یوفوی واقعی ، یوفوی تقلبی
تجزیه و تحلیل کامپیوتری می تواند تقلبی بودن عکسهای مربوط به یوفوها رو مشخص کنه ، حتی فاصله و اندازه یوفوها رو مشخص می کنه ...
مثلا عکس زیر ، مربوط به فردی به نام پل ویلا بود که مدعی بود موجودات فضایی با او تماس گرفتند و به او گفته اند که در چه ساعتی و روزی با او ملاقات خواهند کرد . او با استفاده از نخ از شیئی شبیه بشقاب پرنده را به درخت متصل کرده و از او عکس گرفته است ...
من نمونه های زیاد و متنوع از این نوع عکسها دارم ، مثلا عکسی که یوفوها رو ی شیشه پنجره نقاشی شده ، یا عکسهای مونتاژ شده و یا اسباب بازیهای پرتاب شده و همه آنها قابل تشخیص هستند .
عکس زیر رو مرکز نظارت زمینی بربشقابهای پرنده G.S.Wدر سال 1975 تقلبی تشخیص داد ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
این عکس رو واسه این گذاشتم که بگم باید تجزیه و تحلیل دقیق روی عکسها انجام بشه و بدون مدرک حکم به فتوشاپی بودن و نخ بستن و اسباب بازی بودن یوفوها نکنیم ...
وقتی متخصصین یک شرکت معتبر نظر میدن که یه عکس واقعیه ما اینجا بگیم نه با نخ وصلش کردن یا در قوطیه یا...درست نیست ...
تجزیه و تحلیل کامپیوتری وجود یوفو را اثبات می کند ...
در یازده ماه می 1950 کشاورزی به نام " پل ترنت" از اهالی اورگان دو عکس واضح از شیئی که شبیه بشقاب پرنده بود گرفت .
همسر "ترنت" در مزرعه مشغول کار بود که شیئی فلزی گردی را بالای سرش دید که در حال چرخش بود . او جیغ کشید ، شوهرش را صدا زد تا دوربینش را بیاورد.
"پل ترنت " بیرون دوید و دو عکس از شیئی گرفت ...
چند روز بعد آقای "ترنت" عکسها را ظاهر کرد و آنها را به چند نفر از دوستانش نشان داد . موضوع به سرعت پخش شد و به گوش خبرنگاران رسید و سرانجام عکسها در مجله "لایف " چاپ شد .
عکسها توسط متخصصین بررسی شد . در سال 1969 بعد از معاینات دقیق حتی شکاکترین آنها نیز قبول کردند که شیئی که در عکسها پیداست به وسیله پدیده های طبیعی قابل توضیح نیست .
در 1974 ، G.S.W(مرکزنظارت زمینی بر بشقابهای پرنده در کلیولند اوهایو برای بررسی یوفوها) عکسها را به دست آورد و با معاینات کامپیوتری مشخص شد که در لبه شیئی پرنده هیچ نوع سیم یا وسیله اتصال دیگری (که نشان دهد آنها را در فضا آویزان کرده و عکس گرفته اند ) دیده نمی شود .
بررسی رنگی عکسها مشخص کرد شیئی دارای سه بعد است ، از زیر آن نور خارج می شده و در فاصله یک کیلومتری بوده است . متخصصین تخمین زدند که شیئی حدود 20 تا 30 متر قطر داشته و سرانجام نتیجه گرفتند عکسها به راستی واقعی است.
گزارش چنین اظهار می داشت :"تمام عوامل هندسی ، فیزیولوژیکی ، فیزیکی ، در این دو عکس به نظر هماهنگ می رسند و شیئی فلزی ، نقره ای رنگ بود "
تهیه این گزارش 19 سال به درازا کشیده بود ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منبع : .................................................
برگرفته از کتاب سفر به ناشناخته ها
نویسنده : کریستوفر تی لاین
Voyage to the Unknowns
by Christopher T.Lines
Printed in 1992 . by Dawrlhowse Co
دانشمندان ، یوفو و بیگانگان
شما نظرات دانشمندانی نظیر اینشتین و هاوکینگ رو قبلا مشاهده کردید .
بنا به نظر پروفسور هشترودی ، اینشتین با الهام از ماجرای اخنوخ در تورات به تئوری نسبیت خود رسید ، یعنی همان ماجرایی که یکی از دو برادر به سفر آسمانی می رود و پس از بازگشت متوجه می شود که بسیار جوانتر از برادر دیگرش است که در زمین مانده بود ... یعنی در سرعتهای بالا زمان و فضا دگرگون می شوند ...
.............
در سپتامبر 1965 توسط ارتش آمريكا ، یک کنفرانس درباره الکترونیک برپاشد که در آن درباره ارتباط با موجودات ماوراء زمینی نیز بحث و تبادل نظر به عمل آمد .
ریاست این کنفرانس را دکتر هارولد ووستر از دفتر تحقیقات علمی نیروی هوایی بر عهده داشت .
در این کنفرانس توافق عموم بر این بود که نوع تماسی که بیش از هر نوع دیگر توسط انسانها استفاده می شود یعنی صحبت کردن ، ممکن است برای بیگانگانی که بدن آنها احتمالا ساختار بیولوژیکی متفاوتی دارد یک عمل فیزیکی غیر ممکن باشد . چنین موجود بیگانه ای برای صحبت کردن باید دارای زبان ، تارهای صوتی ، دندان ، فرورفتگی های مشخصی در مجرای تنفسی ( از تارهای صوتی تا دهان ) باشد تا بتواند صداهای مشخصی را در حیطه فرکانس قابل دریافت بشر تولید نماید .
اما چنین موجودات پیشرفته احتمالا برای درک زبان انسانها و کشف رمز و حتی ایجاد تصنعی صداهای بشر مشکلی نخواهند داشت ...
دکتر ویلیام او . دیویس دانشمند فیزیک بسیار مورد احترام که به دلیل طرز تفکر باز در اینگونه مسائل شهرت دارد به عنوان معاون فرمانده دفتر تحقیقات علمی نیروی هوایی آمریکا و نیز بعد از بازنشستگی از نیروی هوایی به عنوان مدیر تحقیقات در "هویک کورپوریشن" استانفورد کنتیکات خدمت کرده چنین اظهار نظر می نماید :
" از بسیاری جهات محتمل ترین برخورد با یک فرم عالی حیات یا حداقل یک فرم پیشرفته این است که آنها بتوانند زودتر به ما برسند تا ما به آنها . اگر قبول کنیم که آنها بیشتر از ما درباره عملکرد مغز آگاهی دارند یا به عبارت دیگر بیشتر از ما درباره EPSمی دانند ، در این صورت آنها باید در شرایطی باشند که بتوانند وجود ما را کشف کنند ...
آنها احتیاج ندارند تمام کائنات را برای یافتن ما جستجو نمایند . فقط کافی است که دستگاه یابنده حیات خود را درست تنظیم نمایند ...
در حقیقت باید بگویم که من قویا حدس می زنم که مکالمات آنها با ما به احتمال بسیار زیاد از نوع تله پاتی خواهد بود ...
در واقع ارتباط به آن شكل معمول که ما تصور می کنیم نیست ...
ماجرای بتی اندریسون که تجربیاتش در فازهای جداگانه ثبت شده از این دسته است و ریموند فاولر در کتاب "ناظران " به طور مفصل آن را بیان کرده است .
بتی اندریسون و برخورد او با بیگانگان غیر انسانی چنان مفصل است که نیاز به مبحثی جداگانه دارد اما ماجرای او که پس از بازجویی های بسیار و فشرده در حالت عادی و در خلسه هیپنوتیزم و دستگاههای دروغ یاب و ...انجام شده حتی مخالفین سرسختی نظیر ستوان لارنس فاوست افسر پلیس سرد وگرم چشیده (متخصص بازجویی از مجرمین ) را به زانو درآورد و او اعتراف کرد که امکان ندارد شخصی بتواند این موارد را از خود جعل نماید ...
