قزوينيه ميره مسجد وقتي مي رن رکوع سکته مي کنه
Printable View
قزوينيه ميره مسجد وقتي مي رن رکوع سکته مي کنه
به تركه ميگن يه واحد كوچيكتر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!!!!
ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش! رشتيه هم غيرتی می شه و می گه يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين! ترکه پا می شه و می گه: ((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))
تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!!!
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!
به لره میگن چه حیوانی بیشتر به انسان علاقمند است ؟میگه:گرگ گرسنه!
به ترکه میگن چرا دکترا موقع عمل جراحی رو دهنشون ماسک میزارن ؟میگه واسه این که وقتی بیمار مرد فامیلاش نتونن بشناسنشون !
به تركه ميگن: ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه، تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش!!
I miss you ... I need you ... More and more .... each day ... I love you ... more than words ... can ever say.
Love is like war ... Easy to start ... Difficult to end ... Impossible to forget