك در كالبد شكافي چند موجود عجيب و غريب با بدنهايي كه هيچ شباهتي به بدن انسان نداشتند كمك كند.
پرستار شرح داد كه بوي وحشتناكي را حس نموده و اين كه چگونه يك بدن كاملا سالم
در فرم صحيح خود قرار داشت ولي ساير بدنها متلاشي شده بود. ان پرستار همچنين
تفاوت بين اناتومي ان موجودات فضايي و اناتومي بدن انسان را توضيح داد.
وي همچنين طرحي را روي دستمال كاغذي رسن نمود كمه نشان دهنده ي
شكل و شمايل اين موجودات فرازميني بود.
بهر ترتيب اين ملاقات اخرين انها بود چرا كه ان پرستار چند روز بعد به انگلستان
منتقل شد. لازم كه با جود گزارشات بسيار متفاوت ظاهرا سفينه ي مزبور 4 سرنشين
داشته و يكي از از سرنشينان زنده ي ان نيز تا مدتي زنده بوده و بعدا جان سپرده است.
همچنين قسمت اصلي سفينه ي ساقط شده در فاصله ي دور تر از مزرعه ي مك برازل
و منطقه ي دبريس فيلد به زمين اصابت كرده بود. محققين تنها در سالهاي اخير بود
كه توانستند وجود سايت دوم (محل سقوط اشياي اصلي) را تاييد كنند چرا كه تنها
عده ي كمي از مردم از وجود ان مطلع بودند. طبق شهادت شهود عيني اين سايت
محلي بود كه بدنهاي موجودات فضايي در انجا يافت شد.
بيشتر شهود عيني اين سايت از ترس برخوردهاي امنيتي حتي تا امروز نيز از افشاي
نام خود خود داري ميكنند. اخيرا يك شركت حقوقي معتبر انتخاب شده است تا به ان
دسته از شاهداني كه با شهادتشان در معرض خطر قرار مي گيرند ، حفاضت حقوقي
اعطا كند. وكلاي حقوقي اين شركت نيز تا كنون با بسياري از شهود واقعه ي روزول
ملاقات داشته اند. علاوه بر "گلن دنيس" ساير شهود نيز مورد تهديد و ارعاب و برخورد فيزيكي واقع شده اند. طبق اظهارات كلانتر ويلكاكس مقامات نظامي در حضور همسر وي به انها گفتند چنانچه او و خانواده اش حرفي در مورد انچه كه ديده اند به زبان اوردند بي درنگ كشته خواهند شد!
همچنين مزرعه داري كه قبل از همه موفق به پيدا كردن جسم ساقط شده گرديده بود توسط
مقامات نظامي بمدت يكهفته تحت قرنطينه و باز جويي قرار گرفت و از وي سوگند
گرفته شد تا هرگز كلمه اي راجع به انچه ديده است به زبان نياورد. در خلال ماه هاي
پس از واقعه پسر مك برازل همچنان قطعاتي را بصورت خرده ريزه مييافت و در قوطي
مخصوص سيگار پنهان ميكرد. اما ان اشيا گهگاه طي بازرسيهاي مقامات نظامي مورد مصادره واقع ميشدند.
بهر ترتبي علي رغم اين كه از سال 1980 به بعد محدوديتهاي وضع شده در مورد اين
ماجرا بتدريج از ميان برداشته شد و موضوع در اختيار عموم قرار گرفت
هيچ شاهدي حتي سخني در مورد مشاهده ي بالون يا موشك يا هواپيما ي ازمايشي كه
مقامات نظامي مدعي ان بودند يه ميان نياورد و همه ي شاهدان
صحبت از مشاهده ي بشقاب پرنده ميكردند نه چيز ديگري.
اكنون در شهر روز ول نيو مكزيكو موزه اي تاسيس شده كه در ان جسدي
مصنوعي از موجود فضايي روز ول همراه با شواهد مربوط به سقوط بشقاب پرنده در
معرض بازديد علاقه مندان قرار گرفته است.
در سال 1997 50 امين سالگرد وقوع اين حادثه در اين شهر گرامي داشته شد
و هزاران تن از علاقه مندان به بررسي موضوع بشقابهاي پرنده ضمن بازديد از اين
موزه اطلاعات جامعي را در ارتباط با اين حادثه بدست اوردند.
نقل قول:
55 سال پيش (جولاي 1947) حادثه اي در مزرعه ي روزول Roswel واقع در
نقل قول:
صحراي جنوب غربي ايالات متحده در منطقه ي نيو مكزيكو بوقوع پيوست كه
حاوي اسار نحفته ي بسياري براي انسان زميني است.
اين واقعه ابتدا توسط مقامات نظامي ايالات متحده ي امريكا تشريح شد و مدت كوتاهي پس ازان از سوي همان مقامات تكذيب گرديد و تا كنون نيز از سوي مقامات رسمي سخني از ان به ميان نيامده است.
اين واقعه را از زبان اولين شاهد عيني ميشنويم :
((مرزعه ی مک برازل))
جيم رگسويل :
من و دوستانم در پشت يك پيك اپ (كاميوني كوچك) دراز كشيده بوديم و اوقات خوشي را ميگذرانديم. ساعت 30/11 شب روز چهارم جولاي 1947 بود
كه ان واقعه ي عجيب به وقوع پيوست. ناگهان يك نور شديد شبيه به فلاش و يك انفجار درخشان همراه با صداي شبيه رعد و برق ديده و شنديه شد.
ان شئ عجيب در فاصله ي 60 ياردي كاميون سقوط كرد و فاصله انقدر
نزديك بود كه ابتدا فكر ميكرديم ان شئ به ما اصابت كرده است. صبح روز بعد
مزرعه داري به نام مك برازل كه پس از ان شب توام با رعد و برق مشغول سركشي به گوسفندان خود بود مجمو عه اي از اشياي عجيبو غريب را پيدا كرد. جسم عجيبي به شكل بشقاب پرنده در دو صخره سقوط كرده بود.و پيش از ان اين جسم اسرار اميز برشهاي عميقي به درازاي يكصد پا را در چند نقطه بر روي مرزعه ي مك برازل ايجاد كره بود. (درست مثل برخورد يك سنگ صاف بر روي اب و جهشهاي متعدد اي پيش از فرو رفتن در اب.). برخي از قطعاتي
مك برازل به دست اورد حاوي اشكال و خطوط عجيب و غريبي و متعلقات نا مشخصي بود. پس از انكه مك برازل برخي از اين قطعات را به همسايگان خود
"فلويد و لريتا پروكتور" نشان دادبه سمت شهر روزول حركت كرد و موضوع بشقاب پرنده را به اطلاع كلانتر "جورج ويلكاكس" رساند. وي نيز به همراه يكي از معاونين خود رهسپار منطقه شد تا به بررسي موضوع بپردازد.. طي مدت كوتاهي مقامات نظامي منطقه را در محاصره ي خود در اوردند كه ايم محاصره ي نظامي چند روز به درازا كشيد تا اين كه لاشه ي بشقاب پرنده و كليه ي قطعات پراكنده شده در اثر انفجار جمع اوري شدند.
اظهارات سروان جسي مارسل در مورد حادثه :
((جسی مارسل در کنار قطعات بشقاب پرنده ی ساقط شده))
يكي ديگر از شهود عيني ماجرا و اولين شاهد از گروه بازرسين كه مايل بود نام وي به عنوان يك شاهد رسمي برده شود يك سروان نيروي هوايي امريكا به نام "جسي مارسل" با عنوان "افسر اطلاعاتي گروه بمب افكن اتمي" مستقر در روزول بود. وي شخصي بسيار اگاه و فعال و يكي از دو افسري بود كه از
سايت اصلي سقوط بازديد نموده است. وي در سال 1979 طي يك مصاحبه ي ويديويي صراحتا اظهار داشت كه :
" خير. ان شئ نه يك بالون هواشناسي ، نه يك موشك و نه يك هواپيما بود."
وي در مورد ان جنس اي شئ اظهار داشت كه :"قطعاتي از ان را تحت حرارت شديد قرار دادند كه حتي گرم نشد! همچنين اين قطات هيچ وزني نداشتند. (باوجود بزرگي وزن بسيار پاييني داشتند) و از نظر ضخامت نيز اين قطعات نازكتر از فويل الومينيم داخل پاكت سيگار بودند"
" من سعي كردم كه اين قطعات را خم كنم اما علي رغم نازكي فوق العاده ي ان هرگز نتوانستم اين كار را انجام دهم. ما حتي سعي كرديم تا با كمك يك پتك 16 پاوندي ان را سوراخ كنيم يا تغيير شكل دهيم اما موفق نشديم!"
اين غير قابل باور است كه فردي با قابليتها و تجربه ي بسيار بالا همچون جسي مارسل بعنوان افسر اطلاعاتي تنها گروه بمب افكن اتمي جهان در ان زمان لاشه ي يك بشقاب پرنده را از يك بالون هواشناسي يا يك هواپيما نتواند تشخيص دهد.
انهم با اوصافي كه در مورد جنس اين سفينه در بالا ذكر شد. مسلما چنين
موادي را نميتوان در كره ي زمين يافت يا بطور مصنوعي ساخت. وي در جاي ديگري از مصاحبه عنوان داشت :
" انها از خارج از كره ي زمين امده بودند."
