Wale-e به سبک ایرانــــی !
( این خبر واسه چن روز پیشه .اگه ... به بزرگیه خودتون ببخشید )
دیروز این انیمیشن از شبکه ۲، پخش میشد و من تصادفا این انیمیشن را ضبط کردم. اما امروز صبح، دوستان گزارش کردند که رویدادهای شگرفی در هنگام پخش این انیمیشن رخ داده است.
از همه مهمتر، تغییر جنسیت روبوت دخترنمای این انیمیشن به نام «ایو» و تبدیل اسمش به روبوتی با جنسیت مذکر به نام «ایوان» بود تا از این رهگذر از نمایش یک عشق ممنوع احتراز شد و احیانا در ذهن کودکان، شبههای ایجاد نشود و بدآموزیای اخذ نشود!
*
رخداد دیگر، تغییر موزیک ویدئوی رمانتیکی بود که WALL-E آن را تماشا میکرد. این موزیک ویدئو که متأسفانه روبوت را عاشقپیشه کرده بود و از راه راست منحرف کرده بود و باعث پرورانده شدن عشق و عاشقی غریبی با ایو در او شده بود، به یک موسیقی سنتی ایران تغییر یافت.
*
میتوانید صدای انیمیشن پخش شده را از لینک زیر دریافت کنید :
کد:
http://www.fileden.com/files/2008/9/11/2091529/wall-e.mp3
+ موزیک ویدئوها از فیلمی به نام Hello, Dolly! دالی برداشته شده بودند. Hello, Dolly یک فیلم موزیکال ساخته سال ۱۹۶۹ بود.
انیمیشن جذابی به نام «وال ای»
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
▪ کارگردان: اندرو استانتون
▪ نویسندگان: اندرو استانتون، جیم کاپوبیانکو
▪ صدا پیشگان: بن برت، الیسا نایت، فرد ویلارد، جان راتزنبرگر
▪ ژانر: تخیلی، انیمیشن
▪ استودیو: والت دیزنی پیکچرز، پیکسار انیمیشن استودیوز
▪ افتتاحیه: ۲۷ ژوئن ۲۰۰۸ (۷ تیر ۱۳۸۷ )
▪ مدت زمان فیلم: ۱۰۳ دقیقه
▪ هزینه صرف شده: ۱۸۰ میلیون دلار
▪ خلاصه داستان:
چه اتفاقی می افتد اگر انسان زمین را ترک کند و فراموش کند آخرین روبات را با خود ببرد؟ وال-ای پس از صدها سال تنهایی و انجام کارهایی که برای آن ها ساخته شده بود هدف تازه ای در زندگی اش می یابد و این درست موقعی است که او با روبات جستجوگر زیبایی به نام ایو آشنا می شود.
▪ نکاتی درباره وال ای که نمی دانستید
- نام شخصیت اصلی فیلم (که نام فیلم نیز هست) کلمه ای ترکیبی ست که از پشت سرهم قرار دادن حرف اول کلمات زیر بدست آمده: Waste Allocation Load Lifter -- Earth-Class
- اندرو استانتون (نویسنده و کارگردان فیلم) در سال ۱۹۹۰ به عنوان دومین انیماتور و نهمین کارمند به استودیوی پیکسار پیوست.
- استانتون پیش از این فیلم های در جستجوی نمو (۲۰۰۳) و زندگی مورچه (۱۹۹۸) را کارگردانی کرده و همچنین علاوه بر نویسندگی این ۲ نویسنده فیلم های داستان اسباب بازی (۱۹۹۵)، داستان اسباب بازی ۲ (۱۹۹۹) و کارخانه هیولاها (۲۰۰۱) بوده و خودش نیز در ماشین ها (۲۰۰۶) ، باورنکردنی ها (۲۰۰۴) و داستان اسباب بازی (۱۹۹۵) به جای شخصیت ها صحبت کرده است.
- در جستجوی نمو (۲۰۰۳) توانست برای استانتون جوایز ارزشمندی همچون اسکار بهترین انیمیشن، بهترین انیمیشن هالیوود، جایزه دی وی دی اکس و آنی را به ارمغان آورد. وی همچنین برای نویسندگی داستان اسباب بازی (۱۹۹۵) نامزد دریافت اسکار بوده است.
▪ چند نکته دیگر درباره فیلم:
- در ۴۰ دقیقه نخست از فیلم Wall-E، در مدت زمانی که نه انسانی دیده می شود و نه کلامی شنیده می شود، چنان شعر تصویری زیبایی به نمایش گذاشته می شود که مفهوم عمیق تر و سیاه تر نهفته در پشت تصاویر به سختی مجالی برای خودنمایی می یابد. صحنه پوشیده شده است از ساختمان ها و آسمان خراش های مرتفع اما خالی از سکنه. در این سرزمین بدون آدمیزاد و بدون انیمیشن! تنها یادگارهایی از زندگی گذشتگان دیده می شود. خورشید کم نور و غبار گرفته چشم اندازی از سرزمینی وهم آور و مرگ زده را روشن می کند و تنها ساکن این سرزمین خالی و رها شده، یک روبات کهنه و به ظاهر درب و داغان است.
- نسل کودکانی که در ۱۶ سال گذشته با انیمیشن های پیکسار بزرگ شده اند، عادت کرده اند که هر بار با تماشای فیلم های جدید پیکسار غافلگیر شوند. اما پیکسار این بار و با Wall -E گامی فراتر از غافلگیری برداشته است. استودیوی پیکسار فیلمی با درجه بندی مجاز (G) برای کودکان ساخته است که مضمون آن تا به امروز فقط در فیلم هایی غیر مجاز برای کودکان دیده می شد. مضمون نابودی و انهدام حیات و نسل بشر به خصوص در سال های اخیر بسیار مورد توجه فیلمسازان بوده است. فیلمسازانی چون استیون اسپیلبرگ، فرانسیس لارنس، ام نایت شیامالان و ورنر هرتزوگ هر یک از دیدگاه خود به این موضوع سیاه و غم انگیز پرداخته اند.
- با تمام این اوصاف Wall_E ( طبیعتا و چنان که از یک فیلم انیمیشن انتظار می رود ) تماما یک فیلم سیاه و تلخ نیست. از یک سو فیلمی است صلح جویانه و عاشقانه ای ساده با احساسات خالصانه ای که بی شباهت به فیلم های چاپلین نیست و از سوی دیگر Wall-E را می توان به نوعی در شمار فیلم های علمی تخیلی نیز محسوب کرد با الهاماتی از فیلم های معتبر این ژانر، از اودیسه فضایی گرفته تا بیگانه.
Wall-E - یک روبات اسقاطی و کهنه است که بیش از آن چه که برایش برنامه ریزی شده زنده مانده است. او تمام روزش را به تلاشی سیزیف sisyphus گونه برای جمع آوری و بسته بندی زباله های باقی مانده از نژاد بشر بر روی زمین می پردازد. نام او خلاصه شده Waste Allocation Load Lifter- Earth Class ( آشغال جمع کن- زمینی) است اما با وجود این نام، او لزوما هر چیزی را که پیدا می کند آشغال نمی داند. در لاشه کشتی زنگ زده ای که او و سوسکش برای فرار از توفان های شن به آن پناه می برند، Wall -E گنجینه ای گرانبها از دانه های مختلف، فندک ها و یک مکعب روبیک را جمع آوری کرده است. علاقه و ستایش او نسبت به بازمانده های دست ساز نسل گمشده بشر قابل درک است چرا که خود او نیز به نوعی یکی از همان بازمانده های تمدن بشری بر روی زمین است. نسل بشر مدت هاست که سیاره زادگاهش را در جستجوی مکان بهتری برای زندگی ترک کرده است و Wall-E در محاصره خروارها مصنوعات بشری باقی مانده بر روی زمین، ناگهان در می یابد که انسان ها منقرض نشده اند. او در میان زباله ها، گهگاه قطعاتی را پیدا می کند که گران بها، جالب توجه و قابل استفاده هستند و بعضی از این قطعات به زعم Wall-E، حتی صاحب روح و زندگی تلقی می شوند.
موفقیت فیلم وال ای آخرین اثر پیکسار، مرهون ۳ عامل مهم است: انیمیشن جذاب، تصاویر شگفت انگیز و یک داستان علمی تخیلی محبوب.
وال ای، فیلمی همانند در جستجوی نموست و حتی بزرگسالان نیز می توانند از آن لذت ببرند. فیلم دیالوگ ندارد و به راحتی مرزهای زبان را در می نوردد که این عامل کاملا با فضای فیلم سازگار است، زیرا فیلم داستانی میان سیاره ای را روایت می کند. داستان در ۷۰۰ سال بعد می گذرد. شهری از آسمان خراش ها که از زمین روییده اند. یک نمای نزدیک تر آشکار می سازد که این آسمان خراش ها همه از آشغال ساخته شده اند که خیلی تر و تمیز به صورت توده یا اشکال مکعب شکل، به هم فشرده شده و روی یکدیگر تلنبار شده اند. در تمام کره زمین تنها یک مخلوق جنبنده وجود دارد و او وال.ای آخرین بازمانده روبات های خورشیدی است. جای شکی نیست که او مذکر است آشغال ها را بر می دارد و روی هم تلنبار می کند، آن ها را به صورت مکعب فشرده می کند و سپس توسط تراکتورش بر بالای آخرین نقطه آسمان خراشی که ساخته می گذارد. وال.ای بسیار تنها ست. اما آیا خودش می داند؟ او شب ها به خانه می آید، یک منطقه بزرگ انباری شکل که گنجینه کوچک اش را که حاصل آشغال گردی هایش است ( و آن ها را با چراغ های کریسمس آذین بندی کرده)، در آن نگهداری می کند. وقتی می خواهد استراحت کند کفش هایش! را از چرخ های خسته اش بیرون می آورد و به خواب می رود. فردا روز دیگری است. یکی از هزاران روز، از زمانی که آخرین گروه انسان ها زمین را ترک کردند و در سفینه ای غول آسا روی یک مدار ساکن شدند. روزی روزمرگی وال.ای شکسته می شود.
آخرین نکته درباره فیلم: می گویند این بهترین انیمیشن پیکسار تا به امروز است. یک انیمیشن شگفت انگیز و جاه طلبانه از شرکتی که هیچ وقت در هیچ یک از کارهایش متوقف نشده است و همیشه چیز تازه ای ارائه داده است. این یکی هم یک انیمیشن صامت عاشقانه است! این فیلم تحسین منتقدان را در پی داشته است.