من که ساری هستم همیشه 3 شنبه میاد:دی
Printable View
من که ساری هستم همیشه 3 شنبه میاد:دی
تایید میشه. به غیر دفعه اولنقل قول:
من که ساری هستم همیشه 3 شنبه میاد [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اره دیگه رسما اعلام کردن سه شنبه ها میاد!نقل قول:
:دی برای من که همون نیما نوشته :دینقل قول:
آقا این چه وضعشه هر سری کیفیت پک و چاپ روی دیسک میاد پایین تر...
احتمالا از پک بعدی میرن پرینکو میگیرن روش برچسب میچسبونن...
آره ! قسمت 5 یکشنبه اومد !نقل قول:
eeeeeeنقل قول:
vcd گرفتی یا dvd ؟
ما نیز مشاهده کردیم!:biggrin: نسبت به پک قبلی افت کرده بود که دلیل اونم به نظر من اضافه بیش از حده گره های بیهوده تو داستان بودش! ولی در مجموع لذت بردم.:31:
شوخی کردم چه سریع باور میکنی :دینقل قول:
میگن این سری همش CD داده به بازار DVD نبوده!؟
ساده ایم دیگه [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
dvd هم بوده.....:46:نقل قول:
نه !نقل قول:
برای منم نوشته سیامک:دی
دی وی دیم هست
شما احتمالا سری قبلی هم همینو نگفتی؟!نقل قول:
شاید یکی دیگه بود!
راستی بازم تو شهر ما دی وی دی نفرستادن
میخواستم دانلود کنم که مهران شانس آورد:دی
سر کلاس یکی از بچه های پی سی ورلد رو دیدم که از کرج اومده بود.اون خریده بود منم ازش خریدم!:18:
اولین شخصی از پی سی ورد هست که تو بیرون ملاقاتش کردم!:10:
تگری زدیه ه [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نخ دادنش هم جالب بود: دی [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
+زیاد سر به سرشان نزارید یهو دیدید بچه ی همایونی را بالا آورد: دی از کارنامه یمان پیداس [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توی نقش بلد هم فقط اوج گرفتنش جدید بود: دی
نمیزاری اوج بگیرم پدرسوخته: دی
+بابای اتی هم که کلا همیشه عااااااالیه =))))
داستان مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» در واقع تقلید از قصهای است كه برای اولین بار در سال 1337 در مجله اطلاعات جوانان و بار دوم در سال 1350 در مجله فردوسی با عنوان «ماشاءاللهخان در بارگاه هارونالرشید» به چاپ رسید و در سال 1354 به صورت كتابی با همین عنوان به قلم «ا.پ.آشنا» یا همان «ایرج پزشكزاد» (متولد 1306) منتشر شد.
به گزارش خبرآنلاین؛ در مقدمه این داستان نویسنده ابتدا به مفهوم سیر و سفر در زمان گذشته و اینكه این سفر همیشه جنبه رؤیایی برای بشر داشته، پرداخته و آرزوی انسان برای داشتن علم و اطلاع به توانایی خود و كمبودهای دوران قدیم كه بتواند به میان آدمهای قرون گذشته بازگشته و برتریهای خود را به رخ آنها بكشد و تفریح كند، صحبت كند.
نویسنده این تفریح و تفرج در گذشته را موضوع بسیاری از آثار تخیلی نویسندگان جهان و حتی سوژه بسیاری از فیلمهای سینمایی دانسته و در این داستان شخصیتی به نام ماشاءاللهخان را تصویر میكند كه دربان بانك است و تحت تأثیر كتب تاریخی و به ویژه داستانهای دوران هارونالرشید قرار دارد و اطرافیان را براساس برخوردی كه با وی دارند، در قالب شخصیتهای آن دوران میبیند.
در میان آن كتابها «عباسه و جعفر برمكی» و «امین و مأمون» اثر «جرجی زیدان» قرار دارند كه به داستانها و حوادث دربار خلیفه میپردازند. ماشاءالله آرزو میكند كه كاش در دوران خلیفه بغداد به دنیا آمده بود و زندگی میكرد. تا آنكه روزی در خیابان با دیدن تابلوی پارچهای در كنار در ورودی یك خانه محقر توجهش جلب میشود. در این نوشته نام احمد سورخان یك مرتاض هندی اعلام شده كه آینده و گذشته را پیشبینی میكند. ماشاءالله از او میخواهد روح وی را به دوران هارونالرشید ببرد و مرد مرتاض با روشن كردن شمعهای رنگارنگ و حركاتی او را به قرن دوم هجری میبرد.
از همینجاست كه داستان و حوادث قصه شروع میشود و وی خود را در شهر بغداد و كنار رود دجله میبیند و متوجه میشود در دوران هارونالرشید قرار دارد.
در این داستان ساختار سیاست و قدرت در نظام خلفای عباسی با زبان قصه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی به صورت عریان مطرح میشود. خشونت و سبعیت آن دوران در قالب فردی مانند «مسرور» كه جلاد دربار هارونالرشید است، نشان داده میشود و انتقادی گزنده است و البته داستان جنبه خندهآوری نیز دارد و تلخیهای محیط به شیوه شیرین مطرح میشود.
مناسبات حاكم بر جامعه و ساختار قدرت، موجب میشود یك دربان ساده بانك كه با این مناسبات درگیر است و با اهل آن دوران در محیط دربار و جامعه شهری اجباراً زندگی میكند، باید انواع آزارها و جفاهای محیط را انتظار كشیده و قادر به ایجاد ارتباط نیست. هزاران بلا و مصیبت را تحمل میكند و سعی دارد از بروز برخی فجایع مانند كشته شدن جعفر برمكی به دست مسرور جلوگیری كند ولی ناتوان است و تنها مجبور است خود را برابر حوادث حفظ كند.