حتي اگر فرض كنيم كه وي در ابتداي امر دچار اشتباه يا خطاي ديد شده بود ،
اين موضوع براحتي قابل نفي است چرا كه وي قبل از عزيمت به دفتر فرماندهي از شدت هيجان در مقابل منزل خود در پايگاه توفق نمود و قطعات بشقاب پرنده و خطوط عجيب روي ان را را همسر خود و پسر 11 و همسايگانش نشان داد. بخشي از دستگاه توليد كننده ي اشعه ي ايكس ان داراي خطوطي شبيه به خط هيروگليف و مانند خطوط بيروني حك شده بر روي سفينه بود.
( توضيح : تصويري از اين خطوط در تاپيكي در تالار عكاسان نوشتهي حقير موجود است ... نام تاپيك : بشقاب پرنده ها ... موجودات فرازميني و همه چيز دربازه ي انها ...)
فرزند وي كه دكتر جسي مارسل كوچك ميباشد و اكنون يك پزشك است، خلبان هلي كوپتر گارد ملي و يك جراح در پرواز بشمار ميرود خاطره ان روز را به خوبي به ياد مي اورد. او حتي قادر است جزئيات مربوط به خطوط روي سفينه را مجددا رسم كند. پدر وي (جسي مارسل بزرگ)نيز مدارج ترقي خود را بتدريج طي نمود تا جائيكه مامور تهيه ي اولين گزارش در ارتباط با اولين انفجار اتمي شوروي سابق گرديد كه مستقيما به پرزيدنت ترومن ارائه گرديد.
(بنابر اين اظهارات وي بعنوان يك فرد موجه مورد تاييد است)
در ارتباط با تلاش دولت امريكا براي سر پوش نهاد نبر اصل ماجرا يك نكته مهم
ديگر نيز قابل ذكر است. ژنرال سابق ارتش توماس دوبوس كه قبلا در سال 1947در در جه ي سرهنگي بعنوان فرمانده پرسنل مركز فرماندهي پايگاه هشتم هوايي در فورت ورث تگزاس خدمت مي كردقبل از مرگش در سال پ1992 شهادت داد كه در جريان واقعه ي روزول پيام تلفني از ژنرال "كلمنت مك مولن"
در پايگاه هوايي اندروز در واشنگتن ديسي دريافت داشته بود كه طي ان به وي دستور داده شده بود كه بر اصل ماجرا سرپوش گداشته شود. اين دستورات
متعاقبا از سوي ژنرال رايمي به اين نحو ابلاغ شد كه داستاني تهيه شمد تا اصل موضوع تغيير يابد تا از فشار مطبوعات كاسته شود.
-------- دوستان اين ماجراي عجيب ادامه دارد
پیشنهاد میکنم اینا رو مطالعه کنید
نقل قول:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مشاهدات ومكالمات جيمزلاول وفرانك بورمن(فضانورد) :
دسامبر 1965 اين دو فضانورد در جريان پرواز ركورد شكني
14 روزه خود در مدار زمين طي دومين مدار مشاهدات خود مبني
بر ديده شدن يك بشقاب پرنده را به مركز كنترل اعلام كردند.
مركز كنترل جميني(در كيپ كندي)اعلام كرد كه انها احتمالا
در حال مشاهده بوستر مرحله اخر موشك تايتان هستند كه كپسول
انها را در مدارقرار داده. بورمن در پاسخ گفت كه وي بوستر راكت
را مشاهده ميكند اما علاوه بر ان شئ ديگري را نيز مشاهده ميكند.
گوشه اي از مكالمات مركز كنترل با فضاپيناي جميني بشرح زيراست:
لاول :شئ ناشناخته در موقعيت ساعت 10 ارتفاع بالا
مركز فرماندهي: اينجا هوستون. جميني7 لطفا تكرار كنيد؟
لاول :تكرار ميكنم ما يك شئ ناشناخته را در موقيت ساعت10
و ارتفاع بالا داريم.
مركز فرماندهي :جميني7؟ ايا اين شئ بوستر راكت تايتان است يا يك
شئ حقيقي ديگر؟
لاول : ما چند شئ حقيقي ديگر را مشاهده ميكنيم!!
مركز فرماندهي :فاصله تخميني و ابعاد ان را گزارش كنيد.
لاول : ما بوستر راكت را نيز مشاهده ميكنيم...
قطعه فوق تنها بخشي كوچك از مكالمات اين فضانورد بود كه بدست
گزارشگران رسيد يا از سوي انها ضبط شد.
مشاهدات دونالد اسليتون :
وي كه يكي از فضا نوردان مركوري است در مصاحبه اي اعلام نمود
در سال 1951 بشقابهاي پرنده را مشاهده كرده است! به بخشي از
مصاحبه توجه كنيد :
در مينيا پوليس مشغول ازمايش يك فروند جت جنگنده ي پي15
بودم كه يك شئ ناشناخته مواجه شدم .
ابتدا فكر كردم كه با يك كايت مواجه شده ام. اما بلافاصله از اين
فكر منصرف شدم چرا كه هيچ كايتي قادر نبود در ارتفاع 10000 پايي
پرواز كند. همچنان كه به ان شئ نزديك ميشدم بنظرم رسيد كه يك
بالون به رنگ خاكستري به قطر 30 پا را مشاهده ميكنم .
اما پس از عبور از نزديكي اي دريافتم كه نميتواند يك بالون باشد.
ان شئ يك بشقاب پرنده يا صفحه فلزي بود.
من با سرعت 300 مايل در ساعت مشغول پرواز بودم كه ناگهان اتفاق
عجيبي رخ داد ... شئ پرنده با سرعت زياد و زاويه 45 درجه شتاب گرفت
و بطور ناگهاني ناپديد شد !
مشاهدات ژوزف واكر(خلبان ناسا) :
در 11 مي 1962 ژوزف واكر خلبان ناسا در مصاحبه اي اعلام نمود كه
يكي از وظايف او درخلال پرواز هاي ارتفاع زياد با جت ازمايشي ايكس15
مشاهده بشقابهاي پرنده بوده است.
او در جريان پرواز ركورد شكني در ارتفاع زياد(50 مايلي سطح زمين)
در اوريل 1962 از 5 يا 6 يوفو فيلم برداري كرد.اين دومين باري بود كه
وي چنين فيلمي تهيه ميكرد. بعدا ژوزف در جريان سخنراني در
((دومين كنفرانس ملي تحقيقات در مورد استفاده صلح اميز از فضا))
اظهار داشت :
“ من دوست ندارم در مورد انها حدسي زده باشم. تمام انچه كه من ميدانم
جيزيست كه در فيلمي كه بلا فاصله بعد از پرواز من ظاهر شد ضبط
شده است.))
تا اين لحظه هيچ يك از فيلمها در معرض ديد عموم قرار نگرفته اند...
نقل قول:
اضهارات فضا نوردان ناسا و برخی خلبانان راجع به یوفوها:(جالب اینجاست که انیشتین هم نظر منو داشته)
بد نيست براي كساني كه مدعي هستند بشقابهاي پرنده اصلا وجود
ندارند يا اينكه فقط انسانهاي شياد از اين ادعاها ميكنند اظهارات
فضانوردان خلبانان و دانشمندان رو بعنوان مدرك ارائه بديم :
اما قبل از اون اين نكته ضروريه كه بگم فضانوردان و خلبانان
انسانهايي هستند كه طوري پرورش يافته اند كه “چرند“ نگويند
و وقتي صحبت كنند كه از چيزي مطمئن باشند. چرا كه در غير
اينصورت براحتي شغل خوب خودشون از دست خواهند داد.
اولين مورد رسمي رويت بشقاب پرنده در 24 ژوئن 1947
توسط خلباني بنام كنت ارنولد گزارش داده شد.او در حالي كه
هماپيماي شخصي خودش رو بر فراز كوههاي كسكيد واشنگتن
هدايت ميكرد با 9 شي پرنده دايره اي شكل روبرو شد. ان زمان
هواپيماهاي جت كمياب بودند. ارنولد از روي حس كنجكاوي
زمان عبور انها رو ميان 2 قله “رينر و ادامز“ اندازه گرفت.
اشيائ عجيب فاصله 47 مايلي رو در 102 ثانيه طي كردند.
سرعتي معادل 2/2 برابر سرعت صوت. در ان سال هيچ
هواپيمايي حتي قادر به نزديك شدن به اين سرعت هم نبود!!
در شهرت و اعتبار حرفه اي او شكي نبود ... اين ماجرا به
سرعت به روزنامه ها كشيده شد و از اين زمان بود كه كلمه
بشقاب پرنده به تمام دايره المعارفها راه پيدا كرد ...
از ان پس سيل گزارشات در سالهاي دهه 50و 60 تا الان
از راه رسيد ....
يكي از گزارشها مربوط به “جيمز مك ديويت“ فضانورد
ناسا طي ماموريت جميني4 در 1965 بود.
او در مدار 9 مايلي بالاي زمين شيئي استوانه اي ديد كه
زائده هايي از ان بيرون زده بود.
مك ديويت يك عكس و مقداري فيلم شفاف از ان گرفت.
(اين فيلم تا الان از سوي ناسا فاش نشده است )
او و يكي ديگر از فضانوردان (ادوارد وايت) چون ديدند
كه ان شئ به موازات سفينه حركت ميكنند خود را براي
عمليات فرار اماده ميكنند. كه در اين لحظه شئ ناشناس
بكلي ناپديد ميشود!
پس از فرود فيلم از او گرفته شد و چند روز بعد بخشهايي
از فيلم كه كيفيت بسيار پاييني داشت به او باز كردانده شد.
بعد هم مقامات اعلام كردند كه مك ديويت سفينه
بدون سرنشين پگاسوس را ديده !! اما در ان لحظه سفينه
پگاسوس 1200 مايل دور تر از سفينه انها بود!
سروان هم “اد ميچل“ ششمين انساني كه به ماه رفت در
يك كنفرانسمطبوعاتي بعدها اعلام كرد:“من كاملا به وجود
بشقاب پرنده ها اعتقاد دارم ... سوال اين نيست كه انها از
كجا ميايند بلكه مهمتر اينست كه بدانيم انها چه هستند؟“
تا دهه 70 ميلادي 26 فضا نورد وجود يوفو ها رو تاييد
كردند. سرنشينان اسكاي لب 1و2و3 هم گزارشهاي مشابهي
دادند. جك سولاما و اون گاريوت و الن بين (در اسكاي لب2)
به مدت 10 دقيقه ازيك يوفوي قرمز رنگ فيلمبرداري كردند.
پروفسورجيمز مك دونالد فيزيكدان دانشگاه اريزونا در بيانيه اي
كه به كميته علمي مجلس نمايندگان ارائه داد اعلام كرد :
نتايج 2 سال مطالعات من در اين مورد حاكي از صحت وجود
بشقاب پرنده هاست.كه توسط اشكالي از حيات فرازميني براي
بررسي زمين بكار گرفته ميشوند.
جالبه نظر دكتر هرمن اوبرت استاد ورنر فون براون
(كسي كه موشك ساترن 5 را براي سفر به ماه اختراع كرد)
و پدر سفرهاي فضايي هم بدونيد :
“ به نظر من بشقاب پرنده ها توسط اشكال عالي حيات كه
مدتهاست كره زمين را تحت نظر دارند هدايت ميشوند!“
نظر البرت اينشتين : به نظر من بشقابهاي پرنده قعطا وجود
دارند. انسانهايي كه بشقابهاي پرنده رو در اختيار دارند گروهي
ازانسنها هستند كه20 هزارسال پيش كره زمين را ترك كرده اند!“
نقل قول:
مشاهدات سرهنگ گوردون كوپر
سرهنگ گوردون كوپر كه يكي از معتقد ترين افراد به وجود
بشقاب پرنده هاست يكي از فضانوردان فضاپيماي“مركوري“
و اخرين امريكايي كه به تنهايي در فضا راه پيمايي كرد در15 مي
1963 توسط كپسول مركوري به فضا پرتاب شد. قرار بود وي
22 مدار را دور كره زمين طي كند.
در جريان طي اخرين مدار سرهنگ گوردون كوپر طي تماسي با
مركز رهگيري سفينه در موچه آ (استراليا) اعلام نمود كه يك شئ
درخشان برنگ سبز را كه بسرعت از جلو به كپسول وي نزديك
ميشود مشاهده ميكند. اين شئ توسط رادار مركز رهگيري نيز
رد يابي شد.
وقتي سفينه فرود امد به كليه گزارشگران تذكر داده شد كه از
پرسيدن هر گونه سوال راجع به بشقاب پرنده بطور جدي خودداري
كنند.
ده سال پيش از ان نيز كوپر در جريان هدايت يك فروند
بر فراز اسمان المان غربي يك شئ متاليك Sabre F-68 جت
ديسكي شكل را مشاهده نمود كه قادر بود سريعترازهرجنگنده اي
در انزمان پرواز كند و مانور هاي اعجاب انگيزي انجام دهد.
وي در يك مصاحبه ويديويي چنين ميگويد :
طي سالهاي متمادي من با يك راز زندگي كرده ام! رازي كه در
قلب تمامي فضانوردان وجود دارد. اكنون ميتوانم فاش كنم كه هر
روز در اكريكا رادارهاي ما قادر به ثبت اشيا پرنده ناشناخته اي
هستند كه ماهيت انها براي ما نامشخص است....
