این یکی رو من خیلی وقت پیش خوندم............خیلی باحال بیدنقل قول:
نوشته شده توسط magmagf
عشقی که خرمگس به دوستش داشت و عشق دخترکولی به خرمگس .........
ویکی از قشنگترین فصلای کتاب موقع اعدامشه........
از ليليان وينيچ کتابای دیگه شو کسی سراغ نداره؟
Printable View
این یکی رو من خیلی وقت پیش خوندم............خیلی باحال بیدنقل قول:
نوشته شده توسط magmagf
عشقی که خرمگس به دوستش داشت و عشق دخترکولی به خرمگس .........
ویکی از قشنگترین فصلای کتاب موقع اعدامشه........
از ليليان وينيچ کتابای دیگه شو کسی سراغ نداره؟
موافقم بخش اعدام ارتور خيلي قشنگنقل قول:
نوشته شده توسط saviss
اينم يك تكه از قسمت اعدام ارتور :
هنگاميكه دكتر ديوانه بار براي كمك فرياد مي كشيد كشيش به سمت او خم شد و صليبي بر لبان مرد محتضر گذاشت و گفت : به نام پدر و پسر .... خرمگس خود را از روي زانو دكتر بلند كرد و با چشماني گشاد شده مستقيم به صليب نگريست . سپس ارام و ملايم در ميان سكوت و خاموشي دست خود را بالا اورد و صليب را كنار زد . پس از ان لكه سرخي بر چهره مسيح روي صليب ديده شد . خرمگس در اخرين دم گفت : پدر... ايا خداي تو.... كاملا... ارضا شده است ؟ سرش به روي بازو دكتر به عقب افتاد .
اناكارنينا
موضوع كتاب در مورد يك زن روسي بسيار زيباست كه همسر و فرزند دارد . در طي ماجراهايي اين زن با يك پسر جوان اشنا مي شود . و روند داستان در مورد نشان دادن اين موضوع است كه چگونه به خاطر اين عشق انا شوهر و پسر خود را ترك مي كند و نهايت زندگي اسفناك او را به نمايش مي كشد .
داستان قشنگيه اما خوب به نظر من خوندن داستان روسها سليق خاص مي خواد اعصاب ادم از حالت نوشتن و اسامي عجيبشون خرد مي شه . براي خود من كه خوندن داستانهاي روسي خيلي عذاب اور
انجمن شاعران ایران
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
انها كه دوست دارند
نويسنده : ايرونيگ استون
مترجم : فريدون گيلاني
كتاب قشنگيه- در مورد زندگي جان ادامز يكي از رئيس جمهورهاي امريكاست كه از زبان همسرش ابي گيل نقل شده- خيلي زيبا نوشته شده و در عين حال اطلاعات زيادي در مورد اون برهه به شما منتقل مي كنه- خيلي جالبه كه بعضي از قضايا را كه هزار بار تو تاريخ خونديم از زبان افرادي كه سازنده اون حوادث بودن و اونم نا با واژه هاي سخت بخونيم . به هر حال كتاب اطلاعات جالبي در مورد تاريخ امريكا در قسمتي از زمان با نثري زيبا دارد .
يك چيزي كه تو اين كتاب خيلي خوشم اومد اخر كتاب بود كه به نظر من محشر بود
يعني در ابتداي كتاب نقل شده كه ابي گيل روي تخت خوابش در حال نامه نوشتن بود كه خواهرش او را صدا مي زند كه ريچارد امده ( نامزد خواهرش ) و يكي را هم با خود اورده. ابي گيل پايين مي رود و جان ادامز را مي بيند
اخر كتاب اين ماجرا دوباره نقل مي شود و در اخر نوشته
" واين گونه بود كه زندگي ابيگيل اغاز شد "
زنبق دره
نويسنده : انوره دوبالزاك
مترجم : امير اسماعيلي
داستان به جز چند صفحه اخر در حقيقت نامه بلند بالايي است كه فيليكس به خانم ناتلي مي نويسد و بنا به درخواست او گذشته اش را بيان مي كند. فرزندي از خانواده پولدار اما ناخواسته كه در اثر ماجراهايي عاشق مي گردد عاشق زني كه سرشار از روح مادريست و زن سعي مي كند تنها مادر او باشد و بعدها اعتراف مي كند كه عاشق فيليكس بوده و.................
داستان يك مادر فداكار با تمام دغدغه ها و از خودگذشتهگيهاشا نشون مي ده . به اون بعد حيواني ادم مي پردازه كه نهايتا در پس وسوسه به همه احساسات معنوي ادم غلبه مي كنه و اون بردباري كه در انسان هست كه با تكيه بر اون گناه عزيزانشا تماشا كنه فقط چون مي دونه از اين گناه لذت مي برن و اين حس را خيلي قشنگ بيان كرده .
من زماني كه اين داستان را خوندم بيش از حد تصور تحت تاثير قرار گرفتم به نظرم داستان بسيار جديد و جذابي بود و روح بسيار عظيمي در داستان نهفته بود .
من وقتي اين داستان را خوندم در اخر تقويمم نوشتم : اين داستان مسير زندگيه منا عوض كرد . فكر نكنم هيچ وقت اون قدر توانا بشم كه بتونم يك بار ديگه اين كتاب را بخونم
و واقعا نخوندم نمي دونم اگه يك بار ديگه اين كتاب را بخونم بازم همين حس را خواهم داشت يا نه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
يكي از بهترين و تاثير گذارترين كتابهايي كه خوندم
"چشمهايش" تاليف "بزرگ علوي است.
كتابهاي ديگر كه من بسيار به آنها علاقه مندم
1.دزيره
2.مرغان شاخسار طرب
3.درد سياوش
4.شكر تلخ
5.سرزمين جاويد
6.جاي خالي سلوچ
7.ربكا
8.غرور و تعصب
9.بادها خبر از تغيير فصل مي دهند
10.آنا كارنينا
كسي مي تونه در مورد تم و مضمون كتاب " طوبي و معناي شب" به من كمك كنه؟
کسی می تونه درباره کتاب کمدی الهی دانته توضیح بده ؟؟
سلام...نقل قول:
نوشته شده توسط bb
خودم خواستم توضیح بدم...ولی شاید نتونم قشنگ واست بگم...
اینو از ویکی پدیا برات میزارم ;)
کمدی الهی داستان مسیحی سفر مادی شاعر بزرگ لاتین، ویرژیل به همراه دانته شاعر سدهٔ ۱۳ (میلادی) به بهشت، دوزخ و برزخ است.
دانته آلیگیری (۱۲۶۵ - ۱۳۲۱)، اثر بزرگ خود«کمدی الهی» را در دل قلب عصر سیاه و خفقان آلود، موسوم به قرون وسطی سرود. هر چه هست، کمدی الهی در زمانی سروده شده است که شاعر توانسته محصول اندیشهها و تفکرات و جهان بینی خود را که به پختگی تمام رسیده بود، نظم داده، همه آنها را در ظرف بزرگی به نام کمدی الهی بگنجاند. دانته شناسان زیادی در جهان هستند که هنوز پس از سده ها، مطالعات جدی خود را بر کمدی الهی متمرکز میکنند.
شجاع الدین شفا اولین مترجم فارسی این اثر بزرگ به زبان فارسی،(چاپ نخست سال ۱۳۳۵. انتشارات امیر کبیر) در مقدمهای مبسوط به بررسی کمدی الهی، زندگی و آثار دانته، نقش و تأثیر کمدی الهی بر ادبیات جهان پس از خود، پرداخته است.
