تو مي داني صدف هاي دو چشمت
در اين درياي هستي بي نظيرند
دو افسونگر دو عاشق كش دو مجنون
دو تا صياد مست وشير گيرند
Printable View
تو مي داني صدف هاي دو چشمت
در اين درياي هستي بي نظيرند
دو افسونگر دو عاشق كش دو مجنون
دو تا صياد مست وشير گيرند
دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري،
تو را دوست نمي دارد. کسي که تو رادوست دارد ،
تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري
و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند
زندگي يعني اين...
تقلب می نمایی:46:
نکو توی شهر حقیقت واسه ما جاییی نمونده
نگو دیره واسه گفتن سهمم از دنیا همینه
که تو تنهایی شبهام کسی اشکام و نبینه
از کجا باید شروع کرد قصه عشقو دوباره
تا همه بغض های عالم سر عاشقی نباره
هم قلب تو اگر عاشق نبوده ام
جز با تو این چنین
با قلب خویش هم ، صادق نبوده ام
من مثل یک درخت
گل پوش می شوم
در بطن هر بهار
تا یک درخت سبز
از تو به یادگار
باشد در این دیار
مولای سبز پوش ، یادت به خیر باد
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت
چه بی صدا نفس نفس
سر کوی بلند فریاد کردم
علی شیر خدا ره یاد کردم
علی شیر خدا یا شاه مردان
دل ناشاد ماره شاد گردان
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیر گل لاله زار ملا محمد جان
علی شیر خدا دردم دوا کن
مناجات مره پیش خدا کن
چراغ روغنی نذرنه میتم
بهر جا عاشق است دردش دواکن
بیاکه بریم به مزار ملا محمد جان
سیر گل لاله زار ملا محمد جان
نظرگاه گر روم با تو نگارا
بگیرم دامن شیر خدا را
بگیرم تاخدا رحمش بیاید
نهم برچشم خود قلفهای طلا را
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیر گل لاله زار ملا محمد جان .
**
یادش بخیر یه زمان اهنگای شعرهای تو مشاعره میزاشتم.یادش بخیر
اینم شعر فرانک
کد:http://bo2pmc01.smtp.ru/mandegar/Hamnafas(wWw.Bo2Pmc.com).MP3
نه پاييزم كنار تو نه ميخندم به حال تو
ولي يك روز كه بايد رفت چرا حاشا حلالم كن
يه روزي بوسه شادي يه روز بوسه از غم ها
همينه راز اين دنيا براي ما حلالم كن
نازلي! بهارخنده زد و ارغوان شكفت
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...
نازلي سخن نگفت،
سر افراز
دندان خشم بر جگر خسته بست رفت
***
نازلي ! سخن بگو!
مرغ سكوت، جوجه مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته ست!
نازلي سخن نگفت
چو خورشيد
از تيرگي بر آمد و در خون نشست و رفت
***
نازلي سخن نگفت
نازلي ستاره بود:
يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت
نازلي سخن نگفت
نازلي بنفشه بود:
گل داد و
مژده داد: زمستان شكست!
و
رفت...
*-*
چی خیال کردی غزل خانوم.از بچه ها بپرس امضا همشون یه بار تو مشاعره اومده D:
تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی
با او آهسته می رفتی سرا پا محو او بودی
صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی
شکستی عهد دیرین را گنه کردی گنه کردی
--------------------------------------
چیزی خیال نکردم
خوشحالم مال منم اومده دوست من