نقل قول:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مشاهدات نيل ارمسترانگ و ادوين الدرين
اولين انسانهايي كه پا بر كره ماه نهادند :
طبق اهارات نيل ارمسترانگ موجودات پيشرفته
فرازميني داراي پايگاههايي در كره ماه هستند و
وقتي اين فضانوردان براي اولين بار به كره ماه رفتند
فرازمينيها هشدارهايي مبني بر ترك ماه به انهادادند.
اين فضانوردان مدت كوتاهي پس از فرود تاريخي
خود بر سطح ماه در 21 جولاي 1969 بشقابهاي
پرنده اي را مشاهده كردند.
همچنين طبق اظهارات يكي از كارمندان ناسا بنام
اتو بايندر وي مكالماتي را به شرح زير توسط
دستگاههاي گيرنده راديويي وي اچ اف خود دريافت
كرد كه بين فضانوردان اپولو و مركز فرماندهي در
جريان بود:
ناسا: انجا چه ميبينيد؟ (مركز كنترل خطاب به اپولو11)
اپولو11:اينها خيلي بزرگند قربان! بسيار عظيم الجثه!
خداي من باور نميكنيد!من به شما ميگويم كه سفاين
فضايي ديگري نيز بيرون ماه هستند. انها دورتر از دهانه
اتشفشان ماه در يك رديف قرار دارند.
پروفسوري معروف كه نخواست نامش فاش شود در
جريان يك سمپوزيوم ناسا مصاحبه اي كوتاه با نيل
ارمسترانگ داشته كه بخشي از ان بشرح زير است :
پ :واقعا چه اتفاقي در جريان پرواز اپولو11 رخ داد؟
ارمسترانگ: باور كردني نبود. البته ما هميشه ميدانستيم كه
امكان برخورد با بيگانگان فضايي وجود دارد.
پ :منظورتان از اينكه به شما هشدار داده شده چيست؟
ارمسترانگ:نميتوانم وارد جزئيات شوم.تنها به همين اكتفا
ميكنم كه انها از هر كحاظ بر ما برتري دارند. اكنون هيچ
شكي در مورد وجود پايگاه در ماه وجود ندارد.
پ :اما ناسا بعد ها پروازهاي ديگري را نيز به ماه داشته است.
ارمسترانگ:طبيعتا! اما ناسا در همان زمان متعهد شده بود كه
ازايجاد هر گونه هراس در ميان مردم زمين خودداري كند و
سفرهاي بعدي تنها يك رفت و برگشت كوتاه بود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جالب است بدانيد ارمسترانگ خبري را به مركز كنترل مخابره
نمود مبني بر اين كه پس از فرود كپسول فضايي در ماه انها دو
شئ عجيب و بزرگ در حال مراقبت از انها بودند.
((اين بخش از گزارش كه انزمان بطور مستقيم براي مردم
جهان پخش ميشد سانسور گرديد و نتها ايستگاههاي معدودي
در سراسر دنيا ان را رد يابي كردند.))
فضا نوردان از اين اشيا عكسها و فيلمهاي جالبي نيز گرفتند كه
بعضي از انها فاش شده اند.
اینم از پرونده ی خلبان ایرانی اف-4
نقل قول:
تعقیب ‘بشقاب پرنده ها’ برفراز تهران به روایتی متفاوت
نیمه شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ برای کارکنان برج مراقبت فرودگاه مهرآباد شبی معمولی و خسته کننده بود تا این که تماس های مکرر ساکنان مناطق شمالی تهران آنها را متوجه حضور شی پرنده ناشناسی برفراز شمیران کرد.
لحظاتی بعد دو فروند جنگنده اف-۴ پایگاه هوایی شاهرخی (نوژه) در همدان به سمت تهران ترک می کنند تا درباره پرواز این شی ناشناس تحقیق کنند.
فردای آن روز روزنامه های پایتخت در گزارش مختصری از حضور اشیای پرنده ناشناس برفراز تهران و تلاش “ستوان جیم” برای تعقیب آنها خبر دادند.
سی و یک سال پس از این حادثه، سرتیپ دوم خلبان پرویز جعفری که روزنامه ها از او به دلایل امنیتی با نام مستعار “ستوان جیم” نام برده بودند، از تهران به واشنگتن سفر کرده تا به همراه تعدادی از مسوولان رسمی و افسران نظامی نه کشور جهان از دولت آمریکا بخواهد با انتشار اسناد طبقه بندی شده بررسی های خود درباره اشیای پرنده ناشناس به تحقیقات بین المللی در این باره کمک کند.
این گروه که علاوه بر آقای جعفری شامل فرماندار سابق ایالت آریزونا، مدیر سابق اداره اشیای پرنده ناشناس وزارت دفاع بریتانیا و تعدادی از خلبانان آمریکایی و غیرآمریکایی است، هفته گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن از دولت آمریکا به خاطر کنار گذاشتن طرح تحقیقاتی “کتاب آبی” در دهه ۶۰ میلادی انتقاد کرد.
این در حالی است که در هفته های گذشته با مطرح شدن موضوع مشاهده اشیای پرنده ناشناس به وسیله جیمی کارتر از روسای جمهور سابق آمریکا و دنیس کوسینیچ از داوطلبان نامزدی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری این کشور، این موضوع دوباره مورد توجه رسانه های این کشور قرار گرفته است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
“هواپیمایم از کار افتاد”
پرویز جعفری (ستوان جیم) که در زمان حادثه با درجه سرگردی فرماندهی دو فانتوم اعزامی از پایگاه شاهرخی را بر عهده داشت، در گفتگو با بی بی سی فارسی در واشنگتن، خاطرات خود از وقایع شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ را بازگو کرد.
به گفته سرتیپ جعفری، پس از تماس مسوول برج مراقبت مهرآباد با تیمسار یوسفی، فرمانده کشیک نیروی هوایی، دو فانتوم این نیرو از همدان روانه تهران می شوند.
سرنشینان جنگنده اول پس از نزدیک شدن به شی پرنده ناشناس برفراز تهران متوجه از کار افتادن آلات دقیق و وسایل ارتباط رادیویی خود می شوند و مجبور به برگشت به پایگاه شاهرخی می شوند.
در این حال، آقای جعفری که به همراه سروان دمیریان، خلبان دوم خود به فاصله ده دقیقه پس از هواپیمای اول پایگاه را ترک کرده بود، سعی می کند با نزدیک شدن به شی ناشناس، با چشم و به وسیله رادار آن را ارزیابی کند.
آقای جعفری مشاهدات خود از این شی را این طور بیان می کند: “حرکت های خیلی سریع می کرد و با سرعت بالا جابجا می شد. از خود چهار نور ساطع می کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت.”
با نزدیک شدن جنگنده اف-۴ به فاصله ۴۰ کیلومتری شی پرنده ناشناس که به سمت بیابان های جنوب تهران در حال حرکت بود، جسم نورانی کوچکی از آن جدا می شود و به سمت هواپیمای ایرانی حرکت می کند.
سرتیپ جعفری در این باره می گوید: “من فکر کردم موشکی به سمت من شلیک شده و سعی کردم با موشک حرارتی آن را هدف قرار دهم. ولی وقتی موشکم را انتخاب کردم، متوجه از کار افتادن آلات دقیق و خاموش شدن همه چراغ ها بر روی صفحه مقابلم شدم. در آن لحظه آلات دقیق شروع به نوسان کردند و ارتباط رادیویی هم از کار افتاد.”
آقای جعفری درباره احساس خود در آن لحظه می گوید: “هم حس کنجکاوی داشتم و هم این که با گذشت زمان وحشت برم داشت.”
با ادامه حرکت جسم نورانی به طرف جنگنده اف-۴، آقای جعفری تصمیم می گیرد در صورت نزدیک تر شدن آن، به بیرون بپرد ولی با فاصله گرفتن هواپیما از شی پرنده ناشناس اصلی، جسم نورانی به سوی سفینه اصلی بر می گردد.
در این حال، به گفته آقای جعفری به او دستور فرود در تهران داده می شود و همزمان جسم نورانی دیگری از شی ناشناس جدا می شود و با سرعت بالا به دور جت اف-۴ حرکت می کند.
تعقیب و گریز برفراز تهران
پرویز جعفری می گوید هنگام پرواز به سمت مهرآباد،ناگهان متوجه حرکت یک شی ناشناس دیگر از شمال تهران به سوی خود می شود.
” یک چیزی از ارتفاع خیلی پایین از بالای سر من رد شد. این یکی خط کش مانند بود و مانند شی ناشناس اول گرد نبود.”
پرویز جعفری هنگام فرود متوجه حرکت جسم نورانی دیگری از شی پرنده ناشناس اصلی به سمت زمین در منطقه کهریزک می شود و با گزارش این موضوع بار دیگر ماموریت پیدا می کند به سمت آن حرکت کند.
با نزدیک شدن مجدد جت اف-۴ به شی پرنده ناشناس، آلات دقیق و رادار آن بار دیگر از کار می افتد و در نهایت مجبور به بازگشت به فرودگاه مهرآباد می شود.
آقای جعفری با اشاره به وقایع آن شب می گوید علاوه بر مسوولان ایرانی، آمریکایی ها هم به این موضوع کنجکاوی نشان دادند و اسناد خود درباره آن را تا سال ها به حالت طبقه بندی شده نگهداری می کردند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به گفته سرتیپ جعفری، اسنادی که به تازگی منتشر شده نشان می دهد یکی از ماهواره های نظامی آمریکا پرواز شی پرنده ناشناس برفراز تهران را ردگیری کرده بود.
پس از فرود هواپیمای آقای جعفری در تهران، او به همراه سروان دمیریان و دو خلبان اف-۴ دیگر مورد آزمایش پزشکی قرار گرفتند و هواپیماهای آنها از نظر آلودگی رادیواکتیوی بررسی شد.
به گفته آقای جعفری، آزمایش های پزشکی به طور متناوب برای ماه ها ادامه داشت و هیچ مورد غیرطبیعی در بدن او و سایر خلبانان مشاهده نشد.
پرویز جعفری پس از این حادثه به خدمت در نیروی هوایی ایران ادامه می دهد و در سال ۱۳۶۸ با درجه سرتیپ دومی بازنشست می شود.
سروان دمیریان در جریان جنگ هشت ساله کشته شد.
منبع:بی بی سی
خیلی از اینایی که گفتی حتی توسط خود فرد رد شدن ...
مثلا گوردون کوپر خودش گفته که توی پرواز مرکوری ، چیزی ندیده .. البته هنوز سر حرفش در مورد قضیه آلمان هست ... اما گفته که قضیه مرکوری شایعه اس ...
منبع ://کد:http://www.space.com/sciencefiction/phenomena/cooper.html
ماجرای نیل آرمسترانگ و مشاهده یوفو هم به همین ترتیب صرفا اینطوری بوده که اینا یه چیزی دیدن که نتونستن بفهمن چیه ... همین ... حالا می تونسته خیلی چیزا باشه ... بخشی از یه ماهواره (مثلا لونا-15) یا مثلا S-IVB ... از دائره المعارف ویکی پدیا :
مساله اینه که هیچی تایید نشده ... بنابراین وجود هیچی رو ثابت نمیشه کرد ..نقل قول:
t age 76, astronaut Buzz Aldrin said in a television documentary, "There was something out there, close enough to be observed, and what could it be?... Now, obviously the three of us weren't going to blurt out, 'Hey, Houston, we've got something moving alongside of us and we don't know what it is, you know?... We knew that those transmissions would be heard by all sorts of people and somebody might have demanded we turn back because of aliens or whatever the reason is."
دقیقا ..نقل قول:
حرف زیاده ... اما هیچکدومش قابل اثتناد نیست ...
یه عکسی هست که مشهوره یه یوفو روی تخت دراز کشیده و بعد یه فرد با لباس آزمایشگاهی بالا سرشه ... اونم معلوم شده که عکس ساختگیه ...دی حالی که یکی از بچه ها تو انجمن اونو به عنوان مدرک قرار داده !!!
از اونجایی که تایید میشه 1000000000000000000000000% !!!نقل قول:
دلیل قبول نداشتنم هم همین تفکری که همه دارن !! من می گم این اشتباه !!
تمام شواهدی که گزاشتین همش در محدوده مخیله انسان هست !!!
حالا اینجا دو مسئله هست !!
یکی اونها چرا باید اینطوری که شما فکر می کنید باشند !!!
دوم از اونجایی که ما اشرف مخلوقاتیم . خارج از محدوده تفکر و عقل و ... ما نمی تونن باشن !!!
یه مسئله خفن !!!
زمان فرعون حضرت موسی بوده دیگه خوب !!!
اونها هم به خدایان متعدد اعتقاد داشتند (که شما می گین احتمالا همون فضایی ها بودند !!)
حالا این وسط اگه بد نبوده چرا حضرت موسی می گفته اون اشتباه !! یعنی یه چیزی (بر اساس فرض ها) در کار اون فضایی ها اشتباه دیگه !!!
================================================== ======================
در ضمن این حرفی هم که تازگی ها می زنن که انسان ساخته دست اوناست من همینجا لعنت می فرستم بر گویندش !!! چون هدفش اصلا از این موضوع علمی نیست !!! کاملا سیاسی برای از بین بردن اعتقاداته !!
================================================== ======================
راستی تمام اینها به کنار !!!
احتمال اینکه اینان انسانهایی از آینده باشند بیشتره !!! چون اونا می دونستن افکار مردم الان چطوریه !! پس با ظواهر مورد نظر میان که ما فکر کنیم بله اینا یوفو ان ! از عمد هم یه کارایی می کنن (نشانه هاشون) که بازم فکر کنیم و مطمئن بشیم که یوفو ان !
حالا که همه مطالب رو احتمالاته این که از همه بیشتر می خوره بی واقعیت !!