ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
می دهند ابی و دلها را توانگر م یکنند
------------
تقصیر یکی دیگه شد که اشتباهی پست داد
:دی:دی:دی:دی
Printable View
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
می دهند ابی و دلها را توانگر م یکنند
------------
تقصیر یکی دیگه شد که اشتباهی پست داد
:دی:دی:دی:دی
دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد
و آبی از دیده میآمد که زمین تر میشد
تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو میرفت و مکرر میشد
چون شب آمد همه را دیده بیارامد و من
گفتی اندر بن مویم سر نشتر میشد
آن نه میبود که دور از نظرت میخوردم
خون دل بود که از دیده به ساغر میشد
من که پست اشتباهی نمیبینم
:دی: بهمن: اسفند...
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی
بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش
----------------
من که می بینم
همین کافیه
دی:ژوئن:ژانویه:آگوست
شبهای بی توام شب گورست در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشرست
گیسوت عنبرینه گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیورست
سعدی خیال بیهده بستی امید وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست
زنهار از این امید درازت که در دلست
هیهات از این خیال محالت که در سرست
خب اون که پست شماست!!
دی: ای: اف: جی
تو چون کبوتر به روی بام دلم نشستی
چو قطرهای آب به تشنگی لبم نشستی
نگاه خیسم در آن شب پر ستاره میدید
که چون ستاره بر آسمان شبم نشستی
یوسف گمگشته باز آیو به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غمیده حالش به شود بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نبود
دایما یکسان نباشد کار دوران غم مخور
...
به خاطر دوست خوبم مگ مگ
رفتم کنار پنجره ، با اشتياق ، ششصد و هفتاد و هشت
بار هوا را که از غبار پهن
و بوي خاکروبه و ادرار ، منقبض شده بود
درون سينه فرو دادم
و زير ششصد و هفتاد و هشت قبض بدهکاري
و روي ششصد و هفتاد و هشت تقاضاي کار نوشتم
در سرزمين شعر و گل و بلبل
موهبتيست زيستن ، آنهم
وقتي که واقعيت موجود بودن تو پس از سالهاي
سال پذيرفته ميشود
دوست دارم خموش تو باشم
درغيبت ات , چو مرگ ات
دوربمانم , پراز اندوه ...
شادم , شادم كه حقيقت ندارد
اما
يك كلمه
يك لبخند
ميتواند كافي باشد ...
پابلو نرودا
ديگر خيالم از همه سو راحتست
آغوش مهربان مام وطن
پستانک سوابق پرافتخار تاريخي
لالايي تمدن و فرهنگ
و جق و جق جقجقه ي قانون ...
آه
.ديگر خيالم از همه سو راحتست
توبه كردم كه دگر مي نخورم در همه ي عمر
به جز از امشب و فردا شب و شبهاي دگر