این حرفو خیلی شنیدم از خیلی کسانقل قول:
ولی خیلی به هم جور درنمیاد احترام پدر و مادر نتیجه یه چیز دیگه
Printable View
این حرفو خیلی شنیدم از خیلی کسانقل قول:
ولی خیلی به هم جور درنمیاد احترام پدر و مادر نتیجه یه چیز دیگه
هرگز به گذشته و آینده فکر نکنید.
اگه اهل هنری و فکر میکنی توی زمینه ی هنری میتونی توی سطح جهان مطرح بشی باید انقلابی باشی یعنی باید برای هدفت خیلی بجنگی و ریسک کنی
یک تجربه ی بسیار مهم امروز کسب کردم گفتم بی بهره نمونید ! :دی
کسی که هر روز فکر کنه دیروز از امروز احمق تر بوده از احمق هم احمق تره !
اگه ميخواي موفق باشي حتما سه تا برنامه ريزي كن :
كوتاه مدت
ميان مدت
بلند مدت
نه بابا کدوم میلیون میلیون کدوم پول ؟نقل قول:
الآن فکر میکنی اینطوریه.10سال دیگه که دکتر شدی میلیون میلیون پول اومد تو جیبت(البته الآنش هم میلیون میلیون میاد [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ) می فهمی که دوسال ضجر(زجر،ذجر،ظجر [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ) کشیدن میارزه به این که ماه به ماه چشمت به دولت باشه تا چندرغاز بده بهت.
پول در آوردن به روش نون خشکه فروشی چند تا ویژگی میخواد که من و تو نداریم.
1-عرضه می می خواد.
2-شانس می خواد
3-معمولا-20 سال خر حمالی میخواد.(درس خوندن واسه پزشکی فوقش 7-8 ساله اون هم نه به صورت مداوم.)
4-باید بتونی گلیمت رو از آب بکشی بیرون
و....
پس دیگه از این تجربیاتت به ملت قالب نکن [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] .برو بشین حسابان بخون [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدم کی گفته 2 ساله ؟ همون 10-12 سال خیلی نزدیک تره !
زجر ! :دی
حالا تو خیلی با نون خشکه مشکل داری دزد هم میشه شد :دی
4- گلیم ما رو لولو برد ! :دی
+
حسابان چیه بابا ! باور کن پدرم درومد امسال ! این گویری هر کار کردم فقط 15 ساعت در هفته حسابان نوشته :37:
تمام تجربه هایی که بچه ها تو تاپیک مینویسن در شرایطی خاص جواب میده ! پس به هیچ کدوم ار اونها اعتماد کامل نکن.
باید همه چیز رو با شرایطش تطابق بدی تا موفق بشی. من خودم از عاشقی متنفر بودم و 100% با عقل خودم تحلیل کرده بودم که به این سمت نمیرم اما الان برعکس شده و واقعاً دیگه نمیشه تحلیل کرد اتفاقات رو.
به یک نتیجه رسیدم که هیچ چیز واسه موفق شدن توی زندگی به اندازه ی تجربه مهم نیست.البته تجربه ای که خودت بدست بیاری نه اینکه کسی بهت بگه.
نه شرمنده با اين يكي كامل موافق نيستمنقل قول:
تمام تجربه هایی که بچه ها تو تاپیک مینویسن در شرایطی خاص جواب میده ! پس به هیچ کدوم ار اونها اعتماد کامل نکن
يه وقتا آره اما هميشه نه..... بزرگوار
مثلا همينايي كه مطرح شده
مثل اگه ميخواي موفق باشي حتما سه تا برنامه ريزي كن :
كوتاه مدت
ميان مدت
بلند مدت
مسلما براي هميشه جواب ميده
هر وقت میخواید یه چیزی بخرید هیچ وقت از آشنا و فامیل نخرید چون معمولا بعدش پشیمان میشید و میگید ای کاش از غریبه خرید می کردم!
وقتي ميبيني چيزي وقتشه الكي دست دست نكن كه بپره
يوهو ديدي ديگه موقعيت پيش نيومدا.....
اگه قرار بود با این عمر محدود، همه چیز رو خودمون تجربه کنیم، به هیچ جایی نمی رسیدیم و عمرمون تباه میشد ...نقل قول:
به یک نتیجه رسیدم که هیچ چیز واسه موفق شدن توی زندگی به اندازه ی تجربه مهم نیست.البته تجربه ای که خودت بدست بیاری نه اینکه کسی بهت بگه
یه مثال می زنم ... فکر کنید یه نفر می خواست هواپیما رو اختراع کنه! تا آخر عمرش کلی تحقیق و آزمایش می کرد، بعد وسط کار می افتاد می مرد! کل عمرش رو این تجربه از دست رفت!
حالا اگه نفر بعدی که به این فکر می افته، نخواد از تجربیات نفر قبلی استفاده کنه، باز مجبوره عمرش رو بذاره تا تجربه رو خودش به دست بیاره !!
آخرش که چی؟!
استفاده از تجربه ی دیگران، تا وقتی که از دایره ی منطق خارج نشه، کاملاً لازمه ... اینکه هر کس ساز خودش رو بزنه و بخواد همه چیز رو شخصاً تجربه کنه، به عمر نوح و صبر ایوب و رویین تنی اسفندیار نیاز داره !!
نقل قول:
من گفتم تجربه ! این مثالی که بالا نوشتید تجربه هستش ؟ برنامه ریزی یک اصل ثابت شده هست برای موفقیت.
بنده ارزش کسب تجربه از دیگران رو کم نکردم من گفتم اگر شما یک تجربه ای رو خودت بدست بیاری خیلی خیلی ارزشش بیشتر از اینه که بخوای همون تجربه رو از زبون کسه دیگه بشنوی ! بعضی از موضوعات رو میشه آدم خودش تجربه کنه اما بعضی ها رو نه.نقل قول:
امروز یه تجربه کسب کردم اونم این بود که اصلا به این تایپیک اهمیت ندم ! ;)
به تجربت عمل کن ...نقل قول:
اگر درست عمل کردی نتیجشو می بنی... اگر اشتباه عمل کردی باز هم نتیجش رو خودت می بینی ...
اما اگر در زندگیتان اشتباهی کردید آن را به گردن هیچ چیز نیندازید ... خود شما زندگی خود را ساخته اید و باید بسازید .
ساعت 11:45 دقيقه شي عيد قربان سال 87 بود و توي آژانس دوستم نشسته بوديم و داشتيم گوشت ها رو بسته بندي ميكرديم براي فردا . يه هم در باز شد يه مردي كه با تاكسي اومده بود وارد شد در حالي كه لباس خونگي پوشده بود و گريه كنان گفت كه بچه 2 سالش فتق داره و همه چيزش رو فروخته تا خرج عملش رو بده الان دكترش زنگ زده گفته كه بچه چسبندگي روده هم داره و بايد 300 تومن ديگه بياري بدي وگرنه پسرت ميميره :18:
اون موقع 18 سالم بود زياد تجربه نداشتم بدون اينكه كوچكترين فكري كنم كه اون از كج ميدونست ما تو آژانس هستيم و پول همراهمون هست كه بهش بديم ، وقتيم كه داشت ميرفت ديدم كه پلاكش نمره اردبيل نيست اصلا اون تاكسيه ولي وقتي پول رو بهش ميدادم اون بچه معصوم تو ذهنم اومد كه بخاطر 300 تومن قراره ميره !
تصميم گرفتم پول رو بدم و گفت فردا بيا بيامرستان فاطمي اردبيل پسرم اونجا بستريه منم كارمندم هرطور شده پولتو پس ميدم .
