پرنده اي كه احتمال انقراض آن مي رفت
بوفچه ريش بلند پرنده اي کمياب است که طي 26 سال گذشته در دسته گونه هاي منقرض شده تصور مي شد اما اکنون گروهي از محققان موفق شده اند در شمال پرو نشانه هايي از حيات اين بوفچه زيبا را به دست آورند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گروهي از جستجوگران و محققان موفق به يافتن يکي از کمياب ترين پرنده هايي شده اند که طي 26 سال گذشته نشانه اي از آن ديده نشده بود، اين پرنده از گونه اي از بوفچه هاست که به بوفچه ريش بلند شهرت داشته و در پرو کشف شده است.
اين جغد کوچک با نام علمي Xenoglaux Loweryi در اطراف منقارش از پرهاي مومانند و بلندي برخوردار است و از آن به عنوان ريش هاي اين پرنده جالب توجه ياد مي شود. نام لاتين و رايج اين پرنده «جغد غريبه» است.
اين بوفچه که در بخش هاي شمالي پرو و در منطقه محافظت شده «آبرا پارتيشيا» مشاهده شده، توسط اتحاديه بين المللي محافظت از منابع طبيعي به عنوان يکي از گونه هاي در خطر انقراض معرفي شده است زيرا قلمرو زيستگاه هاي آنها به کمتر از 189 کيلومتر مربع رسيده است.
جنگل زدايي هاي مداوم يکي از عوامل اصلي نابود شدن زيستگاه اين پرنده ارزشمند و کمياب و در نتيجه منقرض شدن تدريجي آنها به شمار مي رود.
درخشش عقربها در شب براي رديابي نور ماه
عقربها در شب هنگام با انتشار نوري مشابه نور فلورسنت مي توانند شدت ميزان نور ماه را رديابي کنند تا در صورت روشن بودن بيش از اندازه محيط از پناهگاه هاي خود خارج نشوند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به نظر مي رسد عقربها از توانايي عجيب خود در تاباندن نور سبز رنگ تحت پرتوهاي ماوراء بنفش به عنوان ابزاري براي سنجيدن شرايط استفاده مي کنند تا دريابند آيا شب براي آنها به اندازه اي تاريک هست تا در نهايت ايمني از لانه هاي خود خارج شوند يا نه؟
از آنجايي که عقربها شکارچيان شب به شمار مي روند کمي عجيب است که به جاي استتار کردن خود از نوري مشابه فلورسنت استفاده مي کنند. محققان دانشگاه کاليفرنيا در بيکرزفيلد اکنون براي اين رفتار عجيب توضيحي يافته اند.
عقربها در بدن خود مقدار محدودي رنگدانه فلورسنت توليد مي کنند که با ايجاد نور به تدريج از بين مي روند. از اين رو محققان 15 عقرب را تا اندازه اي که رنگدانه هاي آنها به اتمام برسند تحت پرتو ماوراي بنفش قرار دادند و سپس رفتارهاي اين 15 جاندار را با رفتارهاي 15 عقرب معمولي در شب و تحت نور ماورا بنفشي که نور ماه و ستاره ها را شبيه سازي مي کرد، مقايسه کردند.
محققان مشاهده کردند عقربهايي که نور فلورسنت از خود توليد مي کردند در يک منطقه کوچک باقي مي مانند اما ديگر عقربها به صورت نامنظم در اطراف پرسه مي زنند.
به گفته محققان معماي اصلي در آنچه عقربها مي توانند در شب هنگام ببينند نهفته است. در صورتي که اين جانداران نتوانند ترکيبات ماوراء بنفش نور ستاره ها و ماه را در اثر از بين رفتن رنگدانه هاي فلورسنت درک کنند، از روشن بودن شب به اندازه اي که رديابي آنها براي شکارچيانشان ساده شود، آگاهي پيدا نکرده و به راحتي به اطراف حرکت مي کنند. در واقع با از بين رفتن رنگدانه هاي فلورسنت، عقربها کمتر احساس خطر کرده و در اطراف پرسه مي زنند.
