-
مجله دانشمند 1352
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در اون سال 1973 قرار بود اين سيستم رادياتور روي ماشينهاي آمريكايي نصب بشه اما به دلايلي انجام نشد..احتمالا كارايي مناسبي نداشته و اينكه توان زيادي از موتور ميگرفته و هزينه هاي تعمير و نگهداري هم زياد بوده..
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
-
نقل قول:
دوستان فرق مدل های ساده و Z28 تو کامارو های مدل بالا جز طرح کاپوت و هواکش رو گلگیر چی هست؟
اخه جفتشو میشه رو یه مدل بیس سوار کرد
این عکس ها رو ببنید، به نظر شما یه Z28 واقعیه؟ تو نمایشگاه اروند هم اورده بود ماشینو
[HTML]http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M768804.jpg[/HTML][HTML]http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M768798.jpg[/HTML]
از بچه های اصفهان کسی نرفته اینجا که واسمون بیشتر عکس بذاره؟!
اینم پیدا کردم اما هیلترشکن میخواد
[HTML]http://picasaweb.google.com/3pehr.m/zVLUsB02?feat=directlink[/HTML]
سلام
بله این ماشین زد28 واقعیه
نقل قول:
از اين مدل كاتلاس ديدم.به نظر ماشين جالبي مياد و خيلي سبكتر و كم هزينه تر از ماشينهاي ديگه امريكايي در رده خودشه.شايد يكي از دلايلش ديفرانسيل جلو بودن اون باشه.البته سبكتر منظورم وزن نيست.بلكه هزينه نگهداري و سواري دادن اونه.چندتايي توي اهواز ديدم.يه بار هم از صاحب يكي از اينها سوال كردم گفت راضي هستم و مشكل خاصي تا حالا نداشتم.البته ممكنه يه ماشيني خوب نگهداري بشه و يكي ديگه نه و در اين صورت معلومه كه هزينه هاي متفاوتي هم خواهند داشت.
مصرفش فكر كنم همين حدودي باشه كه نوشته شده.موتور عرضي دارن انگار يه مدل اروپايي فورد يا اپل رو با يه ماشين آمريكايي مثل كاديلاك قاطي كرده باشن و اين از توش در بياد.!!! به نظر من انتخاب خيلي خوبيه نسبت به الدزمبيلهاي ديگه مثل نايتي ايت 98 .
اگر فني هستيد كه خوبه. من فكر ميكنم اگر ماشين سرپا و سالمي باشه همين حدود ارزش داشته باشه و البته كمتر بگيريد هم كه چه بهتر چيزي كه بيشتر از همه ميتونه اذيت كننده باشه گيربكسهاي اينهاست كه احتمالا از نظر قطعات كمياب باشن.هرچند كه نوشته قطعاتش هست اما بايد ديد چه كيفيتي دارن و ساخت كجا هستند؟
براي استفاده روزمره از نظر من اگر مشكل فني نداشته باشه و مرتب نگه داشته باشن فكر ميكنم تا سه يا چهار سال راحت بدون دردسر جواب بده..البته بازهم ميگم شرايط نگهداري و نوع استفاده هم خيلي مهمه..هر ماشيني هم كه باشه همين شرايط براش هست و نه فقط آمريكايي يا ژاپني.
اگر ساكن تهران هستين فكر كنم تعداد بيشتري از اين مدل رو بتونيد پيدا كنيد..سعي كنيد با صاحبانشون صحبت كنيد و ببينين تجربه اونها روي اين مدل چي بوده؟
در مورد Z 28 متاسفانه من تا حالا از نزديك نديدم..البته بجز اون رم ايرهاي روي كاپوت و گلگير تفاوتهايي هم در موتور داره..و احتمالا در گيربكس و ديفرانسيال...فكر كنم حتي يه ميله ضد غلتش هم رو ي ديفرانسيل عقب سوار باشه( مثل كاپريس كلاسيك) تا سر پيچها كنترل و پايداري بهتري داشته باشه..
درسته این الدزمبیل های 90 ماشین های بسیار عالی هستن
اگه یه تمیزش گیر بیاد یه عمر ماشینه به شرطی که درست استفاده بشه
1 نفر رو ندیدم بد این ماشین رو بگه تازه کلی هم تعریف میکنن
اتفاقا اونجا که گیربکس ماشینم رو عوض کردم یه الدزمبیل هم بود که موتورش رو باز کرده بودند
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
-
من یه موردی هم بگم
اولدزمبیل های دهه 90 که وارد شدن تا جایی که میدونم 3 نوع موتور داشتن که ایران بیشتر مدلهای 3.1 و 3.3 وارد شدن نمونه دیگه فکر میکنم 2.6 هستش .
-
تصاویری از زیباترین شورلتی که تا حالا ندیدین
-
سلام دوستان
کسی میدونه شولت نوا 6 سیلند چجور ماشینی منظور اذیت کار بودنشه یهو تو خیابون بذاردت دایم تو تعمیر گاه باشی و...
-
شرمنده parisa_s204 با اينكه خيلي مدرن هست اما اصلا با قيافه اون ارتباطي برقرار نكردم..فكر نميكنم يه امريكايي سوار واقعي از اين تيپ و مدلها خوشش بياد! بيشتر شبيه يه اسباب بازي پلاستيكي براي بچه هاست تا يه آمريكايي اصيل براي زندگي...به جرات ميتونم بگم تمام كسايي كه توي كلوپ هستن عاشق نمونه هاي قديمي و كلاسيك همون فرم بدنه دهه 60 و 70 آمريكا شدن..وگرنه اين مدلهاي جديد چيزي براي گفتن ندارن مگر اينكه ردي از اون طراحي دهه هاي طلايي امريكا رو با خودشون داشته باشن..مثل كامارو و ماستنگ هاي جديد.
نقل قول:
کسی میدونه شولت نوا 6 سیلند چجور ماشینی منظور اذیت کار بودنشه یهو تو خیابون بذاردت دایم تو تعمیر گاه باشی و...
شما اگر منظورت اينه كه اصلا خراب نشه ..خير اينجور نيست و مثل هر ماشين ديگه اي مشكل هم پيدا ميكنه و خرج و مخارج بالا هم داره! اما اگر خصلت خاصي در اون رو جويا هستي دو مورد رو بايد بگم كه خودم با داشتن چند تا نوا با اونها برخورد داشتم:
اول اينكه كلا موتور 6 ضعيفتر از هشت هست و اگر بعد از رانندگي با يه نوا بري و سوار يه بيوك بشي واقعا ميفهمي چقدر تفاوت دارن! اونوقت ديگه چندان به نوا رقبتي پيدا نميكني..
مورد بعدي كه خيلي مهمه طراحي مشكل ساز 6 سيلندر رديفي هست كه يه موتور خيلي دراز رو بوجود آورده و اولين مشكل اون عدم كارايي سيستم خنك كننده و رادياتور و البته واتر پمپ براي خنك كردن اونه كه بيشتر در سيلندر هاي 5 و 6 كه دورتر از واتر پمپ هستن دچار سوختگي سوپاپ يا ترك خوردن نشيمنگاه سوپاپ ميشن و دوختن هم فايده نداره و بايد سرسيلندر كامل عوض بشه..سر سيلندر سالم هم به اين راحتي گير نمياد چون واقعا كميابه..قيمت يه دست دوم سالم اون كه سال 84 براي دوستم خريديم حدود 350.000 تومان در امد..الان حتما خيلي گرونتره..ديگه موتور رديفي در سيلندر بالا ساخته نميشه و همه خورجيني شدند..
-
دوستان دوج چارجر و چلنجر مدل 68 و 69 با هر وضعیتی سراغ داشتید ممنون میشم اطلاع بدید . برای بازسازی هستش ... یکی هستش که ادعا می کنه داره ولی عکس نمیده و قیمت هم بالا میگه .
-
نقل قول:
دوستان دوج چارجر و چلنجر مدل 68 و 69 با هر وضعیتی سراغ داشتید ممنون میشم اطلاع بدید . برای بازسازی هستش ... یکی هستش که ادعا می کنه داره ولی عکس نمیده و قیمت هم بالا میگه .
سلام
چلنجر از سال 1970 تولید شده
فقط چارجر 68-9 داره
-
نقل قول:
شرمنده parisa_s204 با اينكه خيلي مدرن هست اما اصلا با قيافه اون ارتباطي برقرار نكردم..فكر نميكنم يه امريكايي سوار واقعي از اين تيپ و مدلها خوشش بياد! بيشتر شبيه يه اسباب بازي پلاستيكي براي بچه هاست تا يه آمريكايي اصيل براي زندگي...به جرات ميتونم بگم تمام كسايي كه توي كلوپ هستن عاشق نمونه هاي قديمي و كلاسيك همون فرم بدنه دهه 60 و 70 آمريكا شدن..وگرنه اين مدلهاي جديد چيزي براي گفتن ندارن مگر اينكه ردي از اون طراحي دهه هاي طلايي امريكا رو با خودشون داشته باشن..مثل كامارو و ماستنگ هاي جديد.