برگرفته از کتاب " ناظران " اثر ریموند فاولر
پروفسور آلن هاینک مسئول پروژه کتاب آبی درباره یوفوها می گوید
پروفسور آلن هاینک در دهه های گذشته مدیریت بخش اخترشناسی و اخترفیزیک دانشگاه نورت وسترن آمریکا را به عهده داشت . طی چندین سال ، پروفسور آلن هاینک مشاور فنی هواپیمایی آمریکا را به عهده داشت . در این زمان بود که وی تحقیقات خود را روی اشیاء پرنده شناخته نشده آغاز کرد .
کار او همان پروژه معروف " کتاب آبی " بود .
آلن هاینک توانست در مدت ده سال به تمام مدارک و اطلاعات رسمی آمریکا دست یابد و از وقایع سری که هنوز در جریانش قرار نگرفته بود آگاهی یاید .
پروفسور هاینک در ابتدا افکار شکل گرفته ای در این مورد نداشت .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
...............................
" میشل آنفرول " با او مصاحبه ای انجام داد که نتیجه 15 سال تحقیقات پروفسور هاینک است :
میشل آنفرول : اگر محقق ممتازی چون شما که مشاورت مخصوص نیروی هوایی آمریکا را به عهده داشت و توانست به نتایج موافقی مبنی بر ادامه تحقیقات دست یابد ، چرا پروژه کتاب آبی کنار گذاشته شد ؟
پروفسور هاینک : مشاور دولت در نیروی هوایی به این علت به پروژه کتاب آبی خاتمه داد که از طرف کمیسیون " کندون " به او توصیه شده بود ( کمیسیون کندون عبارت بود از گروهی مجرب از متخصصین هواپیماهای ارتشی که به طور مستقل راجع به اشیاء پرنده تحقیق می کردند )
شما به تحقیقاتی که بنا بود هوانوردی نظامی انجام دهد اشاره نمودید نمی شود نام آن را تحقیقات گذاشت زیرا به عنوان مثال کوچکترین تلاشی در برنامه ریزی اطلاعات در کامپیوتر یا حتی طبقه بندی دلایل محکم و بدون چون و چرا به وسیله آنان صورت نگرفت. به عبارت دیگر هیچ کوششی برای انجام یک تحقیق علمی نشد ، شاید از من بپرسید مگر شما مشاور علمی آنها نبودید ؟ پس چرا در این مورد کاری انجام ندادید ؟ بله درست است .در واقع من مشاور بودم اما در بسیاری از موارد ، گفته هاي من مورد توجه آنها قرار نمی گرفت . چند بار توصیه کردم گزارشات رسیده را روی نوار مغناطیسی و کامپیوترها ضبط نمایند و تاکید کردم که تحقیقات آماری صورت گیرد ولی هیچکدام انجام نشد .
پروژه ای که نام " کتاب آبی " را به خود اختصاص داد درآخر سال 1969 طبقه بندی شد و بعد از اینکه گزارش کندون در اوایل سال 1970 منتشر شد مطبوعات و گزارشگران رادیو تلویزیون به صرف اینکه هوانوردی نظامی به تحقیقات خود پایان داده و گزارش کندون انتشار یافته مسئله را خاتمه یافته تلقی نمودند . دیگر چیزی در این مورد نمی بایست شنیده شود . همه چیز تمام شده بود . اما مسلما قضیه چنین نبود و ما در مورد بازدیدهای مکرر اشیاء پرنده گزارش دریافت می کردیم .
حدود پایان سال 1971 و در تمام سال 1972 گزارشاتی در مورد اشیاء پرنده مرموز به دست ما رسید .
در سال 1973 بخصوص در اواخر سال موج وسیعی از هر نوع گزارش به دست ما رسید . من جمله مشاهدات اشیاء پرنده از فواصل نزدیک که دیگر موضوع رویت یک نور در دوردست یا مشاهده شیئی عجیب از فواصل بعید درمیان نبود . بلکه مشاهدات از فواصل بسیار نزدیک واقعا انجام گرفته بود .
به این ترتیب بود که در سال 1973 گزارشات و مشاهدات بیشتری نسبت به سالهای گذشته دریافت نمودیم که البته با پیش بینی اکثر مردم مغایر بود .
به این دلیل بود که در اواخر سال گذشته متوجه شدم که اتفاقات به حالت راکد باقی مانده اند . ما در طول بیست و پنج سال شاهد یاوه گویی و اظهارنظرهای پوچ و بی معنی دولت بودیم و برای ما دانشمندان وقت آن رسیده بود که کاری صورت دهیم .
در نتیجه با شخصیتهای علمی عالی رتبه ای از نقاط مختلف کشور مثل دانشگاه اوکلند ، استانفورد ، شیکاگو تماس گرفتیم ...
پس ما مرکز تحقیقات اشیاء پرنده را تاسیس کردیم درست مانند یک شرکت غیر انتفاعی ...
میشل آنفرول : کدام یک از شواهدی که اخیرا به دست شما رسیده جالبتر و کدام یک از وقایعی که از نظر شما گذشته نگران کننده تر است ؟
پروفسور هاینک : ...موردی که برای مطالعه نزد من فرستاده شد ماجرای خدمه هلیکوپتر " سروان کوهن " است .
سروان کوهن فرمانده یک گروه امداد نظامی است و نقش آن نجات افراد در حوادث و سوانح است .
آنها تازه از کلمبوس ، واقع در ایالت اوهایو بر می گشتند ...حدودا در نیمه راه کلمبوس و کلیولند کنار شهر کوچکی به نام منسفیلد یکی از افراد گروه ، نور سرخ رنگ بسیار بسیار تابناکی را دید که خیلی خیلی سریع به آنها نزدیک می شد .
من به کلیولند رفتم و افراد گروه رامورد سوال قرار دادم ...واقعا باورنکردنی بود . درخشش این نور سرخ مانند چراغهای یک بوئینگ 707 در حال فرود بود . اما رنگ آن بجای سفید سرخ بود . منبع روشنایی به یک شیئی استوانه ای شکل متصل بود و وقتی آن شیئ بالای سر آنها قرار گرفت سرعت خود را کم کرد تا به همان 160 کیلومتر در ساعت هلی کوپتر رسید . در این موقع بود که یک نور درخشان سبز درون دستگاه را پر نمود . فرمانده تمام اتفاقاتی را که افتاد برایم توضیح داد . او سعی کرد با ایستگاه مخابراتی منسفیلد تماس بگیرد .
به مدت کوتاهی تماس برقرار شد اما ناگهان رادیو از کار باز ایستاد . او طی چندین بار تلاش سعی کرد تا دوباره ارتباط برقرار شود اما در آن هنگام عجیب ترین اتفاق افتاد.
او از ارتفاع هلی کوپتر کاست تا با شیئ مرموز تصادم نکند ...علیرغم تلاش سروان کوهن نه تنها از ارتفاع هلی کوپتر کاسته نشد بلکه به گونه ای مرموز هلی کوپتر به طرف بالا کشیده می شد و خلبان توانست در ارتفاع سنج خود مشاهده نماید که ارتفاع آنها از 700 پا به 3800 پا رسیده بود ...
تا اینکه ناگهان شیئ پرنده به سوی مغرب تغییر مسیر داد . در عقب آن شیئ نور سفیدی وجود داشت . سپس با زاویه 45 درجه چرخید و از دید ناپدید شد ...
... وقتی می گویم اشیای پرنده در فرانسه ، اسپانیا و آمریکای لاتین دیده شده اند مردم تعجب می کنند...
( پروفسور آلن هاینک نمونه های متعددی را مثال می زند که به دلیل طولانی بودن آنها را ذکر نکردم )
میشل آنفرول : دکتر هاینک ، به عنوان یک دانشمند چه توضیحاتی می توانید بدهید و چه نتایجی از این مشاهدات به دست می آورید ؟
پروفسور هاینک : نزدیک ترین توضیح به حقیقت این است که موجودات ذیشعور مافوق زمینی به دیدن ما می آیند و هیچ تردیدی وجود ندارد. نشانه هایی را هویدا می سازد که ما می توانیم آنان را موجودات ذیشعور بنامیم .
به عنوان یک اخترشناس ، این نتیجه گیری که شواهد موجود دال بر این است که موجودات مافوق زمینی به دیدن ما می آیند برایم مشکل است ... می بینید که برای آمدن به زمین یک اقدام عظیم باید صورت گرفته باشد . این چیزی است که تکنولوژی ما در سطح فعلی توانایی انجام آن را ندارد . پس می توان روی این اصل بحث کرد و از طرف دیگر می توان اظهار نظر کرد که هر چه باشد ما فاصله بین هواپیمای برادران رایت تا سفر به ماه را در کمتر از 70 سال طی کردیم و فاصله بین گاری و بوئینگ 747 را به لحاظ تکنولوژیکی در حدود صد سال پیمودیم .ستارگانی وجود دارند که میلیونها سال از خورشید ما کهن تر هستند. احتمال دارد که تمدنهایی نه صد سال بلکه میلیونها سال قدیمی تر باشند و حتما آنها به اطلاعاتی دست یافته اند که ما از آن بی خبریم .
من فرضیه بازدیدکنندگان فضایی را رد نمی کنم اما گمان می کنم که باید به جهت دیگری نیز توجه نماییم . کدام جهت دیگر ؟...گاهی اوقات به این فکر می افتم که شاید حقیقت یک پیوستگی چندبعدی باشد و جهان مادیی که در اطراف خود می بینیم نمایانگر تنها یک " نمونه لحظه ای " از این واقعیت کلی است و یک قسمت آنی دیگر آن در جهانی دیگر باشد . شاید اشیاء پرنده ناشناس از دنیایی دیگر باشند...
میشل آنفرول : شواهد حاکی از آنند که این پدیده های مرموز در سطح زمین یا در ارتفاع خیلی کمی از زمین قرار داشته اند . اما آیا اختر شناسان هرگز مدعی شده اند که در طول مشاهدات خود از آسمان ، اشیاء پرنده ای را دیده باشند ؟
پروفسور هاینک : بله ، جواب مثبت است اما هیچ کدام اجازه افشای نام خود را نداده اند ...
میشل آنفرول : فضانوردان سازمان ناسا مشاهدات حیرت آوری را طی نخستین پروازهای فضاپیمای مرکوری یا جمینی گزارش کرده اند اما از چند سال پیش به نظر می رسد که ناسا دیگر اجازه ابراز حقیقت را در مورد مشاهداتشان نمی دهد. آیا توانستید از فضانوردان چیزی بفهمید ؟
پروفسور هاینک : حتی می توانم ثابت کنم که برای آنها صحبت کردن هم ممنوع شد ! با چند تن از این فضانوردان مثل " مک دیویت" صحبت کردم و اکنون معلوم است که " کالینز گ و " آلدرین " سرنشینان آپولو 11 ضمن سفرشان به ماه شیئ عجیبی را دیدند که در اطراف ماه پارک نشده بود بلکه در جلوی آنها پرواز می کرد . فضانوردان دیگر مدعی دیدن پدیده های حیرت آوری شده اند...
میشل آنفرول : دکتر هاینک شما سال گذشته جهت جمع آوری مدارک و شواهد دور دنیا را گشتید . آیا بین چیزهایی که در آمریکا به دست آوردید با چیزهایی که در دورافتاده ترین مناطق مثل جزایر اقیانوس آرام شنیدید و بدست آوردید تفاوتی وجود داشت ؟
پروفسور هاینک : دقیقا به همین علت اقدام به این مسافرت کردم . زیرا می خواستم بفهمم آیا مشاهداتی که در استرالیا روی می دهد با مشاهدات اینجا اختلافی دارد یا نه .متعاقبا به این نتیجه رسیدم که هیچ فرقی در مشاهدات وجود ندارد ...
میشل آنفرول : خوب دکتر فکر می کنم که این نکته برای تمام کسانی که صحبتهای شما را شنیدند جالب باشد ...
.................................................. ......................
البته متن خیلی طولانی بود و من خلاصه آن را اینجا گذاشتم .
منبع :
کتاب : آنسوی فضا
نویسنده : ژان پیر بوره
مصاحبه از طریق رادیو فرانس انتر پخش شده است . در واقع کتاب ژان پیر بوره شامل جمع آوری موارد مستند و مصاحبه با شخصیتهای معروف و دانشمندان است .