به گفته دانشمندان رنگدانه هاي فلورسنت در رديابي نور ماورا بنفش که در شبها پرتوي غالب به شمار مي رود، به عقربها کمک فراواني مي کنند و به اين شکل در صورتي که اين جانداران شدت پرتو ماورا بنفش را بالا ببينند، براي جلوگيري از شکار شدن از پناهگاه هاي خود خارج نمي شوند.
بر اساس گزارش نيوساينتيست، همچنين محققان معتقدند نور فلورسنت عقربها مي تواند کاربرد ديگري نيز داشته باشد به شکارچيان عقرب هشدار دهد که اين جانداران بسيار سمي تر از آن هستند که قابل خوردن باشند.
سگي كه 2هزار واژه ميداند
بيشترين انتظاري که مي توان از موجودي با عنوان «باهوشترين سگ جهان» داشت، چه مي تواند باشد؟«چيسر» نام سگي است که تا کنون نام هزار و 22 شيء را به خاطر سپرده است، بيشترين تعدادي که تاکنون ديگر حيوانات قادر به يادگيري آن بوده اند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محققان کالج اسپارتانبرگ به منظور بررسي وجود محدوديت احتمالي در تعداد واژه هايي که يک سگ از نژاد سگ هاي گله اسکاتلندي مي تواند ياد بگيرد، طي پروژه اي سه ساله آموزش اين تعداد از واژه ها را به آرامي به «چيسر» آغاز کردند.
به گفته جان پيلي يکي از محققان حاضر در اين پروژه با وجود اينکه سگ هاي گله اسکاتلندي نژادي بسيار باهوش به شمار مي روند اما نمي توان آنها را مطلقا باهوشتر از ديگر نژادها دانست. فرضيه اين است که اين نژاد براي ياد گرفتن زبان از صاحب خود اشتياق ويژه اي دارد.
به گفته پيلي آموزش دادن به اين سگ ابتدا از نام هاي خاص آغاز شد به اين شکل که جسمي در برابر ديد سگ قرار مي گرفت و نام آن تکرار مي شد، آموزش نام هر جسم به چيسر طي دوره هاي چند ماهه صورت مي گرفت سپس محققان آموخته هاي «چيسر» را با چيدن گروه هاي 20 تايي از جسم هايي که نام آنها به سگ آموخته شده مورد آزمايش قرار داده و از وي مي خواستند با شنيدن نام هر جسم به اتاق ها رفته و آنها را بيرون بياورد. در اين 838 آزمايشي که طي سه سال به عمل آمده امتياز چيسر هرگز کمتر از 18 از 20 نبوده است. همچنين محققان براي حمل تمامي اسباب بازي هايي که اين سگ نام آنها را فراگرفته به 16 کيسه پلاستيکي بزرگ نياز داشتند.
حتي در برخي از آزمايش ها ، محققان نام اجسام را با چند فعل ترکيب کرده و شاهد اين بودند که سگ از ميان جمله نام جسم را تشخيص داده و به سرعت آن را از ميان ديگر اشيا پيدا مي کرد.
پيش از اين سگي از همين نژاد به نام «ريکو» در موسسه ماکس پلانک آلمان رتبه باهوشترين سگ جهان را به خود اختصاص داده بود و از دامنه واژگاني 200 تايي برخوردار بود.
روباه، همدم احتمالي انسانهاي اوليه!
بر اساس تحقيقات جديد، انسانهاي اوليه احتمالا به جاي سگ از روباه به عنوان حيوان خانگي خود استفاده ميكردند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محققان در حال بررسي بقاياي موجود در يك مدفن ماقبل تاريخ در اردن، قبري را كشف كردند كه در آن يك روباه در كنار يك انسان دفن شده كه تاريخ آن به هزاران سال پيش از انتخاب سگها به عنوان همدم انسان برميگردد.
تيم تحقيقاتي دانشگاه كمبريج معتقد است كه اين مورد بيسابقه به نوعي ارتباط عاطفي بين انسان و روباه اشاره ميكند.
بر اساس اين تحقيقات، احتمالا روباهها به عنوان حيوان خانگي نگهداري شده و در زمان مرگ صاحبانشان با آنها دفن ميشدند.
در اين صورت، اين اولين نمونه دفن اينچنيني بوده و نشان از اين دارد كه پيش از اينكه انسان توسط سگها به شكار روباه بپردازد از آن به عنوان حيوان خانگي استفاده ميكرده است.
اين گورستان كه در عيون الهمام در شمال اردن واقع شده بيش از 16 هزار و 500 سال قدمت دارد و نشانگر اين مطلب است كه قبر كشف شده چهار هزار سال قديميتر از قبرهاي كشف شده ديگر است كه در آنها سگ به عنوان همدم انسان دفن شده بود.
تحقيقات انجام شده بر روي روباهها نشان داده كه ميتوان آنها را تحت كنترل انسان درآورد اما كار آساني نيست چرا كه روباه چموش و ترسو است؛ بنابراين احتمالا به همين دليل انسانها به همدمي با سگ روي آوردهاند.
كشاورزاني كه غارت هم ميكنند
مورچهها يكي از قدرتمندترين و پيچيدهترين موجودات زنده در طبيعت به شمار ميآيند. اين پيچيدگي تا آنجا بوده است كه دانش بشري از مدتها پيش با الهام گرفتن از زندگي اين حشره پيشرفتهاي چشمگيري در عرصههاي مختلف داشته است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در اين رهگذر، تحقيقات گستردهاي نيز درخصوص زندگي اين حشره انجام شده كه هر يك حاوي نكات جالب توجهي بوده است. تحقيقات اخيري كه از سوي محققان دانشگاه اكستر انجام شده است، نشان ميدهد مورچهها تاثير شگرفي بر محيط اطراف خود دارند. اين تاثيرگذاري عمدتا به دليل فعاليت آنها به عنوان مهندسان هميشه فعال اكوسيستمي و شكارچياني قابل بر جاي ميماند. از اين رو مورچهها را يكي از ماهرترين كشاورزان طبيعت ميشناسند.
تحقيقاتي كه بتازگي گروهي از دانشمندان در آلمان و انگليس انجام دادهاند نشان ميدهد مورچهها به 2 شيوه متفاوت بر محيط اطرافشان تاثير ميگذارند. اين تاثيرگذاري نهتنها بر خاك بلكه بر جمعيت گونههاي جانوري و گياهي محيط زندگي آنها بخوبي ديده ميشود تا آنجا كه دانشمندان به اين نتيجه رسيدهاند جمعيت مورچه و هر گونه كاهش يا افزايش در آن تاثيرات مختلفي بر محيط اطراف زندگيشان ميگذارد. يكي از مهمترين تاثيرگذاري مورچهها بر محيط اطرافشان به زير و رو كردن خاك و تغييراتي است كه در ساختار خاك ايجاد ميكنند. مورچهها در حين ساخت خانه حجم قابل توجهي از خاك را بر هم ميزنند. البته بر هم زدن انبوه خاك در زمان پيدا كردن مواد غذايي نيز صورت ميگيرد. به اين ترتيب مورچهها در حين انجام دادن كارهاي روزمره خود به طور خودكار تركيب غذايي خاك را در سطوح مختلف تغيير ميدهند. اين فرآيند به عقيده دانشمندان ميتواند به طور غيرمستقيم جمعيت گونههاي محلي و بخصوص گونههاي جانوري را تحت تاثيرات مختلفي قرار دهد. يكي از مهمترين اين تاثيرگذاريها به تجزيه سطوح مختلف خاك مربوط ميشود. تجزيه خاك نقش قابل توجهي در رشد هرچه بهتر گونههاي مختلف گياهي در محيط اطراف زندگي مورچهها دارد. يكي از شناختهشدهترين گونههاي قدرتمند در دنياي مورچه در زمينه تجزيه خاك، گونهاي موسوم به Collembola است. محيط خاكي كه اين نوع مورچه در آن زندگي ميكند همواره در معرض تغييرات بنيادين قرار دارد. گونهاي از مورچهها موسوم به مورچههاي برگ برچين در زمره ماهرترين كشاورزان دنياي حشرات محسوب ميشوند. برگي كه هر يك از اين مورچههاي سختكوش قادر است بچيند و با خود حمل كند تا 50 برابر وزنش است. آنها صف ميكشند و دستهجمعي محصولاتي را كه چيدهاند به خانه ميبرند. زماني كه اين مورچهها به محل سكونتشان ميرسند از برگها به عنوان سطحي براي پرورش قارچ استفاده ميكنند؛ قارچي كه كل جمعيت مورچهها از آن تغذيه ميكند، اما وقتي بر اثر پيري آروارههاي تيز و برنده اين مورچهها مستهلك ميشود، سرعت كار گروهي جالب توجه آنها نيز پايين ميآيد.
محققان آمريكايي كشف كردهاند جويدن و چيدن برگها براي مورچههاي پير دشوار است، اما وقتي دقيقتر رفتار آنها را مورد مطالعه قرار دادهاند متوجه شدهاند مورچههايي كه آروارههايشان كارايي و برندگي خود را كاملا از دست داده است، وظيفه كاري خود را عوض ميكنند. مورچههاي پير كار چيدن برگ را به مورچههاي جوانتر ميسپارند و به جاي آن كار حمل و نقل برگها و طي كردن مسافت طولاني تا خانه را به عهده ميگيرند. اين گروه محقق ميگويد در جوامع سازمان يافته مورچهها، تمامي اين حشرات قدرت تطبيق با تغيير شرايط را دارند كه باعث ميشود حتي وقتي مورچهاي توان جسمي سابق خود را ندارد براي جمعيتي كه در آن زندگي ميكند، مفيد باشد.
نكته: مورچهها حشرات بسيار ماهري در امر غارت و چپاول طعمههاي خود به شمار ميآيند. آنها وابستگي عجيبي به محل زندگي و قلمروي حياتي خود دارند تا آنجا كه در دفاع از آن بسيار جدي و حتي پرخاشگر محسوب ميشوند و منابعي كه مورچهها براي ادامه حيات خود جمعآوري ميكنند ارزش بسيار زيادي برايشان دارد
اما مورچهها به عنوان غارتگراني بزرگ و حتي خطرناك نيز به شمار ميآيند. اين حشرات ميتوانند در دستههاي بزرگ به سوي طعمه مورد نظر حمله كرده و با غارت آن و حتي محل زندگياش انبوهي از مواد غذايي را به محل زندگي خود منتقل كنند. برگ برنده مورچه در اين مهارت، حمله آنها در دستههاي بزرگ است. در حقيقت نميتوان مورچهاي را ديد كه به طور انفرادي از دسته اصلي يا محل زندگي جدا شده و براي غارت طعمه به سوي ديگري حمله ور شود. غارت قرباني و طعمه از سوي مورچههاي كارگر صورت ميگيرد. مورچهها حشرات بسيار ماهري در امر غارت و چپاول طعمههاي خود به شمار ميآيند. آنها وابستگي عجيبي به محل زندگي و قلمروي حياتي خود دارند تا آنجا كه در دفاع از آن بسيار جدي و حتي پرخاشگر محسوب ميشوند. منابعي كه مورچهها براي ادامه حيات خود جمعآوري ميكنند ارزش بسيار زيادي برايشان دارد و دقيقا براساس همين ارزشگذاري است كه از قلمروي محيطي خود دفاع ميكنند. تمامي اين خصوصيات دفاعي و تهاجمي نشان ميدهد مورچهها تاثيرگذاري جدياي بر محيط زندگي خود دارند.
در تحقيقات اخير مشترك دانشمندان در آلمان و انگليس براي نخستين بار در جهان به بررسي ابعاد تاثيرگذاري مورچهها بر محيط اطراف زندگيشان پرداخته شده است. نتايج اين بررسي نشان ميدهد به رغم اينكه مورچهها حشراتي غارتگر به شمار ميآيند، اما حضور آنها در طبيعت ميتواند به افزايش كمي و تنوع ساير گونههاي جانوري منجر شود. در حقيقت آنها به طرز چشمگيري، نقش مهمي در شبكه غذايي محيط اطراف خود ايفا ميكنند كه اين خود بر زندگي ساير گونههاي جانوري ساكن در همان محيط تاثير شگرفي دارد.
در بررسي اخير دانشمندان، تمركز اصلي روي 2 گونه مورچه تحت عناوين مورچه سياه ساكن باغ و باغچهها و همچنين مورچههاي قرمز معروف بوده است. اين دو گونه شناخته شده از مورچهها تقريبا در سراسر اروپا و بسياري از نقاط مختلف جهان نيز ديده ميشوند. براساس تحقيقات مشخص شده است تجمع كم مورچهها در يك محيط مشخص، موجب افزايش تنوع و شمار كمي ساير گونههاي جانوري در همان منطقه ميشود. اين افزايش تنوع درخصوص جانوران گياهخوار يا جانوراني كه نقش قابل توجهي در تجزيه خاك دارند، بيشتر به چشم ميآيد. از سوي ديگر مشخص شده است در جمعيتهاي قابل توجه، مورچهها هيچ گونه تاثيرگذاري بدي بر محيط اطراف يا جانوراني كه در آن زندگي ميكنند، ندارند كه اين خود نشان ميدهد وجود اين حشرات در جمعيتهاي كم يا زياد نميتواند براي محيط اطراف مخرب باشد. با اين حال دكتر فرانك وان وين از محققان اين پروژه ميگويد: آنچه ما كشف كردهايم نشان ميدهد تاثيرگذاري مورچهها بر كيفيت لايههاي مختلف خاك، تاثيرگذاري مثبتي نيز بر زندگي گونههاي مختلف جانوري همان ناحيه به همراه دارد، اما هر چه شمار مورچهها بيشتر شود، تاثيرات مربوط به غارتگري آنها بر محيط و خاك بر كمك به بهبود كيفيت زندگي گونههاي جانوري چربش پيدا ميكند.
راز موفقيت پنگوئن ها در مقاومت با سرما
گروهی از فیزیکدانان آلمانی با رصد رفتار پنگوئن های امپراتور موفق شدند از راز موفقیت پنگوئن ها در زنده ماندن در هوای بسیار سرد قطب جنوب پرده بردارند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محققان دانشگاه «ارلانگن- نوریمبرگ» یک دوربین با وضوح تصویر بالا را به منظور رصد حرکات ماهرانه و پیچیده دسته ای از پنگوئن های نزدیک به ایستگاه تحقیقاتی نیومایر قطب جنوب نصب کردند.
بررسی فیلم هایی که این دوربین از این پرندگان گرفت نشان داد که دسته پنگوئن ها حرکات هماهنگ موجی را انجام می دهند که به طور عادی از چشم انسان پنهان است.
در بازبینی این فیلم در حرکت تند، دانشمندان مشاهده کردند که پنگوئن های امپراتور در یک هماهنگی بسیار بالا و به صورت دسته جمعی خود را تکان می دهند. به طوریکه هر 30 تا 60 ثانیه یکبار، تمام پنگوئن ها یک گام کوچک را می سازند که از دور شبیه به یک حرکت موجی می شود. زمانی که این حرکات کوچک به آخرین ردیف دسته رسید دوباره از ردیف اول شروع می شود.
این محققان در این خصوص توضیح دادند:«هر پنگوئن نسبت به پنگوئن کناری، موقعیت خود را به هیچ وجه تغییر نمی دهد و هیچکدام از آنها تلاش نمی کنند که راهی برای خارج شدن از دسته پیدا کنند».
بسیاری از این پنگوئن ها زمانی که دمای بین 43- و 33- درجه سانتیگراد بود و سرعت باد به 8.3 متر بر ثانیه می رسید بین پرهای خود از تخم ها مراقبت می کردند و یا روزها بود که غذایی نخورده بودند.
به گفته این دانشمندان، انجام این حرکات موجی، راهی برای حفظ گرما در میان گروه و مقاومت در برابر سرمای کشنده قطب جنوب در فصل زمستان است.
جنگ و دفاع دردنياي مورچهها
مورچهها گرچه جثه بسيار كوچكي دارند اما در همين جثه كوچك دنيايي از توانمنديها نهفته كه دانش بشري در كشف بسياري از آنها ناتوان بوده است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
همزمان با پيشرفت فناوريهاي نوين و به روز شدن ابزار و سيستمهاي تشخيصي و اكتشافي، رازهاي هيجانانگيز دنياي مورچهها نيز بتدريج برملا ميشود. جنگ در دنياي مورچهها يكي از جالب توجهترين اين رازها بوده كه البته درك دانشمندان از اين موضوع پيشرفت قابل توجهي پيدا كرده است. مورچههايي كه در يك نقطه ساكن هستند و در اصطلاح به آنها مورچههاي بومي گفته ميشود به مورچههاي مهاجم رحم نميكنند. اما چگونگي نبرد ميان آنها خود راز بزرگي است كه اكنون پرده از آن برداشته ميشود.
گونهاي از مورچهها كه تحت عنوان مورچه آرژانتيني شناخته ميشود، بتدريج در سراسر جهان پخش ميشوند. رفتار اين حشره بخصوص در زمان دفاع از حريم زندگي خود براي دانشمندان از هيجان خاصي برخوردار است. همين نكته موجب شده تا گروهي از دانشمندان دانشگاه استنفورد به مطالعه دقيق رفتار ساير مورچهها در دفاع از خود در برابر مورچههاي مهاجم آرژانتيني بپردازند. آنها متوجه اين موضوع شدهاند كه مورچههاي محلي و ساكن مناطق مختلف جهان با استفاده از سم به استقبال مورچههاي آرژانتيني ميروند. اين كشف مهم دريچه تازهاي به سوي دانشمندان گشوده است.
آنها اكنون ميتوانند درك بهتري از نبرد ميان مورچههاي محلي و مورچههاي مهاجم داشته باشند. اين مورچههاي مهاجم كه خاستگاه آنها آمريكاي جنوبي است اكنون در بسياري از نقاط جهان ديده ميشوند و بتدريج بر سراسر زمين مسلط ميشوند. تحقيقات دانشمندان نشان ميدهد مورچههاي آرژانتيني محدوده وسيعي از كاليفرنيا در آمريكا تا آفريقاي جنوبي را زير پاهاي خود گرفتهاند. اين حشرات حتي در منطقه مديترانه و مناطق حارهاي زمين نيز گسترده شدهاند. اما چگونه ممكن است كه چنين حشرهاي سر از بسياري از نقاط جهان در آورد؟ پاسخ به اين پرسش را بايد در محمولههاي شكري دانست كه از آرژانتين روانه بسياري از نقاط جهان ميشوند. تحقيقات دانشمندان نشان ميدهد در اين محمولههاي شكر شمار قابل توجهي از مورچههاي آرژانتيني وجود دارند كه از اين طريق سيطره خود بر ساير نقاط جهان را گسترش ميدهند. تا پيش از اين تصور ميشد كه هيچ نوع مورچه محلي توانايي مقاومت در برابر آنها را ندارد، اما اكنون مشخص شده است كه هميشه نيز اينچنين نيست.
دانشمندان دانشگاه استنفورد در تحقيقات اخير خود متوجه اين موضوع شدهاند كه نوعي از مورچهها تحت عنوان مورچه زمستاني كه همواره مورد تهاجم مورچههاي آرژانتيني قرار ميگيرند براي نجات خود و محدوده زندگيشان رو به جنگهاي شيميايي ميآورند. مورچههاي زمستاني توانايي خيرهكنندهاي در زندگي در محيطهاي بسيار سرد و خشن دارند. اين توانمندي تا به آن حد است كه از آن به عنوان يك ويژگي غيرطبيعي ياد ميشود. مورچههاي زمستاني برخلاف ساير حشرات عمل ميكنند و براي دفاع از خود نوعي سم در غدد موجود در شكم خود توليد ميكنند. اين سم تنها زماني آزاد ميشود كه مورچه تحت استرس ناشي از حمله مورچههاي ديگر بخصوص مورچه آرژانتيني قرار ميگيرد. كشندگي اين سم در دنياي مورچهها قابل توجه است به طوري كه تنها يك قطره بسيار كوچك از آن براي از پاي درآوردن مورچه مهاجم آرژانتيني كافي است. محققان براي اينكه از قدرتكشندگي اين سم مطمئن شوند آن را در محيط آزمايشگاهي مورد بررسي قرار دادند و متوجه شدند تا 79 درصد قدرت كشندگي دارد.
مورچهها مجموعهاي كامل از تكنيكهاي دفاعي و تهاجمي را دارند و در عين حال ميتوان از آنها به عنوان الگويي استثنايي در ايجاد شبكههاي
همكاري و تعاون استفاده كرد
دكتر دبورا گوردون از استادان زيستشناسي دانشگاه استنفورد كه تخصص ويژهاي در زمينه مورچهها دارد، ميگويد: اين براي نخستينبار در تاريخ علم است كه بشر به درك روشني از مقوله چگونگي دفاع در دنياي مورچههاي بومي در تقابل با مورچههاي آرژانتيني دست يافته است. با استناد به نتايج اين بررسي ميتوان گفت كه مورچههاي بومي و ساكن نقاط مختلف جهان برخلاف آنچه تصور ميشده است توانايي خوبي براي مقابله با مورچههاي مهاجم آرژانتيني دارند. او ادامه ميدهد: در ابتداي امر حتي من نيز باور نميكردم مورچههاي بومي بخصوص مورچههاي زمستاني بتوانند در برابر هجوم مورچههاي آرژانتيني مقاومت كنند اما اكنون نظر ديگري دارم. مورچههاي زمستاني هيچگونه نيشي ندارند و به همين دليل تصور اينكه اين مورچهها در زمره مورچههاي مهاجم قرار بگيرند كمي دشوار به نظر ميرسد. اما اكنون حتي دانشجويان دوره كارشناسي ارشد زيستشناسي دانشگاه استنفورد نيز چگونگي توليد و بهكارگيري اين سم از سوي مورچههاي زمستاني را ميبينند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مورچههاي آرژانتيني حشراتي هستند كه تقريبا در هر جا و اوضاع جوي ميتوانند به حيات خود ادامه دهند. اين مورچهها حتي در اوضاع جوي سرد، زمستانهاي باراني و تابستانهاي خشك به راحتي به حيات خود ادامه ميدهند. در سالهاي اخير ردپاي اين مورچهها در مناطق مختلفي از جهان از جمله ژاپن، هاوايي، آفريقاي جنوبي و حوزه درياي مديترانه ديده شده است.
اينكه گفته ميشود مورچهها حشراتي خاص با توانمنديهاي خيرهكننده هستند حرف تازهاي نيست. مدتهاست كه دانشمندان متوجه شدهاند مورچهها موجوداتي باهوش، سختكوش، جنگجو و حتي مسووليتپذير و فداكار براي ساير اعضاي گروهشان هستند. سراسر زندگي مورچهها در تلاش سپري ميشود.
شيوه زندگي مورچهها از هرگونهاي كه باشند تقريبا مشابه است. همه آنها از مورچههاي سرباز گرفته تا كارگر در خدمت و بقاي جامعه خود هستند. گونهاي از مورچهها كه تحت عنوان مورچه فئيدول شناخته ميشود همواره مورد توجه زيستشناسان بوده است.
مورچه سرباز اينگونه همواره مراقبت كاملي از مكان خود به عمل ميآورد تا از ورود هرگونه دشمني جلوگيري شود. مورچهها از حس تعاون و همكاري بالايي برخوردار هستند و براي حفظ كلني خود دست به هرگونه فداكاري ميزنند. به عنوان مثال مواردي ديده شده است كه گروهي از مورچهها با بدنهاي خود پلي را ساختهاند تا ساير اعضاي گـروه بتوانند از روي مانع سر راه عبور كنند.
مورچهها براي دفاع از لانه از هيچ دشمني هر اندازه هم كه بزرگ باشد نميترسند. گونهاي از مورچه تحت عنوان سكروپيا وجود دارد كه دشمن را محاصره كرده و با گاز گرفتن آنها بيحركتشان ميكنند.مورچهها مجموعهاي كامل از تكنيكهاي دفاعي و تهاجمي را دارند و در عين حال ميتوان از آنها به عنوان الگويي استثنايي در ايجاد شبكههاي همكاري و تعاون استفاده كرد.
سايت popular Science
سريعترين شکارچي جهان زير آب
سریعترین ماهی که در آبهای سیاره زمین زندگی می کند برای تعقیب و شکار ماهی های کوچک ساردین با سرعتی برابر 120 کیلومتر بر ساعت شنا می کند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
عکاسی کردن از شمشیر ماهی های آتلانتیک برای عکاسان زیر آب یکی از دشوارترین و طاقت فرساترین ماموریت ها است زیرا سرعت بالای این جاندار در هنگام شنا، وی را به یکی از پرسرعتترین شکارچیان ماهی های ساردین تبدیل کرده و از این رو عکاسی از این ماهی نیازمند سرعت بالا و همزمان عکاس و دوربین وی خواهد بود.
ماهی های ساردین سالانه از میان سواحل «یوکاتان» مهاجرت می کنند و در این سفر پر خطر مورد هجوم شکارچیانی مانند این نوع از شمشیر ماهی ها قرار می گیرند. با آغاز حمله همه جانبه این شمشیرماهی ها، ساردینها به سرعت حباب تدافعی را تشکیل می دهند و با ایجاد گروهی بزرگ تلاش می کنند این مهاجمان سریع السیر را ناکام بگذارند.
«رینهارد دیرشرل» نام عکاسی آلمانی است که توانست است تصاویر متعددی را از صحنه هجوم شمشیر ماهی ها به ساردین ها به ثبت برساند، شکاری پر سرعت که گاه سرعت در آن به 120 کیلومتر بر ساعت نیز می رسد. وی می گوید ساردین ها برای نجات دادن خود از هجوم شمشیرماهی ها از هر حربه و مانعی استفاده می کنند و نکته جالب اینجا است که در حیت ثبت این تصاویر، ساردین های بی دفاع برای فرار از شمشیر ماهی از بدن عکاس برای محافظت از خود استفاده کردند.
به گفته «دیرشرل» در هنگام عکاسی از این صحنه، ساردین ها گاه به دور وی حلقه می زده اند و شمشیرماهی ها نیز در تعقیب ساردین ها به دور عکاس شنا می کرده اند، اما تا زمانی که حضور انسان را در منطقه احساس می کردند، به ساردین ها حمله نمی کردند.
«دیرشرل» می گوید در صورتی که شمشیر ماهی ها حمله به ساردین ها را آغاز می کردند، به واسطه سرعت بالا و شمشیری که بر روی بینی آنها قرار دارد می توانستند آسیب های جدی را به وی وارد آورند.
كلاغها ،افراد شرور را رسوا ميكنند!
اگر تاكنون نسبت به قارقار كردن كلاغها در برابر خطر احتمالي، كنجكاو بودهايد، دانستن اين مطلب جالب است كه آنها به تقليد از والدين و همنوعان خود نسبت به افراد خطرناك واكنش نشان ميدهند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محققان دانشگاه واشنگتن، پنج سال پيش دريافتند كه كلاغها از قابليت تشخيص انسانهاي خطرناك برخوردارند.
محققان در تحقيقات خود با نقابي شبيه انسانهاي غارنشين، كلاغهاي آمريكايي را در تله انداختند. اين كلاغها سپس تمام افرادي را كه با اين شمايل مي ديدند، دنبال كرده و به شدت قارقار ميكردند، اما در برابر انسانهاي عادي رفتاري آرام داشتند.
از آن به بعد اين محققان به بررسي واكنش كلاغها به نقابها پرداختند. دو هفته بعد از اين جريان، 26 درصد كلاغها با افراد نقابدار با شدت برخورد كرده و در مدتي حدود دو سال و هفت ماه بعد اين ميزان به 66 درصد رسيد. در سال پنجم اين تعداد بيشتر شده و حتي از محدوده تحقيق به خارج درز كرده بود.
اين در حالي است كه به گفته محققان، كلاغهاي جوان نيز كه در زمان وقوع حادثه اصلي به دنيا نيامده بودند نيز با كپي برداري از رفتار والدين خود با افراد نقابدار با شدت برخورد ميكردند.
كلاغها از دو شيوه عمده يادگيري برخوردارند. آنها يا از تجربيات شخصي خود و يا با مشاهده ديگران به يادگيري در مورد مسائل از جمله خطرات جديد ميپردازند.