نایی بر من به خانهای شورانگیز
وانگه که بیایی به هزاران پرهیز
چون بنشینی خوی بدت گوید خیز
ناآمده بهتری تو چون دولت تیز
انوری
Printable View
نایی بر من به خانهای شورانگیز
وانگه که بیایی به هزاران پرهیز
چون بنشینی خوی بدت گوید خیز
ناآمده بهتری تو چون دولت تیز
انوری
زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمان
زان شکرهايي که رويد هر دم از نيهاي عشق
يک زمان ابري بيايد تا بپوشد ماه را
ابر را در حين بسوزد برق جان افزاي عشق
مولانا
قدت گفتم که شمشاد است و بس خجلت به بار آورد
که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم
اگر بر من نبخشایی پشیمانی خوری آخر
به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم
(حافظ)
ما غریبیم و شناسای همیم
دولت بیدار و رویای همیم
چون دو مصرع روبرو با هم شدیم
شاه بیت شعر عشق و غم شدیم
ملامت آن زمان بر خود گرفتم
که دل در مهر ِ آن دلدار بستم
من آن روزي که نام عشق بُردم
ز بندِ ننگ و نام خويش رَستم
نميگويم که فاسق نيستم من
هر آن چيزي که ميگويند هستم
ز زُهد و نيکنامي عار دارم
من آن عطار دُرديخوار مَستم
عطار
ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
خواجه حافظ
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو میروی به ترکستان است
"ت" بده عزیز
------
پ.ن: ببخشید در پست قوانین منظور از حداقل دو بیت، حد اقل دو مصراع هست؟
خب تو مشاعره ی سنتی که همین یک بیت مد نظر هست:11:
تزویر ایله بیر عیدده چاتار کامه،غم ائتمه
خوش کامه چاتا چاتمایا ناکام دا قالماز
غم-غصه کؤچر ئولکه دن ائلدن داها یالقیز
بیرگؤن بو اؤره کلرده کی آلام دا قالماز
یالقیز(مجید صبّاغ ایرانی)
با تزویر عده ای به کام رسند،عجله نکن
به کامی رسد،نرسد،ناکام نیز نخواهد ماند
غم و غصه روزی از سرزمین مان کوچ خواهد کرد
روزی آلامی نیز در سینه هایمان نخواهد ماند
ز
در گوش دلم گفت فلک پنهاني
حکمي که قضا بود ز من ميداني
در گردش خويش اگر مرا دست بدي
خود را برهاندمي ز سرگرداني
خیام