آدم حق داره گاهي کم بياره ....
اما حق نداره براي کسي که دوسش داره ، کم بذاره !!!!!!!!!!
Printable View
آدم حق داره گاهي کم بياره ....
اما حق نداره براي کسي که دوسش داره ، کم بذاره !!!!!!!!!!
“کجایی” یه کلمه ی ساده نیست !
گاهی خیلی معنی داره !
کجایی یعنی چرا سراغم نمیای ؟! چی کار می کنی؟! چرا پیشم نیستی؟!
کجایی به معنی فضولی کردن نیست !
به این معنیه که برام مهمی… دلم برات تنگ شده… به یادتم… نگرانتم… !
از کنار کلمات ساده نباید گذشت !
گــونــه
تــو شعــر مــی شــوی در ذهــن مــن
و
جــاری مــی شــوی بــر کــاغــذ پــاره هــایــم و
ایــن دو خــاکستــر نمــی شــونــد؟!
سید علی صالحی
شاد باش
نه یک روز، بلکه همیشه ...
بگذار آوازه شاد بودنت چنان در شهر بپیچد
که رو سیاه شوند آنانکه بر سر غمگین کردنت
شرط بسته انــــــــــــــــــد.....
هــر آدمـی کــه مـــیـرود ،
یــک روز ..یــک جـایـی .. بــه یـک هــوایــی
..بـــرمیـــگـردد ! همــیشه یـک چـــیـزی ،
بـــرای ِ جــامــانــدن هــست ! حتّــی ؛
یــک خـــاطـــره ...!!!
ما
به هم نمی رسیم
امّا
بهترین غریبه ات می مانم
که تو را
همیشه دوست خواهد داشت . . .
این روزها به طرز عجیبی با خودم می جنگم!
که دیده ها را نادیده بگیرم
و شنیده ها را نشنیده...
سالهاست که چوب لباسی اتاقم
دیگر جایی برای لباس ندارد
خیلی وقت است که
بی وفایی هایت را
آویزانش کرده ام...
اینجا سرزمین واژه های وارونه است: جایی که گنج, "جنگ" می شود... درمان, "نامرد" می شود... قهقه , "هق هق" می شود... اما درد همان "درد" است ... ...
... درد همان "درد..." و گرگ همان "گرگ
امان از اين "دست ها"
امروز "دستانت" را مي گيرند
با "دستهايشان" نوازشت مي كنند
فردا همان "دست ها " را برايت تكان مي دهند
واين يعني خداحافظ
حــرف ِ تــو کــه مــے شــوב ...
مــטּ ،
چــقــבر טּــاشـیـانــه
اבعــاے ِ بــی تـفـاوتـے مـیـکـטּـم !
טּــه טּـمـی בانـے ...!
هــیـچـکـس טּـمـی בاטּـב
پـشـت ایـن چـهـره ے آرام בر בلــــم چــه مـےـگـذرב
טּـمـی בاטּـے ...!
کـسـے טּـمـی בاטּـد ...!
این آرامـش ظـاهــر و ایـن בل نــا آرامـ
چقــــــــבر خـسـتـه ام مـیـکـטּـב ...!
به زخمهايم مي نگري … ؟!
.
.
درد ندارند ديـــــــگر …
روزي که رفتـــــــــي ،
.
.
مرگ تمام درد هايم را با خودش بـــــــــرد !
مرده ها درد نـــــــمي کشند … !
.
.
حرف آخرم اين اســـــــــت …
برنگرد ديـــــــــگر !!
.
.
زنده ام نــــکن … !
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
روزگار چوبی به آستینم کرد......
حالا معنی سکوت تلخ مترسک را میفهمم
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
امروز و فرداهایم ، پس فرداها ، همه و همه
خراب شده اند
بعد از تو
برگرد
بعضی چیزا رو نمی شه نوشت
بعضی چیزا رو نمی شه گفت
بعضی چیزا رو فقط می شه احساس کرد
بعضی بغضا رو نمی شه شکست
بعضی بغضا رو فقط باید قورت بدی
بعضی دردا رو نمی شه فریاد زد
بعضی دردا رو فقط می شه اشک ریخت....
בلتنگـم...
مِـثل مـاבربُزرگِ بیـسواבے ڪه
هَـواے بَـچـه اش را ڪَرבه
ولـی بَـلـב نیـسـت شُـمـاره اش را بِـگـیرב.....
چقدر زود برای یک اشتباه
تاوان یک عمر را باید پرداخت....
عــروســی مان خــوب بــرگــزار شد . . .
حالا در خانه خودمان نشسته ایم
و این اولـیـن شــبـــــــــــ آرامــش ماست ...
هنوز لباس عروس و کت شلوار دامادی بر تن مان است ،
خــــــسـتــه ایـم و این شیرین ترین خــسـتـگــی دنـــیـاست !
که پس از ســـــــــال ها به هم رسیده ایم . . .
با همان لباس عروس برمیخیزم
و ۲ نـــخ سیگار میاورم و روی پــاهــایـت مینشینم ،
یــکـی بر لــبــــــــــ من و دیگری بر لـبـــــــــــ تو . . .
چـــــــــشـــــــــم هایمان میخندد . . .
مـیـدانـیـم امــشـــــبــــــــــــــ چه خــــبـــر است !
و این هم شــیــریـــن تـریـن سیگــــــــــار دنــــــــیــا خواهد شد . . .
چشم در چشم ، دست در دست و چند پــک عمیق
و فضای خــــــــانـه مه آلود میشود . . .
ناگاه لای انگشتانم داغ میشود !
و از این رویای شیرین بیرون می آیم . . .
یـــــــــــــــــــادم می آید تـــــــــــــــو سال هاست که رفته ای
و من هنوز با هر نخ سیگــــــــــــــار غرق رویای تـــــو می شوم . . .
. . .
و علت ترس پرنده های زیبا از مترسک را !نقل قول:
در زندگی برای هر آدمی
از یک روز از یک جا از یک نفر به بعد ...
دیگر هیچ چیز مثل قبل
نیست!
نه روزها، نه رنگ ها، نه خیابانها
همه چیز میشود: "دلتنگی
حالا که رفته ای
ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟
خدا یادش رفته است مرا بکشــــد
یا تــــــو قرار است برگردی ؟
نمیدانم
اما...
عشق و قلب من فقط باتو کامل میشه
نه باهیچکس دیگه
هیچکس هیچکس هیچکس
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند ، عشق بورز به آن ها که دلت را شکستند ،
دعا کن برای آنان که نفرینت کردند ، درخت باش به رغم تبرها ، بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست ...
کوروش بزرگ
پُـشتِ ایـن بـغـضْ
بـیـدی نـشستـه
کـه خیال می کـرد
بـا ایـن بـادهــا نَمی لـرزد ...!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تـــــــــــو ... چه می فهمی!
حــال و روز کــــسی را که
دیگر هـیــــچ نگاهـــــی
دلــــــش را نمی لرزاند...!
تمام حرفهایم در مقابلت
سه کلمه شد :
من و
تو و
هوای تو
نقل قول:
ساده است باور ساده داشتن !
ساده نیست کودکی را داشتن
ساده است زن تناردیه بودن !
ساده نیست اما کوزت بودن
ساده است مادر هاچ بودن !
ساده نیست اما هاچ بودن
ساده است ممل را پیدا کردن !
ساده نیست وروجک ساختن
ساده است نوشتن با مداد در نبودن خودکار !
ساده نیست دلتنگ نشدن برای کودکی
نقل قول:
از ترس غرق شدن !
شاید هم بلد نبودن شنا !
کاشکی یکی بود
که فقط با یکــــــــــــــــــی بود …
آقای مقدس سلام
این تاپیک و یا تاپیک دست نوشته های من محلی برای مشاعره نیست
لطفا یا شعری بر اساس قوانین این تاپیک قرار دهید
و یا اگر دست نوشتهای از خودتان است در تاپیک [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] بنویسید
یا بر اساس قانون 10 انجمن ادبیات اقدام کنید
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ممنون
:46:
ســـــنگ اســت که صـــــــبوری را میـــداند ،
بــرای آمـــــدنت ، تو بــــگو ......
ســــــــنگ باید شـــــوم ..؟
که صبــــــور باشم؟ !
یــا صـــــــبر از دســـت بـــدهم
تــا ســـــنگ نشــــــوم ... ؟
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها،
نا خوداگاه لبخندی روی لبانمان مینشاند!
چه حس زیبایی است،نه؟
چقدر دوست دارم این لبخندهای بیگانه را
و چه بیشتر دوست میدارم این بعضی هارا...
عجب بغض پرتوقعی دارم امشب
امشب پیشانی ام
چسبیدن به سینه ات را میخواهد
و موهـــــایم
بوییــــدنت
و چشمهایم خیس کردن پیراهنت را
عجب بغض پرتوقعی دارم امشب
پ.ن : کاش برسد این بغض به گریه/ کاش برسد این بعض به تو
در هـر بـازدمـ عشقتـــ ,
کـه خـودنمــائـی مـیکنــد مــَـن ,
رســوا می شــوم
قهر ها بهانه است
کسی که دوستت دارد
برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب
حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد دلیلش می کند برای ماندن
و کسی که می خواهد برود
در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد
با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سياه يافته !!!
کسی که رفتنی است
بگذار برود
رودخانه اگر عاشق دريا بود
عشقش را به چاه فاضلاب نمی داد !!
آدمای دلتنگ...
وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن...
یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری...
یکم ثابت میشن...
یواش یواش چشماشون پر اشک میشه..
از تـــــمام دنیـــــــــا
شانــہ اے مــے خواهـم برای سـرم،
و ســــرے بـــــــراے شــــــــــانـــــہ ام ! . . .
کســے خستــــہ نیسـتـــ از این بالــش هاے پــرے؟
چه موجود عجيبي است اين انسان
وقتي صدايش مي کني، نمي شنود
وقتي به دنبالش مي روي، نمي بيند
وقتي دوستش داري، به فکرت نيست.
اما...
وقتي مي شنود که ديگر صدايت گرفته
وقتي مي بيند که خسته در راه افتاده اي
وقتي به فکرت هست، که ديگر نيستي
ر چشمانم تنها يي ام را پنهان مي کنم
در دلم ، دلتنگی ام را
در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را
در لبخندم ، غصه هايم را
دل من چه خردسال است ، ساده می نگرد
ساده مي خندد ، ساده می پوشد
دل من از تبار ديوارهای کاهگلی ست
ساده می افتد
ساده می شکند ، ساده می ميرد ...!!
چیزهایی هست .... خیلی بدتر از "تنهــــــــــایی" .....
اما ....
ســــــــــالها طول میکشد .... تا این را بفهمی ....
وقتی هم که آخــــر سر ...
می فهمی اش ....
دیگر خـــــیلی دیر شده .....
و هیـــــــــچ چیز .....
بدتـــــر از .... "خیــــــلی دیر " نیست .....
چارلز بوکفسکی