-
* وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست.
نيچه
* انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و به همين دليل، تنها عده قليلي مي انديشند.
فورد
* ندرت به آنچه که داريم مي انديشيم، در حالي که پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم.
شوپنهاور
* فكر کردن چه آسان است و عمل کردن چه دشوار، هيچ چيز در زندگي مشکل تر از اين نيست که انسان افکار خود را به عرصه عمل بگذارد.
گوته
-
گر کسی به شما لبخند نمیزند، خود شما پیشقدم شوید و به او لبخند بزنید. هیچکس بیشتر از کسی که نمیتواند به روی دیگران لبخند بزند، محتاج لبخند نیست
-
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان.
چشمهایش را بست و آرام آرام گریست.
-
کاش که معشوق زعاشق طلب جان می کرد
تا که هربی سرو پایی نشود عاشق و دلدار کسی
-
شانس واقعی برای موفقیت در خود انسان است نه در شغل و موقعیت او-چرا که در پائین ترین مشاغل نیز میتوان در اوج خوشبختی بود.
-
-
تاريكترين ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشيده ….
پس هميشه اميد داشته باشين.
-
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد
-
نمي گويم فراموشم مکن هـــــــــرگـــــــــــز ولي گاهي به ياد آور رفيقي را که مي داني نخواهي رفت از يادش
-
ره اگر طولانيست
گر اميد در احوال تو نيست
گر كسي نيست كه مشتاق نگاهت باشد
غم به خود راه مده
كه خدايي داري بي نياز از همه كس...
-
غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت. آري.... گلها هيچوقت خيانت نميكنند
-
انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه ي عشق كه با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد
-
گفتم : غروب غمت را به هر بهايي خريدارم چند مي فروشي ؟
گفت : نمي فروشم
گفتم : چرا ؟
گفت : زندگي بي غم معنا نداره .....
-
غیر ممکن وجود ندارد" اگر غیرممکن وجود نداشته با شد،پس هر کاری امکان پذیر است.با این وجود به دو دلیل برخی افراد در کارهایشان ناموفق اند: اولا در پاسخ به مسئولیتها و فرصتهای پیش آمده از خود مقاومت و شکیبایی نشان نداده و در اجرای کارها سهل انگاری کرده اند، ثانیا راه و روش انتخابی آنها نادرست بوده است.
-
انسان با سه بوسه تکمیل می شود
۱-بوسه مادر که با آن با یه عرصه خاکی می گذاری
۲-بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی
۳-بوسه خاک که با ان با به عرصه ابدیت می گذاری
-
امام رضا (ع)
هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود
-
از خدا خواستم ...
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد ... خدا گفت: نه .... رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ....خدا گفت: نه ....شکیبایی زاده رنج و سختی است.شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد ...خدا گفت: نه....من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ....خدا گفت: نه ...رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد ...خدا گفت: نه .....بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی .
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم ...و باز گفت: نه ....من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند ...و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم
-
کابوس تورا فراموش خواهم کرد .....
حس غریبی داشتم از آن روز سر بر شانه هایم نهادی نگاهی انداختی ..... خندیدی ..... من گریستم ...... فریاد بر آوردی...... سکوت کردم.....! کوله باری از درد ..... خسته از زمانه ..... آدم ها ..... حتی خودت ! به چشمانم خیره شدی ..... چشمکی زدی .... دیوانه کردی مرا ..... دوباره ...خندیدی اینبار من نیز خندیدم ...... دستانم را به چشمانت هدیه کردم ..... بوسیدی ..... گریه کردم ..... تو نیز گریستی ........ دقایقی گذشت ...... در آعوش تو آرام گرفتم ...... لحظه ای سکوت میان من و تو غوغایی کرد..... تا به خود آمدم با هم رفته بودیم ...... نامت را پرسیدم ......از دل ..... از همین آدم ها ...... همه گفتند ...... تنهایی .....! دیگر میدانم که تنهایی خیلی بهتر است ...... خیلی ...بگذریم .....خدا هست .... من هستم ... و زندگی زیباست ... خیلی زیباست
-
یادت باشه دنیا گرده,هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی.!!!
-
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان
باید ازجان گذرد هرکه شود عاشقشان
روز اول که سرشتند زگل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان
-
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیوونه همیشگی
فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاه نافذت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چقد دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات، نوازشات، بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم براهته؟
یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟
من می دونم همین روزا عشق من از یادت می ره
بعدش خبر می دن بیا که داره دوستت می میره
روزات بلند شدن یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی؟
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون این شهر غریب
یه سرزمین غربته با صدتا نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون
منم تورو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمون مون پر کبوتره
زخم دلم خوبب نشده از وقتی رفتی بدتره
غصه نخور تا تو بیای حال منم اینجوریه
سرفه های مکررم مال هوای دودیه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
مث یه بچه که بار اوله می ره مدرسه
تو از خودت بگو بدون من خوش می گذره؟
دلت می خواست می اومدم یا تنها رفتی بهتره؟
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره؟
داد کشیدم تورو خدا نامه بده یادت نره
یادت می آد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من و فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری فراموش می کنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه می شه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هیچ وقت نگیر؟
حرف من و به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم می شه
مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه؟
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می کنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش می کنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره
شاعر : مریم حیدرزاده
-
يکي را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي کنم شايد بخواند در نگاه من
ولي افسوس ... او هرگز نگاهم را نمي خواند
-
اگر کسي تو را با تمام مهربانيت دوست نداشت .دلگير مباش که نه تو گنهکاري نه او
او دلش براي پذيرش مهرباني تنگ است .گناه از اونيست... تو هم با تمام مهربانيت زيبا ترين معصوم دنيايي.. پس خود را گنهکار نبين
من عيسي نامي مي شناسم ده بيمار را شفا داد و تنها يکي سپاسش گفت من خدايي مي شناسم ابر رحمتش به عمر زمين و زمان باريده و يکي سپاسش مي گويند و هزاران نفر کفر مي گويند پس چرا مي پنداري که بهتر از ان چه عيسي و خداي عيسي را سپاس گفتند از تو براي مهربانيت قدرداني مي کنند
پس از ناسپاسان نرنج اما براي شادي دلشان بکوش که با مهرباني روح تو ارام مي گيرد تو با مهرت بال و پر مي گيري ..خوبي دليل جاودانگي تو خواهد شد دوست بدارنه براي انکه دوستت بدارند تو به پاس زيبايي عشق عشق بورز
-
يادته ؛گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم، گفتم من فقط ناراحت مي شم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو...!!!
-
در ابراز محبت نسبت به كسي نگران قضاوت ديگران نباش.
-
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"
-
قلب آدما مثل يه جزيره ي دور افتاده مي مونه .. اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره مي ذاره مهم نيست . مهم اون كسي كه هيچوقت جزيره رو ترك نمي كنه
-
مانند شقايق زندگي کن کوتاه ولي زيبا
مانند پرستو پرواز کن طولاني ولي هدفمند
مانند پروانه بمير دردناک ولي عاشق .....
-
اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
-
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه.
-
هميشه عاشق کسي باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ! چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود
توي آسمون دنيا هر كسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره؟
واسه من تنهايي درد
درد هيچ كس نداشتم هر گل پژمرده اي رو تو كوير سينه كاشتم
ديگه باور كردم امروز كه بايد تنها بمونم
تا دم لحظه ي مردن هميشه تنها بمونم
-
هوا بوي نم گرفته
دوباره دلم گرفته
صداي گريه ي بارون
تو خيابون دم گرفته
با نگاهت قلبمو ازم گرفتي اينم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتي اينم بمونه
گفتي که قلبتو پس ميدم ديوونه اينم بمونه
گفتم اين قلب توه پيشت بمونه اينم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتي محاله اينم بمونه
گفتي که تو هم دلت چه خوش خياله اينم بمونه
من ميگفتم شب عشق با اين سياهي نداره ترسي برام وقتي تو ماهي
تو ميگفتي آره من ماهم ولي تو اومدي آسمونت رو اشتباهي
اينم بمونه اينم بمونه
-
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
-
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري
-
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي
-
آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه: يعني اومدن دوبارهي تو...، ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو
-
اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم
-
کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت
-
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!
-
غم را به حق بدنام کردند
اگر افراط در همنشيني با او نکنيد مونس مهرباني است وقتي همه مي روند او مي ايد و وقتي همه شما را فراموش مي کنند او شما رو بياد مي اورد . هيچوقت سرزده وارد نمي شود . وقتي مي ايد که مطمئن شود تنها هستيد و انتظار کسي را نداريد