جناب آقای خادمزاده اصلا رعایت نمی کنیدهااااااااااااانقل قول:
نوشته شده توسط khademzadeh
باید با آخرین حرف شغر قبلی شروع کنین نه هر چی که به ذهنتون رسیبد که :biggrin:
Printable View
جناب آقای خادمزاده اصلا رعایت نمی کنیدهااااااااااااانقل قول:
نوشته شده توسط khademzadeh
باید با آخرین حرف شغر قبلی شروع کنین نه هر چی که به ذهنتون رسیبد که :biggrin:
یک روز میدویدم در کوچه باغ دردم
ناگاه نگاه کردم ، با خود چه ها که کردم !
تصحیح
شرمنده !نقل قول:
نوشته شده توسط k@vir
:blush:
من تمامم همه شوق و تمامم همه راز
که به یک ناله شکست پی یک راه دراز
ز چه رو ترسیدی ؟
اینجا خانه ی ماست
دخترک گفت ز هیچ !
چونکه او خوب میدانست
اعتراض پدر از بی خبری است .
تو در جان مني من غم ندارم
تو ايمان مني من كم ندارم
اگر درمان تويي دردم فزون باد
اگر عشقي تو سهم من جنون باد
دس من نبود نه از تو
بلكه از خودم گذشتم
با يه خورجين پر غربت
پي سرپناه مي گشتم
همه چيم ولي تو بودي
جنگلم كوهم و دشتم
عشقتو خواستم بذارم
لاي خاطرات دفتر
اما ياد تو نمي گذاشت
ميومد دوباره از سر
توي يك غروب جمعه
اصل مطلبو نوشتم
پي هيچ كس نمي گردم
چون تويي اول و آخر
حالا كه رفتم و گشتم
مي بينم تكي تو دنيا
نمي شه تو رو عوض كرد
حتي با شباي رؤيا
اين همه شهر عاشقونه هق هق گريه شبونه
اين همه قصه از يك اسمه اسمي كه مثل يك طلسمه
جناب خادمزاده من نمي دونستم كسي منتظر من هم مي مونه متشكرم عزيز .
هر قدم پيش رود پاي افق
چشم او بيند دريايي آب
اندكي راه چو مي پيمايد
مي كند فكر كه مي بيند خواب .
با نقطه شعر بنويسيد !
در ضمن بايد يه نكته رو ذكر كنم دوستان تو رو خدا زياد ننويسيد لطفا حداقل 2 و حداكثر 5 بيت ;) بنويسيد .