می خواند آن نهفته نامعلوم
در ضربه های نبض پریشانم
مغروق این جوانی معصوم
مغروق لحظه های فراموشی
مغروق این سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و همآغوشی
محمدجان اگر شعر ت را از جايي هم كپي ميكني لااقل يك بار مرور كن تا غلطهاي (املايي)ديگران را تصحيح كني
خط آخر گذشتم نه گزشتم البته توي امضات درست نوشتي. آهو نه آهي-درافتم نه درفتم-تو خط ماقبل آخر گذر بجاي خبر!!!
