-
دانشگاه مُفتی
چوبیکاری مرا از پا در آورد// زفرط گشنگی رنگم بشد زرد
زبس درمانده و بیچاره بودم// متاعی را زدُکانی ربودم
مرا از بخت بد در بند کردند// به کار من بسی ترفند کردند
وبامشت و لگد تعزیرگشتم// به چندین پُرس باتوم سیرگشتم
شدم هم بند دزدانی تبهکار// ومردانی شرور و هم بزهکار
همه استاد در جرم و جنایت// ودوره دیده درقتل و شقاوت
بشد آغاز آموزش از آن شب // زسوی آن اسا تید مجرّب
فنون سرقت وآدم ربایی// ره و رسم فریب وناقلایی
شگرد دزدی ازماشین و منزل // به طوریکه نماند پای درگِل
من بیچارۀ زندان ندیده// بدل گشتم به دزدی دوره دیده
«کمال هم نشین در من اثر کرد»// نشد دیگر کسی من را هماورد
وخوشحالم از اینکه بی زرو زور// بدون دادن یک بار کنکور
شدم وارد به دانشگاه مُفتی // بدون ذرّه ای گردن کلفتی
وبعد از دورۀ تحصیل دانم// که جفت و جور باشد آب و نانم
ودرپایان سپاس بی کرانم // زاستادان خوب و خوش بیانم
توای «جاوید» در شعرت بگنجان // درودم را به مسئولین زندان
-
گاه ِفرود
بزودی نیم قرن از عمر من طی شد
فراز آمد به پایان و فرودی سخت در پیش است
سراشیبی تندی پیش رو دارم
نمی دانم نفس یاری کند تا لحظۀ آخر؟
نمی دانم که تا پایان کدامین منزل و
چندین مکان در پیش رو دارم؟
نمی دانم به سرمنزل
همان سرمنزل مقصود
آیا می رسم یا نه؟
ویا درنیمه ره می مانم از رفتن
سوال مضحکی کردم
چرا که هیچکس این را نمی داند
ولی پروردگارا تو جوابم ده
به نیم ِدیگر عمرم توانم ده
توانم ده به آسانی گذارم پشت سر
این راه جان فرسا
فرودم را تو آسان کن
به دشت با صفای مهربانی ها
به باغی پر زگلهای عطوفت
با درختانی که دارد میوۀ امید
ومرغانی که سردر گوش هم آواز عشق ومهر می خوانند
مبراین بندۀ شرمنده را
در کوره راه یاس و نومیدی
مبردر سنگلاخ کینه و در شوره زارنامرادی ها
وخارستان کبروعُقده و حسرت
خداوندا تو این تن خسته را
از راه لطفت
پاک کن ازهرپلشتی ،عاری از زشتی
ببرتا منزل ِ «جاوید»
-
جایز ۀ بزرگ
دیشب به خواب ناز شنیدم بشارتی// مأمور بانک آمده با یک حوالتی
گفتا مبارک است شما هم برنده ای// ماشین آخرین مدل و پنج دنده ای
مامور خوش خبر چو به من داد این نوید// شادان بسوی بانک دویدم به صد امید
دیدم سمند زرد قناری خوش رکاب// دادند آن سوییچ قشنگش به آب و تاب
پشتش نشسته دست به فرمان به صد غرور// کردم زکوچه و زخیابانمان عبور
هر کس که دید آن اوتول آخرین مدل// آهی کشید از سر حیرت و سوز ِدل
از شادی ونشاط بسی خنده می زدم// صد بوسه بر پلاک ورل و دنده می زدم
چون صبحدم زخواب پریدم به شور وشوق// رفتم به درب منزل خود با هزار ذوق
دیدم ژیان من که همه شب به کوچه بود// خالی است جای آن قرُاضه واز او اثر نبود
['وارونه گشت خواب حقیر از جفای دزد//«جاوید» شد به خاطر من این خطای دزد
-
نسل پدر سوخته
براساس این گفتۀ دوست طنز پردازمان آقای علیرضا کامل جهرمی که« ما نسل سوخته ایم و فرزندان ما نسل پدر سوخته» این رباعی را سروده ام:
ماتیم ودوچشم حود به در دوخته ایم // در آتش زندگی خود سوخته ایم
خود سوخته ایم وبس مصیبت اینکه// بابای پسرهای پدر سوخته ایم
-
گرماي عشق
فرهاد گر با عشق شیرین گرم گردد
صد بیستون درزیر دستش نرم گردد
از سنگ خارا می تراشد پیکرش را
تا بلکه با رُخسار او سرگرم گردد
-
طواف
به طواف کعبه رفتی ،بزدی به پرده دستی
به لباس مُحِرمی لیک، بدو دلی نبستی
نشود قبول حجّت ،نبُوَد دوای دردت
که طواف و کعبه و حج، نبُوَد خدا پرستی
-
گلستان جاوید....
ــــــــلام
عرض شود حضور رفقای عزیز. باستحضار همگی برسونم از من میشنفید این کتاب گلستان جاوید رو تهیه کنید و بخونید. دوست عزیزمون جناب جاوید با زبانی بسیار روان و سلیس اشعاراین کتاب وزین رو سرودند. و برای تمامی اقشار و افراد در هر سنی قابل فهم و درک هست
من این کتاب رو توسط خود استاد جاوید تهیه کردم و دست خط ایشون رو در جلد این کتاب زیبا به یادگار دارم
اگه به سایت آوای خیال سر بزنید متوجه زیبایی و پختگی این اشعار میشید اگه خود کتاب رو تهیه کنید که فبه المراد
قیمت پشت جلد این کتاب 19/000 ریال هست ولی اگه به روشی که میگم عمل کنید با پرداخت 15/000 ریال این کتاب توسط پست و بدون پرداخت هزینه ارسال تقدیمتون میشه یعنی کمتر از قیمت پشت جلد !
یه حساب فراگیر در بانک تجارت هست که با مکاتبه با استاد جاوید اون رو میتونید دریافت کنید یا به هر شعبه ای از بانک تجارت مراجعه کنید و اسم " محمد جاوید" رو بدید و شماره رو درخواست کنید بشمامیدن. این مبلغ رو واریز کنید و در سایت آوای خیال به استحضار جناب جاوید برسونید و شماره حواله رواعلام کنید و یک هفته بعد کتاب رو بصورت سفارش با پست بدون پرداخت هزینه ارسال دریافت کنید
توصیه میکنم حتما این کتاب رو تهیه کنید چون هم کتاب بسیار جالبی هست و به زبان امروزی نوشته شده هم اینکه یه کار فرهنگی بالاخره در این سایت پی سی ورد انجام میشه !!! و مهمتر از همه اینکه حمایتی از عزیزان شاعر و زحمت کشان در این مقوله هست و مهمترین قسمت اینکه صاحب یک کتاب شعر بسیار زیبا میشید
از آقای محمد جاوید دوست عزیز شیرازی بخاطر ارسال این کتاب برای حقیر تشکر میکنم و قطعا دست خط ایشون در پشت کتاب وامضای ایشون بهترین یادگاریه حقیر از سایت پی سی ورد خواهد بود
زنده باشید و برقرار
.
-
ممنونم زينال عزيز از اين همه لطف و محبت شما و خوشحالم كه اين كتاب تا اين حد نظر شما را جلب كرده است .از مديران سايت p30world هم متشكرم كه باعث آشنايي من با شما دوستان ادب دوست گرديده. در حال حاضر طبق آمار گوگل بيشترين بازديد از سايت من (آواي خيال) از طريق سايت p30world است
-
نسیم از چاک پیراهن نوازش می کند تن را
دوگوی چون بلور ودانه های لعل وگردن را
پریشان می کند زلفش به مانند دل ریشم
زدست بی وفایی های او خسته تر از پیشم
****
دیــشب بــه خــواب نــاز بــدیــدم جــمــال دوســت
آن کس که مدتی است دلم پایمال اوست
گرداند رویش از من و از پیش من گریخت
قهرو ادا وناز همه از خصال اوست
***
-
جفاي دوست
ظلم و جور از دشمنان هرگز نمی باشد عجيب // دشمني از دوستان را باچه من سودا كنم؟
سست پيمانند ياران در وفا و دوستي// من زدست دوستان بي خرد غوغا كنم
مار چون برتن زند،زهرش مُداوا مي شود// ليك زخم نيش ياران را به دل تدبير نيست
« ما زياران چشم ياري داشتيم» *// ورنه با دشمن كه دل درگير نيست
دشمنان در دشمني خويشتن ثابت قدم// ليك ياران در وفاداري خود ناپايدار
جاي صد افسوس دارد گر كه تو باور كني// مهرباني را ازاين گردون وچرخ كج مدار
تابه جیبت پول باشد دوستانت صادقند // چون كه گل پژمرد كي بلبل براو زاري كند
مرحبا بر آنکه « جاويد» است در صدق و صفا // آن که در ایّام سختی ها تورا یاری كند
تضمين از حافظ «حافظ»