:31:نقل قول:
اون هایی که نرمال هستند .یکم پر رو میشند.ولی برای کسانی که اعتماد به نفس ندارند .تازه نرمال میشند.
اصلا بیخیال:31:
بی پولی باعث شده 20 روز مشروب نخوردم.همه چی را دارم مشروب میبینم:31:
Printable View
:31:نقل قول:
اون هایی که نرمال هستند .یکم پر رو میشند.ولی برای کسانی که اعتماد به نفس ندارند .تازه نرمال میشند.
اصلا بیخیال:31:
بی پولی باعث شده 20 روز مشروب نخوردم.همه چی را دارم مشروب میبینم:31:
اون وقت چی میشه ؟ :20:
نقل قول:
داداش کسی که به یه دختر شماره تلفن میده خودش ته اعتماد به نفس و ظرفیته! دیگه احتیاجی به مراحل بعدش نیست
حالا من خجالت ميكشم با دخترا حرف بزنم يك طرف......
وقتي هم باهاشون يك كلمه صحبت ميكنم در و ديوار رو نگاه ميكنم. روم نمياد به صورت دختره نگاه كنم.
تو اين 3 ترم دانشگاه تا حالا 10 تا كلمه بيشتر با دخترا صحبت نكردم.
من چيكار كنم؟؟؟
يعني خيلي به صورت و يا چشم دختر نگاه كردن زشته كه من خجالت ميكشم؟؟؟
البته من زیاد با حرفتون موافق نیستمنقل قول:
داداش کسی که به یه دختر شماره تلفن میده خودش ته اعتماد به نفس و ظرفیته! دیگه احتیاجی به مراحل بعدش نیست
ولی دوستی با دختر میتونه تا حدودی حس اعتماد به نفس رو در فرد ایجاد کنه.ولی کار درستی نیست
---------- Post added at 09:27 PM ---------- Previous post was at 09:25 PM ----------
من خودم 1 هفته ای میشه که با دختر مورد علاقم دوست شدمنقل قول:
يعني خيلي به صورت و يا چشم دختر نگاه كردن زشته كه من خجالت ميكشم؟؟؟
اتفاقا زیاد هم تو صورتش نگاه نکردم.ولی با متانت باهاش صحبت کردم اون م جذب همین رفتارم شد
بیا جاهامونو عوض کنیم ... دانشگاه من مختلط نیست :31:نقل قول:
حالا من خجالت ميكشم با دخترا حرف بزنم يك طرف......
وقتي هم باهاشون يك كلمه صحبت ميكنم در و ديوار رو نگاه ميكنم. روم نمياد به صورت دختره نگاه كنم.
تو اين 3 ترم دانشگاه تا حالا 10 تا كلمه بيشتر با دخترا صحبت نكردم.
من چيكار كنم؟؟؟
يعني خيلي به صورت و يا چشم دختر نگاه كردن زشته كه من خجالت ميكشم؟؟؟
داداش دانشگاه من به ازاي هر پسر 3تا دختر داريم...... خوب بيا دانشگاه من
خب منم نظر در کنم :31:
زیاد تاپیک را دنبال نکردم.......اگه تکراری بود ببخشید دیگه....
اولا باید بدونید فقط شما نیستید که خجالتی هستید.....خیلی مثل شما هستند که افراد این تاپیک یه چشمشه.....( حالا چه ربطی داشت اصلا ؟ :31: )
یکی از راه ها (که شاید خنده دار باشه) اینه که با خودتون حرف بزنید....سناریو های مختلف بین خودتون و افراد توی ذهنتون بنویسین.....چیزایی که میگید و پاسخ های احتمالی که میشنوین...اینجوری برای صحبت کمی آماده میشید...
با متانت صحبت کردن هم یکی از معیار هایی که اعتماد به نفس آدم و میبره بالا...آروم صحبت کنید....اینجوری میتونید کلمات بهتری هم پیدا کنید...البته توی صحبت خیلی خودتونو نگیرید....کلمات ساده استفاده کنید......راحت چیزایی که میخواینو بگید.....نقل قول:
اتفاقا زیاد هم تو صورتش نگاه نکردم.ولی با متانت باهاش صحبت کردم
بعدش این که شوخ باشید....بگید و بخندین با بقیه....همین باعث میشه با جمعیت راحت بشید....اولش سخته ولی عادت میکنید....
دیگه اینکه فکر نکنید دوستی با جنس مخالف هم واجبه :31:....
کلا وقتی صحبتی پیش میاد با جنس مخالف کم نیارین.....فکر کنید رفیق فابتون جلوتون واستاده و دارید باهاش صحبت میکنید....(البته از کلمات رکیک خودمونی استفاده نکنید :31:)
هر چی هم سنگین تر باشید.......جذاب ترید :31:
کتاب و رمان هم زیاد بخونید......چون کلا اثر داره : دی
ولی هیچکس جز خودتون نمیتونه بهتون کمک کنه...پس تمرین کنید که پر رو باشید....
و اینکه هر دوره زندگی فقط یکبار اتفاق میفته.........پس جوری استفاده کنید که بعدا غصه نخورید......
سلامنقل قول:
من مواردی که ذکر کردی رو شماره گذاری کردم تا راحت تر بهشون اشاره کنم
من بجز مورد2 تو بقیه موارد کم و بیش همونجوری هستم و فکر میکنم تنها مورد (3) باید رفع بشه که اون هم تا حد زیادی نیازمند تجربه و برخوردهای بیشتر تو اجتماع هست و واقعا میشه گفت نشوندهنده خجالت هست
بقیه موارد تنها حجب و حیای فرد رو میرسونه و بنظرم قابل دفاع هستن، اونم تو این زمونه ای که آدما راه به راه فحش و متلک بار هم میکنن
برای من که این خصوصیات باعث شده حتی بی ادب ترین آدمایی که مثلا تو دانشگاه میشناسم حریمی رو نسبت به من رعایت کنن و با وجود خصوصیات کاملا متضادشون احترام منو حفظ کنن
صمیمی شدن با دیگران نیازمند اعتماد هست، تو جامعه امروز به چه کسی میشه براحتی اعتماد کرد؟
اتفاقا من گاهی به یکی از پسرای کلاسمون که هر دو قدم داره تو دانشگاه راه میره با چند نفر سلام و احوالپرسی میکنه انتقاد میکنم و میگم خستم کردی! نمیشه دو قدم با تو راه رفت
به نظر شما سایرین چطور میتونن راه برخورد درست و احترام به شما رو یاد بگیرن؟ شاید خیلی سخت تر از مشکل کم رویی شما؛ اینجوری که شما سوال پرسیدی اگه اونا بخونن فکر میکنن خیلی درست و موجه هستن.نقل قول:
به نظر شما چه جوری می تونم با این مشکلم برخورد کنم و حلش بکنم؟
یکی از راه حل هایی که اعتماد بنفس رو می بره بالا صحبت کردن تو جمع هست البته صحبت درست حسابی ها و این که اعتماد بنفس قوی می خواهی کتاب بخون چون کتاب خیلی پرحرف بیده
کتاب منبع اطلاعات هست و حرف برا گفتن داره پررویی داریم تا پررویی شما جنبه مثبتشو در نظر بگیر
ببین یه روش اعتماد بنفس اینه که قبل هرکاری یکمی فکر کنی بعد انجام بدی این رو شما تمرین کن قبل هر کاری فکر کن بعد انجام بده چون قبلش میفکری در مورد حرفات مطمئن میشی که حرفت درست و بجا هست
حالا من زیادی مودبانه گفتم خودم هم خیلی پررو هستم و گاهی اوقات فکر بقیه رو هم جلو جلو بهشون میگم :31:
البته من خیلی هم جوک سازی میکنم از جریانات ولی کاش تو دلم هم اینقدر خوشحال و شاد بودم ...... بگذریم
شما سعی کن همیشه خوشحال باشی و شاد
ولی درست تصمیم بگیر تصمیم گیری درست اعتماد بنفس رو زیاد میکنه مثل اینه که شما نمره هاتون بالا باشه و اعتمادبنفستون به این که جواب سوالهارو بدید درست باشه(حالا میخواد غلط باشه هیچی ازت کم نمیشه)
یه حرفی هم هست استادامون میگن: همش فکرهایی که تو ذهنتونه سوالاتی که به ذهنتون میاد رو بپرسید نظریاتتون رو بگید از چیزی نترسید شما هم زیاد سوال بپرس :31:
بعد یه موضوع فوق العاده مهم رو یادم رفت از اجتماع فاصله نگیر تنها نباش همیشه سعی کن تو اجتماع باشی صحبت کنی نظراتتو بگی سوال بپرسی
یکمی هم تمرین تجزیه تحلیل کنید
این حرف هم اشتباهه که همش ادمای کم حرف بهترن و.... من میگم ادمای پرحرفی هم هستن که بشینن ساعت ها یک موضوع رو تجزیه تحلیل کنند و در موردش بحث کنند
یچی هم هست شاید بگید یارو فلانه بیساره ولی خدا ودین رو اعتماد بنفس تاثیر میزاره کلمات خداوند روح انسان رو تازه میکنه شاداب میکنه این تجربه ایه که خودم داشتم کسی هم بهم نگفت :10:
امتحانش ضرر نداره
یکم حرفام طولانی شده ولی خداکنه بدردتون بخوره
صداقت،تجربه،هدفمند بودن زندگی برنامه ریزی برای زندگی اینکه بکسی قول میدی و بهش عمل می کنی اینا هم رو اعتماد بنفس فک کنم تاثیر بزاره
درضمن ترس رو بریز دور بخدا دورو برتون ادمای فوق پیشرفته و تحصیل کرده و کامل نیستن ادما اجتماعین به اجتماع نیاز دارن تا کاملتر بشن ولی فطرت انسان طوریه که هیچ وقت دست از زیبایی ها برنمیداره و همش تلاش میکنه که به سطح بالاتر برسه
زیاد حرف زدم:31:خداپدرمادر جوگیر رو بیامرزه:27:
برای شروع بهتره که با چند تا از دوستان که به شرری ی معروفن یه مدت بپلکی بعد چند وقت می بینی که خیلی روی خلاقت تاثیر گذاشتن فقط امیدوارم خیلی روت تاثیر نزارن:27:
نقل قول:
من با یکی از دوستام 12 سال دوست بودیم و اون کاملا اخلاق و رفتارش برعکس من بود. یک پسر شر و سر و زبان دار و پررو و بگو بخند و شوخ طبع. کاملا 180 درجه با من فرق داشت. زیاد هم با هم بیرون میرفتیم ولی نه اخلاق اون روی من تاثیر آنچنانی داشت و نه اخلاق من روی اون. :18:
همه چیز استثنا داره خب :31:نقل قول:
ولی نه اخلاق اون روی من تاثیر آنچنانی داشت و نه اخلاق من روی اون
ولی یکی از راه هاش هم همینه....در کل فرد اگه واقعا بخواد میتونه........فقط باید خودشو باور کنه.....
داداش شما یه تحقیقی روی این مسئله بکن از لحاظ علمی :31:نقل قول:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اون هایی که نرمال هستند .یکم پر رو میشند.ولی برای کسانی که اعتماد به نفس ندارند .تازه نرمال میشند.
اصلا بیخیال [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بی پولی باعث شده 20 روز مشروب نخوردم.همه چی را دارم مشروب میبینم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ببین چقدر بت ضرر میرسونه ... شاید بعدا در مورد مشروب نظرت عوض بشه.
یکی هست که من تا حدی میشناختمش، رفت روی این مسئله تحقیق کرد و الان دیگه نمیخوره :27:
دارو درماني در كنار رواندرماني بهترين نتيجه رو ميده
من بدتر از شما هستم
مثلا توی کلاس زبان همه بچه ها غلط غلوطم که شده حرف میزنن ولی من هیچ حرفی نمیزنم یعنی انگار لال میشم
استادم هی میگه تو هم یه چیز بگو اون موقع است که از خجالت آب میشم
نقل قول:
دارو درمانی!؟؟چه نوع داروهایی؟
بابا دارو چه ربطی داره به این قضیه...
این قضیه در واقع یک الگوی غلط هست که در ذهن من و امثال من شکل رفته و اصلاح پذیر هست....
دوستان من واقعا دارم حس می کنم مشکلم داره برطرف می شه....سوال می پرسم چیزایی که قبلا روم نمی شد رو دارم می پرسم...درخواست هایی که دارم رو پیگیری می کنم از طریق مسئولینش.. و.....
سلام
مطالبی که تا الان گفته شد همشون راجع به کم حرفی و کم رویی هست.
من خیلی استفاده کردم.
ولی مشکل دیگه ای که من دارم درباره نحوه صحبت کردن و نحوه بیان کردن مطالبی است که میخواهیم درباره اونها بحث کنیم.
همه ما میدونیم که نحوه بیان کردن یک مطلب یا جمله میتونه تاثیر خیلی زیادی روی شنونده بذاره.
به عنوان مثال اگه یک لطیفه رو یک نفر با آب و تاب و نفر دیگه اونو خیلی ساده و دست و پا شکسته تعریف کنه خوب مسلمه که نفر اول میتونه شنونده های زیادی رو به خودش جذب کنه.
مشکل من اینه که وقتی می خوام درباره مطلبی صحبت کنم نمیتونم اونجور که باید و شاید درباره اون توضیح بدم. نمیتونم شیوا و شمرده تعریف کنم. مثلا اگه اتفاقی توی دانشگاه یا هرجایی واسم میوفته رو بخوام واسه کسی تعریف کنم خیلی سرد و بی روح میگم. هیچ هیجان و آب و تابی بهش نمیدم. خیلی خلاصش میکنم بدون اینکه شاخ و برگی بهش بدم. مشکل من اینه که از حرف زدن خودم خوشم نمیاد. نمیتونم نظر کسی رو با حرفام به خودم جلب کنم.
خودم اینو کاملا از عکس العمل طرف مقابلم حس میکنم.
به نظر شما من چکار باید بکنم.
ممنون میشم راهنمایی کنید. :41:
اولش اینکه زیاد کتاب و مجله بخونید تا علم لغاتتون بالا بره و بتونید از کلمه های مناسبی استفاده کنید......نقل قول:
و اینکه وقتی میخواید یه اتفاقی را تعریف کنید.....چند بار با خودتون مرورش کنید.....وقتی خودتون فهمیدید که میتونه بقیه را راضی کنه به زبونش بیارید.....
دیگه اینکه سعی کنید تا شمرده و آرام صحبت کنید......اینطوری میتونید در انتخاب لغات هم موفق تر باشید....
دیگه هم اینکه یه مدت با کسی که فکر میکنید توی این مسائل موفقه روبرو بشید و از تجربه هاش استفاه کنید...
امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم......
مراجعه به یه روانشناس (نه روانپزشک) هم میتونه کمک کنه:40:
دوست من بدترین کار ممکن این بود که تو این تاپیک رو زدی ،
خودت می دونی مشکلت چیه ، میدونی با رفتن به روانپزشک حل میشه ، حالا به چی رسیدی با تاپیک زدن ؟،
بهترین کار اینه که
1. روانشناس (پزشک) ، مشاوره و...
2. کتاب
با سلام به شما . مهمترین چیزی که باید بدونی اینه که در جامعه گرگهای زیادی در لباس انسان وجود دارد که سر بزنگاه ها از خجالتی بودنت کمال سوء استفاده را بنفع خود میکنند و بر زمین میزنندت . این گرگها ممکنست حتی ازر میان نزدیکترین دوستانت سربراورند و به محض آشنایی کامل با اخلاقیاتت تغییر چهره میدهند . از دادن کوچکترین نقطه ضعف به دیگران در تمام عمر پرهیز کنید
دوست عزیز مخالفم:31:نقل قول:
من اومدم مشکلم رو باور کردم نیومدم که از مشکلم فرار کنم....به نظر من ، اینجانب بهترین کار رو کردم....توی این تاپیک خیلیا بودند که مشکل من رو داشتند و اومدند گفتند همه اومدیم نخواستیم از مشکلمون فرار کنیم....حالا هم واقعا تاثیرش رو دارم می بینم!
من هم یه بار گفتم یک انسان برای اینکه روان سالمی داشته باشه حتما باید یک مشاور یا یک روان پزشک در طول زندگیش داشته باشه...هم من هم شما....البته اگر بخوایم روان سالم داشته باشیم....
همه می دونیم که این مشکل نشئت گرفته از نداشتن اعتماد به نفس هست...من قبل از اینکه این تاپیک رو بزنم هم می دونستم...اما این تاپیک رو زدم تا یه چیزایی بهم تلقین بشه!!!
در کل ممنون!:46:
اتفاقا به نظر من بهترین کار زدن همین تایپیک بود :46:نقل قول:
این نشون میده اگر ادم خجالتی در حد تیم ملی بودی اصلا نمی زدی :46:
ببین مهم اینه دلو به دریا بزنی !!!!
دقیقا اون لحظه که فکر می کنی سختته یا خجالت می کشی حرفتو بزن یا اون کاریی که می خوایی انجام بده !!
زیادم فکر نکن خجالتیی !!
حالا با این همه بحثی که شده رفیق اعتماد به نفست رفته بالا یا نه ؟
سلام به نظر م خجالت یعنی ترس!!!!!!!!
وقتی که شما خجالت میکشید یعنی اینکه چیزی باعث ترس شما شده و شما باید این ترس رو بشناسی تا بتونی باهاش مقابله کنی
به نظر من مشکل خجالتی بودن با تفکر به خود(خودشناسی)ایمان به خدا و پشتکار و تمرین و همچنین اراده قوی حل میشه
اگه یه سرچ کوچیک تو گوگل بزنی و واژه اعتماد به نفس رو سرچ کنی بیشتر میتونه کمکت کنه
بله واقعا تاثیرش رو دارم می بینم.....همون قضیه دل رو به دریا زدن هست...چند جا با خودم گفتم حرفم رو می زنم ببینم آخرش چی می شه....قبلا فکر می کردم آخرش اتفاق بدی می افته اما الان دیدم که هیچ اتفاقی نیفتاده!!:31:نقل قول:
باید نه زیاد خجاتی بود
نه زیاد پر رو
باید متین بود و رفتاری متعادل و منطقی داشت!!!
من از آدمای زیاد پر رو خوشم نمی یاد!!!
"کم گوی و گزیده گوی چون دُِرّ"
سعی کن در بیشتر مواقع سکوت کنی!!!این به معنای خجالتی بودن نیس!
ولی در مواقع پر رویی دیگران کوتاه نیا!!!
دقیقا همینه خودت بزرگش می کنی !! آقا حمید تجربشو داره :31: !نقل قول:
من همه ی پستا رو خوندم دیگه فک کنم اینجا داره به چت روم تبدیل می شه:13:
فکر کنم مشکل از عینک های شماست !!!!نقل قول:
اینجا هیچ کس حرف بی ربط نزده یه مشاوره دوستانه بوده !!!
كي اينو اينجا را داده ؟ :31:نقل قول:
ولي خب اعتماد به نفس اين شخص ميتونه مثال خوبي باشه براي اعضا..... : دي
ياد بگيريد :31:
به نظر من این یکی از بهترین تاپیک هاست
پس بی خود متوقفش نکنید
ضمنا حجم بار اطلاعاتیش زیاده
من 4 صفحه ی اول رو 1 ساعت خوندم..........:31:
.منم کم و بیش این مشکل رو دارم ولی یه چیزی که هست اینه که فکر می کنم همه به همه ی حرکاتم توجه می کنند و هیچ کس بهم اهمیت نمیده....
مطمئن باشيد اينو خودتون فكر ميكنيد....همه مگه بيكارن ؟ : دينقل قول:
.منم کم و بیش این مشکل رو دارم ولی یه چیزی که هست اینه که فکر می کنم همه به همه ی حرکاتم توجه می کنند و هیچ کس بهم اهمیت نمیده....
اين فقط ساخته ذهن خودتونه.......و الكي خودتون روش حساس شديد......
چندین صفحه اولو خوندم مثکه همه به اون بلای خانمان سوز مردم چی میگن ؟؟ دچارن !!!
ببینم شماها می خوایین برای حرف مردم زندگی کنین ؟؟
مردم همیشه همیشه همیشه گیر خواهدن داد اگه تو نباشی به یکی دیگه !!
و یادتون باشه این جمله رو ( نمی دونم مال کیه )
شاد باشید
و اهمیت ندهید که دیگران درین باره چگونه قضاوت می کنند !!
اگه طبق اون جمله شاد باشی و قضاوت بقیه مهم نباشه ، خجالتی هم نخواهی بود !!!
مشکلتون هنوز رفع نشده:31:
مشکلش حل شده !! فقط خجالت می کشه بگه :31:نقل قول:
چون بدجوری بهش گیر دادیم !!
چند وقت پیش یه سری کلاس هایی می رفتم که مباحث مربوط به "خلاقیت" هم بررسی می کردند.
استادمون یک روانشناس بود به خاطر همین اطلاعات خیلی خوبی به ما داد.
قسمت هایی که مربوط می شه به اینت اپیک رو براتون می نویسم.:46:
.................................................. .................................................. .
افراد به 3 دسته تقسیم می شوند : 1-دیداری 2-شنیداری 3 -لمس
1- خصوصیات افرا دیداری:
بیشتر دوست دارند ببینند.
از بالای قفسه سینه نفس می کشند.
25 درصد بیشتر از بقیه تحرک دارند.
خیلی دوست دارند ازشون تعریف بشه.
به تیپ اهمیت می دهند.
برای ابراز علاقه بهشون کادو بدهید و تشویقشان کنید.
2-خصوصیات افراد شنیداری:
بیشتر دوست دارند بشنوند.
آرام صحبت می کنند.
یک گوششان به سمت شماست.
روی یک خط حرکت می کنند.
از قضاوت های مردم می ترسند.
توی گوششان حرف بزنید.از صوت خوششان می آید.
سی دی موسیقی بهشون هدیه بدهید.
3-خصوصیات افراد لمس:
خیلی آروم حرکت می کنند.
هنگام نشستن تمام صندلی را می گیرند (به حالت لم دادن)
از در آغوش گرفتن لذت می برند.
برای خوشحال کردنشان شام دعوتشان کنید.
.................................................. .................................................. .............................................
دسته ی افرادی مثل من که کاملا مشخص هست.همون هایی که از قضاوت می ترسند.ما افراد شنیداری هستیم و اگر آروم صحبت می کنیم دلیلش همین هست.من خیلی صبر کردم تا تاپیک به جای خوبی برسه بعد این پست را بدهم .حالا با وجود این پست و پست های قبل که مربوط به اعتماد به نفس هست ما می توانیم یه سری الگوها را اصلاح کنیم. الگوهایی را که ذاتا در شخصیت ما وجود داشته و ما در بوجود آمدن آن نقشی نداشتیم اما در بزرگ کردنشان نقش آفرینی کردیم. ترسیدن از چگونگی قضاوت مردم یکی از این الگوهاست.
در ضمن استاد گفتند که ممکن هست کسی باشه که برخی صفات شنیداری داشته باشه و برخی صفات دیداری اما باید ببینه در کدوم بخش بیشترین صفات رو داره.شخصیت این فرد به همون بخش مربوط می شه.کسی نمی تونه ما بین این دسته ها باشه اما می تونه چندتا صفت از بخش دیگر رو داشته باشه!!:5:
.................................................. .................................................. .........................................
حالا شما فکر می کنید جزو کدوم دسته هستید؟:8: