خط زدن بر من، پايان من نيست
آغاز بی لياقتی توست !!!
Printable View
خط زدن بر من، پايان من نيست
آغاز بی لياقتی توست !!!
نمی خواهم بودنت در زندگی من
فقط حلقه ای به دستم اضافه کند ...
در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
که گریز از تو ممکن نباشد
تو
تمام تنهاییهایم را
از من گرفته ای
خیابانها
بی حضور تو
راههای آشکار جهنم اند
شمس لنگرودی
البته قسمت اول از اورهان ولی
ساکتم هیچی نیستم
حتی آنقدر مرد نیستم که عاشقم باشی
اما کاش میفهمیدی
من در برابر هرزه های بی احساس این شهرشلوغ
فقط یک پسر ساده ساده ام ....!
.
.
.
چِقَدر پَر مـے کِشَـ ـد دِلَم بـﮧ هَوآے تو
اِنگآر تَمآمِ پَرَنده هآے جَهآטּ
کاش می شد آدم گاهی
به اندازهی نیاز، بمیرد...
بعد بلند شود
آهسته آهسته
خاکهایش را بتکاند
گردهایش بماند
اگر دلش خواست،
برگردد به زندگی...
دلش نخواست،
بخوابد تا ابد
کاش میشد گاهی آدم
به اندازهی نیاز
بمیــــــــــــــــــــرد ...!!
جغرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من.......
علیرضا بدیع
دُنیـــــــا، آدمهـــایــی دارد کـِــه سکـــوت تـــو را در بـَـــرابـَـــر ضَعــف ادبشــــان
بـِـه پـــای نَفهمیـت مـی گــذارنـد نـَـه بـُــزرگـــواریـت ...
[FONT='lucida grande', tahoma, verdana, arial, sans-serif]
[/FONT]
کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگر اغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند
سهراب سپهری
هیچگاه، هیچ جا، این همه اندوه در کنار هم جمع نمی شود.........
خدا ما رو برای هم نمی خواستفقط می خواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ما ، مال ما نیستفقط خواست نیمه مون و دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخخدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواستخودت دیدی دعامون بی اثر بود . . .
:((
شاعر : دکتر افشین یداللهی