منم فرداش با بابام رفتيم عيادت اون پسره . البته پسر بچه اي كه وجود نداشت بابام وقتي فهميد گفت اشكالي نداره . من ناراحت بودم خيلي . داشتم گريه ميكردم تقريبا تا چند روز اعصابم داغون بود البته نه به خاطر پول ! از اين ناراحت بودم كه از احساساتم سوء استفاده شده .
خلاصه عيد امسال رفته بودم آستارا ماشين دوستم رو بزارم تو ويلا و برگردم . برگشتني مجبور بودم با سواري برگردم كه ماشين هاي سواري تو ورودي شهر ( سه راه ويرموني ) نگه ميدارن و من رفتم سوار بشم براي اردبيل كه يهو چشمم افتاد به اون مرده ! فكر كردم از راننده هاي اونجاست ولي ديدم كه نه داره با چندنفر شوخي خركي ميكنه و وايستادم نگاش كنم كه ببينم اگه رفيقاش خيلي زياد نيستن برم حسابش رو برسم . بلافاصله چندتا فحش به رفيقاش داد و رفت سور ماشينش ( زانتيا :18: ) شد و رفت ! سريع يه سواري داخل شهر دربست كردم و گفتم برم تا فرمانداري ( نميتونستم بگم اون يارو رو تعقيب كن ) از شانس خوب من اونم داشت مسير رو درست ميرفت مركز شهر تا اينكه پيچيد طرف بازار . منم فرمانداري پياده شدم و تا بازار رو پياده رفتم كه پيداش كنم :21: ( راه درازي نبود و يه زانتيا سفيد رو راحت ميشد پيدا كرد ) ماشينه رو پيدا كردم ديدم جلوي پاساژ پارچه فروشي پارك شده از مغازه داره پرسيدم اين رفيقم كه ماشينشو اينا پارك كرده كدوم مغازه رفت ؟ اونم گفت كه نيومده اينجا رفته قهوه خونه . قهوه خونه اونور خيابون بود منم رفتم از لوش رد بشم ديدم بله !!!! شازده داره قليون ميزنه :21:
عينك دوديمو زدم و گوشيمو گرفتم دستم كه مثلا دارم با كسي صحبت ميكنم و سرمو انداختم پايين رفتم داخل و نشستم چندتا صندلي پشت اينا . اسمش اكبر بود . داشت به صاحب كافه ميگفت كه هر كشوري رفته همه ايدز داشتن و خدا بركت بده به ايران :39:
قليون دوسب خواستم منم . آوردنش و ميخواستم آتيشش كنم و يخورده به حرفاش گوش بدم كه يادم افتاد چه سوء استفاده اي كرده اين كثافت از من ! گفتم به جهنم . 300 تومنمو خورده يكي دو ميليون هم ديه ميدم ولي بايد حالشو حسابي جا بيارم
قليونو برداشتم رفتم پيشش نشستم گفتم بچت چطوره ؟ فكر كرد دارم شوخي ميكنم ولي منو شناخت و فهميد كه شناختمش ! برداشت منو ماچ كرد هر دو طرف صورتمو :2: به قهوه چيه گفت يه قرآن بيار دستمو بزارم روش قسم بخورم كه اين پسر چه مرديه ! جون بچه منو نجات داده . منم كه ميدونستم اين از اون دزداي هفت خطه و نه زن و بچه دار بودن بهش ميخوره و نه آدم بودن برداشتم شيشه قليون رو بردم تو پياده رو محكم پرتش كردم رو شيشه ماشينش البته شيشش نشكست :13:
گفت چته مومن ؟ چيكار كردي ؟ همه جمعيت هم داشتن منو نگاه ميكردن يه عده هم ريختن تو قهوه خونه . خواست بياد يقمو بگيره كه از پشت موهاش گرفتمش و محكم سرشو اوردم پايين و با زانوم كوبيدم تو دماغش . خواستم كه بكشمش بيرون بندازمش تو جوب ولي گرفتنم مردم . با يكي ديگه هم كه امده بود داخل بهم فحش داده بود دعوا كردم و اونم يه كتك حسابي خورد شاگرد قهوه چيه هم زنگ تفريح بود اون وسط بهم فحش داد و يه ميني آبچاگي زدم بهش انصافن خيلي بهش چسبيد :21:
خلاصه اون بي غيرتاي عوضي هم ريختن سرم ازشون كتك خوردم . عينك اورجينالم رفت پي كارش و شلوار جين خوشگلم كه از نمايندگي هوگو تو دبي خريده بودم پاره شد ولي خداييش همشون رو زدم و هميشه هم به اين دعوام افتخار ميكنم تو زندگيم :40:
زنگ زده بودن 110 و اومدن منو بازداشت كردن با چند نفر . وقتي داشتن ميبردنم تو ماشين يه پيرزنه بود كه تو راه فكر كردم داره منو ميتكونه ولي فهميدم كه داره منو كتك ميزنه مثلا :27: بهش گفتم چيه نه نه جان ؟ نفرينم كرد گفت شيرمو حلالت نميكنم ايشالا كه فردا زنگ بزنن بگن بيا پول طنابو بده جنازه بچتو بگير :18: پليسه بهم گفت مادرته ؟ گفتم مادرم كه هست ولي نميشناسمش :31: به پيرزنه فهموندن كه اون يكي پسر توئه اين يكي ديگست :39:
شاگرد قهوه چي كه رو ديدم كه نميدونم از دماغش بود يا از دهنش ولي بدجوري داشت خون ميومد ازش :27:
خلاصه شوهر عمم كه اون موقع فرماندار آستارا بود اومد و سفارشمو كرد و فرداش آزادم كردن ظاهرا طرف رو هم راضي كرده بود كه از شكايتش بگذره به يكي از شاكيام + شاگرد قهوه چي ديه دادم بعدا . بابام هم هنوز از اين ماجرا بويي نبرده :20:
نتيجه اخلاقي : همينجوري براي هركسي دلتون نسوزه و منطقي باشين تا از احساسات انسان دوستانتون سوء استفاده نكنن .
بابا ایول....:18::18:نقل قول:
داستان کوتاهی بود واسه خودش :31:
منم نوجوون بودم همینجوری بودم... سرم کلا رفت بدجور...
بعدها یه سری ساعت ۳ بعد از نصف شب رفته بودم دکتر.. دم در دکتر یه مرد جوون با یک زن و یک بچه دم در درمانگاه وایساده بودن... اومدن جلو گفتن که ما غریبه ایم و ۱۰ تومن بده ما بریم شهر خومون...:31:
منم که گوشی دستم بود.. یه خورده ابراز همدردی کردم و گذاشتم رفتم.. پشتم هم نگاه نکردم:27:
کلا به آدمی که اینطوری میگه پول بدید ما بدبختیم فلانیم... به هیچ وجه اعتماد نکنید.. یا طرف معتاده یا دزد و لاغیر..
