نقل قول:
توضیح مختصر :
روزی که شوهرش مردی که به تازگی به عقد او در امده بود ،روزی که او فهمید این دختر به دردش میخورد. کاش هرگز به کلاسهای رزمی نمی رفت. کاش این قدر سرتق و جان سخت نبود.کاش انروز قلم پایش می شکست و به مغازه اکبر آقا نمی رفت تا آن اتفاق بیفتد. اصلاً کاش هرگز به دنیا نمی آمد.
خلاصه داستان نجوای شبانه نوشته فهیمه پوریا
در مورد دختری به نام طلاست که تنها دختر یک خانواده مرفه هست و علاوه بر زیبایی فوق العاده ورزشکار و رزمی کار هم هست وعلیرغم خواستگاران ودوستداران زیاد تصمیم میگیرد به خواستگاری سام پسر عرب تبار تبعه کویت جواب مثبت بدهد ولی وقتی برای اولین بار نزد خانواده سام به کویت میرود متوجه جو عجیب انجا میشود چرا که 3 زن جوان با حالتی غریب و بسیار مطیع سامی در آن خانه زندگی میکنند و سام و پدرش از او میخواهند با دو مرد غول پیکر عرب مبارزه رزمی انجام دهد و علاوه بر تمام اینها مادر ایرانی سام به او هشدارهایی از کارهای غیر قانونی پسر وشوهرش و دلیل انتخاب طلا برای این ازدواج چیزهای شگفت انگیزی میگوید.