مطمئنا هیچکس در وحله اول حاضر نمیشه چنین چیزی رو قبول کنه.نقل قول:
اما این تصویری هست که از آرشیو ناسا بیرون اومده.
Printable View
مطمئنا هیچکس در وحله اول حاضر نمیشه چنین چیزی رو قبول کنه.نقل قول:
اما این تصویری هست که از آرشیو ناسا بیرون اومده.
اینا در لینک پایینی بودننقل قول:
منم دیده بودمشون ولی حالا نیستن
چون ماجرای فیلم "کالبدشکافی بیگانه" دوباره مطرح شد، من یه یادداشت نیمه کاره ای که در این ارتباط داشتم رو کامل کردم؛ امیدوارم روشنگر باشه:
نقل قول:نقل قول:الان می دونیم که این فیلم ساختگیه و سازنده اش هم به این موضوع اعتراف کرده ... در واقع تصنعی بودن فیلم از خیلی وقت پیش تر قطعی [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] : جراحات بیگانه به جراحات ناشی از سقوط یا تصادف شباهتی نداشت، محیط عمل غیرعادی بود و پزشکان هم به خطاهای آشکاری مثل نحوه به دست گرفتن قیچی توسط جراحان توی فیلم اشاره می کردند (که به شیوه خیاطها قیچی می کردند نه به شیوه جراحها که از انگشت سبابه برای هدایت تیغه کمک می گیرند) ... هالیوودی ها (مثل دو متخصص افسانه ای جلوه های ویژه و گریم: دیک اسمیت و استن وینستون) هم بیگانه ها رو بوضوح [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ...نقل قول:
فردی که فیلم رو منتشر کرد، ری سانتیلی نام داشت (بریتانیایی) که سال 1995 ادعا کرد فیلمهایی در اختیار داره که بعد از واقعه رازول گرفته شده اند ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] به قیمت 100 هزار دلار از یه فیلمبردار بازنشسته ارتشی خریده)... نیاز به گفتن نیست که چقدر این فیلمها معروف و جنجالی شدند...
اما، سال 2006 سانتیلی بالاخره اعتراف کرد که فیلم مذکور ساختگی بوده و همه اش در خانه ای در لندن تهیه و ساخته شده ! ... نقش جراح اصلی توسط جان هامفریز ایفا شده که ضمنا سازنده عروسک بیگانه ها هم بوده و از اندام داخلی بدن مرغ و گوسفند و مربای تمشک برای جلوه های ویژه استفاده کرده ! ... باز خدا خیرش بده که راستش رو گفته ... البته خودش برای مدت کوتاهی همچنان میگفت که حداقل براساس واقعیت ساخته شده! ... میگفت که اصل فیلم رو دیده، اما چون نسخه اصلی از بین رفته بوده این رو ساخته – البته الان دیگه این ادعا رو هم بی خیال شده
اتفاقا یک [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] هم درباره همین اتفاق ساخته شده و همین آقای سانتیلی هم بعنوان تهیه کننده اجرایی حضور داشته ... بهرحال فیلم "کالبدشکافی بیگانه" همیشه بعنوان یه نمونه کلاسیک hoax (کلک-فریب) در زمینه یوفولوژی به یاد خواهد ماند ..
* درمورد تبعات حقوقی قضیه برای سازندگان، بخوانید: [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] و [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بچه ها یه عکس فتوشاپی جالب ، محض خنده (شاید هم فتوشاپ نباشه ! :دی):
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سیمور جان قبل از اینکه بقیه به زحمت بیوفتن من جواب نوشته هات رو میزرام.
نقل قول:
1_ ناسا عمدآ چنین عکس های مشکوکی رو منتشر میکنه تا به بررسی بازخورد افکار عمومی و جامعه علمی بپردازه و به نوعی در حال سنجش و اماده سازی اذهان هستند تا شاید در زمانی خاص و مشخص پرده از رازها بردارند !
2_ناسا میدونه که در اینده با ورود رقبای فضایی (هند ، چین ، اروپا و ...) شاید قادر به لاپوشانی حقایق و یا معامله با طرف مقابل برای عدم انتشار اسناد و حقایق پشت پرده در سیارات دیگر ، نباشه ، پس با به راه انداختن چنین بازیهایی قصد داره تا اعتماد عمومی رو از بین ببره و به نوعی مانع از ایجاد محیطی سالم و خالص از اطلاعات علمی درست ، بشه و البته من بعید میدونم که امریکا به کشور ثالثی اجازه بده که کاوشگر روی سطح سیاره ای در منظومه شمسی پیاده کنه !(به غیر از روسیه)
نقل قول:
در امریکا پرونده سازی برای افراد ساده ترین کاره !
و البته هیچ بعید هم نیست که خود باب لازار برای اینکه زیادی به دست و پای اینا نپیچیده باشه چند تا دری وری هم گفته باشه که کار سرویس های امنیتی رو برای ماست مالی قضیه راحت تر کرده باشه به قول معروف به نحوی برخی اسرار رو افشا کرده که نه سیخ بسوزه نه کباب !
الف- جراحات ناشی از سقوط یا تصادف , چه استانداردی دارند که روی اون بشه اظهار نظر کرد؟ آیا اصولا تعریفی از جراحت استاندارد مخصوص سقوط و یا تصادف(!) وجود داره؟نقل قول:
ب- واقعه مربوط میشه به 60 سال قبل ; آنهم بخشی جنبی درون مرکزی نظامی. کاملا طبیعیه که شکل محیط عمل نسبت به اتاق های عمل امروز تفاوت داشته باشه. تعجب و دستپاچگی شخص هنگام اولین تشریح یک بیگانه رو هم به اون اضافه کنید.نقل قول:
ج- از کی وزارت دادگستری امریکا و یا بخش آستروبیولوژیست های ناسا از هالیوودی ها بعنوان کارشناس استفاده میکنند؟ از آن گذشته ; از چند سال گذشته به اینطرف(خصوصا از زمان تولید فیلمهای سری Terminators بگفته کارشناسان هالیوود), صنعت فیلمسازی بحدی رشد کرده که غیر ممکنی در حال حاضر در محدوده جلوه های ویژه تصویری(Special Effects) عملا وجود نداره ; و اگر خود شما یک فیلم مثلا جشن تولد رو پیش اون ها ببرید ; یک کپی - بهتر از اصلش(!) - از روی اون میسازند و به فیلمی که دست شماست مهر بدلی میزنند. پس هالیوودی ها در این باره هرگز نمی تونند کارشناس بیطرفی باشند.نقل قول:
د- دو حالت وجود داره:نقل قول:
1- یا ایشون واقعا تهیه کننده اصلی فیلم بوده و به اون ایمان داشته , که در اینصورت تا آخر پای حرفش می ایسته ; پس چنین نبوده.
2 - تهیه کننده اصلی ایشون بوده و جعل کرده بوده. اما همه میدونیم در کشوری که همه در اون به پول به عنوان یک رب النوع یا فرشته نگاه می کنند ; امکان نداره کسی امروز بیاد روی کاری که کرده قیمت بیش از صد هزار دلار بذاره و فردا نه تنها زیر حرفش بزنه , بلکه فیلمی کمدی هم راجع به اون بسازه!؟
نتیجه جز این نیست که 'ایشون فقط فیلمساز بوده و به توصیه و اجبار این کار رو کرده ; و تهیه کننده فیلم اصلی , کس دیگری است'.
با تشکر از سیمور.
عزیز دل... حرفت کاملا درسته... اما مختصات رو کاملا اشتباهی کشیدی... ( پایه نگهدارنده چراغ رو می گم ). اون اصلا توی عکس نیافتاده...نقل قول:
راستی یه پرسش... یوفو ها ممکنه به شکل پنتاگون ( پنج گوشه ) باشن؟؟؟ :20:
شکل های متنوعی تاکنون از اجسام پرنده ناشناس توسط شاهدان عینی گزارش شده.نقل قول:
اما گزارشی بخاطر ندارم که در اون شیئ مذکور بشکل پنج ضلعی توصیف شده باشه.
اما اگر ارتباط این دو با هم(پنتاگون و UFO) مد نظرت هست ; باید بگم که ارتباطشون تنگاتنگه.
تبعات حقوقی داشته برای سازندگان...نقل قول:
به نظر میاد این قضیه قبلا رفع و رجوع شده... جای دفاع نداره....
حالت سوم:نقل قول:
دو حالت وجود داره:
ملت رو سر کار گذاشته!
فکر کنم صفحه قبل بود گفته بودید فقط یکی دو تا عکس تایید شده از این موضوع هست ... اگه زحمتی نیست میخ واستم بدونم میشه عکس ها رو اینجا بزارید و یا اینکه لااقل صفحاتشون رو در این تاپیک بگین من برم ببینم .
چون چندی پیش توی آسمون فکر کنم لرستان بود که یه شیع عجیب نورانی دیده شد. وقتی با دوربین تا آخر زوم کرد شده بود مثل یه پنتاگون نورانی...! :18: بخاطر همین پرسیدم !!نقل قول:
نقل قول:
عزیز دل... حرفت کاملا درسته... اما مختصات رو کاملا اشتباهی کشیدی... ( پایه نگهدارنده چراغ رو می گم ). اون اصلا توی عکس نیافتاده...
راستی یه پرسش... یوفو ها ممکنه به شکل پنتاگون ( پنج گوشه ) باشن؟؟؟ :20:
میدونم عزیز. اونو اونجوری کشیدم که دوستان بتونن به خوبی استنباط کنن :دی
این نظر شماست.شاید درست باشه شاید هم نه.به هر حال چیزی که ما راجع بشه مطمئنیم اینه که تو دهکده ی رازول واقعاً اتفاقی افتاده. . . .در ضمن فکر نمی کنید این شخص به تهدید FBIهمچین اعتراف دروغی کرده باشه؟بهتون حتما توصیه میکنم که حتما این کتاب رو بخونید :نقل قول:
کد:http://www.adinebook.com/gp/product/9645361036/ref=sr_1_1000_7/323-9997856-3441434
این گویا لینک دانلود اخبار 20:30آن شب است. من دانلودش نکردم ولی اگه کسی دانلود کرد لطفاً بگه اون اخبار کذایی توش بود یا نه؟نقل قول:
کد:http://www.tabnak.com/cache/videopage.php
نظر ایشون نیست... بیشتر بر اساس مستندات هست!نقل قول:
این نظر شماست
درمورد باب لازار هم عین همین گفته شد!نقل قول:
در ضمن فکر نمی کنید این شخص به تهدید FBIهمچین اعتراف دروغی کرده باشه؟
هروقت بیست و سی اومد، تلوزیون رو وارونه بذار، گوش بده به اخبار!نقل قول:
این گویا لینک دانلود اخبار 20:30آن شب است
سلام دوستان
نمیدونستم اینجا فعاله
یک روزنامه خیلی قدیمی رو چشمم خورد چند وقت پیش گفته های یک خلبان با تجربه ست که یوفو هارو دیده و با سه تا اف-14 تامکت دنبالش رفتن و اونای دیگه کم اوردن البته این یه تنه میره دنباله یوفو هه و خیلی جالب بود میگفت حتی سیستم های مکانیکی هواپیما هم از کار افتاد وقتی خیلی به اون ییوفو نزدیک شد منتها یه برگ ازین روزنامه رو دارم مطلب کاملش رو ندارید؟
بیشتر این مطالب و گفته های شاهدان رو نمیشه باور کرد ولی این یکی مطمئنا حقیقت داره
من متن کاملش رو گذاشتم قبلآنقل قول:
این مطلب توسط ناسا تایید شد و به اونها هم جایزه داده شده
ماهواره های ایالات متحده هم اون یوفوها رو ردیابی کرده
تاپیک رو نمیدونم ولی آرشیو خودمو میگردمنقل قول:
میشه مدرک بدید. نه از این قضیه لزوما که بگیم دم دست نیست مدارک. از اینکه ناسا یا هر سازمان فضایی دیگه وجود بشقاب پرنده ها رو تایید کرده باشه. دوستان اینجا هر روز مدزک جمع میکنن بگن آمریکا (و ناسا) با بشقاب ها در ارتباطن و مخفی نگرش میدارن، بعد شما میان حرفی تا این حد متفاوت میزنی.نقل قول:
شما دفعه قبل هم که گفتی دانشمند های آمریکایی کشف کردن 1400 سال پیش ماه به دو نیم شده، وقتی من ازت مدرک خواستم ،چیزی ارائه ندادی. اینها مطالبی هستن که اگه مستند بشن دنیا میره هوا. حرف کمی نیستن.
1.این مطلب کاملآ تایید شده و مدارکش هم در اینترنت هست(حتمآ میزارم دوباره مساحبه شون رو)نقل قول:
حالا نگید که یه زمانی گفتی مطالب اینترنت غلط هست
من شرطشو گفتم
این مطلبم کاملآ تایید شده
2.من که نگفتم تایید کردن وجود et ها یا یوفوها رو گفتم این قضیه رو تایید کردن و حتی به این خلبانه جایزه هم دادن
3.من با دیگران کاری ندارم ولی خودم چیزهایی که دیدم و خوندم رو میگم
4.من معمولآ مجله هایی که میخونم رو نگه نمیدارم
حالا از کجا اینو پیدا کنم
فقط یادمه یه مجله علمی آمریکایی بود
شما هم اگه دنبالشو بگیرید 100 در 100 پیداش میکنید
(شاهد عینی پرونده F-4)
با مطرح شدن بحث رویت اشیای نورانی در آسمان ایران،خاطره رویت یوفوها در آسمان تهران در سال 55 هم زنده شد.این واقعه که در 29 شهریور 1355 اتفاق افتاد یکی از مشهورترین گزارش ها درباره رویت یوفوها در جهان است.پرونده این موضوع در جهان به عنوان پرونده 19 سپتامبر 1976 یا پروندهF-4
معروف است.در آن زمان مسئول برج مراقبت فرودگاه مهرآباد((حسین پیروزی))بوده است که در حال حاضر یکی از اساتید صنعت هوایی کشور است و به عنوان مشاور وزیر راه و مدیر کل فرودگاه امام خمینی
هم فعالیت می کند.گفتگو با حسین پیروز شاهد عینی ماجرای مرموز آن شب را بخوانید.
در اول کار کمی درباره خودتان بگویید.
من متولد سال 1317 هستم.بعد از اتمام دوران دبیرستان از دانشگاه تهران لیسانس کتابداری گرفتم و بعد از آن در رشته زبان تحصیل کردم و مدرک کارشناسی زبان را نیز دریافت کردم.چون زیاد مطالعه می کردم و به مباحث هوا و فضا علاقمند بودم بعد از این رشته ها مهندسی مراقبت پرواز خواندم و بعد از آن هم دوره فوق لیسانس حمل و نقل را گذراندم.
ماجرای آن شب چطور آغاز شد؟
شب 29 شهریور حدود ساعت 5/10 شب بود که خانمی با برج مراقبت که من آن شب مسئول آن بودم تماس گرفت و با دلهره اعلام کرد که یک شئ نورانی که مانند پروانه ماشین 8 پره و 4 پره می شود روی خانه مان آمده و نورهای عجیب و غریبی دارد.خانه آن خانم در خیابان شریعتی فعلی بود.من قضیه را جدی نگرفتم و از آن خانم تشکر کردم.چند دقیقه بعد خانم دیگری و بعد از آن آقایی از شمیران تماس گرفتند و همین حرف ها را تکرار کردند.من خودم دوربین را برداشتم و به بالکن رفتم و آن وقت بود که شئ نورانی را در آسمان دیدم و در همان نگاه اول فهمیدم که نمی تواتد هواپیما باشد.
شیئی که دیدید به چه شکلی بود؟
نورش مثل لامپ فلورسنت بود.وسط آن نور قرمز چشمک می زد و دو طرف آن نور آبی دیده می شد.رنگ آبی آن بسیار خیره کننده بود.درهمان حالی که نگاهش می کردم شبیه به ماهی حلوایی به رنگ سرخ آتشی شد.بعد هم به شکل های مختاف مثل ستاره دریایی و یا دایره و با رنگ های نارنجی،زرد،سبز و بنفش دیده شد.یک لحظه بعد هم ناپدید شد که ناگهان متوجه شدم از شمال تهران به طرف جنوبی ترین نقطه تهران رفته است.آنقدر به سرعت جا به جا می شد که نمی توانستیم حرکت آن را ببینیم.به طوری که در ابتدا به همراه همکارانم فکر کردیم که دو یا سه جسم هستند.اما بعد متوجه شدیم یک جسم بزرگ و سریع است.مدتی بعد روی کوه های بی بی شهربانو ثابت ایستاد.
می توانید ابعادش را توصیف کنید؟
از فرودگاه مهرآباد که من نگاه می کردم تقریبا شمال شرق تهران بود اما آن چنان نورش زیاد بود که نشخیص اندازه دقیق آن غیر ممکن بود.مثل ماشینی که با نور بالا از رو به رو می آید و در ابتدا نمی توان اندازه آن را تسخیص داد.با اینکه ارتفاعش مدام تغییر می کرد ولی فکر می کنم طولش 20 متر بود.
بعد از آنکه متوجه شدید هواپیما نیست چه کار کردید؟
همان موقع موضوع را به مسئول پایگاه نیروی هوایی که در آن شب تیمسار یوسفی بود اطلاع دادم.تیمسار هم ابتدا فکر می کرد من قصد شوخی دارم ولی بعد از آنکه متوجه شد قضیه جدی است فورا دستور داد یک فانتوم F-4 از پایگاه آماده باش آن شب که پایگاه شاهرخی همدان (نوژه فعلی) بود،برای شناسایی بلند شود.خلبان عزیزخانی به علاوه یک خلبان دیگر با فانتوم اول پرواز کردند.ما در ابتدا فکر می کردیم ارتفاع این شئ 5هزار تا 6هزار پا است.ولی خلبان اعلام کرد که شئ در ارتفاع سی هزار پایی قرار دارد.موضوع دیگر آن بود که خلبان اعلام کرد که روی دو موج UHF و VHF خود و روی فرکانس اضطراری صدای بنگ بنگ که ما به آن Emergency Squash می گوییم را دریافت می کند که هیچ وقت این امر برای ما ممکن نبوده است.همان شب این مساله توسط دو هواپیمای Swiss Air و Luft Hansa هم گزارش شده بود.فانتوم ما با آنکه سرعتی حدود سرعت صوت داشت ولی نمی توانست به این شئ نورانی برسد.با کمی نزدیک شدن فانتوم به این شئ تمامی دستگاه های ناوبری و دفاعی آن از کار می افتاد و سیستم ارتباطی آن هم دچار اختلال می شد.بعد از تایید خلبان عزیزخانی که این شئ هواپیما نیست و یک شئ خارجی است فانتوم دوم هم از پایگاه شاهرخی پرواز کرد که خلبان اصلی آن سرگرد جعفری بود.
خلبان ها این شئ را چگونه توصیف می کردند؟
خلبان ها هم با چشم غیر مسلح می توانستند آن را ببینند.با همان رنگ های آبی،قرمز،نارنجی.اما آن طور که خلبان ها گزارش کردند روی رادار هواپیما هم هیچ اثری باقی نمی گذاسته است.سرعت این جسم به قدری زیاد بود که آنها با حدود سرعت صوت نمی توانستند زیاد به آن نزدیک شوند.چیزی که ما حدس می زدیم این بود که سرعت این شئ چند برابر سرعت صوت است.
تا انتهای ماجرا هر دو فانتوم حضور داشتند؟
نه.بعد از گذشتن مدتی از شناسایی و بعد از آنکه خلبان جعفری هم حرف ما را تایید کرد تصمیم گرفته شد که خلبان عزیزخانی به علت کم بودن بنزین به پایگاه شاهرخی برگردد و خفاش2(فانتوم سرگرد جعفری)شناسایی را ادامه دهد.سیستم های ناوبری فانتوم خلبان جعفری هم از کار افتاده بود و خلبان جعفری هم روی فرکانس 5/121 (فرکانس اضطراری) صدای بنگ بنگ را می شنید.ناگهان متوجه شدیم که جسم دومی از جسم اول جدا شده است.جسم دوم بسیار نورانی بود.نور بسیار شدیدی داشت و به سمت هواپیما حرکت کرد.ارتباط رادیویی سرگرد جعفری برای مدتی با ما قطع شده بود.جسم اصلی هم به صورت ثابت روی کوه های بیبی شهربانو ایستاده بود.خلبان جعفری بعد از مدتی برای ما تعریف کرد که وقتی از روی مهرآباد گذشته است شئ دوم بالای سرش بوده است.آن موقع جعفری سرعتش را کم می کند تا شئ نورانی جلویش بیفتد و آن را روی باغ های کرج با موشک بزند.اما بعد از برگشت به ما گفت قبل از آنکه کاری بکنم شئ نورانی خودش 100 متر جلوتر از هواپیما ایستاد.مثل آنکه مرا تله پاتی می کرد و فکر مرا می خواند.می خواستم شلیک کنم که دیدم دستگاه ها عمل نمی کنند.حتی ارتباط رادیویی بین من و خلبان دیگر هم مختل شده بود.با اشاره به خلبان دوم فهماندم که Eject کنیم.یعنی از هواپیما بیرون بپریم.به خاطر آنکه قصد هدف قرار دادنش را داشتیم می ترسیدیم به ما حمله کند.جالب آن است که دستگاه Eject هم که کاملا مکانیکی است و الکترونیکی نیست از کار افتاده بود.
سیستم Eject اصلا ارتباطی با سیستم الکترونیکی هواپیما ندارد؟
نه.Eject یک سیستم کاملا مکانیکی در هواپیما است.6موشک زیر صندلی خلبان قرار دارند که در کمتر از 8/0 ثانیه خلبان را 50 متر به بیرون پرتاب می کنند.تعجب خلبان هم همین بود که این سیستم هم که هیچ ارتباط الکترونیکی با هواپیما ندارد از کار افتاده بوده است.یادم می آید خلبان جعفری در جلسه ای گفته بود در آن موقع که سیستم Eject هم عمل نکرد با خودم گفتم خدایا با این همه تکنولوژی که به ما دادی هیچ کاری نمی توانیم در این وضعیت بکنیم!
بعد چه اتفاقی افتاد؟
شئ نورانی به تعقیب فانتوم پرداخت.حتی وقتی شئ نورانی و فانتوم از روی فرودگاه مهرآباد رد شدند یک لحظه(مانند فلاش)برق مهرآباد قطع و وصل شد.بعد ها فهمیدیم که اشکالی در سیستم برقی مهرآباد وجود نداشته است و سازمان برق منطقه ای هم پالس ثبت کرده است.بعد از این تعقیب و گریز شئ نورانی دوم به سمت ساوه رفت و با دور شدن آن سیستم رادیویی فانتوم دوباره وصل شد.آن موقع بود که خلبان جعفری اعلام کرد که شئ نورانی که من را تعقیب می کرد بسیار وحشتناک بود اما گویا فقط می خواست زهر چشمی به ما نشان دهد.اگر اجازه می دهید دیگر به پر و پایش نپیچیم و به پایپاه شاهرخی برگردیم.
تیمسار یوسفی که مکالمه را میشنید در همان موقع گفت که چون احتمال دارد تا پایگاه شاهرخی همدان به شما حمله کند می توانید در مهرآباد فرود بیایید.چند دقیقه بعد خلبان جعفری اعلام کرد که شئ نورانی دوم به سمت شئ نورانی اصلی رفته و دوباره داخل آن شده است.بعد هم چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که جعفری با فریاد اعلام کرد که شئ دوم دوباره از شئ اصلی جدا شده و به طرف زمین می آید.ما هم در آن موقع یک هاله نورانی را که به طرف زمین می آمد را دیدیم.جسم نورانی روی زمین نشست.سه مایلی جنوب پالایشگاه تهران.خلبان جعفری گفت که نور این شئ آن قدر زیاد است که من از این ارتفاع می توانم سنگ ریزه های بیابان را ببینم.شئ اصلی هم بالای سر جسم دوم مرتب دور می زد.
سعی نکردید به جسم دوم که روی زمین بود نزدیک شوید؟
تیمسار یوسفی همان موقع به جعفری گفت که امتحان کند که می تواند به آن نزدیک شود یا نه.سرگرد جعفری با فانتوم به سمت جسم دوم شیرجه اما به گفته خودش در 10 مایلی جسم دوم چنان هواپیما دچار لرزش شد که نتوانسته بود به آن نزدیک شود.ما به کلانتری شهرری و ژاندارمری اطلاع دادیم.چندین نفر از مردم هم با مهرآباد تماس گرفتند و این قضیه را گزارش دادند.در همان موقع متوجه شدیم که جسم اصلی رفت و در آسمان ناپدید شد.اما ماموران پلیس و هیچ کس دیگر بعد از رسیدن به محل اثری از جسم دوم پیدا نکردند.
روز بعد هم معلوم نشد چه بر سر شئ نورانی دوم آمده است؟
نه،فقط به مدت یک هفته تا ده روز در یک نوار 40 کیلومتری از روده شور تا دوشان تپه هر روز یک تا دو ساعت روی فرکانس اضطراری (5/125) صدای بنگ بنگ شنیده می شد.
درباره این فرکانس و صدای بنگ بنگ توضیح می دهید؟
وقتی مثلا سانحه ای برای یک هواپیما پیش می آید جعبه سیاه آن که حاوی اطلاعات مهمی است از هواپیما به بیرون پرتاب می شود.این جعبه در مقابل گرما و سرمای شدید بسیار مقاوم است.بعد از پرتاب به صورت اتوماتیک جعبه سیاه روشن می شود و روی همین فرکانس که معروف به فرکانس اضطراری است صدای بنگ بنگ شنیده می شود تا مسئولان با جستجوی صدا بالاخره جعبه سیاه را پیدا کنند.
در مدت این 10 روز منبع این صدا پیدا نشد؟
نه،چندین بار ماموران صدا را جستجو کردند.تا منبع صدا هم می رسیدند اما بعد از کندن زمین هیچ چیزی پیدا نمی کردند.
اتفاقات آن شب چقدر طول کشید؟
از 5/10 شب تا 4 صبح،بیشتر از 5 ساعت.
این جسم در رادار مهرآباد هم ثبت شد؟
نه،چند روز بود که رادار مهرآباد خراب بود.اما رادار فانتوم برای چند لحظه آن را ثبت کرد.
گفته می شود که بینایی خلبان جعفری بعد از این حادثه دچار مشکل شده بود شما خبری از این مورد دارید؟
من در مورد بینایی خلبان جعفری اطلاعی ندارم ولی برای چند وقتی هم خلبان جعفری هم خلبان عزیزخانی اجازه پرواز نداشتند.حتی گاهی که یک ستاره می دیدند تصور می کردند که همان شئ دوباره برگشته است.خود من بعد از تمام شدن آن حادثه به مدت 54 ساعت نخوابیدم.تا می خواستم بخوابم با تصویری از آن شئ از خواب می پریدم.
مثل آنکه فیلم این حادثه هم بازسازی شده است...
بله،بعد از انقلاب در شبکه دو و با کمک آقای میر فخرایی در گروه دانش با توجه به مشاهدات ما و با استفاده از همان کادر فرودگاه و خلبان عزیزخانی و جعفری فیلم این مشاهده بازسازی شد که بسیار شبیه واقعیت شده است که فکر کنم اکنون در آرشیو صدا و سیما هم موجود است.
مجموعا چند نفر شاهد این یوفوها بودند؟
به جز مردم عادی که با برج تماس می گرفتند تیم 16 نفره برج مراقبت که همگی دارای تحصیلات عالی هستند شاهد این ماجرا بودند.علاوه بر آنها مشاهدات چهار خلبان (دو خلبان در هر فانتوم) یکی از دلایل اعتبار این مشاهده است.
مجموعه این حرف های شما به این معنی است که شما اعتقاد دارید که این موجودات فضایی هستند؟
بله،من اعتقاد راسخ دارم که آنها موجوداتی ماورایی هستند که خیلی از ما هوشمندترند.آنها به کار ما نظارت می کنند اما ما را قابل ندانسته اند تا با ما ارتباط برقرار کنند.
ما وقتی می توانیم یک مساله را ماورا طبیعی فرض کنیم که هیچ توجیه علمی برای آنها پیدا نشود.آیا این مساله نمی تواند یک تکنولوژی سری متعلق به برخی کشورهای خاص باشد؟
وقتی می گویند میلیونها خورشید در کهکشان راه شیری وجود دارد پس حتما کرات دیگری هم می تواند وجود داشته باشد که در آن موجوداتی زنده باشند.نمی شود که ما بگوییم فقط ما در این زمین زنده هستیم و هیچ موجود هوشمند و زنده دیگری وجود ندارد.
می خواهم بگویم فکر نمی کنید بعضی از اشیا نورانی که اخیرا دیده شده ممکن است ماهواره های جاسوسی یا هر چیز دیگری باشد که به شکل شئ نورانی دیده شده است؟
احتمال آن وجود دارد.بعد از همین قضیه هم عده ای تا مدت ها در کیسه های پلاستیکی شمع روشن می کردند و آنها را با استفاده از گازی سبک به هوا می فرستادند و عده ای فکر می کردند بشقاب پرنده دیده اند.اما تمام این موضوعات را با تمام تحصیلاتی که داشتم و اطلاعات فنی که دارم وجود بشقاب پرنده ها را نفی نمی کنم و فکر می کنم در کرات دیگر موجوداتی وجود دارند.این اعتقاد شخصی من است و البته هیچ دلیل علمی برای آن ندارم.
این ها چیز هایی است که من با چشم خودم دیدم.فانتومی که تمام سیستم های ناوبری و دفاعی اش را از دست می دهد و دوباره به دست می آورد در اثر چه چیزی می تواند باشد؟آنها بسیار از ما هوشمند تر هستند و درباره ما تحقیق می کنند.
همان شب 45 دقیقه بهد که ماجرای تهران تمام شد این شئ نورانی در کشور پرتغال هم دیده شد.آنها با سرعتی چندین برابر صوت در حال رفت و آمد هستند.
نیمه شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ برای کارکنان برج مراقبت فرودگاه مهرآباد شبی معمولی و خسته کننده بود تا این که تماس های مکرر ساکنان مناطق شمالی تهران آنها را متوجه حضور شی پرنده ناشناسی برفراز شمیران کرد.
لحظاتی بعد دو فروند جنگنده اف-۴ پایگاه هوایی شاهرخی (نوژه) در همدان به سمت تهران ترک می کنند تا درباره پرواز این شی ناشناس تحقیق کنند.
فردای آن روز روزنامه های پایتخت در گزارش مختصری از حضور اشیای پرنده ناشناس برفراز تهران و تلاش "ستوان جیم" برای تعقیب آنها خبر دادند.
ماجرای تعقیب و گریز اشیای پرنده ناشناس به وسیله پرویز جعفری یکی از شناخته شدهترین حوادث مستند در این باره است
فردای آن روز روزنامه های پایتخت در گزارش مختصری از حضور اشیای پرنده ناشناس برفراز تهران و تلاش "ستوان جیم" برای تعقیب آنها خبر دادند.
سی و یک سال پس از این حادثه، سرتیپ دوم خلبان پرویز جعفری که روزنامه ها از او به دلایل امنیتی با نام مستعار "ستوان جیم" نام برده بودند، از تهران به واشنگتن سفر کرده تا به همراه تعدادی از مسوولان رسمی و افسران نظامی نه کشور جهان از دولت آمریکا بخواهد با انتشار اسناد طبقه بندی شده بررسی های خود درباره اشیای پرنده ناشناس به تحقیقات بین المللی در این باره کمک کند.
این گروه که علاوه بر آقای جعفری شامل فرماندار سابق ایالت آریزونا، مدیر سابق اداره اشیای پرنده ناشناس وزارت دفاع بریتانیا و تعدادی از خلبانان آمریکایی و غیرآمریکایی است، هفته گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن از دولت آمریکا به خاطر کنار گذاشتن طرح تحقیقاتی "کتاب آبی" در دهه ۶۰ میلادی انتقاد کرد.
این در حالی است که در هفته های گذشته با مطرح شدن موضوع مشاهده اشیای پرنده ناشناس به وسیله جیمی کارتر از روسای جمهور سابق آمریکا و دنیس کوسینیچ از داوطلبان نامزدی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری این کشور، این موضوع دوباره مورد توجه رسانه های این کشور قرار گرفته است.
"هواپیمایم از کار افتاد"
پرویز جعفری (ستوان جیم) که در زمان حادثه با درجه سرگردی فرماندهی دو فانتوم اعزامی از پایگاه شاهرخی را بر عهده داشت، در گفتگو با بی بی سی فارسی در واشنگتن، خاطرات خود از وقایع شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ را بازگو کرد.
به گفته سرتیپ جعفری، پس از تماس مسوول برج مراقبت مهرآباد با تیمسار یوسفی، فرمانده کشیک نیروی هوایی، دو فانتوم این نیرو از همدان روانه تهران می شوند.
سرنشینان جنگنده اول پس از نزدیک شدن به شی پرنده ناشناس برفراز تهران متوجه از کار افتادن آلات دقیق و وسایل ارتباط رادیویی خود می شوند و مجبور به برگشت به پایگاه شاهرخی می شوند.
"(شی ناشناس) حرکت های خیلی سریع می کرد و با سرعت بالا جابجا می شد. از خود چهار نور ساطع می کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت"
سرتیپ جعفری
در این حال، آقای جعفری که به همراه سروان دمیریان، خلبان دوم خود به فاصله ده دقیقه پس از هواپیمای اول پایگاه را ترک کرده بود، سعی می کند با نزدیک شدن به شی ناشناس، با چشم و به وسیله رادار آن را ارزیابی کند.
آقای جعفری مشاهدات خود از این شی را این طور بیان می کند: "حرکت های خیلی سریع می کرد و با سرعت بالا جابجا می شد. از خود چهار نور ساطع می کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت."
با نزدیک شدن جنگنده اف-۴ به فاصله ۴۰ کیلومتری شی پرنده ناشناس که به سمت بیابان های جنوب تهران در حال حرکت بود، جسم نورانی کوچکی از آن جدا می شود و به سمت هواپیمای ایرانی حرکت می کند.
سرتیپ جعفری در این باره می گوید: "من فکر کردم موشکی به سمت من شلیک شده و سعی کردم با موشک حرارتی آن را هدف قرار دهم. ولی وقتی موشکم را انتخاب کردم، متوجه از کار افتادن آلات دقیق و خاموش شدن همه چراغ ها بر روی صفحه مقابلم شدم. در آن لحظه آلات دقیق شروع به نوسان کردند و ارتباط رادیویی هم از کار افتاد."
آقای جعفری درباره احساس خود در آن لحظه می گوید: "هم حس کنجکاوی داشتم و هم این که با گذشت زمان وحشت برم داشت."
با ادامه حرکت جسم نورانی به طرف جنگنده اف-۴، آقای جعفری تصمیم می گیرد در صورت نزدیک تر شدن آن، به بیرون بپرد ولی با فاصله گرفتن هواپیما از شی پرنده ناشناس اصلی، جسم نورانی به سوی سفینه اصلی بر می گردد.
در این حال، به گفته آقای جعفری به او دستور فرود در تهران داده می شود و همزمان جسم نورانی دیگری از شی ناشناس جدا می شود و با سرعت بالا به دور جت اف-۴ حرکت می کند.
تعقیب و گریز برفراز تهران
پرویز جعفری می گوید هنگام پرواز به سمت مهرآباد،ناگهان متوجه حرکت یک شی ناشناس دیگر از شمال تهران به سوی خود می شود.
مشاهده چندین مورد پرواز اشیای پرنده ناشناس برفراز ایران در سال 2004 سوال برانگیزشد
" یک چیزی از ارتفاع خیلی پایین از بالای سر من رد شد. این یکی خط کش مانند بود و مانند شی ناشناس اول گرد نبود."
پرویز جعفری هنگام فرود متوجه حرکت جسم نورانی دیگری از شی پرنده ناشناس اصلی به سمت زمین در منطقه کهریزک می شود و با گزارش این موضوع بار دیگر ماموریت پیدا می کند به سمت آن حرکت کند.
با نزدیک شدن مجدد جت اف-۴ به شی پرنده ناشناس، آلات دقیق و رادار آن بار دیگر از کار می افتد و در نهایت مجبور به بازگشت به فرودگاه مهرآباد می شود.
آقای جعفری با اشاره به وقایع آن شب می گوید علاوه بر مسوولان ایرانی، آمریکایی ها هم به این موضوع کنجکاوی نشان دادند و اسناد خود درباره آن را تا سال ها به حالت طبقه بندی شده نگهداری می کردند.
به گفته سرتیپ جعفری، اسنادی که به تازگی منتشر شده نشان می دهد یکی از ماهواره های نظامی آمریکا پرواز شی پرنده ناشناس برفراز تهران را ردگیری کرده بود.
پس از فرود هواپیمای آقای جعفری در تهران، او به همراه سروان دمیریان و دو خلبان اف-۴ دیگر مورد آزمایش پزشکی قرار گرفتند و هواپیماهای آنها از نظر آلودگی رادیواکتیوی بررسی شد.
به گفته آقای جعفری، آزمایش های پزشکی به طور متناوب برای ماه ها ادامه داشت و هیچ مورد غیرطبیعی در بدن او و سایر خلبانان مشاهده نشد.
پرویز جعفری پس از این حادثه به خدمت در نیروی هوایی ایران ادامه می دهد و در سال ۱۳۶۸ با درجه سرتیپ دومی بازنشست می شود.
سروان دمیریان در جریان جنگ هشت ساله کشته شد.
بله،کاملاً درسته،اما نه در مورد این یکی خبر راجع به اشیای نورانی پرنده!نقل قول:
معمایی در سیبری
دانشمندان روسي، بقاياي يك سفينه فضايي را يافتهاند كه ساخته دست بشر نيست.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، يوري لافبن، پژوهشگر روسي و رييس موزه «شهابسنگ تونگوسكا و اجسام فضايي»، از كشف دو ميله فلزي سنگين توسط تيم تحقيقاتي خود خبر داد كه مدعي است، ساخته دست بشر نيست.
روزنامه «الشرقالاوسط» ـ چاپ لندن ـ با اعلام اين خبر افزود: اين دو ميله در نزديكي روستاي «واناوارا» كشف شده است؛ يكي از اين ميلهها در عمق 5/1 متري و در ميان جسمي يافت شده كه متعلق به يك ستاره دنبالهدار بوده و ميله دوم نيز در ميان آهن قراضههاي موجود در نزديكي ريل راهآهن پيدا شده است.
پيش از اين نيز روسها در سال 1908 ادعا كرده بودند كه در محل سقوط شهابسنگ «تونگوسكا» در سيبري بقاياي يك سفينه فضايي را يافتهاند كه ساخته دست بشر نيست.
ساكنان نزديك به محل سقوط اين شهابسنگ، اين منطقه را بديمن ميدانند، اما آنچه كه موضوع را جديتر ميسازد، اين است كه دانشمندان نيز وجود برخي چيزهاي بديمن در اين محل را نفي نميكنند، به گونهاي كه برخي از اين دانشمندان ميگويند، در يكي از مناطق نزديك به محل مذكور در سيبري، عقربههاي ساعت كندتر حركت ميكند و اين پديده ناشناختهاي است كه هنوز مطالعه و بررسي نشده است. مورد عجيب ديگر در اين محل، مشاهده اشباحي است كه به صورت آشكار حركت ميكنند.
دانشمندان مذكور تصريح كردند، آنان با چشمان خود ديدهاند، افرادي كه از اين محل عبور ميكنند، به محض رسيدن به محل مورد نظر، نامرئي ميشوند و نميتوان آنان را ديد.
.: یکی از دانشمندان روسي ميافزايد:
ساكنان محلي اين منطقه تأكيد ميكردند كه آنان پس از جنگ جهاني دوم، در اعماق رودخانه تونگوسكا، يكسري قطعات فلزي صيقلي يافتهاند كه داراي اشکال هندسی منظمیبوده و از ماده سياهرنگ عجيبي ساخته شده است. سپس ما به رغم آنكه از آن زمان تاكنون، طبيعت دچار تغييرات بسياري شده است، با اين حال آغاز به جستجو كرديم و سرانجام يكي از اين قطعات را يافتيم كه شكل و رنگ آن با هر ماده خام ديگر فرق دارد.
دانشمندان زمينشناسي گمان ميكنند كه اين ماده، متعلق به يك سفينه فضايي بوده كه ويژگيهاي مغناطيسي ندارد و قادر به تحمل گرمايي تا 3000 درجه و نيز تحمل برخورد با شهابسنگها است.
اين منطقه كه قطعه مذكور در آن يافت شده و حدود 25 كيلومترمربع مساحت دارد، داراي ويژگيهاي خاص و استثنايي است. انسان در اين منطقه نميتواند بايستد، چون احساس ميكند حلقهاي سر او را ميفشارد. در اين منطقه قانون حرارتي نيز صادق نيست، چراكه در روز دماي حرارت هوا به 30 درجه بالاي صفر و در شب به 7 درجه زير صفر ميرسد، به گونهاي كه آب يخ ميزند. سطح پرتوافكني نيز در اين منطقه نسبت به ديگر مناطق 12 الي 15 درصد كمتر از ميزان طبيعياش است.
اين دانشمند روسي معتقد است، سفينه فضايي منهدمشده، از روي زمين بلند شده است.
وي ميافزايد: اين سفينه در 30 ژوئن سال 1908، يعني زماني كه انسان هنوز سفينه فضايي نداشت براي منهدم كردن يك ستاره دنبالهدار 200 ميليون تني بلند شده و آن را در فضاي سيبري منهدم كرده، به اين ترتيب حيات بشر را نجات داده است.
لافبن در پايان ميپرسد: آيا اين مخلوقات غيربشري خودشان را فداي انسان كردهاند؟؟
گفتني است، عكسهاي گرفتهشده از محل اين انفجار 8 حفره بزرگ را نشان ميدهد و مقادير متنابهي نيز اريديوم ـ كه يك ماده فضايي است ـ در اين محل كشف شده است.
نه دوست خوبم - قدری اشتباه کردی ... کجای پستم که تماماً منبع ذکر کرده بودم ، "نظر شخصی" من بود؟ ... این عبارت "خب ، این نظر شخصی شماست" رو همینطوری بکار نبرید ... ممنون و ببخشید اگه جسارت کردمنقل قول:
خدا خیرت بده ..نقل قول:
ماشالا پیشرفت تاپیک سریعه و من جا می مونم ... بهرحال این یادداشتی هست در مورد پستی که چند وقت پیش زده شد : (این پست نظر شخصی دوستمون نیست و ایشون فقط نقل قول کرده اند – دو خط اول [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] پست رو ببینید)
درباره مایکل اسکالیون :نقل قول:
نوشته شده توسط bahareh_bus
با توجه به اینکه اسکالیون دیگه محقق و دانشمند نیست و طبق ادعای خودش پیشگو و متخصص الهامات معنویه ... بنابراین هیچ توضیح فنی خاصی واسه ادعاهاش نداده (و فقط تقاضاش اینه که کتابهاش رو بخریم بلکه یه پولی گیرش بیاد!) ... ظاهرا خودش گفته 75-88% ادعاهاش بوقوع پیوسته ... شما ادعاها (ببخشید؛پیشگویی هاش) که اکثراً آخرش به نصف شدن کره زمین برمی گرده رو بخونید و دودوتا چهارتا کنید ... گاهی وقتا بزرگترین دشمن یه نفر ، خودشه ! ...
+ ایشون گفتن اهرام 4500 سال قدمت ندارن ؛ بلکه 12 هزار سال قدمت دارن و در ساختش معمارهای اهل آتلانتیس و کشیش های روس همکاری داشته اند ... از لیزر و هواپیما هم در ساخت بناها استفاده شده ! ...
بسیار خب... حالا دلیل و مدرکش چیه ؟ تجربیات روحی و سفر به گذشته توسط خودش و یه نفر شبیه خودش به نام [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ...
خب حالا فرضاً قبول - چرا قضیه خنده داره؟ سال 1987 باستان شناسی به نام دکتر مارک له نر از طرف موسسه ARE برای تعیین قدمت اهرام اعزام شد و قدمت اونها رو همون حدود 4-5 هزار سال تخمین زد ؛ اهمیت قضیه چیه ؟ ... موسسه ARE بنیاد حمایت از نظریات آقای Cayce ،یعنی استاد اسکالیونه و اساساً ایشون رفته بوده که اون ادعا رو تایید کنه !
----
مثل همه پیشگوهای دیگه ایشون تعداد خیلی زیادی پیشگویی داشته اند که اکثراً هم طبق طبیعتاً پوچ از آب در اومده اند (البته همیشه وقت هست که اگه اتفاق مشابهی افتاد بگه "خب پس من پیش بینی کردم ولی یه مقدار پس و پیش!!") ... یه چند خطی هم درباره اونا:
+ تا قبل از سال 2000 سه تا زلزله در امریکا رخ میده به شدتهای 6 و 7 و 8 که باعث میشه امریکا به چند تیکه تقسیم بشه و کشور تجزیه میشه به 13 کلونی و ... و خب باید انقدر حجم این پیشگویی ها زیاد باشه که یه کتابی ازش در بیاد که فروش بره و با پولش بره توی فلوریدا (توجه کنید: یکی از جاهایی که مدعی بوده در نتیجه این اتفاقات غرق میشه) یه [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] !! ... احتمالا می خواسته موقع این اتفاقات نزدیک آتلانتیس باشه ...
+ یه خورشید دوم در آسمان [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ... دهها برابر درخشنده تر از زهره ... یه دقیقه صبر کنید ، اینم قرار بوده تا 1998 عملی بشه ! ... ایشالا در آینده ...
+ ایشون یه نقشه از ایالات متحده ترسیم کرده بودند و گفته که تا 3-4 سال دیگه امریکا اینطوری میشه :
البته خودش هم گفته شاید اینطوری نشه !! ... خب پس فایده این نقشه چیه ؟ ... فایده اش اینه که هر نسخه اش رو 30 دلار [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (یعنی 6 برابر قیمت یه نقشه معمولی )
یعنی این آقا شدیدا معتقد به این جمله اس "اگه این پیشگویی ها واسه شما آب(از نوع سیلاب و زلزله و پایان دنیا) نداره ، واسه من که نون داره "...
--------
صحبت زیاده و من فقط یه فهرست سریع از ادعاهای اسکالیون رو ذکر می کنم: (اینا اغلب پیشگوهایی هستند که باید چند سال قبل عملی می شدند ها !)
+ کوبا ناپدید میشه و نیز ژاپن ...
+می سی سی پی دهها بار بزرگ میشه ..
+کالیفرنیا سه تکه میشه ...
+محل قطبین عوض میشه (تا قبل از 2001) !!
+ در نتیجه انفجار چندین آتش فشان ، دنیا برای مدتی در تاریکی فرو میره ..
و ....
جایی نوشته بود : توماس جفرسون میگه "کسی که یه بار بخودش اجازه دروغگویی بده ، دروغ دوم و سوم رو راحت تر میگه.. تا اینکه عادتش بشه"
انسان هم درباره کلونی مورچه ها و زنبورها تحقیق می کند ولی سعی نمی کند که با انها ارتباط برقرار کند !نقل قول:
بله،من اعتقاد راسخ دارم که آنها موجوداتی ماورایی هستند که خیلی از ما هوشمندترند.آنها به کار ما نظارت می کنند اما ما را قابل ندانسته اند تا با ما ارتباط برقرار کنند.
تصحیح می کنم:نقل قول:
سروان دمیریان در جریان جنگ هشت ساله کشته شد.
سرهنگ دمیریان در جریان جنگ تحمیلی به شهادت رسید.روحش شاد.
تازگی ها جناب سیمور روش نویی رو - به زعم خودش استدلال(!) - مد کرده.
هرموقع پاسخ معقول به ذهنش نرسید , مطلب دیگران رو باسلیقه خودش بازنویسی میکنه , از این کار نتیجه میگیره(!) و به خودش نمره هم میده!
مثل مثال زیر:
مطلب بنده رو که این بود:
{{ د- دو حالت وجود داره:
1- یا ایشون واقعا تهیه کننده اصلی فیلم بوده و به اون ایمان داشته , که در اینصورت تا آخر پای حرفش می ایسته ; پس چنین نبوده.
2 - تهیه کننده اصلی ایشون بوده و جعل کرده بوده. اما همه میدونیم در کشوری که همه در اون به پول به عنوان یک رب النوع یا فرشته نگاه می کنند ; امکان نداره کسی امروز بیاد روی کاری که کرده قیمت بیش از صد هزار دلار بذاره و فردا نه تنها زیر حرفش بزنه , بلکه فیلمی کمدی هم راجع به اون بسازه!؟
نتیجه جز این نیست که 'ایشون فقط فیلمساز بوده و به توصیه و اجبار این کار رو کرده ; و تهیه کننده فیلم اصلی , کس دیگری است'. }}
به این صورت درآورده:
از هرچی بگذریم رفیق ; بیشتر از اینها اهل علم و معرفت می دونستمت.نقل قول:
از انتقال مستقم دانش کاهنین آتلانتیس -در حالت خلسه - توسط همین Edgar Cayce ادگار کایس:نقل قول:
1- کاشفان دریایی , به مکان های گفته شده وی در عمق اقیانوس اطلس رفتند و بقایای بناهای سنگی عظیم آتلانتیس رو پیدا کردند(دیوار بی می نی و ...) و اکنون باستان شناسان امروز مدعی هستند که چنین بقایایی رو کشف (کردیم)!!!.
2- بدون اینکه سواد پزشکی داشته باشه در باره اثر حیرت انگیز ورقه بسیار نازک طلا در در مان سوختگی ها سخن بگه ;
3- از استفاده روغن بادام برای درمان آرتریت سخن بگه و پزشکان امروز ادعای این رو بکنند که طرق فوق از روش های ابداعی آن جنابان هست.
4- سقوط بازار سهام در امریکای 1929 رو از قبل - بدون اینکه تبحری در امور مالی داشته باشه - خبر بده.
و بسیاری خدمات دیگر.....
شغل ایشون عکاسی بود , و فقط یک مکان ساده برای ظهور و چاپ عکس در منزلش داشت.
کتاب " پیامبر خفته " رو - که در باره زندگی وی هست و از نسخه آلمانی با عنوان: Der achdafeude Prophet ترجمه شده - بهتر هست بخونید.
جالب اینجاست بنده این کتاب رو به توصیه یک پزشک خریدم(!).
در همه امور ; و در همین موضوع پیشگویی یک چیز رو همیشه باید مد نظر داشت ; و این که نباید مواردی که درست هستند رو بسرعت از کنارش رد شد , و موارد اشتباه - که عموما از اشخاص متقلب سر می زنه و ربطی به صالحین نداره - رو به نام کلی پیشگویان به پیشانی مخاطبین پیشگویی کوبید.
یک محقق عادل و عاقل هر دو قسمت پر و خالی لیوان رو میبینه.
بنده خوشبینم و جناب سیمور رو از همین دسته فرض می کنم.
انسان هوشمندترین موجود کاینات است.
------------------
به خود کرده گرفتارم.
-------------------------
این برای شمانقل قول:
البته از آرشیو کاغذیم برداشتم
به خاطر این کیفیت نداره
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اینم برای آقا بابک که مارو کشته
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خدا به خیر کنه ... من نمیفهمم شما رو سر هر مساله کوچکی عصبانی میشید یا احساس می کنید که سوء نیتی در کاره ... خلاصه کردن پست رو که بنده همیشه انجام میدادم ... اینجا، چون میخواستم از اون قسمت خاص تشکر کنم این کار رو کردم ... خود شما که میدونید پست اصلی چی بوده و بقیه هم از روی "... " های متعددی که من اضافه میکنم میفهمن مطلب ادامه داره ... خراب شدن قالب پست هم که بنده خواهش کرده بودم اگر امکان داره کمتر تگ استفاده کنید که صورت نگرفت ..نقل قول:
بهرحال طبق روال سابق، برای چندمین اگه باعث ناراحتی شما شدم عذر می خوام (حالا مثلا خدا بدور کنه - الان ممکنه فکر کنید قصد منفی ای از کاربرد "روال سابق" و "چندمین بار" داشتم - نه بخدا!)... یا اصلا هر کار دیگه ای که تشخیص میدید حاضرم انجام بدم تا مشخص بشه که مثلا بخاطر اینکه " مرض داشتم " یا "جواب معقولی به ذهنم نرسید"(اعتراف می کنم از این جمله کمی ناراحت شدم) نبوده ... شما بفرمائید، من همون کار رو انجام بدم ... به قول اون دوستمون، فرع ماجرا رو ول کنید: بنده اصلا اگه بدونم پست هام باعث میشه که یه دوستی اعصابش خورد بشه و فرضا شب 10 دقیقه دیرتر خوابش ببره ، حاضرم تجدیدنظر کنم روی پست زدنم ..
من در اون نقل قول بصورت صادقانه از اینکه شما دو تا احتمال مطرح کردید و تایید کردید که فیلم ساختگیه و بخصوص از اون قسمت ها تشکر کردم .. همین ... اگر به نظر میاد پستتون رو ناجوانمردانه بریدم : معذرت ... اگر ناراحت شدید : معذرت ... شما دستور بده ؛ ما اون کار رو بکنیم ...
خدا خیرت بده ...نقل قول:
درباره ادگار کیسی (-1 ؟)نقل قول:
اول طبق روال پست [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ،بعضی از پیشگویی های ایشون رو هم مرور کنیم ... با اون قبلی ها مقایسه کنید؛ چقدر شبیه می زنن؛ نه ؟
+ کالیفرنیا زیر آب میره ...
+نیویورک در اثر یه حادثه طبیعی از بین میره ..
+ملت چین تا آخر دهه 60 میلادی، مسیحی خواهند شد ...
+ سال 1998 مسیح برای بار دوم باز خواهد گشت ..
+تغییر قطبین رخ خواهد داد ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
+ در مورد رکورد عظیم اوایل قرن امریکا که دوستمون هم چند جمله فرمودند؛ ایشون گفته بوده که "سال 1933 سال خوبی خواهد بود" ... در حالیکه اون سال یکی از بدترین سالهای بحران بود!! ...
+در مورد پیشگویی های این آقا درباره سن اهرام مصر هم که گفتم: موسسه ARE که حافظ منافع این آقاست و توسط ایشون پایه گذاری شده، سبب خیر شد و ادعای ایشون رو رد کرد! ... (در نظر بگیرید که اگه این ادعا رد بشه ، کل بحث معمارهای آتلانتیس و ارتباط اهرام و اینا هم زیر سوال میره!)
+ ایشون با مردی به نام Henry Gross همراه شد تا مثلا گنج های پنهانی رو پیدا کنند ... بعد که چیزی پیدا نشد ؛ طرفدارانش خیلی بانمک گفتند " اینا کارشون درست بوده... یا گنج رو قبلا در آوردن ، یا در آینده قراره اینجا دفن بشه" ... اینم توجیه قشنگیه ..
+این آقا هم سواد چندانی نداشته ... ظاهرا تا ابتدای دبیرستان خونده بوده ... اینم یه جور شباهته که در اکثر بررسی هام خوندیم؛ درسته؟
+ پیشگویی ها (یا به قول خودشون خوانش های) این آقا بسیار زیاد و مبهم هستند ... هزاران مورد ... طبیعیه که هرچی بیشتر و مبهم تر پیشگویی کنی ، احتمال اینکه چندتاش درست در بیاد بیشتره ... این یه تکنیک مرسوم در پیشگویی هستش؛ بهش میگن " قانون اعداد بزرگ" ... این جمله من درآوردی رو در نظر بگیرید :
"پادشاهی از شرق مانند عقاب پرواز خواهد کرد و سه غول رو به زمین خواهد زد . زمین سرخ با نابودی روبرو خواهد شد. "
ببینید این جمله بی ربط حداقل صدها معنا می تونه داشته باشه که میشه امیدوار بود به وقوع بپیونده :
پادشاه رو میشه معنی کرد:
شرق رو میشه معنی کرد:نقل قول:
پادشاه – رئیس جمهور – نخست وزیر – دیکتاتور – خاندان سلطنتی – یکی که توی اسمش کلمه شاه باشه ! – یکی که معنای اسمش به شاه و سلطان نزدیک باشه – لقبش سلطان باشه – در یه زمینه خاصی سلطان باشه (علی پروین!) – یه کشور قوی - ...
پرواز عقاب رو میشه گرفت:نقل قول:
شرق یه کشور – شرق کره زمین – شرق شهر – طرف اصالتا مال شرق یه جایی بوده – توی اسمش کلمه شرق یا هم معناش اومده باشه - ...
سه غول :نقل قول:
واقعا پرواز کنه ؛مثلا هواپیما – با سرعت زیاد بیاد – علامت عقاب توی پرچم یا نشانشون باشه – قدرت زیاد مثل عقاب داشته باشه – موشک – حمله هوایی - ...
حالا زمین سرخ :نقل قول:
سه ملت – سه نفر (حالا 4 نفر هم باشن، یکی رو کنار میذاریم دیگه!) – سه مکان – سه فرمانده نظامی – سه ساختمان – سه نماد - ...
روبرو شدن با نابودی :نقل قول:
یه کشور کمونیستی – پرچمش رنگ قرمز داشته باشه – اون منطقه یا کشور یا فرد اهل خونریزی باشه – خاکش سرخ باشه – یه جایی که کلمه سرخ تو اسمش باشه – یا کلمه سرخ توی اسم رئیسش باشه یا لقبش باشه ...
نقل قول:
هرچی دلتون بخواد میشه اینجا گذاشت : از بلایای طبیعی گرفته تا جنگ و بیماری و قحطی و بحران اقتصادی و ...
حالا بیاین یه نمونه خوانش آقای کیسی رو مقایسه کنیم با این ... در مورد بیماری همسرش اینها رو گفته: (یه پزشک حتما روانتر ترجمه می کنه- ولی هدف اینه که ببینید چند ناحیه رو مطرح کرده)
نقل قول:
from the head, pains along through the body from the second, fifth and sixth dorsals, and from the first and second lumbar...tie-ups here, floating lesions, or lateral lesions, in the muscular and nerve fibers which supply the lower end of the lung and the diaphragm...in conjunction with the sympathetic nerve of the solar plexus, coming in conjunction with the solar plexus at the end of the stomach.... (
(ترجمه: ) درد از سر شروع شده و از طریق نواحی دوم، پنجم و ششم کمر در بدن حرکت می کند و نیز از مهره های اول و دوم ... انسدادهایی وجود دارد ... زخم های شناور یا زخم های جانبی، در بافت های عضلانی و عصبی که بخش پایین ریه و دیافراگم را نیز متاثر می سازند ... در ارتباط با عصب سمپاتیک زیر معده و ...
حالا آخرش چی ؟ ... معلوم میشه این خانم سل داشته [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ... اما مهم نیست که ایشون 10 تا مورد رو غلط گفته و نصف بخش های مهم بدن ایشون رو اسم برده، مهم اینه که یکی رو درست گفته ... (و آخرش هم تجویز معالجه امراض استخوانی کرده؛ برای سل!؛ اینم مهم نیست!)
+ ببینید Aaron DuVal که سال 1997 با ایده جانبداری از تئوری جاده بیمینی به کاوش پرداخت چی گفته ... (دوباره نکته قبلی رو مرور کنید که: "مبهم و کلی صحبت کن ، تا حرفات در شرایط مختلف صدق کنه" ...)
ترجمه: "این کشفیات نه فقط پیشگویی های کیسی بلکه نوشته های افلاطون رو هم تایید می کنن" ...نقل قول:
these findings not only match Cayce's predictions but Plato's writings as well,
این حرفهای فردی هستش که میخواد از ایده آتلانتیس و اسرارآمیز بودن این ناحیه دفاع کنه ... اما انقدر صادق هست که کلی گویی ها رو تایید کنه و نه چیزی غیر از اون ..
*نت هایی که برداشتم بسیار بیشتر بود که خلاصه شون کردم که حوصله خواندنش باشه ...
ابهام در گفته های ایشون و یا هر روشن بین دیگر - البته نه از نوع شارلاتانش (که سه پنجم از نگاره های موجود در بازار نشر متاسفانه از این دسته هستند) - از این نتیجه میشه :نقل قول:
چون غالبا در حالت خلسه - حالتی بین خواب و بیداری - ریدینگ می کنند ; موجودیتشون میشه یک پل میان بعد علی[ بخونید ELLI ] و بعد فیزیکی که در اون هستیم. یعنی بزبان خودمون " ازاین مانده و از آن رانده ".
درست عین این هست که یک ایرانی , زبان یک انگلیسی رو حالیش نیست ; میره یک ایران شناس رو میاره که فرانسویه و از اون میخواد که اشعار رابرت فراست( شاعر امریکایی) رو براش ترجمه کنه.
فکر میکنید ایرانیه چقدر از مفهوم کار رابرت فراست دستگیرش میشه؟
به همین صورت , بعضی از ریدینگ ها - البته برای بار دوم عرض میکنم از اشخاص صالح - اشتباه از آب در میاد. عموما دوسوم از حجم اعداد و ارقام گفته شده در هر ریدینگی اشتباه محض هست ; چرا؟ مثال: اسکناس ایرانی در مثلا جمهوری آذربایجان ارزش پولی داره , اما کمتر کسی اون رو دراونجا قبول میکنه ; چون با واحد شمارش ریال خودش رو کاملا هماهنگ نکرده.
البته کاری به متقلبین نداریم که مفهوم " قانون اعداد بزرگ" فقط مختص اونهاست.
موسسه ARE حافظ منافع وی هست , خود ایشون که نیست.نقل قول:
قبلا عرض کردم که وی فقط یک عکاس ساده بود.نقل قول:
حتما انتظار نمیره که ایشون دکترای روشن بینی از دانشگاه.....فلان.... براتون بیارن؟!
پیشگویی عطیه الهی است ; نه یک پیشینه اکتسابی.
قسمت قهوه ای نوشته رو اگر متوجه نشدید بیش از یکبار بخونید.
اتلانتیس ، تمدن گمشده !
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
آتلانتیس چیست ؟
آتلانتیس نام قاره ای است که بنا بر گفته ها 12000 سال پیش بر اثر حادثه یا جنگ یا چیزی شبیه به این به زیر آب فرو رفته است .
مهمترین سند معتبر در مورد آتلانتیس نوشته های فیلسوف معروف یونانی افلاطون است که 3000 سال پیش اطلاعات مکتوب و جالبی را در مورد آتلانتیس از خود به جا گذاشته است. به گفته افلاطون این قاره مهد تمدنی بسیار عالی و پیشرفته بوده که نه تنها در زمینه تکنولوژی بلکه در تمام شاخه های علوم و هنر در حد عالی پیشرفته بوده است .
افلاطون خصوصیات جالبی را در مورد مردم آتلانتیس و نحوه زندگی آنان بیان میکند . او می گوید که مردم آتلانتیس بسیار خوش خلق و مهربان بودند . آنها داری قد بلند ، پوستی سفید و موهای روشن بودند . آنها افراد مومنی بودند و هیچ چیز پیش آنها از اخلاقیات و ارزشها مهمتر نبود. با مهربانی در کنار هم زندگی میکردند و در اقتصاد آنها پول وجود نداشت. ارتش آتلانتیس بالغ بر یک میلیون و دویست هزار نفر نیرو داشت که بر اساس آن می توان جمعیت آتلانتیس را در حدود چند میلیون نفر تخمین زد . آتلانتیس دارای کشتزار های وسیعی بود که در دشت های وسیع آن سرزمین قرار داشتند و محصولات فراوانی تولید می کردند. اینها بخشی از مطالبی است که افلاطون در مورد آتلانتیس گفته است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تا یک قرن پیش آتلانتیس تنها یک افسانه بود اما در طی یک قرن گذشته به مدد ابزار پیشرفته مانند ابر کامپیوتر ها و ماهواره ها محققان و باستان شناسان و دیگر متخصصان توانستند با توجه شواهد به یقین پیدا کنند که آتلانتیس یک افسانه نبوده است. تصاویری که که همراه این نوشته است مربوط است به پستی بلندی های سطح زمین در 12000 سال پیش که با توجه به حرکات پوسته زمین توسط ابر کامپیوتر ها شبیه سازی شده است.
این تصویر تائید کننده سخن افلاطون است که معتقد است آتلانتیس قاره ای است در میان اقیانوس اطلس . البته افلاطون در نوشته های خود بیان می کند که در مغرب آتلانتیس قاره ای بسیار وسیع تر قرار دارد. این مشخص میکند که افلاطون آتلانتیس را با قاره امریکا اشتباه نگرفته است .
البته در یک نقشه باستانی که به نقشه " پیر رئیس " دریانورد ترک معروف گردیده قاره اتلانتیس به وضوع قابل روئت است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بله آتلانتیس واقعیت دارد و امروزه تحقیقات گسترده و پیشرفته و حتی سری بر روی آن انجام می شود .
اما چرا تحقیقات در مورد آتلانتیس تا این حد مهم است ؟
در این مورد توضیحات کاملتری خواهم داد اما در اینجا به مهمترین دلیل آن اشاره می کنم:
یکی از مهمترین دلایل تحقیقات در مورد آتلانتیس ، میراث آتلانتیس است که به گنج آتلانتیس معروف است.
اشتباه نکنید گنج آتلانتیس آن چیزی نیست که ما به عنوان گنج میشناسیم . میراث آتلانتیس منابع و کتاب هایی است که شامل تمام علوم آتلانتیس است که قبل از نابودی آتلانتیس توسط افرادی از ان خارج شد و در مکان های امنی مخفی شده است .
این افراد بازماندگان آتلانتیس محسوب میشوند . تحقیقات در مورد آتلانتیس به سه بخش تقسیم می شود :
دوران قبل از حادثه
دوران بعد از حادثه
و تحقیقات در مورد حادثه ای که موجب نابودی آتلانتیس گردید.
منابع تحقیقات در مورد دوران قبل از نابودی آتلانتیس بیشتر افسانه های مکتوب در پاپیروسها و کتیبه های سنگی و افسانه های اقوام قدیمی مانند مایا و آزتک در امریکای مرکزی و جنوبی است که تعداد آنها کم نیست .
در حقيقت آثار تمدنهاي بسيار پيشرفته فقط در امريكاي جنوبي نيست بلكه در نقاط زيادي از دنيا اين آثار وجود دارد مانند مصر و يا اروپا و آسيا كه براي هيچ كدام از آنها جواب مشخصي وجود ندارد. اما آتلانتيس شناسان معتقدند كه ريشه و مبداء تمام اين تمدنها از آتلانتيس است.
مملکت مقتدري كه در وسط اقیانوس اطلس واقع بوده به طور حتم مستعمراتي در اروپا ، افریقا و آمريكا داشته است . دلايلي كه براي تاييد این فرض موجود است كم نیست.
ارتباط اتلانتیس با مصر باستان
مصر قدیم اهرام را با ابعاد فوق العاده عظیم ساخته است . بابل داراي برجهايي در يك صف و يك رديف بوده بنام " زيگورات " كه در آنها هم مطالعات نجومي و هم مراسم مذهبي انجام مي شده . ساكنان قديم امريكاي مركزي و جنوبي نيز اهرامي عظيم ساخته بودند كه هم به عنوان معبد و هم به عنوان رصد خانه و هم براي مقبره به كار ميرفته . راه بابل يا مصر تا مكزيك بسيار دور و دراز است ، ولي اين رسم مشترك كه در هر دو قسمت اقيانوس هرم مي ساختند فقط با اين فرض به آساني توجيه مي شود كه قبول كنيم كه مهد و مبداء ساختمان اهرام در آتلانتيس بوده است و از آنجا به شرق و غرب اين قاره انتقال يافته .
عقيده جاري بر اين است كه اهرام را فقط بدين جهت ساخته اند كه مي خواستند نشان دهند كه احتياج به كوههاي مصنوعي دارند. اين عقيده ممكن است در جلگه مصر و بين النهرين درست باشد ، ولي با ايجاد اهرام در اراضي پر فراز و نشيب مكزيك و دشتهای پرو جور در نمي آيد . پس مسلما علل ديگري سبب شده است كه در دو طرف اقيانوس اطلس اهرامي مشابه همديگر بسازند . روايتي كه از آتلانتيس به ما رسيده شايد يكي از اين علل باشد .
يوسفوس فلاويوس مورخ يهودي قرن اول ميلادي ميگويد كه برج بابل را نمرود ساخت تا در صورت وقوع طوفان ديگري به آنجا پناه ببرد . ( به باور قدما آتلانتيس بر اثر طوفان مهيبي كه كره رمين را بر هم ريخت و خرابيها و تلفات زيادي به بار آورد نابود شد – البته دسته ای عقیده دارند که بر اثر زلزله شدید یا سونامی ویران و از بین رفته است)
مورخ مكزيكي ايكس تليل خوشيتل نيز در مورد اهرامي كه به عقيده وي توسط اقوام تولتك ساخته شده نظير همين دليل را مي آورد . او مي گويد : " چون عده نفوس بشر زياد شد ، يك "زاكولي " بسيار مرتفع ساختند كه امروزه برج بسيار بلندي است و قصدشان اين بود كه اگر جهان دوم نيز به نوبه خود فنا شود به آنجا پناه ببرند "
برخي از دانشمندان نقاد مصرآ مدعي هستند كه اهرام آسيا و افريقا و امريكا مستقلا پيدايش يافته اند و به طوري كه دانشمندان آتلانتيس شناس تاييد مي كنند مبداء و منشاء مشترك ندارند . اجازه بدهيد سوال كنيم كه اگر مبداء و منشاء مشترك نداشته اند ، پس چرا مصرف آنها مشابه بوده است ؟ " يوسفوس " و " ايكس تليل خوشيتل " هر دو مصرف اهرام را يكسان تعريف مي كنند و ميگويند منظور از ساختمان آنها ايجاد پناهگاهي بوده كه در صورت وقوع طوفان دوام اورده و بکار اید .
ساكنان امريكاي مركزي در تمام ادوار ، منتظر پايان دنيا بوده اند و به همين جهت است كه اقدام به قربانی كردن افراد بشر مي نمايند تا بدين وسيله ( به عقيده قوم آزتك ) خشم خدايان را تسكين و نوع بشر را از سانحه مرگبار جديدي نجات دهند .
طوايف اولمك از اسلاف اقوام مايا و آزتك هستند ممكن است از اتباع كشور آتلانتيس بوده باشند . وقتي كه باستان شناسان در تعیين سن هرم "چيو كوئيل كو " واقع در مجاورت شهر مكزيكو دچار مشكل شدند از علماي زمين شناس مدد گرفتند زيرا كه نيمي از قائده اين هرم زير پوششي از گدازه هاي آتشفشاني بود . دو كوه آتشفشان در مجاورت اين هرم واقع است و طبعا اين سوال پيش مي آيد كه تاريخ فوران آتشفشان در چه سالي بوده است . جوابي كه بدست آمد حيرت انگيز بود . فوران آتشفشان مربوط به 8 هزار سال پيش است . اگر اين پاسخ صحيح باشد ، وجود تمدني بسيار عالي در امريكاي جنوبي در زماني بسيار دور ثابت مي گردد.
همانطور كه در امريكا هرمهايي كشف شده ، ابولهول هايي هم در يوكاتان كشف گرديده است . سبك ساختمان اين ابولهول ها به سبك مايا است .
روحانيون آزتك خاطراط مقدسي را از " آزتلان " حفظ كرده و معتقد بودند كه آزتلان كشوري در شرق بوده و " كواتزال كواتل " از آنجا به امريكا آمده و تمدن را به ارمغان آورده است . قبايل اينكا "ويراكوشا " را تقديس مي كردند و معتقد بودند كه وي از كشور فجر آمده است .
در مدارك و اسناد بسيار قديمي مصر آمده است كه " طاط " از يك كشور غربي آمده و مدنيت و دانش را در دره نيل مستقر ساخته است .
يونانيان قديم در وصف " بستانهاي مينو سرشت " سرودهايي مي خواندند و معتقد بودند كه بستانهاي مزبور در مغرب جزيره سعادتمندان واقع است . به عقيده آنان سرزمين مردگان يا " تارتار " زير كوههاي جزيره اي قرار داشت كه در درياي مغرب واقع شده بود . يونانيان قديم و مصريان قديم اين جزيره مرموز را در مغرب نشان ميدادند . ساكنان قديم امريكاي مركزي و جنوبي وقتي ميخواستند محل كشور " كواتزال كواتل " يا " ويراكوشا " را نشان دهند اشاره به مشرق ميكردند . اين كشور كه در غرب درياي مديترانه و در شرق امريكا واقع بود جز سرزمين آتلانتيس كه زير آبهاي اقيانوس غرق شده جاي ديگري نميتواند باشد .
كريستوبال مولينا كشيش اسپانيولي مقيم كوزكو در پرو در قرن شانردهم نوشته كه اينكاها تفصيل كامل طوفان بزرگ را از مانكوكوپاك دريافت كرده بودند . طبق اين روايت ، كشوري قبل از طوفان وجود داشته كه همه مردم آن به يك زبان سخن مي گفتند اين كشور مسلما سرزمين افسانه اي آتلانتيس است . اگر چه فاصله بين اسرائيل و بابل در اسيا تا مكزيك در امريكاي مركزي خيلي زياد است با اين وجود همين اعتقاد در كتب مذهبي بابل و اسرائيل عينا محفوظ است .
در تورات حكايت از دوره ايست كه در دنيا تنها يك نژاد و يك زبان وجود داشت . بعد از ساختن برج بابل زبانهاي مختلف ظهور كرد و مردمان سخن يكديگر را نفهمیدند.
بروزه مورخ بابلي اشاره به دوراني دارد كه يك قوم قديمي چنان به قدرت خود مغرور گرديد كه از خدا غافل ماند . در بابل برجي چنان مرتفع بنا كرد كه سر به آسمان مي ساييد . ولي خداوند آن برج را به كمك باد سرنگون كرد و خرابه هاي آن به اسم بابل ناميده شد.
اگرچه عجيب است ولي بايد گفت كه در مكزيك در تواريخ اقوام تولتك نيز رواياتي نظير قصه برج بابل ، در باره ساختن يك هرم مرتفع و ظهور زبانهاي مختلف وجود دارد.
رشته پيوند ديگري هست كه مصر قديم را به پرو باستان از فراز اقيانوسها به هم ربط ميدهد . تقويم هردو شامل 18 ماه بوده و هر ماه 20 روز داشته و در آخر هر سال 5 روز عيد بوده است . آيا اين مشابهت را بايد صرفا تصادف دانست يا رسمي است كهن كه از يكجا سرچشمه گرفته است ؟
مطالبي از اين دست كه نشان ميدهد تمدنهاي پيشرفته قديم همگي به نوعي با آتلانتيس در ارتباط بوده و مدعي هستند كه علم و تمدن از آتلانتيس به آنها رسيده زياد است و اين خود دليل واضح و روشني است كه منشاء و مبداء تمدنهاي پيشرفته و آثار به جاي مانده از آنها را مشخص مي كند. همانطور كه مي بينيد تمدنهاي قديم باهم چندان بي ارتباط هم نبوده اند.
هميشه به ياد داشته باشيد كه حقيقت امروز، افسانه فردا است. در ميان افسانه ها حقايق در خور توجهي وجود دارد كه تنها با چشم افراد خوشفكر و جسور ديده ميشوند.
ادامه دارد...
خداوکیلی پیشگویی رو کیف کردید (شوخی) ... دیروز تیم ملی بسکتبال ایران (=پادشاهی از شرق) ، سه غول را به زمین زد (=بازی های یک چهارم نهایی ، نیمه نهایی و فینال) و زمین سرخ (=چین) رو نابود =(برتری با اقتدار) کرد ... چقدر زود به حقیقت پیوست ! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
نوشته شده توسط seymour
------------------------------------------------
ادگار کیسی (-2)
* یادداشت هام زیاد بود و این آقا هم شخصیت معروفیه؛ گفتم یه پست دیگه هم بزنم
من باز یه سری از پیشگویی هاش رو که نُت برداشتم ردیف می کنم:
+ روسیه پایتخت معنوی دنیا میشه!
+ آب اقیانوس آرام تا آریزونا و نبراسکا جلو میاد
+ ژاپن میره زیر آب
+ آبشار نیاگارا خشک میشه
+آتلانتیس دوباره ظهور خواهد کرد ...
+ ظاهرا این آقا حدود 14 هزار خوانش و پیشگویی و ادعا صورت داده ... خیلی زیاده ... در نظر بگیرید یعنی توی بازه زمانی تقریبا 50 ساله ، هر سال یبش از 280 تا خوانش داشته که میشه تقریبا روزی یکی (جمعه ها و روزهای تعطیل کار نمی کرده!)... بسیاری از این خوانش هم شخصی بودند و ثبت شون هم بصورت کاملا غیرعلمی صورت گرفته ؛ یعنی دو سه تحقیق آکادمیکی که روی این مستندات صورت گرفته نشون میده که مطلقاً فاقد ارزش مطالعاتی هستند: مشخص نیست که کدام بخش ها خوانش کیسی بوده ، یا اطلاعاتی بوده که بیمار یا دستیارش بهش داده یا از روی مشاهده معمولی حدس زده ... یا مثلا اینکه خوانش ها مستقیما باعث بهبود بیمار شده یا خیر (بسیاری از بیماران همزمان تحت درمان هم بودند)
+ شباهت های کیسی و [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ظاهرا تمام نشدنیه ... نرخ دقت ادعاهای این آقا 85% اعلام شده ...
+ آقای جیمز رندی که بخصوص در مورد قدرت شفابخشی کیسی تحقیق کرده؛ نتایج جالبی در کتابش اعلام کرده، از جمله اینکه بسیاری از توصیه های وی فرق چندانی با "نسخه های خانگی" مرسوم نداشته (که با میزان تحصیلات اندک و علاقه به مطالعه این فرد هم جور در میاد) ... گفته:
یا مثلا گفته بوده " هرکسی روزی 3 تا بادام بخوره سرطان نمی گیره" ... خب این یه دستور سنتی معمولیه که هرکسی می تونه بگه ... ضرری هم برای کسی نداره و نیازی هم به قدرت غیبی واسه گفتنش نیست ...نقل قول:
یکی از نسخه های مورد علاقه کیسی یه جور آبگوشت/سوپ بوده ... این آبگوشت رو برای انواع بیماری ها از نقرس تا سرطان خون تجویز می کرده ... کی می تونه از یه مرد مذهبی و مهربون بخاطر توصیه به خوردن آبگوشت ایراد بگیره؟!
اما، از دیگر توصیه های عجیب و غریب پزشکی اش:
مثلا بیماری psoriasis (پسوریازیس – یه نوع بیماری پوستی مزمن) رو ناشی از نازک شدن دیواره اندام داخلی و انتقال سموم آنها به سمت پوست می دونسته که از نظر پزشکی بی ربطه ... ضماد درخت هلو برای تشنج ... عصاره ساس برای مرض استسقاء ... و بخور مشروب سیب درون مخزن سوخته برای سل ...قرار دادن خرگوشی که تازه پوستش کنده شده و خونیه روی سینه ها برای درمان سرطان اون ناحیه ... قطران دود برای پادرد ... laetrile رو هم تجویز میکرده که امروزه می دونیم حاوی سیانیده و نقشی در درمان سرطان نداره (اگه ضرر [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] )...
+ کیسی ادعا می کرده که می تونه از راه دور هم خوانش صورت بده ... مساله این بوده که چندین نمونه از خوانش هاش رو در حالی صورت داده بوده که طرف دیگه مرده بوده! (یعنی موقع فرستادن نامه زنده بوده اما قبل از رسیدن نامه به دست کیسی مرده بوده) ... آیا اگه کیسی واقعا ارتباط ماورایی داشته و می تونسته روح فرد رو بخونه ، اولین نکته این نبوده که می فهمیده "طرف مرده!!! " ؟ ...
+ موسسه ARE که این آقا تاسیس کرده ظاهرا طی دهه اخیر با کاهش چند ده هزار نفری اعضاء و درآمد روبرو شده و دچار دعاوی حقوقی ناشی از بنیادگرایی مذهبی هم شده ...
اتلانتیش ، تمدن گمشده (بخش دوم)
مرگ اتلانتیس ، اغاز یک پایان !
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به دو طریق میتوان در رابطه با نابودی اتلانتیس بحث کرد ، اول از نظر علمی و شواهد و مدارک موجود زمین شناسی که صرفا جنبه علمی خواهد داشت و بیشتر مورد نظر کسانی است که با شک و تردید به مسئله آتلانتیس می نگرند . دوم از نظر مدارک و شواهدی که در افسانه ها و اساطیر ملل مختلف وجود دارد و همچنین نوشته ها و مکتوباتی مثل نوشته های افلاطون و پاپیروسها و کتیبه ها و ... .
از نظر علمی قویترین احتمالی که در این مورد وجود دارد و دلایل و مدارک کافی در مورد وقوع آن موجود است برخورد یک شهاب سنگ با سطح کره زمین در محدوده دریای کارائیب و خلیج مکزیک است. محققان اندازه و زاویه برخورد این شهاب سنگ را مورد محاسبه قرار داده اند و اثرات برخورد این شهاب سنگ با کره زمین را شبیه سازی کرده اند.
تاریخ برخورد با تاریخ طوفان بزرگ مطابقت دارد . ورود شهاب سنگ به جو کره زمین باعث برهم ریختن جو و بروز طوفانها و رعدوبرق های قدرتمند می شود که میتواند روزها و هفته ها طول بکشد . بر اثر برخورد شهاب سنگ با زمین زلزله مهیبی رخ میدهد که همراه با حالت انفجار است .
این زلزله در بخش بزرگی از کره زمین خرابی های بسیاری ایجاد می کند . بر اثر برخورد شهاب سنگ با سطح آب موج های بسیار عظیمی به وجود می آید که امروزه ما آن را با نام سونامی می شناسیم . البته این موجها بسیار بزرگتر و مخربتر از سونامی هایی است که ما اخیرا دیده ایم و کیلومترها در ساحل پیشروی می کند . به نظر شما اگر در زمان ما چنین اتفاقی رخ دهد از تمدن امروزی ما برای آیندگان چه باقی خواهد ماند ؟ آیا آیندگان هم به ما همانند افسانه می نگرند ؟
قاره آتلانتیس بر بستری از شن و ماسه قرار داشت که بر اثر برخورد شهاب سنگ با بستر اقیانوس اطلس و بر اثر زمین لرزه شدید زیر قاره آتلانتیس خالی شد و قاره به زیر آب فرو رفت . البته قبل از فرو رفتن سطح قاره بر اثر شعله های آتشی که از برخورد شهاب سنگ با جو به وجود آمده بود احتمالا سوخته بود و بر اثر زلزله کاملا تخریب شده بود و در نهایت به زیر آب فرو رفت . آتلانتیس قلب تپنده تمدن آن روز بود . به همراه آتلانتیس تمدن های بسیار دیگری که شعبات آتلانتیس بودند به یکباره از میان رفتند.
دانشمندان جامعه شناس بر این باورند که نجات یافتگان از این حادثه تقریبا تمام تمدن و منابع علمی خود را از دست داده بودند و با مشکلات جدی برای ادامه حیات روبرو بودند . تمام وسایل و ابزار خود را از دست داده بودند و بسیاری از متخصصین در علوم و فنون مختلف از میان رفته بودند . به طور خلاصه بشر باید از صفر شروع میکرد . از ابتدا باید تمدنی جدید را پایه ریزی میکرد . تمدنی که تا امروز ادامه یافته است . نابودی آتلانتیس و طوفان بزرگ در واقع پایان یک دوره طلایی از تمدن بشری بود که بشر امروزی هرگز نتوانست حتی به قسمتی از آن دست یابد .
در اینجا سوالهای مهمی مطرح می شود که دیگر تحقیقات صرفا علمی قادر به پاسخگویی آن نمی باشد . سوالاتی از قبیل اینکه چرا آتلانتیس با آن علوم پیشرفته نتوانست برخورد شهاب سنگ را پیش بینی کند و از برخورد آن جلوگیری کند ؟
چرا چنین تمدن عالی و پیشرفته ای باید چنین قافلگیر کننده و بیرحمانه نابود شود طوری که تمام آثار آن از میان برود ؟ و سوالاتی از این قبیل .
پاسخ این سوالات در بخش دوم تحقیقات پیدا میشود . آنجایی که افسانه ها و اساطیر بیان می کنند که آغاز این پایان از کجا شروع می شود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
افلاطون اشاره به انحطاط اخلاقی مردم آتلانتیس می کند و می گوید:" این انحطاط موقعی پیش آمد که پستی و خودخواهی بر صفات خوب چیره شد . در آن زمان " زئوس " ( خدای خدایان ) چون مشاهده کرد که یک قوم مشهور باستانی به وضعی اسفناک گرفتار شده و علیه تمام آسیا و اروپا قیام کرده تصمیم گرفت که عذاب مهیبی به مکافات عملشان بر آنها نازل کند. بنا بر گفته افلاطون مردانی که صاحب خوی جنگجویی بودند ، در زمین فرو رفتند و جزیره آتلانتیس نیز به همان گونه از بین رفت ، یعنی امواج آن را بلعید."
افلاطون پیش بینی میکرده که خوانندگان کتابش در صحت این گفتار شک خواهند کرد لذا تاکیید می کند که این حکایت اگر چه عجیب به نظر می رسد ، ولی عین حقیقت است . امروزه این حکایت بیش از پیش بوسیله اطلاعات علمی تائید می شود. اساطیر و نوشته های باستانی می گویند که در آخرین روز آتلانتیس ، سانحه عظیمی بروز کرد. امواجی به ارتفاع کوه ها با کمک گرد باد ها و انفجارات آتشفشانی تمام کره زمین را زیرو رو کردند .
تمدن متوقف گردید و بشریت به حال توحش در آمد . لوح های سومری مربوط به گیلگمش از " اوتناپیش تیم " نخستین جد بشر کنونی صحبت میدارد که به اتفاق خانواده اش تنها کسی بود که از طوفان بزرگ جان سالم به در برد . او کسان خویش و حیوانات و پرندگان را در یک کشتی پناه داد. گویا حکایت کشتی نوح که در تورات آمده ، روایتی مقتبس از این قصه است که مدتها پس از وقوع آن حکایت شده است .
" زند اوستای" ایرانیان روایت دیگری از قصه طوفان دارد. اهورا مزدا خدای ایرانیان به "ییما" پیر قوم ایرانی فرمان داد که خود را برای روز طوفان آماده سازد. لذا "ییما" غاری حفر کرد و در آن آنچه را که از حیوان و نبات برای بشر لازم بود از سیل و طوفان محفوظ ساخت. بدین طریق بعد از طوفان و خرابی های حاصله از آن تمدن بشری از نو شکوفا شد.
در " مهابراتای " هندوان شرح داده شده که چگونه برهما به شکل ماهی بر " مانو " پدر بشر ظاهر گردید و خبر داد که عنقریب طوفان وقوع خواهد یافت. به وی دستور داد که کشتی بسازد و عقلای هفتگانه را که در زبان هندی " ریشی " نامیده می شدند و کلیه بذرهای مختلفی را که برهمنان شرح داده بود در کشتی نهاده و بادقت مراقبت و حفظ نماید. " مانو " امر برهما را اجرا کرد و کشتی او را به اتفاق عقلای هفت گانه و بذرهای مخصوص تغذیه بازماندگان طوفان روی امواج خروشان سیر و حرکت داد .پس از چند سال در جبال هیمالیا فرود آمد و به خشکی نشست.
شباهت میان قصه نوح و مانو را نمیتوان تصادف صرف تلقی کرد. در هرجا که صحبت از طوفان کبیر است می بینیم که شخصیت هایی برگزیده ، قبلا از وقوع این سانحه جهانی با خبر بوده اند . آتلانتیس هم از این قائده مستثنی نبوده است. در یک تفسیر قدیمی در کتاب " دزیان " که قریب به صد سال پیش در یکی از صومعه های هیمالیا به دست " هلن بلاواتسکی" رسیده آمده است که " نخستین امواج آب فرارسیدند ، هفت جزیره بزرگ را فرا گرفتند ، آنچه مقدس بود نجات یافت و آنچه پلید بود نابود گشت ".
در تفسیر دیگر از این کتاب وضع مهاجرت ار آتلانتیس با وضوح کامل تشریح گردیده است. " شاه بزرگ ، که با سیمای درخشان فرمانروای مردان نورانی آتلانتیس بود ، چون وقوع سانحه ای اجتناب ناپذیر را پیش بینی کرد ، کشتی های هوایی خود را نزد برادران خویش که فرماندهان کشورش بودند ، فرستاد و به آنان چنین پیام داد :
ای مردان نیکوسیر ، آماده شوید ، عروج کنید و تا هنوز زمین خشک است از آن عبور کنید ." گویا اجرای این نقشه را از از رؤسای بد سرشت مقتدر کشور مخفی نگاه داشتند. آنگاه در یک شب تیره و تار ، در حالی که " مردان نیکوسیر " از خطر سیل برکنار بودند ، شاه بزرگ امرای خود را جمع کرد ، سیمای درخشان خود را پوشانید و گریست. چون ساعت مقرر فرا رسید ، شاهزادگان روی " ویما " ( کشتیهای پرنده ) سوار شدند و به دنبال قبایل خود به سمت شمال و شرق ( یعنی اروپا و افریقا) رهسپار شدند. در همان اوان سنگهای آسمانی توده توده بر کشور آتلانتیس فرو بارید ، در حالیکه بدسرشتان آن کشور هنوز در خواب بودند.
مطالب گفته شده در بالا بسیار مفصل تر از آن است که در اینجا آورده شده و برای اینکه مطلب در یک قسمت بگنجد خلاصه شده است . اما از همین مطالب گفته شده میتوان نتایج مهمی را بدست آورد و به مسائل مهمی اشاره کرد که می تواند موضوع قسمتهای بعدی باشد . اولین نتیجه مهمی که از این گفته ها بدست می آید این است که به احتمال بسیار زیاد طوفان نوح همان طوفان بزرگ بوده که موجب نابودی آتلانتیس شده است و این دو اتفاق در یک زمان رخ داده است.
دومین نتیجه مهم در مورد ابعاد اعتقادی این اتفاق است . ما تا به حال داستانهای قرآنی در مورد اقوامی مانند قوم لوط و قوم عاد و ثمود را به کرات شنیده ایم اینکه چطور از پیامبر خود نافرمانی کردند و جامعه آنها رو به انحراف گذاشت . رذایل اخلاقی و شرک و بت پرستی میان آنان رواج یافت . در نهایت خداوند به پیامبر آن قوم دستور داد که خانواده و یاران خود را قبل از اینکه عذاب الهی بر آن قوم نازل شود از آنجا دور سازد و در آخر هم نزول عذاب الهی .
آنچه که در گفته های افلاطون و افسانه ها موجود است بسیار با آنچه که ما از داستانهای قرآنی شنیده ایم هماهنگی و شباهت دارد. دست کم از نتیجه اول بدست آمده میتوانیم بگوییم که قطعا آنچه بر سر قوم نوح آمده عذاب الهی بوده پس طوفان بزرگ عذابی الهی در سطح جهانی بوده . پس در آن دوران انحطاط اخلاقی مختص آتلانتیس و قوم نوح نبوده بلکه در سراسر جهان گسترش یافته بوده ( مثل زمان ما ! ).
با این تفاصیر خداوند با طوفان زمین را پاک کرد و در اختیار افراد صالح قرار داد تا از نو تمدنی پاکیزه را بنا کنند. به نظر شما حالا که این تمدن ما هم به جایی رسیده که مانند زمان قبل از طوفان ، فساد و انحطاط اخلاقی در سرتاسر آن پراکنده است این بار خداوند با این تمدن چه خواهد کرد ؟ آیا داستان نابودی آتلانتیس تکرار خواهد شد ؟ آیا ما هم در آغاز یک پایان هستیم ؟
خداوند در قرآن که بعد از طوفان نازل شده وعده داده که زمین را بندگان صالح به ارث میبرند . نترسید این بار قرار نیست طوفان بیاید . خودتان بهتر میدانید که این اتفاق چگونه برای اخرین بار رخ میدهد! . هدفم از این تفصیر این بود که نشان بدهم این یک روش و سنت الهی است که از ابتدای خلقت بشر بر روی زمین بر قرار بوده و ربطی به اعتقاد یا مذهب خاصی ندارد . هر تمدنی از بشر که فاسد شود به نوعی از روی زمین پاک میشود و تمدنی جدید و پاک جای آن را می گیرد. و تا زمانی که این تمدن پاکی و اصول خود را حفظ کند به حیات خود ادامه می دهد و رشد می کند و زمانی که به درجه ای از فساد برسد از روی زمین پاک می شود.
نکته ای که توجه شما را به آن جلب می کنم تا موضوع قسمت بعدی باشد این است که افرادی مثل نوح یا مانو مامور شدند که نسل انسان ، حیوان و گیاهان را برای تمدن بعدی حفظ کنند . اما کسانی که از آتلانتیس کمی قبل از طوفان هجرت کردند وظیفه دیگری داشتند. آنها مامور بودند که علومی را که آتلانتیس به آنها دست یافته را از آتلانتیس به مکان امنی انتقال دهند و آن علوم پیشرفته را برای نسلهای بعدی حفظ کنند . پس از طوفان وقتی که همراهان نوح و مانو از کشتیهای خود پیاده شدند این بازماندگان آتلانتیس بودند که به کمک آنها رفتند و برای آنها ابزار و وسایل مورد نیاز زندگی را تهیه کردند. به طور کلی وظیفه آنها بعد از طوفان این بود که علوم را دوباره در اختیار بشر قرار دهند تا به توحش و نابودی دچار نشود.
ادامه دارد...
یوهو :31: چه خبره اییییییییییییییییییییول کلی حال کردیم :46:
من میگم در مورد اینجر چیزها تا اونجایی که واقعا به اثبات رسیده رو قبول کنیم!!!!!!! و در مورد بقیش بهتره بگیم نمیدونیم هیچ کس نمدونه !!! :13: بهتره واسه خومود داستان سر هم نکنیم و قصه بسازیم
مثلا آیا اجنه همان فرا زمینیها هستن ؟؟!!!!:18: دوستان هیچ منبع علمی تاکید میکنم علمی!! تا کنون وجود جن رو اثبات نکرده که حالا بیایم ربطش بدیم به موجوداتی موهوم تر از خودش :5:
همین خوش باشین :10::40:
من پست های چند وقت پیش که در بحث حضور نداشتم رو می خوندم به این مورد برخوردم؛ ضرر نداره:
تمام مواردی که اشاره کردید (تیامات، منشاء پلوتو و سیارات دیگه، نیبیرو و ...) فرضیه هایی هستند که توسط آقای زکریا سیتچین مطرح شده و بصورت قطعی رد شده اند ...نقل قول:
ماجرا اینطوری بوده که این آقا شروع کرد به گسترش این ایده که اسطوره های باستانی، فقط داستان نیستند و واقعیت دارند و با ترجمه های اشتباه از اسناد باستانی، ماجرای فضانوردان باستانی رو پیش کشید..
در واقع ضربه رو هم از همین جا خورد که همزمان در سه جبهه سعی کرد با خلاف گویی پیش بره: باستان شناسی، تاریخ و نجوم ... و از اونجا که در هیچکدام از اینها سررشته چندانی نداشت (ایشون اقتصاد خونده بوده – طبق معمول پست های قبلی، تحصیلات آکادمیک در رشته هایی که توشون ادعا مطرح میکرده نداشته) ، اشتباهاتش زود مشخص شد:
* مثلا این آقا ظاهرا نمی دونسته که تغییر فصول در نتیجه چرخش زمین هستش، و نه بخاطر فاصله اش از خورشید... یه اشتباه فاحش و ابتدایی ...
* یا نقل قول هایی که از انجیل در کتاباش صورت داده، بسیاری شون بدون منبع هستند و مواردی هم که منبع ذکر کرده، یا اصلا چنین چیزی در اونجا نبوده ، یا ارتباط بسیار کمرنگ و غیرمستقیمی با نقل قول صریح سیتچین داشته ... یه مقاله بسیار خوب همراه مقایسه ارجاعات سیتچین و انچه واقعا در انجیل هست رو [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ببینید.
* عدم توجه به تغییرات زمین ظرف صدها هزار سال (احتمال بخاطر ندانستن بوده تا بی توجهی!) ... منطقه ای رو بعنوان مبداً حضور بیگانه ها (بیگانه هایی که با زمینی ها تعامل داشتند) انتخاب کرده که در اون زمان [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
* و بالاخره شاهکارش که اشتباه در تعبیر و ترجمه یه تصویر بوده (تا ثریا می رود دیوار کج!) ... الان می دونیم که سیتچین در تفسیر این تصویر اشتباه کشنده ای کرده و اون چیزی که خورشید گرفته (عکس ضمیمه: sitchin error) در واقع یه ستاره دیگه بوده و اصلا سومری ها در تمام اسناد کشف شده شون اسمی از اورانوس و نپتون و پلوتون و سیاره ایکس نبرده اند و محدود به سیارات تا زحل بوده اند ... که با عقل هم جور در میاد (عکس ضمیمه:planetgods)...
* و کلی نقل قول های غلط و بی مرجع، مثلا این رو بخونید:
دقیقا کدوم دانشمند این حرف رو زده؟ ... دانشمندانی که گفته اند روی غولهای گازی ای مثل مشتری و زخم حیات وجود داشته ، چه کسانی هستند؟!! ...نقل قول:
نوشته شده توسط sitchin
اتلانتیس ، تمدن گمشده !(بخش سوم)
همه چيز بيشتر به يك فيلم علمي ـ تخيلي مي ماند. داستاني عجيب، مثل اين كه در قبرس زلزله بيايد و امواج عظيم سونامي در آن راه بيفتد. آن وقت در وسط اين فاجعه، ناگهان از دل دريا جزيره اي سربرآورد كه دانشمندان و باستان شناسان، خوشحال از اين ماجرا به اكتشاف آن بروند؛ همان شهر گم شده ، آتلانتيس.
اين ها قصه است، اما جالب اين جا است كه كساني هستند كه واقعا دارند در به در دنبال همان آتلانتيس مي گردند. همه چيز هم زير سر افلاطون است. فيلسوف يوناني آن قدر با آب و تاب داستان نابودي تمدني پيشرفته در آتلانتيس را شرح داده بود كه همه باورشان شد حتما جايي شبيه آن وجود داشته است. بماند كه قصه نابودي تمدن هاي قديمي، مثل تمدن هاي بين النهرين و مصر، هميشه براي مردم جالب بوده است.
اما آتلانتيس چيز ديگري است. وقتي افلاطون ادعا مي كند آرمان شهري كه در فلسفه اش توصيف كرده در آتلانتيس تحقق داشته است، ديگر آرزوي يافتن آن شهر باستاني خيلي ها را راحت نمي گذارد. شهري كه ادعا مي كنند آمريكا را بر اساس آن ساخته اند و نام خود را به اقيانوس آتلانتيك يا همان اطلس داده است .
فاجعه، ناگهاني و وحشتناك بود. زلزله عظيمي اتفاق افتاد، و به دنبال آن با يك سونامي عظيم، تمام جزيره را آب فرا گرفت. آن هايي كه از حادثه جان به در بردند تنها فرصت يافتند تا شاهد فاجعه اي عظيم تر باشند. جزيره در مقابل هجوم نيروهاي طبيعي تاب نياورد، قطعه قطعه شد و به زير آب فرو رفت.
اين سرنوشت جزيرة افسانه اي آتلانتيس بود. روايتي كه از فيلسوف يوناني، افلاطون، به جا مانده است. حتي امروز، حدود 2400 سال پس از افسانه سرايي افلاطون، ماجراي آتلانتيس، جذابيت هاي داستاني خود را از دست نداده است. اما تنها در سال هاي اخير است كه دانشگاهيان، آن را چيزي بيش از يك افسانه مي دانند. امروزه شواهد جديد و حيرت انگيز، چيزهايي را در پشت داستان افلاطون آشكار كرده اند. اين يافته ها نشان داده اند كه روزگاري واقعا جزيره اي در غرب تنگه جبل الطارق وجود داشته است؛ جايي كه افلاطون آن را ستون هاي هركول ناميده بود. اين جزيره درست مثل ادعاي افلاطون با زلزله و سونامي نابود شده است.
دكتر" مارك آندره گاچر"، محقق مؤسسه اروپايي تحقيقات دريايي كسي است كه در اكتشافات اخير نقش داشته است. او مي گويد انطباق واقعيت هاي زمين شناسي با يك افسانه كهن، شگفت انگيز است: روي دادن يك چنين زلزله هايي كه منجر به سونامي مي شوند در منطقه اي كه افلاطون براي داستان خود انتخاب كرده بود، نشان مي دهد كه اين انطباق، چيزي فراتر از يك اتفاق تصادفي بوده است. يافته هاي گاچر آخرين قطعه اي است كه پازل را كامل مي كند.
حتي در زمان افلاطون هم داستان آتلانتيس، غير قابل باور به نظر مي رسيد. شرح داستان او از دولت - شهري كه در يك جزيره بنا شده بود و پاياني ناگهاني و اسفبار داشت از نظر بسياري از مردم (از جمله شاگرد مشهورش ارسطو) داستاني خيالي بود. اما چيزهاي ديگري هم در داستان او وجود داشت كه به نظر مي رسيد ريشه در حقيقتي ژرف دارد.
افلاطون صراحتا در گزارش خود مي گويد مصريان كه داستان آتلانتيس را به يوناني ها داده اند، خود نيز شاهدان دست اولي براي حادثه نداشتند. تنها آن را از متني قديمي تر با يك زبان ناشناخته، به زبان خودشان ترجمه كرده بودند. اين ها سخنان" رابرت سرمست"، نويسنده كتاب "اكتشاف آتلانتيس "و يكي از افراد برجسته در جست وجوي شهر گمشده است. افلاطون تاريخ آن واقعه را 9000 سال قبل از زمان سولون مي داند". سولون" يك دولتمرد يوناني بود كه حدود سال 600 ق.م. مي زيسته است. پس داستان نابودي آتلانتيس بنا به گفته افلاطون، به 11600 سال قبل بازمي گردد. اما توصيف افلاطون از يك تمدن پيشرفته كه در يك متروپوليس با ديوارهايي از طلا زندگي مي كردند، ترديدهاي فراواني را برانگيخته است. اين خيال پردازي ها، اكثر پژوهشگران را به اين نتيجه رسانده است كه بعضي از عناصر گزارش افلاطون مانند مكان، تمدن پيشرفته و تاريخ تخريب شهر، احتمالا اشتباه است.
كشف آتلانتيس
قرن ها، ديدگاه افلاطون درباره تمدن پيشرفته اي كه به سرنوشتي وحشتناك دچار شد براي محققين آن قدر قانع كننده نبود كه به جزئيات دقيق محل آن توجه كنند. مكان هاي پيشنهادي براي آتلانتيس كه بر پايه دلايل متفاوتي قرار داشت، پاي آتلانتيس را به همه جاي كره زمين كشيده بود.
در سال 1882 يك نويسنده و سياستمدار آمريكايي به نام" ايگناتيوس دانلي "، تلاش هاي فراواني كرد تا با حفظ قسمت هاي اصلي داستان، اين جزيره افسانه اي را در وسط اقيانوس اطلس پيدا كند. او به دنبال مردماني باهوش بود كه همه چيز را از كشاورزي گرفته تا باروت، اختراع كرده بودند . چنين ادعاهايي براي مردم جذاب بود، اما اين اطمينان را به دانشمندان مي داد كه كل ماجرا يك دروغ بزرگ است. اما بدگماني ها در سال 1939 تغيير كرد.
در آن سال، باستان شناس برجسته يوناني،" اسپيريدون ماريناتوس" نظريه اي ارائه داد كه تا همين اواخر باورپذيرترين توضيح براي افسانه قديمي به شمار مي رفت. ماريناتوس ادعا كرد كه منشأ داستان آتلانتيس، يك واقعة تاريخي است: نابودي يك جزيره در يك فاجعه عظيم كه قبل از زمان افلاطون اتفاق افتاده بود. او ترا را به عنوان محل واقعه پيشنهاد كرد. ترا جزيره اي واقعي در مديترانه كه از ستون هاي هركول خيلي دور بوده است. پس از آن، يك واقعة آتشفشاني، درست در همان محل كشف كرد كه زمانش حدودا 1500 سال قبل از ميلاد بوده است. اين زمان تقريبا مي شود 900 سال قبل از زمان سولون، نه 9000 سال قبل از سولون كه افلاطون ادعا كرده بود. ماريناتوس همچنين ادعاي افلاطون را قبول كرد كه در آن جزيره، تمدني پيشرفته وجود داشته و نابود شده است. استنادش هم به اين بود كه آتشفشان" ترا " تمدن "مينوسيان" را در نزديكي كرت نابود كرده بود .
راز مديترانه
نظريه ترا واكنش هاي متفاوتي را به دنبال داشت. بعضي باستان شناسان ادعا كردند كه آن چه افلاطون به عنوان ويژگي هاي آتلانتيس توصيف كرده بود، با آن چه امروز به تمدن مينوسيان نسبت مي دهند انطباق دارد. اما همچنان تلاش هاي آن ها براي توضيح اختلاف موجود بين زمانبندي افلاطون و نابودي ترا به نتايج خوبي نرسيده . با اين حال، اين تصور كه آتلانتيس در مديترانه بوده است، همچنان طرفداران خود را دارد.
از دهه 1990، رابرت سرمست دلايلي را ذكر كرده كه نشان مي دهد آتلانتيس حدودا در 80 كيلومتري جنوب شرقي قبرس قرار داشته است؛ قبل از اين كه گودال مديترانه در حدود 12هزار سال پيش، پر از آب شود. همچنين سرمست سال گذشته عكس هايي را منتشر كرد كه ادعا مي كند گروه اعزامي او از عمق 1500 متري گرفته اند. او با ذوق زدگي مي گويد: اين عكس ها قديمي ترين سازه هاي ساخت بشر را نشان مي دهد كه تا كنون ديده شده اند. اما سرمست اذعان مي كند شكاف هاي زيادي در نظريه اش وجود دارد.
زمين شناسان ثابت كرده اند كه گودال مديترانه حدود پنج ميليون سال پيش، پر از آب شده است، و آن سازه هاي ساخته بشر تماما ساختارهايي طبيعي هستند. با اين حال، سرمست اميدوار است كه بتواند مردم را با زيردريايي به آن اعماق ببرد تا بتوانند بقاياي آتلانتيس را ببينند. درست همان موقعي كه ادعاهاي سرمست رسانه ها را جذب خود كرده است، توجه دانشمندان در جاي ديگري متمركز است. چيزي كه حتي ممكن است اعتبار بيشتري به داستان افلاطون بدهد.
در سال 2001، دكتر" ژاك كولينا-ژيرارد" از دانشگاه مديترانه اي فرانسه، به واقعيتي توجه كرد كه هر كس ديگري هم مي توانست آن را بداند: اين كه واقعا جزيره اي درست جلوي ستون هاي هركول حدود 12000 سال قبل وجود داشته است. اين جزيره كه اسپارتل نام دارد به دنبال بالارفتن آب درياها پس از عصر يخبندان، كاملا به زير آب رفته است.
اسپارتل در جايي قرار دارد كه به نظر مي رسد زلزله و سونامي هاي وحشتناكي در آن جا اتفاق مي افتند. درست شبيه آن وقايعي كه مطابق داستان، آتلانتيس را نابود كرده است.
آيا داستان افلاطون مي تواند واقعي باشد؟
طبق تحقيقات گروه" ژيرارد"، يك زلزله عظيم حدود 12000 سال پيش در كف اقيانوس اتفاق افتاد و به دنبال آن يك سونامي بزرگ با امواجي به ارتفاع حدودا 20 متر روي داد. پروفسور "مك كوي" زمين شناس مي گويد نياز به تجزيه سنگ هاي آن منطقه دارد تا مسأله را حل كند. مك كوي به شوخي مي گويد: توجه كنيد گفتم سنگ. اگر آن جا هرنوع بقايايي از تمدن پيدا شد، شام مهمان من! !.
هيچ كس انتظار ندارد كه داستان افلاطون با توصيفاتش از لنگرگاه هاي وسيع، معابد و سرزميني كه تحت فرمان فرزندان" پوسايدون" بوده است، با تمام جزئياتش قابل دفاع باشد. اما حالا حدس هايي مبتني برواقعيت وجود دارد كه داستان او توصيف يك فاجعه انساني است كه پيش از تاريخ اتفاق افتاده است. افسانه آتلانتيس مي تواند هشداري باشد از پس هزاره ها، در مقابل بي توجهي ما نسبت به نيروهاي طبيعت. ما هنوز هم نمي توانيم اين نيروها را كه 12000 سال پيش، آتلانتيس افسانه اي را نابود كرد، كنترل كنيم .
تصويري كه افلاطون از آتلانتيس مي دهد
افلاطون شهر آتلانتيس را در كتاب جمهوريت به صورت حلقه هايي تصوير كرده بود كه در ميان آب قرار دارند و قصري در مركز آن است .
کاندیداهای احتمالی اتلانتیس :
ترا - باستان شناسي يوناني، اسپيريدون ماريناتوس، كسي بود كه احتمالا به خاطر عرق ملي اش، در 1939 اين جزيرة يوناني را يك آتلانتيس احتمالي ديگر خواند.
نزديك قبرس - از آغاز دهة 90، رابرت سرمست اصرار مي كند كه آتلانتيس در 80 كيلومتري جنوب شرقي قبرس واقع بوده است.
اسپيتز برگن - ژان بيلي، ستاره شناس فرانسوي، جزيرة اسپيتزبرگن در نزديكي ساحل نروژ را هم به ليست كانديداها اضافه كرد.
اسپارتل - سال 2001، دكتر ژاك كولينا ژيرارد به اين نكته اشاره كرد كه 12 هزار سال پيش، جزيرة اسپارتل، درست در غرب تنگة جبل الطارق قرار داشته است. جولاي همين سال، مارك آندره گوشه با شواهد زمين شناسي اي كه ارائه كرد، به حرف ژيرارد صحه گذاشت و نامزدي اين جزيره براي آتلانتيس را محكم تر كرد.
درياي ساراگوسا - ايگناتيوس دانلي، عضو كنگرة آمريكا در قرن 19، اعلام كرد كه آتلانتيس در بستر اين دريا دفن شده است.
قطب جنوب - در 1995، دو كانادايي به نام هاي رند و رز فلم آت جايي در قطب جنوب را محل احتمالي آتلانتيس دانستند تا كلكسيون نامزدها از هر جهت كامل شود.
بيميني- ادگار كيس، پيشگوي معروف، اين جزيره واقع در باهاما را محل آتلانتيس معرفي كرد.
آتلانتيس كجا است؟
در طول قرن ها، چند صد منطقه به عنوان نامزدهاي مكان آتلانتيس معرفي شده اند. از جزيرة اسپيتزبرگن كه ستاره شناس فرانسوي" ژان بيلي" در 1778 معرفي اش كرد تا قطب جنوب كه حرفش را رند و "رز فلم آت"، نويسنده هاي كانادايي در 1995 پيش كشيدند.
اما ايگناتيوس دانلي، عضو كنگرة آمريكا در قرن نوزدهم، دوباره ايدة جايي وسط اقيانوس اطلس را به عنوان محل احتمالي آتلانتيس مطرح كرد. (افلاطون هم تقريبا همين نظر را داشت.) دلايلي كه اين آدم ها براي حرف هايشان مي آوردند هم به اندازة همين پراكندگي جغرافيايي، تنوع دارد. دانلي براي حرفش به مهاجرت مارماهي ها به طرف درياي ساراگوسا استناد مي كرد و فلم آت ها، حرف از جا به جايي شديد پوستة زمين مي زدند .
آتلانتيس ميان تاريخ و جغرافيا
آتلانتيس را قرن چهارم پيش از ميلاد، افلاطون سر زبان ها انداخت و مشهور كرد. افسانة آتلانتيس، داستان جزيره اي با تمدن بسيار پيشرفته است كه ناگهان با يك فاجعه، از صفحة تاريخ و جغرافيا محو شد. از زمان فلاطون، دانشمندان و صاحب نظران، پيوسته بر سر اعتبار اين گفته ها بحث كرده اند. خيلي ها آن را يك افسانة كاملا تخيلي مي دانند. بقيه هم به افلاطون رحم مي كنند و مي گويند حرف هايش احتمالا الهام گرفته از فوران آتشفشان عظيمي است كه حدود هزار سال پيش از او، نواحي شرق مديترانه را تحت تأثير قرار داد. با اين حال، به تازگي، بعضي از كارشناسان، ساختارهاي پيدا شده بر بستر درياي مديترانه، جايي نزديك سواحل قبرس را باقي مانده يك شهر عظيم تصور مي كنند. اما مخالفان، پيدايش اين ساختارها را صرفا نتيجة فعاليت هاي طبيعي زمين شناسي مي دانند.
يك جاي ديگر كه كانديداي آبرومندانه تري براي آتلانتيس به حساب مي آيد، جزيره اي در نزديكي تنگه جبل الطارق است. همان جايي كه ظاهرا داستان افلاطون اتفاق مي افتد.
شواهد زمين شناسي، نشان مي دهد كه اين جزيرة غرق شده ـ معروف به اسپارتل ـ تقريبا 12 هزار سال پيش ، قرباني يك زمين لرزه عظيم و سونامي حاصل از آن شده است. اين تاريخ، زماني است كه به طرز غريبي با گفته هاي افلاطون، همخواني دارد .
ادگار كيس؛ يك موردغريب
يكي از عجيب ترين اپيزودهاي داستان آتلانتيس در 1927 كليد خورد. يعني زماني كه يك پيشگوي آمريكايي به نام "ادگار كيس" ادعا كرد جاي شهر افسانه اي را مي داند. سپس در جريان خلسه هاي هيپنوتيزمي اش خبر از تمدني مي داد كه زماني در نزديكي جزيرة بيميني واقع در درياي كارائيب وجود داشته و قرباني يك فاجعة طبيعي شده است.
در 1940، او همة شهرت حرفه اي اش را سر دست گرفت و يك پيشگويي عجيب كرد:
بقاياي آتلانتيس در اواخر دهه 60 دوباره پديدار مي شود.
وقتي كيس در 1945 مرد، همه مطمئن شدند كه او قبل از پيشگويي، با پزشك خانوادگي اش مشورت كرده است !
اما در 1968 گزارش هايي مبني بر وجود يك جاده منتشر شد. اين جاده، از بلوك هاي دست ساز سنگ آهك ساخته شده بود و به طرف خارج بيميني مي رفت. البته شكاك ها و بدبين ها گفتند كه اين مي تواند يك ساختار كاملا طبيعي باشد و اصلا سنگ آهك، گزينه خيلي ضعيف و ابلهانه اي براي ساخت جاده است.
بررسي هاي بعدي، نشان داد كه سنگ ها را يك سيستم پيچيدة زبانه و حفره به هم متصل مي كند و پايه هاي مرمرين هم در ميانشان ديده مي شود. در 1998، آزمايش هايي كه متخصصان مؤسسه تحقيقات ساختمان انگلستان روي اين سنگ ها انجام دادند، وجود زغال سنگ و كلينكر سيمان در آن ها را معلوم كرد.
بررسي يكي از نمونه ها با ميكروسكوپ الكتروني هم پرده از وجود يك ورقة كوچك طلا در آن برداشت. علائم روي اين ورقه، نشان از كار يك صنعتگر باحوصله مي داد . اين شواهد عجيب مي توانست روح كيس را شاد كند. اما شكاك ها گفتند كه قطعات مرمري و بقية چيزهاي دست ساز، احتمالا به عنوان تجهيزات يك مزرعة كشت كتان به آمريكا برده مي شده كه با وقوع يك سانحه، كشتي حامل آن ها در بستر اقيانوس جا خوش كرده است. احتمالا اين خيلي محتمل تر از وجود آتلانتيس و پيش بيني ظهور دوبارة آن است .
آيا فجايع طبيعي، بعضي از بزرگ ترين تمدن هاي تاريخ را نابود كردند؟
نابودي تمدن اَكَّد در عراق مركزي دور و بر 4 هزار سال پيش، مدت ها است تاريخ دانان را گيج كرده است.
محو همزمان پادشاهي مصر بعد از ساخت اهرام بزرگ، و همين طور نابودي صدها شهر واقع در حوالي فلسطين، معماهايي از همين دست اند. در تصاوير ماهواره اي كه سال 2001 از جنوب عراق گرفته شد، يك گودال 3 كيلومتري تقريبا جديد ديده مي شود كه با توجه به ابعاد و عمرش، مي تواند نشان دهندة برخورد يك شهاب سنگ عظيم با قدرت تخريبي معادل صدها بمب هيدروژني باشد .
دور و بر 3600 سال پيش هم شهرها و شهرك هاي ساخته شده بر روي جزيرة آتشفشاني ترا در درياي مديترانه، با يك فوران آتشفشاني، يك شبه نابود شدند. عواقب اين اتفاق، ـ كه يك سونامي عظيم را هم شامل مي شد ـ نابودي تدريجي تمدن مينوسيان در كرت را رقم زد. بسياري از محققان معتقدند تمدن آتلانتيس، حدود 12 هزار سال پيش به پايان كار خودش رسيد. اين حرف اگر درست باشد، آتلانتيس را به معروف ترين فاجعة كل تاريخ پيوند مي دهد:
بله طوفان نوح !
شواهد سيل بنيان كني كه همة دنيا را درنورديد، در اساطير و مذاهب بسياري از تمدن ها و فرهنگ هاي كهن ـ از مكزيك تا خاورميانه و چين ـ وجود دارد. همة اين نشانه ها مي تواند روايتي از پايان آخرين عصر يخبندان، آب شدن ورقه ها و كوه هاي عظيم يخ و افزايش 100 متري سطح آب درياها در 10 هزار سال پيش باشد . مطالعات زمين شناسي نشان مي دهد كه تحت تأثير همين اتفاق، درياي مديترانه به درياي سياه متصل شد و بخش عظيمي از منطقه را زير آب برد .
منبع : نشریه اکسیژن
سلام دوستان
یه مقدار به بحث کنونی شما بی ارتباط ممکنه باشه ولی نتایج مرتبطی ممکنه به دست بده این خبر؛
در مورد منشا حیات در کره ی زمین هست و منبع اون bbc فارسی هست:
ممنونم :)نقل قول:
کشف 'ماده شیمیایی حیات' در یک دنباله دار
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] این ماده در ذراتی که از دنباله دار وایلد-2 منتشر شد کشف شد
سازمان فضایی آمریکا، ناسا، می گوید دانشمندان یکی از مواد بنیادی شیمیایی که از مصالح ساختمانی حیات است را برای اولین بار در یک دنباله دار یافته اند.
گلیسین یک آمینو اسید است که در پروتئین ها - ملکول های پیچیده ای که ارگانیسم های زنده برای ساختن و حفظ سیستم های خود از آنها استفاده می کنند - یافت می شود.
این ماده در ذراتی که از دنباله دار وایلد-2 در فضا پراکنده می شد ردیابی شده است. این ذرات در سال 2004 توسط کاوشگر "استارداست" ناسا جمع آوری شده بود.
این نظریه که "بذر" حیات در زمین ابتدا توسط یک دنباله دار کاشته شد خیلی پرطرفدار است.
بسیاری از دانشمندان به این نظریه اعتقاد دارند که میلیاردها سال قبل برخورد تعداد زیادی از همین دنباله دارها - توده های کوه آسای یخ و سنگ - مواد شیمیایی مهمی که پیش درآمد حیات بودند را به زمین آورد.
دکتر کارل پیلچر سرپرست موسسه اخترزیست (استروبیولوژی) ناسا گفت: "کشف گلیسین در یک دنباله دار تقویت کننده این نظر است که مصالح اولیه ساختمانی حیات در فضا به وفور یافت می شود، و این استدلال را تقویت می کند که آثار حیات در کیهان ممکن است زیاد باشد نه نادر."
گلیسین قبلا در شهاب سنگ ها دیده شده بود اما این اولین بار است که در مواد منتشر شده از دنباله دارها کشف می شود.
این کاوشگر ناسا در ژانویه 2004 از کنار دنباله دار "81 پی/وایلد-2" به قطر پنج کیلومتر گذشت.
این کاوشگر از حدود 240 کیلومتری هسته دنباله دار گذشت و ذراتی که از سطح آن متصاعد می شد را جمع آوری کرد. این ذرات بسیار ریز (که ابعاد آنها چندهزارم میلیمتر است) در سال 2006 در یک کپسول مهر و موم شده به زمین بازگردانده شد.
مواد بازگردانده شده به زمین در میان آزمایشگاه های نجومی برتر جهان توزیع شد که دریچه خارق العاده ای به روی شرایطی که در نخستین مراحل تشکیل منظومه شمسی یعنی تشکیل سیارات و دنباله دارها حاکم بود گشوده است.
بنجامین فرانکلین هم در جوانی صابون ساز بود و بعد ها در امر چاپ مشغول بود.هیچ کس هم فکر این رو نمی کرد که در اثر همت و پشتکار شخصی وی ; امروزه ساخنمان های بلند همه مجهز به برقگیر برای جذب رعد و برق و دفع خطر ناشی از اون برای شهر نشین ها شوند.نقل قول:
جک پارسونز (Jack Parsons) هم هیچ سابقه ای تحصیلی در رشته ای که فعالیت میکرد نداشت ; اما از پایه گذاران مرکز راکت های فضایی (لابراتوار جت پروپالشن) و یا همان JPL بود , و سبب پیشرفت های متعددی در آن مرکز شد.
1- اگر ستاره ای دیگر بوده , نام و موقعیتش چه بوده؟ آیا سیارات مربوط به ستاره ای دوردست رو براحتی(!) رصد کرده اند؟نقل قول:
2- اگر " محدود به سیارات تا زحل بودند " , دوایر اضافی مربوط به چه اجرام غیر ستاره ای هستند؟( ستاره ها همیشه با ستیغشون نشون داده میشدند , نه با دایره):
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در سال 1983 ناسا تلسکوپ مدارگرد آیراس (IRAS) رو برای رصد اجرام در طیف نوری مادون قرمز به فضا برد.
چندی بعد , آیراس جرمی در فاصله بسیار نزدیک - حوالی مدار پلوتو - در این طیف مشخص کرد. پس از مدتی ناسا اعلام کرد این تلسکوپ از کار افتاده و از رده خارج شده است(!!!).
عکس آخر مربوط میشه به سی ام ژوئن 2008 و نرم افزار Microsoft Worldwide Telescope و ورژن Spring Beta ; که در اون نیبیرو (Nibiru) بوضوح قابل رویت هست.هر دو این تصاویر در رنج نوری مربوط به تلسکوپ آیراس شناسایی شده اند:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نیبیرو بیش از سه برابر زمین حجم داره و مدار اون بیضی بسیار کشیده ای بدور خورشید ما هست و یک دور کامل اون 3643 سال زمینی طول می کشه و بگذریم از اینکه نشانه های حیات ذیشعور در نیبیرو - و اقمار اون - بر اساس الواح و اسناد باستانی , کاملا موجود هست.
ناسا به رغم تکذیب های مکررش , هنوز هم با آیراس و ایستگاه های زمینی مشغول ردیابی این جرم است.