دستــــــانم را
حصاری می کنــــــم برایـــت...
حصاری از عشق
حصاری از بوسه
تا آنجا که نتوانی
جـــــهان را
بی عشق من ببینی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Printable View
دستــــــانم را
حصاری می کنــــــم برایـــت...
حصاری از عشق
حصاری از بوسه
تا آنجا که نتوانی
جـــــهان را
بی عشق من ببینی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تنهایی میشه بازی کرد
تنهایی میشه خندید
تنهایی میشه...سفر کرد
ولی خیلی سخته تنهایی رو تحمل کرد...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جادوی حضور شیرینت
غیر قابل وصف است
تویی که هر روز تکرار می شوی
امـــا
تکراری نمی شوی...
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست...
مثل آرامش بعد از یک غم...
مثل پیدا شدن یک لبخند...
مثل بوی نم بعد از باران...
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست...من به آن محتاجم
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در دیـــــاری كه تـــــو آنجا باشی ،
بودن آنجا كافیـــــست . .
آرزو هـــــــــای دگر ؛ اوج بی انصافیــــست . . .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تو که باشی حتی اگر در طوفان زندگی باشم دلم گرم است که کسی هست هنگام باران چشمهایم در آغوشم گیرد و تکیه گاهم شود و از این بحران نجاتم دهد...
این روزها انگار آدم ها، به دست هم پیر می شوند، نه به پای هم
هميشـــه نبايد زلـزلـه بيايد که ويراني را ببيني ...
همين که دروغ بگـويند...
و تو به رویشان نیاوری...
و بـرونـد...
يعني ويــرانــي...!
بزرگتر که می شوی
غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند!
لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا میگذاری
و ناخواسته وارد دنیای لبخندهای مصنوعی میشوی ...
شاید بزرگ شدن ، آن اتفاقی نبود كه انتظارش را میكشیدم!
چــه کــار دارم بــه حــرف مــردم زنــدگـی هــمـیـن اســت،، شب که میشود ، دلـــتنگت می شــوم... عـاشــقـانـه ای مــی نـویـسـم خیــره مـیشـوم بــه عکـسـت،، و بــا خــود فــکـر میـکـنم مــگر میــشـود تــو را دوستـت نــداشـت!!! عــاشقــانـه هــايـم تــمـامـي نــدارنــد کــه وقــتـي تــو بــهـتـريـن "اتــفـاق" زنــدگـي ام بــاشـي...!
زخم ها "خوب" می شوند!
امـــــا
"خـــوب شـــدن"
با
"مثل روز اول شدن"
یک دنیا فاصله دارد ..!
میگفت تو فقط عشقمی
میگفت امکان نداره کسی رو بعد تو بگم عشقم
میگفت سرم بره تو از یادم نمیری
میگفت بعد تو هیشکیو دوس ندارم
اما.......
حالا هنوز هستم ولی دیگه عشقش نیستم
هنوز نفس میکشم اما شدم تو و توی غریبه شدی عشقش
شدی همه کَسِش
شدی کسی که بوسشو واسه تو میفرسته
هنوز جایی نرفتم ولی دیگه از یاد تو رفتم...از یاد همه رفتم
دیگه هیچی واسم نمونده...هیچی
دیگه تنهای تنها شدم...من موندم اینجا مثل سایه ولی اون رفت با یه غریبه ی تازه
خدایا با اون غریبه خوشحال و خوشبختش کن
منو هم با خودت ببر تا دیگه تنها و بیکس نباشم.......
ماســـــه ها فراموش کار ترین رفیــــقان راهند
پابه پایت می آیند
آنقدر که گاهی سماجتــــشان در همراهی حوصله ات را سر می برد
اما کافیست تا اندک بادی بوزد!
یا خرده موجــــی برخیزد..
تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کارمان به جایی رسیده
که طوری باید دلتنگ شویم
که به کسی برنخورد (!)
رفتی...
رفته ای...
می روی...
ـ باز ـ خواهی رفت...
با اینهمه رفتن
اما
از ذهن من
یک قدم هم دور نشده ای!!
انـــــقدر، با خــــــــیالِ شیرینِ تـــــــــو هــــــــــرزگی کرده ام،
که برایِ یک آغـــــــــــوشِ بیــــــــگانه خسته ام...
کسی را ســُـــــراغ من نـــــــــفرست...
هــــِـی... تـــــــو... چــــــــه ارزان فروختی...
این هـــــــــــرزۀ وفــــــادار را!!!
دلتنگ که باشی، آدم دیگری میشوی
خشن تر...عصبی تر...کلافه تر و تلخ تر
و جالبتر اینکه، با اطرافیان هم کاری نداری
همه اش را نگه میداری
و دقیقا سر کسی خالی میکنی، که دلتنگش هستی...
سرسري زندگي كن!
دقــتــ
دق ات ميدهد! :n28:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تکرار تاریخ عصیان خاطره هاست ؛ عذابی برای آنان که گذشته را زنده به گور کرده اند!
خیلی وقته خیلی چیزا یادم میره !
گاهی وقتا یادت میره که لیوان چاییت رو به روت داره یخ میزنه !
یادت میره که بین اشک ریختنات پلک بزنی !
یادت میره که شبا برای خوابیدن باید چشماتو ببندی !
یادت میره ...
یادت میره که مُردی ...
همیشه سپیدی مو بر اثر گذشت عمر نیست
گاهی خاطره ای
گاهی غصه ای
گاهی غمی
آدمی ، مردی را ، پیر می کند ، از پای در میاورد ....
عــشــق مــن ! بیا !
قـــول می دهم که : قایقت شوم ؛
تـــو فقط بادبانم باش ! …
بـــگذار هر چه حرف پشت سرمانم می زنند ،
باد هوا شود ؛ و دورمان کند از این آدم ها … !
مـــــــــــــی توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطری می زنــــــــــــی؟
بـــــــــوی خوشــــــبختی می دهـــــــــی انگار …
میگویم: سلام
کسی جوابم نمیدهد
پس خدانگهدار میگویم!
شاید از سر اتفاق
کسی دستهایش تکان بخورد ...
هیس !!
حواس تنهایی ام را با خاطرات
با تو بودن
پرت کرده ام…
بگو کسی حرفی نزند ..
بگذار
لحظه ای آرام بگیرم …
یادِ بعضی از خاطره ها افتادن,
بیست نخ خرج داره ...!
صٌبحی که با تو شروع نشود
بخیر نمی شود.
تجربه کرده ام که می گویم..
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کــــــــــــــــآش
میــــــــ..شد
آدمــــــــــــــ……..
گــــــآهی
به اندازه ی نـیــآز، بمیـــــرد!!!
بعد بلند شــــــود
آهستــــه آهستــــــــه
خــــــــآک هایش رآ بتکــــــــآند
گردھآیش بمآند
اگــــــــر دلش خوآست،
برگردد به زنــــــــــدگی.
دلش نخوآست،
بخوآبــــــــــــــــد تا
ابـــــــــــــــــــــــ د………….
…
کـــــــآش میـ..شد
گــــــــــــآهی آدمـــــــــ…..
به انــــــــدازه ی نیــــــــــــــــآز
بمیــــــــــــــــرد !!!!!!!!
کاشکی به جای اینهمه مارک رنگ و وارنگ از سر تا پات
می شد یک مارک دوست داشتن بهت زد
معتادت کردم ، به خیال اینکه هر بار ترکم کردی دلم قرص باشد بالاخره بر میگردی ؛ فکرش را هم نکرده بودم که معتاد دیگری شوی!
امشب برای گریه ام یک شانه میخواهم که نیست
در این خرابات جهان یک خانه میخواهم که نیست
در غربت چشمان تو تنهایی ام آواره شد
در وصف این نامردمان یک شانه میخواهم که نیست...
ماسه ها فراموش کارند اما بی ریا
هیچ ساحلی بی ماسه زیبا نیست
بدان لذت تن دادن به ماسه زیباست
هیچ کس تنش را به سنگلاخ نمی دهد
ماسه ها در همراهی سمج اما صادقند
هر چند گاهی صداقت حوصله را سر می برد
اگر با خرده باد یا موجی رد پایت را پاک می کنند
برای این است که عشاق رفتنت را نبینند
و حسودان پیدا نکنند مسیرت را به سوی معشوق
افسوس که متهم به کم حافظه بودن می شوند
به زخم هایم می نگری؟
درد ندارد دیگر
روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد
مُــــــــرده ها درد نمی کشند...!
از تو خواهشی دارم
برنگرد دیگر
زنده ام نکن...!
دلـــت کـه گـرفــت، دیگر مـنـتِ
زمیـــن را نــکـش!
راهِ آسمـان بـاز است...
پر
بکش!
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند...
.
.
.
آمدن را
از باد و باران بیاموز ...
رفتن را
از دل من !
کسى که براى حل معادلات و مسائل دلتون وقت میذاره ،
خیلى دوستون داره، بیکار نیست؛
هواشو داشته باشین …
شیــــرین بهانه بود !
فرهـــاد تیشه میزد تا نشنود
صدای مردمانی که در گوشش میخواندند
دوستـــــت ندارد....
سلام
فعالیت تاپیک های شعر و احساس و تاپیک های اشعار و متون موضوعی از این به بعد متوقف خواهد شد و تنها قرار دادن اشعار شاعرانی که دارای نام حقیقی میباشند در انجمن ادبیات امکان پذیر میباشد.
برای قرار دادن سایر اشعار از گروه های اجتماعی، پروفایل ها و امضای خود استفاده نمایید.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]