باستانشناسان کلاسیک - باستانشناسان نواندیش : بیگانه ها
نقل قول:
من نمیدونم برداشت شما از علم چیه؟!ولی احتمالا با بقیه در مورد علم تفاهم ندارید!و برداشت شخصی خودتون رو ازش دارید!
در مثالی که زدید: همونطور که گفتم، تا کسی مدرکی دال بر گناهکار بودن قاضی ارائه نده،خود قاضی هم بیگناهه!
اون جناب زکریا یا دنیکن هستند که ادعای وجود موجودات فرازمینی و دست داشتن اونها در تمدن بشریت رو مطرح کردن!(بدون اثبات معتبر!)
در مقابل باستان شناس ها با بررسی کتیبه ها،بنا ها و ..... فهمیدن که هیچ یک از این قضایا وجود نداشته،و حتی مثال هایی هم که امثال آقای دانیکن زدن رو بررسی کردن و علتشو گفتن(و رد شدن!)
مثلا استناد آقای دانیکن به عکس هایی در اهرام مصر(!) یا نقاشی های توی غار ها بوده! (به قول یکی از دوستان: یه بنده خدا چاق بوده،یه ذره نقاشیشو بزرگتر کشیدن، بعد اینا(محققان آزاداندیش(!)) تفسیر کردن که اون یه موجوده فضاییه که با لباس آدم فضایی ها اومده!) یا یه گلدون که بغل تخت فرعون بوده(!) و با آدم فضایی اشتباه گرفتنش! (و دوستان عزیز اینطور چیز هارو مدرک معتبر(!) و علمی و منطقی و دلیلی بر وجود موجودات بیگانه میدونن!)
درست مثل کسوف! قدیما فکر میکردن خدا خشمش گرفته و قربانی میخواد! ولی بعدا علم، اثبات کرد که کسوف یک پدیده طبیعیه با دلیل طبیعی و هیچ ربطی به خدا و خشم خدا نداره!
در قوانین مدنی معاصر فرض بر بیگناه بودن افراد است مگر مدرکی گناهکار بودن آنها را ثابت کند و این فرض رو نهادهای مدنی از روی ناچاری قبول کرده اند نه از روی پایه و اساس علمی ، چون اگر می گفتند وضعیت انسانها " ناشناخته " است مجبور بودند اصل " تفتیش " رو پیاده کنند و قضیه کش پیدا می کرد و سنگ روی سنگ به اصطلاح بند نمی شد ... به همین خاطر قوانین علمی رو کنار گذاشتند و توافقی یک چیزهایی وضع کردند به نام قوانین مدنی ...
در حوزه قوانین علمی هر انسانی " ناشناخته " است و باید با مدرک ثابت کرد که یک انسان خاص و از جمله قاضی " بی گناه " است و اگر مدرکی نباشد که ثابت کند قاضی بیگناه است ، قاضی همچنان ناشناخته خواهد ماند .
همچنین اگر با مدرکی ثابت شد که یک انسان از جمله قاضی بیگناه است باید مدرکی هم باشد که نشان دهد قاضی همچنان بیگناه باقی مانده است ...
به همین دلیل است که اگر قوانین علمی بخواهد برای اداره یک جامعه در وضعیت فعلی پیاده شود ، عملا ایجاد یک دادگاه ناممکن خواهد بود ...
ضمنا اگر معتقد هستید فرد خاصی منطق علم را به شکل دیگری مثلا در کتاب "علم و نابخردی " نوشته از آن کتاب نقل قول کنید . هر نویسنده ای که درباره منطق علم حرف بزند دلیل بر این نیست که حرفش درست باشد و باید ببینیم مدرک معتبرش در این زمینه از کجا صادر شده . در طول تاریخ بین فلاسفه و اندیشمندان درباره منطق ، معیارهای شناخت و ... بحث و درگیری بوده و شما معتقدید حرف آخر زده شده ؟ ...
................................
هر مدرکی که امثال دنیکن و دیگران مطرح کردند یک فرض بوده ، آنها مثل هر محقق دیگر دهها و صدها مدرک را از یک طیف ضعیف تا قوی گرد می آورند و به بررسی آنها می پردازند . یک لیست تحقیقی که مثلا شامل 1000 مورد مشکوک یا قوی باشد یکجا جمع آوری می شود .
قبلا هم گفتم محققان آزاد اندیش دنبال همان گفته پیشینیان هستند که مدعی بودند بیگانه ها با آنها تماس داشته اند و باستانشناسان کلاسیک ، بدون مدرک علمی ، آنها را یکجا افسانه و اسطوره نامیدند ...
.....
من خودم از هر دو طیف باستانشناسان کلاسیک و باستانشناسان نواندیش رو توی کتابخونه م دارم .
مثلا یک کتاب دارم درباره " اسطوره مایا " که یک باستانشناس کلاسیک اون رو نوشته و از اسمش معلومه که طرف از قبل نتیجه گیری خودش رو کرده و همه چیز رو " اسطوره " دونسته ...
مثلا یکجا گفته " خدای ذرت " یا جای دیگه " خدای خفاش " و همه چیز رو مثل یک بازی تفسیر کرده که یه عده ای مراسمی برگزار می کردند و جشن می گرفتند بعد ماسک می زدند و یکی میشد خدای ذرت و یکی چی و چی و ...همینجوری پیش میره و تمام نقاشیهای عجیب و غریبی که اگه دنیکن درباره اونها نظر بده اونها رو به ماوراء نسبت میده اون به یک بازی نسبت داده ...
اون باستانشناس کلاسیک از اول کتاب تا آخرش همینجوریه ، آدم تعجب میکنه که این حرفهاش رو بر چه اساس علمی میزنه !
هرجائیکه در باره خدایان و پرواز و آسمانها و غیره و غیره هست همش را یکجا اسطوره فرض کرده و بدیهی دونسته که اینجور باشه ! خب این نتیجه گیری هم عجیبه و نادرسته ...
ما میدونیم که پیشینیان قاره آمریکا با علوم حیرت انگیز نجوم ، معماری ، پزشکی و نظایر اینها شناخته شدند و آثار حیرت انگیزشون در پرو و بولیوی و جاهای دیگر بعنوان نمونه در تیاهواناکو مشهوده ، اونها با علوم اسرارآمیز ، ارتباط با موجودات غیر ارگانیک ، تجربیات مواد روانگردان و بسیاری از موارد دیگر هم آشنا بودند و از ارتباط با بیگانه ها در متونشون صحبت کردن.
اونها در کل نمی تونن اونقدر بچه باشن و همش بازی کنند و نقش و نمایش...و اگه الان سرخپوستها رو می بینین که این نمایشها رو بازی می کنن دلیل نمیشه که گذشتگان هم فقط نمایش بازی می کردن .
سرخپوستهای الان کجا و پیشینیانشون کجا ؟! سرخپوستهای الان یک نسل شکست خورده محسوب میشن ، تمدنشون رو از دست دادن و به حاشیه رانده شدن ، طبیعیه که فقط خاطرات گذشته رو بازی کنن ، ولی چطور یک باستانشناس اینطور نتیجه می گیره که مثلا اینکاها و مایاها و ... از نقشهای عجیب و غریب و نقاشیهاشون فقط هدفشون بازی بوده ، بعدش هم که شارژ می شدن می رفتن تیاهواناکو می ساختند ... اینجور هم که نمیشه ...
.....
نظر شخصی من اینه که تعصبی درباره هیچکدام از دو طرف ندارم اما هر کدام از دو طرف باید دلایلشون منطقی باشه ، نه اینکه فقط شما یقه دنیکن رو گرفتین ، فقط دنیکن نیست ، خیلیهای دیگه هم هستند اما معروفیتشون کمتره ...
.....
اینکه گفتید قدیمیها فکر می کردند کسوف از خشم خدا حاصل میشه باید توجه داشته باشید که در بین همه قدیمیها نبوده و فقط در بین افراد جاهل و خرافی این عقاید وجود داشته ...خشم خدا با کسوف نبوده با چیزهای دیگه بوده ...
.....
آیا حیات بدون آب و غذا ممکن است ؟
علم درگذشته حیات رو جور دیگه تعریف می کرد مثلا با پروتوپلاسم و نیاز به آب و اکسیژن و .... الان ثابت شده که حیات بدون آب و اکسیژن هم ممکنه ، نمونه هاش هم ذکر شد ، مثلا حیات توی نفت ، مصرف آمونیاک ، باکتریهای بی هوازی ، گوگردزی و ... بنابراین این اصل " نیاز قطعی به آب و اکسیژن " برای حیات در علم منسوخ شده و الان دیگه غیر علمیه .
خوب دقت کنید ... قبلا فکر می کردند این یک اصل علمی است و بعد فهمیدند غیر علمی است ، خب این به این معنی است که : از اول " شبه علم " بوده نه اصل علمی !
این اصل به اصطلاح علمی که می گفت آب نیست پس حیات نیست یا اکسیژن نیست پس حیات نیست یا دما خیلی بالاست یا خیلی کمه پس حیات نمیتونه رشد کنه همه " شبه علم " بودند اما در قالب علم مدتها حکومت کردند و دیگران را محکوم می کردند که شما شبه علم هستید ...
علم مدتها براین عقیده بود که هیچکس نمیتونه بیشتر از چند روز " بدون آب و غذا " زنده و سالم بمونه اما فردی هست که گفته میشه خیلی بیشتر از اینها بدون آب و غذا زنده مونده و سالم هم هست ! ...
.................................................. ...
جام جم ،شنبه 11 اردیبهشت 1389 :
.................................................. ...
" تیم تحقیقات وزارت دفاع هند در حال بررسی وضعیت مردی است که از 70 سال قبل تا کنون بدون آب و غذا زندگی می کند !! در این ارتباط محققان بیمارستان احمدآباد هند شرایط جسمی " پرالاد جانی " را بررسی و تائید کردند . این مرد هندی که 6 روز است به این بیمارستان منتقل شده تا کنون به آب و غذا دست نزده است ! پزشکانی که این مرد را معاینه کرده اند ، گفته اند با وجود سن بالا هیچ علامت سوء تغذیه و کم شدن آب ، در بدن وی مشاهده نمیشود . " پرالادجانی " ، مرد سالخورده داستان زندگی خود را این طور تعریف کرده است که در 7 سالگی برای ماجراجویی به تنهایی همانند یک قدیس سرگردان در دنیا ، خانه پدری را ترک می کند . برخی معتقدند که یک نیروی حیاتبخش در کالبد این قدیسین وجود دارد که آنها را قادر می سازد تنها با نیروی روح به حیات خود ادامه دهند ، جانی معتقد است که تحت حمایت یک رب النوع قرار دارد که به وی از طریق سوراخی در سقف دهان با اکسیر ویژه غذا می دهد ."
.................................................. ....
اینجا نظر یکی از مخالفین رو ذکر می کنم ، دکتر "مایکل ون روین " از بیمارستان هاروارد که خبرش رو اینجا آوردم :
( البته پاسخ به اشکالات این دکتر در انتها در یک خبر دیگر آورده شده است )
ماجراي يك گرسنگي 70 ساله
پزشكي . نت : ادعاي پرالاد جاني 82 ساله ، تيتر يك اكثر خبرگزاري هاي مطرح دنيا را به خود اختصاص داده است. اين جوكي هندي ادعا مي كند كه در 70 سال گذشته نه چيزي خورده و نه حتي يك قطره مايعات نوشيده است. پزشكان بيمارستان ارتش هند، جاني را براي بررسي صحت ادعايش ...
به مدت دو هفته ، به صورت شبانه روزي تحت نظر گرفتند و در كمال تعجب مشاهده كردند كه وي اين دو هفته را بدون صرف هرگونه ماده غذايي يا نوشيدني در كمال سلامت به پايان برد.
دكتر مايكل ون روين پزشك متخصص طب اورژانس بيمارستان هاروارد ، مدير فعاليت هاي انساندوستانه هاروارد كه مطالعات زيادي روي آوارگاني كه مدت ها بدون آب و غذا بوده اند انجام داده در اين باره مي گويد: اين پديده باور نكردني است. يك انسان، بسته به شرايط آب و هوايي مي تواند حداكثر 5 تا 6 روز بدون آب به زندگي ادامه دهد . گاهي در شرايط خيلي خاص امكان ادامه زندگي بدون آب به مدت يك يا دو روز بيشتر نيز هست . البته در مورد غذا اين زمان طولاني تر است به طوريكه يك انسان به شرط دريافت مايعات حاوي ويتامين ها و الكتروليت ها قادر خواهد بود تا سه ماه بدون صرف غذا به زندگي ادامه دهد.
البته بابي ساندز از مبارزان ارتش جمهوري خواه ايرلند كه به دليل حمل اسلحه زنداني شده بود در سال 1981 دست به اعتصاب غذا زد ولي بعد از تحمل 66 روز گرسنگي ، درگذشت. گاندي نيز در سال 1932 دست به يك اعتصاب غذاي 21 روزه زد.
اما ماجرا در مورد اين جوكي كمي فرق مي كند. او طي اين مدت به طور كامل محروم از آب نبوده. او هر روز براي شستن دهان مقداري آب در گلو قرقره مي كرده و هر چند روز يك بار نيز دوش مي گرفته و مسلما از اين طريق به هر حال مقداري آب وارد بدنش مي شده.
دكتر ون روين سپس با شوخ طبعي خاصي اضافه مي كند : براي اين جوكي آب زير كاه ذخيره كردن مقدار زيادي آب بعد از هر استحمام در ريش انبوهش اصلا كار دشواري نيست.
وي مي افزايد به هر حال ادامه زندگي بدون آب يك امر غير ممكن است. در واقع در چنين حالتي بدن به جاي متابوليزه كردن قند و گليكوژن كه منابع اصلي انرژي بدن هستند ، شروع به تجزيه منابع چربي مي كند . و اين امر در نهايت به تخريب بافت عضلاني منجر مي شود. بدون غذا ساختار شيميايي بدن به هم مي ريزد. در واقع بدن انسان در شرايط سوء تغذيه طولاني مدت شروع به برداشت از منابع موجود در بافت هاي حياتي مي كند كه اين امر به نارسايي كبد ، قلب ، ساير ارگان هاي حياتي و در نهايت فروپاشي منتهي خواهد شد.
البته در اين مورد خاص ، جاني قبل از رسيدن به اين مراحل به دليل نرسيدن آب بارها خواهد مرد. در واقع سيستم قلبي و عروقي وي به دليل فقدان آب از كار مي افتد. هر آدم روزانه يك تا دو ليتر اب فقط از طريق تنفس از بدن دفع مي كند. ضمن اينكه غليظ شدن خون، فشار زيادي به سيستم قلب و عروق خواهد آورد. به علاوه حتي اگر قلب و عروق بتوانند از اين ماجرا سالم بگذرند نارسايي كليه ها عارضه مرگباري است كه به هنگام نرسيدن اب فرد را از پا در خواهد آورد. وضعيت آدم بدون آب دقيقا مثل يك حبه انگور است كه در اثر نرسيدن آب به يك دانه كشمش تبديل مي شود.
منبع : سی ان ان
برگردان و تدوین : پزشکی . نت
کد:
http://www.pezeshki.net/fa/content/view/1287/1
...........................
ابهامات دکتر " مایکل ون روین " در قسمت انتهای خبر زیر پاسخ داده شده است :
...........................
کمتر کسي پيدا مي شود که به علت مشغله زندگي اش نداند آخرين بار چه خورده اما پرالاد جاني يکي از آنهاست . علت آن هم اينست که آخرين لقمه غذايي که او خورده زمان جنگ جهاني دوم بوده است .اين مرد هندي 82 ساله مي گويد نمي دانم آخرين بار کي غذا خورده ام اما ميدانم زماني خيلي مديدي بوده است. جاني مي گويد در هفتاد سال گذشته او حتي يک دانه برنج و يا يک قطره آب نخورده است .اما آنگونه که او ميگويد اين نخوردن هيچگاه سلامتي او را تهديد نکرده است .
به گفته او صد تا 200 کيلومتر در جنگلها راه مي رفته در حالي که يک قطره عرق از او نيامده و احساس خستگي يا کسلي به او دست نداده است . باور کردن حرفهاي اين مرتاض هندي قدري دشوار است با توجه به اينکه پزشکان مي گويند انسان بدون نوشيدن آب تا يک هفته بيشتر دوام نمي آورد و بدون غذا فقط توان زندگي دو ماه را دارد . اما دلايلي وجود دارد که ما ادعاي اين مرد هندي را باساني رد نکنيم . او در يک کنفرانس خبري در شهر احمد آباد هند درمقابل خبرنگاران ظاهر شد و گفت من قوي و سرحال هستم و حتي پزشکان هم تاييد مي کنند . پزشکان در مدت 15 روز آزمايشهاي مختلفي را بر روي او انجام داده اند و اين خدا بوده است که خواسته من اينگونه باشم .
او ميگويد درسن هفت سالگي خانه اش را در راجستان ترک کرده و در جنگلها سکني گزيده است . در سن يازده سالگي به يک گروه مذهبي هندو پيوست و روزانه ساعتها را به تمرکز مي گذراند. در چهل سال گذشته او در غاري نزديک معبد امباجي در گجرات زندگي کرده است . ساعت چهار صبح بيدار ميشود و بيشتر وقتش را در حال تمرکز است .به نوشته ديلي ميل برخي پزشکان پس از انجام آزمايشاتي بر روي پرالاد جاني مي گويند او نياز به خوردن آشاميدن و دستشويي رفتن ندارد. در سال 2003 نخستين محک براي اثبات ادعاي او مبني بر نخوردن غذا و آب صورت گرفت. و از همان موقع تاکنون زير نظر دکتر سدير شاه نورولوژيست ساکن در شهر احمد آباد بوده است . پزشکان او را به مدت ده روز در يک از اتاقهاي شيشه اي بيمارستان مستقر کرده و دوربينهاي مداربسته اي را نيز براي نظارت بر او قرار دادند و توالت ساختمان نيز بسته شد. تنها آبي که براي او تجويز شد اندکي دهان شويه بود اما پزشکان قطرات اين دهان شويه را پس از تف کردن او جمع آوري کردند تا مطمئن شوند که او آن را نمي خورد .
اسکن بدن او نشان داد ادرار کمي در برخي مجاري ادراري او وجود دارد اما اين ادرار جذب بدن ميشود. از سوي ديگر پزشکان متوجه شدند هيچ حالت غيرعادي دربدن اين مرتاض هندي وجود ندارد. پزشکان زير نظر دکتر سدير شاه امسال نيز چنين آزمايشي را تکرار کردند. اين آزمايش به مدت پانزده روز از بيست و دوم آوريل امسال آغاز شد و پنجشنبه هفته گذشته پايان يافت . اين بار پزشکان انجمن فيزيولوژي وزارت دفاع زير نظر رييس اين انجمن و يک موسسه ديگر به نام الايد ساينس که زير نظر وزارت دفاع فعاليت تحقيقاتي دارد نيز با دکتر سدير همکاري نزديکي داشته اند. نتايج اين آزمايش اخير آنها را نيز شوکه کرد آنها متوجه شدند اين مرتاض هندي در عين اينکه در پانزده روز آزمايش هيچ آب و غذايي نخورده اما از سلامت کامل برخوردار است . آزمايش خون هورمون ام ار اي و آنژيوگرافي همه حکايت از آن دارد که جاني نيازي به غذا خوردن ندارد . مدير انجمن فيزيولوژي وزارت دفاع هند مي گويد آنچه مايه تعجب است اين که او هيچ ادرار و مدفوعي نداشته است و هيچ توجيه علمي براي آن وجود ندارد.
کد:
http://www.khodaie.blogfa.com/
بیگانگان و بناهای پیشینیان
خرابه های شهر قدیمی بعلبک در لبنان با سنگهای 750 تنی ! آن نمودار دانش گسترده معمارانی است که در دورانی که حتی مردم از چرخهای ساده بارکشی و یا بتن آرمه اطلاعی نداشتند ، چنین بنای عظیمی ساخته شده است .
حدود 1 کیلومتری شهر ، هنوز هم می توان سنگ تراشیده ای را دید که 2000 تن ! وزن دارد ...
" دنی سورا " باستانشناس فرانسوی این عملیات خارق العاده را به موجوداتی " مافوق طبیعی " نسبت داده است .
پروفسور آگرست محقق مشهور روسی که در عین حال فیزیکدان و ریاضیدانی برجسته و نامدار هم بود در مجله " لیتراتور نایاگازتا " اظهار عقیده کرده است که بر اساس اطلاعاتی که از متون قدیمی و مدارک و اسناد تاریخی بدست آمده ، به جرات می توان اعلام داشت که کسانی که توانایی انجام چنین اعمال شگفت آوری را داشته اند از دانشی ناشناخته در سطح دانش فضانوردی ماقبل تاریخ برخوردار بوده اند ...
.......................................
در جایی دیگر در آفریقا و در خرابه های زیمبابوه نشانه هایی از تمدنهای باستانی یافت شده است .
"زیمبابوه " سرزمینی است غنی و سرشار از معدن طلا که بر اساس نوشته های تورات ، کشتی هیرام و سلیمان در جستجوی طلا به آنجا می رفتند .
در خرابه های آنجا ، هنوز هم می توان قلاع و دژهایی مرتفع یافت ( شبیه ماچوپیچو در کشور پرو ) با برجهای بیضی شکل و معوج خود و بدون هیچ رخنه و شکاف و در و دروازه ) که تنها مدخل آن در بالای ساختمان قرار داشته و این تصور را به ذهن متبادر میسازد که قلعه نشینان مرموز یا بال و پر داشته اند و یا از قدرت پرواز برخوردار بوده اند !
در ماچوپیچوی کشور پرو این قلعه ها را " اتاقهای مردان پرنده " می نامند .
در متون کهن آمده سلیمان در سفر با قدرت باد ،در صبح مسیر یک ماه و در عصر مسیر یک ماه را می پیموده است .
همینطور موجودات غیر انسانی حضور داشتند که در متون کهن از آنها با عنوان " بنا " و " غواص " نام برده شده است ، آنها می توانستند آنچه را که خواسته می شد بسازند و یا بیابند .
همچنین گفته شده در دربار سلیمان مردی بود که از دانشی خاص بهره مند بود و تخت بلقیس را از سرزمین " سبا " در یمن در کمتر از چشم بر هم زدنی حاضر کرد .
......................................
دهها و صدها مورد دیگر از این نشانه ها وجود دارد که در کتابهای گوناگون به آنها پرداخته شده است .
منبع ( بعلبک و زیمبابوه ) :
کتاب : تاریخ ناشناخته بشر .
محقق : روبر شارو .
فیلم ارباب حلقه ها ، الهام شده توسط بیگانگان
در اینجا می خوام یک تحلیل از فیلم " ارباب حلقه ها " داشته باشم که نظر شخصی خودمه و لازم نیست کسی اون رو باور کنه ، هر کسی هم که باور نمیکنه اون رو بصورت یه تحلیل تخیلی در نظر بگیره :
..........................
از نظر من ، بیگانه های غیر انسانی خیلی نزدیکتر به ما هستند از اون چیزی که فکر می کنیم ...اونها حتی در وجود ما ، در افکار و احساسات ما هم نفوذ می کنند و به این ترتیب سرنوشت یک قوم و تمدن رو به سمت و سویی که دلشون بخواد می برند ...
من اولین بار یعنی همون موقع که این فیلم رو دیدم فکر می کردم که این فیلم یک فیلم معنوی و هدایتگره اما وقتی بعدها دقیقتر فلسفه فیلم رو تحلیل کردم و عناصر اون رو مثل قطعات پازل کنار هم چیدم متوجه شدم که این فیلم یک " فیلم شیطان پرستانه " است که بطور بسیار ظریفی نمایش داده شده است .
شخصيت منفي فيلم یعنی " سارامون " به عبارتی همان " سالومون " یا " سلیمان " است !
شما در این فیلم انبوه انسانها و بیگانه ها رو در کنار هم می بینید که دشمن واحدی دارند و اون کسی نیست جز " سارامون " .
در واقع توی این فیلم نشون میده " سارامون " دیگران رو به بندگی میگیره و همه سعی می کنند با شعار " آزادی " با اون به مبارزه برخیزند .
در متون کهن هم از تسخیر جن و شیطان توسط سلیمان سخن گفته شده واینکه آنها مجبور بودند برای او کار کنند و اگر تخلف می کردند به سختی مجازات می شدند...قدرت و حکومتی فراگیر ،" بیگانگان طغیانگر "رو در بند کشیده بود .
اما موضوع اصلی همون " حلقه " است . موضوع انگشتر سلیمان آنقدر معروفه که نیازی به توضیح نداره و گفته میشده که هر کسی اون رو به دستش می کرده قدرتهای خارق العاده ای به دست می آورده ...
در فیلم ارباب حلقه ها هم می بینیم که از اول تا آخر صحبت سر این انگشتره و اساسا اسم فیلم " ارباب حلقه ها"ست .
من متوجه شدم که هالیوود با شعار آزادی از نوعی که" بیگانگان طغیانگر "اون رو تبلیغ می کنند با ساختن این فیلم آگاهانه یا نااگاهانه در همون مسیری میره که به " آرماگدون " یا جنگ نهایی بین خیر و شر منتهی میشه ...منتهی بیگانه ها با عوض کردن جای خیر و شر سعی می کنند خودشون رو خیر و خوب نشون بدند و اینطور گسترش بدند که پیروان منجی پایان دنیا و همه اونهایی که قبلا اومدند همه دشمن شما هستند و ما دوستان شماییم ...
من معتقدم که" بیگانگان طغیانگر " با مشاهده فیلمهایی نظیر این در اوج خوشی هستند و الهاماتشون طرفدار زیاد پیدا کرده ...
البته این خوشی اونها زیاد دوام نمیاره ...
ماه و اشکال نورانی ناشناخته
در سال 1869 ، پس از آنکه یک سری نقطه های نورانی به اشکال مختلف هندسی بر سطح ماه دیده شد ، انجمن ستاره شناسی به تعدادی از ستاره شناسان ماموریت داد تا کره ماه را در نظر بگیرند .
ظرف مدت دو سال ، بیش از یکصد نوع از این اشکال نورانی از جمله راست گوشه ، خطوط مستقیم و مثلث را ثبت کردند که بیشترشان در اطراف دریای کریسیوم دیده شده است .
این اشکال نورانی در اواخر سال 1871 سرانجام خاموش شدند .
در سال 1912 یک ستاره شناس آمریکائی بنام اف بی هریس گزارش داد که یک شیئی عظیم الجثه سیاهرنگ که قطر آن را 50 مایل تخمین می زد ، درحال حرکت بر فراز کره ماه دیده است . این جسم آنقدر به کره ماه نزدیک بود که سایه آن بر روی سطح ماه افتاده بود .
در 30 مارس 1950 دکتر " پرسی ویلکینز " ستاره شناس مشهور انگلیسی ، اشتعال و فروغ عجیبی را در نزدیکی " اریستارکوس " مشاهده کرد . او این پدیده تابناک را به شکل بیضی توصیف کرد و گفت به نظر می رسید که در دهانه کوههای ماه در پرواز بود .
سه ماه بعد دکتر " جیمز بارتلت"ستاره شناس امریکایی نیز یک چنین شیئی مشابهی را در همان نقطه مشاهده کرد.
در 1953 " جان اونیل " ( سردبیر علمی نشریه نیویورک هرالد تریبون) ، دکتر اچ ، پی، ویلکینز ( محقق مطالعات کره ماه )و پتریک مور ( دانشمند انگلیسی ) چیزی شبیه یک " پل " در دریای کریسیوم ماه مشاهده کردند که دست کم دوازده مایل طول داشت . این یک پدیده مهندسی اعجاب انگیزی بود که در مدت کوتاهی صورت گرفته بود ، زیرا پنج هفته قبل همگی همین بخش ماه را با تلسکوپ مورد مشاهده قرار داده بودند و اثری از این بنارا رویت نکرده بودند .
................
هنگام پرتاب سفینه های فضائی ، اجسام پرنده ناشناس مشاهده گردیده اند، بخصوص هنگام پرتاب جمینی 4 و 7.
جمینی 4 فضانوردان مک دیویت و بورمن را حمل می کرد که سر راهشان یک یوفو را مشاهده کردند، این یوفو به موازات سفینه آنها حرکت می کرد . فضانوردان در آن هنگام فکر کردند عملیات گریز و رهایی را انجام دهند .
یک یوفو دیگر طبق گزارشها سفینه جمینی 7 را تعقیب می کرده است .
آپولو 12 ، سفینه ماه پیما ، هنگامی که در 132000 مایلی فضا بود از سوی اجسم پرنده ناشناس اسکورت می شد ، که یکی در جلو و دیگری در پشت آن قرار داشتند.
یکی از فضانوردان آپولو بنام " گوردون " که متوجه حضور آنها می شود مشاهداتش را چنین گزارش می دهد :
" آنها خیلی درخشانند و به نظر می رسد که به ما علامت می دهند " و بعد از آن در تماس با مرکز فرماندهی هوستون گفت : " به هر حال ما تصور می کنیم که رفتار آنها با ما دوستانه است ."
اگرچه از آن به بعد هیچ تائید مستقیمی از مرکز فرماندهی هوستون و پایگاه فضائی ناسا ابراز نشد ولی این نورها در اروپا نیز دیده شد و رصدخانه های اروپائی آن را یادداشت کردند.
....................
منبع :
کتاب : گمشدگان مثلث برمودا
نویسنده : چارلز برلیتز
تصور ما از بیگانه ها باید تکامل یابد
موجودات پرنده ای که بر روی زمین زندگی می کنند هرکدام به طور طبیعی از قابلیت پرواز در کالبد خود برخوردارند. به عنوان مثال یک حشره برای پرواز کردن تنها کافی است تا رشد کرده و پرواز کند . بنابراین آنها نیازی به علم و تکنولوژی پرواز و ساخت وسایل پرنده ندارند .
قابلیت پرواز در یک حشره یا یک پرنده نهادینه شده است ، یعنی آن را در درون خود دارد نه در بیرون ...
................................................
نکته ای که اینجا می خواهم به آن اشاره کنم این است که هر چیزی را که انسان در بیرون می سازد در واقع وسیله ای است که به واسطه آن قصد دارد تا " ناتوانی کالبد" خود را جبران نماید .
................................................
زمانی کامپیوترهای ساخت بشر حجم بسیار زیادی داشتند که فضای سالنهای بزرگی را اشغال می نمودند . اکنون کامپیوترهایی بسیار قویتر در حجمی بسیار کوچکتر ساخته شده اند و به نظر می رسد که این فرایند قویتر و کوچکتر شدن همچنان ادامه خواهد یافت ...
اینها مراحل سیر تکامل کامپیوتر است :
الف : کامپیوترهای بزرگ اولیه که فضای یک سالن را اشغال می کردند .
ب: کامپیوترهای رومیزی
پ : کامپیوترهای قابل حمل و نقل شخصی
ت : کامپیوترهای پوشیدنی
ث: کامپیوترهای درونی
پیشگویان علمی ازفرایند کوچکترشدن کامپیوترها در آینده ای نه چندان دور خبر می دهند ، به عبارتی دیگر آنها معتقدند که به زودی صفحه مانتیتور جای خود را به عینکهای واقعیت مجازی و سه بعدی می دهد و در مرحله بعدی با استفاده از لنزهای کارگذاشته شده در چشمها بطور کلی چیزی به عنوان مانیتور یا عینک دیده نخواهد شد ...
و سرانجام و همه چیز درون کالبد کاشته خواهند شد و ازسیستمهای عصبی بینایی و مغز برای انتقال داده ها استفاده خواهد شد ...
اگر به این فرایند به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که یک تکنولوژی از فضای بیرون به داخل کالبد مهاجرت کرده و با آن یکی می شود ...
................................................
همین فرایند در پیشگوییهای علمی برای پرواز در نظر گرفته شده است . یعنی الان ما در عصری هستیم که تنها با هواپیماهای غول پیکر می توانیم پرواز کنیم و یا با هواپیماها و هلی کوپترهای کوچک ... به تدریج وسایل پرنده کوچکتر و شخصی خواهند شد . به عنوان مثال کوله پشتی های پرنده می توانند در آینده به وسایل پرنده بسیار عالی ، کوچک و شخصی تکامل یابند . در مرحله بعدی توان افزودن رباتهای پرنده به کالبد انسان نیز می تواند محقق شود و در واقع فرایند پرواز با کالبد انسان ادغام می شود ...
........................
در مثالهای بالا می بینیم که آنچه اهمیت اساسی دارد " کالبد انسان " و تلاش در جهت تکامل آن است .
اگر ما به طور طبیعی با قابلیت پرواز به دنیا می آمدیم شاید وسایل پرنده اینقدر برای ما مهم نبودند .
اگر ما دارای یک سیستم تله پاتی موروثی و ژنتیکی بودیم و می توانستیم در یک شبکه درونی به سهولت با هم ارتباط زنده داشته باشیم نیازی هم به توسعه تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی هم احساس نمی شد .
اگر دارای یک سیستم ایمنی و ترمیم بسیار پیشرفته تری در خود بودیم نیازی هم به علوم و تکنولوژیهای مربوط به پزشکی و نظایر آن نداشتیم ...
انسان در آرزوی پرواز بر فراز ابرها و سفر به ستارگان و کهکشانهای دوردست بوده است . او توانائی پرندگان و ضعف خود را دیده ... و با خود اندیشیده که حال که قابلیت پرواز را در کالبد خود ندارم پس آنرا در بیرون ایجاد می کنم و سپس سوار بر آن می شوم...
شما به تمام تلاشهای بشری نگاه کنید و تمام ساخته ها و تکنولوژی آنها را نگاه کنید ، همه نشانه یک چیز است .
نیاز به دگرگونی و تکامل " کالبد انسان "...
...........................
گروهی از درون گرایان راهی متفاوت را در پیش گرفتند . آنها بر این باورند که بجای استفاده از ابزارهای بیرونی مستقیما از ابزارهای درونی برای تکامل خود استفاده کنند . زیرا بر این باورند که انسان نه تنها از لحاظ هوش و خرد بلکه از لحاظ قدرت نیز بسیار فراتر از آن چیزی است که ظاهر است و مشاهده می شود .
در واقع بعضی از درونگرایان معتقدند که ما انسانها تمام تکنولوژیهای بیرونی را مستقیما و بطور طبیعی و درستش در درون داریم اما آنها را تکامل نداده ایم . به عنوان مثال قدرت پرواز یا نامرئی شدن و یا ارتباط تله پاتیک پیشرفته و نظایر اینها که به طور خیلی پراکنده در متون کهن یا مثلا در بین یوگیهای هند و در جاهای دیگر به آنها اشاره شده است همه را یکجا در درون خود داریم اما از آنها استفاده نمی کنیم ، آنها از کالبدهای دیگر سخن می گویند ، کالبد لطیف ، کالبد اختری ، کالبد ذهنی ، کالبد روحی ، کالبد نوری...از پرواز با این کالبدها سخن می گویند ... و از موجوداتی که در این کالبدها زندگی می کنند ...
.........................
اینطور به نظر می رسد که طبقه بندی کردن موجودات کره زمین یا کرات دیگر ، تنها بر اساس میزان قدرت تکنولوزیک بیرونی آنها اشتباه است و ما معمولا توانائیهای درون ساختاری آنها را نادیده می گیریم .
اگر موجودات ساکن در یکی از سیارات به شیوه ای متفاوت از ما تکامل یافته باشند ، به عنوان مثال آنها قابلیت پروازهای دوربرد را در کالبد خود داشته باشند و یا قابلیت نامرئی شدن و غیره ...ما دیگر با موجوداتی که سوار بر سفینه ها به سمت کره زمین می آیند مواجه نیستیم ... در واقع آنها دیگر نیازی به سفینه ندارند و همه قابلیتها را در کالبد خودشان دارند ... آنها اینگونه به دنیا می آیند ...
اگر موجوداتی چند میلیون سال از ما جلوتر باشند به میزان حیرت انگیز و غیر قابل تصوری از ادراک چگونگی آنها ناتوان هستیم ...
ما باید برای ادراک موجودات بسیار بسیار پیشرفته تر و تکامل یافته تر از لحاظ کالبد و ساختار ، تصوراتمان را بسیار بسیار تکامل ببخشیم .
موجوداتی که یک لحظه در یک کهکشان هستند و لحظه ای دیگر در کهکشانی دیگر و لحظه ای دیگر در اتاق شما ...
آنچه را که شما اکنون یک تصور می دانید آنها پیشتر به آن رسیده اند ...