در پایان داستان از این رؤیای كابوسگونه بیدار شده و جان به در میبرد ولی نشانه آن دوران كه انگشتری بسیار گرانبها و بزرگ است را در دست دارد و همین موجب شهرت او و جلب توجه اطرافیانش در بانك میشود و عدهای قصد دارند از موقعیت او به نفع خود بهرهبرداری كنند.
به هر حال باید تا پایان مجموعه «قهوه تلخ» كه داستان آن به طور كامل بیان میشود منتظر ماند و آنگاه آن را بیشتر مورد بحث قرار داد.
من دوتا DVD اولو دیدم زیاد جذب نشدم 3 به بعد چطوره ؟!
ساده نباش دادا گرگ زیاده :دینقل قول:
خوب ساده ایم دیگه
---------------------
بریم شروع کنیم به دیدن که از هفته بعد مهران هم میاد
واااای!
من 30سال قره قوروت بازم!!!=)))
30 سال از چی گذشته؟: دی
قره قوروت هم که تابلو بود منظور چیه: دی
اینجا هم که معلومه کیا قره قوروت بازن: دی
تیکه ی سنگینی بود:دی
بچه ها کسی آمار داره تا حالا چقدر فروش داشته؟؟
فکر کنم هر مجموعش تا حالا بین 900هزار تا یه میلیون 300هزار نسخش فروش رفتهنقل قول:
هر هفته از سایتش اعلام میکنن که چندتا اس ام اس رسیده برای شرکت در قرعه کشی اون هفتشون که میشه با اون به یه امار نسبی رسید
تنها آمار رو میشه از این اخبار پخش الوند به دست آورد.نقل قول:
بچه ها کسی آمار داره تا حالا چقدر فروش داشته؟؟
تو خبراش که اعلام جوایز است می نویسه از فلان تا اس ام اس مورد قبول . تو ۳ تایی که من دیدم دور و بر ۱ میلیون بود.
این پک سری 6 قشنگ تر و متنوع تر بود!
فیلم نامه دقیقا از روی کتاب خاطرات یک دلقک نوشته هاینریش بل ! بداشته شده !
دوستانی که باور ندارند ! پیشنهاد میکنم فقط صفحه اول کتاب را بخوانند !
پیـش ما کـه هنـوز نیـومـده ! " تهـران - جنـت آبـاد " :27:
آقا سوتی سوتی سوتی
آوردم ! داغ داغ :31:
از طرف کمیته سوتی یاب فدراسیون جهانی سریال های ایرانی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بنده خداها که نمیتونستن برن اون دوران که!! پیش میاد
مگه اون چراغ رو بغل درخت ندیدی پدر سوخته؟؟
:31:
منظورتون همون عقاید یک دلقکه؟نقل قول:
این کتاب، یکی از کتابای مورد علاقه ی منه و خوب خوندمش...ولی منظورتونو متوجه نشدم...میشه بگید چه رابطه ای بین این کتاب و قهوه تلخ وجود داره؟:18:
دوربیـن مدار بسـتـه نصـب میکنـی روی کاخ همایونـی !؟ :38:تیکـه جلبیست : دی
بدیش به اینه که از موقعی که قرار گذاشتن استثنا اً با تاخیر بفروشنش ، از اون به بعد قروقاطی پخش می شه
نقش منشی صحنه اینجاها مشخص میشه دیگه:دی
به چراغ ها هم میشه گیر داد. تو نمای بیرونی کاخ چراغ هایی از سقف آویزون هستند که نمی تونند روشن کردنی (از نوع شمع و ...) باشند. یا همین چراغ هایی که روی تیر هست و ....
در ضمن اون سوتی بیشتر شبیه پروژکتور یا دستگاهی که نور بندازه و زیبا جلوه بده (تو شب) نیست؟ به دوربین نمی خوره.
آقا این که همون عکسه فقط دوره TS خط کشیدید!الان از کجا فهمیدید که این کپیه؟آخه توی ارجینالش هم زده TS
حالا هي گير نديد به سوتي دوستان.بگيد اين دفعه چطور بود سريال؟
خنده دار تر از مجموعه ي قبل بود يا نه؟
---------- Post added at 08:03 AM ---------- Previous post was at 08:01 AM ----------
اتفاقآ سر كوچه ي ما بيشتر DVD داشت تا cd.شايد من حدود 40-50 تا dvd ديدمنقل قول:
اینجایی که فیلم رو بازی کردن خود کاخه ؟ :31: یا شبیه کاخه ؟ :31:
به نظر من از قسمت هاي قبلي قفشنگ تر نبود ولي بازم حنده دار و جالب بود. بخصوص وقتي پدر اتي(جواد عزتي) عينك ميزنه!نقل قول:
پک قبلی قشنگتر بود کمی ولی این پک هم عالی بود پک بعدی دیگه مهران مدیری وارد میشود و میترکونهنقل قول:
بچه ها شما در مورد کدوم سری حرف می زنید؟
نقل قول:
مجموعه ششم
قسمت اول مجموعه ششم و دیدم فوقالعاده لوس و تکراری!! همش روی تیکه های تکراری بلد و برزوخان میچرخید. سریالش یکی در میون بین قسمت های لوس و باحال داره میره جلو! قسمت آخر پک قبلی فوق العاده بود!