شاعران، نقاشان و مجسمه سازان بزرگ بسیاری نیز به خلق آثار برجستهای پرداختند که موضوع اصلی آن صحنهها و داستانهای کمدی الهی بود.بوتیچلی، نقاش بزرگ و معاصر میکل آنژ در سدهٔ ۱۵ (میلادی)، یکی از آنان بود. دلاکروا، نقاش بزرگ دیگر و ویلیام بلیک شاعر بزرگ انگلیسی سدهٔ ۱۸ (میلادی)، گوستاو دوره، نقاش و حجار بزرگ سدهٔ ۱۹ (میلادی)، رافائل،شفر، گلز، دلابرد، هامان، مورانی و بسیاری دیگر، از زمره کسانی بودند که با موضوع کمدی الهی آثار جاودانی خلق کردند. بجز اینها از دیر باز تا کنون در کرسیهای «دانته شناسی» در دانشگاههای معتبر جهان، به شناخت، تفسیر و معرفی کمدی الهی میپردازند.
کمدی الهی،بجز ویژگیهایی که ذکر شد، از منظری دیگر نیز برای ایرانیان به طوری ویژه حائز اهمیت است. طی دهههای اخیر این اثر با کتاب کهن ایرانیان، ارداویرافنامه که در حدود پایان حکومت ساسانیان به زبان و خط پهلوی نوشته شده است، مقایسه شده است .ارداویرافنامه یکی از آثار ادبی ماندگار ایران است که حدود هزار سال پیش از کمدی الهی و با همان مضمون نوشته شده است. بسیاری از این حیث دانته را تحت تأثیر ارداویرافنامه میدانند. تعداد آثار ادبی ارزشمندی که در جهان به موضوع سفر به دنیای پس از مرگ پرداخته باشند، زیاد نیست. به نظر میرسد که ایران از این حیث، در جهان پیشگام باشد. زیرا در دو اثر باستانی دیگر غیر از ارداویرافنامه، موضوع سفر به دنیای پس از مرگ را ثبت کرده است. یکی کتیبه «کرتیر» یا «کردیر» در سر مشهد و احتمالاً متعلق به ۲۹۰ و دیگری پیش از این تاریخ در افسانه ویشتاسب یا گشتاسب شاه.
در کتاب «ادبیات و نویسندگان معاصر ایتالیا» نوشته محسن ابراهیم درباره اسم این کتاب آمده است:«چون عنوان تراژدی برای آثار برجسته و شیوه متعالی کهن به کار گرفته میشد، دانته به این جهت نام اثر خود را «کمدی» نهاد و «جووانی بوکاچو» (نویسنده هم عصر دانته و نویسنده اثر جاویدان دکامرون و نیز نویسنده «زندگی دانته») واژه الهی را به آن افزود و (کمدی الهی) برای اولین بار در چاپ ونیز به سال ۱۵۵۵ بر جلد این کتاب ظاهر شد.
این منظومه بلند،متشکل از سه بخش دوزخ، برزخ و بهشت است و هر بخشی سی و سه چکامه دارد که به اضافه مقدمه، در مجموع شامل صد چکامه میشود. در کتاب مذکور آمده است: دانته برای این اثر از قافیه پردازیی جدیدی که به «قافیه سوم» مشهور شد، سود جست. هر چکامه به بندهای «سه بیتی» تقسیم میشود که بیت اول و سوم، هم قافیهاند و بیت میانی با بیت اول و سوم بند بعدی، دارای قافیه جداگانه است. مبنای وزن هر بیت یازده هجایی است. مجموع ابیات کمدی الهی به ۱۲۲۳۳ بیت میرسد. زبان این اثر گویش ایالت توسکانا است و دانته بیشترین تأثیر در تثبیت آن به عنوان گویش برتر زبان ایتالیایی و مبنای زبان ایتالیایی جدید داشته است.
خیلی ممنون دوست من
اگه تونستی پی دی افش رو گیر بیاری حتما منو خبر کن .
ممنون
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دزيره
اسم مترجم و ... را يادم نيست اما كتاب فوق العاده اي اگه نخونديد حتما بخونيد
داستان در مورد زندگي دختري كه روزي ناپلئون عاشقش مي شه و قراره باهم ازدواج كنند و نهايتا همسر ژان باتيست مي شه كسي كه جلوي ناپلئون را گرفت . دختري كه ناپلئون موقع تسليم شمشيرشا به اون تسليم مي كنه . كتاب در حقيقت دفترچه خاطرات دزيره ( همون دختر گفته شده ) مي باشد .
2 تا موضوع جالب توي روند كتاب هست يكي اين كه خيلي جالب نشون مي ده مثلا دختر يك تاجر ساده توي يكي از شهرهاي فرانسه چه طوري ممكنه به يكي از مهمترين خانمهاي عصر خودش تبديل بشه و ديگه اين كه سبك كتابم خيلي جالبه چون همون طور كه گفتم كتاب مثلا يك دفترچه خاطرات شما اول كتاب دقيقا حس مي كنيد يك دختر جوان نويسنده نوشته هاست و در اخر كاملا سبك نوشتن و احساسات مال يك خانم با تجربه تر اما اصلا متوجه تغيير سبك در طول داستان نمي شيد .
واقعيت ، حقيقت ، منطق و آفرينش
جهان واقع
يكي از جهان هائي كه درك آن از پيچيده ترين و در عين حال جالبترين تصورات بشري را رقم ميزند، جهان واقعيت يا جهان بيرون است. درمقايسه با موجود زنده كه ميشايد آنرا وجودي بسته و محدود شمرد، جهان بيروني، جهان خارج ويا جهان واقعيت است. جهاني كه در مقايسه با طبيعت سازگار ونسبي موجود زنده آنچنان وحشي ومطلق است كه نمونه ها اصيل آنرا در سيارات تفـديده و سوزان و يا سرد و منجمد، حرارت و فشار بينهايت درون خورشيد ها و خلاء بينهايت سال نوري ميان ستارگان و سحابي ها و يا چگال بي نهايت سياه چاله ها و … ديگر اقاليم و عناصر بي نهايتي ميتوان جستجو كرد، و خيال وفهم آن تنها از طريق منطق و انديشه ميسر است، جهاني كه نمود آن فقط و فقط ماديت ميباشد ولا غير.
فهم اين دنيا بدان سبب دشوار است كه وجود ما عجين با حقيقت است ،حقيقتي كه از طريق تماس و لمس واقعيت و فهم آن در مغز پديدار ميگردد.
تماس و لمس واقعيت، از دو طريق منطقي و مستقيم انجام ميشود، كه حالت مستقيم آنرا حداقل با پنج راه عمده در انسان ميشناسيم، و شامل بينائي كه از لمس نور توسط پرده شبكيه چشم انجام ميگردد، بويائي و چشائي كه از طريق لمس شيميائي ماده پديد ميگردد واز اين نظر شباهت اساسي بين اين دو ميباشد، چنانكه در ميان شنوائي و لامسه نيز اين شباهت، بخاطر لمس فيزيكي ماده وجود دارد.
دستـگاههايي كه آنانرا اندام و يا عضو ميناميم عمل محسوس كردن جهان واقعيت را بر عهده دارند. اين بدان معناست كه اين اندام با تماس با جهان واقعيت و نمونه برداري از آن و تغييروتبديل اين نمونه ها به داده هاي خام و سپس انتقال اين داده ها از راه عضوي بنام عصب به اندامي ديگر كه آنرا با نام مغزميشناسم ونهايتاً با ترجمه آن داده ها به اطلاعاتي كه آنرا ادراك ميگوئيم، وسيله شناخت ما را از جهان واقعي فراهم ميسازند.
بدين ترتيب لمس واقعيات از طريق دستگاهها و اندام كامل ومشخص بدن انسان را حس وجمع آنرا حواس ميگويند.
كه آنان را با نام حواس پنجگانه مي شناسيم. ضروريست مشخص گردد كه اين احساس در مغز ترجمه و فهميده ميگردد، اما آنچنان معلوم ميگردد كه گوئي دقيقاً در همان نقطه تماس وبرخورد وجود دارند، و اين خود نيز يكي از دلايل پيچيدگي درك واقعيت ميباشد.
ديگر آنكه درك واقعيت داراي كيفيت جاري ميباشد، يعني داده هاي برآمده از اندام حسي بي وقفه ومستمر بسوي مغز روان است و مغز ما هرلحظه آنها را ترجمه و معني ميكند وبراي ما ميخواند. و از اين جهت شباهت فراواني با پخش مستقيم يك برنامه تلويزيوني و يا راديويي وجود دارد، كه دقيقاً بدليل شباهت اينگونه برنامه ها به برنامه هاي دستگاههاي وجود زنده بدان در اصطلاح پخش زنده نيز گفته ميشود.
يك ســوا ل : آيا ممكن است كه تماس خود را با جهان واقعيت قطع كنيم ؟
پاسخ آنست كه :
· اگر منظور، قطع مطلق تماس مادي با واقعيت باشد، اين به معني مجاورت با نيستي است، اما بايد گفت كه نيستي در جهان واقعيت برابر و هم ارز خلاء مطلق است، و خلاء مطلق نيز تنها از راه تماس منطقي قابل درك است و لمس آن توسط موجود زنده اصولاً بي معناست، بنابراين وجود چنين امكاني منتفي ومردود است.
· اما چنانچه منظور، قطع نسبي تماس مادي با واقعيت باشد، تجربه نشان داده است كه تماس موجود زنده با خلاء نسبي موجب مرگ نسوج در قسمت مماس ميگردد. به همين دليل فضانوردان درفضا ( خلاء نسبي ) اجبار به پوشيدن لباس فضانوردي داشته و بعنوان مثال نميتوانند با لباس آستين كوتاه مشغول به كار باشند !!!
· امّا چنانچه مقصود، قطع تماس به صورت قطع جريان داده هاي خام باشد، اين اتفاقيست كه گاهاً و به دلايل متفاوت رخ ميدهد و حاصل آن را ميتوان مانند نابينائي، ناشنوائي و غيره دانست.
· امّا اين انقطاع ميتواند در محل ترجمان داده هاي خام به ادراك رخ دهد، درين صورت حالاتي مانند مرگ، غش و يا بيهوشي پديد مي آيد.
مطالبي كه در بالا گفته شد، در واقع مقدمه و شرحي بود بر نحوه ادراك بشري از واقعيت در جهان متعارف،اما صورت كلي و تعريف جامع جهان واقع چيست ؟ تعريفي كه شموليت آن نه تنها بر جهان متعارف، بلكه جهان هاي بي نهايت را نيز در بر گيرد. در پاسخ ميتوان چنين گفت :
جهان واقع، جهاني است كه وقوع دارد، بدون وجود حقيقت .
در اين جهان چيزي آفريده و نابود نمي گردد، و صورت قدر مطلق جهان هستي است.
هيچ چيز در اين جهان وجود حقيقي ندارد زيرا در اين جهان حقيقت وجود ندارد (واقعيتِ بدونِ حقيقت )، امّا حقيقت بدونِ واقعيت نمي تواند به وجود آيد، اما ممكن است : نيستي!، كه صورتِ مطلق آن تنهااستثناء وجودِ هستي بي واقعيت ميباشد.
زمان، جهت، فاصله، ابتدا و انتها، عدد، و ... هرچه كه حقيقي است، در اين جهان بي معني است.
تنها و تنها ، ماديت هر وجود مادي را واقعيت ميگويند، صرف نظر از معني و ماهييت و نام آن.
در واقع، در ابتدا فقط ميتوان اين ماديت را درك و تجسم كرد و بعد از درك جسماني آن ميتوان بر آن نام نهاد.
به ديگر سخن جهان هستي را سواي از شخصيت حقوقياش جهان واقعيت مي ناميم.
اين جهان بستر هستي ميباشد، وجهان حقيقيريشه در اين جهان دارد.
بديهي است، ديوان شعري نانوشته ديگر تنها دفتريست خالي! ولي با نگاشتن غزل و مثنوي و چارپاره تبديل به ديوان اشعار حافظ ها، مولانا ها، و خيام ها ميگردد.
سخت افزار در رايانه را ميتوان همگون و مانندي از جهان واقعيت در عالم هستي دانست، آنچنانكه برنامه هاو دستگاه هاي نرم افزاري( به مثابه وجود حقيقي) با قرار گيري در فضاي سخت افزاري حقيقت مييابند و از جمع اين دو با هم رايانه شكل مي گيرد.
بايد توجه نمود كه داشتن سخت افزار بدون( فاقد) نرم افزار ممكن است ،اما بدون سخت افزار داشتن نرم افزار بي معني است.
واما ريشه حقيقت در واقعيت در مثال بالا، اثر آهن ربائي(مغناطيس) و ماده تشكيل دهنده آن است كه بر روي لوح فشرده رايانه اي(CD) قرار دارد و توسط رايانه بر روي آن نوشته ميگردد.
نكته ديگر آنكه اگر رايانه را خاموش كنيم، كسري از ثانيه و يا گذشت ميلياردها سال زمان براي روشن كردن دوباره آن هيچ تفاوتي را ايجاد نخواهد كرد.
اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم وين يكدم عمر را غنيمت شمريم
فردا كه ازين دير كهن در گذريم با هفت هزار سالگان سر بسريم
خيام در چارپاره بالا اين واقعيت را در قالب برابري و هم سني با هفت هزار سال گان به استعاره بيان مي نمايد.
حقيقت، منطق و آفرينش
فهم، انديشه، تفكر، تخيل، تعقل، تصور، معرفت، وهم، خرد، پندار، راي و بالاخره هر آنچه كه در مغز پديد آيد را حقيقت نامند.
تا نيابم آنچه در مغز من است يك زماني سر نخارم روز و شب
تا كه عشـقت مطربي آغاز كرد گـاه چنگم گاه تارم روز و شب
آنچه از جهان واقع به مغزميرسد و در آنجا درك ميگردد و مفهوم مي يابد حقيقت است، به بيان ديگر ترجمان واقعيت را حقيقت گويند.
اين ترجمه در دستگاه مغز و با زبان منطق محقق ميگردد.
منطق ، قرارداد، قانون، دستور، فرمول و برنامه ايست كه واقعيت را به حقيقت مبدل ميسازد. پس ميتوان گفت، واقعيت و منطق يعني حقيقت يا:
حقيقت = منطق + واقعيت
پر واضح است كه با تغيير هر كدام از طرفين معادله فوق طرف ديگر نيز تغيير خواهد نمود، بطور مثال با دگرگوني منطق، حقيقت نيز متفاوت خواهد بود، امّا مقدار قدر مطلق معادله همواره ثابت است، باين معنا كه چيزي بر آن اضافه و يا از آن كاسته نمي گردد، و مفهوم آن اينست كه آفرينش و يا نابودي در كار نيست و تنها تغيير ممكن است، آقاي آلبرت انيشتين نيز آنرا در فيزيك با اين فرمول معروف اظهارنموده است:
E = mc 2
يك ســـوال : آيا آفرينش ممكن است؟
پاسخ آنست كه در جهان واقعيت آفرينش بي معناست ( نظريه نسبيت)، ولي در دنياي حقيقي آفرينش ممكن است، بدين معنا كه:
مغز كه زاينده جهان حقيقي است، داراي قسمتي بنام حافظه ميباشد كه اندوختن اطلاعات وارده از جهان واقع را ممكن ميسازد، اين اندوخته ها ميتواند به شكل هاي گوناگوني مانند اندوخته تصويري، اندوخته صوتي، اندوخته بويشي، اندوخته ... در حافظه ذخيره گردد، و مغز با بهره گيري و تغيير اين اندوخته ها ميتواند جهاني را بسازد كه جهان مجازي نام دارد.
جهان مجازي جهاني است حقيقي كه وجود( خارجي) ندارد ، يعني در جهان واقعي، وجود ندارد.
عمل آفرينش مجازي را تخيل مي نامند كه ميتواند خودآگاه يا ناخودآگاه باشد، قصه، خرافه، افسانه و...
مثال خودآگاه و خواب گونه اي ناخودآگاه از اين آفرينش است.
منبع :falsafe.blogspot.com
نقل قول:
نوشته شده توسط magmagf
عزيزم مترجم اين كتاب ايرج پزشكزاد است.فكر مي كنم ايشان نويسنده كتاب دايي جان ناپلئون هستند.
بله وهمینطور هم نویسنده ی کتاب ماشالا خان دردربار هارون الرشید.......نقل قول:
نوشته شده توسط asalbanoo
خدائیش دست به قلمش خوب بود........
یه کتاب دیگه هم ازش خوندم.......الان اسمش یادم نیست
دزیره رو هم آن ماری سلنکو نوشته
:دی
bbجاننقل قول:
کسی می تونه درباره کتاب کمدی الهی دانته توضیح بده ؟؟
کمدی الهی رو باید سعی کنی بخونیش.........این که میگم سعی کنی بخاطر اینه که خیلی کتاب سنگینیه(هم از نظر فیزیکی!!!وهم از نظر ادبی) هیچ توضیح کاملی راجع بهش نمیشه داد.....حتی خلاصه کردنش هم ارزش کتابو کم میکنه ومفهوم رو نمیرسونه........
من پوستم کنده شد تاخوندمش..........اما خیلی ازش لذت برم(به این میگن خود آزاری!!!البته از نوع مثبتش)اگه دنبال اینجور چیزها هستی بخونش (البته فیلم 7(هفت)رو ببین بعدش بخونش
راستی مگه انجمن ادب وادبیات نداریم؟
Dianellaحان پس این چیه و اون چیه؟
ادغامش نمیکنی؟
اینم ببری اون جا گمونم بد نباشه ها..............البته صلاح دولت خویش خسروان دانند...........
ساويز جان از توضيحاتي كه دادي متشكرم
اين فيلم 7 چيه ديگه ؟؟
سلام
آخرين رمان خوبي كه من اخيرا خوندم كتاب بابادك باز اثر خالدحسيني بوده كه به عنوان بهترين كتاب سال آمريكا هم شناخته شد.اگر كسي رماني با اين سبك مي شناسه لطفا من رو راهنمايي كنه.
سلام saviss جاننقل قول:
راستی مگه انجمن ادب وادبیات نداریم؟Dianellaحان پس این چیه و اون چیه؟ادغامش نمیکنی؟اینم ببری اون جا گمونم بد نباشه ها..............البته صلاح دولت خویش خسروان دانند...........
اين تاپيك كه سر جاش هست! :happy:
راستي در مورد فيلم 7 منم حتما توصيه مي كنم اين فيلم رو!! البته زبان اصلي و اورجينال (نه سانسور و دوبله شده).
واقعا و واقعا فيلم تفكر بر انگيزي هست به علاوه اين كه هيچ وقت اثراتش از ذهن پاك نميشه!! :blink: :blink:
من اولين بار كه ديدم تا حدود 3-4 ماه درگير حل و فصل و هضم فيلم بودم براي خودم!!
موفق باشيد :)
جين اير
نويسنده : شارلوت برونته
مترجم : فريدون كار
مي گن كتاب شاهكار شارلوت برونته است . كتاب يك رمان در مورد زندگي دختري يتيم و فقير است كه راه و پر و پيچ و خمي را در زندگي طي مي كند . از خانه دايي رانده شده به پرورشگاه مي رود و سپس به عنوان معلم سرخانه راهي خانه اي مي شود كه تمامي سرنوشتش را متحول مي كند . نكته جالب اينه كه بر خلاف قهرمانهاي بقيه كتابها جين خيلي زشته فقط سيرت زيبا داره .
كتاب يك جور ديد مذهبي داره و پر از ناكامي هاي عشقيه . تاكيد زيادي داره بر روحي كه در تمامي ما براي غلبه بر مشكلات زندگي هست . نمي دونم من خودم خيلي داستان كتاب را نپسنديدم اما اگه اين جور كه مي گن شاهكار است خوب شايد من خوب نخوندمش . اما يك جاهايي توي كتاب هست كه يك كشيش سعي مي كنه جين اير را با خودش همراه كنه اين كه چه طور كشيش باورهاي خودشا به جين القا مي كنه به نظر من خيلي جالب بيان شده بود .