بله منم تشکر میکنم از عکس ها اما این قرتی بازی ها و طرح های کانسپت بیشتر به پژو میاد و اینجور شرکت های خورده پا، از شورولت بعید بود ... !
داخلش چه قدر زشته! شبیه سنگ روشویی میمونه!!:27:
واقعا فرانسه که صنعت خودروی ما رو استعمار کرده هیچی نیست، یه بار یه ای سی یو ماشین ژاپنی، آلمانی یا امریکایی رو با یه ای سی یو پژو یا سیتروئن مقاسه کنید میفهمید چی میگم، برای اینکه جلو تعمیر کردن ای سی یو رو بگیره و بیشتر ما رو به خودش وابسته کنه یه موم پاشیده روی کیت، مثل پاک کن ولی خیلی سفت تره و باید با تیغ بیفتی به جونش تا یه ذره اشو بکنی، اگه قصدت تعمیر باشه و تعویض قطعه سوخته که خیلی باید ماهر باشی تا به بقیه جا ها اسیب نزنی، کلا این فرانسوی ها هم مثل روس ها هستند، فقط فکر وابسته کردن و استعمارند.
نقل قول:
اول اينكه كلا موتور 6 ضعيفتر از هشت هست و اگر بعد از رانندگي با يه نوا بري و سوار يه بيوك بشي واقعا ميفهمي چقدر تفاوت دارن! اونوقت ديگه چندان به نوا رقبتي پيدا نميكني..
:41:
کاماروی من شیش هم حال میداد
اما خب هشتش که خدا بود:42:
با 8،یه بار با یکی از دوستای برادرم که یه آزیرا 6 سیلندر داره کورس گذاشتم نتونست بگیره، بعد که وایسادم اینقدر اعصابش خورد بود میگفت اگه ماشین منم 2 تومن می ارزید همینجوری باش میرفتم!!!:39::31: حالا ناگفته نماند که خودشم پای سنگینی داره و پکوند، (ما یه اصطلاح داریم میگیم پاشو کرده بود تو منیفول!! = فشار زیاد پدال گاز)
-
نقل قول:
بعد که وایسادم اینقدر اعصابش خورد بود میگفت اگه ماشین منم 2 تومن می ارزید همینجوری باش میرفتم!!!:39::31:
اين قسمت واقعا نشون داد كه طرف چقدر حالش گرفته شده! چون ماشين روز 50 ميليوني اون با كلي ادا و اطوارهاي سيستمهاي سوخت رساني و باز و بسته شدن سوپاپ و انژكتور و گيربكسهاي تيپ ترونيك و اتوماتيك و نيمه اتوماتيك و دستي و انواع پمپ هاي سوخت رساني و هزار تا بامبول بازي ديگه نتونسته از يه بقول خودش ماشين 2 توماني مدل سي و چند سال پيش با يه تكنولوژي خيلي ساده موتور و گيربكس ببره!!! حالا چرا؟ دلايل زيادي داشته و نميشه توي اينجا در موردش زياد چيزي گفت چون بايد توي يه شرايط استاندارد و تحت نظارت دستگاههاي دقيق اندازه گيري نسبتهاي هر دو ماشين رو چك كرد و تست كرد و در نهايت دليل پيروزي يا شكست رو مشخص ساخت..
گاهي اوقات رانندگي بد يه نفر ميتونه حتي قدرتمند ترين ماشين رو هم در يه مسابقه بازنده كنه و برعكس رانندگي صحيح و استفاده درست و بجا از توانايهاي يه خودرو ميتونه باعث پيروزي بشه..اينو به عينه ميشه در مسابقات اتومبيلراني در دنيا ديد بخصوص F 1 و رالي و تورينگ.بردن ماشين به آن طرف مرز تواناييهاي اون بدون اينكه مشكل خاصي بوجود بياد و از كنترل خارج بشه يك هنره كه از پس هر كس بر نمياد..
من ديدم كه يه نوا معمولي كه گير بكسش هم دستي و نسبتا سالم بود خيلي راحت توانست يه زانتيا تميز و نو از نوع ويژه ( exclusive) جا بگذاره و تا زماني كه نوا تمايل داشت همچنان از زانتيا جلوتر بود و زانتيا موقعي تونست جلو بزنه كه نوا پاي خودشو از روي گاز برداشت و با دست به زانتيا اشاره داد كه حالا بيا برو...!!!
در هر صورت اگر اتومبيلهاي آمريكايي دهه 60 و 70 هم مثل ماشينهاي مدرن امروزي ميتونستند از سيستمهاي سوخت رساني بهتر و يا گيربكسهاي داراي اوور درايو استفاده كنن خيلي بيشتر از اين چيزي بودن كه الان هستن..