دیگه دیره...دیگه دیره برای از تو گذشتن...نقل قول:
نوشته شده توسط magmagf
دیگه دیره ..دیگه دیره برای از تو نگفتن.....
نمیشه از تو جدا شد..نمیشه از تو رها شد.
هر کی تو چشم تو زل زد..برده وسوسه ها شد...
یا حق...(این زل رو درست نوشتم) ;)
Printable View
دیگه دیره...دیگه دیره برای از تو گذشتن...نقل قول:
نوشته شده توسط magmagf
دیگه دیره ..دیگه دیره برای از تو نگفتن.....
نمیشه از تو جدا شد..نمیشه از تو رها شد.
هر کی تو چشم تو زل زد..برده وسوسه ها شد...
یا حق...(این زل رو درست نوشتم) ;)
در این دنیا که حتی ابر
نمی گرید به حال من
همه از من گریزاندد
تو هم بگذر از این تنها
اين زندگي غمزده غير از قفسي نيست
تنها نفسي هست ولي هم نفسي نيست
اين قدر نپرسيد كجا رفت و كي آمد
اشعار پراكنده ي من مال كسي نيست
تمام وحشتِ گورستان
در رودِ روحِ یاغی من
جاریست.
من
با مرده های بی شمار
پیوند خورده ام.
و هرشب
با پای شو مِ خیالِ ولگردم
تابوتِ تازه تری را
تا ما ورای قصه گیسوی کهکشان
تا جامِ قبرِ شهوتِ ناهید
تشعیع می کنم.
از من فرار کن ای ماهِ نرم موی
ورنه در شبِ رؤیای پوچِ نور
ترا به بی شماره ترین پیوندهای مرده خود
پیوند می زنم.
من .ازازل كردم تماشايت. تو هم كردي تماشايم
دلتنگم اينجا مثل درياي غروب-اينگونه دلتنگم
اما نه مانند تو- اي آيينه روي تودريايم
ديروزمن مانندامروزتو. حتي ديدني تربود
امروزمن امانداردمعني ديروز زيبايم
خواب زمستاني مرا آشفته ترمي خواهداكنون
بعدازتوبافوج كبوترهاي برفي راه-پيمايم
فرداكه برهرشاخه اي بلبل-ويا آوازگل-رويد
خواهي مراديدن.وليكن برنخواهد خاست آوايم
معلوم نشد که در طربخانهی خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا ?
سلام آقا محمود احواله شما [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
---------------
آه می بینی
که چگونه پوست من می درد از هم
که چگونه شیر در رگهای آبی رنگ پستانهای سرد من
مایه می بندد
که چگونه خون
رویش غضروفیش را در کمرگاه صبور من
می کند آغاز ؟
من تو هستم ‚ تو
و کسی که دوست می دارد
و کسی که در درون خود
ناگهان پیوند گنگی باز می یابد
با هزاران چیز غربتبار نامعلوم
و تمام شهوت تند زمین هستم
که تمام آبها را میکشد در خویش
تا تمام دشتها را بارور سازد
از كم پيدايي هاي شما ! ، فقط چسبيدي به فروغ و يكي دو تا هم پست مشاعره ميدي
با ما باش و لذت ببر [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
__________________
در خاک غرور خفتهاند ای ساقی
رو باده خور و حقيقت از من بشنو
یه زمانی یادش به خیر تو متفرقه هر بار رفرش می کردی تا تاپیکه جدید می دیدی حالا همه یکی یکی دارن بای می دن [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] همه رفتن مام کم کم باید بریم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
از كم پيدايي هاي شما ! ، فقط چسبيدي به فروغ و يكي دو تا هم پست مشاعره ميدي
با ما باش و لذت ببر
------------
و باورم نميشود که رفته اي...
تو قرنها
هميشه خط انتها
به انتظار ميزدي
همينکه خسته ميشدم
براي من
سه تار ميزدي....
تو اشکهاي ناتمام و غمگنانه مرا
پناهگاه امن و عشق ميشدي
و گاه «من»
«تو» ميشدم
بگاه لحظه هاي بيخور از خودي....
اگرچه رفته اي ولي
دلم براي تو
هنوز
تنگ ميشود...
وبعد رفتنت
بدل به يخ شدم
عجيب نيست
بي تو
شيشه «سنگ»
ميشود.........
در گوش دلم گفت فلک پنهانی
حکمی که قضا بود ز من ميدانی ؟ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در گردش خود اگر مرا دست بدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی