لطفا گروه camel
Printable View
لطفا گروه camel
لطفا بیوگرافی خودش و پسرش رو بذارین و فهریت دریت کنین خیلی ممنون
بيوگرافي كريستوفر دي برگ (امید وارم خوشتون بیاد ) سلام به همگی
نام كامل:CHRISTOPHER JOHN DAVISON
نام هنري: CHRIS DE BURGH
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تاريخ تولد: 15 اكتبر 1948.
محل تولد: بوينس آيرس آرژانتين.
مليت: انگليسي.
محل سكونت: ايرلند.
شغل: خواننده، ترانه سرا، نوازنده .
سبك: راك، پاپ.
علت شهرت:LADY IN RED
تحصيلات: فارغ التحصيل رشته موسيقي از كالج ترينيتي دوبلين.
نام همسر:DIANE
نام فرزندان:ROSSANNA - HUBIE - MICHAEL
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
* ROSSANNA DIANE DAVISON: دختر شايسته جهان
در سال 2003 گرديد.
شمار آلبومهاي به فروش رفته وي: 50 ميليون.
شمار كنسرتهاي برگزار شده وي: سه هزار كنسرت.
آلبومهاي وي:
Far Beyond These Castle Walls, 1974
Spanish Train and Other Stories, 1975
At the End of a Perfect Day, 1977
Crusader, 1979
Eastern Wind, 1980
Best Moves, 1981
The Getaway, 1982
Man on the Line, 1984
Into The Light, 1986
Flying Colours, 1988
Spark to a Flame - The very best of CHRIS DE BURGH, 1989
High on Emotion - Live from Dublin, 1990
Power of Ten, 1992 This Way Up, 1994
Beautiful Dreams, 1995
Live in South Africa, 1997
The Love Songs, 1997
Quiet Revolution, 1999
Timing Is Everything, 2002
The Road To Freedom, 2004
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بيوگرافي:
كـريس دي بـرگ بـه اقـتـضاي شـغـل پــدرش در كودكي بـه
مـالـتـا، نـيـجريه و زئـيـر مسـافرت كرده است. وي همراه با
خانواده اش در 12 سالگي به ايرلند عزيمت كردند. پدر وي
در ايـرلنـد قـصــري را خريداري و سپس آن را تبديل به هتل
كـرد. كـريسـتـوفر در آن هـتـل بــه آموختن گيتار پرداخت. او
پس از فارغ التحـصـيلي در دانشـگـاه بـه دنـيـاي موسيقي
پاي نهاد كه به يك ستاره جهاني بدل گشت.
* وي زماني در يك رستوران گيتار مينواخت و ميخواند.
* وي بـه زبـان هـاي انـگليـــسي، فرانسوي، اسپانيايي و
آلماني قادر به صحبت كردن ميباشد.
* وي هوادار سر سخت ورزش ميباشد.
* ريشه خانوادگي كريس دي برگ به پادشاه انگليس (ريچارد اول) در سال 1190 بازميگردد
سلام خیلی ممنون که برای انریکه رو هم گذاشتین اگه میشه مطالب تازه هم در مورد اون بذارین
:
بيو گرافي كامران و هومن رو ندارين؟
اگه دارين بدين مرسي
Kamran&Hooman
دلیل نام گذاری گروه اسکوتر به پست مربوط اضافه شد.
کد:http://forum.p30world.com/showpost.php?p=1074332&postcount=23
سلام اگه می شه بیوگرافی انریکو رو جدید تر کنین
gilopa ممنون از اظلاعات خوبت
بیوگرافی کامل کاوه یغمایی و خانواده اش
كاوه يغمايي در سال 1347 در تهران متولد شد.در سن 8 سالگي وارد هنرستان عالي موسيقي شد و پيانوي كلاسيك را نزدخانم نوين افروز به صورت تخصصي فرا گرفت.در همان زمان شروع بهنواختن گيتار در سبك مورد علاقه اش يعني راك و سبكهاي مختلف ديگرنمود. آهنگ سازي را نيز نزد پدر خود كوروش يغمايي و عموهاي خودكامران و كامبيز فراگرفت.
بعد از انقلاب اسلامي ايران هنرستان موسيقي تعطيل شد و با بازگشايي مجدد آن كاوه يغمايي با ساز تخصصي فلوت از آن هنرستان فارغ التحصيل شد.در سال 1373 وارد دانشگاه آزاد شد و شروع به نواختن گيتار كلاسيك نمود.
كاوه يغمايي از سال 1363 به صورت حرفه اي در زمينه هاي مختلف از قبيل آهنگ سازي , ضبط و تنظيم موسيقي فعاليت داشته و در آلبوم هاي مختلف به عنوان نوازنده , آهنگساز و تنظيم كننده همكاري داشته است كه شما ميتوانيد براي اطلاعات بيشتر به قسمت آلبوم ها در سايت مراجعه فرماييد.
وي به همراه بابك اميني در سال 1372 اولين كنسرت رسمي راك را بعد از انقلاب اسلامي برگزار كردند.
بیوگرافی خانواده ی یغمائی
استاد كوروش يغمايي :كامران يغمايي:متولد 1331 . آشنایی با موسیقی و نواختن گیتار را از حدود 13 سالگی در خانواده آغاز کرد. استعداد و شوق بیش از حد و تمرین مداوم او سبب شد که در 18 سالگی به یک گیتاریست حرفه ای تبدیل شود، و به باور همه نوازندگان در این فرم موسیقی، در ایران شاید همتایی نداشت و قابل مقایسه با بهترین گیتاریست های اروپا یی بوده و می باشد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
متولد ۱۳۲5
موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند. در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه گل یخ (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ (جوونیم رفته صدام رفته دیگه گل یخ توی دلم جوونه کرده) بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید. از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.
این مجوز خوندن استاد کوروش یغمایی است:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كامبيز يغمايي: متولد 1339 .آشنایی با موسیقی و نوازندگی کیبورد و گیتار را در خانواده آغاز کرد. در نخستین مرحله از فراگیری آکادمیک در زمینه موسیقی - فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی در رشته تخصصی سازهای کوبه ای (پرکاشن) شد. تا هنگامیکه در ایران بود با ارکستر سنفونیک در رشته تخصصی اش(پرکاشن) همکاری داشت. برای مهاجرت به آلمان ناگزیر بود مدت یک سال را در ترکیه بماند، این مدت را با ارکستر اپرای استانبول که اکثر موزیسین ها ی آن اروپایی می باشند همکاری داشت، او تنها موزیسین ایرانی بود که در این ارکستر معتبر پذیرفته شده بود. در پی مهاجرت به آلمان در آغاز توانست به آسانی از- آ لمان فارغ التحصیل شود. سپس با سمت استاد ی به مد ت 6 سال مشغول تدریس در همان کنسرواتوار و دیگر دانشگاه های دولتی آلمان گرد ید. کامبیز علاوه بر رشته تخصصی اش (پرکاشن)، در رشته های گیتار و بویژه پیانو نوازنده بسیار چیره دستی است، برای نمونه پیانیست و استاد نامدار و پرآوازه بین المللی ( کشور بلغارستان) GALINA VRACHEVA که شاگردان بسیار معدود خود را د ر زمینه آموزش فوق حرفه ای پیانو در جهان - خود گزینش می کند. کامبیز را برای این مهم ) فراگیری فوق حرفه ای پیانو ( برگزید.کامبیز حدود 15 سال پبش از این - با اینکه در نوازندگی پرکاشن، گیتار و بویژه پیانو در جایگاه بسیار درخشانی قرار داشت، با کوله باری از پشتوانه آکاد میک و تجربه با ارزش، به ناگاه به موسیقی ایرانی و نوازند گی ساز سنتور روی آورد که با ورآن برای ما هم مشکل بود. البته در این زمینه شیوه و سبک نو و تازه ای را درنوازندگی و آهنگسازی موسیقی ایرانی آفرید که مورد ستایش و استقبال بسیار قرار گرفته است. او این آثار را در قالب CD و برگزاری کنسرت با دیگر اساتید موسیقی ایرانی مقیم آلمان ارائه می دهد.
نيلوفر فرزند شاد : در سال 1351 در خانواده اي كه علاقه بسيار زيادي به موسيقي داشتند متولد شد.در سن 9 سالگي و قبل از ورود به هنرستان موسيقي در كلاسهاي فرمان بهنود شركت كرد. در 16 سالگي به هنرستان موسيقي وارد شد تا موسيقي را به صورت جدي تر و حرفه اي دنبال كند معلم ديگري كه نقش مهمي در مسير موسيقي براي وی داشته است خانم ليليان سركيسيان ميباشد كه نقشي بيشتر از يك معلم را براي او در اين زمينه داشته و همواره مديون ايشان ميباشد.
بعد از آشنايي با خانواده يغمايي از طريق ساتگين يغمايي كه همكلاسي او بودو بهترين دوستش نيز ميباشد فرصتي پيش آمد تا با موسيقي راك نيز آشنا بشود .
بعد از فارغ التحصيلي از هنرستان موسيقي با بعضي از گروههاي موسيقي همكاري داشته و از كالج ترينيتي لندن مدرك را اخذ نموده است .براي مدت 2 سال با يك گروه موسيقي باروك بنام آريا همكاري داشته كه نتيجه آن كنسرتهاي متعددي در آلمان و يونان ميباشد. بعد از چندين سال زندگي در كنار همسرش كاوه يغمايي چيزهاي زيادي از موسيقي راك فرا گرفته و در حالحاضر در كنار پيانو كه ساز اصلي و مورد علاقه اش ميباشد نواختن گيتار باس و كيبورد را نيز فرا گرفته است .
كاميل يغمايي :متولد 1342تهران . نوازنده گيتار الكتريك . آموزش موسيقی و نوازندگی گيتار از پدر / راهيابی به هنرستان عالی موسيقی در سالگی و آشنايی اصولی با فن آهنگ سازی و آموزش پيانو در هنرستان موسيقی / آشنايی با نوازندگی سازهای ديگر و كسب تجربه در زمينه اركستراسيون و آهنگ سازی / كوشش مستمر و دست يابی به نتايج ارزشمند در زمينه های صدابرداری و كاربرد رايانه در موسيقی و آشنايی تخصصی با نرم افزارهای توليد و ويرايش موسيقي . تهيه و انتشار آلبوم ((بر فراز ابرها)) با آهنگسازي و آرايش سازها و ضبط توسط خودش .
[ساتگين يغمايي :متولد1352 تهران . خواننده و فارغ التحصيل هنرستان موسيقی / آموزش اوليه موسيقی در خانواده و ورود به هنرستان موسيقی فراگيری پيانوی كلاسيك نزد ليليان سركيسيان /فعاليت مستمر در زمينه آواز آغاز شده از زمان كودكی و با حضور در نوارهای قصه كودكان با راهنمايی پدر و در هنرستان موسيقی تحت تعليم آريا زند اصفهانی و سپس زير نظر منصوره قصری / عضو گروه كر تالار وحدت و فرهنگ سرای بهمن / فعاليت در باب ضيط موسيقي/ تحصيل مترجمی زبان انگليسی . به باور کوروش، ساتگین دارای صدای ویژه ایست که جایگاه آن در ترانه های رمانتیک و خیال انگیز می باشد.
حميد عسگري خواننده محبوب و دوست داشتني پاپ توانست در دنياي موسيقي غوغايي به پا کند . او با احساس و دلش زندگي مي کند .
حميد عسگري متولد 20 مهرماه 1357 است در شيراز به دنيا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش ميلاد ترابي (( که اهنگساز است )) در تهران زندگي مي کند . دو خواهر و يک برادر دارد . تحصيلاتش ربطي به موسيقي ندارد او کارشناس مديريت صنعتي است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پيدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسيدن انسان ها مي شود .
اوايل که البوم او به بازار امد خيلي ها به اسم شادمهر عقيلي فروختند در صورتي که او کسي نبود جز حميد عسگري . رنگ و جنس صداي حميد و شادمهر تا حدي به هم شباهت دارد و اين شباهت به نفع او تمام شد . او مي گويد : هيچ کس در توانايي هاي شادمهر شکي ندارد البته شباهت صداي من و شادمهر چيز طبيعي در عالم موسيقي است چرا که صداها در عين تفاوت ها شباهت هاي زيادي به هم دارند .
صداي سياوش شمس را هرگز فراموش نمي کند و صداي محمد عليزاده رو خيلي دوست داره . غذاي مورد علاقه حميد عسگري قيمه هاي مادرش است . او اصلا اهل اشپزي کردن نيست . وقتي غمگين است مي خواند . صميمي ترين دوست حميد عسگري ميلاد ترابي است . يک زماني عاشق بوده است .
با ترانه هايي که خودش گفته ارتباط بيشتري برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرايط روحي خودش گفته است . از ميان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزي که رفتي رو خيلي دوست دارد . در صدايش غم خاصي وجود دارد .
نقطه ضعف حميد عسگري اين است که زود عصباني مي شود البته عصبانيت هاي او 5 دقيقه است بعد چنان ارام مي شود که انگار نه انگار اتفاقي افتاده است . نقطه قوت حميد هم اين است که بي هيچ چشمداشتي احساسش را نثار ديگران مي کند انقدر که طرف بي نياز از محبت مي شود .
ترانه هيچکي مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقديم مي کند . ما هم براي اقاي حميد عسگري ارزوي موفقيت و شادکامي داريم .
مصاحبه با حميد عسگري:
شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نميشود من سالهاست كه كار آهنگسازي انجام ميدهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم ميخواندم آنها به من ميگفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نميدهي، من هم ميگفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجلهاي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خوانندهاي ميدهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نميكنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي ميكنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
_گاهياوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم ميكند آنها برداشت نادرستي از حرفهايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، تواناييهاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرفها را شنيدهام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر ميكنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كردهام از حاشيهها به دور باشم و خيلي در جمع بچههاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك ميشويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي خيلي خوب فعاليت ميكنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه ميدهند.
_ بنيامين يكي از موفقترين خوانندههاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفقتر از آلبوم قبلياش خواهد بود.
_ هيچوقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت ميكنند تا اثري را به ديگري ترجيح دهند.
_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نميكنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانهسراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار ميكنم، اما خط سير اصلي ترانهها را خودم ميدهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني ميكنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قويتر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.
نام : شادمهر
نام خانوادگي : عقيلي
محل تولد : تهران
آثار :
بهار من
مسافر
دهاتي
نغمه هاي مشرقي
پرپرواز
آدم و حوا
خيالي نيست
آدم فروش
پاپ کرن
و...
هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشيدي در شهر تهران ( خيابان هاشمي ) متولد
شد . خودش دوران بچگيش را اينگونه توصيف مي کند : " از بچگي به آلات موسيقي
علاقه داشتم و به سمت آنها مي رفتم (برای مشاهده ادامه متن روی ادامه کلیک کنید)
. در کودکي با پيانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ويلن مي زدم . ويلن را به عنوان ساز
اصلي ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختي است . "
شادمهر پس از اتمام تحصيلات موسيقيايي خود در هنرستان ملي و پس از آن چندين
سال کار نوازندگي براي خوانندگان ديگر تصميم گرفت تا شانس خود را براي خواننده
شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضاي کار براي موسيقي پاپ
اين فرصت محيا شد تا شادمهر و چند خواننده ديگر به واحد موسيقي صدا و سيما
رفته و تست خوانندگي بدهند .
اولين کار شادمهر با صداي خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلويزيون
پخش شد . کارهاي ديگر شادمهر که در ايران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد
شکن بودند .
و بالاخره شادمهر پس از بي مهري هاي فراوان از سوي وزارت ارشاد و شوراي
موسيقي و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنين ممنوع الصدا و تصوير
شدن علي رقم ميل باطني اش تصميم به ترک وطن گرفت تا ادامه ي زندگي
موسيقيايي خود را در آنسوي آبها تجربه کند .
به همين منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ي فعاليت
هاي هنري خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خيالي
نيست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بي نظير ايرانيان در داخل ايران و
سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقيت هاي چشم گيري نايل امده و براي
بيشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازي - تنظيم و نوازندگي مي کند
و کنسرت هايي در شهرهاي مختلف جهان با هنرنمايي او برگزار مي شود . همچنين
شادمهر هيچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوري و
دوستي" را در پيش گرفته که تا به حال هم باعث پيشرفت رو به جلو براي وي بوده
است .
با آرزوي موفقيت روزافزون براي شادمهر عقيلي ستاره ي موسيقي پاپ ايران.
...بدرود.
اينم از ليلا فروهر ديگه چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
يران - اصفهان - 4 اسفند ماه كودكي از مادر و پدري هنرمند زاده شد . او هزاران مجنون خواهد داشت پس او را ليلا نام نهادند. هنر گويي جزئي جداناپذير از وجود اين كودك بود. از همان دوران از خاك مقدس صحنه به آسمان پر ستاره اين سرزمين نازنين بال و پر گشود. همگان حتي بي هنران مدعي هنر نيز باور داشتند كه شايد سالها بگذرد تا پديده اي چون او دوباره ظهور كند . ساده بود ... بسيار ساده ... با مردمي مي نشست كه از جنس او بودند به همان سادگي و صميميت ... راه به بيراهه نبرد و به قهقرا نرسيد و لحظه اي از درخشيدن وا نماند . از همنفسي با مردمي كه او را مي خواندند به پرده سپيد هفتمين هنر قد كشيد ... سالهاي خوب كودكي و نوجوانيش را به جاي شخصيتهاي خيالي زندگي كرد . تصوير در تصوير چهره معصوم او نقش هاي سياه و سفيد را باورپذير نمود. اين خود قصه بود ... و نه آغاز ... و اما شروع شد ... يك تصميم كه شايد براي همه عمر ... و ليلا خواند ... باز هم خواند و خوب خواند :
اگر تنهايي كوهم سكوت شوره زارم ... اگر فرياد يك دردم كه طعم گريه دارم اگر بغض گلوي ابر بي باران دشتم ... اگر آواره مثل باد سرگردان دشتم... و همگان به اين باور رسيدند كه او :
صداش بارون دلش درياست.... غمش فرياد اين دنياست... نگاه او هنوز در راه فرداست...
و ليلا پلي بود از او تا يك سرزمين ترانه ... و بزرگان ترانه و آهنگ دوست ميداشتند صداي جادويي او پيامبر احساسشان باشد و بهترينهايشان را به او مي سپردند .
سالهاي ستاره بازي بود و او تك ستاره پر فروغ بي نيازي . و اما راوي قصه حادثه اي ديگر را رقم زد . پرستوها از دشت آزادگي پر كشيدند كلاغهاي بي خبر از عشق در بيدادگاه هايشان ترانه را تير باران كردند ... براي ساز حكم حبس ابد صادر شد و آوازه خوان بيگناه به تنهايي و تبعيد محكوم... رنگهاي خوش رنگارنگ به خاكستري مبدل شدند ... گفتند دمد سپيده ابر سيه برآمد گفتند شبي مهتابي ... ظلمت سراسر آمد... اما ستاره در شبهاي تار و شرجي هم درخشيد . غربت آسمانش نبود اما نورش را به سياهي شبهاي وطن رساند . شادي پيامي بود كه او با عشق به قبيله افسرده و تهي از اميدش رسانيد رسالتش همين بود شايد ! پيامبر صدها سبد ترانه غربت را رنگ و بوي خانه بخشيد. بيش از صدها ترانه از عشق و آزادي خواند. و از طپش هاي عاشقانه گفت و از سراب و كهكشاني از ترانه و از قصه عشق و ديدار و تصوير و از قصه من و تو ...... و امروز كه از عشقي الهي سرشار است از يك بوسه مي خواند . قسمتش اين بود كه خداوند به پاس مهرباني و پاكي اش يك دنيا عشق را به او و همسفرش بي بهانه هديه كند .
تا آسمان باقيست ستاره خواهد درخشيد و به ياد داشته باشيم كه صدا ... صدا ... و اين تنها صداست كه مي ماند . جاودان صداي او
شش سال پس از تولد زيبا ستاره موسيقي پاپ ايران ، در يكي از روزهاي زيباي بهاري يار و همدم هميشگي ليلا پا به عرصه گيتي نهاد تا لبخندي پر از مهر و شادي بر گوشه لبان ليلا نقش بندد و شادي وصف ناپذيري را به ليلاي نازنين هديه كند . او را به حق بايد " اسطوره وفاداري " ناميد . فريبا نه تنها خواهري مهربان دلسوز براي ليلاي عزيز است ، بلكه بهترين دوست و همدم ليلا نيز به شمار مي رود .
فريباي عزيز كه همچون خواهر هنرمندش در خانواده اي هنرمند ديده به جهان گشوده بود ، در دوران كودكي پا به عرصه سينما گذاشت و در فيلمهاي جاودانه اي همچون بيقرار ، به اميد ديدار ، رابطه ، پل ، مترس و ... به ايفاي نقش پرداخت .همچنين در پيش از انقلاب در تاتري به كارگرداني محمد صالح علاء در كنار شهره آغداشلو به روي صحنه رفت و نقش بسيار مشكل و حساسي را بر عهده گرفت .
در همان شروع كار او ، اينگونه شايعه شده بود كه رقيبي پر شور و خطرناك براي ليلا پيدا شده است !؟ اكنون كه سالها مي گذرد شاهد آنيم كه فريباي نازنين نه تنها رقيبي براي ليلا نبوده بلكه همچون كوهي استوار ، شانه به شانه ليلا و يار و ياور ليلا در پيشبرد فعاليتهاي خواهرش بوده است ، تا جايي كه ليلا فروهر ، موفقيت خود را بعد از انقلاب و آغاز دوباره و شكوفايي دوباره اش را تا حدود زيادي مديون اين خواهر وفادارش است . پس از سفر به فرانسه ، با آغاز دوباره فعاليتهاي هنري ليلا ، فريبا به عنوان مدير برنامه و تهيه كننده آثار ليلا ، تا كنون لحظه اي از ليلا غافل نشده و پا به پاي خواهرش تا به ثمر رساندن آثار هنري او ، ليلا را ياري داده است . فريبا در اولين حضورش در صحنه در ديار غربت ، در نمايش شهر فرنگ به كارگرداني پرويز كاردان و در سال 1378 در تاتر يك صمد و دو ليلا در كنار خواهر و پرويز صياد به ايفاي نقش پرداخت تا در جاودانه ترين حضورش در سالهاي اخير نيز همراه هميشگي خواهرش باشد .
اكنون نيز فريبا فروهر كه به عنوان منيجر و مدير برنامه، پا به پاي خواهر ش او را تا به ثمر رساندن آثار هنريش ياري ميدهد، خود نيز در بيزينس معاملات خانه و ريل استيت مشغول بكار است و مديريت مركز آرايش و زيبايي ليلا را در لس آنجلس عهده دار مي باشد .
براي اين خواهر وفادار آرزوي موفقيت روز افزون داريم ..
نقل قول:
در کودکي با پيانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ويلن مي زدم . ويلن را به عنوان ساز
اصلي ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختي است . "
الحق که نوازندگیش حرف نداره!:27:
Enrique Iglesias
Enrique Miguel Iglesias Preyslery (born May 8, 1975, in Madrid, Spain) is a Grammy Award and Latin Grammy Award-winning Spanish-born, Miami-based singer.
نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler"
انريکه کوچکترين پسر خوليو ايگلسياس ، معروف ترين خواننده ي اسپانيايي است که البته دوست داشته که پسرش هر کار ديگري را پيش مي گرفته تا خوانندگي اگر چه انريکه پسر خوليوي معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صميمانه اي با پدرش نداشته زيرا او بيشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنين انريکه از اينکه مادرش تنها زن زندگي پدرش نيست ناراحت بود و اين شيوه را نمي پسنديده.او همچنين يک خواهر و يک برادر به نام های "Julia Jose" و "Chabeli" دارد به اضافه دو برادر ناتني دوقلو Iglesias Miguel Alejandro,Rodrigo و دو خواهر ناتني دوقلوVictoria,Cristina Iglesias که از طرف پدر ناتنی هستند و Anna Boyer,Tamara Falco از طرف مادر.
انريکه در 8 مي سال 1975 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد مادرش که روزنامه نگاري به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 3 سال پس از تولد انريکه از پدرش جدا شده و او سومین و آخرین فرزند خانواده ایگلسیاس پریسلر است والدینش وقتی که او سه ساله بود از هم جدا شدند و او همراه با مادرش در اسپانیا زندگی کرد.
وقتی هشت ساله بود مادرش او برادرش ( خولیو ) و خواهرش ( چابلی ) را به میامی نزد پدرشان فرستاد به خاطر عمليات تروريستي که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پيوسته بود هـنـگامی کـه پدر بزرگ انریکه توسط آدم ربایان ربوده شد(الـبـتـه وی صحیح و سـالـم آزاد گشـت) وی و خانواده اش تصـمـیـم گرفتند در سال 1983 به میامی آمریکا نقل مکان کـنـند.(به خاطر ارتباط پدر بزرگش با مافیا) انـریـکـه بـه سبـب شـهرت و ثروت پدرش، خولیو، در رفــاه کــامــل گـذران زنـدگـی کـرده اسـت. . ایزابل و خولیو ، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت. مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود. انریکه تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش « الویرا اولیوارس » رشد کرد. . او در محیطی هنری بزرگ شد او وی در میامی به تحصیل و تجارت پرداخت و در مادرید با سه فرهنگ ( اروپایی، آمریکایی و لاتین ) آشنا شد که بعد ها باعث موفقیت بیشترش شد و در سال ۱۹۹۵ به عنوان یک خواننده ناشناس آمریکایی با نام انریکه مارتینز شروع به خواندن کرد . بعد از آن به تورنتو رفت و چون هنوز هیچ کس او را نمیشناخت توانست بر روی موسیقی متمرکز شده و در عرض ۵ ماه اولین آلبوم خود را به ضیط برساند.
وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و باز باید گفت انریکه رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود. او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت. پدر می خواست که انریکه خلبان شود، اما در قلب انریکه علاقه به موسیقی موج می زد و اما پدرش بعد از خواننده شدنش بهش کمک کرده.
انریکه اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد. اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند انريکه در يکي از مصاحبه هايش گفت: وقتي بچه بودم کار را براي مدتي کنار گذاشتم کاري که پدرم پدرشان فرستاد هرگز انجام نداد اين بود که از من حمايت نکرد انریکه از سن هشت سالگی در « شهر میامی ایالت فلوریدا » زندگی کرده و رفته رفته ، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیهایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند. جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکه حتی آسیا را هم فتح کرده است.
او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید : « من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد ، من به آنها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید : پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم...او موسيقي را از 13 سالگي شروع کرد و نوشتن آهنگ را در تخت خواب آغاز کرد و البته گاهی هم دور و اطراف گاراژ یکی از دوستانش شعر می گفت ، در آن زمان 13 ساله بود.
در سال 1991 قدم به دنياي موسيقي گذاشت که تاکنون بيش از 40 ميليون از نسخه هاي آلبوم هايش به فروش رفته و جالب اين است که تنها 8 آلبوم بيرون داده.
انریکه که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامیکه تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد از آن زمان تا کنون انریکه همواره در اوج بوده است.
میلیونها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد. نخستین آلبوم انریکه که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود. وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در آن ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرددر سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از آن خود کرد. در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد. ، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهايي ضبط کرده و بدون اينکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انريکو مي گويد من هيچ وقت نمي خواستم اينو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع مي شد من براي اون خيلي احترام مي گذاشتم و واقعا خواستارش بودم. انریکه که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی ، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد.
انريکه 4 زبان انگليسي و اسپانيايي و ايتاليايي و پرتغالي تا حالا خوانده است که ترانه هاي اسپانيايي و انگليسي او بيشتر مورد استقبال بوده خواندگاني چون لايوئل ريچي در زمان جواني روي او تاثير گذاشته بودند که در سال 2002 آهنگto love woman را با او اجرا کرده پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ي جايزه ي گرمي شد او حتي موفقيت هاي ديگري را نيز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه هاي ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسيد.
انريکه تا کنون 116 جايزه پلاتينيوم رکورد و 227 جايزه Gold (بهترين دستاوردهاي هنري) را گرفته.مي توان گفت انريکه مي خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 ميليون نسخه از آلبوم هايش را فروخته که انريکه در صدد است اين رکورد را بزند همه اخیرا گفته همچین قصدی رو نداره.
نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال ( 1999 ) منتشر ساخت. وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته است. انریکه به زبانهای ایتالیایی ، پرتغالی ، انگلیسی و زبان مادری اش ؛ یعنی اسپانیایی ترانه می گفت. او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد.
وی در سال1999 آلبوم زیبای « انریکه » را منتشر ساخت. به واقع انریکه تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد. جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد. و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین Bailamos به دست آورد.
انریکه دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا ، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود. انریکه در سال گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی قرار گرفت.
ضمن اینکه ترانه ی « با تو بودن » از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ ، جای داشت. به جرأت می توان گفت انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی است.
انریکه ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در سالهای اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین ، رابی ویلیامز ، جنیفر لوپز ، بریتنی اسپیرز، سلن دیون ، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر استار محبوب مطرح نموده است.
انریکه در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد. پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید.
انریکه ی جوان در ایران نیز بسیار محبوب است و هواداران بی شماری دارد و پدرش آهنگ باور کن گوگوش رو برای ایرانی ها خواننده که ایرانی ها ابتدا فکر میکردن این آهنگ رو انریکه خونده!
استعداد انریکه باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید. او به تلویزیونMTV گفت : « بله ، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.
من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود.
انریکه یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید : « اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.
کارها(مهم)
اولین کارش این بود که وقتی در دبیرستان بود در موزیکالHello Dolly بازی کرده و انريکه در فيلم Wild Wild West با Will Smithکه آهنگ بالاموس برای اون فیلم آماده شده بود رو هم برای فیلم خوند و بعد از اون فیلم دوست صمیمی ویل میشه. و در فیلم Once Upon A Time In Mexico (روزي روزگاري در مکزيک) به کارگرداني رابردت روديگوئز همراه بازيگراني مانند آنتونيو باندراس و جاني دپ شرکت کرده که اسمش تو فیلم لورنزو بوده و در پیام بازرگانی پپسی یک سزار رو در کنار پینک و بیونسه و بریتنی بازی کرده و با lionel richi آهنگ to love awoman خونده و در سریال کمدی two and half men نیز بازی میکنه و عطری به نام true star men داره اماهیچوقت به خود عطر نزده و از کسی هم که به خود عطر بزند خوشش نمی آید انریکو اصلا ساعت به دستش نمی بنده اما مشخص نیست که چرا در تبلیغ ساعت Viceroy شرکت کرده و اونو به مشتش بسته! تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده است..
اینم جایزه ها و موفقیت هایی که بدست آورده .....
remio Lo Nuestro: Best Interpretation (Si Tú Te Vas)
Premio Lo Nuestro: Best Composer (Si Tú Te Vas)
Premio Lo Nuestro: Best New Artist
Premios Eres: Best Song
Premios Eres: Best Video
Premios Eres: Best Launch
Ace Award: Vocalist of the Year
Premio TV Novelas: Best Male Vocalist
Billboard Award: Album of the Year - New Artist
World Music Award: Hispanic Artist of the Year
World Music Award: Revelación of the Year
1997
Grammy: Best Latin Performer
ASCAP Award: Si Tu Te Vas
ASCAP Award: No llores Por Mi
ASCAP Award: Por Amarte
Billboard Music Award: Album of the Year (Vivir)
ACE Award: Performer of the Year
Billboard Music Award: Artist of the Year
Radio Music Awards : Best Artist Contemporary Format
1998
Billboard Award: Best Latin Pop Artist
1999
American Music Award: American Music Award: Favorite Latin Artist
2001
World Music Award: Best Selling Pop Male Artist
World Music Award: Best Selling European Pop Artist
World Music Award: Best Latin Artist
American Music Award: Favorite Latin Artist
2002
Premio Onda: Most successful Spanish artist of the last decade.
American Music Award: Favorite Latin Artist
National Music Award: Favorite Album (Escape)
2003
Latin Grammy: Best Male Pop Album (Quizas)
2004
MTV India Award: Best Male Pop Act International
2005
Latin Billboard Awards: Latin Dance Club Play Track Of The Year "Not In Love/No Es Amor (Club Remixesاینم جایزه ها و موفقیت هایی که بدست آورده .....
2005 Billboard Latin Music Award: Latin Dance Club Play Track of the Year
2003 Latin Grammy: Best Male Pop Album
American Music Award: Favorite Latin Artist
2002 American Music Award: Favorite Latin Artist
2001 World Music Awards: Best Selling Pop Male Artist
American Music Award: Favorite Latin Artist
1999 American Music Award: Favorite Latin Artist
1997 ASCAP Award: Best Composer
American Music Award: Favorite Latin Artist
Billboard Music Award: Artist of the Year 1996
Grammy: Best Latin Performer
Billboard Music Award: Album of the Year (Vivir
ASCAP Award: Best Composer
ACE Award: Performer of the Year
اینم یه توضیحی درباره ی فروش آهنگ ها و آلبوم هاش ......
Albums
* 1995 Enrique Iglesias - #148 US [Platinum], #1 Top Latin Albums - WW sales: 7 mil.
* 1997 Vivir - #33 US [Platinum], #1 Top Latin Albums - WW sales: 5 mil.
* 1998 Cosas del Amor - #64 US [Gold], #1 Top Latin Albums
* 1999 Enrique #33 US [Platinum], AUS [Platinum] - WW sales 6.5 mil.
* 2001 Escape - #2 USA (3x Platinum), #1 AUS [4x Platinum], #1 UK [4x Platinum] - WW sales 9 mil.
* 2002 Quizas - #12 USA [2x Platinum], #1 Top Latin Albums
* 2003 Seven (7) - #31 US, #13 UK, #15 Australia [Platinum]
Miscellaneous
* 1998 Bailamos Greatest Hits - #65 US [Gold]*, #1 Top Latin Albums
* 1999 The Best Hits - #175 US [Gold]*, #2 Top Latin Albums
*: All albums listed here were released by Fonovisa after Enrique had left them.
[edit] Singles
From Enrique Iglesias
* 1995 "Si tu te vas" #1 Latin (8 Weeks), #21 FR
* 1996 "Experiencia religiosa" #1 Latin (3 Weeks)
* 1996 "Por amarte" #1 Latin (8 Weeks)
* 1996 "No llores por mi" #1 Latin
* 1996 "Trapecista" #1 Latin (5 Weeks)
From Vivir
* 1997 "Enamorado por primera vez" #1 Latin (12 Weeks)
* 1997 "Solo en ti" #1 Latin (10 Weeks)
* 1997 "Al despertar" #11 Latin
* 1997 "Lluvia cae" #3 Latin
* 1997 "Miente" #1 Latin (4 Weeks)
* 1997 "Revolucion" #6 Latin
From Cosas del Amor
* 1998 "Esperanza" #1 Latin (4 Weeks)
* 1998 "Nunca te olvidaré" #1 Latin
From Enrique
* 1999 "Bailamos" #1 U.S., #1 Latin, #1 Spain, #4 UK, #11 Latvia, #6 FR (209,000 copies), #10 Ger, #4 NL
* 1999 "Rhythm Divine" #28 U.S., #1 Latin, #1 Spain, #45 UK, #27 FR, #24 Ger, #20 NL
* 2000 "Be With You" #1 U.S., #4 Spain, #8 Latvia, #43 FR, #20 Ger
* 2000 "Sad Eyes" #14 Latvia, #15 Spain
* 2000 "You're My Number One" (featuring Alsou) #8 Latvia
* 2000 "Could I Have This Kiss Forever" (with Whitney Houston) #1 NL, #3 UK, #4 Latvia, #16 FR (123,000 copies), #19 Spain, #5 GER (gold), #57 (US)
From Escape
* 2001 "Hero" #3 #1 AC U.S., #1 UK, #1 Latin, #1 Spain #4 Latvia, #45 FR, #1 AUS, #3 Ger, #3 NL
* 2002 "Escape" #12 U.S., #3 UK, #2 Latvia, #7 AUS, #6 Ger, #3 NL
* 2002 "Don't Turn Off the Lights" #4 AUS
* 2002 "Love to See You Cry" #12 UK, #9 Latvia, #17, #53 Ger, #61 AUS, #25 NL
* 2002 "Maybe" #12 UK, #6 Latvia, #41 AUS, #62 Ger, #21 NL
* 2003 "To Love a Woman" (Lionel Richie featuring Enrique Iglesias) #19 UK, #20 Latvia, #52 GER
From Quizas
* 2002 "Mentiroso" #1 Latin
* 2002 "La chica de ayer" #1 Spain
* 2003 "Quizas" #1 Latin
* 2003 "Para que la vida" #1 Latin
From Seven* 2003 "Addicted" #19 U.S., #11 UK, #6 Latvia, # 31 Ger, #43 AUS
* 2004 "Not In Love" (featuring Kelis) #27 U.S., #5 UK, #10 Latvia, #36 FR, #15 AUS, #14 Ger, #6 NL
مطالبی که حتما" باید بخونیم :
انریکه ایگلسیاس همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت است. انریکه عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون است و هر نوع موسیقی که فرصت کند گوش می دهد. وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر است !انریکه توانست در سال ۲۰۰۲ با ۶ آلبوم ، ۲ تا در انگلیس و ۴ تا در اسپانیا رکورد شکن باشد و این تنها چیزی بود که انریکه را راضی نگه میداشت.
اگه می خواهی بشناسیش:
نام : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر
تاریخ تولد : 8 می 1975.
متولد برج حوت است.
نشانه ماه تولد : گاو.
موها و چشمان قهوه ایی دارد.
کفش شماره 10(44) می پوشد.
ملیت : اسپانیایی
قد : 189 سانتی متر
سایز پا : 44
جنسیت : مرد
مکان تولد : مادرید – اسپانیا
شغل : موزیسین ، بازیگر
نام پدر : خولیو ایگلسیاس ( بازیگر و موزیسین ، متولد 23 سپتامبر 1943 که در 20 جولای 1971 با مادر انریکه ، ایزابل ازدواج کرده و در تاریخ 1978 از هم جدا شدند ).
نام مادر : ایزابل پریسلر ( متولد 18 فوریه 1951 در مادرید زندگی می کند، روزنامه نگار و یک سوسیالیست و یک ژورنالیست است).
نام خواهر : ماریا ایزابل ایگلسیاس پریسلر ( خواننده و بازیگر اسپانیایی متولد 3 سپتامبر 1971 ).
نام برادر : خولیو خوزه جوس ایگلسیاس پریسلر ( متولد 25 فوریه 1973 )
والدینش در 1978 از هم جدا شدند.
هنگامی که پدر و مادرش از هم جدا شدند مادرش همان موقع و پدرش نیز در سن 52 سالگی ازدواج مجدد کردند.
خواهران ناتنی : ویکتور ایگلسیاس رینز برگر و کریستینا ایگلسیاس رینز برگر ( این دو دوقلو هستند که در سال 2001 متولد شده اند و مادرشان میراندا رینز برگر بوده که سابقاً یک مدل هلندی بوده است ) آنا ( متولد 1989 )، تامارا ( متولد 1983 ).
برادران ناتنی : الخاندرو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 9 سپتامبر 1997 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است ) رودریگو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 3 آپریل 1999 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است ).
یک برادر تنی و دو برادر ناتنی و همچنین یک خواهر تنی و چهار خواهر ناتنی دارد.
او میتوانست در زمینه پاپ کار کند اما ترجیح داد با موسیقی آواز بخواند.
در درجه اول خود را یک نویسنده آهنگ می داند و بعد یک خواننده.
اگر شبها بالش لای پاهایش نگذارد خوابش نمی برد و تا صبح بیدار است!
همه جور مجله اي مي خونه.
بازیکن مورد علاقه اش لوئیز فیگو و تیم مورد علاقه اش رئال مادرید.
بين کارتونها هم از باگز باني و پينوکيو خوشش مياد.
اهل سحرخیزی و صبح از خواب بیدار شدن نیست.
سابق بر این و حتی همین حالا از خاطر خواهان و عاشقان مریلین مونرو بوده و هست.
هرگز بیش از 20 دلار در جیب هایش با خود حمل نمی کند اما معلوم نيست که وقتي با آنا بيرون ميره چقدر پول همراه خودش مي بره!؟!
رنگ های خاکستری ، سفید ، آبی و قرمز را دوست دارد.
کلاهی به رنگ آبی دارد که آن را دیوانه وار می پرستد ، این کلاه را دوستی به او داده که در حال حاضر مرده !
در میامی زندگی می کند.
در میان غذاها عاشق همبرگر و جوجه سرخ شده فرانسوی است.
مواد مخدر یا سیگار استعمال نمی کند.
وقتی کاری برای انجام دادن نداشته باشد ، دیوانه می شود.
خود را آدم صادق و بی شیله پیله ایی می داند.
سه سال پی در پی ، یازده کار شماره یک در آثار خود دارد.
ظرف 4 سال بیش از 13 میلیون آلبوم فروخته است.
سه نمایش سوپ اپرا در آمریکای لاتین اسامی خود را با سه آواز او مشترک هستند. Marisol و Esperanza و El Pasis De Las Mujeres
نوشتن آهنگ را در تخت خواب آغاز کرد و البته گاهی هم دور و اطراف گاراژ یکی از دوستانش شعر می گفت ، در آن زمان 13 ساله بود.
عاشق گروههای موسیقی دهه 60 مثل « پلیس » و « دایر استرینس » می باشد.
پیش از این با کمپانی « فونوویسا » و کمپانی های مستقل لوس آنجلس کار می کرد ولی در حال حاضر با « یونیور سال » وارد معامله شده است.
برای وارد شدن به کمپانی تولید ، خود را « انریکه مارتینز » معرفی کرد.
وقتی او را با عنوان و لقب « پسر خولیو ایگلسیاس » کار را متوقف کرد و از کمپانی خارج شد.
« ریکی » نام مستعار اوست اما او به شدت از اینکه او را با عنوان یک ریکی دیگر خوانند متنفر است.
در آلبوم سال 1999 خود با نام Enrique یک آهنگ با Withney Houston اجرا کرده بود و قبل از این آهنگ حتی یک بار هم با Withney Houston ملاقات نکرده بود.
وی ترانه QUIZAS را در رابطه با پدرش خوانده است.
وی پیش از سال 2003 دارای یک خال روی گونه راست بود که آن را به توصیه پزشکان برداشت.
انریکه صاحب دو سگ میباشد.
علاقه زیادی به حیوانات خانگی دارد.
انریکه اغلب اشعار آلبومهایش را خود می سراید.
فیلم مورد علاقه اش یکی از سه گانه های « ایندیانا جونز » با عنوان « مهاجمین صندوقچه گمشده » است.
او علاقه خاصی به مسواک زدن دارد و روزی پنج بار مسواک می زند.
بسیاری از منتقدان او به خاطر ریش زیر چانه اش و تی شرت هایی که می پوشد به او لقب بچه سوسول را داده بودند.
انریکه در بیش از 50 برنامه تلویزیونی مجریگری کرده است.
در ابتدا هرگز دوست نداشته که یک خواننده شود زیرا گفته بود که دوست ندارد مثل پدرش زن دوست شود.
مسافرت را خیلی دوست دارد.
آنا کورنیکوا پس از دوستی با انریکه یک بار او را به خاطر کلیپ Addicted ترک کرده و انریکه نیز از دوری او اشک ریخته بود.
دوستان کم اما وفاداری دارد.
او در فوتبال یک بازیکن فوق العاده است و از بزرگترین عشق های او فوتباله.
او یک خواننده مردمی است.
هنرپیشه مورد علاقه اش « مریل استریپ » است.
مدیر سابق وی « فرنان مارتینز » سابقاً مدیر پدر وی بوده است.
مدیر برنامه های او Rafael Perez Botija کسی است که قبل از این مدیر برنامه های پدرش نیز بوده است.
او بعد از پدرش و Antonio Banderas در اسپانیا محبوبترین مرد است.
در دانشگاه میامی « مدیریت بازرگانی » می خواند اما از آنجا اخراج شد(یک سال بعد ترک تحصیل کرده) و حرفه خوانندگی را دنبال کرد میگن فارق التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه میامی هم هست.
تلفظ صحیح اسم او انریکه است و انریکو یک اسم ایتالیایی است.
عاشق موج وموج سواریه یکبار موقع اسکی روی آب با درختی برخورد کرد که منجر می شود بیش از 40 بخیه از آن به یادگار داشته باشد که این زخم پشت گوش وی می باشد وشش روز در کما بوده.
او می گوید بدترین کاری که در دوران بچگی کرده است شکاندن پاهای یکی از سگهایش بوده است.
بازیگر مورد علاقه اش « آنتونی هاپکینز » است.
او با اولین آلبوم خود توانست جایزه Grammy را از چنگ ریکی مارتین در آورد.
دو تا سریال آبکی آمریکای لاتین با آهنگ های او معروف شدند.
بیش از هزاران بار به تماشای کارتون « پینوکیو » نشسته است.
در ابتدای خوانندگی اولین آرزویش تور دور دنیا بوده است.
بهترین اوقاتش را در مادرید ، میامی ، مکزیکوسیتی و بوینس آیرس گذرانده.
بیکاری دیوانه اش می کند.
شعار او این است : « سعی کن هر روز را با شادی بگذرانی ! ».
گروهی که آهنگ Believe را برای Cher نوشته بودند آهنگ Bailamos را
برای انریکه نوشتنند.
در اولین آلبوم خود برای اینکه خودش را از پدرش جدا کند از نام خانوادگی Martinez بر روی نوارهای خود استفاده کرد.
هرگاه متوجه غیبت او شدید سری به « همبرگر کینگ » یا « رستوران مک دونالد » محل خود بزنید.
سیب زمینی سرخ کرده هم دوست داره .
برادرش « خولیو جونیور » مدل و مانکنی بوده که حالا خواننده شده است.
خواهرش یک گوینده خبر تلویزیونی است.
اگر چه یک ترانه دو صدایی با « ویتنی هوستون » اجرا کرده اما هرگز با او ملاقاتی نداشته بود.
در طی سه سال به طور پیاپی شماره یک بود.
از اولین قرار با یک دختر برای آشنایی با وی متنفر است.
خودش را آدم صادقی می داند که همواره جرع صداقتش را می کشد.
انریکه برادر دیگری دارد که پدرش نتوانست او را سرپرستی کند اما خواننده « خاویر » این امکان را به او داد تا از نام خانوادگی « ایگلسیاس » استفاده کند.
شایعه بوده که « کریستینا آگوئیلرا » خواننده پاپ با او روابطی داشته ، این شایعه پس از جایزه مخصوص « اِم تی وی » برای « آنچه یک دختر می خواهد » که آن دو با هم به اجرایش پرداختند پخش شد.
ترانه سرایی را از سن شانزده سالگی آغاز و در یک اتاق بسیار کوچک که متعلق به یکی از دوستان پدرش بود اغاز کرد
الگوی او در بین خواننده ها در جوانیLionel Richie بوده است که انریکه بعد از آلبوم Escape خود نیز یک ترانه با عنوانTo Love A Woman با وی خوانده.
چهار آلبوم اسپانیایی وچهار آلبوم دیگرش انگلیسی هستند.
در بیش از 1500 سالن در سراسر جهان کنسرت اجرا کرده است.
سه آلبوم خود را با Fonovisa ضبط و پخش کرده است
او اغلب در نمایش هایش سقوط می کند و زمین می خورد ! برای همین همیشه خود را یک آدم دست و پا چلفتی می خواند.
ایده او ازخوشبختی كامل ، بودن با هركس كه خواستی و هر جایی كه خواستی بری و انجام دادن هر كاری كه دلت می خواده .
از اینکه داخل گروه موسیقی لاتین باشد بیزار است ، مردم اغلب فراموش می کنند که او متعلق به « کارائیب » نیست بلکه برای « مدیترانه » است.
بلد نیست چطور « سالسا » برقصد.
ازدواج براش یه فورمالیته هست و میگه با ازدواج هیچ چیزی در زندگیش تغییر نخواهد کرد.
از سوی مجله « پیپل » عنوان یکی از « 50 چهره زیبای جهان » را به دست آورد و باز در سال 98 از سوی همین مجله لقب « بهترین مرد زنده جهان » را دریافت کرد.
تا قبل از حضور در تبلیغ ساعت Viceroy هرگز به دستش ساعت نبسته بود.
برای افرادی مانند « ریکی مارتین » و « مارک آنتونی » احترام ویژه و فراوانی قائل است.
بهترین عادت اواینه كه هیچوقت موقع صحبت توجهش منحرف نمیشه.
اولین کسی بود که در خلال برنامه « جوایز موسیقی آمریکایی » مقابل تماشاگران به اجرای برنامه پرداخت.
چیزی كه او را عصبانی میكنه دروغه.
اولین آلبوم خود را به « الویرا » دایه خود تقدیم کرد ، این زن تنها کسی بود که از رویاهای خواننده شدن انریکه با خبر بود..
چیزی كه او را بی خواب میكنه دانستن اینه كه باید برای كار صبح زود ازخواب بلند شه.
بعضی دوستانش او را « کیکا » صدا می زنند که معنای « حسود » می دهد: Kika
دوست دارد هر شب تا نزدیک صبح در دیسکو باشد و برقصد و تا ظهر روز بعد بخوابد.
انواع سالاد اسپانیایی را دوست دارد.
در مدرسه شاگرد خجالتی بود دختران مدرسه اصلاً نمی دانستند که او وجود دارد !
از اینكه فكر می كند پاهایش بیش از حد استخوانیند بدش میاد.
عاشق اتومبیل های كروكیه.
یک جایزه « گرمی » دریافت کرد به نام Golden Retriever
پدر انریکه ، گیتاریست و دروازه بان بود.
آهنگ هیرو رو به جان باختگان 11 سپنامبر تقدیم کرده.
به خاطر مادرش ، رگه ای « فیلیپینی » نیز دارد.
لباس مورد علاقه اون تیشرت وشلوار لی.
پدر بزرگش در سن89 سالگی صاحب دختری شد که 1 سال بعد از تولد اون به علت یک بیماری قلبی فوت کرد.
روابط دوستانه :سوفیا ورگارا و آلیشیا ماکادو(میس ونزوئلا در سال 1995 و میس یونیورس در سال 1996 که لقب دختر شایسته جهان رو داشته) جنیفر لاوهویت ( هنرپیشه زن ) آنا کورنیکووا ( جزء 10 بازیکنان برترین تنیس دنیا که در حال حاضر با ایشان ازدواج کرده )
آلیشیا سوفیا جنیفر اینم آنای عزیز
نام همسر : آنا کورنیکووا ( متولد مسکو-روسیه که جزء ---- ترین زنان دنیا محسوب می شود و تمام شهرت آنا به خاطر اندام و هیکل بسیار زیبای وی می باشد که توانسته در یک مسابقه تنیس قهرمان تنیس زنان دنیا را شکست دهد. هم اکنون آنا به ورزش تنیس همانند گذشته نمی پردازد ).
ازدواج:
انريکه ايگلسياس خواننده محبوب اسپانيا يي (من و همه ) با آنا کورنيکوا Anna Kournikova تنيسور روسي كه دوست دخترش بود و در ویدیو Escape هم با هم هستند ازدواج کرد . اين زوج طي مراسمي مخفيانه در پورتو والارتا مکزيکو با يکديگر ازدواج کردند . هيچ کس از اين ازدواج اطلاع نداشت تا اين که آنا خانومش در يک مسابقه تنيس خيريه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که يک ماهي است که با انريکه ازدواج کرده است. او در حالي که مي خنديد گفت : مي دانم همه شما شوکه شديد . ولي اين تصميم من و انريکه بود مي خواستيم يک ماه بدون درد سر در کنار هم باشيم و ماه عسل خود را با آرامش بگذرونیم. بايد بگويم انريکه همسر بي نظيري است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .
یک خبر از انریکه اینکه برای تبلیغات یک شرکت قرار داد یک میلیون دلاری امضا کرده و اینکه گفته که آلبوم جدیدش رو به همسرش آنا تقدیم میکنه و اگه تا پایان زندگی مشکلی پیش نیاد که بخوان از هم جدا بشن هیچ وقت از این کارش پشیمون نمیشه .
انریکه و آنا ازدواج جالبی دارن این زوج خیلی آرام و بدون حاشیه و دور از لنز دوربین های خبرنگاران با هم ازدواج کردن و یکی از کم حاشیه ترین زوج های شهروند آمریکا هستند . بی شک ناراحت ترین افراد در هنگام ازدواج این دو ، خیلی ها فکر میکردند که انریکه با مدل های زیباتری در ارتباط باشه ! در صورتی که آنا بیشتر به دلیل اندام شهرت داره تا چهره!
آنا کورنيکوا تنيسور مشهور روسي در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنياي حرفه اي تنيس خداحافظي کرد و اکنون بيشتر در مسابقات خيريه شرکت مي کند . او در يکي از همين مسابقات با انريکه آشنا شد که اين آشنايي پس از مدت کوتاهي منجر به ازدواج شد و حلقه آنا از الماس خالصه.
باید بگیم که هنوز مطمئن نیستیم که ازواج کرده یا نه؟
اگه امکانش هست بیوگرافی گروه های CoLd و Flaw رو می خواستم ممنون می شم اگه محبت کنین زحمتشو بکشین
و این هم بیوگرافی پدر رپ فارس ----------->هیچکس:
متولد: 17 اردیبهشت 1364
دانشجوی رشته مترجمی
غذای مورد علاقه:ماهی
رنگ مورد علاقه:مشکی
سروش لشکری ملقب به هیچکس متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ از اولین خوانندگان رپ فارسی است.سروش لشکری در آهنگهایی که میخواند مدام تاکید شدیدی بر وجود خون آریائی در رگهایش میکند و همچنین برای خودش از القابی نظیر : پدر خوانده و «پدر رپ فارسی» استفاده میکند. همچنین وی فرهنگ خیابانی را به خوبی در موسیقیاش تجسّم میبخشد، بدون اینکه به دام کپی برداری و تقلید از هنرمندان افریقایی_آمریکایی بیفتد. او یکی از پیشگامان «رپ خیابانی» است.
سروش لشکری تا کنون دو گروه با نام های ۰۲۱ و صامت را تشکیل داده است.
سروش لشکری چندی پیش اولین آلبوم موسیقی رپ خودش تحت عنوان جنگل آسفالت را ارائه داد. وی پیش از تدارک آلبوم جنگل آسفالت بیش از 2۰ترانه رپ به زبان فارسی منتشر کردهاست. مهدیار آقاجانی نام آهنگساز ترانههای هیچکس در آلبوم جنگل آسفالت است.
سروش هیچکس علاوه بر آلبوم جنگل آسفالت تعداد زیادی موسیقی رپ با همکاری رپرهای دیگر فارسی زبان و انگلیسی زبان نطیر: ابلیس، Reveal، زدبازی، قاف، سامان ویلسون و پیشرو تولید کرده و به بیرون فرستادهاست.
سروش همچنین ادعا میکند که اهل میدان ونک در تهران است.
**********
سه تا بمب اومدن توی رپ بازی هیدن ٬ امجی ٬ ویلسون گروه زد بازی:ورود با ما بود پس خروج با شما وقتی امجی می خونه سکوت لاشخورا رفته بودم فضا حالا برگشتم هنوزم تواین بازی به من میگه سرلشگر.!
سروش، شش سال پيش کار آهنگسازی (يا آنگونه که بين اهالی زير زمين باب است، "کار ساختن بيت") و خواندن ترانه به سبک رپ را آغاز کرد و سر انجام سال گذشته توانست منسجم ترين آلبوم رپ فارسی را با نام " جنگل آسفالت" تهيه و آماده انتشار کند. آلبومی که خود، آن را "نخستين" آلبوم رپ فارسی می داند.
"جنگل آسفالت" با تلفيق سبک رپ و نوای موسيقی سنتی ايرانی و نيز استفاده از سازهای سنتی ايران زمين همچون عود، تنبک، نی، دف و قانون، به راستی برازنده عنوان "رپ فارسی" است.
برای اين، نخستين "س" هفت سين زير زمينيمان ، به شادباش (و بين خودمان بماند برای سنجيدن ميزان وابستگی اش به نوروز ايرانی و سنت های باسستانی مان) ماهی قرمز هفت سين بردم که نپسنديد: "ماهی زيادی لطيفه بابا! همه به من ميگن زبری! اين ماهی خيلی سوسوليه! نميشد يه چيز ديگه واسم مياوردين؟"
در حالی که با دلخوری به تنگ ماهی نگاه می کند در پاسخ به اين سوالم که " اگر از ماهی خوشت نميايد ، کدام جزء هفت سين را دوست داری؟" می گويد: "من ماهی رو دوست دارم بخورم نه که بگيرم دستم باهاش عکس بگيرم! من بيشتر از سبزه خوشم مياد. اصولا از چمن خوشم مياد که برويم بنشينيم روش و حال کنيم" و بعد از من می خواهد تا تنگ ماهی را از او بگيرم .
هيچکس در ادامه گفتگو با ما می گويد که سال 1385 سال پرکاری برايش بوده چرا که بعد از مدتها تلاش سرانجام در تابستان آلبوم 'جنگل آسفالت' را حاضر و آماده پخش کرده است.
به گفته او ابتدا قرار بوده که آلبوم را يک شرکت پخش موسيقی بخرد اما چون آهنگ های آلبوم به "سرقت" رفت و در اينترنت پخش شد، کار فروش آلبوم به نتيجه نرسيد.
سروش در پاسخ به سوالم درباره مفهوم "جنگل آسفالت" و دليل نام گذاری آلبومش با اين عبارت می گويد: "از نظر من 'شهر' هم جنگل آسفالت است و آلبوم 'جنگل آسفالت' انعکاسی است از مشکلات اجتماعی و زندگی شهری و اعتراض به آن."
سروش - هيچکس که در طول گفتگويمان مدام دستم می اندازد، "راه اندازی تشکل رپ فارسی" با عنوان " صامت" را از جمله اهداف خود در سال جديد بيان می کند و اين کار را " لازمه بقا و پيشرفت رپ فارسی" می داند.
از جمله می گويد: "می دونی چيه، به نظرم با بالا آمدن 'صامت' اصلا اوضاع عوض خواهد شد و به قولی 'می ترکونيم'."
او از بيان جزييات بيشتر درباره "صامت" و زمينه فعاليت آن خودداری می کند ولی با شيطنت و خنده های خاص خودش می گويد: "اميدوارم امسال فازش رو بگيريم
منبع:وروجک لاور
بیوگرافی کامل RIHANNA خواننده ۱۹ ساله ای که با کمک Sean Paul ، Shaggy و Elephant Man خیلی زود معروف شد
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ریحانا یا همون RIHANNA در تاریخ بیستم فوریه 1988 در شهر سن میشل کشور باربادوس بدنیا آمد .اسم اصلیش Robyn Rihanna Fenty هست و تو خانواده 5نفریشون بجز پدر و مادرش دو برادر کوچکتر از خودش داره .
ریحانا میگه : من می خواهم کارائیب را به مردم بشناسانم و بخش جالب وجودم را نشانشان دهم.
ستاره هاي بزرگي چون Sean Paul و Shaggy و Elephant Man کمک کردند تا ریحانا بتواند در این راه (خوانندگی) قدم گذارد
وقتی که ملکه ی سالن رقص شد با صدای شگفت انگیزش آهنگ Hero از Mariah Carey رو خوند . این اصلا عجیب نبود چون اون صداش بسیار زیبا بود و به تنها چیزی که نیاز داشت امتحان آوازی بود که به وسیله ی Shawn “Jay-Z” Carter (رئیس و مدیر اجرایی “دف جم ریکوردینگ”) از او به عمل امد تا او بتواند با شرکت های چند میلیون دلاری قرارداد ضبط موسیقی ببندد.در ان زمان که اجرا به پایان رسید دختر شیرین جزیره به سادگی خود خندید.“من می لرزیدم”
خوش بختانه زمانی که شروع به اجرای نمایش بداهه ی خود کرد توانست از آن احساس رهایی یابد .اجرایی عالی که باعث شد که مدیران آینده ی او مجبور شوند قبل از اینکه او دفترشان را ترک کند قرارداد را امضا کنند.ما تا حدود 4:30صبح قرارداد می بستیم و من هر بار که نامم را امضا می کردم لبخند میزدم. او با لهجه ی باربادوسی خود می گوید” بیاد می آورم که فقط قسمتی از صورت جی را در انتهای سالن دیدم با خود گفتم خدای من این اولین بار است که شخص مشهوری را از نزدیک می بینم. “ مسخره است!!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] سایز تصویر به صورت خودکار تغییر یافت . با کلیک در این قسمت میتوانید اندازه واقعی آنرا مشاهده نمایید . اندازه واقعی عکس 750x527 پیکسل [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
قبل از نقل مکان به امریکا در سال2005 ریحانا قدری ساده تردر سرزمین مادریش زندگی می کرد.جایی که دوران دبیرستان را در آنجا گذرانده بود و گاهی با دختران نوجوان ترانه هایی را خوانده بود.
گذشته از بردن جایزه ی زیبایی و هوش دبيرستان ریحانا متوجه ذوق و استعداد خود نشد تا اینکه توجه یک تولید کننده ی اهل نیویورک به نام ایوان راجرز را به خود جلب کرد ( ایوان و همراهش کارل استراکن اجراهای موفقی برای Christina Aguilera و Ruben Studdard و Kelly Clarkson انجام داده بودند) .
ایوان و همسرش جکی در حال گذراندن تعطیلات کریسمس در نزدیکی شهر ریحانا بودند و توسط دوستی مشترک به سر دسته ی جوان زنان خواننده ی اپرا معرفی شدند.زمانی که ایوان صدای او را در حال تک خوانی شنید متوجه آینده ی درخشان این ستاره شد و او را به نیویورک دعوت کرد و چندین آهنگ در آنجا ضبط کرد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ایوان و ریحانا و کارل دوازده آهنگ دیگر را نیز پس از مدتی ضبط کردند .
ریحانا : “موسیقی من مثل بامیه یا تاس کباب است”.
من نمی خواهم مثل کبوتری باشم که در سوراخ رقص گرفتار شده است.زیرا من می توانم بخوانم و تصنیف های یک نفره من به خوبی قطعات موفق دیگر است.قرار است که اولین آلبوم او تمام عناصر موسیقی جادویی را به همراه داشته باشد.او یک ترانه سرای با استعداد است و اکثر ترانه های آلبوم هایش را خودش می نویسد.او می گوید:موسیقی در DNA من است.اولین single او “Pon De Replay” مطمئنا سالن های رقص جهان را از صدای تکان دهنده ی او پر خواهد کرد.و تقاضا از دی جی برای اجرای دوباره اهنگ او تا زمانی ادامه خواهد یافت تا به گوش همه ي موسيقي دوستان برسد.
او براستی زندگی مثل سیندرلا داشته است و هنوز با شگفتی می اندیشد اگر من ایوان و کارل را نمی دیدم احتمالا برای همیشه در رویا می ماندم.به خاطر تمام کارهایی که آن دو برایم انجام داده اند از آنها متشکرم.به زودی تمام دنیا از او و تهیه کنندگان کارهایش تشکر خواهد کرد. و در حال حاضر ترانه Umbrella ریحانا رو میشه همه جا شنید . تو تاکسی ، مراکز خرید ، رادیو و هر جای دیگه
زندگینامه 2PAC کسی که در واقع پدر رپ دنیاست و میدونم خیلی ها میخوان بدونن کی بود و چجوری کشته شده به همراه چند عکس و آخرین عکسش تو سرد خونه
میگن مادر توپاک موقع شناسایی گفته که این جسد پسرش نیست و خیلی ها معتقدند هنوز توپاک زندست
لسانه پاریش کروکس (که در سن 6 سالگی اسم توپاک را از اسم رییس اینکاها – توپاک آمارو 2 که در قرن هجدهم فرمانده ی جنگ در مقابل اسپانیایی ها بود, گرفت) در 16 جون 1971 به دنیا آمد. بیشتر ترانههای وی درباره مسائل تبهکارانه و سختیهای زندگی در گتو میباشد. وی بیشتر به دلیل مسائل سیاسی و اقتصادی و نژادی در آمریکا معروف میباشد. آفنی, مادر او, عضو گروه پلنگ های سیاه(Black Panthers ) بود. وقتی که او باردار توپاک بود ، به علت بمب گذاری به 30 سال زندان محکوم شد. ولی بدون وکیل ، از خودش دفاع کرد و یک ماه قبل از تولد توپاک از زندان آزاد شد.
توپاک هم طبق عقاید گروه پلنگ های سیاه بزرگ شد. او به همراه مادر و خواهر ناتنی اش در فقر بزرگ شد و باید به جاهای مختلف نیو یورک پناه می آورد. در 12 سالگی به یک کمپانی تئاتر پیوست. در 15 سالگیی در بالتیمور در مریلند در مدرسه هنر بالتیمور قبول شد و اولین قطعه ی رپ خود را با اسم “MC New York” ساخت. دو سال بعد به کلیفرنیا رفت . خیلی زود آن مکان را ترک کرد و در خیابانها و پخش مواد مخدر پرداخت . در همین زمان بود که با افرادی دوست شد که او را در ساخت آهنگ های رپ کمک کردند. مانند ری لوو که با یکدیگر یک گروه رپ به نام “استریکتلی داپ” درست کردند. در سال 1991 برای اولین بار یکی از آهنگ های توپاک به نام “This is an EP” در یک سی دی ضبط شد. توپاک در 20 سالگی با البوم “2Pacalypse Now” که بیشتر اهنگ هایش درباره ی مشکلات نژاد پرستی و زندگی در حاشیه ی شهرها بود مشهور شد.
در 1992 ، پس از یک مبارزه ی مسلحانه که با مرگ یک کودک 6 ساله تمام شد،توپاک دستگیر شد. ولی با دادن پول به پدر و مادر آن کودک رضایت آن ها را جلب کرد. آلبوم بعدی توپاک به نام “Strictly 4 My N.I.G.G.A.Z” بود و در آهنگ های “hit I Get Around” و “Keep Ya Head Up” خودش را یک آدم خشن معرفی کرد.توپاک به همراه دوستانش به نام های بیگ سایک ، ماکادوشیس و برادر ناتنی خودش موپریم آلبوم بعدی خودش را به اسم “Thug Life : Volume 1” در 1995 بیرون داد.
مهمترین دشمنی اش با نتوریوس بیگ(بیگی) و کمپانی پشتیبانش بود. وقتی توپاک در زندان بود از حرفهایی که بیگی و پاف دیدی درباره ی او به روزنامه ی ویبه زدند عصبانی شد. توپاک با دکتر دری هم کمی مشکل داشت. توپاک در چند آهنگش به گی بودن دکتر دری اشاره کرد. توپاک از ماپ دیپ هم انتقاد کرد.
در دسامبر1994،توپاک به تجواز به یک زن در هتل متهم شد.و در فوریه ی 1995،توپاک به 4 سال زندان محکوم شد. ولی قبل از تصویب حکم دادگاه،در کنار یک استودیوی ضبط در نیویورک،به توپاک حمله شد و 5 گلوله به سمت او شلیک شد. در زمانی که توپاک در زندان بود،آلبوم او به نام “Me Against The World” چاپ شد.
در همین زمان با کیشا موریس که مدت زیادی بود با هم نامزد بودند ازدواج کرد پس از 8 ماه زندان،توپاک با کمک رییس دیت رو رکوردز – سوگ نایت – از زندان بیرون آمد و در 1996،آلبوم “All Eyes On Me” را بیرون داد.
آخرین آلبومی که توپاک بیرون داد،“The Don Killuminati: The 7 Day Theory” بود که 2 ماه پس از مرگ او چاپ شد. در خیلی از آهنگ های این آلبوم مرگ خود را پیشینی کرده بود. میگویند که ساخت این آلبوم 7 روز طول کشید و مهم ترین آهنگ آن “Hail Mary” در نیم ساعت ساخته شد. این آلبوم بیش از 5 میلیون فروش کرد. توپاک داشت یک هنرپیشه ی حرفه ای هم میشد. از 1991 تا 1996،توپاک 7 فیلم بازی کرد.
توپاک،پس از این تماشای یک مسابقه ی بوکس بین مایک تایسن و بروک سلدون،با شلیک چند گلوله از یک کادیلاک در لاس وگاس در نوادا،در 7 سپتامبر 1996 آسیب دید و پس از 6 روز در بیمارستان دانشگاه نوادا در ساعت 4 و 3 دقیقه ی صبح در 13 سپتامبر وقتی که تنها 25 سال داشت درگذشت.
میگویند کسانی که به او گلوله شلیک کردند،از آدم های ایست کوست(مخصوصاً بیگی) بودند که بسیار با هم رقابت داشتند. پلیس لاس وگاس با این که هنوز رسماً این پرونده را نبسته اند، ولی به این نتیجه رسیدند که کریپس،یکی از گروه های گنگ لوس آنجلس،او را کشتند. البته مادر او پس از دیدن جنازه وی اظهار کرد که او پسرش نیست .بعضی عقیده دارند توپاک همچنان زنده است!!!
این هم زندگینامه tupac Amaru Shakur Mekaveli :
با زندگینامه Tupac Amaru Shakur Mekaveli اومدم! tupac خیلی رپر بزرگیه و آلبومهای جدیدش همشون باحالن. همونطوری که میدونید مادرش البومهای جدیدشو جمع آوری می کنه و بیرون می ده، ولی به نطر خیلیها هنوز زنده هستش و بر میگرده! بیش از این منتظرتون نمی ذارم :
او در Brooklyn در New york به دنیا آمدو مادر او با نام Afeni در 16 ژوئن 1971 کسی را به دنیا آورد که سبک رپ را متحول کرد! Tupac Amaru در زبان Inka به معنی مار درخشنده و Shakur در عربی به معنی متشکر از خداوند می باشد. مادرش او را با تئاتر آشنا کرد و توپاک 12 ساله را در یک تئاتر با نام A raising sun شرکت داد.
در سپتامبر 1986 او به مدرسه هنر Baltimore رفت و شروع به تحصیل بازیگری کرد. در ژوئن 1988 او و خانواده اش به Marin city در California رفتند. او گفت که ترک مدرسه اش خیلی روی او تاثیر گذاشت. او به این مساله به عنوان ترک بازیگری یاد میکند. او در همان سال با همسایگان خود شروع به فروش مواد مخدر می کند.
در آگوست سال 1988 ، Mutulu shakur پدر خوانده او به جرم شرکت داشتن در دزدی از ارتش آمریکا به 60 سال زندان محکوم شد. در سال 1990 او به عضویت Digital Underground در آمد و به عنوان خواننده و رقاص استخدام شد. در همین سال او متوجه شد که مادرش مواد مخدر مصرف می کرده است. در سال 1991 او در آهنگ This is an E.P.Release یک Verse را خواند. همان یک ورس، باعث شد که توجه استودیوی Interscope records به او جلب شود. او در همین سال آلبوم 2pacalypse now را بیرون داد.
در 12 نوامبر 1992 او با یک جریمه 10 میلیون دلاری به پلیس Oakland به علت خشونت ودستگیری مواجه می شود. در 22 سپتامبر 1992 رئیس جمهور وقت آمریکا اظهار کرد که آلبوم 2pacalypse now در دل مردم امریکا جا ندارد. (م. زرشک!)
در 1 فوریه 1993 آلبوم Strictly 4 my NIGGAZ بیرون داده شد که Platinum شد. در 13 مارس 1993 او با راننده لیموزین خود به مشاجره پرداخت، چون راننده از استعمال مواد مخدر در داخل ماشین ناراحت شده بود. ولی توپاک متهم نشد. در 5 آوریل 1993 او به جرم ضرب و شتم یک خواننده رپ در حین اجرای کنسرت با چوب بیسبال در Lansing در ایالت Michigan دستگیر شد و به 10 روز زندان محکوم شد.
در 30 نوامبر 1994 او در لابی استودیوی Times square مورد اصابت 5 گلوله قرار گرفت و جواهرات او به ارزش 40,000 دلار به سرقت رفت. او بهد از 4 ساعت از بیمارستان مرخص شد ولی عامل این درگیری پیدا نشد.
در 1 آوریل 1991 آلبوم Me against the world را بیرون داد که شماره یک چارتها شد و با کمک آهنگ Dear mama، 2 بار پلاتینوم شد. در اکتبر 1995 او با استودیوی Death row records قرارداد بستو و ضیط آلبوم All eyez on me را شروع کرد. در 13 فوریه 1996 هم این آلبوم بیرون داده شد. این آلبوم بیش از 9 میلیون کپی فروخت، 5 بار پلاتینوم شد و اولین آلبومی بود که به صورت اوریجینال، 2 Cd داشت. در می 1996 او با کمک Snoop dogg ویدیوی آهنگ 2 of Amerikaz most wanted را ساخت و در این ویدیو، کاریکاتوهای Biggie و Puffy را نشان داد. کسانی که به گفته او در سوء قصد به جانش دست داشتند.
او در هنگام ترک مسابقه بین Bruce seldom و Mike tysin در لاس وگاس، هنگامی که در ماشین Suge knight (یکی از رفقای او و شیرکش در Death row records ) نشسته بود، 4 بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت. توسط مردی ناشناس در یک کادیلاک سفید رنگ. او بلافاصله به مرکز درمانی دانشگاه برده شد. در یک عمل جراحی، نصف شش او را بیرون آوردند. 6 روز بعد، در جمعه، 13 سپتامبر 1996 در ساعت 4:03 بعد از ظهر در گذشت و بدنش را چند روز بعد به خاک سپردند. او فقط 25 سال داشت. آلبومهای بعدی او، Makaveli ، R U Still Down? (Remember me) ، Greatest hits ، Better dayz ، Untill the end of time ، Ready to die ، Loyal to the game می باشند. روحش شاد...!
منبع:Soheil Ecstasy.persianblog.com
زندگی نامه ی امينم
مارشال مترز ملقب به امينم در هفدهم اكتبر سال 1972 در خانواده اي فقير و در حوالي شهر كانزاس به دنيا آمد.در دوران تحصيل براي رفتن به مدرسه مجبور بود كه هر روز مسافت بين شهر كانزاس و منطقه ي مركزي ديترويت را با پاي پياده طي كند.
مارشال دوازده ساله بود كه ببه همراه مادرش به حومه ي شرقي ديترويت نقل مكان كردند.او مجبور بود كه هر دو يا سه ماه يك بار مدرسه ي خود را عوض كند و همين موضوع باعث شد كه او در ايجاد روابط دوستانه،تحصيل و داشتن آسايش ذهني با مشكلات متعددي مواجه شود.
امينم در دوران نوجواني با مشاهده ي هر نوع ظلم و ستم،تبعيض و بي عدالتي دچار خشم مي شد و شديداً آنها را محكوم مي كرد.او با اينكه سفيد پوست بود،اما رفتار بي رحمانه و نژادپرستانه ي مسيولان سيستم آموزشي با همكلاسيهاي سياهپوست او باعث شد كه از تحصيل و مدرسه بيزار شود.
او از سن چهارده سلگي شيفته ي موسيقي رپ شد.درگيري و نزاع دانش آموزان در شالن ناهارخوري برايش از سويي هيجان انگيز و از سوي ديگر تجربه اي دردآور بود.
سرانجام تحصيل را رها كرد و به مدت چند سال با دستمزدي ناچيزحرفه هاي گوناگون مشغول به كار شد،با اين وجود،از علاقه ي او نسبت به موسيقي ذره اي كاسته نشد.وي با تلاش فراوان و پشتكاري تحسين برانگيز سخت كوشش كرد و سر انجام در سال 1995 توانست اولين آلبوم خود را با اسم بينهايت عرضه كند(من شنيدم بره اولين آلبوم خودش از توپك اجازه گرفته بود حالا نمي دونم تا چه حد اين ماجرا صحت داره)
اين آلبوم در همان ابتداي راه با شكست مواجه شد و مورد استقبال هواداران رپ قرار نگرفت.اين شكست باعث شد او كه دوران كودكي خود
را در فقر و فلاكت و بي عدالتي گذرانده بود،محكمتر و استوار تر از هميشه در راه مبارزه براي رسيدن به قله ي موفقيت قدم بردارد.
او كه ژيمناستي پر شرو شور بود به همراه نسخه اي از آلبوم ناكام خود در المپيك سال 1997 شركت كرد و در كمال ناباوري توانست در رقابتهاي (سبك آزاد) مقام دوم جهان را به خود اختصاص دهد.در همان هنگام با دكتر درِ آشنا شد كه اين آشنايي به حمايت مالي درِ از امينم شد آخه بدبخت دكتر درِ هواي همه رپرارو داشت ولي من نفهميدم چرا اون ورشكست نشد.در اواخر سال 1999 آلبوم اسليم شيدي را روانه بازار كرد كه با استقبال گرم هواداران مواجه شد.ئي در اين آلبوم اشعاري صريح نكته بينانه ومنضلات و ناملايمات زندگي ماشيني و بي روح روزانه را به طوفان انتقاد بست.آلبوم بعدي اش با نام مارشال مترز در تابستان سال 2000 ميلادي روانه بازار موسيقي شد كه هفته ي اول فروش خود با رقمي حدود دو ميليون نسخه،از نظر دت زمان فروش،بهترين آلبوم رپ شناخته شده است.دو سال پس از انتشار اين آلبوم شاهكار بعديش با عنوان نمايش امينم منتشر شد.انتقادات تندو نظرات موافق و مخالف درباره ي مضامين اشعار وي از جمله مسايل داغ و بحث انگيز رساته هاي تصويري و روزنامه هاست.بسياري از مردم از خود مي پرسند كه چرا اشعار امينم تا به اين حد بي پرده،رك،تند وتيزو پر از نفرت است.
با نگاهي به دوران بلوغ و رشد او كه سرشار از ظلم و ستم و تبعيض بوده است،به اين حقيقت مي رسيم كه اين اشعار كوبنده از خاطرات دوران كودكي تا نو جواني او بر ذهن او سايه انداخته بودند،سرچشمه گرفته اند.خود وي در اين باره مي گويد:من در مواجهه با احساسات گوناگون تنها نيستم.به عقيده ي من هر انساني چه سفيد چه سياه در زندگي خو با نا ملايمت و پليديهايي مواجه شده است.من كاري نمي كنم كه مردم و دوستانم را ناراحت كنم.بلكه چيزهايي كه به زبان مي آورم كه مردم رات شوكه كرده و باعث مي شود كه آنها گوشه هاي پليد ذات خويش را ببينند.
وي اخيراً پا به دنياي سينما گذاشته است و با بازي درخشاني كه در (فيلم هشت مايل) به كارگرداني كريستين هنسون ارايه داد،تحسين منتقدان سينما را بر انگيخت.داستان هشت مايل محدوده ي شهر ديترويت را در اواسط دهه ي نود را به تصوير مي كشد.اين فيلم نشان دهنده ي خط جداسازي است كه شخصيت اول فيلم را از آنچه مي خواهد انجام دهد و آنچه را كه مي خواهد باشد جدا مي سازد.
امينم در طول اين فيلم،به نقش جيمي اسميت جي.آر با مهارتي شگفت آور به اجراي سيزده آهنگ مي پردازد كه همگي آنها همچون گذشته كوبنده و انتقادي و بي پرده اند.او به همراه گروه دي دوازده آلبومي به نام دنياي دي دوازده اراعه داده است و آخرين آلبوم امينم نيز به نام دو باره بنواز است كه در آهنگ موش از جرج بوش انتفاد كرده كه موضوع بيشتر رسانه ها شده من شخصاَ در روزنامه هاي ايراني ومجلات هم اين موضوع را مشاهده كردم. امينم در اخرين آلبوم بازم نشان داد كه خداس جاي شما باشم حتماُ اين آلبومو گوش ميدم.در ضمن امينم الان 32 سالشه و صاحب يه دختره كه هيلي نام داره.
منبع:Soheil Ecstasy.persianblog.com
خیلی ممنونم بابت زندگی نامه توپاک و امینم
فقط برام سواله دکتر در گی هست یا نه؟خود توپاک تو کلیپاش فقط تو گوش راستش گوشواره می نداخت ولی تو این عکسایی که شما گذاشتی تو گوش چپشم هست من فکر می کردم توپاک گی هست ولی با این عکسا و این مطالب دیگه فکر نمی کنم
بیوگرافی tiesto لطفا!
به نام او...
من محسن يگانه هستم.
متولد ۲۳/۲/۱۳۶۴.
كار موسيقي رو به صورت حرفه اي از سال 79 با نواختن گيتار شروع كردم. اما در همون ابتداي كار وقتي با سختي هاي اين كار روبرو شدم براي مدتي قصد داشتم به كلي موسيقي رو ادامه ندم.
اما مايوس نشدم و از اون به بعد كار رو جدي دنبال كردم و خيلي زود تر از اون چيزي كه فكرشو مي كردم نواختن گيتار رو به صورت حرفه اي فرا گرفتم و 2 سال بعد كيبورد رو هم شروع كردم تا امروز كه قطعات گيتار آلبوم محسن چاوشي رو اجرا كردم.اما آهنگسازي رو كه به نظر خودم بهترين شاخه ي موسيقيه از 2 سال پيش به صورت جدي شروع كردم.تا امروز كه براي ديگر خواننده ها هم آهنگ مي سازم و شعر ميگم.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از جمله محسن چاوشي (تراك آهاي خبر نداري) .حامد هاكان (چون آلبوم ايشون هنوز به بازار نيومده ترجيح ميدم نگم) و فرزاد باقري كه به زودي آلبومش به بازار مياد... اما طي اين دو سال حدود 30 تا شعر گفتم و حدود 40 آهنگ كه هر كدوم براي من تك تك ارزش چند بار گوش كردن رو داره ساختم. اما آشنايي من با محسن چاوشي منو به سطح كاري بالايي رسوند و از اون به بعد قدرت آهنگهام بيشتر و بيشتر شد كه جاداره از محسن تشكر كنم.
درباره آلبوم نفرین هم باید بگم که:
در اين آلبوم محسن چاووشي به همراه رضا فواديان كه خيلي به من در ضبط كار كمك كردن تنظيم آهنگهارو به عهده گرفتن. تمام آهنگ ها و شعر هاي اين آلبوم از كارهاي خودمه به جز تراك سال كبيسه كه آهنگساز اون محسن چاوشيه.
در مورد خوندن هم بايد بگم توي آلبوم محسن چاوشي هم در تراك آهاي خبر نداري و كلاف و رميكس هم به صورت ميهمان خوندم. از اينكه محسن چاوشي و حامد هاكان هم لطف كردن و در كنار من توي اين آلبوم با صداي گرمشون خوندن و خيلي خوشحالم و ازشون تشكر ميكنم.
همچنين از رضا فواديان كه كيبورد اين آلبوم رو زد و محمد رضا آتش افروزان كه در يكي از كار ها ويلن اجرا كرد كمال تشكر رو دارم .خودم هم در اين آلبوم قطعه هاي گيتار رو اجرا كردم.
چند بيت از شعر رفيق نيمه راه يا نفرين رو كه از شعراي خود محسن یگانه هست رو مینویسم.
خدا كنه كه حسرت خوشي به قلبت بمونه
يه بي وفا مثل خودت ريشه هاتو بخشكونه
يكي باشه كه هر نفس آتيش به جونت بزنه
بهت خيانت بكنه زخم زبونت بزنه
الهي اون هر كي كه هست پا روي قلبت بزاره
هرچي كه بامن مي كنييه روزبه روزت بياره
همين قد هم كه خواستمت از سرتم زياديه
فكر نكني تو قلب من يه لحظه از تو ياديه
خيال نكن به يادتم بدون كه مردي تو دلم
خودت مي دوني جاي عشق نفرتو كاشتي تو دلم
آهاي رفيق نيمه راه هاي تو كه تنهايي ميري
فقط يه نفرين مي كنم تو اوج غربت بميري
با تشكر فراوان...
محسن يگانه
کد:
اینم ایمیل محسن یگانه: m_y_composer@yahoo.com
روز به روز داره عالي تر مي شه!!!!!!
ممنون از همگي
حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .
ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .
مصاحبه با حمید عسگری:
شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نميشود من سالهاست كه كار آهنگسازي انجام ميدهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم ميخواندم آنها به من ميگفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نميدهي، من هم ميگفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجلهاي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خوانندهاي ميدهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نميكنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي ميكنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
_گاهياوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم ميكند آنها برداشت نادرستي از حرفهايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، تواناييهاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرفها را شنيدهام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر ميكنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كردهام از حاشيهها به دور باشم و خيلي در جمع بچههاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك ميشويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي خيلي خوب فعاليت ميكنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه ميدهند.
_ بنيامين يكي از موفقترين خوانندههاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفقتر از آلبوم قبلياش خواهد بود.
_ هيچوقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت ميكنند تا اثري را به ديگري ترجيح دهند.
_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نميكنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانهسراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار ميكنم، اما خط سير اصلي ترانهها را خودم ميدهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني ميكنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قويتر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.
او کوچکترين پسر خوليو ايگلسياس، معروف ترين خواننده ي اسپانيايي است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار ديگري را پيش مي گرفته تا خوانندگي اگر چه انريکو پسر خوليوي معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صميمانه اي با پدرش نداشته زيرا او بيشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنين انريکو از اينکه مادرش تنها زن زندگي پدرش نيست ناراحت بود و اين شيوه را نمي پسنديده.
او در 8 مي سال 1975 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد مادرش که روزنامه نگاري به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انريکو از پدرش جدا شده انريکو در يکي از مصاحبه هايش گفت: وقتي بچه بودم کار را براي مدتي کنار گذاشتم کاري که پدرم هرگز انجام نداد اين بود که از من حمايت نکرد.او همچنين يک خواهر و يک برادر به نام هاي "Julia Jose" و "Chabeli" دارد به اضافه دو برادر ناتني دوقلو و دو خواهر ناتني دوقلو.
سپس با پدرش به ميامي ميان به خاطر عمليات تروريستي که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پيوسته بود.او موسيقي را از 13 سالگي شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنياي موسيقي گذاشت که تاکنون بيش از 30 ميليون از نسخه هاي آلبوم هايش به فروش رفته و جالب اين است که تنها 7 آلبوم بيرون داده.
« انریکه ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در دو سه سال اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین، رابی ویلیامز، جنیفر لوپز، بریتنی اسپیرز، سلن دیون، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر استار محبوب مطرح نموده است.
انریکه که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامیکه تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد. از آن زمان تا کنون انریکه همواره در اوج بوده است.
میلیون ها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد. انریکه که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد، نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال گذشته(1999) منتشر ساخت. وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته است.
«انریکه ایگلسیاس» همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت است. انریکه عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون است و هر نوع موسیقی که فرصت کند گوش می دهد. وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر است ! وی در عین حال عاشق فوتبال و طرفدار تیم « رئال مادرید » است. انریکه از سن هفت سالگی در «شهر میامی ایالت فلوریدا» زندگی کرده و همان جا به مدرسه رفته، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند. جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکه حتی آسیا را هم فتح کرده است.
نخستین آلبوم انریکه که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود. وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین Bailamos به دست آورد.
وی در پی آن، سال بعد آلبوم زیبای «انریکه» را منتشر ساخت. به واقع انریکه تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده، تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده است.
انریکه دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود. انریکه در سال گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی قرار گرفت.
ضمن اینکه چندی پیش ترانه ی «با تو بودن» از از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ، جای داشت. به جرأت می توان گفت انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی است.
انریکه ی جوان در ایران نیز بسیار محبوب است و هواداران بی شماری دارد. انریکه علاقمندی خود را به ایران و ایرانیان ابراز کرده و با خواندن ترانه ی « باور کن » با زبان فارسی، به ابراز احساسات علاقمندان ایرانی اش پاسخ داد و از آنها خواست تا او را باز هم بیشتر باور کنند و اینگونه است بر محبوبیت خود در بین جوانان ایرانی افزود.
انریکه در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد. پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید.
انریکه اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد. اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند. ایزابل و خولیو، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت. مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود. انریکه تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش «الویرا اولیوارس» رشد کرد.
او دوران کودکی اش را در میامی به سر برد. او در هفت سالگی عازم میامی شده بود که علت آن فعالیت پدر بزرگ وی و گروههای مافیایی بود. او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید: «من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد، من به آنها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید: پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید: ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم.
آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در آن ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرد.
استعداد انریکه باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید. او به تلویزیونMTV گفت: «بله، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.»
من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود.
انریکه یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید: «اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.»
در سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از آن خود کرد. در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد. در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد. جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد.
انریکه و تسلط به 4 زبان
انریکه ایگلسیاس در تاریخ 8 می 1975 در مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود. پدرش « خولیو ایگلسیاس » یکی از معروفترین خواننده ها و موزیسین های دنیاست. او در محیطی هنری بزرگ شد. وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و اولین آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگلیسی عرضه کرد. البته انریکه رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود. وی وقتی کوچک بود به همراه پدرش به میامی رفت. او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت. پدر می خواست که انریکه خلبان شود، اما در قلب انریکه علاقه به موسیقی موج می زد.
اولین آلبوم او در 6 میلیون نسخه به فروش رفت. انریکه به زبانهای ایتالیایی، پرتغالی، انگلیسی و زبان مادری اش؛ یعنی اسپانیایی ترانه می گفت. او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد و سرانجام با «سوفیا ورگارا» که مدت طولانی نامزد بود، ازدواج کرد. انريکو به 4 زبان انگليسي و اسپانيايي و ايتاليايي و پرتغالي تا حالا خوانده است که ترانه هاي اسپانيايي و انگليسي او بيشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهايي ضبط کرده و بدون اينکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انريکو مي گويد من هيچ وقت نمي خواستم اينو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع مي شد من براي اون خيلي احترام مي گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زماني که مثلا شما داريد شام مي خوريد و به پدرتان مي گوييد من مي خواهم خلبان شوم و او هم در جواب مي گويد حرف اضافي نزن و شامتو بخور من هيچ وقت نمي خواستم اينو بشنوم.
خواندگاني چون لايوئل ريچي در زمان جواني روي او تاثير گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ي جايزه ي گرمي شد او حتي موفقيت هاي ديگري را نيز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه هاي ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسيد.
انريکو تا کنون 116 جايزه پلاتينيوم رکورد و 227 جايزه Gold (بهترين دستاوردهاي هنري) را گرفته.مي توان گفت انريکو مي خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 ميليون نسخه از آلبوم هايش را فروخته که انريکو در صدد است اين رکورد را بزند.
انريکو هچنين در فيلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزي روزگاري در مکزيک) به کارگرداني رابردت روديگوئز همراه بازيگراني مانند آنتونيو باندراس و جاني دپ شرکت کرده.
انريکو اصلا ساعت به دستش نمي بنده اما مشخص نيست که چرا در يک تبليغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنين انريکو آدم ولخرجي نيست و عادت به ولخرجي نداره و هميشه پول کمي در جيبش مي گذاره اما معلوم نيست که وقتي با آنا بيرون ميره چقدر پول همراه خودش مي بره!؟ انريکو به کلاه آبي علاقه منده و بين کارتون ها هم از باگز باني و پينوکيو خوشش مياد همچنين بهترين هديه کريسمسو سپري کردن اوقات با دوستانش مي دونه و همه جور مجله اي هم مي خونه.
ازدواج:
انريکو ايگلسيس خواننده محبوب اسپانيا يي (من و همه ) با آنا کورنيکو فا Anna Kournikova تنيسور روسي ازدواج کرد. اين زوج طي مراسمي مخفيانه در پورتو والارتا مکزيکو با يکديگر ازدواج کردند. هيچ کس از اين ازدواج اطلاع نداشت تا اين که آنا خانومش در يک مسابقه تنيس خيريه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که يک ماهي است که با انريکو ازدواج کرده است. او در حالي که مي خنديد گفت: مي دانم همه شما شوکه شديد. ولي اين تصميم من و انريکو بود. مي خواستيم يک ماه بدون درد سر در کنار هم باشيم و ماه عسل خود را با آرامش برگزار کنيم. بايد بگويم انريکو همسر بي نظيري است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام.
آنا کورنيکوفا تنيسور مشهور روسي در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنياي حرفه اي تنيس خداحافظي کردو اکنون بيشتر در مسابقات خيريه شرکت مي کند. او در يکي از همين مسابقات با انريکو آشنا شد که اين آشنايي پس از مدت کوتاهي منجر به ازدواج شد
نام پدر: خولیو ایگلسیاس (بازیگر و موزیسین، متولد 23 سپتامبر 1943 که در 20 جولای 1971 با مادر انریکه، ایزابل ازدواج کرده و در تاریخ 1978 از هم جدا شدند).
نام مادر: ایزابل پریسلر (متولد 18 فوریه 1951)
نام خواهر: ماریا ایزابل ایگلسیاس پریسلر (خواننده و بازیگر اسپانیایی متولد 3 سپتامبر 1971).
نام برادر: خولیو خوزه ایگلسیاس پریسلر (متولد 25 فوریه 1973)
خواهران ناتنی: ویکتور ایگلسیاس رینز برگر و کریستینا ایگلسیاس رینز برگر (این دو دوقلو هستند که در سال 2001 متولد شده اند و مادرشان میراندا رینز برگر بوده که سابقاً یک مدل هلندی بوده است) آنا (متولد 1989)، تامارا (متولد 1983).
برادران ناتنی: الخاندرو ایگلسیاس رینز برگر (متولد 9 سپتامبر 1997 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است) رودریگو ایگلسیاس رینز برگر (متولد 3 آپریل 1999 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است).
روابط دوستانه: آنا کورنیکووا (جزء 10 بازیکنان برترین تنیس دنیا که در حال حاضر با ایشان ازدواج کرده) جنیفر لاوهویت (هنرپیشه زن).
نام همسر: آنا کورنیکووا (متولد مسکو - روسیه که جزء س.ک.سی ترین زنان دنیا محسوب می شود و تمام شهرت آنا به خاطر اندام و هیکل بسیار زیبای وی می باشد که توانسته در یک مسابقه تنیس قهرمان تنیس زنان دنیا را شکست دهد. هم اکنون آنا به ورزش تنیس همانند گذشته نمی پردازد).
نام کامل وی « انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر » است.
- تاریخ تولدش 8 می 1975 می باشد.
- متولد برج حوت است.
- 30 سال دارد.
- پدرش خواننده معروف لاتین « خولیو ایگلسیاس » است.
مادرش « ایزابل پریسلر » در مادرید زندگی می کند، یک سوسیالیست و یک ژورنالیست است.
- والدینش در 1978 از هم جدا شدند.
کفش شماره 10 می پوشد.
- 189 سانتی متر قد دارد.
- موها و چشمان قهوه ایی دارد.
- یک برادر تنی و دو برادر ناتنی و همچنین یک خواهر تنی و چهار خواهر ناتنی دارد.
- در درجه اول خود را یک نویسنده آهنگ می داند و بعد یک خواننده.
- اهل سحرخیزی و صبح از خواب بیدار شدن نیست.
- سابق بر این و حتی همین حالا از خاطر خواهان و عاشقان مریلین مونرو بوده و هست.
- عاشق موج است و موج سواری.
- هرگز بیش از 20 دلار در جیب هایش با خود حمل نمی کند.
- رنگ های خاکستری، سفید، آبی و قرمز را دوست دارد.
- کلاهی به رنگ آبی دارد که آن را دیوانه وار می پرستد، این کلاه را دوستی به او داده که در حال حاضر مرده!
- در میامی زندگی می کند.
- متولد اسپانیاست.
- در میان غذاها عاشق همبرگر و جوجه سرخ شده فرانسوی است.
- مواد مخدر یا سیگار استعمال نمی کند.
- وقتی کاری برای انجام دادن نداشته باشد، دیوانه می شود.
- خود را آدم صادق و بی شیله پیله ایی می داند.
- سه سال پی در پی، یازده کار شماره یک در آثار خود دارد.
- ظرف 4 سال بیش از 13 میلیون آلبوم فروخته است.
- یک جایزه «گرمی» برده است.
- سه نمایش سوپ اُپرا در آمریکای لاتین اسامی خود را با سه آواز او مشترک هستند. Marisol و Esperanza و El Pasis De Las Mujeres
- نوشتن آهنگ را در تخت خواب آغاز کرد و البته گاهی هم دور و اطراف گاراژ یکی از دوستانش شعر می گفت، در آن زمان 13 ساله بود.
- عاشق گروههای موسیقی دهه 60 مثل «پلیس» و «دایر استرینس» می باشد.
- پیش از این با کمپانی «فونوویسا» و کمپانی های مستقل لوس آنجلس کار می کرد ولی در حال حاضر با «یونیور سال» وارد معامله شده است.
- برای وارد شدن به کمپانی تولید، خود را «انریکه مارتینز» معرفی کرد.
- وقتی او را با عنوان و لقب «پسر خولیو ایگلسیاس» خواندند کار را متوقف کرد و از کمپانی خارج شد.
- «ریکی» نام مستعار اوست اما او به شدت از این که او را با عنوان یک ریکی دیگر خوانند متنفر است.
- همان تیم نویسنده آواز «ایمان» برای «چِر» آوازBailamos را برای او نوشتند.
- فیلم مورد علاقه اش یکی از سه گانه های «ایندیانا جونز» با عنوان «مهاجمین صندوقچه گمشده» است.
امروز بعد مدتها میخوام تو تاپیک فعالیت کنم
بهترین گیتاریست قرن jimi hendrix
جیمز مارشال هندریكس در سال 1942 به دنیا آمد. او اولین معلم خودش بود و با تلاش و عشق فراوان در زمان كودكی موفق به یادگیری نوازندگی گیتار شد. او عاشق سبك و تكنیك رابرت جانسن و بی بی كینگ بود. او در 18 سالگی خانه را به قصد خدمت در ارتش ترك كرد. در حالی كه گیتارش را هم به همراه خود به خدمت سربازی برد. جیمی هندریكس فعالیت هنریاش را با عنوان جیمی جیمز شروع كرد. او در دهه 1960 برای هنرمندانی همچون تینا ترنر و لیتل ریچارد گیتار زد. در سال 1964 او تصمیم گرفت تا گروهی شخصی بنا نهد. نام گروه «جیمی جیمز اند بلو فلیمز Jimmie James And Blue Flames» بود. به استثنای ترانهی My Diary كه با آرتور لی اجرا كرد، تمامی آثار هندریكس در این دوره حاصل نبوغ او بود. هندریكس در كافهها و باشگاههای شبانه گیتار مینواخت تا این كه مورد پسند یكی از شركتهای موسیقی واقع شد. آنها از هندریكس كه در آن زمان همچنان جیمی جیمز نام داشت خواستند، تا به اتفاق میچ میچل (درام زن) و نوئل ردینگ (گیتار باس) گروهی تشكیل دهد و خود به عنوان خواننده، آهنگساز، ترانهسرا و نوازنده در آن فعالیت كند. جیمی جیمز نام خود را به جیمی هندریكس تغییر داد. ترانهی هندریكس با عنوان Hey Joe جزو پرفروشترین ترانههای سال 1967 شد. حاصل این موفقیت، آلبوم Are You Experienced? بود كه موفقیت تجاری - انتقادی فراوانی برایش فراهم آورد و نام او را به عنوان هنرمندی نوآور بر سر زبانها انداخت. در كنسرت زندهای كه هندریكس پس از انتشار این آلبوم برگزار كرد، او گیتارش را بر روی صحنه آتش زد. كاری غریب و عجيب كه برای او هم شهرت و هم بدنامی به همراه آورد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سال بعد سبك منحصر به فرد و استثنایی هندریكس در دو آْلبوم جدید تبلور یافت: Axis:Blood And Love و آلبوم Electric Lady Land. آلبوم اخیر غالباً به عنوان یكی از بزرگترین و تأثیرگذارترین آلبومهای راك تاریخ موسیقی شناخته میشود. اما دوران موفقیت و در اوج قله بودن برای هندریكس بسیار كوتاه و زودگذر بود. هندریكس به همراه درام زن گروه به مواد مخدر معتاد شد و همین امر باعث متلاشی شدن گروه شد. در سال 1969 در مراسم ووداستاك ظاهر شد و در آنجا باز هم درخشید. در همان سال هندریكس گروه «بند آف جیپسیز Band Of Gypsies» را تشكیل داد. در این گروه دوست قدیمیاش بیل كاكس و بادی مایلز نیز حضور داشتند. نخستین آلبوم آنها تحت عنوان Band Of Gypsies موفقيت فراوانی برایش به همراه آورد. آنها در شهر نیویورك كنسرتی برگزار كردند كه باز هم موفقیتآمیز بود و هندریكس بار دیگر بر روی صحنه دست به حركات غریب و نامتعارف زد. در سال 1970 از همكار سابقش میچ میچل برای همكاری دوباره دعوت كرد. او طرح ضبط و پخش آلبوم First Rays Of The New Rising Sun را داشت ترانهی این آلبوم نیز ضبط شدند اما ضبط این آلبوم به خاطر تورها و كنسرتهای مداوم هندریكس به عقب میافتاد، تا این كه با مرگ هندریكس در 18 سپتامبر 1970 ناتمام ماند. علت مرگ هندریكس مصرف بیش از حد مواد مخدر بود. در سال 1993 شایعاتی مبنی بر قتل جیمی هندریكس بر سر زبانها افتاد، اما از آنجا كه شواهد و مدارك تازهای بهدست نیامد پروندهی مرگ او بسته ماند. در دههی 1970 ارزش كار هنری هندریكس آشكار شد و به همین دلیل كنسرتها و برنامههای زیادی در بزرگداشت او برگزار شد. هندریكس علیرغم خلق و خوی نامتعارف و شخصیت ناهنجارش، به عنوان نوآورترین گیتاریست تاریخ موسیقی شناخته میشود.
بسیاری از منتقدان معتقدند كه جیمی هندریكس تأثیرگذارترین خواننده - نوازندهی گیتار از دهه 1960 به بعد است. چه ادعای فوق را بپذیریم، چه نپذیریم، هندریكس بدون تردید یكی از 5 نوازندهی برتر تاریخ موسیقی راك است. مردی كه به نوازندگی گیتار ابعاد جدیدی بخشید و در نوازندگی گیتار الكترونیك پیشگام و معلم اول بود. او نوازندگی گیتار الكترونیك را به هنری جدی و قابل تعمق تبدیل كرد و موسیقی راك را وارد مرحلهی جدیدی كرد. اگرچه هندریكس به عنوان هنرمند انفرادی، تنها 5 سال در صحنه حضور داشت اما با همین حضور كوتاه تأثیر بسیار زیادی بر روی همنسلان و نسلهای پس از خود گذاشت.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اما جیمی هندریکس چگونه به سربازی نرفت؟
چارلز کراس (Charles R. Cross)، در کتاب بیوگرافی جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) به نام "اتاقی پر از آینه" (Room Full of Mirrors)، با تکیه بر مدارک پزشکی ارتشی هندریکس، گفته است که هندریکس با تظاهر به همجنس گرایی، موفق شده بود از خدمت سربازی معاف شود. این در حالی است که بنا به گفته خود هندریکس، دلیل ترک خدمت او مجروح شدن در یک حادثه چتربازی، در لشکر هوابرد 101 بوده است. اما چارلز کراس ادعا میکند هندریکس علی رغم تمایل فراوانی که به جنس مخالف داشته است و حتا به داشتن رابطه با هنرپیشه مشهور فرانسوی، بریژیت باردو (Brigitte Bardot) شهرت داشته، موفق شده است با اظهار عشق به یکی از سربازان، روانپزشک پایگاه نظامی را نسبت به داشتن تمایلات همجنس گرایانه خود، متقاعد کند و از خدمت معاف شود.چارلز کراس اضافه میکند هندریکس، که به دلیل دستگیر شدن با خودروی دزدی، نگران رفتن به زندان بود، در ارتش نام نویسی کرد و دلیل اینکه سعی کرد از خدمت معاف شود، اعتراض او به جنگ با ویتنام نبود. دلیل واضح این کار، عشق هندریکس به موسیقی عنوان شده است. هندریکس از رفتن به ویتنام سر باز زد و بر کار موسیقی خود متمرکز شد تا جایی که یکی از بزرگترین نوازندگان گیتار راک شد.
دوستان کسی میتونه یه بیوگرافی خیلی خیلی کامل از مدرن تاکینگ بزاره؟
ممنون
واقعا ممنون اطلاعاتتون خیلی کامل وجالب هستش
my chemical romance
مای کمیکال رومنس یک باند آلترنیتیو پاپ/راک و پانک راک است که در نیوجرسی شکل گرفت و تابه حال او را با باندهایی مثل Tuesday و A Lesser Degree و Cursive مقایسه کرده اند. بیشتر آهنگهای آنها بلند، سریع، فوق العاده و پرخاشگرند ولی کار مای کمیکال رومنس همیشه ملودیک و متمایل به پاپ بودن خود را حفظ کرده. مای کمیکال رومنس کار خود را در اوایل 2000، وقتی لید سینگر، جرارد وی و درامر، مت پلیشر باهم تصمیم به نوشتن چند آهنگ گرفتند، شروع کرد. اولین آهنگی که وی و پلیشر—که با هم از دوران دبیرستان دوست بودند، Skylines and Turnstiles نام داشت که جرارد در آن تاثیراتی که مشاهده ی حادثه ی 11 سپتامبر روی او گزاشته بود را شرح می داد. وی و پلیشر احساس خوبی درباره ی آن آهنگ داشتند. بعد از ان وی از ری ترو خواست که اگر مایل است به باند بپیوندد چون او قادر نبود در حال خواندن به نوازندگی هم مشغول باشد. و بعدتر برادر کوچک جرارد، مایکی هم که شیفته ی دموهای آنها شده بود تصمیم گرفت وارد باند شود. در همین حال هم آنها با فراک آیرو گیتاریست پنسی پرپ آشنا شدند که بعد از فرو پاشی آن باند در 2001/2002 فرانک هم به آنها پیوست. و حالا آنها شروع به کار روی اولین آلبوم خود کردند.
در سال 2002 آیبال ریکوردز اولین آلبوم آنها را با نام I Brought You Bulet You Brought Me Love منتشر کرد که این هم با وجود دلایل گوناگون با Tuesday مقایشه شد. هر دو باند از نیو جرسی بودند، هردو برای آیبال ضبط کردند و هر دو پانک پاپ بودند. به علاوه تهیه کننده ی این آلبوم هم لید سینگر Tuesday بود. حالا با وجود همه ی اینها مای کمیکال رومنس نمی توانست از مقایسه با این باند بگریزد. ولی تیوزدی تنها نفوذ حاکم بر موسیقی آنها نبود. آنها با the Smiths, Morrissey, the Cure, و the Misfitsهم مقایسه شدند.
جرارد در مصاحبه هایش گفته که لیریکهای بند بهترین راه برای کنار امدن با مشکلاتش بوده.
در 2002 اولین آهنگ وی و پلیشر، Skylines And Turnstiles منتشر شد. و عنوان دیگر آهنگهای آلبوم هم "Honey, This Mirror Isn't Big Enough for the Two of Us," "Drowning Lessons," "Headfirst for Halos," "Our Lady of Sorrows," and "Vampires Will Never Hurt You." نام داشتند.
در 2003 مای کمیکال رومنس با ریپرایز و برادران وارنر خواند و در سال بعد آلبوم دومش را با نامFor Sweet RevengeThree Cheers را منتشر ساخت. و در همین زمان هم آنها در طی سفری که به ژاپن داشتند باب را جانشین مت کردند.
در 21 مارچ 2006 2 دی وی دی و 1 سی دی به نام Life In A Murder Scene منتشر شد که یک دی وی دی شرح تاریخچه ی باند و دی وی دی دوم هم میوزیک ویدئوهای باند و دو اجرای زنده رو شامل می شد. یک دی وی دی بیو گرافی غیر مجاز هم به نام The Things Make You Go MMM هم در 27 جون 2006 منتشر شد. در این دی وی دی هیچ کلیپی وجود نداشت. فقط چند مصاحبه با کسانی بود که اعضای گروه رو قبل از به شهرت رسیدنشون می شناختند.
در 10 اپریل 2006 باند کارش رو برای 3ومین آلبوم با راب کاوالو که تهیه کننده ی چندی از آلبومهای گرین دی هم بود، شروع کرد. در ابتدا قرار بود اسم آلبوم The Rise And Fall Of My Chemical Romance باشه ولی جرارد وی در یکی از مصاحبه هاش با کرانگ! گفت که او این عنوان رو برای کار روی آلبوم پیشنهاد کرده و توضیح داد که" این عنوان هیچ وقت قرار نبود که برای آلبوم اتنخاب بشه و چیزی جز یک جوک نیست"
در 3 آگست 2006، بند کارش رو بر روی 2 ویدئوی Welcome To The Black Parade و Famous Last Words تمام کرد. تا در 22 جنیوری 2007 منتشر بشه. این ویدئوها به وسیله ی سام بیر کارگردان Smell Like Teen Sprit نیروانا و American Idiot گرین دی، کارگردانی شد. در هین ساختن ویدئویFamous Last Wordsباب و جرارد مجروح شدند.قوزک پای جرارد و ساق پای باب صدمه دید که باعث لغو چندی از تورهای باند شد.
مای کمیکال رومنس با نظرهای منتقانه ی مثبت و منفی زیادی روبرو شده. در نشریه ی کرانگ در 2006 باند موفق به دریافت عنوان هایی مانند: بهترین باند، بدترین باند، بهترین آلبوم (د بلک پرید)، بدترین آلبوم (د بلک پرید)، بهترین ترک (ولکام تو د بلک پرید)، بهترین ویدئو (ولکام تو د بلک پرید)، بهترین اجرای زنده، بهترین چیز درباره ی 2006، بدترین چیز درباره ی 2006، قهرمان 2006 (جرارد وی)، پست ترین مرد 2006(جرارد وی)، ---- ترین مرد(جرارد وی). همچنین در شماره ی 1139 کرانگ! د بلک پرید را عالی ترین آلبوم 2006 نامید. در رولینگ استونز هم در لیست یکی از 50 آلبوم برتر 2006 قرار گرفت. و د بلک پرید یکی از 20 آلبوم برتر سال شناخته شد. و موفق به دیافت جایزه ی ان ام ای برای عنوان بهترین باند بین المللی شد.
در حال حاضر هم آنها مشغول کار روی آلبوم بعدی هستند.
آهنگ هاشون خیلی قشنگه من که خیلی دوست دارم..... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دست همتون درد نكنه. واقعا اطلاعات خوبي دادين.
کامرون کارتیو :
نام : کامرون کارتیو
متولد : نهم ـ آوریل ـ سال ۱۹۷۸
خانواده : پدر و مادر ـ برادر بزرگتر ( الک کارتیو ) ـ خواهر کوچکتر
محل زندگی : استکهلم سوئد
فیلم مورد علاقه : گلادیاتور ـ تروی
غذای مورد علاقه : pasta carbonara
ورزش مورد علاقه : تنیس
کامرون کارتیو در نهم آوریل سال ۱۹۷۸ در ایران ـ تهران متولد شد . در سن ۷ سالگی با خانواده اش به اسپانیا مهاجرت کرد و بعد از مدتی نیز به سوئد رفتند !
در سوئد در سن ۱۳ سالگی کار هنری خود را با نواختن پیانو آغاز کرد و در نواختن پیانو به موفقیت هایی دست یافت . سپس او به گروه هیپ هاپ محله خود ملحق شد و بعد از آن برای مدتی نیز با آرش همکاری های کوچکی داشت ! (( آرش و خانواده کارتیو در یک محله زندگی میکردند !! و با هم دوست بودند ! )) و نیز بعد از آن کامرون کار خود را با نوازندگی استدیویی و نوشتن آهنگ و ملودی ادامه داد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ هنرمندی شد که دیگر حالا به صورت انفرادی و تک نفره میخواند
در طول آن سالها منبع الهام او هنرمندان دهه ۸۰ و ۹۰ بودند و بطور کلی تحت تاثیر هنرمند فرانسوی Jean Michel Jarre و گروه آلمانی Modern Talking بود .
اولین آهنگ تک نفره کامرون به نام Roma از آلبومش به نام بدون مرز ( Borderless ) توسط خود کامرون نوشته و اجرا شد و جالبه که بدونید این آهنگ به طور کلی دارای هیچ مفهوم کلی و خاصی نیست و در این ترانه کلمه هایی وجود دارند که معنی مشخصی ندارند و کسی جزء کامرون معنی آنها را درک نمی کند !
در هر صورت این آهنگ و در ادامه آلبوم وی که شامل ۱۱ آهنگ می باشد توسط شرکت Sony BMG تست و پذیرفته و در نهایت تهیه شد و آهنگ Roma به مدت هفت هفته در جدول Top 10 سوئد در میان پر فروش ترین ها قرار داشت .
دومین آهنگ وی با نام Henna به صورت دو نفره و با همکاری خواننده مشهور عرب > خالد < تهیه و اجرا شد که داستان چگونگی همکاری این دو نیز تا اندازه یک داستان طولانی است .!
کامرون در سوئد عاشق دختر همسایه خود به نام Henna می شود و این دو برای مدتی نیز با هم دوست بودند اما بعد از مدتی بنا به دلایلی هنا به همراه خانواده اش مجبور به ترک سوئد میشوند و از آنجا که این مهاجرت نا خواسته بود در نتیجه آنها هنوز مقصد و محل زندگی خود را انتخاب نکرده بودند و همین موضوع باعث شد که ارتباط کامرون با هنا قطع شود و از آنجا که هنا از طرفداران سر سخت خالد ( خواننده عرب ) بود کامرون برای نشان دادن عشقش به هنا با خالد ارتباط بر قرار کرد و توانست موافقت خالد را برای همکاری جلب کند و نتیجه این همکاری آهنگ هنا شد تا شاید به این وسیله کامرون بتواند عشق گم شده خود را باز یابد .
در هر صورت کامرون همچنان به کار هنری خود ادامه خواهد داد و امید به روزی دارد که به عنوان یک هنرمند مردمی پذیرفته شود و بتواند با موزیکش شادی و سعادت را به شنوندگانش هدیه دهد و آرزو دارد که پیام آور موزیکی بدون مرز باشد
گروه موسیقی کامکارها در سال 1344برای نخستین بار در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی استاد حسن کامکار(ویلن) و عضویت هوشنگ(آکاردئون)، بیژن(خواننده)، پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده و ویلن) و ارژنگ(تمبک)تشکیل شد و برنامه های متعددی را در باشگاه افسران، مدارس و تالارهای شهر سنندج اجرا کرد. کامکارها اوّلین تمرینات خود را شب ها در کنار حوض کوچک حیاط منزل شان انجام می دادند. با بزرگ شدن فرزندان، به تدریج این گروه موسیقی متکامل ترشد، از نظر آنسامبل انسجام بيشتري پيدا كرد و در سال 1348 با اعضای خود، هوشنگ(ویلن)، بیژن(تار و خواننده)، پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده)، ارژنگ(تمبک)، ارسلان(عود) و اردشیر(کمانچه) کنسرت هایی را به صورت رسمی در برخی از شهرهای کردستان و همچنین شهر ارومیه برگزارکرد.
بعد از سال1350 برخی از افراد خانواده از جمله هوشنگ، بیژن، پشنگ و ارسلان برای فراگیری موسیقی آکادمیک به تهران آمده و در دانشکدۀ هنرهای زیبا به تحصیل مشغول شدند(ارژنگ در آن دوره در رشتۀ نقاشي تحصيل مي كرد). پس از چندی کامکارها به اتّفاق محمّد رضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و تنی چند از دیگر هنرمندان، گروه های شیدا و عارف را تشکیل دادند. این دو گروه کنسرت های موفّقیّت آمیزی را با خوانندگی محمّدرضاشجریان و شهرام ناظری به اجرا گذاشته و آثاری را ارائه کردند که بی ترديد از جمله آثار به یادماندنی موسیقی سنتّی ایران به شمارمی آیند.
اوّلین کنسرت های رسمی اين خانواده با نام «گروه کامکارها» در اوایل دوران پس از انقلاب در مجموعه آزادی و تالار وحدت اجرا شد که در بر گيرندۀ سه قسمت: موسیقی فارسی، تکنوازی سنتور اردوان و موسیقی کردی بود. در سال 1368 امید لطفی، فرزند قشنگ و محمّد رضا لطفی، به گروه پیوست و نوازندگی تار گروه را به عهده گرفت.
کامکارها در کنسرت هاي اخیرشان برخی از استعدادهای جوان را نیز در کنار خود جای داده اند.
این گروه کنسرت های متعددی در داخل و خارج از کشور اجرا نموده و در اکثر فستیوال های بزرگ موسیقی جهانی از جمله Womadبه مدیریت پیتر گابریل، سامراستیج (نیویورک) و اکثر تالارهای بزرگ و مهم اروپا و آمریکا همواره حضوری قدرتمندانه و تحسين برانگیز داشته است.
گروه کامکارها در اکثر شهرهای کردستان عراق کنسرت هایی را برگزار کرده، همچنين در سال1380 برای اولین بار در تاریخ کشور ترکیه توانست برنامه موسیقی کُردی را در شهرهای استانبول و دیار بکر اجرا کندکه نقطۀ عطفي در رخدادهاي موسيقي اين مناطق به شمار مي آيد. از دیگر اجراهای مهم کامکارها، می توان به شرکت در فستیوال موسیقی لوچیانو بریو ،آهنگساز بزرگ و مدرن ایتالیایی اشاره كرد؛ اين كنسرت ها كه در سال 1383در بسياري از شهرهای انگلستان اجرا شد، حاصل همكاري گروه كامكارها و اركستر سيمفونياي لندن و نشان دهندۀ هماوايي دو نوع موسیقی کردی و موسیقی مدرن جهانی بود كه توجه بسياري از صاحبنظران و علاقمندان موسيقي را به خود جلب كرد.
اجرای کنسرتینو کمانچه با ارکستر سمفونیک«مالمو» ي سوئد در سال 1384نیز يكي دیگر از موفقیت های اين گروه در همين دوران بود.
گروه کامکارها علاوه بر اجرای صحنه ای، آلبوم هاي متعددي را عرضه کرده است که از آن جمله مي توان به اورامان، زردی خزان، شیلره، گلاویژ، کامکارها، آگری زیندو، گل نیشان، پرشنگ، کانی سپی، سماع ضربی ها (برای ساز های کوبه ای)، سه نوازی و تکنوازی، به یاد صبا، ، ئه وراد و ایمشو اشاره كرد. هریک از اعضاء گروه کامکارها، علاوه بر این موارد، به تنهائی نیز آثار متعددی را در قالب آلبوم، موسیقی متن فیلم، تالیف و ترجمۀ کتاب ارائه کرده اندکه در شرح حال تک تک شان مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
این گروه با دعوت از دیگر اساتید موسیقی كشور، درسال 1376 آموزشگاه آزاد موسیقی كامكارها را درتهران بنيان نهاد كه تا به امروز به فعاليت خود ادامه داده و سهم به سزايي در معرفي چهره هاي مستعد و جديد به جامعۀ هنري كشور داشته است.
</div>
متولد 1325، سنندج
او مقدمات موسیقی را نزد پدرش، استاد حسن کامکار، فرا گرفت و پس از دو سال تحصیل در هنرستان شبانۀ موسیقی ملي در تهران به عنوان یک دانش آموختۀ موسیقی به زادگاهش سنندج بازگشت و در كلاس هاي فرهنگ و هنر به تدریس مشغول شد.
هوشنگ کامکار در سال 1351 به دانشکدۀ هنرهای زیبا راه یافت و گواهی لیسانس خود را در زمینۀ آهنگسازی دریافت کرد. پس از آن، وی بلافاصله رهسپار ایتالیا شد و به مدت یک سال و نیم در دانشگاه سانتاچیچیلیای رُم تکنیک های کنترپوآن و فوگ را فراگرفت.
او در سال 1357 پس از اخذ گواهي فوق ليسانس از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو و همزمان با پيروزي انقلاب به ایران بازگشت. هوشنگ کامکار چند سال در دانشگاه فارابی و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت. وی علاوه بر تدريس در دانشگاه هنر، به مدت ده سال عضو هيئت علمي و نزدیک به پنج سال مدير گروه موسيقي اين دانشگاه بود، او همچنین بيش از چهارسال مديريت اركستر سمفونيك فرهنگسراي بهمن را بر عهده داشت
متولد 1328، ارومیه
او نیز همچون دیگر اعضاء خانواده نزد پدر به فراگیری موسیقی پرداخت. بیزن با خوانندگی در رادیو سنندج فعالیت حرفه ای خود را اغاز کرد .اولین سازی که وی برگزید،تنبک بود امااو پس از آن به عنوان نوازنده ملودیکا و تار در گروه خانوادگی کامکار حضور داشت. بیزن در سال 1384 با استاد محمد رضا لطفی آشنا شد. به گفته خود وی این آشنایی نقطه عطفی در زندگی او به شمار می آمد، چرا که لطفی بعد از پدر نقش به سزایی در آشنایی او با تار و موسیقی ایرانی داشت. او از نخستین کسانی بود که در مقام نوازنده تنبک به گروه شیدا پیوست اما پس از چندی با آمدن ارژنگ وی به نوازندگی رباب روی آورد. ولی پس از آن فصل جدیدی در زندگی بیژن و در حقیقت در موسیقی سنتی ایرانی گشوده شد. زیرا به پیشنهاد محمدرضا لطفی به نوازندگی دف پرداخت و پس از چندی این ساز خانقاهی را به عرصه اجراهای عمومی برد. استقبال مردم و دستان توانمند بیژن دلیلی بر ادامه حضور پر شور دف در موسیقی سنتی ایرانی شد، تا آن جا که اینک این ساز جزء جدایی ناپذیری از این موسیقی به شمار می آید.
او علاوه بر اجرای کنسرت های متعدد به همراه مطرح ترین گروههای موسیقی در داخل و خارج از کشور شرکت جشنواره های معتبر جهانی، در مقام آهنگساز فنوازنده و خواننده در بیش از 120 البوم حضور داشته و ساخت موسیقی نزدیک به 20 برنامه تلویزیونی، سریال و فیلم را در کارنامه خود جای داده است. از میان این آثار میتوان به ئاگری زیندو، شلیره، گل صدبرگ، دف و رباب، دف و نی، افسانه تنبور و ...... اشاره کرد.
متولد1330، سنندج
او که از سن12 سالگی فراگیری موسیقی را نزد پدرش آغاز کرد، در سال 1345 در مرکز فرهنگ و هنر سنندج آموزش سنتور را آغاز نمود و به مدت پنج سال با مرکز رادیوی سنندج همکاری داشت. پس از این دوران وی به تهران سفر کرد و در دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به اخذ درجه ليسانس موسيقي نايل شد. وی همچنین در آزمون تکنوازی سنتور كانون باربد، که توسط نور علی خان برومند تأسیس شده بود، به مقام نخست دست یافت و در سال 1384 به مقام درجۀ یک هنری توسط شورای ارزشیابی هنرمندان نائل شد.
پشنگ کامکار یکی از بنیان گذاران گروه شیداست. ازجمله آثار او می توان به سه نوازی و تکنوازی سنتور،گلگشت، به یاد صبا، بارانه(تکنوازی)، فراق، تکنوازی سنتور در ماهور و راست پنجگاه و گل به دامن اشاره كرد. وي همچنين آثار مكتوبي چون شيوۀ سنتور نوازي، ردیف میرزا عبدالله برای سنتور، موج، گلنار، یادگاران، سپیده و هزاردستان را به دست انتشار سپرده است. او در كنار تدريس در دانشكدۀ هنر و معماري دانشگاه آزاد و عضويت در هيِِات ژوري دانشكدۀ موسيقي كرج، بيش از 30سال است كه به تدريس نوازندگي سنتور مشغول بوده و از اين رهگذر شاگردان متعددي را به جامعۀ موسيقي ايران معرفي كرده است.
متولد1332، سنندج
او در سنین خردسالی فراگیری ویلن را نزد پدرش آغاز کرد و در همان سال ها با مهارت، قطعات استــاد صبـا را می نواخت. قشنگ در گروه موسیقی پدر، علاوه بر نوازندگی ویلن به خوانندگی هم مشغول شد. وی پس از سفر به تهران به فراگیری سه تار روی آورد و نزد چند تن از اساتید موسیقی ایران از جمله سعید هرمزی، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده، نوازندگی سه تار را با جدیت بیشتری ادامه داد.
قشنگ نخستين بانويي ست كه پس از انقلاب به روي صحنه رفته و در تالار وحدت به همراه گروه كامكارها به اجراي كنسرت پرداخته است، این حضور كه پس از يك دوران وقفۀ كوتاه شكل گرفته بود، به صورت نقطۀ عطفي درآمد و تا حدودي مقدمات نقش آفريني گستردۀ بانوان اهل موسيقي كشور را بر روي صحنه ها پديد آورد. قشنگ کامکار همراه با خانم سيما بينا كنسرت هاي متعددي را براي بانوان در خارج از كشور اجرا كرد. او اکنون درچندين آموزشگاه موسیقی ، به تربيت نوازندگان سـه تار مشغول است.
متولّد 1335، سنندج
او از دوران کودکی به هنر نقاشی و نوازندگی تمبک عشق می ورزید. او در دورانی که گروه کامکارها به تدریج شکل می گرفت به عنوان نوازندۀ تمبک، ارکستر فرهنگ و هنر سنندج را همراهی می کرد. وي در سال 1355عازم تهران شد و در کنار فراگیری دروسی در زمینه موسیقی، به تکمیل و یادگیری تکنیک های تمبک نوازی پرداخت.
ارژنگ در سال1357 به دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و به تحصیل در رشتۀ نقاشی مشغول شد. او علاوه بر آموزش موسیقی و نقاشی، همراه گروه های شیدا و عارف کنسرت های متعددی را اجرا نموده كه غالباً به صورت آلبوم منتشر شده اند.
ارژنگ کامکارنمایشگاه هاي انفرادي متعددی از آثار نقاشی خود برپا کرده كه مهم ترين آن ها در سال 1370و1376در گالری سیحون، استقبال چشمگیر همگان را در پی داشت. ارژنگ در سال 1383 کتاب «60 قطعه برای تمبک» را منتشر کرد که نشان دهندۀ گوشه ایی از تجربیات او طي ساليان متمادي است. وي اينك 15 سال است كه در آموزشگاه كامكارها به تدريس تمبك نوازي مشغول بوده و نوازندگان چيره دستي را تربيت كرده است
متولد1339، سنندج
او مقدمات موسیقی را نزد پدر فراگرفت و در سنین خردسالی در شهر سنندج با گروه های مختلفی که توسط پدرش سرپرستی می شد، به اجرای کنسرت می پرداخت.
او پس از چندی به تهران سفر کرد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فراگیری موسیقی را ادامه داد. وی پس از تکمیل دروس موسیقی، به عنوان نوازنده ویلن، همکاری اش را با ارکستر سمفونیک تهران آغاز کرد. او هم اکنون یکی از اعضاء ارزشمند این گروه و مایستر ارکستر سمفونیک تهران است.
ارسلان علاوه بر نوازندگی ویلن کلاسیک در عود نوازی نیز بسیار چیره دست است. وی آثار متعددی را پدید آورده که برخی از آن ها عبارتند از: به یاد علی اصغر کردستانی، زردی خزان، سوئیت سمفونیک افسانه سرزمین پدری ام، سرود ایران، شوریده دل، سوئیت سمفونیک کردی، کنسرتينو کمانچه (با همکاری اردشیر کامکار)، شباهنگام (با همکاری هوشنگ کامکار روی اشعار نیما یوشیج)، جادۀ ابریشم، موسیقی متن فیلم مادر( به کارگردانی علی حاتمی) موسیقی متن فیلم آواز های سرزمین مادری ام (به كارگرداني بهمن قبادی)، آلبوم خاک، نغمۀ خراسانی، نغمۀ صلح (تقدیم به خانم شیرین عبادی) و آلبوم ئه وین. او برای کودکان نیز موسیقی متن تأترهای سبز در سبز، شش جوجه کلاغ و روباه، کارآگاه 2، بابا بزرگ و تُرُب و موسیقی فیلم تنبلِ قهرمان (تماماً به کارگردانی بهروز غریب پور) را ساخته است.
متولد 1341، سنندج
او از دوران خردسالی نزد پدرش به فراگیری ویلن پرداخت و خیلی زود به عنوان نوازندۀ ویلن و کمانچه، ارکسترفرهنگ و هنر سنندج را همراهی کرد. اردشیرکامکار دارای استعداد شگرفی در زمینۀ موسیقی بود و توانست قطعات بسیار مشکلی را که استاد ابوالحسن صبا برای ویلن نوشته بود با کمانچه اجرا کند. او در سال 1359 رهسپار تهران شد و همکاری اش را با گروه های شیدا و عارف آغاز نمود. وی همچنین نزد محمد رضا لطفی و پشنگ کامکار دروس تکمیلی اش را در زمینۀ ردیف سنتّی ایران فرا گرفت و با تکنیک نوازندگی اساتید پیشگام موسیقی ایران آشنا شد. اردشیر مدتی نیز در محضر استاد گنجه ای از شیوه های مختلف ردیف سازی و آوازی ایرانی شناخت بيشتري پيدا کرد.
اردشیر همواره عزم آن داشت تا قابلیت آوائی و تکنیکی ساز کمانچه را گسترش دهد و با همین منظور به اجرای قطعات ویلن استاد صبا (به یاد صبا) وکنسرتینو کمانچه (بر تارک سپیده) همّت گمارد. او در اثر «بر تارک سپیده» با تجربیات بدیع و مهارت های تکنیکی گسترده اش موفق شد کمانچه را به سازی بسیار قدرتمند و پر شور مبدل کند.
از ميان فعاليت ها و آثار اردشير مي توان به اين موارد اشاره كرد:
به یاد صبا، بر تارک سپیده، زهی عشق، تال (قطعاتی بر روی موسیقی لرستان همراه آواز و کمانچه فرج علیپور)، ناشکیبا، راز نگاه ( هم نوازی کمانچه و لیره ساز یونانی و بداهه نوازی در موسیقی ایران و یونان به همراه ماتئوس تساهوریدیس) و شرکت در کنسرت ها و فستیوال های بین المللی در اکثر کشورهای دنیا به همراه گروه کامکارها و گروهای دیگري چون شیدا، عارف و دستان.
وي كتابي تحت عنوان قطعات و اتودهایی برای دورۀ عالی کمانچه را در دست انتشار دارد. اردشیر کامکار از رهگذر 25سال تدريس در آموزشگاه هاي مختلف و دانشكدۀ هنردانشگاه آزاد، كمانچه نوازان بسياري را به جامعۀ موسيقي كشور معرفي كرده است.