به نظرم جالب نبود (اولین قسمتش )
اصلا نمی دونم چرا امسال اینطور شده ؟ بازم به پارسال!!
کاش همون مسافران رو پخش می کردن
Printable View
به نظرم جالب نبود (اولین قسمتش )
اصلا نمی دونم چرا امسال اینطور شده ؟ بازم به پارسال!!
کاش همون مسافران رو پخش می کردن
عجب ذهن زیبایی داره این نویسنده!! نارنجک دستی های چهارشنبه سوری از بمب صدام قویتره!! من نمیدونم با این بمبی که صدام انداخت، چطور شیشه های گلخونه شکست، ولی سیستم برق اتاق زیر زمینی عتیقه ها مختل نکرد!؟
جالبتر از اون اینه که محسنی که با عصبانیت جواب همایون رو راجع به دزدی میده، به جای اینکه بره بابای انوش و دراره سه سوت تصمیم به دزدی میگیره و تغییر عقیده میده! بعد از اون یهو به خاطر گردنبند مادرش، تصمیم میگیره بین اون همه عتیقه، عتیقه پنج خورشید و نگه داره... ضمنا خانواده محسن هم (خصوصا مادرش) کمپانی غیرتن!!
این قسمتش از قسمت قبل هم تخیلی تر بود... به نظر من تنها نکته مثبت این قسمت ترکیب بازی حمید گودرزی و شهرام قائدی بود (واقعا هم عجیب است!) که به دل نشست و خدا کنه حداقل این یه نکته مثبتش و حفظ کنه!!
قسمت دومش هم تعریفی نداشت..........کلی هم ایراد میشد بگیری......مخصوصا قسمتی که بمب خورد.اون پایین پر از قفسه بود....یه دونش هم جابه جا نشد........بتن رو سوراخ کرد...بعد نشون میده 4تا میلگرد رو خم کردن..یه کپه خاک هم اون پایین ریختن.......اینا همش ضعف هست...
:37:
اینم شد باز از اون سریالا که آخرش به خاطر اینکه بد آموزی نداشته باشه یا این دو تا میمیرن یا اینکه میرن زندان
که در این دو مورد یه قرون نمی ارزه
من نوخوام:37:
یه نکته که البته اونقدر هم مهم نیست: دقت کردید که مریم کاویانی با نام کوچک خودش بازی کرده... تو شکرانه هم فک کنم همینجور بود!!
عجب خنده ای بود صحنه ای که موشک زدن ..... :دی
داش الون مهندس عمران هستن من هم در آینده خواهم شد انشا الله !!نقل قول:
قسمت دومش هم تعریفی نداشت..........کلی هم ایراد میشد بگیری......مخصوصا قسمتی که بمب خورد.اون پایین پر از قفسه بود....یه دونش هم جابه جا نشد........بتن رو سوراخ کرد...بعد نشون میده 4تا میلگرد رو خم کردن..یه کپه خاک هم اون پایین ریختن.......اینا همش ضعف هست.
خب دقت کرده باشین میله گردها به طور کاملا غیر اصولی کج شده بودن و همچنین بمب های صدام اونقدر قدرت داشتن وقای اون دو تا مشنگ در موجش قرار بگیرن نتونن از جاشون پا بشن و در ضمن اون بمب حداقل باید یکم به چمن های اطراف گودال صدمه میزد ولی فکر کنم از قبل از پرتاب بمب هم سبز تر شدند : دی راستی نباید زمین اطراف اون گودال یکم کج بشه ؟!!؟
نارنجکِ 100 گرمی تا فاصله 50 متری موج داره این موشکش که کنار گوششون خورد فقط شیشه هارو شکوند عجب !!!نقل قول:
خوب تا الان نسبت به اون جفنگی که عطاران ساخته بود پارسال بهتره
حالا بمب هم عمل نکرده بود ، اگه میخواست عمل کنه سریال تموم شده بود.مثلا ابتکار کارگردان بود.
فعلا هم از این تریپ های مذهبی که نور الهی بتابه الیاس ظاهر بشه اینا نداره خوبه.میشه کمی تحمل کرد.
بد نبود این قمستش
!
باز هم يه سوژه ی تكراری ... خانواده فقير هستند و دختر خانواده ميخواد اين وسط فداكاری كنه و با يه آدم پولدار ازدواج كنه
پسره هم قاطی ميكنه ميره دزدی ... اما خداروشكر اون عتيقه ( 5 خورشيد ) فكر كنم تا يه حد اين داستان كليشه ای رو تغيير بده
فک نکنم چیز جالبی بشه، سر کاریم.طنز هم که نیست!
دق کردیم!
گل گفتی...:33:نقل قول:
راستی زمان جنگ این همه انار بوده:31:!!شایدم بوده!!:13:
جالبه بمب میزنه درست توی همون خونه سوژه ! درست سقف انباری پر عتیقه ! حالا همه اینا به کنار ، این عتیقه ها چنان چیده شده و مرتب بودن که انگار نه انگار یه بمب خورده وسطشون ! طرف راست میگفت واقعاً معجزه خداوند بوده .
راستی من تو یه چیزی شک دارم؛ اون زمان "باحال" و "حال میده" جزء اصطلاحات رایج بودن که این همایونه هی میگه؟
اين كه چيزي نيست !!! وقتي انوش داشت رانندگي ميكرد بيرونو يه نگاه مينداختي سي تا بيلبرد تبليغاتي لوازم خونگي و ... ميديدي !!!نقل قول:
اصطلاحاتش رو ولش کن......همایون خط ریشش مثل الان هست... آورده پایین پاییننقل قول:
راستی من تو یه چیزی شک دارم؛ اون زمان "باحال" و "حال میده" جزء اصطلاحات رایج بودن که این همایونه هی میگه؟
امروز هم هنوز سال 64 هستش؟؟؟
به نظرم خوبه برای بازسازی دهه های 50،40 و 60 ایران هم یه شهرک سینمایی بسازن، چون در طول سال به مناسبتهای مختلف سریالهای زیادی با حال و هوای اون دورانها میسازن که همیشه تو باورپذیر از آب درآوردن اون محیطا مشکل دارن. با توجه به اینکه محیط زندگی ما هم هر دهه که میگذره زمین تا آسمون با دهه قبلش فرق فوکوله.
این تا اینجای کار؛ بعدش می مونه سر و وضع آدمای داستان و وسایلشون و طرز حرف زدنشون که توی همین موارد هم بیشتر از اون مورد اول مشکل دارن که فکر کنم این، عدم آشنایی نویسنده ها و کارگردانها با حال و هوای زمانی اثریه که میسازن؛ خب اگه نمیتونن مجبورن برن به گذشته؟
تازه یکی از دوستان میگفت چرا داستاناشون در آینده نمیگذره!:27:
بابا بچه ها باز توقعتون رفت بالا از صدا سیما ها وقتی صاحب صدا سیما رستگاران رو شاهکار و تحول عظیم در سریال سازی میدونه
دیگه اینم سریال طنزشونه دیگه..
موافقم... اینا توی سناریو و دیالوگ های فیلم های در زمان حالشون مشکل دارن. نمونه واضح اون سریال رستگاران بود که با اینکه ساخته و پرداخته یه کارگزدان برجسته به نام سیروس مقدم بود، ولی در امر گفتگوی های شخصیت های داستان فیلم (به خصوص در اوایل سریال) افراط زیادی مبنی بر به کار بردن دیالوگ هایی آرمانی بود که هیچ کس در زندگی روزمره اش از اونا استفاده نمیکنه!:31:نقل قول:
در سریال بشارت منجی هم بعضی دیالوگ ها از زبان شخصیت های منفی داستان شنیده میشه که آدمو یاد ادبیات کوچه و بازاری الان خودمون میندازه!:27:
آره من گفتم. همین دیگه منظورم این بود که کلهم عرضه ی ساختن هیچ فیلمی نداریم....
من که امروز توفیق حاصل نکردم قسمت دومشو بیبینم :31:
تکرارشم که نمی ارزه بیبینیم به هر حال تکرار ، تکراه دیگه :31:
بچه ها امسال سریالهای رمضان توشون طنز نیست ؟ (آخه من هیچ کدوم رو فعلا ندیدم)
آقا دست کم گرفتیا.نقل قول:
زمان نخست وزیری رفیقمون بوده دیگه. :27:
همه چی فراوون.
همه چی ارزون. :31:
اما جدای از شوخی اصلا این حس که سریال داره 24 سال پیش اتفاق میفته به آدم منتقل نمیشه. :13:
تا اینجا که نبوده
پنجمین خورشید ته مایه های طنز توش هست اما نه مثل هر سال.
تا الآن که [با ندیدنشون] چیزی رو از دست ندادی! حالا کو تا این سریالا بخوان مخاطب جذب کنن.نقل قول:
بيخيال شين بابا سريالاي تخيلي همينن ديگه!! اين سريال هم مثل بقيه سريالها پر از ايراد و سوتي دادنه...
یکی به من ژانر این فیلم رو بگه چون من هنوز نفهمیدم !!!!
تازه كلی تارشون كرده بودن كه معلوم نشن !!نقل قول:
تلویزیون ایران بجای اینکه هر سال پیشرفت داشته باشه پسرفت داره
ژانر جنايينقل قول:
تازه کارگردان فیلم میگفت ما اصلا این فیلمو برای ماه رمضان نساختیم یعنی هیچ مناسبتی نداره
اصلا سریال خوبی نیست کاش همان مسافران را می گذاشت
زود قضاوت نکنید.نقل قول:
به نظرم با اتفاقاتی که در قسمت های اینده میفته جذاب میشه.
او یک فرشته بود هم یادمه اوایلش میگفتیم این چه سریال بیخودیه ولی بعدا که قضیه معلوم شد جذاب شد.
کارگردان اون هم علیرضا افخمی بود.
خدا رو شکر من که نگا نمی کنمنقل قول:
ود قضاوت نکنید.
به نظرم با اتفاقاتی که در قسمت های اینده میفته جذاب میشه.
او یک فرشته بود هم یادمه اوایلش میگفتیم این چه سریال بیخودیه ولی بعدا که قضیه معلوم شد جذاب شد.
کارگردان اون هم علیرضا افخمی بود.
اون فیلم هم اصلا جالب نبود و در ضمن دزدی بود، جالب اینجا بود که خود تلوزیون ایران فیلم که ازش دزدی شده بود رو نشون داد بعدا
که یه سینمایی بود (90 تا 120) هم کاملتر بود و جامع تر و هم زیباتر
البته فکر فیلم های دیگری هم با این مضمون وبا این داستان ساخته شده بود
الان هم یه 10 دقیقه ای رو به اجبار دیدم چون داشتم غذا می خوردم
اون تیکش که شهرام قائدی داشت شکنجه کردن رو مسخره می کرد
و بعدشم اون دو تا شیشه شیر که ته نوستالژیک بود واقعا بهم حال یاد دوران پچگی افتادم
یادش اون شیشه شیر ها بخیر
ولی شعر(فکر کنم افتخاریه) اخرش هم باهاله الان که تو اتاقم دارم مشنوومش
این قسمتش زیاد بد نبود... بالاخره داستان یه نمونه تکون خورد... نکته جالب آخرش بود... احتمالا خونشون در آینده قراره بره تو طرح که محسن وسط بزرگراه چشم باز کرده!!!
ایول , تعبیرت خیلی دقیق بود!نقل قول:
این قسمتش زیاد بد نبود... بالاخره داستان یه نمونه تکون خورد... نکته جالب آخرش بود... احتمالا خونشون در آینده قراره بره تو طرح که محسن وسط بزرگراه چشم باز کرده!!!
آخرای این قسمتش
همون جایی که گردنبند رو داخل میذاشت
بعدش رفت به آینده
صداش براتون آشنا نیومد؟
از سریال لاست فصل 5 فلش های زمانی کپی کرده بودن !
فعلا با اون گردنبنده به 24 بعد ( زمان حال ) اومده...نقل قول:
من نمیدونم چرا هیچوقت کارگردانامون و فیلم هامون به آینده نمیره! همش باید تو گذشته ها سیر کنیم. نمیشد بره سال 1400 مثلا؟
ایشاالله چند قسمت آینده با ذهن پویای نویسنده به سال 1400 هم میریم...
یه نکته ای که تو این سریال به شدت رو نوار اعصاب آدم بد سِکتور میندازه اینه که موسیقی متنِ بسیار زیبای گیتار الکتریک قشنگشونو به زور با چاشنی صدای زیاد میخوان بکنین تو مخ آدم که,بله موسیقی متن هم ساختیم براش !!!