کــاش !می دانستــی ;"جهانــم "بــی تــوالــف نــدارد ......جهانم-الف = جهنم
Printable View
کــاش !می دانستــی ;"جهانــم "بــی تــوالــف نــدارد ......جهانم-الف = جهنم
آرزویـــ خیلیـــ ها بودمــــ
از آنـــ دستـــ نیافتنیــــ هایشانــــ….
سادهـــ اسیرتـــ شدمــــ کهـــ قدر ندانستیــــ…!!!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سلام..بعضي از شعرهاتون خيلي زيباست..مرسي
چرا دلت گرفته؟
او هم آدم است
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت
غصه نخور
اگر رفت
گریه نکن
یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند
یک روز معنی کم محلی را میفهمد
یک روز شکستن را درک میکند
آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده
میفهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بگـــذر تابستان
حالم با تـــو خوب نمی شـــود
پاییــز حال مرا خوب می شنـــاسد...
از من بریده ای و صدایم نمیکنی....
چون درد در منی و رهایم نمیکنی...
گمگشته ام در میان تماشای چشم تو..
از این جنون تلخ جدایم نمیکنی...
هر شب چو باد میوزم از داغ یاد تو...
آخر چرا ؟ چه شد؟که یادم نمیکنی...
نه خداحافظی آخرت
و نه صدای بوق خط
هیچ کدوم
هیچ کدوم
دیوار عشق مرا
به اندازه بی تفاوتی ات
به خرابه ای تبدیل نکرد ....
دلم شور میزند !
.
میترسم صبح که بیدار میشوم
.
.
... .
.
.
از قاب عکست هم رفته باشی . . .
گاهی
هوس میکنم
در آغوشت حل شوم !
باهمه سردیت،
هنوز
برایم گرمترین حس دنیایی ...!!
مــــیـدانــــــی ؟
همه را امـــتــحــــان کــــــــــــــرده ام !
قرص خــــواب و مـسکن
روانـشـنــــاس
خــــنـــده هـای زورکــــی . . .
هـنـدزفـری تـوی گـوش و گــــریــه کـردن
ســــیـگــــــــــــــار و مــشــروبـــــــــــ . . .
دوســتـــــــــــان جـــــدیــد. . .
دل من این حـــــــــرفـهـا حـــالـیـش نـمیشود !
آغــوشـتـــــــ را مـیـخـــــــــــواهـم . . .
بــــــرگــــــرد . . .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
شعرها
زود فراموش میشوند از ذهن
و تو..
شعر ناتمام ذهن منی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به چشم هایَت بگو
انقدر برای دلم رجز نخوانند
من اهل ِ جنگ نیستم،شاعرم
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت اگر توانستی مرا در آغوش نگیر ...!
چه تقدیربدیست !
من اینجا بی تو می سازم
و تو، آنجا با او می سازی...!!!
خدای خوبی داریم ...
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،
اگر پشیمان شویم و توبهکنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد ...
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد ...
آری خدای خوبی داریم ...
خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد،
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...
دختری به مادر گفت: مادرم عشق چیست؟ مادر اندکی رفت به فکر.با نگاهی پرمِهر گفت: دخترم عشق؛ فریاد شقایق هاست. عشق؛ بازگشت پرستوهاست. عشق؛ نوید تَداوم است. مادرم، عشق؛ تپش قلب آدمی تنهاست. عشق؛ عروس حِجله تنهایی انسانهاست. عشق؛ سرخی گونه های آدمی رسوا است. دخترم تو چه می دانی عشق؛ لذت انسان بودن است. تو نمی دانی عشق؛ نغمه های قلب قناری ها است. راستی دخترم تو چرا پرسیدی؟ دخترک با گونه های سرخ با کمی لبخند گفت: آخر پسر همسایه با نگاهی عاشقانه گفت: دوستت دارم. بی درنگ مادر یاد بی مهری شوهر افتاد . یاد آن سیلی سرخ. یاد آن عشق حقیر. یاد آن قلب بی مهر و وفا . گفت: دخترم عشق؛ سرابی در دل دریاهاست
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود
انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت
طعــم پیامکی کــه میگـــوید :
" کجایـی نگران شدم "
قرعه کشی تمام شد.....
و تو به اسم دیگری درآمدی....
تقدیر جای خود....
لعنتی حداقل، اسم مراهم در کیسه ات میگذاشتی....
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است ...
کم است ...
کم است ...
کم است ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پ.ن:لطفا حذفش نکنید خب عین اون شعر که نیست اقتباسیه:n09:
دوســ ــتـــ دارم بـــدانــــ ــی...
هـــ ــر روز کـــــه پــ ــلــکــ هــ ـــایـــم را بـــ ــاز مــیـــکـــ ــنــم
چــ ــشــ ـمــانـــم بــ ـــه دنبـــ ـــال چــــه میــــگـ ـــردد!!!
اولـــیـــ ــــن چــــیــــزی کـ ـــه چشـ ـــمانـ ـــم دوسـ ـــت دارد بـ ـــبیـ ـــند
ایـ ـــن اسـ ـــت کـ ـــه جـ ـــایـ ـــت کنـ ـــارم خـ ـــالی نبـ ـــاشـ ـــد
هـ ـــمـ ـــیـ ـــن
چقدر سخت است با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن.
کاش میشد با پا پس زد و با دست پیش کشید.
آری اینگونه راحت تر میتوان در آغوش کشید.
دلگیرم از جغرافیــــــا !
از فاصـــــله ای که بین و منــــو تــــو ثبت کرده!
یک روز جغرافیا را به دار خواهم کشید
بیرحم ترین است در زندگی من!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
.
هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد،
آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت،
باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
غــم که نوشتن ندارد نفوذ می کند در استخوان هایت… جاسوس می شود در قلبت آرم آرام از چشم هایت میریزد بیرون…
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هـمیـشـه بـرایـم ســــوال اسـت :
اگـر قـرار بـود روزی او را نـبـیـنـم ....
چــرا خــــــدا خـواسـت کـه دوســـتــــش داشـتـه بـاشـم ؟
دهلیزهای قلبت را باید بدهم لایروبی کنند ؛ کینه، عجیب دلت را به لجن کشانده است!
تیک تیک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و...
دقایق برای ساعتها نجوا می کنند....
ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و....
روزها ،ماه ها را و ....
ماه ها..... سالها را
واین چنین می شود که ایام می گذرد
ومن روزهای بی قراری و دلتنگی و تنهاییم را
باهزار روایت بی الفبا از حضور تو ترسیم می کنم و...
می گویم:.
.
.
انگار همین دیروز بود
ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،
چـــــون در آن گـلـه ای نـیـسـتــــ
گـاهـی سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـد
گـاهـی دلـی را بـدسـتـــــ مـی آورد
گـاهـی از دلتـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـد
گـاهـی بـغـض در گـلـو خـفـتـه اسـتـــــــ
گـاهـی حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــ
گـاهـی اوقـاتـــــ سـکوتــــــ سـخـن بـی کـلام اسـتـــــ
و گـاهـی سـکـوت گـریـه بـی صـدای دل یـکــ عـاشـق اسـت
کوتاهترین قصه ی دنیا:
رفتـــــــــــ …!
وقتی کسی رو پیدا کردی ؛
که کنارش بدون هیچ دلیلی ،
فقط به خاطر اینکه کنارشی خوشحالی ....
دیگه به درک که بقیه چی میگن
کنارش باش و از کنار هم بودن لذت ببر ....
ســـرفه هايـــم ..
صـــداي خرده شيـــشه ميـــدهـــد .....
فكر كنم دلــــــم شكســـته !
شده اگر با دروغی
یا که با لبخند مجبوری
شده حتی با دستهای سرد سرد
بیا برگرد کاری کن
میدونم که دروغت
واسه این حال من خوبه
فقط بیا برگرد
با یک لبخند زورکی
یا دوست دارم الکی
واسه دل خستم
به خدا بسه
حتی اگر شده دروغکی
فقط بیا برگرد
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﮎ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﺩﻭﺍ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ
ﮔﺎﻫﯽ
ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺣﺮﻓﯽ
ﺗﻠﺨﯽ ﻧﮕﺎﻫﯽ
ﺧﻮﺏ ﺗﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ......
خواستم چشمانت را از پشت بگیرم اما دیدم طاقت اسمهایی را که میگویی ندارم........
تــــو را..از رویای شبهایم
از قلبـــــــی که..مهربان می خوانندش
از چشـــمـــهای مشتاقم..از لـــب های سخنگویم
تــــــــو را..از هستــــــــــــی ام
بیـــرون کرده ام
صدایــــــــم کن..تا ..
دور تــر نشدی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گـفـت :
دعـا کـنـی مـی آیـد . . .
گـفـتـم :
آنـکـه بـا دعـایـی مـی آیـد . . . بـا نـفـریـنـی مـی رود !
حـال روزی . . .
خـواسـتـی بـیـایـی . . .
بـا دعـا نـیـا . . . بـا دل بـیـا !!
گلوی من،ابری ترین تکه ی آسمان است...
اما نمیدانم چرا همیشه،
باران از چشمان تو آغاز می شود...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کامل این شعر اینست:نقل قول:
من اگر آدم شوم ، حوا برایم می شوی؟؟؟
لحظه ای کافر شوم ، ای بت خدایم می شوی؟؟؟
من اگر از نا کجاهای خودم هم بگذرم
مهربان ، تو همنشین هر کجایم می شوی؟؟؟
من تمام عمر خود را هم برایت تب کنم
نازنین ، آیا تو یک لحظه فدایم می شوی؟؟؟
بهترین خاتون خود را در شبی مدفون کنم
شهرزاد هر شب این قصه هایم می شوی؟؟؟
از فراق دوریت با سایه ام دعوا کنم
با تمام هستی ات عقده گشایم می شوی؟؟؟
من اگر موسی شدم اعجاز از من خواستند
در میان ساحران تو اژدهایم می شوی؟؟؟
مطمئن بودم اگر آدم شوم ، ای نارفــــیـــق
تو همان سنگ بزرگ راههایم می شوی.....
هر کسی برای خودش خیابانی دارد…
کوچه ای…
کافی شاپی..
و شاید عطری…
که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کـودک مـیـشـوم . . .
بـهـانـه گـیـر تـر از قـبـل . . .
حـسـاس تـر از گـذشـتـه . . .
کـودک تـر از هـمـیـشـه تـو بـزرگ مـیـشـوی . . .
مـرد مـیـشـوی . . .
قـوی و مـحـکـم . . .
آغـوشـت هـم خـواسـتـنـی تـر از هـمـیـشـه . . .
و مـ ـن بـا تـمـام کـودکـیـم . . .
خـودم را گـم مـیـکـنـم . . .
بـیـن یـک دنـیـا مـردانـه ی ِ تـ ـو
کـآش ...
سرِ درِ بـهشـتــ ؛
کسـ ـي باشـَد که بپرســَد :
آدمـي یـا فرشـتـ ـه ؟
و مـَن با صدای ضـعیفــم
که از زجـه رو به بـی صـدایی رَفــته ،
بــگویـَم :
زَن -َـم
و ایـن بـار
همه نگـاهَم کُنند :
نـَه به خاطـِر موی بُلَندَم
نه چشـمان معصـومَم
و نه لرزشِ صدایـَم
.
.
.
بـلکـه به خاطِر روحِ خدا که در من دمـیده شده
و همه ،
تحســین کـُنَند ؛
شـُجاعَـتـ ،
صـداقَتـ
وَفـ ـآ
و نجـآبـَتَم را
در آن کره خاکی