اقا داستانت خیلی باحال و اکشن بود:31:
یه تجربه که البته مال خودم نیست مال یکی از نزدیکانه:هیچوقت قبل از اینکه که کسی از شما کاری رو نخواسته انجامش ندین چون هم ارزش کارتون پایین میاد هم اگه زیاد از این کارا بکنین طرف فک میکنه وظیفتون رو دارید انجام میدید:13:
پیشرفتت رو در دید دیگران کوچیک بشمار . تا چاهی پیش پات نباشه
به شانس اعتقاد نداشته باش (از یه در می گیره از 100 تا میده)
تجربه من
منو چند تا تجربه
1 هیچ وقت زود در مورد چیزی یا کسی قضاوت نکنید
2 ارزش کاری رو که برای کسی انجام میدید رو بدونید یا به عبارتی ارزش کارتون رو پایین نیارید حتی واسه اقوام و نزدیکان
3 مواظب باشید حتی به نزدیک ترین دوستتون همه اسرارتون رو نگید (زیاد سفارش شده ولی اغلب گوش نمیدن)
فعلا همین
همیشه وقتی به طرف عقب میری پشت سرت بپا یه دفع دید رقت توی زیر زمین دست شکست :19:
دوستان می خواهید کاری کنید که اگه انشا... یک موقع ازدواج کردید و رفتین رابطه مادرتان با همسر شما بسیار خوب و عالی باشه پس فقط خوب گوش کنید کافیه به مادرتان بگین که خانوم من گفته خیلی شما دوست داره و دلش برای شما یک ذره شده و از آن طرف هم همین حرف ها را به همسرتان بزنید این باعث میشه طرفین یک ذهنیت مثبتی نسبت بهم پیدا کنندوهمین دو کلام حرف یک علاقه نا خودآگاه در هر دو بوجود میاره که خیلی در اینده تاثیر گذار خواهد بود الان عموی من سالهل پیش این ترفند بکار برده و چه قدر هم که راضیه
توصیه م کنم این تجربه گرانبها را یک گوشه ذخیره داشته باشین
انجام دادن کاری بسیار کوچک بسیار بهتر از بیکاری و انجام دادن کارهای بیهوده است!
=======================
پنیر مجانی تنها در تله موش پیدا می شود
=======================
جز خدا هیچ کس دلش برای شما نمی سوزد!
=======================
بلادرنگ ! تصمیم نگیرید ،حرف نزنید
خیلی مهمه (جدی میگم)
تا اتفاق نیفته واستون باور نمیکنین:
هرگززززز موهاتونو اتو نکشید مگر خواستید عروسی یا مهمونیه خاصی برید.......دلیلشم واضحه ....
وظیفه دونستم اینجا اینو بگم...
در انتخاب همسر بهترین وجود نداره..دنبال متناسب ترین فرد واسه خودت باش نه کسی که همه دنبالشن.فقط کسی که با خلق و خوی تو سازگاره می تونه بهت آرامش بده نه کسی که به چشم همه بهترینه.
------------------------------------------------------------------------------------------
محبت ارزشمندترین و گرون قیمت ترین چیزیه که آدم می تونه به کسی بده.آدما حاضرن برای اینکه مورد محبت قرار بگیرن از خیلی چیزاشون بگذرن.
بنابراین حواست باشه این کالای گران بها رو فقط به آدمی که شایستشه ببخشی.
-----------------------------------------------------------------------------------------
هیچ اتفاقی رو بد یا خوب ندون.واقعا این چیزیه که بارها بهش رسیدم.اون چیزی که به ظاهر خوبه می تونه خیلی بد باشه و اون چیزی که به ظاهر خیلی بده می تونه کاملا خوب باشه.این اصلا اغراق آمیز نیست و خیلی زیاد اتفاق می افته.
دلیل لطفا؟ :20:نقل قول:
سیگار نه !!! الکل نه !!! حتی برا امتحان ، امتحان کردم اما افسوس ... :41:
لاغر کردن بدون برنامه غذایی و زیر نظر پزشک = مشکل عصبی *
-----------------------------------------------------------------------------------------
خیلی از قرصهای اعصاب با هم تداخل اثر دارند مخصوصا مهار کننده های MOA که نباید با قرصهای آرامبخش و مسکن و دیگر ضد
افسردگی های سه حلقه ای و ssri همزمان استفاده شوند با هر قرصی حداقل 2 هفته فاصله داشته باشند وگرنه منجر به
آسیبهای شدید عصبی یا حتی اغما و مرگ می شود*
--------------------------------------------------------
:10:
تجربه پزشکی: قرص سفالکسین برای افراد دارای سابقه آلرژی بسیار بسیار خطرناکه!!!
نقل قول:
ینی واضح نیست؟؟
هیچی.بیچاره میشی....یه سال اتو بکش بددش ال جدیددت رو با سال قبلت مقایسه کن.ببین چه بلایی سر موهات اومده و خواهد اومد....
هیچ وقت اوقات فراغته یک هفته ای تون رو برا بازی در [HTML]http://www.Travian.ir[/HTML]صرف نکنید چون مطمئن باشی به ماه ها می کشه :18:
************************************************** **************************************
تو هر سنی هستی پیگیره کارت فعالیت شو !! نشی یه تابستونو یاید... :41:
نقل قول:به ماه که هیچی به چندین سال هم میشکه ...:27:نقل قول:
برای تنظیم کارای روزانه ات سررسید داشته باش و کارایی
که می خوای انجام بدی رو توش منظم دسته بندی کن و توی روز مربوط به خودش بنویس
باور نمی کنی اما نظم معجزه آوری داره....
نقل قول:خوبه که این تجربیات رو میگید اما جایی لینکی چیزی دارید که قشنگ توضیح داده باشه ؟؟ چه اتفاقی برای مو ها میوفته ؟نقل قول:
از دست نبوغ و استعداد هیچی بر نمی یاد،فقط باید پشتکار و تلاش کنی تا موفق بشی!
اتفاقا توی هنر مهم ترین زمینه همون استعداد و نبوغ هستنقل قول:
در واقع هر چقدر نبوغ باشه پشتکار هم به همون نسبت باید باشه
- واقعا گاهي اوقات لطف زيادي تبديل به حق مسلم ميشه
- يك جمله ي معروف ميگه كه : Keep your friends close , Keep you enemies closer
- بزرگترين آنش سوزيهاي جهان رو ميشه با يه ليوان آب خاموش كرد ، به شرط اينكه به موقع باشه .
- سعي نكنيد همش شما بريد پيش اين و اون ، كاري كنيد كه همش بقيه بيان پيش شما .
- بسيار كم حرف بزنيد ، اين باعث ميشه كه هر جمله ي شما براي بقيه ارزشمند باشه . كالايي كه توي بازار زياد شد ، به سرعت قيمتش اومد پايين .
:چشمك
کمتر نغ بزن ( مملکت اینجوریه ، حق ما رو خوردن و ....) بهتره بگم اصلا نغ نزن
better to light one small candle than to curse the darkness
ترجمه: ( بهتر است شمع کوچکی را روشن کنی تا اینکه تاریکی را نفرین کنی )
اگه زياد اهل بيرون رفتن نيستي هيچ وقت دانشگاه شهرستان توي انتخابات نباشه.
والا تو گوگل در مورد اتو کردن و اتو و شیوه های صحیش یه سرچ بزنی قطعا همچین چیزایی رو پیدا میکنی ولی هیچی مثل سابقه ی خود آدم نمیشه.از یه چند نفر که تا حالا چند ساله دارن اتو میکشن قضیه رو بپرسی عمق فاجعه رو میفهمی :21:نقل قول:
البته باز به قول دوستمون به شیوه ی اتو و .... خیلی ربط داره.ولی باز هم این اتو ضرر هاشو به مو میرسونه.
مثل خودد من ...
دیالوگ Keep your friends close , Keep you enemies closer رو یادم میاد تو فیلم the godfather2 شنیدم!!!نقل قول:
خیلی جمله جالب و پرمحتوایی هست!
---------- Post added at 05:16 PM ---------- Previous post was at 05:13 PM ----------
در عرصه هنر ما نوابغی داریم که به خاطر تنبلیشون هیچ وقت مطرح نشدند و نتونستند یه effect موثر رو بذارن،ولی افرادی بودند که بدون نبوغ فطری توانستند ژرفترین تاثیرات رو بذارن،چون دارای پشتکار و تلاش فوق العاده ای بودند،نقل قول: